مد، نمایان و محسوس در موسیقی ایرانی (IV)

وزیری دلایلی را متذکر می شود که اثبات کند در شور بالا رونده درجه ی چهارم مهم تر از درجه ی پنجم است و آن را باید نمایان در نظر گرفت. هدف از بیان تفاوت ارزشها در درجات گام های موسیقی کلاسیک و موسیقی ایرانی این مطلب است که ماهیت ساختار درونی و اجرایی موسیقی ایرانی متفاوت از موسیقی کلاسیک است. پس از دانستن مختصری در مورد مد و نمایان نگاهی هم به تشریح مفهوم محسوس در موسیقی ایرانی بیندازیم.

طبق آنچه که بیان شد به جای لفظ گام شور سل از مد شور سل استفاده می کنیم. در مورد نت شروع مد اختلافاتی بین صاحب نظران وجود دارد که هر دو تا حدودی پذیرفته است اما ما مبنا را تونیک فرض می کنیم (یعنی در اینجا نت سل). “گام شور را باید پایین رونده دانست زیرا سیر ملودی های آن غالبا از بالا به پایین بوده و تمایل درجات لاکرن (شور سل) به طرف تونیک مشهود است و از بین دو درجه ی لا کرن و فا، لا کرن را چون به تونیک نزدیک تر است را می توان محسوس پایین رونده ی شور به حساب آورد. چون درجه ی تونیک نزدیک تر می شود می توان آن را محسوس پایین رونده ی شور به حساب آورد، در بعضی از فرودهای شور که حالت بالا رونده دارد درجات ششم گام به اندازه ی ربع پرده بالا می رود یعنی گرایش به درجه ی هشتم پیدا می کند” (۱۰)

“اگر بین محسوس و گامهای برشو را طبیعتا دوم کوچک در نظر می گیریم شاید بین محسوس و تونیک گامهای فروشو را طبیعتا باید دوم نیم بزرگ بگیریم تا طبیعت فروشو گام نمایان شود” (۱۲)

درجه ی هفتم در شور سل، فا است که با درجه ی هشتم آن تشکیل فاصله ی دوم بزرگ (یک پرده) دارد، بنابراین نمی توان مفهوم محسوس را در مورد این نت به کار برد اما با مراجعه به آثار مکتوب موسیقی دستگاهی و حتی ذائقه ی شنیداری موسیقی ایرانی متوجه می شویم که نتی وجود دارد که گرایش به حل در درجه ی اول را دارد و آن درجه ی دوم است که به خاطر فاصله ی سه چهارم پرده ای اش با درجه ی اول، حس فرود به تونیک را بیشتر بر می انگیزد. با در نظر گرفتن این رویکرد مد شور را پایین رونده محسوب می کنند زیرا مد سل اگر به صورت پایین رونده لحاظ شود نت هفتم آن لا کرن می شود که در تونیک حل می شود و چون فاصله ی سل تا لا کرن کم تر از یک پرده و در واقع دوم نیم بزرگ است، حس محسوس بودن لا کرن را بیشتر نمایان می کند.

از طرفی نمایان واقعی شور (درجه ی چهارم) در حالت پایین رونده درجه ی پنجم محسوب می شود. همان طور که گفتیم درجه ی هفتم شور با درجه ی هشتم تشکیل فاصله ی دوم بزرگ را دارد و نمی توتند محسوس واقع شود و هر وقت بخواهیم از درجه ی هفتم روی تونیک برویم درجه ی ششم را ربع پرده بالا می بریم تا به محسوس نزدیک تر شود و این عمل حس محسوس را زیباتر جلوه می دهد مانند درآمد خارا.

بنابراین درجه ی دوم شور بالا رونده که همان درجه ی هفتم شور پایین رونده است محسوس است و درجه ی هفتم شور بالا رونده نیز با لحاظ کردن موارد بالا می تواند روی درجه ی هشتم حل شود.

بنابراین به دو دلیل شور را پایین رونده محسوب می کنیم، یکی اینکه محسوس شور درجه ی هفتم گام پایین رونده (درجه ی دوم بالا رونده) است و دیگری اینکه نمایان درجه ی پنجم گام پایین رونده (چهارم بالا رونده) است.

پی نوشت
۱۰- کتاب «تجزیه و تحلیل و شرح ردیف موسیقی ایرانی» نوشته فرهاد فخرالدینی، صفحه ۱۸۵
۱۱- کتاب «تئوری موسیقی» نوشته علینقی وزیری، صفحه ۱۰۵ و ۱۰۶

منابع:
کتاب «نظری به موسیقی» (جلد دوم) نوشته روح الله خالقی
فصلنامه ی ماهور، شماره ی ۲۲ مقاله «بنیادهای نظری موسیقی کلاسیک ایران» (دستگاه به عنوان مجموعه ی چند مدی) نوشته هومان اسعدی.
کتاب «تئوری موسیقی» نوشته علینقی وزیری
کتاب «تجزیه و تحلیل و شرح ردیف موسیقی ایرانی» نوشته فرهاد فخرالدینی
کتاب «مبانی اتنوموزیکولوژی» نوشته محمد تقی مسعودیه
«فرهنگ شناسی موسیقی ایرانی» (گاهنامه ی تکثیر شده در مکتب میرزا عبدالله)
کتاب «مقدمه ای بر موسیقی شناسی قومی» نوشته محسن حجاریان

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (VI)

خانه ای که آنها یافتند، کلبه ای در ساسکس و نزدیک فیتلوورت بود. این مکان مناظر زیبا و جنگل های خوش منظره ای در اطراف خود داشت که الگار می توانست در آنها قدم بزند. این خانه “برینکولز” نام گرفت و الگار عاشق آن شد.

روش سوزوکی (قسمت پنجاه و هشتم)

وقتی که ما به این مرحله می‌رسیم، کودک تازه شروع می‌کند به تدریس شدن. مادر سوالی می‌کند: مایل هستی که تو هم ویولن بنوازی؟ کودک جواب می‌دهد. بله! و تو خوب تمرین خواهی کرد؟ بله، حالا پس خوب ما از معلم خواهش می‌کنیم که دفعه بعد تو را هم شرکت بدهد این کار همیشه ما را به موفقیتی که می‌خواهیم به آن می‌رساند و این ساعت چه ساعت هیجان انگیزی است! کودک با یک فخری می‌گوید. من هم ویولن نواختم، از الان می‌توانم با بچه‌ های دیگر نوازندگی کنم.

از روزهای گذشته…

مد، نمایان و محسوس در موسیقی ایرانی (IV)

مد، نمایان و محسوس در موسیقی ایرانی (IV)

وزیری دلایلی را متذکر می شود که اثبات کند در شور بالا رونده درجه ی چهارم مهم تر از درجه ی پنجم است و آن را باید نمایان در نظر گرفت. هدف از بیان تفاوت ارزشها در درجات گام های موسیقی کلاسیک و موسیقی ایرانی این مطلب است که ماهیت ساختار درونی و اجرایی موسیقی ایرانی متفاوت از موسیقی کلاسیک است. پس از دانستن مختصری در مورد مد و نمایان نگاهی هم به تشریح مفهوم محسوس در موسیقی ایرانی بیندازیم.
جلیل شهناز و چهارمضراب (I)

جلیل شهناز و چهارمضراب (I)

چهارمضراب یکی از گونه‌های (۱) موسیقی پیش ساخته‌ی (یا نیمه پیش ساخته) ایرانی است که درباره‌ی نظام ساختاری‌ آن بحث‌های زیادی شده است و به گمان اکثر پژوهش‌گران در حوزه‌ی نظریه‌ی موسیقی ایران تنها قطعه‌ای است که بیشتر توانایی‌های اجرایی یک ساز در آن به نمایش در می‌آید. در حدود ۱۰۰ سال پیش از این (و شاید کمی پیش‌تر) چهارمضراب-که چندتایی از آن‌ها در متن ردیف‌های دوره‌ی قاجار باقی مانده- قطعات کوتاهی بود که در ابتدای یک اجرای موسیقی دستگاهی نواخته می‌شد.
نقد تئوری پردازیِ داریوش طلایی (III)

نقد تئوری پردازیِ داریوش طلایی (III)

در مورد دوم – مقوله گفتمان – با وجود قسمت هایی که مطالب مورد نظر دقیق و کامل شرح داده شده اند؛ مانند تعریف جامع و کامل از «ردیف» اما در دیگر موارد، می بینیم که گفتمان عامیانه هم حضور دارد. واژه های فرنگیِ «مُد»، «مدال» و «رپرتوار» هم همچنان که واژه های «دانگ»، «مایه» و «مقام» در وجه عامیانه شان مورد استفاده هستند. برای تعریف مقام آمده است که:
روش سوزوکی (قسمت چهل و سوم)

روش سوزوکی (قسمت چهل و سوم)

دکتر میشاالیس (Dr.Michaelis) قبل از سفرش شبی یک میهمانی موسیقایی تدارک دیده بود. از من هم خواسته شد که آنشب اجرایی داشته باشم و هرچند که من خیلی خوب نبودم اما از من درخواست شد که اجرایی داشته باشم و من هم بی هیچ مقاومتی پذیرفتم و اثری که بسیار جایش را در قلب من باز کرده بود اجرا کردم، اثری از بروخ، کنسرتو {ویولون} بروخ که تمرین آنرا تازه با کلینگر شروع کرده بودم، وقتی که مراسم چای برگزار شد، فضای جالبی بر جمع حاکم شد و همه دور هم جمع شدند. خانمی‌که تقریباً هفتاد ساله بود گفت که من واقعاً نمی‌توانم این را درک کنم که کسی مانند سوزوکی که در ژاپن، سرزمینی که کاملا غریب است متولد شده، حالا در آلمان برای ما اثری از یک آلمانی برجسته مانند بروخ ارائه می دهد، شما چه فکر می‌کنید؟ اصلاً چنین چیزی ممکن است؟ سکوت همه جا را فرا گرفت.
به‌یاد «فلورانس لیپت» (II)

به‌یاد «فلورانس لیپت» (II)

یکی از جالب‌ترین ادعاهای لیپت که در کلاس مطرح می‌کرد، وجود تصورات اشتباه درباره‌ی آواز در خارج از ایران بود و مغالطات ایرانیان را به‌دلیل شاگردی این معلمان زیر نظر این دست از استادان در زمینه‌ی آواز می‌دانست؛ تصورات اشتباهی که از آناتومی و نوع استفاده از سیستم تنفسی وجود دارد؛ همچنین استیل‌های یکنواخت و تک‌رنگ‌بودن صدای بیشتر خوانندگان کلاسیک ایران را به‌سبب این دست تعلیمات نادرست وارداتی می‌دانست و البته وضعیت بدِ آواز کلاسیک در ایران را به‌مراتب بدتر از کشورهای پیشرفته در زمینه‌ی موسیقی کلاسیک می‌دانست. آموزش آواز به‌وسیله‌ی فلورانس لیپت بسیار حساب‌شده و دقیق بود؛ او به‌خوبی می‌دانست که چگونه مطلبی را به هنرجو آموزش بدهد که موجب گمراهی وی نشود.
کتاب‌شناسی: کتابی درباره‌ی کتاب‌ها (III)

کتاب‌شناسی: کتابی درباره‌ی کتاب‌ها (III)

تا کنون ۵ عنوان کتاب کتاب‌شناسی موسیقی به زبان فارسی چاپ شده، که به ترتیب سال انتشار عبارت است از: [۱] «کتاب‌شناسی موسیقی» تالیف ویدا مشایخی ۱۳۵۵ «مرکز اسناد فرهنگی آسیا»، [۲] «کتاب‌شناسی موسیقی» تالیف «محمدحسین درافشان»۱۳۸۲ «مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما»، [۳] «کتاب‌شناسی موسیقی (۱۳۸۱-۱۲۸۱)» تالیف «مهتاب خرمشاهی» ۱۳۸۳ «سرود»، [۴] «کتاب‌شناسی موسیقی در ایران» تالیف «سیمین حلالی» ۱۳۸۴ «ماهور» و [۵] «کتاب‌شناسی و مقاله‌شناسی موسیقی ایران به طریق توصیفی» تالیف «سید علی‌رضا میرعلی‌نقی» ۱۳۸۶ «مرکز موسیقی حوزه هنری» (۷). شاید اولین نکته‌ای که در همان نظر اول توجه را جلب می‌کند فاصله‌ی تقریبا سی ساله میان اولی و بقیه‌ی کتاب‌شناسی‌های موجود است.
ویلنسل (V)

ویلنسل (V)

ویولنسل، نمونه ی تکامل یافته ای از باس ویولن است که در سال ۱۵۵۶ توسط Jambe de Fer برای اولین بار عرضه شد که در ابتدا سازی با سه سیم بود. احتمالاً گابریلی نخستین آهنگسازی بود که باس ویولن را در اثر خود به نام Sacrae symphoniae به سال ۱۵۹۷ مورد توجه خاص قرار داد.
ابوحمزه: سه سی دی در دست انتشار دارم

ابوحمزه: سه سی دی در دست انتشار دارم

اولین اثر من با نام «پایان پریشانی» بر روی اشعار انتظار مرحوم قیصر امین پور شکل گرفته است. ترکیب دوتار با پیانو دو ترک را به خود اختصاص داده که شاید اولین بار باشد که چنین ترکیبی صورت گرفته است. دو تصنیف که با همراهی ارکستر سازهای زهی، سازهای ایرانی و پیانو ساخته شده است. ترک های دیگر هم از پیانو و آواز، پیانو و دکلمه، پیانو و نی و دکلمه تشکیل شده و یک قطعه کوتاه برای گروه کر ساخته آقای امیر آهنگ هاشمی است.
رضا ضیائی

رضا ضیائی

متولد ۱۳۵۴ Maestro liutaio (master violinmaker) Approved by professional master violinmaker in Italy-Cremona Making: violin-viola-cello-bass Classic & baroque instruments Copy of original instruments Repair and restoration of fine instruments Workshop for violinmaking (training) نماینده اختصاصی “Cremona books & violins” از ایتالیا نمایندگی فروش و عرضه کلیه محصولات اورجینال از کمپانی آلمان GEWA music (CERTIFICATE OF…
ادامهٔ مطلب »
دلاور سهند (I)

دلاور سهند (I)

نوشته ای که پیش رو دارید، مقاله ای است از محمود خوشنام در باره «دلاور سهند» اولین اپرای ایرانی که توسط یک آهنگساز ایرانی نوشته شده است. این مطلب در مجله «نگین» شماره ۴۴ در تاریخ ۳۰ دی ۱۳۴۷ به انتشار رسیده است که امروز بخش اول آن را می خوانیم: