کنسرواتوار ایروان در گفت وگو با نیک‌رأی کوثر (قسمت دوم)

قصه به آنجا رسید که در ایران، استادان یکدیگر را نفی می‌کنند. این را نیک‌رأی در حیطه موسیقی گله می‌کند، ولی در همه عرصه‌ها چنین است. مهندسی نیست که مهندس دیگر را گرامی بدارد، جز در تعارف و شعار. پزشکی نیست که تشخیص و تجویزپزشک قبلی را اشتباه یا لااقل بی‌فایده نداند… باری، به گفت وگو بازگردیم.

این فرهنگ خاص ماست دیگر! من هم وقتی بیژن خادم میثاق را دیدم که کنسرتوی دوم پاگانینی را زد سی و پنج سال پیش، هنوز جلد سوم لوویولن (ماتیو کریکبوم) را تمام نکرده بودم، کنسرتوی اول پاگانینی را می‌گذاشتم جلویم و قسمتهایی که می‌شد در پوزیسیون اول زد می‌زدم و خیلی هم خوشحال بودم! بگذریم… وضع کنسرت در ایروان چطور است؟ از نظر تعداد، حضور آدمهای معروف، هزینه متوسط…
امکان دیدن کنسرتهای بزرگان موسیقی با بلیتهای بسیار ارزان از نقاط مثبت و مفید اینجاست. معمولا هر سال دو فستیوال در ماههای سپتامبر و اکتبر برگذار می‌شود. در این فستیوالها، عده‌ای از نوازندگان و خوانندگان و رهبرهای مطرح جهان حضور می‌یابند و به اجرای برنامه می‌پردازند. غیر از این دو، فستیوال سومی هم هست با عنوان پرسپکتیو-۲۱ که برگذارکنندگان آن از آهنگسازان و ارکسترها و سولیستهایی دعوت می‌کنند که بیشتر در عرصه موسیقی معاصر مطرح باشند تا مردم با این نوع موسیقی بیشتر آشنا شوند. و البته در کنار همه این فستیوالها و کنسرتها، گاهی مستر کلاسهایی هم تشکیل می‌شوند که حضور در آنها رایگان است.

بهای بلیتهای کنسرت بستگی به اهمیت آن دارد، معمولا از یک تا چهار دلار شروع می‌شود. البته گاهی کنسرتهای مجلسی و گاه سنفونیکی هم هستند که حضور در آنها رایگان است.

من گاهی فکر می‌کنم اگر سی و چند سال پیش بود، با ویولا شروع می‌کردم یا حتی ویولنسل. هیچ شده چنین حسی داشته باشی؟ اگر الآن می‌خواستی شروع کنی چه سازی انتخاب می‌کردی؟
احتمالا باز هم سازی از خانواده زهی آرشه‌ای انتخاب می‌کردم.

آهنگساز مورد علاقه‌ات کیست؟ همین طور ویولنیست محبوبت؟
آهنگسازان و نوازندگان بسیاری را دوست دارم… از آهنگسازان متقدم باخ بزرگ یعنی یوهان سباستین را دوست دارم و بتهوون، برامس، دوورژاک و چایکوفسکی. از معاصرها، آثار پیارت، پندرسکی، لوتوسلاوسکی، اشنیتکه و سیلوستروف را به بقیه ترجیح می‌دهم. از ویولنیستهای سده پیشین، نوازندگی ناتان میلشتاین، مایکل رابین، داوید اویستراخ و اریک فریدمان را دوست دارم و از جدیدترها، گیدون کرمر، گیل شاهام، سرگی خاچاتریان و جیمز انس را بیشتر می‌پسندم.

دوران یا سبکی هست که بیشتر دوست داشته باشی یا بیشتر گوش کنی؟ با آوانگارد چطوری؟
پاسخ این سؤال هر روز می‌تواند تغییر کند، بسته به روحیه! شاید امروز موسیقی مینیمال دوست داشته باشم و فردا باروک. اما به طور کلی از هر سبک و دوره‌ای آثاری را دوست دارم.

در آلبومهایت دیدم اخیرا عکسهایی با پندرسکی گرفته‌ای. او را چطور یافتی؟ از نظر شخصیت، سبک موسیقی… کنسرتوی متامورفوزن او را دوست داری؟
اولین بار در فستیوالی که چندی پیش اینجا برگذار شد با موسیقی پندرسکی به طور نسبتا کامل آشنا شدم. قبل از آن، شناختم از پندرسکی محدود بود به آثار دوره جوانی او.

اما شناختم از شخصیت پندرسکی مربوط می‌شود به چند روزی که در کنسرتها و تمرینهایش با ارکستر شاهد بودم. در حین رهبری ارکستر بسیار جدی و دقیق و منظم است، ولی بعد از آن بسیار مهربان، متواضع و به دور از غرور کاذبی که موزیسینهای ما به آن دچارند.

موسیقی پندرسکی را می‌توان در دو دوره بررسی کرد: از ۱۹۵۳ تا ۱۹۷۰ و بعد از ۱۹۷۰٫ در زمینه موسیقی سازی، بیشتر آثار دوره دوم و به خصوص دهه هشتاد و بعد از آن دوست داشتنی هستند، از جمله سنفونی نمره ۲، کنسرتو ویولن نمره ۲ به عنوان متامورفوزن و سنفونی کوچک برای ازکستر زهی. توجه دارید که اینها همه نظر شخصی است.

منقدان موسیقی آثار دوره دوم پندرسکی را رومانتیک نو نامیده‌اند. موسیقی سالهای اخیر او بیشتر متاثر است از رومانتیکها و کلاسیکهای متاخر، که به سبک شخصی خودش و ارکستراسیون بی‌نظیرش منجر شده است.

خوب، برگردیم به داستان کنسرواتوار و ایروان و ارمنستان… در وبلاگت سالهاست نشان داده‌ای از آدمهایی هستی که عاشقی آن چه داری در اختیار همه بگذاری. این همه وقت صرف می‌کنی، بی مزد و منت، تا کسی که دسترسی ندارد، قطعه‌ای موسیقی یا صفحه‌ای نت به دست آورد. تحسینت می‌کنم. باری، می‌توانی با همان عشق اطلاعاتی بیشتر بدهی به کسانی که قصد دارند برای ادامه تحصیل به آنجا بیایند؟
در مورد طول دوره تحصیل بگویم: طبق قانون جدید که از ۲۰۰۶ اجرا شده، دوره صفر (معادل پیش دانشگاهی) یک سال است، و لیسانس ۴ سال، فوق لیسانس ۲ سال و دکتری ۳ سال طول می‌کشد، به طور متوسط. مثل همه دانشگاهها و کشورهای دیگر، بسته به میزان تلاش می‌توان دوره تحصیل را یکی دو ترم کم یا زیاد کرد.

در هر رشته‌ای، به جز درسهای تخصصی و عمومی، درسهای دیگری هم می‌توان گرفت. برای مثال پیانیستها باید درسهای آکومپانیمان، پیانوی چهار دست، آنسامبل مجلسی و پداگوژی را هم بگذرانند. همین طور زهی‌نوازان باید درسهای کوارتت، آنسامبل مجلسی و ارکستر سنفونیک یا مجلسی را بگیرند.

کلاسها در دو ترم برگذار می‌شوند، اول از شروع سپتامبر تا پایان دسامبر، و دوم از اول فوریه تا اوایل ژوئن. بورس، وام تحصیلی و کمک هزینه‌ها فقط به ارمنیان تعلق می‌گیرد، فرق ندارد شهروند ارمنستان یا ارامنه سایر کشورها. تخفیف در شهریه هم برای دانشجویان ممتاز به ندرت شامل حال غیرارمنی می‌شود.

اکثر درسها فقط آخر ترم امتحان دارند، یعنی دو بار در سال. اما در درسهای تخصصی امتحان نیم‌ترم هم گرفته می‌شود. برای دانشجویان خارجی بیمه‌ای در کار نیست! درمانگاه ارزانی برای دانشجویان هست، ولی از نظر بهداشتی تعریفی ندارد.

در بین صحبت، یکی دو بار گفتی دوره صفر و سال صفر. یعنی چه؟
برای دانشجویانی که در زبان ارمنی ضعیف باشند یا در رشته تخصصی پایین‌تر از استاندارد کنسرواتوار باشند، دوره‌ای می‌گذارند که به دوره صفر معروف است. دانشجویان جدید، در این دوره علاوه بر دروس تخصصی و زبان، در کلاسهای پایه دیگر هم شرکت می‌کنند، از قبیل پیانو، تئوری موسیقی، هارمونی و تاریخ موسیقی. بدیهی است که دانشجویان همه این درسها را در پایان سال صفر امتحان می‌دهند و در صورت موافقت هیأت ژوری کنسرواتوار راهی سال اول می‌شوند. علاقه‌مندانی که قصد آمدن به این شهر و کنسرواتوار دارند، به خصوص به این قسمت توجه کنند: در صورتی که دانشجویی در پایان سال صفر امتیاز لازم را به ویژه در رشته تخصصی نیاورد، باید این دوره را تکرار کند تا اجازه ورود به سال یک دریافت کند. دیده شده که دانشجویی سه چهار سال در دوره صفر مانده است. البته بعد از ۲۰۰۲ که کادر مدیری کنسرواتوار عوض شد، ورود به سال یک برای دانشجویان خارجی قدری آسان‌تر شده، امتحان ورودی سال صفر هم تقریبا تشریفاتی است.

خیلی ممنونت هستم. اگر توانسته باشی یک مشکل نوجوانی را حل کنی یا یک سؤال از سؤالهایش را پاسخ دهی کافی است برای رضایت خاطرت، تا جایی که می‌شناسمت. با آرزوی موفقیت بیشتر، نیک‌رای عزیز.

وبسایت کنسرواتوار کومیتاس
مدخل کنسرواتوار کومیتاس در ویکیپیدیا

14 دیدگاه

  • ناشناس
    ارسال شده در شهریور ۲۲, ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۵ ق.ظ

    «برگزار» را با ذال نوشته اید!

  • عرفان
    ارسال شده در شهریور ۲۲, ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۸ ب.ظ

    ببخشید
    اقای نیکرای یه سوال:ورودی کنسرواتوارایروان شرایط (محدودیت) سنی نداره؟

  • ارسال شده در شهریور ۲۳, ۱۳۸۷ در ۵:۱۴ ق.ظ

    دوست ناشناس، من تخصصی در ادب فارسی ندارم، پس حجت ابوالحسن نجفی در کتاب غلط ننویسیم بر من تمام است که برگذار کردن با ذال صحیح است. ممنونم از این توجه و ریز بینی.
    عرفان گرامی، پاسخ را برای شما خواهم گرفت. سپاس دارم از توجهتان.

  • ارسال شده در شهریور ۲۳, ۱۳۸۷ در ۹:۰۱ ق.ظ

    kheir, mahdoodiat e senni nadaare.

  • ارسال شده در شهریور ۲۹, ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۱ ق.ظ

    آقای نیکری ما همه شما را دوست داریم.

  • سميرا
    ارسال شده در مهر ۴, ۱۳۸۷ در ۵:۳۱ ق.ظ

    و آیا کسی راجب سطح آموزش کنسرواتواره تهران چیزی می دونه؟
    اگه کسی از لحاظ استعداد و قدرت نوازندگی در سطح عالی باشه شما کودوم رو پیشنهاد می کنید؟
    ۱-کنسرواتوار تهران
    ۲-دانشگاه تهران
    ۳-کنسرواتوار ارمنستان یا باکو؟
    این همواره برای من سوال هست و هنوز نتونستم جوابم رو بگیرم در واقع کدوم راه رو انتخاب کنم که سطح علمی اون دانشگاه بتونه من رو راضی کنه و بدونم که می تونم به جایی برسم؟؟ممنون میشم اگه کمکم کنید

  • سميرا
    ارسال شده در مهر ۷, ۱۳۸۷ در ۱:۲۵ ق.ظ

    یا ترکیه؟ حداقل تحصیل تو کشورهای مسایه به مراتب فکر کنم راحت تر از اروپا باشه.مشکل هزینه هستش وگر نه لزومی به گفتن این همه حرف و حدیث نیست…….

  • ارسال شده در مهر ۹, ۱۳۸۷ در ۱:۴۵ ب.ظ

    basegi be reshte i dare ke shoma donbalesh hastid, baraye mesaal dar keshvar haye mantaghe Gorgia (Tbilisi) dar piano sath e behtari ro dare. va hazine ha ham andaki az armenia kamtar hast. dar mored e saz haye zehi-arshe i ostadan e behtari dar Yerevan mashghool be tadrisand. dar mored e Baku man faghat dar mored e piano, Vocal va Ballet khabar daram ke dar sath e kheili khoobi hast va shahrieye conservatory ham taghriban Nesf e Yerevan va Tbilisi hast.

    tahnha reshte i ke dar Conservatory ha va Daneshgah haye iran Vaz’iyat e behtari nesbat be keshvar haye hamsaye dare Guitar Classic hast.

    tamaam e in sohbat ha faghat dar mored e dars e takhasosi(saz e takhsosi) sedgh mikoneh, vagarna hich kodoom az daneshgah haye music e mantaghe(Iran, Armenia & …) dar zamineye doroos e theory chandan be rooz nistand.

  • ارسال شده در آذر ۲, ۱۳۸۸ در ۱:۴۹ ب.ظ

    باکو وارمنستان هر دو سهمی از موسیقی وکنسرواتوری مسکو دارند در تحقیقات من هر در یک سطحند.

  • ارسال شده در آذر ۱۶, ۱۳۸۸ در ۳:۲۶ ب.ظ

    عالیه

  • ارسال شده در آذر ۱۶, ۱۳۸۸ در ۳:۴۲ ب.ظ

    در باکو فستیوالهای بزرگی از ۴۰،۵۰کشور جهان برای سازهای ویولن،پیانو،چلو فستیوال برگذار میشود.امسال سال۲۰۰۹دهمین سالگرد فستیوال (جاز) برگذار شد.در ۸دسامبر بزرگترین فستیوال که از(۴۴)کشور جهان دعوت شده اند برکذار خواهد شد.ری چین،جیمز اینز،تکنوازان ارکستر سمفونیک رم،مسکو،برلین،آمریکاو… شرکت خواهند کرد.

  • ارسال شده در دی ۱۵, ۱۳۸۸ در ۶:۲۱ ب.ظ

    آقای نیکرای میشه وقتی که شما برای تعطیلات تابستانی میاین ۶/۷روز ویلن کار کنیم.مرسی

  • نلی
    ارسال شده در اسفند ۲۹, ۱۳۸۸ در ۳:۱۷ ب.ظ

    ممنونم.

  • Akbar safari
    ارسال شده در اردیبهشت ۳۰, ۱۳۸۹ در ۳:۵۷ ب.ظ

    hazineie Tahsil dar Koncervatory Tchaikowsky moscow chegadr hast.mer30

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آیین رونمایی و کنسرت آلبوم آوای ایران

آیین رونمایی آلبوم آوای ایران (محلی‌ها)، به آهنگسازی «شریف لطفی» در روز جمعه، ۶ اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۸، ساعت ۱۶ الی ۱۸، در فرهنگسرای ارسباران برگزار خواهد شد. اثر حاضر به همراه پارتیتورِ قطعات ضبط شده، به همّت «انجمن فیلارمونیک ایران» طبع شده‌است.

مروری بر آلبوم «ایران زمین»

سوال این است که آیا می‌توان خلاقیت را آموزش داد؟ و جواب این که حتا اگر هم نتوان، حداقل می‌شود با برانگیختن و آزاد گذاشتن، آدم‌های صاحب خلاقیت را تشویق به استفاده از آن کرد و پروراند. آنچه هشت آهنگساز نوجوان آلبوم ایران‌زمین و مدیر هوشیار «پروژه‌ی آهنگسازان جوان»، امیرمهیار تفرشی پور، به اعتبار موسیقی‌شان به صحنه‌ی امروزین موسیقی ما می‌آورند دقیقا پاسخی است که دیدیم.

از روزهای گذشته…

عشق‌بازی می‌کنم با ˝نام˝ او (I)

عشق‌بازی می‌کنم با ˝نام˝ او (I)

پیش از آنکه به بررسی این اثر بپردازیم، لازم است مروری کوتاه بر “مثنوی” و “مثنوی‌خوانی” در موسیقی کلاسیک و ردیفی ایران داشته باشیم. “مثنوی‌”ها، نام گوشه‌هایی هستند که در برخی دستگاه‌ها اجرا می‌شوند و همانطور که از نام آن بر می‌آید، بر روی شعری در قالب مثنوی خوانده می‌شوند. مثنوی اصفهان، مثنوی افشاری (مثنوی پیج) و مثنوی بیات ترک از این دسته‌اند.
مگر کار سختی است؟ (درسی از عدم موفقیت در موسیقی پاپ)

مگر کار سختی است؟ (درسی از عدم موفقیت در موسیقی پاپ)

نوشتن یک ترانه آسان است. مگر نه؟ ظاهرا هرکسی که بتواند درست بخواند، چند آکورد بر روی گیتار نواخته یا یک ملودی را با پیانو اجرا کند، تمام دانش مورد نیاز برای نوشتن یک ترانه سه دقیقه ای پاپ کلاسیک را خواهد داشت. اما ماجراهایی که در دنیای ترانه سرایی وجود دارند به ما میاموزند که این قالب هنری ظاهرا عامه پسند، در حقیقت به استعداد و مهارت بسیار بیشتری از آنچه اکثر ما در اختیار داریم، نیاز دارد.
تصنیف یک قِرانی

تصنیف یک قِرانی

در حافظه شنوایی ام و از گذشته های دور و ایام کودکی تصویر مبهمی در ذهن دارم و شاید هم نسلانم که چهل سال پیش کمابیش چهار پنج ساله بوده اند هم به یاد بیاورند ظهر های تابستانی را که صدای معمولا دلنشینی سکوت داغ کوچه ها را به آواز خوش در می نوردید. مردان آوازه خوان ِ دوره گردی که که اغلب صدای خوشی هم داشتند جدیدترین ترانه های روز و یا ترانه های قدیمی تر که جنبه های نوستاژیک در خود داشتند را به صدای بلند می خواندند و جالب اینکه شعر این تصنیف ها را که روی کاغذ های کوچکی چاپ شده بود به قیمت یک ریال می فروختند البته شاید قدیمی تر ها، نسلهای قبل از تورم های اقتصادی آنچنانی و اختلاس های اینچنینی قیمت کمتر از یک ریال را هم به خاطر داشته باشند. اما جالب تر از این همه استقبال فراوان مردم برای خرید این تصنیف ها بود. خیلی ها این ترانه های کاغذی را می خریدند تا برای دوستان و خانواده و یا حتی در خلوت خود آنها را زمزمه کنند. در آن قحطی عرضه محصولات فرهنگی و البته نه قحطی آثار موسیقائی در خور تامل (چون امروز) این آهنگهای کاغذی از دست به دست و از دل به دل راه خود را در میان مردم کوچه و بازار و نهایتا در حافظه تاریخی فرهنگ مردم روزگار خود باز می کردند.
روی اوربیسن، صدایی با نفوذ (II)

روی اوربیسن، صدایی با نفوذ (II)

وی صدای خود را اگر عالی نه، اما جاودان می پنداشت. در ششمین سال تولدش پدرش به او گیتاری هدیه داد. اوربیسن در سن هفت سالگی دراین باره گفت: ” من تصمیم خودم را گرفته بودم، دیگر هیچ چیزی برایم اهمیتی نداشت… ” موسیقی همه زندگی او شد. تاثیر اصلی موسیقی بر روی اوربیسن جوان موسیقی کانتری بود، به ویژه از اشعار لفتی فریزل (Lefty Frizzell) بسیار متاثر شده بود.
دیبازر: می خواهم تجربه ام را انتقال دهم

دیبازر: می خواهم تجربه ام را انتقال دهم

می خواهم تجربه ام را انتقال دهم که احساس می کنم در بعضی موسیقیدان ها به خاطر عادت به نوع موسیقی آموزش دیده شان، آزاد‌اندیشی برایشان کار سختی می شود و تا آن آزاد‌اندیشی نباشد، شما نمی توانید ارزشهای انواع دیگر را ببینید. نمی دانم چرا فکر‌ می‌کنند که اگر نوع دیگری از موسیقی را بکوبید به ارزش خودتان اضافه می کنید. باورم این است که هیچ موسیقیدانی ادعای توانمندی در حوزه خودش را ندارد و با این باور می توان برای انواع موسیقی رسمیت و احترام قائل شد و هر کدام از ما مشغول به کار خودمان‌ باشیم.
اپرای آیدا (II)

اپرای آیدا (II)

اپرای آیدا در کشورهای آمریکای لاتین و آمریکای جنوبی (۱۸۷۳)، ایالات متحده (۱۸۷۳،۱۸۸۶، ۱۹۴۹)، آلمان (۱۸۷۴)، اسپانیا (۱۸۷۴)، اتریش (۱۸۷۴)، مجارستان (۱۸۷۵)، لهستان (۱۸۷۵)، فرانسه (۱۸۷۶)، روسیه (۱۸۷۵)، پراگ (۱۸۷۵)، انگلستان (۱۸۷۶)، موناکو (۱۸۷۷)، استرالیا (۱۸۷۷)، سوئد (۱۸۸۰) و برزیل (۱۸۸۶) نیز اجرا شد.
موسیقی و نلسون ماندلا (II)

موسیقی و نلسون ماندلا (II)

به دنبال این کنسرت ترانه های گوناگونی برای گرامی داشت و تجلیل مبارزه نلسون ماندلا که همچنان در جزیره روبن در زندان به سر می برد، ساخته شد. از جمله این آثار عبارتند از: اسیمبونانگا («او را ندیدیم»، Asimbonanga) که توسط گروه آفریقای جنوب به نام ساووکا (Savuka) که جونی کلِگ (Johnny Clegg) رهبری آن را بر عهده دارد، ساخته شد.
گاه های گمشده (III)

گاه های گمشده (III)

در ردیف هایی که ثبت و ضبط شده اند و امروزه در دسترس هستند به اسامی مرکب با واژه «گاه» بر می خوریم: دوگاه، سه گاه، چهارگاه و پنجگاه. دوگاه گوشه ای در آواز بیات ترک (از متعلقات دستگاه شور)، سه گاه و چهارگاه دستگاه هایی مستقل و پنجگاه گوشه ای در دستگاه راست پنجگاه است. این اسامی مرکب با اعداد ترتیبی، منشاء بررسی های مرتضی حنانه بوده است.
لئوپاد آئور (II)

لئوپاد آئور (II)

آئور به اجرای سونات به همراه بسیاری از پیانیستهای بزرگ ادامه داد. پیانیست همنواز مورد علاقه وی آنا یسیپوآ (Anna Yesipova) بود که به همراه وی تا سال مرگ این هنرمند ۱۹۱۴ به اجرا پرداخت. از دیگر همنوازانش: آنتون روبینستین، تئودور لشیتسکی (Theodor Leschetizky)، رائول پونگو (Raoul Pugno)، سرجی تانیف (Sergei Taneyev) و ایوگن دآلبرت (Eugen d’Albert) بودند.
موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (XII)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (XII)

او ادامه می‌دهد که با وجود این گفته، به نظر او امروزه کمتر کسی مدعی است که بتواند با اعتبار یا صلاحیتی مانند آدلریا سیگر (۳۶) در مورد گستره‌ی وسیعی از مسائل موسیقی‌شناسی بنویسد (همان‌جا).