کریمی: ویبراسیون سونوریته ساز را بهتر نمیکند!

فروغ کريمي
فروغ کريمي
پورقناد: قطعاتی که اجر می کنید از چه کسانی هست؟
کریمی: طبق معمول مثل سال گذشته قطعات مختلفی داریم از دوره های مختلف؛ مثل سال گذشته با یک قطعه باروک شروع می کنیم، من هم این قطعه را با سر فلوت چوبی اجرا می کنم تا صدای گرم موسیقی باروک با ویبراتوی کم تولید شود. سوناتی اجرا می کنیم از تلمان در فا مینور که خیلی زیباست و بعد از جولیانی میزنیم و بعد قطعات کلاسیک داریم، امپرسیونیسم و اسپانیش داریم، موزیک مثل یک باغ است که شنوندگان باید وارد این باغ بشوند و از عطرهای مختلف لذت ببرند.

پورقناد: خیلی از معلمین ویولون وقتی قطعات باروک را تدریس میکنند، میگویند ویبراسیون زیادی ندهید (البته به خاطر آکورد دار بودن قطعات این دوره در رپرتوار ویولون میتواند باشد) ولی شما هم که فلوت میزنید و سازی بدون آکورد است می گویید با ویبره کم باروک می زنم؛ دلیل چیست؟ آیا دوره باروک ویبره وجود نداشته؟
کریمی: باید ببینیم که در مورد چه سازی صحبت می کنیم، فلوت، کلاوسن…

پورقناد: کلاوسن که طبیعتا قادر به اجرای ویبره نیست…
کریمی: ویبراتو مثل نت سه لاچنگ است وقتی نتی کشیده آهنگسازی شده و سه لاچنگ نیست، با یک ویبراتوی نرم باید زده شود، در قدیم هم چون جای اجرای ویبراتو را در فلوت نمی دانستند، با بسته و باز شدن تارهای صوتی این کار را انجام می دادند. این کار به جای ویبراسیون صحیح صدایی مانند صدای بز تولید میکند!

پورقناد: اتفاقا در آواز هم این نوع ویبراسیون به ویبراسیون بزی معروف است!
کریمی: ما هم به آن ویبراسیون “شفر” می گویند که هوتتر (Jacques Hotteterre) و کوانس (Joachim Quantz) … که فلوتیستهای معروفی قبل از زمان باخ بودند، از این ویبره ها متنفر بودند.

پورقناد: درواقع اینها ویبره نیستند و قطع و وصل کردن سریع صدا هستند
کریمی: بله، اینقدر این صدا بزی بوده که موزیک از بین میرفته؛ بعضی ها هم از ویبره های لبی یا انگشتی با زبانی استفاده میکردند که به شدت قبلی به موزیک لطمه نمیزد ولی آن هم مثل ویبره هایی که امروز استفاده میشود نبود. اینها تارهای صوتی را به سرعت باز و بسته می کنند. در فلوت تارهای صوتی کمی باید باز باشند ولی وقتی ببندیم، شکل زیک زاکی پیدا میکند. اگر دیافراگم را هم سفت کنیم ویبراسیون به این شکل تولید میشود. ویبراسیون با حرکت دیافراگم هم یکی از تکنیک های سخت فلوت است چون اگر دیافراگم سفت باشد، بخواهیم یا نخواهیم، حنجره بسته میشود. این بازدم و حرکت دیافراگم به قدری باید ظریف با هم هماهنگ باشند که این ویبراتو شنونده را عصبی نکند.

در این قطعه به قدری همراهی آکومپانیمان قطعه زیباست که ویبره زیاد موجب مغشوش شدن موسیقی میشود و ویبراتو دادن و ندادن در موسیقی باروک، فنی هست که هر خواننده و فلوتیستی باید بداند. این فن را هم میشود فراگرفت با نت کشیده دادن و سپس ویبراسیون دادن و تکرار این کار. باید ویبراسیون را تحت کنترل داشت و بدانیم که بعد از نت کشیده اینبار چند ویبراسیون میدهیم، پنج تا شش تا …؟

اگر این نوازنده این کار را نکند عادت می کند همیشه ویبراسیون دهد و نتهای کشیده را با صدای بدی اجرا میکند. ویبراسیون سونوریته را زیبا نمیکند بلکه مزه به آن میدهد. بعضی ها فکر میکنند ویبراسیون سونوریته را بهتر میکند در صورتی که اینطور نیست. مثلا نتهای دو لاچنگ در موسیقی باروکی که میزنم اصلا ویبراسیون ندارد و اگر ویبره بدهم به قدری صدا بد میشود که اصلا قابل هضم نیست ولی ویبره در موسیقی های دوره های دیگر متفاوت است مثلا در موسیقی های فرانسوی که خیلی شیرین است…

پورقناد: آقای پورساعی، می دانیم که سازهای پرده دار مثل گیتار، لوت، سه تار، تار و … با ویبراسیون مشکل دارند. ویبراسیون های عمودی در این سازها صدایی بیشتر از ویبراسیون های افقی که در سازهایی مثل ویولون داریم تولید صدا میکنند. در گیتار چه پوزسیونی دارد اجرا این ویبره ها؟
پورساعی: در گیتار کلاسیک اگر قرار باشد ویبره عمودی داده شود در نت نوشته میشود و اینگونه نیست که چنین ویبراسیونی را نوازنده در طول قطعه زیاد اجرا کند {به دلخواه خود} و باید ویبره های افقی به خوبی اجرا شود تا صدای ویبره شنیده شود. اجرای این ویبره راه خاصی دارد، من حتی به شاگردانم آن گام دو اکتاو معروف سگویا را میگویم با آن ویبراسیون بزنند چون این تکنیک ویبره لطیف و خوبی به شما میدهد. البته برای باروک به ما هم پیشنهاد میکنند که در گیتار ویبره استفاده نکنیم ولی برای قسمتهایی خیلی خوب صدا میدهد، مخصوصا در سیم دو و سه که در قطعات رومانتیک بسیار خوب صدا میدهد. ویبره های عمودی هم بسیار ندرتا مثلا در قطعات کوشکین اگر بنویسد زده می شود.

2 دیدگاه

  • baran
    ارسال شده در مهر ۱۲, ۱۳۸۷ در ۳:۲۱ ب.ظ

    مبحث ویبراسیون خیلی جالب بود. مرسی.

  • Pedram
    ارسال شده در آبان ۱۰, ۱۳۸۷ در ۱۰:۰۹ ب.ظ

    jaleb bod . baray tamrin vibreh dar violin be http://www.pedypedy.blogfa.com sari bezanid . badak nis. merci

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نقد آرای محمدرضا درویشی (II)

اگرچه محمدرضا درویشی کتاب «بیست ترانه‌ی محلی فارس» را در سال ۱۳۶۳ با انتشارات چنگ منتشر کرده بود ولی می‌توان گفت، او فعالیت قلمی و نوشتاری در حیطه‌ی موسیقی را با چاپ نخستین مقاله‌اش با عنوان «موسیقی محلی ایران، سنّت یا نوآوری» در فروردین ماه ۱۳۶۷ در مجله‌ی آدینه (شماره‌ی ۲۱) آغاز کرد.

امیرآهنگ: تقریبا تمام کتاب های آموزشی موسیقی نظری غربی ایران کپی است

با قاطعیت می توان گفت بجز چند مورد بسیار نادر و اِستثنایی، تقریباً تمامِ کتاب ها و مِتُد های آموزشی ای که در خصوص آموزشِ تئوری موسیقی عمومی، سُلفِژ، هارمونی و غیره توسط موسیقی دانان ایرانی نوشته شده و چاپ شده اند، رونویسیِ دوباره و کپی برابر با اصل بطور عینی از کتاب های تألیفیِ نویسندگان خارجی آن هم اغلب بطور ناقص ارائه شده اند. آن هم بدونِ در نظر گرفتن اینکه آیا اصلا طریقه و شیوه موردِ نظرِ آموزش از نظر طریقه بیان در آن کتابِ مربوطه متناسب با درک و فهم هنرجوی ایرانی می باشد یا نه؟!

از روزهای گذشته…

کلارا راکمور، ترمینیست نابغه

کلارا راکمور، ترمینیست نابغه

کلارا راکمور (نام خانوادگی پدری او، رایزنبرگ بود) نوازنده چیره دست ترمین (theremin) بود که در روز نهم ماه مارچ سال ۱۹۱۱ در ویلنیوس، لیتوانی کنونی، به دنیا آمد. کلارا اگر زنده بود می بایست امروز ۱۰۵ ساله شود.
در‌آمدی بر دیسکوگرافی و کتابشناخت ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران (IV)

در‌آمدی بر دیسکوگرافی و کتابشناخت ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران (IV)

تار فخام‌الدوله بهزادی(مجموعه‌ی ۳ نوار، از مجموعه‌ی مهدی کمالیان و ۲ سی‌دی ماهور با عنوان بخش‌هایی از ردیف میرزا حسینقلی)،‌ فخام‌الدوله‌ی بهزادی، آوای بارید.
سالی بدون همایونپور (III)

سالی بدون همایونپور (III)

همایون­پور از جمله معدود خوانندگانی بود که نه مقلد و پیرو، بلکه مبدع و پیشرو بود. کسی بود که با طرح استفاده از ملودی­های فوکلور و بهره­گیری از آ­ن­ها در هیأتی فاخر، نام خود را در بین چند خواننده تأثیرگذار قرار داد. عمده کلام­گذاری­ها بر روی ملودی های بومی و حتی تنظیم­های آن­ها کار خود همایون­پور بود. نمونه بارز این طراحی را می­توان در نغمه بیستون (ای گل چه زیبایی) یافت. این آهنگ ملهم از آهنگ کردی با مطلع «آی برار چه هاتی» بود که همایون ­پور در کودکی آن را شنیده و حتی خواندن آن را از نخستین تجربه­های کودکی خود می­دانست.
نگاهی به اپرای مولوی (III)

نگاهی به اپرای مولوی (III)

در تاریکی مطلق سالن، ناگهان فریادی شنوندگان را شوکه میکند… پرده باز میشود و نمایی از شهری سوخته و حمله مغولها دیده میشود؛ در همین صحنه مانند پرده اول اپرای عاشورا غریب پور با نهایت تکنیکهای تئاتر عروسکی بیننده را میخکوب میکند، البته تکنیک نور بسیار قوی تر از اپرای عاشورا خودنمایی میکند. ارکستر سمفونیک با تمام حجم در حال نواختن در چهارگاه است و طنین صدای “گانگ” فضا را پر استرس تر میکند.
تار مرد (II)

تار مرد (II)

سرانجام، مقصود را برای دوستی که در سفارت روس کار میکرد، تشریح کرد و به توصیه او، تارش را برداشت و در سفارت روس، نزد دوستش مقیم شد. خودش می گوید:
میکرو تونالیته (I)

میکرو تونالیته (I)

با شروع قرن ۲۰ دنیای موسیقی شاهد تحولات چشمگیر در مسیر خود بوده است. دنیای پیچیده این قرن بی شک نیازمند بیان موسیقایی بود که شاخص عصر خود بوده و محدود به گام ها و فواصل مرسوم نباشد.
یو-تو (III)

یو-تو (III)

پس از مدت زمانی کوتاه اج و بونو گروه “شالوم” را ترک کردند و برای تکمیل آلبوم “اکتبر” به گروه خود پیوستند. این آلبوم نقدهای متضادی را به دست آورد و پخشهای محدودی در رادیو و فروشی کم در خارج از بریتانیا داشت اما نویدی بر بهبود آثار گروه بود. “جنگ” آلبوم بعدی گروه در سال ۱۹۸۳ صلح طلبی و انتقاد گروه از جنگ صلیبی بود. در این آلبوم آهنگ سیاسی “یکشنبه یکشنبه خونین” که در آن بونو سعی داشت تضاد بین حوادث یکشنبه خونین و یکشنبه عید پاک را بیان نماید.
لورین مازل (I)

لورین مازل (I)

لرین مائسترو مازل (Lorin Maestro Maazel) نزدیک به پنج دهه، یکی از ارجمندترین و پرانگیزه ترین آهنگسازان و موسیقیدانان می باشد. او در حال حاضر رهبری و ریاست دو گروه برجسته موسیقی را برعهده دارد که به همراه جمع زیادی از رهبران مهمان، فعالیتهای وسیعی را انجام می دهند. این ششمین فصلی است که او ریاست موسیقی ارکستر فبلارمونیک نیویورک را برعهده دارد که آن نه تنها قدیمیترین ارکستر سمفونیک در آمریکا است بلکه با دادن ۱۴۰۰۰ کنسرت از آغاز کشف آنجا، از فعالترین ارکسترهای جهان می باشد!
ویژگی های یک سنتور خوب (VI)

ویژگی های یک سنتور خوب (VI)

به طور کلی تا امروز، اینکه بین سازهای بسیار خوب کدام سازها واقعا درجه یک هستند قضاوت بسیار مشکل است تا وقتی که رشته ی “ساز سازی” و “ساز شناسی” به عنوان یک رشته حرفه ای نگریسته و کار نشود و اجماع نظرها اتفاق نیفتد و کیفیت سازها با سطوح مختلف استاندارد نشود ماجرا همین خواهد بود. بنابراین سازی که مثلا استادی قیمت یک میلیون تومان را برای آن تعیین می کند، استاد دیگر بعید نیست آن ساز را یک ساز متوسط تلقی کند و بیش از چهارصد هزار تومان بر روی آن قیمت نگذارد و این بازار آشفته تا به سرو سامان برسد سلیقه افراد همیشه به عنوان موثرترین چاشنی عمل خواهد کرد، به طوری که نتیجه آن کماکان دورتر شدن از مبحث استاندارد خواهد بود چرا که بازه ی سلیقه ی افراد بسیار گسترده و تابع عوامل گوناگون است.
موسیقی سمفونیک ایرانی (قسمت ششم)

موسیقی سمفونیک ایرانی (قسمت ششم)

در هر حال وزیری قطعات بسیاری از جمله سمفونی نفت، بندباز، تصنیف هایی برای آواز و پیانو و … را به شیوه ی دوصدایی (diaphonic) و چندصدایی ساخته بود که در بسیاری از آن ها تأکید بسیاری بر تعدیل و تامپره کردن موسیقی ایرانی رفته بود. وزیری در موسیقی خود گامی با بیست و چهار ربع پرده به وجود آورد و با خارج کردن فواصل از حالت طبیعی خود، آن ربع پرده ها را مساوی فرض می نمود. با وجود این که بر اساس اصول و متدولوژی علمی موسیقی شناسی، انطباق فواصل تیِرس در هارمونی غربی با موسیقی ایرانی به همان صورتی که با اصول آکوستیکی حاکم بر موسیقی غربی سازگار بود، به دلیل نسبت ها، فواصل خاص و فونکسیون های اصوات تشکیل دهنده ی موسیقی ایرانی، منتفی می گردد.