بهروزی نیا: استیل نوازندگی اعراب با نوازندگی ما تفاوت دارد

حسین بهروزی نیا
حسین بهروزی نیا
در بربت نوازی نوازنده بیشترین در گیری را با مچ خود دارد، بعد از چند دقیقه تمرین مچ دچار انقباض می‌شود و حرکت آن کند، در نتیجه مثلا هنگام نواختن ریز مچ روی سیمها خوب حرکت نمی‌کند و مضراب های چپ و راست زلال شنیده نمی‌شوند، آیا شما به عنوان نوازنده بربت و مدرس این ساز راه حلی برای این مشکلات پیدا کرده اید؟
این مشکل به شیوه ی گرفتن مضراب بر می‌گردد، در دنیا شیوه های مختلفی را برای گرفتن مضراب عود به کار می‌برند و چون در ایران عود هم استفاده می‌شود نا خودآگاه از گرفتن مضراب دیگر کشور ها هم تاثیر گرفته ایم.

اتفاقا هنرجویانی که در همین کلاس های آموزشی من شرکت می‌کنند، همه نوازندگان خوبی هستند ولی غریب به اتفاق با مشکل گرفتن مضراب و حتی گرفتن ساز، دست و پنجه نرم می‌کنند. اگر یک نوازنده یک شیوه اشتباه را بیاموزد بعد ها به سختی می‌تواند این اشتباه را کنار بگذارد و شیوه ی جدید را جای گزین آن کند.

در رابطه با مچ درد که شما فرمودید، ما در نواختن عود و بربت (بر خلاف سازی مثل تار که مچ باید صاف باشد و مضراب زده شود و در واقع روی دست باید صاف باشد) مچ را کمی خم می‌کنیم.

بعضی ها نمی دادند این خم کردن مچ تا چه حد باید باشد و بیش از حد مچ خود را خم می‌کنند این خم اضافه باعث می‌شود که مچ دست تحت فشار قرار گیرد و تمام اعصاب دست تحت فشار باشد و بعد از چند دقیقه ساز زدن نوازنده را خسته می کند. همین طور در گرفتن دست چپ اگر آرنج در پهلو قرار بگیرد یا بالا باشد یا پایین باشد ایجاد خستگی و درد خواهد کرد.

استفاده از انگشت چهارم در ساز بربت کمتر از انگشتان اول و دوم و سوم است چرا؟
در سبک عربی انگشت چهارم را خیلی زیاد استفاده می‌کنند، همچنین از سه انگشت دیگر و این به خاطر نوع ملودی هایی است که آن ها می‌نوازند، به خاطر ربع پرده های متعددی است که در موسیقی آن ها مورد استفاده است.

اتفاقا اشتباهی که یکی دو نفر از نوازندگان جوان ما در ایران انجام می‌دهند همین است، چون عرب ها تکنیک بالایی دارند در نتیجه آن ها فکر می‌کنند مشکل، مشکل انگشت گذاریست و آن ها هم مانند عرب ها شروع به انگشت گذاری می‌کنند، این کار کاملا اشتباه است چون نوع ملودی هایی که ما در موسیقی ایرانی استفاده می‌کنیم ایجاب می‌کند که مثلا برای نواختن نت، از انگشت اول استفاده کنیم.

شیوه ای که آقای نریمان استفاده می‌کنند و نوع ملودی هایی که ایشان می‌نوازند کمتر با انگشت چهارم سر و کار دارند و اشکالی هم در این کار نیست؛ معتقد هستم که استفاده از انگشت گذاری ها بر می‌گردد به آن نوع ملودی که می‌نوازید، حالا اگر ملودی عرب می‌نوازید استفاده از انگشت چهارم الزامیست. خود من در خیلی از موارد جاهایی که احتیاج به انگشت چهارم داشته باشم از آن استفاده می کنم.

پس استفاده از انگشت چهارم لطمه ای به نوازندگی این ساز نمی‌زند؟
خیر، در تمام دنیا نوازنده باید قابلیت استفاده از تمام انگشتان را داشته باشد.

نت نویسی برای ساز بربت چقدر با نت نویسی برای سازی مثل تار یا سه تار تفاوت می‌کند؟
نت نویسی همان نت نویسی ساز تار است البته نوشتن نت برای سازی مثل عود یا بربت باید با کلید فا خط چهارم نوشته شود چون محدوده صوتی این ساز بم است ولی از آن جایی که تمام سازهای ایرانی را با کلید سل می‌نویسند ما هم نت این را ساز را با کلید سل می‌نویسیم.

البته این ساز چون هنوز شخصیتی نا شناخته دارد اکثر نوازندگان تار، همان تکنیک تار را سعی می‌کنند بر روی بربت هم پیاده کنند که این کار صحیح نیست در واقع با این کار نوازنده تار می آید و شخصیت تار را با صدای بم بربت به اجرا در می آورد. از نوازندگان جوان بربت خواهشمندم که شخصیت این ساز را پیدا کنند.

نوازنده بربت چگونه یک قطعه اجرایی را که ممکن است از نظر تکنیک در سطح بالایی باشد به سرعت برساند؟
در نواختن یک قطعه دو مورد وجود دارد:
۱) یک موقع است که نوازنده قطعه را با سرعت اجرا می‌کند، شما باید همان جا از آن نوازنده بخواهید که همان قطعه را با همان سرعت تندی که می‌نوازد به همان تمیزی با سرعت کند هم اجرا کند.

شما وقتی با سرعت زیاد ساز می‌نوازید در همان سرعت بالا امکان دارد نت هایی که خیلی سریع هستند خورده شوند و خودتان هم متوجه نشوید و در مجموع فقط یک حجم صدایی از یک پاساژ به گوش رسد. معتقد هستم نوازنده ای از لحاظ تکنیکی موفق است که نواختن قطعه را از سرعت کم شروع کرده باشد و به تدریج سرعت قطعه را بالا برد.

۲) مدت تمرین و دقت لازم در تمرین خیلی ارزش مند است. کافیست شما یک میزان را که چند نت سریع در آن وجود دارد، با سرعت خیلی آهسته اجرا کنید و این گونه نت ها را پیش هم بچینید، بعد یک درجه آن را تند تر کنید و همین طور به ترتیب و آهسته آهسته سرعت را بالا ببرید.

این به تدریج که فرمودید یعنی چقدر؟ ۱ ماه – ۲ ماه – ۶ ماه – ۱ سال؟
به سال و ماه بستگی ندارد.

مترونم برای این تمرین مناسب است؟
بدون مترونم این تمرین را انجام دهید بهتر است، برای این که خود مترونم ذهن شما را درگیر می‌کند که آیا توانسته اید با آن بنوازید یا نه؟ مترونم برای مرحله حرفه ای این تمرین مناسب است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نکاتی درباره امپراتوری جاذبه (V)

در مورد مفهوم واژه مترونومی که حق با منتقد محترم است، اما اصطلاح تمپورال، این واژه در اصل ایتالیایی است و نه انگلیسی و در موسیقی هم کاربرد دارد (Sadie 1998، ۶۸۵). درباره کاربرد صدای اوم برای اجرای سکوت سه مورد وجود دارد، اولاً مگر در ایران نیز مانند هند سیستم سرایش وجود داشته که «اکنون پس از هزار سال برای بیان سکوت “اوم” قرار گرفته» (بیضایی ۱۳۸۴، ۱۹۹) و مشکل­ ساز گردیده است. ثانیاً در اغلب موسیقی های خاورمیانه در سرایش به جای سکوت از صدای اِس (es) استفاده می شود و مشکلی هم در ریتم خوانی و سرایش ندارند، ثالثاً صدای اوم، در مدیتاسیون کاربرد ندارد و این موضوع برداشتی سطحی و غلط از فلسفه وجودی و کاربردی این صدا در فرهنگ هند است. «به طوری که موسیقی در هند با فلسفه و مذهب پیوند ناگسستنی دارد و گفته می شود صدا به دو گونه تولید می گردد» (صارمی ۱۳۷۴، ۴۵)، «یکی صوت غیر قابل شنوایی آناهاتا نادا (Anahata Nada) و دیگری صوت قابل شنوایی آهاتا نادا» (مسعودیه ۱۳۸۳، ۳۲)؛ و «اوم (AUM) که جزء آناهاتا نادا محسوب می شود، یک وِرد نیست و کاربرد آن هم در مدیتاسیون و مراقبه نیست» (اشو ۱۳۸۲، ۱۱۸ و ۱۱۹).

آئین رونمایی از کتاب «سلفژ، تئوری موسیقی، تربیت شنوایی، ریتم و دیکته» برگزار می شود

آئین رونمایی از کتاب «سلفژ، تئوری موسیقی، تربیت شنوایی، ریتم و دیکته» نوشته پروفسور مارتا آ.گتزو با ترجمه سینا جعفری کیا برگزار می‌شود. در این مراسم اساتیدی همچون: اسماعیل تهرانی، کامبیز روشن‌روان، وارطان ساهاکیان و کارن کیهانی به ارائه نظرات خود درباره کتاب خواهند پرداخت. کتاب سلفژ، تئوری موسیقی، تربیت شنوایی، ریتم و دیکته نوشتۀ پروفسور مارتا آ.گتزو یکی از مهمترین منابع آموزشی موسیقی‌ست که نسخۀ اصلی توسط دانشگاه آلاباما-آمریکا به چاپ رسیده است.

از روزهای گذشته…

تراژدی مدرنیسم در موسیقی ایران (I)

تراژدی مدرنیسم در موسیقی ایران (I)

مقدمه: نوشتاری که امروز مشاهده میکنید، قسمتی از خاطرات نگارنده است که صریح و بی حاشیه به یکی از مهمترین پایگاه های به اصطلاح موسیقی مدرن ایران میپردازد. در این نوشتار نام شخصی برده نمیشود و قصد این نوشته بی تکلف، فقط هوشیار کردن هنردوستان و جوانانی است که فریفته تبلیغات این افراد میشوند و نیز “احتمالا” تاثیر گذاری روی سرشاخه های این گروه ها که بیش از این آبرو و اعتبار اجتماعی خود را زیر سئوال نبرند و هنر مظلوم مدرن را بیش از این تحقیر نکنند.
شکوری: برای آهنگسازی تصویر سازی می کنم

شکوری: برای آهنگسازی تصویر سازی می کنم

موضوع های مختلفی می توانست باشد مثل طبیعت یا اتفاقاتی که در زندگی رخ می دهد، چه برای بنده و یا برای اطرافیانم یا در شهری که ساکن هستم و همچنین در دنیا؛ معمولا تصویر سازی می کنم، حتما وقتی که قطعه را می خوانم و می نویسم، تصویر سازی می کنم و مدتها با آن ایده زندگی کرده ام، مانند یک جنین که در دل یک مادر رشد می کند، یک قطعه هم برای من آرام آرام بزرگ می شود و به مرور زمان راه را خودش پیدا می کند که من در آن دست نداشته ام ولی آن ایده اول را من داده ام و باید آن بذر را خوب کاشته باشم و آن قطعه راه خود را پیدا می کند، مثلا یک قطعه برای فلوت و پیانو که برای بنده آهنگسازی اش سخت بود؛ ولی تصویری که از آن داشتم، به نظر من مثل یک شمع بود که در تمام موجودات وجود دارد و ما را می برد، به نام این قطعه فکر کردم و به نام «شعله جان» رسیدم. این نور خودش را نمایان کند و شروع می کند به زندگی کردن، با خوشحالی وارد زندگی می شود… یادم است زمانی که این قطعه را می ساختم و یک ماه قبل تمام شد… دیگر به جایی رسیدم که گمان می کردم نمی دانم این شعله مرا با خود می برد؛ به این شعله گفتم دست مرا بگیر و هر کجا خواستی با خودت ببر، بعد جالب است بدانید یک چیزهای در ملودی اش به وجود آمد که اصلا خودم گمان نمی کردم چنین چیزی بوجود بیاید؛ در انتها هم مثل نور زندگی که یک لحظه تمام می شود، خاموش شد.
دویچه گرامافون (I)

دویچه گرامافون (I)

شعار Raucous در توصیف تکنولوژی نوین ضبط و پخش این بود: “قوی ترین٬ بلندترین و طبیعی ترین صدا”. ماشین سخنگو در ابتدا تنها در مغازه های دوچرخه و اسباب بازی فروشی یافت می شد اما امیل برلینر Emile Berliner ٬مخترع گرامافون و صفحه٬ قابلیتهای این ماشین خودکار را شناخت و ازاین تکنولوژی نوین برای راهیابی هنر وهنرمندان به خانه های مردمی سود جست که امکان دسترسی به موسیقی را نداشته اند.
آریاهای تازه کشف شده ویوالدی

آریاهای تازه کشف شده ویوالدی

هفته گذشته خبر جالبی در محافل موسیقی کلاسیک دنیا منتشر شد که لازم دیدیم آنرا به اطلاع علاقمندان به موسیقی برسانیم، به ترجمه این خبر توجه کنید.
فخرالدینی: حنانه دوست داشت آثارش را رهبری کنم

فخرالدینی: حنانه دوست داشت آثارش را رهبری کنم

دو ارکستر را می خواستند تشکیل دهند یکی ارکستر بزرگ رادیو و تلویزیون و دیگری ارکستر ساز‌های ملی، ولی وقتی دیدند که ویولون ساز ملی نیست، اسم آن را ارکستر مفتاح گذاشتند و آن نوازنده‌هایی که شیوه ساز زدنشان ایرانی‌تر بودند و زیاد در تکنیک کلاسیک قوی نبودند ولی در تکنیک ایرانی خوب بودند، در ارکستر مفتاح کار می‌کردند.
موفق ترین موسیقیدان سینمایی

موفق ترین موسیقیدان سینمایی

موسیقی فیلمهای “طلسم شده” و “زندگی دوگانه” برای روژا جایزه اسکار را به دنبال داشت. پس از آن روژا به گروه تولید مترو گلدوین مایر پیوست و برای ۱۵ سال با آنها همکاری کرد. حاصل این همکاری موسیقی فیلمهایی چون بن هور (Ben-Hur) که اسکار سوم او را به ارمغان آورد، ال سید (El Sid)، آیوانهو (Ivanhoe)، بس جوان (Young Bess) و بسیاری از آثار مشهور MGM است.
نخستین جشنواره وبلاگها و سایتهای موسیقی ایران در سال ۹۰

نخستین جشنواره وبلاگها و سایتهای موسیقی ایران در سال ۹۰

در نشستی که دوشنبه ۲۲ اسفند در خانه موسیقی برگزار شد، هیات داوران جشنواره وبلاگ ها و سایت های موسیقی، خبر برگزاری این جشنواره در سال ۹۰ را اعلام کردند. لازم به ذکر است جشنواره وبلاگ ها و سایت های موسیقی، از سال گذشته قصد برگزاری این جشنواره را داشت اما در سال ۸۹ امکان برگزاری این مسابقه فراهم نشد.
فقط تصور کن! (III)

فقط تصور کن! (III)

جان لنون با یوکو اونو هنرمند آوانگارد ژاپنی و پل مک کارتنی نیز با لیندا ایستمن عکاس موسیقی راک ازدواج کردند. از آن سو، جورج هریسون که شعر هم می‌گفت در مقابل قدرت و نفوذ لنون و مک کارتنی احساس ضعف می‌کرد.
چند کلام در رابطه با مصاحبه احمدرضا احمدی (IV)

چند کلام در رابطه با مصاحبه احمدرضا احمدی (IV)

«ردیف» غایت نیست که بخواهیم با دو ساعت نواختنش آفرینش انجام دهیم و ادعا کنیم که موسیقی دستگاهی یعنی همین و لاغیر. ردیف نمونه و نمودی به فعلیت آمده است از نظام ساختاری موسیقی دستگاهی، که آهنگسازان و نوازندگان با شناخت آن نظام ها از طریق نواختن ردیف یا مطالعه ی آن، خود دست به آفرینش می زنند. همانطور که از دل همین ردیف «علی اکبر شهنازی» بیرون آمده، «صبا» هم بیرون آمده، «مشکاتیان» و «علیزاده» و «کلهر» و «محجوبی» و حتی انواع گونه های موسیقی عامه پسند هم همینطور؛ بی آنکه ویژگی آثار آنها شباهت چندانی به یک دیگر داشته باشد.
لورین مازل (II)

لورین مازل (II)

اولین کنسرت مازل با ارکستر فیلارمونیک نیویورک در سال ۱۹۴۲ بود زمانی که تنها ۱۲ سال داشت! در سن ۱۷ سالگی به دانشگاه پیتزبورگ (University of Pittsburgh) برای تحصیل زبان، ریاضیات و فلسفه وارد شد. در طی تحصیلش ویولونیست ارکستر سمفونیک دانشگاه پیتزبورگ بود که در آنجا رهبر جوان فصلهای ۱۹۵۰ تا ۱۹۴۹ بود و همچنین در آنزمان Fine Arts Quartet دانشگاه را سازماندهی نمود.