موری پرایا

موری پرایا (Murray Perahia) یکی از نوازندگان برجسته پیانو در آمریکا و همچنین رهبری مورد تحسین و تمجید می باشد. او آثار متعددی از آهنگسازان برجسته موسیقی کلاسیک را اجرا و ضبط نموده است که یکی از نکاتی که وی را از دیگران متمایز مینماید، شخصیتی است که به قطعات میبخشد. توجه بسیار زیاد به کیفیت صدا و همچنین اجرای قطعات تکنیکال با مهارت زیاد، توجه به بیان هر قطعه با توجه به دوره و ویژگی های خاص قطعات همراه با دینامیک و اجرای تمامی جزئیات نکاتیست که تنها از عهده یک نوازنده حرفه ای بر می آید؛ همچنین پرایا را باید به شایستگی یک پیانیست درجه یک نامید.

جدا از کیفیت آثار ضبط شده اش او را یک نوازنده کنسرتی تمام عیار میشناسند که به استادی میتواند اجرایی خیره کننده را به نمایش بگزارد.

مورای پراهیا در ۱۹ آوریل سال ۱۹۴۷ در نیویورک آمریکا بدنیا آمد، وی نوازندگی پیانو را از سن ۴ سالگی شروع نمود اما بصورت جدی شروع آن در سن پانزده سالگی میباشد. در هفده سالگی وارد Mannes College شد، جاییکه شروع به نوازندگی پیانو، رهبری ارکستر و آهنگسازی نمود؛ این دروس را زیر نظر Mieczysław Horszowski فرا گرفت.

وی سپس در دانشکده Marlboro نیز آموخته های خود را در زمینه موسیقی زیر نظر اساتیدی چون : Rudolf Serkin و Pablo Casals تکمیل نمود.

در سال ۱۹۷۲ و به عنوان اولین آمریکایی توانست، جایزه اول مسابقات بین المللی Leeds Piano Competition را از آن خود نماید، اتفاقی که باعث شد به عنوان یک پیانیست جوان اعتبار خوبی را برای خود در زمینه نوازندگی بدست آورد.

در سال ۱۹۷۳ با توجه به اینکه همگان او را پیانیستی جوان و در عین حال خبره میشناختند، توانست با برخی از آهنگسازان معاصر برای اجرای قطعاتشان همکاری نماید که شرکت در فستیوال Aldeburgh به همراه اجرای آثاری از Benjamin Britten و Peter Pears از جمله این فعالیت ها بود.

وی دوستی و رابطه ای صمیمی و نزدیک با Vladimir Horowitz داشته که بسیار بر روی نوازندگی وی تاثیر گذاشته است.

اولین فعالیت جدی اش در زمینه ضبط اجرای تمامی کنسرتو پیانوهای موزار به همراه ارکستر مجلسی انگلیس بود. همچنین در دهه ۱۹۸۰ کنسرتو پیانو های بتهوون را به رهبری Bernard Haitink و ارکسترRoyal Concertgebouw Royal Concertgebouw اجرا و ضبط نمود.

اما اتفاقی تلخ در سال ۱۹۹۰ باعث شد تا وی سالها، دور از صحنه و نوازندگی پیانو بماند؛ عفون انگشت شست دست راستش باعث شد تا نتواند به نوازندگی ادامه بدهد. او مجبور شد تا چندین عمل مختلف را انجام دهد تا بهبودی بدست آورد، در این بین خودش می گوید تنها چیزی که توانست تسکینی برای این اتفاق باشد، مطالعه بر روی آثار باخ بود. آثاری که واقعا او را متحول کرد و پس از بهبودی آثاری را از این آهنگساز جاودانی تاریخ موسیقی اجرا نمود که واریاسیون های گلدنبرگ از این قبیل آثار بود که توانست جوایزی را نیز از آن خود نماید.

audio file بشنوید قسمتی از اجرای موری پرایا را

اجرای قطعات باخ در واقع شهرت اصلی او شد و پس از آن میتوان به ضبط اتودهای شوپن و آخرین سوناتهای پیانو شوبرت و سوناتهای پیانو بتهوون اشاره نمود.

audio file بشنوید قسمتی از اجرای موری پرایا را

در ۸ مارس سال ۲۰۰۴ به خاطر فعالیتهایش از سوی ملکه الیزابت دوم توانست عنوان Knight Commander را دریافت نماید. در طی سالها فعالیت هنری جوایز متعددی را بدست آورده است که میتوان از میان آنها به: *Seventh International Schumann Festival * ۲۰۰۰ Robert Schumann Society Claudio Arrau Memorial Medal *Grammy Award for Best Chamber Music Performance * ۱۹۸۹ Bartók: Sonata for Two Pianos & Percussion *Grammy Award for Best Instrumental Soloist Performance * ۲۰۰۳ Chopin: Études, Op. 10, Op. 25 * ۱۹۹۹ Bach: English Suites no. 1, no. 3, no. 6 اشاره کرد.

جدا از فعالیتهایش به عنوان نوازنده سولو، او همکاری مستمری در ارکستر مجلسی گوارانی و گروه کوارتت بوداپست نیز دارد. همچنین به عنوان رهبر ارکستر مهمان در آکادمی St. Martin نیز اجرا و ضبطهای متعددی داشته است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (I)

تمپرلی در مقاله اش با نام «متر و دسته بندی در موسیقی آفریقایی» این سوالات را مطرح می کند: «چگونه می توان ریتم آفریقایی را با دید رایج تئوریک ریتم مطابقت داد؟»، «چه شباهت ها و تفاوت های بین ریتم آفریقایی و ریتم غربی وجود دارد؟ با توجه به این که ریتم غربی در بر اساس تئوری موسیقی سنجش می شود.» دیدگاه من در این مقاله نیز تفاوت چندانی با سوالات مطرح شده ندارد. مانند تمپرلی من نیز می خواهم مفاهیم تئوری های اخیر ریتم و متر را با توجه به موسیقی غربی مورد بحث قرار دهم. با این حال، من صرفا موسیقی آمریکایی را مد نظر قرار نمی دهم.

کنسرت ارکستر باربد در سومین جشنواره موسیقی معاصر تهران به روی صحنه می رود

ارکستر زهی باربد به رهبری کیوان میرهادی و سرپرستی محمد هادی مجیدی در سومین دوره جشنواره بین المللی موسیقی معاصر تهران در تاریخ سوم اردیبهشت ماه ۹۷ ساعت ۱۸ در تالار رودکی به روی صحنه خواهد رفت.

از روزهای گذشته…

برگزاری مستر کلاسهای استادان روسی در کنسرواتوار تهران

برگزاری مستر کلاسهای استادان روسی در کنسرواتوار تهران

مستر کلاسهای استادان روسی در کنسرواتوار تهران در سه رشته آواز، پیانو و فلوت برگزار می شود. هزینه شرکت در مستر کلاس های یک روزه (یک ساعته) برای دانشجویان ۷۰ هزار تومان و برای سایر علاقمندان ۹۰ هزار تومان است. همینطور هزینه شرکت در کلاس های ۸ جلسه ای این اساتید ۳۲۰ هزار تومان می باشد. در تمام این کلاسها، مترجم زبان روسی حضور خواهد داشت.
One of my turns

One of my turns

در بسیاری از بیوگرافی های نوشته شده راجع به راجر واترز (Roger Waters) آمده است، او مردی بوده که به اندازه صدها مرد دیگر در زندگی سختی و زجر کشیده است. از مرگ زود هنگام پدر و بی مهری های مادرش گرفته تا نمک نشناسی های همسر او.
علوانی فقط یک آواز نیست (VIII)

علوانی فقط یک آواز نیست (VIII)

ولی استاد به دلیل سن بالا این مسئولیت را به استاد حسان شاگرد خود داد. استاد حسان می گوید: زمانی که من به مسابقه رفتم و شروع به خواندن طور علوانی کردم. آنها همه از این آواز زیبا خوششان آمد و نفر اول شدم و پادشاه وقت یک اتومبیل به من هدیه داد که من هم این هدیه را به برادر خود در بصره دادم و به خوزستان برگشتم. (۲۹)
یویو ما، نوآوری در ویلنسل (I)

یویو ما، نوآوری در ویلنسل (I)

یویو ما پدیده ای در عرصه نوازندگی ویولن سل و نمونه یک هنرمند آسیایی – آمریکایی است که در ژانرهای مختلف موسیقی به فعالیت پرداخته، استعداد هنری و توانایی های این نوازنده بزرگ، زمینه همکاری اش با بسیاری از موسیقی دانان صاحب نام و نوازندگان برجسته را فراهم آورده است.
روز شهناز

روز شهناز

اول خرداد ماه مصادف است با تولد منسوبی جلیل شهناز، نوازنده ای که بیش از نیم قرن افتخار و سرآمد هنر تارنوازی ایران بوده است.
Sonny Boy اسطوره سازدهنی بلوز(V)

Sonny Boy اسطوره سازدهنی بلوز(V)

اما سانی بوی را نباید صرفا یک نوازنده هارمونیکا بدانیم. او اساسا یک Bluesman به تمام معنا است که بسیاری از کارهایش امروزه به استانداردهای بلوز (Blues Standards) بدل شده اند. سانی بوی یک خواننده برجسته است با صدایی بم و گرفته و اصطلاحا ته حلقی (guttural) و سبک نواختن ساز دهنی اش هم با سبک آوازی اش عجین شده است. او مهارت خاصی در تلفیق آوازش با صدای سازش داشت و به سرعت بین این دو حالت جابجا میشد و ادامه آواز را به صدای سازش متصل می کرد به گونه ای که شنوندگان آن زمان به هیچ رو فکر نمی کردند که خواننده و نوازنده سازدهنی در آن آهنگ هر دو یک نفر باشند.
“رازهای” استرادیواری (VIII)

“رازهای” استرادیواری (VIII)

Stradivari ضمن رسیدن به این حد کمال در حرفه اش، باز هم از نتایج بدست آمده راضی نبود، بنابراین طرح های جدیدی را ترسیم و در آنها اندازه ها و مقادیر را تغییر می داد و در نتیجه سازهای زهی را با ویژگیهای متمایز خلق می نمود با این هدف که این سازها صدای بهتری تولید کنند تا جائیکه دیگر نیازی به تکرار و ساخت مجدد آنها نباشد.
ناظم پور: ایران باید خانه عود داشته باشد

ناظم پور: ایران باید خانه عود داشته باشد

نوشته ای که پیش رو دارید، گفتگویی است با مجید ناظم پور نوازنده و محقق ساز عود (بربت) که توسط الوند زندی تهیه شده است. مجید ناظم پور در اسفند ماه سال جاری خانه عود (بربت) ایران را بنیانگذاری کرده است و قرار است در این مرکز، همانند خانه عود هایی که در دیگر نقاط جهان است به گسترش و ارتقای فرهنگ عود نوازی بپردازد.
کدام تغییر؟ کدام نظام؟ (III)

کدام تغییر؟ کدام نظام؟ (III)

در مورد اول، از آنجایی که نمی توان چندان ارتباطی بین آن و «تغییر نظام تنبک نوازی» یافت، جای بحث چندانی نیست. با این حال، به طور اجمالی باید گفت که نه هواپیما سواری و هتل پنج ستاره رفتن برخی اساتید تنبک نوازی و دیگر اساتید عیب است و نه صاحب درآمد بالا شدن آنان. در «اخلاقیات»، برخی جنبه ها به عنوان سجایای منفی اخلاقی مورد توافق است که اتفاقاَ در این برنامه از سوی ایشان بسیار دیده می شد (بدیهی است که مقصود نگارنده واژه ها و شوخی های جنسی ایشان نیست، بلکه مقصود اتهام های کلی ای است که ایشان به برخی چهره ها می زدند).
صبای آموزگار (II)

صبای آموزگار (II)

ابوالحسن صبا نیز بعدها نام خانوادگی خود را از تخلص جدش عاریه گرفت. میهمانان منزل کمال السلطنه بیشتر شاعران، موسیقیدانان و اهالی فرهنگ بودند و همین امر سبب می شد که صبا دوران کودکی خود را در محیطی رشد کند که به علایق و استعدادهای او سمت و سو دهد. تابستانها که هوای تهران گرم و طاقت فرسا می شد کمال السلطنه چند هفته ای را به همراه خانواده اش در ییلاق های اطراف تهران میگذراند. در طول یکی از همین سفر های کوتاه مدت تابستانی بود که ابوالحسنِ پنج، شش ساله با اجازه ی پدرش برای اولین بار ساز او را به دست گرفت تا عطش کنجکاوی کودکانه اش را پاسخ گوید. در همان چند دقیقه ی اول که با سه تارِ پدرش بازی میکرد سعی می کرد که آنچه از نواختن سه تار به چشم دیده و به گوش شنیده بود تقلید کند.