چگونه سکوت مرگ را یادآوری می کند (VI)

در کنار بحث های معنا شناختی در حوزه ی صوت باید توجه داشت که آهنگ سازان موسیقی کنکرت (Concrete) صدا را به عنوان یک شیء صوتی به حساب نمی آورند. این گروه فرایند صوت را در هر منبعی جستجو می کنند و برای دستیابی صدا به صداهای موجود پیشین بسنده نکرده و در عین حال موسیقی را نیز صرفاً بر اساس منابع صوتی تعریف نمی کنند، چرا که غالباً اعتقاد دارند که شیء صوتی وجود ندارد، مگر آن که بر اثر ساکن شدن بر روی یک حامل به وجود آمده باشد. شاید این بحث شیء صوتی فقط یک جدال بی سرانجام باشد میان موسیقی دانان کنکرت فرانسوی و الکترونیک آلمانی، که آن هم بر اثر مشخص شدن واقعیت صوتی و تقدمش به ساکن شدن صوت بوده است.

تمامی این کوشش ها به این سبب انجام گرفته که عمل گوش کردن، خستگی ناپذیر گردد و صوت، جاری تلقی شده و زمینه ای را فراهم سازد که گوش کردن بُعدی از مکان آکوستیکی را فراهم آورده و از این طریق با مرگ صدا به مقابله برخیزد.

به نظر می رسد که تلاش ما باید علاوه بر کنترل ساختار فیزیکی صوت، به تفکیک انواع نواک های تُنال و شیوشی باشد. به این صورت می توانیم توهم صوتی را بی آفرینیم و با اضافه نمودن چند صوت ساکن شده، و با دستیابی به فرکانس های زیرِ صدا، دامنه این عنصر را تا جایی که امکان دارد کاهش دهیم و شرایط حضور یک سازه ی صوتی بم را فراهم کنیم و از این طریق به سوی یک مجموعه ی صوتی متوهم پیش رویم.

در نتیجه شرایطی مارپیچ گونه را فراهم آورده ایم تا بتوانیم در این موقعیت به آمیختگی سازه ها کمک کنیم. این مبارزه علیه میرایی صوت، تفاوت های بی شمار با رفتار های صوتی در موسیقی دستگاهی ایران دارد و آن این است که در موسیقی دستگاهی تأخیر و توهم به دلیل حضور واسطه ها و فاصله ی تاریخی مولد و مجری، نا خواسته انجام می گیرد و سکوت زمانی نمایان می شود که نمادها به پایان رسیده اند. در موسیقی مُدال، حضور نمادها و نشانه ها بسیار متعدد و پر رنگ است. به همین دلیل استفاده از تک تک آن ها و پردازششان نیازمند صرف وقت است و به همین طریق سکوت با تأخیر انجام گرفته و صدا حضوری به درازای افق می یابد.

اما کیج روش دیگری را برای ماندگاری صوت به کار می گیرد که در آن سکوت برای عاری بودن از اتهام در صوت مداخله می کند و از این طریق، این بار صدا و سکوت مشترکاً مرگ را به تعویق ابدی می اندازند. به این صورت که کیج در برخی از آثار هیچ صوتی را تولید نمی کند و این عمل را برای نشان دادن و شنیده شدن بیش از حد صدا به کار می برد.

او معتقد است که در صورت فقدان کامل نت های نوشته شده نیز، عدم اثر وجود نخواهد داشت. همچنین می گوید موسیقی باید از جوی که در آن به اجرا در می آید و خلق می شود، نشأت بگیرد. در این شرایط معنای مقدس صوت و بی اعتباری سکوت در تمامی آداب موسیقی به هم می ریزد. او با گرایش و تکیه بر فلسفه ی ذن و آی چینگ، هر صوتی را موسیقی می داند و علاقه ی خود را به موسیقی و همه نوع صوتی، به گونه ای نشان می دهد که نهایتاً تصمیم می گیرد آن ها را به طور دقیق سازماندهی کند.

ما باید آگاه باشیم و بدانیم که صدا و سکوت و مداخله شان، ناظر بر حوادث آینده اند و آن چه که بی صداست، به منزله ی زندگی است. برای حیات صدا نیاز نیست که تمامی قلمرو صوت را در بر گیریم، زیرا از تمامی مواد صوتی امکان بهره برداری وجود خواهد داشت.

منابع:
Parallels and Paradoxes: Danial Barenboim and Edward W. Said 1-
۲- Adorno on Music: Robert W. Witkin
۳- Philosophical Perspectives on Music: Wayne D.Bowman
۴- Dictionary of 20th-Century Music
۵- ۲۰th-Century Music: Jan noel ven vaid

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مقدمه ای بر نحوۀ ترسیم و برش خطوط کانال سه زه صفحات ویولن

کانال سه زه جایگاه استقرار سه زه بر روی باند محیطی صفحه می باشد و دور تا دور محیط صفحه را در بر می گیرد. این کانال نه تنها نقش اساسی در زیبایی سه زه ها دارد بلکه عملکرد مکانیکی بسیار مهمی را نیز ایفا می نماید. اجرای دقیق کانال سه زه مستلزم داشتن مهارت بوده و همچنین صفحه ای که دارای لبه های کاملا صاف و باند محیطی مسطح باشد، تا بتوان با ترسیم خطوط راهنما مراحل اجرا و برش کانال سه زه را کاملاً تحت کنترل قرار داد.

درباره‌ی حالِ نزارِ موزه‌ی صبا

ابوالحسن صبا ورایِ نبوغ‌اش در موسیقی، به خوشرویی و مطایبه و لبخندِ همیشگی‌اش نیز شهره بود. سال‌های سال، آنها که درِ خانه‌اش در خیابان ظهیرالاسلام تهران را زده بودند، خاطرات شیرینی را از مصاحبت‌شان با صبا نقل کرده‌اند؛ چه شاگردان و چه دوستان و همکاران و آشنایان. تصاویری که از او باقیمانده و خاطرات پرشمار اهالی موسیقی، خود گویای این واقعیت است.

از روزهای گذشته…

نصیحت کورساکوف به استراوینسکی

نصیحت کورساکوف به استراوینسکی

در کتاب داستان هنر موسیقی آمده است که ریمسکی کورساکوف به استراوینسکی نصیحت کرده بود که هرگز به موسیقی دبوسی گوش نده. او همواره هشدار میداده است که باید از این موسیقی پرهیز کرد (احتمالا” بخاطر نوآوری های او در موسیقی و سبک کاریش یعنی امپرسیونیسم ).
اریک ساتی (II)

اریک ساتی (II)

ساتی از سال ۱۸۹۹ سعی کرد از طریق پیانو نوازی در کاباره ها زندگی خود را تامین نماید. در سالهای آخر زندگی، ساتی تمام آثار خود را که برای نوازندگی در کاباره ها ساخته بود رد کرد. تنها چندین اثر را از آن دوره جدی پنداشت: موسیقی نمایش پانتومیم “جیک در جعبه”، “جنویو د برابانت” (Geneviève de Brabant) اپرای کوتاه کمدی با مضمونی جدی، “ماهی خیالپرداز” قطعه ای برای پیانو و تنها چندین اثر دیگر که بیشتر آنان در آن زمان نه تنها چاپ بلکه روی سن نیز برای عموم اجرا نشد. هر دو آثار: “جنوی باربنت” و “ماهی خیالی” به نوعی شباهت به سبک آهنگسازی کلود دبوسی دارند.
لطفی را در خور لطفی نشناختیم

لطفی را در خور لطفی نشناختیم

از درگذشت محمد رضا لطفی بیش از یک سال می گذرد؛ تحقیق و مطالعه ی آثار لطفی نیازمند سالها پژوهش است. درایت و آگاهی لطفی به جمله بندی و فواصل دقیق موسیقی ایرانی از شاخصه های نوازندگی او محسوب می شود. نوازندگی ای که نیازمند پژوهشی ژرف است و بیانگر رمز و رازهای نوازندگی لطفی است.
ویولون گوارنری ویوتام (II)

ویولون گوارنری ویوتام (II)

ویولون ویوتام سالهای زیادی ذهن علاقه مندان به ویولون را به خود مشغول کرده بود. در سال ۱۸۹۱، آرتور هیل، تاجر اهل لندن زمانی که می خواست این ساز را بفروشد در دفترچه یادداشت روزانه اش نوشت: «افسوس که آنقدر ثروتمند نیستیم که خودمان این ویولون را نگهداریم چون آهنگ و ویژگی های دیگر این ساز معرکه هستند».
گفتگو با آرش محافظ (III)

گفتگو با آرش محافظ (III)

سیستم دستگاهی با سیستم مقامی تناقضی ندارد. سیستم دستگاهی جدید است و ربطی به تیموری و صفوی ندارد. یک چیزی بین اواخر صفوی قرن هجدهم دوره زندیه و اوایل قاجار است. بین قرن ۱۸ و ۱۹٫ شما هر تقسیم از هر استادی گوش کنید کوتاه و نهایتاً ۵دقیقه است. در آن نهایتا ۲ ،۳ دقیقه‌ی اول فقط مقام اصلی است و بقیه مدگردی است. هنر موزیسین مقام‌شناس این است که بعد از آن می‌خواهد چکار کند. در ایران هم همینطور بوده اما بعد از اواخر صفوی که دربار سلیقه‌ی نازلی داشته و بعد از سقوط اصفهان و حمله‌ی افاغنه، ظهور دربار زندی با موسیقی نازل‌تر، بخش بزرگی از رپورتوآر آهنگسازی از بین می‌رود. قطعه‌ها فراموش شدند. آنقدر وضع اجتماعی خراب بوده و عرضه و تقاضای موسیقایی به هم ریخته بوده که منتقل نشده. وقتی تا این حد موسیقی تحت انحطاط بوده که از صدها قطعه حتی یکی به دوره‌ی بعد منتقل نشده، مسلماً خیلی از مقام‌ها و ریتم‌ها از بین رفته است. به‌نظر می‌رسد با این ضربه‌ی وحشتناک یکسری موزیسین به این نتیجه می‌رسند که دوباره هرچه مانده را سازماندهی کنند تا از بین نرود. به‌نظر دستگاه اینگونه شکل گرفته که چند مقام همگن‌تر را چیده‌ و مجموعه‌ی جدیدی ایجاد کرده‌اند.
بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (XII)

بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (XII)

علاوه بر اینها در نگارش منا دقت بیشتری در نوشتن فواصل رعایت شده که در نغمه‌نگاری ردیف با اهداف اجرایی کمتر به چشم می‌خورد؛ وی با آوردن علامت (-) در کنار علائم تغییر دهنده مثلا در دستگاه چهارگاه (منا ۱۳۸۴: ۱۷۳) سعی در ثبت نزدیک‌تر به حقیقت نغمات و فواصل اجرا شده داشته است.
گریت فول دد (II)

گریت فول دد (II)

نیاز مالی شدید گروه باعث شد تا نهایتآ دعوت هواداران خود را پذیرفته نسبت به ضبط اولین آلبوم زنده خود اقدام کنند. نتیجه کار آلبوم سال ۱۹۶۹ تحت عنوان Live/Dead بود. گارسیا در این آلبوم حدود ۲۳ دقیقه نسخه اجرایی خود از Dark Star را قرار داد، برای بسیاری از طرفداران این گروه، Dark Star شیرازه اصلی تفکر و هنر گروه بود.
برگزاری مستر کلاسهای فلوت فیروزه نوائی

برگزاری مستر کلاسهای فلوت فیروزه نوائی

فیروزه نوایی نوازنده برجسته فلوت به تازگی جهت برگزاری مستر کلاس به ایران آمده است. کارگاه های دوره ای فلوت نوازی، شامل آموزش نوازندگی فلوت، تکنیک تنفس و گروه نوازی فلوت است که در آموزشگاه موسیقی کوشان برگزار می شود.
آنسامبل «آکو» راهی مسابقات جهانی هارمونیکا

آنسامبل «آکو» راهی مسابقات جهانی هارمونیکا

آنسامبل هارمونیکا آکو (ACHO) به سرپرستی الیاس دژآهنگ در مسابقات جهانی هارمونیکا ۲۰۱۷ شرکت می کند. این اتفاق اولین حضور یک گروه هارمونیکای ایرانی در این مسابقات و در این سطح می باشد. اعضای گروه را الیاس دژآهنگ سرپرست و نوازنده ی کروماتیک، مژگان عبدیان نوازنده ی کروماتیک، محسن دهقانی نوازنده ی کروماتیک، شاهین حسین زاده نوازنده ی کورد (chord) و مسعود داراب نوازنده ی باس تشکیل می دهند.
موسیقی و جنسیت (III)

موسیقی و جنسیت (III)

البته مخالفین حضور زنان در عرصه ی خوانندگی بدون آن که اشاره تاریخی به تحولات مذکور داشته باشند، به سرعت در جبهه ای قرار می گیرند که مورد علاقه ی مردان خواننده است، آنها بدون آن که بدانند در قلمرو درونی خوانندگی نیز در جبهه ی رادیکال قرار می گیرند و در ظاهر بدون اشاره به شرایطی که موسیقی در طی آن مورد هجوم نیروهای لومپن قرار گرفته، چنین می گویند که: زنان آن هنگام که می خوانند، موجب تحریک مخاطبان خود می شوند.