روش سوزوکی (قسمت هشتم)

هر کمبودی که در پیرامون زندگی وجود دارد، جلوی رشد را میگیرد. ما وسیله ای در اختیار نداریم که پی به ویژگی ها، خصوصیت و صفات یک نوزاد ببریم. شایستگی و توانایی و وسیله ای که مورد اعتماد و اطمینان من است موسیقی است، به این دلیل میل دارم که با استفاده از آن در این مورد صحبت کنم. آیا استعداد، صفت و خصوصیت موروثی وجود دارد یا نه؟

از گذشته های دور گفته می شود که استعداد یا ویژگیها و خصوصیت برجسته و عالی، فطری یا مادرزادی هستند یا موروثی است. اما ما میتوانیم که یک نوزاد را امتحان کنیم، آیا چنین امکانی وجود دارد؟

ابتدا وقتیکه بچه ها پنج یا شش ساله هستند و تربیت و رشد خوب یا بد تاثیرش را گذارده، پدر و مادر شروع می کنند! همچنین بررسی و قضاوت می کنند که کودک در چه وضعیتی قرار دارد!

اما در واقع ابتدایی ترین دوره های سنی کودک، بحرانی و نگران کننده می تواند باشد. ما باید مشغول به کار بشویم، شروع کنیم امکانات و توانایی یا استعداد یک کودک شیرخواره را معاینه کنیم، اگر می خواهیم با آینده کودک روبرو شویم، مجبوریم ریشه و بنیاد و خواسته ها، نیازهای بشری را جامه عمل بپوشانیم؛ اینها را باید زیر نظر گرفت.

من تلاش خودم را بر این راه می گذارم اما این کافی نیست. آن چیزی که به سوال استعداد و توانایی پاسخ می دهد، من معتقدم که می شود، فقط و فقط می توانیم فیزیولوژی قابل عمل کرد یک بدن را اندازه بگیریم و آگاه بشویم که، آیا در زمان تولد وضعیت روی هم رفته عادی است؟ از همین لحظه تاثیرهای روانشناسی اعتبار دارد که از محیط اطراف حاصل می شود و شرایط محیط زندگی کودک، هسته توانائیها و مهارتهایش می شود.

او چیزی می شود؟ نه او چیزی نمی شود!
مادر یکی از بچه های من روزی به نزد من آمد که در مورد فرزندش اطلاعاتی کسب کند، این کودک درک خوبی برای موسیقی و فراگیری اش داشت، خوب تمرین می کرد و به طور کلی بچه خوبی بود.

“آقای پروفسور پسرم چیزی می شود؟” وقتی مادر این سوال را از من کرد من خندیدم و جواب دادم: “نه او چیزی نمی شود!”

وقتی از من از این سوال ها می شود حالتی پیدا می کنم که با شوخی جوابشان را می دهم! مادر با این برخورد من متعجب و غافلگیر شد من اضافه کردم که: “او یک انسان عالی از طریق نوازندگی ویلن خواهد شد، این برایتان کافی نخواهد بود؟ به نظر شما بچه شما فقط باید یک کسی بشود که پولهای خوب در بیاورد؟ شما باید توقعتان را پایین بیاورید، این طرز فکر در شما پنهان است و این نوع فکر بیمارگونه است.”

“یک انسان با قلب خوب خوشبختی خود را پیدا می کند و این مسئله باید نگرانی پدر و مادر باشد که فرزند خود را یک انسان والا تربیت کنند. اینطور کودک می تواند در انتها شاید راهی را بر می گزیند که توقعات آنها را بر آورده کند؛ نوازندگی فرزند شما عالی است ما باید سعی کنیم که در او روح و قلبی فوق العاده پیدا کنیم.”

پسری که تحت تعلیم پدرش قرار گرفته بود!
در بین پدر و مادر ها رایج شده بود که من یک متد تعلیم و تربیت جدید در آموزش ویلن شروع کرده ام.

آقای x از من سوال کرد که “می خواهید که نوازندگی فرزند مرا برای یک بار گوش کنید؟” این پسر در آن زمان هجده ساله بود و شروع کرده بود به تمرین کنسرتو ویلن شماره پنج موزار، من گفتم که خواهش می کنم به او بگویید که در هر زمان می تواند بیاید، تقریبا یک ماه بعد این پسر جوان تنها به دیدار من آمد وقتی او را دیدم حیرت زده شدم که چقدر شبیه پدرش است.

آهنگ صدایش و لهجه او که از ناگویا آمده بود، حالت حرف زدنش و حتی طرز سلام و علیک او همان عادت ها و حالات دستانش و خنده هایش همه این ها مثل پدرش بود، اصلا فکر می کردم که با آقای x حرف می زنم! بعد از او خواهش کردم که برایم بنوازد، او ویولون را از جعبه بیرون آورد و در حالی که داشت ساز را کوک می کرد، آرشه را با همان حرارت به حرکت در می آورد اما اینها همه ماجرا نبود، وقتی که شروع به نواختن کرد، تمام آداب نوازندگی، ایستادن و حرکات دستش همه مثل پدر بود! درک موسیقائیش فواصل غیر دقیق صداها و ظرافت ها همه و همه پدر را یاد آور می کرد!

تا آن زمان به تطبیق داده شدن و هم رنگ شدن یک بچه به محیط زیستش به این درجه و حرارت حیرت زده نشده بودم. حقیقتی که او هجده سال در یک خانواده زندگی کرده بود و در حد غلو در رفتارش، فکرش و برداشتهای یک جوان کاملا نشان داده می شد.

تقریبا سی سال قبل توشیااتوی (Toshiya Eto) چهار ساله، اولین شاگرد من و بعدی شاگرد کوچکی به اسم کوجی تویودا (Koji Toyoda)؛ وقتی که ما از ناگویا به توکیو کوچ کردیم، پدر کوجی هم با ما کوچ کرد، بعد ها یک پدر با پسر سه ساله اش به دیدار من آمد، او می خواست که نظر مرا راجع به اینکه آیا پسرش صاحب استعدادی است و اگر چنین است می خواهد که پسرش آموزش ویلن ببیند از من پرسید. من به پدرش توضیح دادم که چه کسی می تواند قضاوت کند که آیا یک کودک سه ساله استعداد موسیقایی دارد!؟ استعداد ارثی نیست، بلکه تربیت شدنی است و باید به آن جلوه و گسترش داد، اما او مرا درک نکرد. چقدر از این پدر و مادر ها یافت می شود در این جهان هستی؟!

وقتی که به گذشته و به آن جوان می اندیشم که چگونه مثل پدرش بود به این باور می رسم که ما به طور عموم کافی است که پدر و مادر را بنگریم و بعد حدس بزنیم که روزی بچه های آنها چگونه خواهد بود و چگونه فرزندانی از آنها به وجود خواهد آمد یا دارای چه فرزندانی خواهند شد!؟

2 دیدگاه

  • مطلبی
    ارسال شده در مرداد ۲۱, ۱۳۸۷ در ۷:۴۳ ب.ظ

    این عبارت بطور کلی صحیحه که :شرایط محیط زندگی کودک، هسته توانائیها و مهارتهایش می شود و هرگز نباید از روش آموزش، کیفیت زندگی فرد، شرایط محیط، میزان تمرین و… غافل شد. اما به شکلی که در این مقاله آمده که بیشترین نقش در استعداد رو بر اساس تربیت در نظر می گیره و نه وراثت، باید تامل کرد. شاید نیازی به این همه موشکافی و بحث نباشه وقتی تاثیر استعداد ذاتی در کار موسیقیدانانی مثل موزار، پاگانینی، هایفتز و … بسیار روشنه و این افراد در سن بسیار کم و با میزان آموزش ناچیز، بالاترین سطح میزان استعداد ذاتی رو به نمایش گذاشته اند و اتفاقا دقیقا بر خلاف آنچه که در این مقاله آمده که چه کسی می تواند قضاوت کند که آیا یک کودک سه ساله استعداد موسیقایی دارد!؟ باید گفت که حتی بی اطلاع ترین افراد جامعه نیز با دیدن و شنیدن توانایی های ذاتی موسیقایی بچه می توانند پی به وجود استعداد در او ببرند کما این که شاهدیم لئوپولد موزار فرزندش را از سنین خردسالی برای به نمایش گذاشتن استعداد خارق العاده در زمینه موسیقی به تورهای اروپایی می برد و افراد در تمامی سطوح شعور موسیقی حکایت از نبوغ این بچه می کردند و این کار همواره از قدیم در مورد بچه های با قریحه مرسوم بوده. جالب اینجاست که وقتی دقیقتر به زندگی خود سوزوکی نیز توجه میشه می بینیم که اون بیشتر یک ژاپنی پرکار بوده تا یک فرد با استعداد!!!

  • ارسال شده در مرداد ۲۷, ۱۳۸۷ در ۷:۳۵ ب.ظ

    خیلی عالی بود
    مرسی از مطالب بسیار جالبی که در این سایت بسیار عالی با سر دبیر بسایار عالی میزارید

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XVI)

هرچند، ایده ی ساختن قطعه ای بر اساس زندگانی حواریون در ذهن او باقی ماند تا اینکه در فستیوال سال ۱۹۰۳ او دوباره به موضوع دلخواه خود بازگشت. وی در ابتدا یک اوراتوریو در سه قسمت تدارک دیده بود که شامل خیانت یهودا، نفی کردن پطرس و به عروج رفتـن عیسی مسیح بود. بیماری دوباره به سراغ او آمد و بدین ترتیب او تنها به قسمت عروج روحانی مسیح پرداخته و آن را “سلطنت” نام نهاد. مدت ها بعد، او قسمت سومی به نام “قضاوت آخر” به این اوراتوریو اضافه کرد اما هیچگاه این قطعه را به پایان نرساند.

فرج نژاد: با کوارتت کلگیوم همکاری خواهیم داشت

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با میدیا فرج نژاد آهنگساز و نوازنده درباره فعالیت های این موسیقیدان جوان، این گفتگو در برنامه نیستان در شبکه فرهنگ انجام شده است.

از روزهای گذشته…

آیا در آفریقا به اتنوموزیکولوژی نیازمندیم؟ (III)

آیا در آفریقا به اتنوموزیکولوژی نیازمندیم؟ (III)

اغلب برایم جای سوال است که چرا اتنوموزیکولوژیست ها از تئوری موسیقی شانه خالی می کنند. آیا می تواند به این دلیل باشد که افرادی در بین آنها هستند که نمی توانند نت خوانی کنند؟ ما باید در آفریقا سواد موسیقی را ترویج دهیم نه اینکه افراد را نسبت به آن دلسرد کنیم.
روش سوزوکی (قسمت هفتم)

روش سوزوکی (قسمت هفتم)

انسان بدون استعداد متولد میشود. خصوصیت محیط زیست او تعیین می کند که چه چیزی که او بوجود می آید. نیروی حیاتش و توانائی هایش بوسیله تطبیق او با اطراف و محیطش جان میگیرد. بوضوح در کتاب پر ارزش روانشناسی کودک دکتر فومیو کیدا، این موضوع تشریح میشود. او در این کتاب، از دو دختر خردسال یاد می کند که یک گرگ آنها را پرورش داده بوده!
اکسیژن

اکسیژن

ژان میشل ژار در سال ۱۹۷۲ در حال تجربه در زمینه های مختلف ساخت موسیقی بود و در این بین با فرانسیس دریفوس (Francis Dreyfus) موسس کمپانی ضبط صفحه دریفوس جاز آشنا شد و به ضبط تعدادی از آثار خود پرداخت که مجموعه آنها در یک آلبوم به نام “Deserted Palace” منتشر شد و اولین آلبوم موسیقی تجربی او محسوب میشد.
ارکستر فیلارمونیک نیویورک (IV)

ارکستر فیلارمونیک نیویورک (IV)

در سال ۱۹۴۹ لئوپاد استوکوفسکی (Leopold Stokowski) و دیمیتری متروپولوس (Dimitri Mitropoulos) به طور مشترک رهبری فیلارمونیک را عهده دار شدند و در سال ۱۹۵۱ متروپولوس به عنوان کارگردان موسیقی فیلارمونیک منسوب شد. متروپولوس در زمینه های گوناگونی پیشرو بود، در برگزاری رقابتی برای انتخاب آهنگسازان جدید، برگزاری اجراهایی توسط فیلارمونیک به طور زنده بین پخش فیلمها در سینما تاتر روکسی. متروپولوس مجموعه ضبطهایی را برای کمپانی کلمبیا نیز انجام داد.
پاتینیان: در ایران به اجراکننده متفکر توجه نشده است

پاتینیان: در ایران به اجراکننده متفکر توجه نشده است

نکته ای را راجع به فرشید پاتینیان بگویم. او از آن دسته نوازنده های ارکستری هست که وقتی در ارکستر شما می خواهید در مورد موسیقی معاصر صحبت کنید احساس می کنید که شما را به ادامه صحبتتان ترغیب می کند و من واقعا از این مسئله خوشحالم. همان طور که وقتی به چشمهای تک تک بچه های ارکستر نگاه می کنید چیزی جز همراهی و ارتباط عمیق بین آنها رد و بدل نمی شود و این مهمترین نکته ایست که من واقعا از آن خوشحالم. اول این را مدیون مایسرهایی می دانم که با دقت تمام احساس مسئولیت کردند و دوم اینکه در این کنسرت فیلارمونیک نوازنده هایی به غیر از مایسرها حضور دارند که بسیار توانا و خلاق هستند و باید آنها را در صحنه دید و به عنوان یک منتقد آنها در ارکستر احساس می کنم که در صحنه خواهند درخشید. آنها نسل جدیدی از نوازنده ها هستند که شاید کسی آنها را نشناسد ولی با بهترین کیفیت ممکن آمده اند و بیشترین تلاش را می کنند تا همپای مایسترها جلو بیایند و این موفقیت محصول تلاش مایسرها بود که با وسواس تمام سعی می کنند این ارتباطات را در ارکستر ایجاد کنند. صادقانه بگویم جای پدرام فریوسفی در این کنسرت خالی است ولی این تیم یکی از بهترین تیم هایی است که تا به حال داشته ام. بیشتر راجع به مایسرها می گویم و بعد خود ارکستر چون واقعا احساس می کنم وقتی از این تمرین بیرون می روم و قرار است استراحت کنم و یک یا دو دقیقه به تمرین فکر نکنم، با باور اینکه با این مایسرها در کنار هم هستیم، آرام می شوم و خیلی از این خوشحال هستم و امیدوارم که این همکاری بتواند ادامه داشته باشد.
نقش یونان باستان در موسیقی

نقش یونان باستان در موسیقی

واقعیت آن است که هیچکس نسبت به کیفیت و چگونگی موسیقی اولیه انسان آگاهی کامل ندارد. درحقیقت حتی ما بدرستی نمی دانیم که مثلا” ارکستر زمان باخ با چه کیفیتی ساز میزده است. اما بسیاری از محققین موسیقی در این موضوع اشتراک نظر دارند که بشر اولیه ریتم را از حرکات بدن و طبیعت و ملودی را از تغییرات صدای خود و یا محیط کشف کرده است.
کلود دبوسی، آهنگساز فرانسوی (I)

کلود دبوسی، آهنگساز فرانسوی (I)

برخی کلود-آشیل دبوسی (Claude-Achille Debussy) آهنگساز فرانسوی را بوجود آورنده سبک امپرسیونیزم در موسیقی می ‌دانند اما او خود همچون موریس راول از پذیرفتن این عنوان پرهیز داشت. سبک موسیقی دبوسی از موسیقی اواخر دوره رومانتیک تا مدرنیسم قرن بیستم است. در چرخه ادبیات فرانسه سبک این دوره به عنوان سمبولیسم شناخته شده، جنبشی که با الهام از دبوسی چه به عنوان آهنگساز و چه فعال فرهنگی، گرفته شده است. دبوسی نه تنها از بزرگترین آهنگسازان فرانسوی است همچنین نقشی کلیدی در موسیقی اروپا با ورود به قرن بیستم داشته است.
کریستوفر هاگوود: رهبر، موسیقی شناس و نوازنده کیبورد (I)

کریستوفر هاگوود: رهبر، موسیقی شناس و نوازنده کیبورد (I)

کریستوفر هاگوود که «فون کارایانِ موسیقی کهن (early music)» نامیده می شود در عرصه بین المللی به عنوان یکی از تأثیر گذارترین حامیان جریان تاریخی موسیقی کهن شناخته شده است. او هم چنین به همین اندازه نیز به موسیقی قرن ۱۹ و ۲۰ علاقه مند است و به خصوص توجه ویژه ای به مکتب نئوکلاسیک (مارتینو، استراوینسکی، بریتن، کپلند، تیپت و هونگر) داشته است.
هیجان یک اجرای جدید “کنسرت نی‌نوا” (I)

هیجان یک اجرای جدید “کنسرت نی‌نوا” (I)

اجرای مجدد یک قطعه در فضای موسیقی‌ای که آهنگسازی، به مفهوم یک فرآیند آفرینشی از پیش تعیین شده جزء سنت‌های رسمی و از خصوصیات اصلی آن به حساب نمی‌‌آید، اتفاقی جالب و هیجان انگیز است. این هیجان زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم مدت زمانی بسیار طولانی شنوندگان به نوعی با استبداد موسیقایی تنها اجرای موجود کنار آمده‌اند.
پایانی بر آغاز (III)

پایانی بر آغاز (III)

اولا من به یاد ندارم که به رهبران دیگر گفته باشم آثار آهنگسازان ایرانی را اجرا کنند شاید در مصاحبات گوناگون پیش از این گفته باشم که خودم در حال حاضر (یعنی در آن زمان و در اروپا) مشغول اجرا و ضیط آثار آهنگسازان بزرگ ایرانی هستم. اما این موضوع ربطی به آن نداشته که من برای رهبران قبلی تعیین تکلیف کنم!