جشن خانه موسیقی و سازهای شجریان!

بم ساز
بم ساز
چهار شب جشن خانه موسیقی همزمان با پایان مهرماه به آخر رسید. در این سه شب گروه شهناز با سرپرستی مجید درخشانی و آواز محمدرضا شجریان، گروه کامکارها به سرپرستی هوشنگ کامکار و ارکستر ملی به رهبری فرهاد فخرالدینی به اجرای برنامه پرداختند و در روز چهارم که در واقع اختتامیه این برنامه بود طی مراسمی از مقام هنری چند هنرمند که هیچ کدام در محل برنامه حضور نداشتند، تقدیر شد و نیز در قسمت دوم برنامه داریوش طلایی به همراه آرش فرهنگفر به اجرای برنامه پرداختند.

برنامه طبق معمول دیگر برنامه های موسیقی با موسیقی محلی آغاز شد که همراه با رقص محلی نیز بود. موسیقی این گروه مانند اکثر سرنا و دهل هایی که تا کنون شنیده ایم از فواصل فالش و نادقیقی با رقصی ناهماهنگ به سمع و نظر بینندگان رسید! معلوم نیست چه اصراری است که چنین موسیقی هایی هر سال چند بار شروع کننده برنامه های موسیقی کشور باشند؟! وقتی نمی شود دو نوازنده سرنا پیدا کرد که فواصل مربوط به موسیقی شان را دقیق مانند هم بنوازند (و حتی قادر نیستند فواصلی که در اکتاوهای بالای ساز خود نواخته اند با دقت در پایین هم بنوازند) چه دلیلی دارد که آنها گل سرسبد جشنها باشند؟!

پس از سخنرانی و خیر مقدم گویی داریوش پیرنیاکان (که با گلایه از حضور نیافتن مدیران هنری وزارت ارشاد در جشن همراه شد) از غلامحسین امیرخانی و محمدرضا شجریان دعوت شد که برای اهدای هدایای خانه موسیقی به روی سن بیایند. دعوت از هنرمند خطاط نامی ایران زمین، غلامحسین امیرخانی به عنوان میهمان برنامه عملی پسندیده بود و البته بهتر بود حداقل از موسیقیدانان پیش کسوت تری که در تالار حضور داشتند هم برای این عمل دعوت به عمل می آمد.

چهار هنرمندی که مورد تقدیر خانه موسیقی قرار گرفتند، فرامرز پایور، جلیل شهناز، حسن کسائی و هنرمند کمتر شناخته شده، هوشنگ استوار بودند که جای خرسندیست که بالاخره از این آهنگساز بزرگ ایرانی نیز در این برنامه یادی شد. همانطور که گفته شد هیچ یک از این استادان در جمع حضور نداشتند و از طرف این هنرمندان افرادی جوایز را دریافت کردند؛ هوشنگ استوار در پاریس بود، جلیل شهنار و حسن کسایی در اصفهان و فرامرز پایور در تهران که به دلیل بیماری در منزل به سر میبرند.

در زمان حضور این دو هنرمند به روی سن تصاویری هم روی پرده نمایش پیدا میکرد که همزمان بیوگرافی همان هنرمند هم روی تصویر خوانده میشد. فیلمی که بر روی پرده نقش بست بسیار ابتدایی و فقط برای از سرباز کردن این قسمت برنامه بود؛ مخصوصا زمانی که بیوگرافی هوشنگ استوار خوانده شد، به جای آثار سمفونیک او، موسیقی دیگری که به هیچ وجه مرتبط با آثار این آهنگساز نبود همراه با فقط یک تصویر از جوانی ایشان به نمایش درآمد که کاش آقای جعفری خاطره برنامه “آوای ایرانی” تلویزیون را با آن گرافیک در حد صفر یادآوری نمیکردند!

آیا گرفتن چند دقیقه موسیقی و چند تصویر جدید هوشنگ استوار از شاگردانش خیلی مشکل بود؟ آیا موسیقی جالب تر و فیلم خاصی از فرامرز پایور وجود نداشت؟! آیا کسی که بتواند حداقل رنگ تصاویر را با پس زمینه هماهنگ کند وجود نداشت؟!

پیش از این قرار بود در جشن خانه موسیقی به آلبومهای برگزیده موسیقی جوایزی اعطا شود که به دلیل نرسیدن داوران به اتفاق نظری در این مورد، آلبومهای برگزیده اعلام نشدند، این اتفاق، نبود استاندارد را در زمینه موسیقی در ایران (به خصوص موسیقی ایرانی) گوشزد میکرد! متاسفانه بسیاری از کسانی که امروز به عنوان استاد در جامعه موسیقی از برکات مادی و معنوی این عنوان برخوردارند، با معرفی شدن یک استاندارد ابتدایی ممکن است عنوان و نیز حرفه خود را از دست بدهند!

در قسمت بعدی برنامه محمدرضا شجریان به روی سن آمد و دو ساز جدید خود صراحی و بم ساز را معرفی کرد. سازهایی که پس از نواخته شدنشان شهادت دادند که بی بهره از تحقیق و آزمایشات به روز علم سازگری هستند و به خاطر نام شجریان تعداد کثیری از اساتید طراز اول و هنردوستان موسیقی باشد شاهد رونمایی از کاردستی های ایشان باشند، امکانی که برای سازگران دیگر بوجود نیامده!

اینجا قصد ندارم به مقدس نمایی سازگری و ناامید کردن ایده های جدید (و حتی خام) در این زمینه بپردازم و در واقع شجریان یا هر کس دیگری حق دارند ایده های خود را مطرح کنند؛ در موارد بسیار بسیار استثنایی هم ممکن است کسی که در طراحی صنعتی هم سررشته ای نداشته باشد، طرح جالب توجهی را بدهد که کارایی داشته باشد. ولی آیا سازهای شجریان کارآیی لازم را داشتند؟ اصلا شجریان به دنبال چه صدایی بوده که هیچ سازگری نتوانسته آنرا از سازهای فعلی بگیرد که حال خود او دست به کار شده و چنین سازهایی تولید کرده؟

سازهایی که ابتدایی ترین مشکل سازگری که عبارت است از حرکت نامتعادل نیروها، در صدایشان نمایان بود با نوازندگی نوازنده سنتور (که بم ساز را نواخت) و نوازنده کمانچه و ویولون (که صراحی را نواخت) به اجرا در آمد.

عجیب اینجاست که نوازنده ای که ویولون نواخته، حاضر به اجرا با این ساز شده است که این اتفاق فقط نتیجه دو عامل می تواند باشد، یک این نوازنده هنگامی که ویولون هم مینوازد قادر به تشخیص عوامل تعادل نیروها در ساز نیست یعنی مثلا اگر پل در ویولون وجود نداشته باشد از صدای ساز متوجه این موضوع نمی شود یا اینکه او متوجه این اشکالات در صراحی میشود ولی به خاطر احترام به جایگاه شجریان یا نام آوری این اجرا حاضر شده سازی معیوب را وارد سیستم موسیقی کشور کند!

چرا شجریان بدون استفاده از دانش این حرفه دست به کار ساخت ساز میشود؟ آیا شجریان برای طراحی این ساز معیارهای سازگری مانند محاسبات حرکت نیروها در ساز که در شاخه فیزیک آکوستیک قرار می گیرد و همچنین فرمول های رنگ ساز که در شاخه شیمی قرار می گیرد و بسیاری محاسبات دیگر سازگری، مربوط به سیم و متریالهای تشکیل دهنده ساز را مطالعه کرده است؟!

بررسی دقیق و علمی این ساز توسط متخصصان این موضوع مجالی دیگر می طلبد که در موضوع این نوشتار نیست و سعی خواهیم کرد در آینده به آن بپردازیم. ولی این واقعیتی است دردناک که تقریبا تمام سازگران خوب ایران، به دلیل نداشتن علم سازگری، در واقع کپی کارهای خوب سازهای “فنی” هستند و وقتی سازی جدید را تولید می کنند، مشخص میشود که واقعا دارای چه میزان دانش در این زمینه هستند!

پایان بخش این جشن همنوازی تار و تنبک با اجرای بداهه داریوش طلایی و آرش فرهنگفر بود که نشان داد طلایی هنوز یکی از قله های نوازندگی این ساز در ایران است ولی ای کاش مهارت او افزوده میشد با حذر از بداهه نوازی…!

62 دیدگاه

  • ارسال شده در آبان ۵, ۱۳۸۷ در ۴:۱۷ ب.ظ

    با سپاس از نقد منصفانه و به دور از تعارفات مرسوم در این چند دهه مطلبی که گاهی به لطف حضور برخی مداحان و پاچه خواران حضرات اساتید می رود تا به فراموشی سپرده شود
    خود باوری و خود شیفتگی تا چه حد باید باشد که استاد آوازی که توانایی های خارق العاده ی ایشان بر همگان آشکار است باید در همه ی زمینه ها ابراز وجود کنند به نحوی که تصور می شود تمامی محققین و ساز گران از قید حیات ساقط شده اند و تنها حضرت استاد به عنوان یکه تاز میدان باقی مانده اند تا در هر زمینه ای فتوا صادر نموده و پاچه خواران و دستمالکشان حضرتش نیز به مداحی و … بپردازند
    به راستی جای تاسف است که کمتر منتقد و تحلیل گری به بیان حقایق می پردازد آن هم زمانی که برخی هنرمندان در اوج شهرت به کاسبی و تحمیق مردم می پردازند
    کاش هنرمندان ما در اوج شهرت تا این حد خود را گم نمی کردند
    باز هم سپاس از نوشته و نقد منصفانه ی آقای پور قناد که هر از چند گاهی در این آشفته بازار به ذکر حقایق می پردازند

    علیرضا جواهری

  • سعید جلالیان
    ارسال شده در آبان ۶, ۱۳۸۷ در ۱۰:۳۱ ق.ظ

    با آرزوی روزی که استاد شجریان حاصل تحقیقات خود بر روی “آواز ایرانی” را در یک جمع اینچنینی بیان نمایند.

  • یک عضو خانه موسیقی
    ارسال شده در آبان ۶, ۱۳۸۷ در ۲:۵۱ ب.ظ

    ممنونم از شما و نیز‌آقای مختاباد که حد اقل اعتراض وانتقادی به این ماجرا داشته اید.

  • ارسال شده در آبان ۶, ۱۳۸۷ در ۷:۵۸ ب.ظ

    “چرا شجریان بدون استفاده از دانش این حرفه دست به کار ساخت ساز میشود؟ آیا شجریان برای طراحی این ساز معیارهای سازگری مانند محاسبات حرکت نیروها در ساز که در شاخه فیزیک آکوستیک قرار می گیرد و همچنین فرمول های رنگ ساز که در شاخه شیمی قرار می گیرد و بسیاری محاسبات دیگر سازگری، مربوط به سیم و متریالهای تشکیل دهنده ساز را مطالعه کرده است؟!”

    من اصلاً سر رشته ای در ساختن ساز ندارم ولی به عنوان یکی از علاقه مندان استاد و کسی که اکثر کتابهای مربوط به استاد شجریان را خوانده با این صحبت های شما موافق نیستم.

    چرا شما بدون دانش از اینکه استاد شجریان دانش حرفه ای این کار را ندارد این مقاله خود را نوشته اید؟ آیا شما از پژوهش های استاد شجریان در زمینه سنتور سازی بی خبرید؟ اگر بی خبرید پس چرا این مقاله را نوشته اید ؟ آیا نخواندید که استاد برای پیدا کردن سیم های بم ساز سالها در ایران و آمریکا و دیگر کشورها به جشتجو پرداخته ؟ آیا در کتاب راز مانا و هزار گلخانه آواز نخواندید که استاد از ۲۰ سالگی سنتور را با دستان خودش ساخته و با نجاری آشنایی داشته ؟ آیا فکر نمی کنید بعد از ۵۰ سال تجربه ی ساز سازی و سنتور سازی ، شخصی قادر به ساختن سازهای نو باشد ؟ ساز هایی که صدای لاغر ارکستر ایران را قوت می بخشد.

    در هر حال فکر می کنم این مقاله با قصد و غرض نوشته اید و یا این مقاله را خیلی بدون مطالعه و عجله ای ویرایش کرده اید که از شما بعید است.

  • ارسال شده در آبان ۶, ۱۳۸۷ در ۸:۰۳ ب.ظ

    آقای جواهری : فکر کنم سایت را اشتباه آمده اید و یا استاد شجریان را با کس دیگری اشتباه گرفته اید.
    “کاش هنرمندان ما در اوج شهرت تا این حد خود را گم نمی کردند”
    استاد شجریان خود رادر اوج شهرت گم کرده ؟ شجریانی که این همه برای مردم زحمت کشیده ؟ شجریانی که در این اوضاع تنها همدم مردم است را می گویید؟

  • سهیل
    ارسال شده در آبان ۶, ۱۳۸۷ در ۸:۴۲ ب.ظ

    این ساز …..واقعا که.ببخشیدا استاد شجریان شده فارابی؟

  • سهند سلطاندوست
    ارسال شده در آبان ۶, ۱۳۸۷ در ۸:۴۵ ب.ظ

    پسر خوب! آن موقع که شما هنوز از شکم مادر زاده نشده بودید، شجریان ساز می‌ساخت! واقعاً خود را در حدی می‌بینی که از شجریان چنین گستاخانه ایراد بگیری؟ واقعاً هستی؟ منصف باش

    موسیقی ما با وجود افرادی مانند شما و دوستان جزم‌اندیش و روشن‌فکرنما به قهقرا خواهد رفت.

  • سمانه کیایی
    ارسال شده در آبان ۶, ۱۳۸۷ در ۹:۲۴ ب.ظ

    با تشکر از نقد بسیار منصفانه و دلسوزانه شما

  • ارسال شده در آبان ۶, ۱۳۸۷ در ۹:۴۳ ب.ظ

    آقای معتمد عزیز، شما که با بنده آشنا هستید و می دانید که اطلاعات بنده در مورد استاد شجریان کم نیست … کارهای ایشان را سالهاست مطالعه و دنبال میکنم از ساخت سنتور در جوانی و استفاده از محضر سازگران ایرانی و حتی سازهایی که در سفرها به آمریکا و اروپا دیده اند گرفته تا خرید پرنده در کشورهای دیگر… را خبر دارم ولی اینها هیچ کدام دلیل دانستن علومی که نام بردم نیست!
    شما اگر قرنها هم تعمیرکار ماشین باشید از محاسباتی که بوسیله آن اتوموبیلی مثل بنز تولید شده سردر نخواهید آورد!
    دوست من! سازگری یک علم است، در ایران هم به جز دو سه نفر (اگر به این تعداد هم باشند!) کسی علم این رشته را ندارد. در مقاله هم اشاره کردم که بهترین سازگران ما کپی کارهای خوبی هستند نه سازگر واقعی! سازگر واقعی کسی است که تقریبا به اندازه یک دانشجوی لیسانس فیزیک، فیزیک بداند ! بگذریم از فرمولهای رنگ و شناخت چوب که خود اینها در کشورهایی که رشته سازگری دارند تخصص دارد…
    دوست عزیز سهند! تحصیل علم به تاریخ تولد مربوط نیست و فقط با تحصیل آن است که کسی عالم میشود… سازگر تجربی در این کشور زیاد است ولی عالم سازگری متاسفانه…! “جزم‌اندیش و روشن‌فکرنما” کسی هست که از روی تعصب لب به سخن می گشاید البته شما انشالله از این طیف نیستید.

  • مانی مزکی
    ارسال شده در آبان ۶, ۱۳۸۷ در ۹:۵۲ ب.ظ

    این نقد فقط از یک انسان غیر حرفه ای و بی مطالعه بر می آید.شما چرا؟
    چطوره شروع کنیم از صدای استادم ایراد بگیریم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  • مانی مزکی
    ارسال شده در آبان ۶, ۱۳۸۷ در ۱۰:۰۱ ب.ظ

    نقدتون کاملا غیر علمی بود!
    چطوره از صدای استادم ایراد بگیریم!!!!!!!
    اینم از زبان خود استاد که بفهمی بدون مطالعه نبوده:
    از سال ۱۳۴۰ روی سنتور و زیباتر‌کردن صدای آن کارکرده‌ام و این اواخر با تحقیقات تخصصی که روی آن داشتم به نتایج خوبی رسیدم تا کیفیت صدا را هم بالا ببرم، به‌طوریکه همه‌ جای ساز سنتور صدایی یکدست داشته باشد.

  • ارسال شده در آبان ۷, ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۵ ق.ظ

    مانی جان همانطور که عرض کردم تحقیق روی “زیباتر” شدن صدای ساز مانند همان کاری است که یک تعمیر کار ماشین انجام می دهد، اگر روزی استاد شجریان ادعا کردند که می توانند محاسبات مربوط به ساز را انجام دهند آن هم نه در سطح عادی، در سطحی که بتوانند یک ساز “جدید” تولید کند! (مهارتی که باسوادترین سازگران هم جرئت نزدیک شدن به آن را ندارند) میتوانیم روی نظریات علمی ایشان بحث کنیم.
    فرمایشات شما هیچ کدام دلیل بر دانش مثلا فیزیک آکوستیک یا رشته ای که مربوط به تولید سیم ساز است نبود اگر هم میبود! ساخت آن سازها و تولید صدایی که داشتند بهترین شاهد برای نشان دادن عدم توانایی سازنده شان در این رشته بود.

  • صدرالدین بهشتی
    ارسال شده در آبان ۷, ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۹ ق.ظ

    واقعا برای آقای جواهری افسوس می خورم که به جای اینکه به بحث علمی آقای پور قناد توجه کنند فقط گویااز روی کینه می خواهند عقده گشایی کنند،افسوس می خورم که شما با الفاظی چون پاچه خواران و دستمالکشان به شخصیت خود و دوستداران آقای شجریان توهین میکنید،شما اگر میتوانید از منظر علمی با این قضیه برخورد کنید وگرنه اگر نظری هم دارید آنرا مزه مزه کنید بعد بنویسید،وگرنه با الفاظ دور از ادب خود محیط سایت را آلوده نکنید

  • صدرالدین بهشتی
    ارسال شده در آبان ۷, ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۸ ق.ظ

    من از طرفداران استاد هستم و تا به حال از ایشان حمایت های بسیاری کردم، با صدای ایشان زندگی کرده ام سالهاست
    اول آنکه از آقای پور قناد تشکر می کنم که اینگونه بدون غرض ورزی و با علم و مدرک نوشته خود را به تحریر در می آورند،با ایشان موافقم که استاد به دنبال چه چیزی بودند که بم ساز را ساختند و این سوال را از جناب پور قناد دارم که آیا این ساز که به قول خود استاد برای ارکستر ساخته شده و از گستره صدایی بالایی برخوردار است( به قول استاد)آیا میتواند جایی در ارکستر های بزرگ داشته باشد؟
    دوم آنکه ساز هایی که ایشان ساختند چرا باید با استفاده از موقعیت ایشان در جشن خانه موسیقی خود نمایی کند در حالیکه ساز هایی مانند سلانه هنوز نتوانسته این فرصت را بیابد؟
    سوم آنکه دوستان آیا با تعصب می توان به پیشرفت رسید؟

  • ارسال شده در آبان ۷, ۱۳۸۷ در ۱:۴۱ ق.ظ

    دوست عزیز آقای معتمد
    من آقای شجریان را با هیچ کس اشتباه نگرفتم بهتر است به جای بازی با کلمات حقایق را بنگرید.
    مسلما آقای شجریان و بسیاری از هنرمندان را از شما و همقطارانتاه خیلی بهتر می شناسم هم از دیدگاه هنری و هم از دیدگاه اجتماعی
    من در مورد توانایی های هنری آقای شجریان صحبتی نکردم که شما اینگونه به جوش و خروش آمده اید
    ولی در کمال تاسف باید بگویم هنرمند طراز اولی مانند استاد بزرگوار ما آقای شجریان در اوج شهرت خودشان را گم کرده اند و انگار کمی باورشان شده است (سالهاست که به بسیاری از استادان بزرگوارم این نکته را گوشزد می کنم که : دیدن سریال زیبای دایی جان ناپلئون آن هم سالی یک بار هیچ ضرری ندارد ) هر چند که برای این ماجرا گوش شنوایی وجود ندارد ولی لااقل بیایید ما دایی جان ناپلئون نباشیم مطلبی که در چهره و شخصیت بسیاری از استادان ما قابل رویت است
    من هنوز زحمتی خاص برای مردم و آن همدمی که شما می فرمایی را از آقای شجریان ندیده ام
    باز هم امیدوارم جایگاه والای هنرمندی چون شجریان را با جایگاه اجتماعی وی اشتباه نگیرید
    علیرضا جواهری

  • صادق طبا طبایی
    ارسال شده در آبان ۷, ۱۳۸۷ در ۲:۱۴ ق.ظ

    چند دسته از آدمها همه چیزشان برای عوام مهم است(بدون آگاهی) اول پولدار ها و سرمایه دارها دوم مدیران ارشد(مخصوصا” برای زیردستان). سوم افراد معروف و مشهور و…
    اینجور آدمها هر جا که هستند دورو برشان شلوغ است؛نظراتشان صحیح و دقیق است؛ خبر هایشان تازه و دست اول است؛جوکها و شوخیهایشان هرچند بیمزه،بسیار خنده دار است و….. خب زیاد جای تعجب نیست که اگر سازی هم بسازند آن ساز آخر صنعت ساز سازی جهان و نقطه عطفی بر سازندگی ساز باشد.
    البته امیدواریم به زودی صراحی سوپرانو، صراحی متسو سوپرانو، صراحی باس، صراحی یه کم بیشتر باس، صراحی اولترا لایت، صراحی دوگانه سوزو… اینها هم رونمایی شوند.

  • مهدی
    ارسال شده در آبان ۷, ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۰ ق.ظ

    من مطمئنم اکثر نظرات بالا که اتفاقاً از مطلب تعریف و تمجید می کند و حرفهای بی ربط می زند ، از طرف یک نفر ثبت شده.

  • ارسال شده در آبان ۷, ۱۳۸۷ در ۲:۵۲ ب.ظ

    در جواب آقای بهشتی
    در مورد سئوال اول شما باید بگم متاسفانه گمان نمی کنم در گروه هم این سازها نقشی بتوانند داشته باشد هرچند به خاطر همزمانی صداها مکن است بسیاری از عیب ها کمتر به گوش برسد. هر دوی این سازها نمونه بهترشان در ارکستر های ایرانی فعال هستند و فقط صدایی بسیار خاص و یا تکنیکی منحصر به فرد می تواند جایگاه آنها را در ارکسترها تثبیت کند که این دو ساز فاقد آن هستند. البته بم ساز از نقش ساز ریتمیک هم برخوردار بود که مسلما” با وجود تنوع سازهای ضربیی و تکنیکشان ورود چنین سازی برای این نقش کاملا غیر معقول است.
    در مورد سئوال دوم هم باید این سئوال را از دوستان خانه موسیقی بپرسید! بالاخره استاد شجریان حق زیادی به گردن موسیقی ایران دارند ولی این نوع دوستی ها شبیه دوستی خاله خرسه است، بهتر بود اگر در گروه سازگران خانه موسیقی اطلاعاتی در این زمینه دارد در اختیار ایشان گذارد.
    در جواب آقای مهدی، ما سعی می کنیم نظراتی که توسط یک فرد با نامها مختلف گذاشته می شود را تا حدی که قادر به شناسایی هستیم حفظ کنیم. البته تقریبا همه نظراتی که در این صفحه می بینید دارای ایمیل هستند ولی برای بینندگان فقط آدرس سایت نمایش داده می شود.

  • نامدار
    ارسال شده در آبان ۷, ۱۳۸۷ در ۳:۱۰ ب.ظ

    اقای پورقناد من کاری به اینکه سازنده این ساز کیه و یا داره از موقعیتش سو استفاده می کنه یا نه و… ندارم، هیچ طرفداری هم از شجریان و کارش در زمینه سازگری ندارم. فقط یه چیزهایی از نوشته شما برایم مبهم بود که میپرسم:
    ۱-حرکت نامتعادل نیروها در ساز دقیقا یعنی چه؟وشما چگونه متوجه این موصوع شده اید؟۲-محاسبات حرکت نیروها در ساز یعنی چه؟و نشانه هایش در ساز یا صدایش چیست؟۳-به مشکلات بم ساز اشاره ای نشده،چرا؟۴- در زمینه رنگ ساز هم من فکر نمی کنم که بشه با یک بازدید از راه دور و کوتاه و در یک جلسه و تنها با شنیدن صدای ساز انتقادی به فرمول رنگ یک سازگر روا داشت(( هر چند که ممکنه ایراد هم داشته باشه!))به نظر شما امکان پذیره؟.
    به نظر من اگر قرار باشه نقدی نسبت به یک کار غیر علمی صورت بپذیره حداقل خودش باید علمی و متقن باشه و گرنه نتیجه بر عکس شده و در نهایت به نفع کار غیر علمی انجام شده تمام میشه و این کار باید در متن مقاله انجام میشد که متاسفانه انجام نشده.

  • محمد علی
    ارسال شده در آبان ۷, ۱۳۸۷ در ۵:۲۹ ب.ظ

    سلام
    جناب آقای پور نقاد شما می توانید با خواندن زندگینامه آقای شجریان جواب سوالات خودتون رو بگیرید . ولی این روزها کار غیر علمی جز جدایی ناپذیر موسیقی در ایران مخصوصآ سنتی شده ودر این مورد که کار علمی نبوده با شما موافقم .

  • ارسال شده در آبان ۷, ۱۳۸۷ در ۷:۱۵ ب.ظ

    درود بر سجاد عزیز

    هر چند بنده نیز از آن علومی که فرمودید و سایر علوم مرتبط البته، چیزی نمی دانم که بخواهم اظهار نظر کنم اما، بسیار معتقدم که استاد شجریان نیازی به وارد شدن به خیلی از مسائل و ایجاد خیلی از حاشیه ها ندارند. با سخن ابولحسن مختاباد هم کاملاً موافقم که خانه ی موسیقی بدون رعایت قانون و برخلاف دموکراسی جشن خانه ی موسیقی را به فرصتی غیرقابل قبول و نا عادلانه برای معرفی سازهای استاد شجریان تبدیل کرد.
    از علیرضا جواهری هم ممنونم که در گفتن سخن حق، ملاحظه ی هیچ کس را نمی کند (حتی ملاحظه ی استادش، مشکاتیان را)

  • Afsoos
    ارسال شده در آبان ۷, ۱۳۸۷ در ۹:۲۲ ب.ظ

    Ajib manteghist! Magar Yahya, Eshghi, Kamalian az oloomi ke nam bordeid mostahzar boodan ke sazhayee sakhtand ke hamta nadare? Kami ensaf ham khoob chizist!

  • شریف
    ارسال شده در آبان ۷, ۱۳۸۷ در ۱۰:۵۰ ب.ظ

    با عرض سلام خدمت آقا سجاد،
    ممنون از نقد شما،
    فقط خواستم عرض کنم، آن “استاد نجاری” که در بروشورها ذکر شده بود و استاد شجریان برای ساختن سازها از ایشان کمک گرفته بود و هیج جا نامی از ایشان نبرد، استادرضا ژاله بود. (حتما ایشان را می شناسید و با ابتکارات ایشان آشنا هستید)
    با تشکر

  • صادق طبا طبایی
    ارسال شده در آبان ۸, ۱۳۸۷ در ۱:۲۴ ق.ظ

    فروش اینترنتی صراحی در سایت دل آواز انجام میشه یا نه؟؟ اگه میشه بگید که بریم توی نوبت لطفا”. من صدای صراحی رو تا حالا نشنیدم ولی عاشق صراحی هستم. در حال حاضر موسیقی ما با کمبود شدید صراحی مواجه است. که البته با انتخاب مجدد آقای نوربخش به سمت مدیر عاملی خانه موسیقی احتمالا” تولید انبوه این ساز از سوی این نهاد کاملا” مدنی بزودی آغاز خواهد شد.و با توجه به خیل عظیم مشتاقان استاد بر هر مسلمان خرید یک صراحی واجب خواهد بود.
    پس با این حساب پس ازموضوع قطع برق در کنسرت همایون شجریان،اینک افتتاح خط تولید صراحی دومین مساله مهم موسیقی ما از نظر شورای عالی خانه موسیقی خواهد بود. ضمنا” امیدوارم طرفداران استاد، مژگان شجریان را بهترین نوازنده سه تار تاریخ موسیقی اعلام نکنند. یا حداقل برای اساتیدی چون احمد عبادی نیز در رتبه های بعدی اعتباری قائل شوند…

  • صدرالدین بهشتی
    ارسال شده در آبان ۸, ۱۳۸۷ در ۱:۵۸ ق.ظ

    جناب صادق طبا طبایی عزیز دور از شان شما و هر دوستدار هنریست که اینگونه استاد شجریان را به تمسخر گرفته از الفاظی چون صراحی الترالایت استفاده کنید آیا درست است که شما اینگونه سخن به میان آورید؟
    از دوستان خواهش میکنم در حین ارایه نقد خود احترام استاد را نیز نگاه دارند

  • ارسال شده در آبان ۸, ۱۳۸۷ در ۲:۵۳ ق.ظ

    ۱- آیا منظور شما از این سئوال این است که به وجود نیرو در ساز اعتقاد ندارید یا معنی حرکت نیرو را نمی دانید؟! ۲-آیا یک وسیله موسیقی بی ارتباط با یک ساختار مهندسی است؟ اگر شما به این مورد اعتقاد دارید که “هر سازه دارای یک ساختار مهندسی است و از یکسری قوانین علمی تبعیت میکند و آنها با شاخه های فیزیک آکوستیک، مکانیک، متالوژی و… آنالیز می شوند” شما میتوانید با سرچ “فیزیک در سازهای موسیقی” به زبان انگلیسی مطالبی را در این مورد بیابید، نشانه های صوتی اش را هم میتوانید (تا آنجا که قابل توضیح است) بخوانید. ۳- در اصل به صراحی هم اشاره ای نشد و هدف پرداختن به برنامه جشن بود و در حاشیه هم اشاره ای شد به این سازها که امیدوارم این مقدمه ای باشد به بحث های اصلی مربوط به سازگری علمی ۴- اگر مطلب را با دقت بخوانید به فرمول رنگ ایشان اشاره ای نشده است.
    در پاسخ به افسوس!
    اولا هیچ یک از این افرادی را که شما نام بردید را نمیتوان سازنده یک ساز جدید نام برد آنها در واقع ارتقا دهنده سازهایی بودند که سالیان راز روی آنها کار شده بوده و در دوره هایی از محاسباتی بهره مند بوده اند که امروزه به خاطر اتفاقاتی که در ایران روی داده کمتر اثری از آنها در دست است (و البته در اروپا به خاطر مشکلات کمتر هنوز بعضی از روش های محاسباتی آنها در دسترس است)

  • فواد
    ارسال شده در آبان ۸, ۱۳۸۷ در ۷:۴۶ ب.ظ

    متاسفم از اینکه قصد و غرض شخصی خودتون را با رنگ و لعاب نقد صحیح و منصفانه ارائه دادین!

  • صادق طبا طبایی
    ارسال شده در آبان ۸, ۱۳۸۷ در ۸:۳۷ ب.ظ

    جناب بهشتی عزیز
    مثل اینکه شما از دنیای مطبوعات و ژورنالیسم موسیقی امروز این مملکت اطلاع کامل ندارید.
    تمسخر و حرمت شکنی از اساتید بزرگ چند سالی هست که بطور ارگانیزه توسط لابی های تبلیغاتی موسیقی دنبال می شود.(البته با عنوان نقد)
    مثلا” استاد لطفی که سواد موسیقایی ایشان حد اقل در زمینه ردیف ده برابر استاد شجریان است سالهاست مورد حرمت شکنی هستند. یا استاد نازنین پرویز مشکاتیان که پس از سالها که به اصرار دوستدارانش روی صحنه آمد کاری به روزش آوردند(همین مطبوعات و لابی خانه موسیقی) که توبه هزار ساله کردند از کنسرت.
    نمیدانم چرا اینها برای ما اینقدر اهمیت ندارد.
    ضمنا” بنده به جناب شجریان توهین نکردم. مطلب من را با دقت بیشتری بخوانید.

  • مرجان
    ارسال شده در آبان ۹, ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۶ ق.ظ

    آقای پورقناد
    به جسارت شما در زمینه ی نگارش این مطلب تبریک می گویم .چون امروز کسانی که حتی با موسیقی بیگانه اند اسم استاد شجریان رو بعنوان “همه چیز دان ” می آورند که از قافله عقب نمانند! خدمت بقیه این دوستان هم باید عرض کنم که :
    لطف کنید انقدر تب شجریان پرستی خود را به دیگران تحمیل نکنید . همه میدانیم شجریان استاد است ، شجریان خواننده ی ملی ماست ، شجریان سواد موسیقی بالایی دارد و… ، اما این دلیل نمی شود که او را در تمام عرصه ها شاخص و بی عیب بدانیم .

  • نامدار
    ارسال شده در آبان ۹, ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۹ ق.ظ

    آقای پورقناد،کامنت اول من رو دقیق بخوانید و سپس پاسخ دهید!من پرسیدم۱-حرکت نامتعادل نیروها در ساز دقیقا یعنی چه؟وشما چگونه متوجه این موصوع شده اید؟ پاسخی که شما فرموده اید: آیا منظور شما از این سئوال این است بوجود نیرو در ساز اعتقاد ندارید یا معنی حرکت نیرو را نمی دانید؟ ربطی به سوال من ندارد.زیرا من در مورد مسئله ای که به فیزیک ساز مرتبط است و شما عنوان کرده اید سوال کرده ام و شما به جای جواب علمی به سوال من در رابطه به اعتقادم نسبت به وجود نیرو در ساز پاسخ داده اید!!به هر حال سوال من با سوال پاسخ داده شده و این جواب من نیست. لطف کنید توضیح روشن در مورد عبارت خودتون بدهید.۲-در رابطه به اینکه فرموده اید:در اصل به صراحی هم اشاره ای نشد و هدف پرداختن به برنامه جشن بود و در حاشیه هم اشاره ای شد به این سازها باید عرض کنم که شش پاراگراف از چهارده پارگراف ( بیش از ۴۰ درصد مقاله) و هم عنوان دو بخشی مقاله خلاف موضوع را اثبات می کند. و من باز تاکید می کنم اگر به ساز ساخته شده شجریان( بم ساز) ایرادی وارد هست بطور مشخص و علمی بفرمایید.۳-فرموده اید :چرا شجریان بدون استفاده از دانش این حرفه دست به کار ساخت ساز میشود؟ فرمول های رنگ ساز که در شاخه شیمی قرار می گیرد و متریالهای تشکیل دهنده ساز را مطالعه کرده است؟! که من در کامنت اول از شما پرسیدم و شما گفتید:اگر مطلب را با دقت بخوانید به فرمول رنگ ایشان اشاره ای نشده است. اگر اشاره ای نشده پس این متن در داخل مقاله در رابطه با بی دانشی شجریان در سازگری و دانش رنگ از کجاست؟ همانطور که در کامنت اول گفتم کاری به اینکه سازنده این ساز کیه و یا داره از موقعیتش سو استفاده می کنه یا نه و… ندارم، هیچ طرفداری هم از شجریان و کارش در زمینه سازگری ندارم. فقط به دنبال این هستم که اگر قصد رد کردن کار هر شخصی رو دارم با دلیل و مدرک قوی باشد نه احساس.با تشکر.

  • ارسال شده در آبان ۹, ۱۳۸۷ در ۱:۵۵ ب.ظ

    در جواب فواد
    دوست عزیز دلایل خودتان را در مورد غرض ورزی بنده بنویسید تا خودمان هم بفهمیم!
    در جواب نامدار
    ۱- سئوال من به این خاطر بود که متوجه بشوم شما به چه دلیل در مورد این مسئله که واضح است سئوال میکنید، آیا به وجود چنین نیروهایی اعتقاد دارید یا خیر؛ اگر دارید باید حرکت نیروها را در ساز بدانید چیست و نیز وارد شدن نیرو به جسم ساز به صورتی که قسمتهای مورد نظر، به خوبی مرتعش شود. شما اگر فرضا نیمی از صفحه سنتورتان به خاطر مشکل پل، یا متریال یا … مشکلی داشته باشد، شما پس از مرتعش کردن سیم متوجه می شوید که قسمتی از ساز مرتعش شده و قسمت دیگر به خوبی مرتعش نمی شود، حرکت متعادل نیروها در ساز یعنی ما وقتی به جسمی نیرویی وارد میکنیم، مقدار نیروی وارده به جسم و مقدار مرتعش شدن جسم از تعادل برخوردار باشد یا به عبارت دیگر مقدار کنش و واکنش بالانس باشد.
    ۲- منظور این بود که این پرداختن به صراحی یک نگاه گذرا بود و بررسی دقیقی نشد، ضمنا فقط در یک پاراگراف دقیقا در مورد صراحی صحبت شد و بقیه صحبت در مورد هر دو ساز بود. بحث علمی در این مورد را به زودی روی سایت خواهید خواند.
    ۳- وقتی ما به ساز نگاهی میکنیم و به راحتی متوجه اشکالاتی ابتدایی در اصول ساختمانی این ساز میشویم یعنی دانش اولیه ساخت ساز هم وجود ندارد حال چه رسد به رنگ ساز. نمی دانم درک این مورد تا چه حد برایتان امکان پذیر است چون اطلاعاتی باید در ساخت ساز داشته باشید، آیا در این زمینه تا به حال تحقیقی داشته اید؟

  • محمد باقر زینالی
    ارسال شده در آبان ۹, ۱۳۸۷ در ۳:۵۲ ب.ظ

    سلام و درود به دوستان.ای کاش آقای شجریان به خود اجازه نمیداد در جمع نوازندگان و سازسازان یک چنین نظرات بی پایه و اساسی در مورد ساز سازی بدهد.چه بهتر بود که به جای این کارها کمی بیشتر به آموزش نسل کنونی در آواز بپردازدکه بعدها شرمنده موسیقی این مملکت نماند!بهتر است ساز سازی را به ساز سازان بسپارد و خود به آواز بپردازد.دوستی درهمان جشن بعد از سخنان استاد ودر واکنش به نظرات وی به من گفت:انگار آداما پیر میشند خرفت میشند.در جوابش چیزی برای گقتن نداشتم!

  • صدرالدین بهشتی
    ارسال شده در آبان ۹, ۱۳۸۷ در ۵:۱۶ ب.ظ

    جناب طباطبایی پس شما یا می خواهید یادر این سایت عقده گشایی کنید که این سایت فضای مناسبی برای این کار نیست،این فضا جایی برای پرداختن به طنز های موهنی چون نوشته های شما نیست.
    دوم آنکه شاید شما قصد آن دارید از اساتید گرامی چون محمدرضا لطفی و پرویز مشکاتیان را دارید این کار شما مصداق همان مثل گنه کرد در بلخ آهنگری به شوشتر زدند گردن مسگری
    سوم آنکه شاید شما از همان دسته و لابی هستید که سعی در خراب کردن اساتید دارید ؟
    آقای طبا طبایی
    نه باطرفداری بنده چیزی به استاد جریان اضافه میشود و نه با نوشته های مبتذل شمااز ایشان چیزی کم،نگذارید که خدای ناکرده مصدادق آن نادانی باشید که تنها می خواهد با تمسخر دیگران بر روی نادانی خود پرده ی دانایی کشیده است، با تمسخر دیگران به جایی نمی رسید
    در ضمن شما از روی علم به چه علم اساتید لطفی و شجریان را عیار سنجی کرده اید که می گویید استاد لطفی سوادشان در ردیف ۱۰ برابر استاد جریان است؟

  • کاظم طبا طبایی
    ارسال شده در آبان ۹, ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۳ ب.ظ

    جناب بهشتی عزیز
    اولا” من در موسیقی سمتی نداشته ام که بخواهم عقده ای در دل داشته باشم. من فقط شنونده هستم و علاقه مند.
    ثانیا” اشاره به نادانی بنده فرمودید. با استناد به اینکه شما اصلا” بنده را نمیشناسید پس نتیجتا” فرمایش شما در مورد دانایی یا نادانی بنده، خود از سر نادانی و عدم آگاهیست. پس خدای نکرده مصداق آن نادانی نباشید که در مورد همه امور نادانسته سخن میگوید.
    ثالثا” جناب شجریان سازگر نیستند. اگر خودشان هم چنین ادعایی دارند (که ندارند) در اشتباه هستند.استفاده از موقعیت جشن خانه موسیقی، که متعلق به طیف بسیار وسیعی میباشد از نظر عرفی، حقوقی و عقلی اشتباه بود. حال اگر جناب شجریان باشد یا جناب آقاحسینقلی.
    این تقدس گرایی و اسطوره سازی پدر این ملت را درآورده. عزیز من، آقای شجریان بسیار خوب آواز میخوانند. بر منکرش تف و لعنت.خود بنده بسیار آثار ایشان را شنیده و میشنوم و لذت میبرم و خواهم برد. ولی در ساز سازی که دیگر بهترین نیستند. پس اگر آوازی باید معرفی شود اولویت با جناب شجریان،واگر سازی باید معرفی شود اولویت با دستهای پینه بسته اساتیدی که یک عمر خاک اره خورده اند و چکش به ته مغار کوبیده اند. این که جای بحث ندارد.
    رابعا” من هر چه مطلب خودم را میخوانم آنرا موهن نمی بینم. فکر میکنم شما اینقدر در ذهن خود از جناب شجریان اسطوره سازی ومقدس پنداری کرده اید که هر مطلبی که در تایید صددرصد ایشان نباشد بوی توهین از آن استشمام می کنید. آخر توهین یک چیزی مانند فحش و نا سزا را شامل میشود.متن بنده کاملا” با تعریف طنز مطابقت دارد نه توهین. با این حساب مجله گل آقا مجموعه ای صحافی شده از توهین ها به افراد مهم و معروف است؟؟؟
    مرا یاد آن کاریکاتوریست بخت برگشته دانمارکی و جریان شیرینی “گل محمدی” انداختید!!!!

  • صدرالدین بهشتی
    ارسال شده در آبان ۱۰, ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۸ ب.ظ

    آقای طباطبایی عزیز من اصلا قصد این را نداشتم که به شما توهین کنم.اگر دقت کنید در نوشته خود اذعان داشتم که نکند خدای ناکرده مثل آن نادانی باشید که… من هرگز به خود اجازه نمی دهم که بخواهم به شما بزرگوار توهین کنم
    در مورد اینکه فرمودید بنده اسطوره سازی کرده ام باید بگویم که من آن استاد ارجمند را اسطوره می پندارم ولی هرگز با تعصب در باره ی او سخن نگفته ام، اگر دقت کرده باشید بنده همین ایراد شما راکه چرا استاد شجریان باید با استفاده از موقعیت خود در خانه موسیقی سازهای خود را به نمایش بگذارند در حالیکه سازی مانند سلانه و… همچنین فرصتی را پیدا نکرده اند؟
    دوست عزیز
    از اینکه بنده را با کم لطفی با کسانی که قائله ی شیرینی “گل محمدی” را راه انداختند همسان می دانید گلایه دارم
    من با طنز مخالف نیست، طنز باید به جا باشد،مثلا بحث سه تار زدن مژگان شجریان چه دخلی به بحث جناب پور قناد دارد،من با این مشکل دارم که وقتی طنز شما در جایی که نباید استفاده میشود،موهن میشود،اینکه طنز بی جا استفاده شود آن را به ابتذال میکشاند

  • علی
    ارسال شده در آبان ۱۶, ۱۳۸۷ در ۱:۰۲ ق.ظ

    متاسفم که فکر می کنی همه چیز باید از روی کتاب و این چیزها باشه
    آخه آدم حسابی!
    ندیدی اینهمه آدمایی که با علم تجربی تونستن کارهای عجیب کنن؟
    از موارد غیر موسیقی مثال نمی زنم
    اما مگه یحیی خان که ساز می ساخت و سالانه هم تعداد بسیار بسیار بسیار کمی ساز می ساخت فیزیک و شیمی خوانده بود؟ مگر نه این بود که تاری که او می ساخت بهترین نوع تار در رده ی سازهای سنتی بود؟
    بیشتر فکر کن
    شجریان حالا ۶۸ سالش است
    زیبا و قشنگ نبود که این جسارت رو به خودت بدی که از کسی که ۴۱ سال از خودت بزرگتر است و ده ها سال از شما بیشتر تجربه ی موسیقایی داشته و اصلا تجربه ی موسیقاییش قابل قیاس با خیلی از هنرمندان بنام امروزی نیست اینطور نقد کنی!

    متاسفانه مشکل ما ایرانی ها این هست که اگر نقدی رو انجام می دیم و صحبت های منطقی تری بشنویم دوست نداریم که قبول کنیم نقدمون درست نبوده

  • ارسال شده در آبان ۱۷, ۱۳۸۷ در ۲:۰۴ ق.ظ

    دوست عزیز علی جان، بنده جایی نگفتم که “همه چیز باید از روی کتاب و این چیزها باشه” من گفتم اگر ایشان به تجربیات گذشتگان نگاهی می انداختند (که میشود همان علومی که نام بردم) این ساز در این حد اشتباه نداشت.
    کسانی بوده اند که با تجربه ساز جدیدی تولید کنند که به قول شما عجیب هم باشد ولی کدام یک از این سازهای “تجربی” و غیر علمی را می شناسید که در تاریخ هم مانده باشد؟!
    جالب است که به یحیی اشاره کردید و من را یاد نقل قولی انداختید که یکی از اساتید تار می کرد و آن این بود که “زمانی که در ایران کسی نام علم فیزیک را نشنیده بود، یحیی به آموختن این علم مشغول بوده!” و جدا از صحت این گفته، شما حتما می دانید که یحیی مخترع این ساز نبوده و در واقع یکی از کامل کنندگان آن بوده (البته دخل تصرف خاصی در ساز نداشته است)
    سازهایی مثل تار، ویولون و … از مهندسی قابل توجهی برخوردار هستند (و با علوم خاصی طراحی شده اند که بعضی امروزه به فراموشی سپرده شده) که در آینده در همین سایت به آنها میپردازیم.

  • ناشناس
    ارسال شده در آبان ۲۰, ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۳ ب.ظ

    سلام

    هموطنان عزیز فکرمیکنم وقتش رسیده که ماهم دست از بت سازی برداریم و منتقدان را با نام غرض ورزان و دشمنان محکوم نکنیم.

    در اینکه آقای شجریان استاد بزرگ آواز است شکی نیست، ولی‌ بر همه آشکار است که ایشان همیشه از موسیقی‌ برای رسیدن به مادیات استفاده کرده(مثلا استفاده از همایون برای نوازندگی تمبک در کنار بزرگان موسیقی، آیا تنبک نواز دیگری در ایران نبود، معرفی‌ همایون در آواز به عنوان جانشینش، آیا در ایران جوان دیگری استعداد آواز یاد گرفتن را ندارد؟ ) و این دو ساز جدید هم از این قضییه مستثنا نیستند.

    بزرگان آواز ایران علم آواز را با خلوص نیت در اختیار ایشان قرار دادند ولی‌ ایشان آن را قبضه کردند.

    امیدوارم که ایشان به مقصود اصلی‌ خودشان برساند.

  • ارسال شده در آبان ۲۶, ۱۳۸۷ در ۸:۳۴ ق.ظ

    نکته ها رفت و شکایت کس نکرد
    جانب حـرمت فــرو نگـذاشــتیم

    کاش کمی از میراث گذشتگان را که برای ما می تواند راهگشا بلکه راهنما باشد، در زندگی خود اندکی بکار می بستیم. بحث بر سر تقلید از آنها و یا تفکر به شیوه آنها نیست (گرچه درباره فوائد یا مضرات آن نمی دانم) بلکه موضوع، اخلاقیات و فرهنگ است که نیک می دانیم در گذر زمان ثابت و غیر قابل تغییرند. نه اینکه اخلاق و فرهنگ جامد باشند، از اینرو که همیشه اخلاق نیکو و فرهنگ والا ستوده اند و مثلاً امری چون “جانب حرمت” همواره پسندیده است.
    این مقدمه کوتاه را از این بابت آوردم که چندی است می بینم در پی معرفی دو ساز جدید “صراحی” و “بم ساز” از سوی بزرگمردی چون شجریان، چه بی حرمتی ها که نمی شود. قصدم دفاع از حرکت شجریان در ایجاد این سازها و یا تمجید از توانایی های آنها نیست که به شخصه چیزی در این دو ساز خصوصاً بم ساز نمی بینم، تنها شیوه نقادی های صاحبنظران برای من بسیار دردآور است و بی حرمتی ها را متوجه موسیقی و فرهنگ می دانم هر چند شاید منتقدان مدعی باشند که بی حرمتی صورت نداده اند اما در لفافه نیک می دانند که چنین کرده اند.
    مقوله نقد سازها را نباید با نقد شخصیت و منویات پدیدآورنده آن در هم آمیخت و حب و بغض های شخصی را وارد مبحث کرد. هیچ نقدی نیست مگر صرف بدگویی و یا تمجید که آن هم از اینجا ناشی می شود که بدگویان از مخالفان و تمجیدکنندگان از هواداران استادند و نه خود سازها. یعنی در کنار آن همه بدی و یا خوبی، چیزی خلاف آن وجود ندارد؟ آیا اگر شخص دیگری این سازها را معرفی می کرد همین عکس العمل ها و نقدها را در پی داشت؟ آیا چنین نقدهایی برای سازی چون “سلانه” صورت گرفت؟ آیا حرکتی پس از ساخت تنبک کوکی (!) چنین پیگیر انجام شد؟ آیا ….
    همیشه در نقدهایمان جنبه های علمی نقد را مد نظر داشته باشیم و حرمت پدیدآورندگان را هرچند گمنام و نا آشنا حفظ نماییم چه رسد که با مردی چون شجریان رو در رو باشیم. چگونه می توان جایگاه هنری او را در این سرزمین نادیده گرفت و چنین بی پروا تمام تلاش های وی را از دم تیغ گذراند؟ صرف اینکه وی آوازخوان است و به زعم ما دستی در سازگری ندارد- و ما که فقط چند صباحی است ساز می نوازیم و یا می سازیم- حق داریم اینچنین گستاخ به او بتازیم؟ کدام سازگر این سرزمین است که از اصول علمی ساز سازی و علم فلان و دانش بهمان که داد سخن از آن داده اید مطلع باشد؟ که اگر چنین بود وضعیت سازهای ما چنین اسف بار نمی شد. در کدام یک از آن نقدهای بت شکن خود کمی از آن دانش های سازگری استفاده کردید و با کدام برهان علمی صدا دهی صراحی را زیر سوال بردید؟ در اینجا باید دوباره متذکر شوم که قصدم مطلقاً جانبداری از این سازها نیست و فقط در جهت حفظ حرمت ها است و اینکه جز معدودی نقدها، مابقی فارغ از دانش و بر پایه احساس است.
    گذشته که کاستی ها و نواقص این دوساز، این را هم همیشه در نظر داشته باشیم که به قول بزرگی: “تنها آنها که ایستاده اند هرگز گمراه نمی شوند”، این طرقه را یاری کنید تا آن سیمرغ نصیبمان شود.

  • ارسال شده در آبان ۲۷, ۱۳۸۷ در ۵:۲۴ ق.ظ

    دوست گرامی آقای میر فراهانی! تا قسمت پایانی نظرات شما را نخوانده بودم فکر میکردم روی سخن شما با کسانی است که توهینی به آقای شجریان کرده اند ولی متوجه شدم منظور شما شخص بنده بوده!
    چرا فکر میکنید به استاد شجریان جفا شده؟! آیا روا بود که ما نیز مانند به اصطلاح دوستان ایشان بی دلیل به ستودن این سازها میپرداختیم و ماجرای پیراهن پادشاه را بازنمایی میکردیم؟!
    سن و سابقه افراد در یک نقد علمی به هیچ وجه نمیتواند ملاک باشد و فقط این منطق است که اهمیت دارد، خواه از یک آماتور بی سواد باشند و خواه از یک دانشمند کهنه کار…
    در مورد سازهایی که نام بردید اولا سلانه با اینکه چندان ساز قدرتمندی نیست ولی به هیچ وجه با سطح صراحی و مخصوصا بم ساز قابل قیاس نیست ثانیا در مورد تنبک کوکی (اگر منظورتان ساز ساخته شده توسط دکتر عمومی و برادرشان است‌) این ساز تا حد زیادی قدم در پیشرفت تنبک گذاشته و ما هم جزو همیاران ایشان در ترویج بیشتر این ساز بوده ایم، پس صرف اینکه یک ساز جدید باشد دلیل بر بدتر بودن آن نسبت به الگوهای پیشین نیست.

  • ناشناس
    ارسال شده در آذر ۹, ۱۳۸۷ در ۶:۵۳ ب.ظ

    خواهش میکنم این مطالب تکمیلی خودتان را در مورد این دو ساز بر روی سایت قرار آقای پورقناد

    با تشکر

  • ...
    ارسال شده در دی ۲۱, ۱۳۸۷ در ۲:۴۲ ب.ظ

    چه خوب شد که یادی هم از زحمات هنرمند ارزنده و بزرگوار حسین عمومی شد این همه کار های عملی و تحقیقاتی ایشان انجام دادند آن هم بی سر و صدا و بدون ادعا های واهی
    هم در زمینه ی تنبک و هم نی
    چند درصد از نی نوازان با طرح های تحقیقاتی ایشان آشنا هستند و چند درصد از نی نوازان اکثرا دگم و بی سواد حاضرند به این ساز پر ایراد با نگاهی منطقی و تحلیل وار بنگرند
    سازی که برای اجرای هر گوشه به ناچار باید از بخشی محدود از اصوات خود استفاده کند
    چرا فکر می کنیم تکمیل و اصلاح سازهای ایرانی از بین بردن اصالت ها است
    آقای شجریان اگر خیلی علاقمند به فرهنگ موسیقی هستند بیایند و از این حرکت های علمی و جدی حمایت کنند چون به اندازه کافی سازساز و ساز گر در این مملکت هست که نیازی به سازسازی جناب شجریان باشد
    مشکل آقای شجریان فقط خودنمایی و منیت است
    این را هم بدانید صراحی هم بخشی از ساز های بی نام و نشان جناب رضا ژاله (درودگر) است که به عنوان صنایع دستی و دکور اتاق های لوکس می تواند زیبا باشد
    حال چه گذشت که آقای شجریان امتیاز این ساز را به نام خود کردند …..
    بگذریم

  • mohsen
    ارسال شده در فروردین ۳۱, ۱۳۸۸ در ۱۰:۵۷ ق.ظ

    با نو آوری بسیار موافقم واز کار استاد شجریان استقبال میکنم

  • علی
    ارسال شده در اردیبهشت ۶, ۱۳۸۸ در ۹:۳۲ ق.ظ

    با درود فراوان بر همه ی دوستان منتقد!!!
    البته منتقد داریم تا منتقد
    منتقد واقعی منتقدی می باشد که وقتی از کسی انتقاد می کند نبست به اون شخص دانش بیشتری داشته باشد یا حداقل در یک سطح دانش داشته باشند.پس
    از آنجاییکه همه ی شما آقای شجریان را استاد موسیقی یا استاد آواز می دانید و او را بی رقیب می دانید لیکن زبان کوته دار و انتقاد مکن. چون مثال آب در هاون کوفتن می باشد.و از آناییکه ما ایرانی ها عادت کردیم به ایراد گرفتن کسی را هم که بخواد یک قدم بردارد نمی گذاریم.به نظر من بهتره فرمایشات نفرماییم.

  • حسین راد
    ارسال شده در تیر ۷, ۱۳۸۸ در ۱:۲۷ ق.ظ

    اگه نقد اول رو یعنی نظر اول رو علیرضا جواهری نوشته باشه بی تردید میتوان گفت درست گفته……
    و معلوم میشود شما علیرضا جواهری را نشناخته اید……
    علیرضا جواهری کمتر از پایور برای موسیقی زحمت نکشیده….از آقای شجریان هم همین طور……
    ایشون از بزرگان موسیقی هستند….
    هم در ضمینه شناخت ساز ، نت نویسی ، نوازندگی و هم در مساله علم موسیقی….

    من فکر میکنم آقای شجریان موسیقی رو تک قطبی کردن و این به ضرر این مملکته….

  • ناشناس
    ارسال شده در آبان ۲۱, ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۰ ب.ظ

    به نظر من {…} فقط یه کم پررو شده همین.و خودش را نخود هر آشی میکنه.ما اول بیاییم همین سازهای ملی ایرانیو اساتید و آثارش را به مردم و نسل جدید بشناسونیمبعد به فکر ساز اختراع کردن بیفتیم.

  • ارسال شده در اردیبهشت ۱۶, ۱۳۸۹ در ۱۲:۱۷ ق.ظ

    سلام دوستان.خیلی اتفاقی این مطلب رو دیدم و جذب خواندن نظرات شما شدم.دوستان من یک سازنده گیتار هستم.۸سالی هست که مشغوله این کارم.با اشراف به زبان انگلیسی و متون تخصصی فیزیک صوت تونستم به اطلاعات جالبی دست پیدا کنم.درسته که سر رشته ای در موسیقی سنتی ندارم و حتی توان گوش دادن به اون رو هم ندارم ولی به اون به عنوان یک هنر احترام میگذارم.مشکل بزرگ امروز ما رو نمایی از یک ساز نیست بلکه سیستم مافیایی هست که وجود داره مثل خیلی جاها مثلا فوتبال.فرهنگ و هنر ما دست افرادی سودجوست.وقتی واردات ساز دست افرادی خاص باشه.وقتی اجازه تولید اثر دست افرادی خاص باشه که با اعمال نظر فردی را به عرش و دیگری را به فرش برسانند آیا انتظار دیگری میتوان داشت.این ایراد نیست که استاد شجریان سازی جدید ابداع کند که من به این نیز نقدی دارم ولی تاسف اینجاست که بسیار اساتیدی هستند که فرصت اینکار را ندارند و دانش و ایده خود را به گور میبرند چرا؟استاد شجریان بسیار مورد احترام هستند .همین بس که پیش از نام ایشان لقب استاد قرار میگیرد ولی این دلیل بر بی نظیر بودن هیچ استادی نیست.هر کسی حق دارد ایده های خود را تراوش دهد ولی این به این معنی نیست که بتواند با اعمال نفوذ ایده خود را برتر سازد.رونمایی از یک ساز در جایی که تا بحال کسی اجازه آن را نداشته آیا تبعیض نیست؟آیا میتوان فقط بخاطر نام استاد شجریان این تبعیض را پذیرفت.من نقدی در مورد ساز ایشان نمیکنم گو اینکه خوب میدانم ۲ فن در ۱ فرد نمیگنجد.بصورت علمی برای شما توضیح میدهم.کسی که خواننده خوبیست شنونده خوبی نمیباشد.زیرا میدانیم هیچ کسی صدای خود را به صورتی که دیگران میشنوند نمیشنود.۵۰ سال سیستم شنوایی فردی عادت به ایجاد صوتی زیبا دارد که از درون بصورت پزواک میشنود.آیا به نظر شما گوش این شخص درست میشنود؟هیچ بینایی مانند یک نابینا نمیشنود.حواس انسان به گونه این بالانس شده که اگر یکی رشد کند دیگری ضعیف میشود و بر عکس.خوب پس میتوان علمی نتیجه گرفت که گوش استاد در حد گوش بسیاری از اساتیدی که فقط شنونده هستند قدرت تشخیص ندارد.بحث دیگر بحث ساخت است.ساز یک ابداع ذاتی بوده که پس گذشت سالها به علم نزدیک شده.بوجود آمدن یک ساز تاریخچه داره.دوستان اگه به روند تکامل هر سازی دقت کنند متوجه میشوند.هیچ سازی از اول بحالت امروزی نبوده.پس از سالها گذر ایام و کار نسلها به شکل اصلی خود نزدیک شده.خوب حال چگونه است که کسی یک در یک سازی تولید و اون رو برطرف کننده نیاز موسیقی بدونه.آیا منطقی است؟ساخت ساز تجربه و علم ۱ نفره ولی ابداع ۱ ساز کار چندین نسل هستش.متاسفانه باند مافیای موسیقی این امکان رو برای بعضی از اساتید بصورت تبعیض آمیزی فراهم کرده.مثلا اساتیدی چون حلمی_استاد قنبری_و حالا استاد شجریان.آیا ما اساتیدی جز افراد نامبرده نداریم.کدام مرجع صحت برتری این اساتید رو بر دیگر اساتید تایید کرده؟آیا اسیر احساسات و تبلیقات نیستیم؟اآیا اسیر باندبازی ها نیستیم؟امروزه هیچ کس سر جای خود نیست.اساتید نوازنده فروشنده شدند.فروشنده ها وارد کننده شدند.سازندگان نوازنده شدند.عجیب نیست خوانندگان نیز سازگر شوند.بیایید ریشه ای به مشکل فکر کنیم.بخاطر طولانی شدن عذر خواهی میکنم

  • ایدب
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۷, ۱۳۸۹ در ۹:۱۰ ب.ظ

    در عجبم از کسانی همه دم از اصالت می زنند و خود را به عمد یا غیر عمد به خواب غفلت فرو بردند که تلخیش تمام وجودشونو فرا گرفته .

    می خوام بگم که الان کجایین که دارن قبر بزرگترین و و پرنور ترین ستاره آواز ایران زیر تیغه های بلدوزرهای شون خراب می کنن .

  • yek daneshjoye mosighi
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۴, ۱۳۸۹ در ۴:۵۱ ب.ظ

    ba arze salam khedmate aghaye porghanad mikhastan begam lotfan bishtar darmorde in ensanhaye khaen be melat va dolat che dar hozeye mosighie irani va che mosighie kelasik benevisid amsale( {sh-f}va vava….)khaenine be keshvarand ke hamishe say daran ab ra gelalod konand va bad az an mahi begirand nang bar hamchin en san hai.

  • احسان
    ارسال شده در خرداد ۳, ۱۳۸۹ در ۳:۱۳ ب.ظ

    به نظر من نقدهای انجام شده و پاسخهایی که به این نقد ها داده شده هر دو غیر منطقی و متعصبانه اند. قرار نیست کسی مثل شجریان رو بت کنیم ولی لااقل به عنوان یک زحمتکش برای موسیقی ایرانی باید براش احترام قائل باشیم. اگر ایشان بر اساس تجربیاتی که داشته سازی ساخته میتونه یه نقطه شروع خوبی برای تکمیل و تکامل این سازها باشه به همین خاطر باید راه نقد باز باشه و دیگران بتونن نظر بدن. متاسفانه ما ایرانی ها نقد رو با تخریب اشتباه می گیریم. در مطلب فوق قرض ورزی کاملاً نمایانه و بالطبع واکنشی دوستداران شجریان هم به همین لحن انجام شده. به امید روزی که از آدما بت نسازیم و از طرف دیگه به فکر نابود کردنشون نباشیم. در ضمن به یک دانشجوی موسیقی هم توصیه می کنم ادب رو رعایت کنن. از خداجوئیم توفیق ادب بی ادب محروم ماند از لطف رب

  • ارسال شده در خرداد ۳, ۱۳۸۹ در ۱۰:۵۷ ب.ظ

    دوست عزیز آقای احسان، دیگر من عادت کردم به کلی گویی های بی دلیلی مثل نوشته شما، وقتی نقدی به نوشته بنده ندارید میتوانید نظری نگذارید. این نوع گفتار دیگر قدیمی شده

  • احسان
    ارسال شده در خرداد ۸, ۱۳۸۹ در ۹:۰۸ ق.ظ

    کلی گویی؟
    من نقد شما رو نقد کردم و پاسخهایی که داده شده بود. هرگز اعتقاد ندارم که باید از افراد بت ساخت ولی نمی دونم شما از تخریب یک نفر چه سودی می برید؟ چند تا از سازهایی که الان دارن در ایران استفاده می شن بر اساس اصول و علم طراحی ساز هستند؟ چند نفر عالم و آدم آکادمیک در این زمینه داریم؟ از این هم بگذریم اصلاً آیا در مورد موسیقی ایرانی چقدر تحقیق و کار علمی میشه؟ اگر نوع گفتار من قدیمیه، نحوه تخریب شخصیتی که شما و امثال شما بکار می برید از اون خیلی قدیمی تره. اگر می خاهید نقد کنید مشکلی نیست ولی تخریب نکنید.

  • ارسال شده در خرداد ۸, ۱۳۸۹ در ۹:۵۳ ب.ظ

    آقای احسان شما نوشته من را نقد نکردید! ولی مثل اینکه حالا قصد دارید نقد کنید که نوشته اید: “چند تا از سازهایی که الان دارن در ایران استفاده می شن بر اساس اصول و علم طراحی ساز هستند؟ چند نفر عالم و آدم آکادمیک در این زمینه داریم؟ از این هم بگذریم اصلاً آیا در مورد موسیقی ایرانی چقدر تحقیق و کار علمی میشه؟”
    این قسمت ها را به سادگی میشود پاسخ داد هرچند در خود متن مقاله هم گفته شده ولی مثل اینکه نیاز به توضیح بیشتری دارد.
    شما فرض کنید کسی هواپیمایی ساخته و بدون استفاده از فناوری روز هواپیما را راهی آسمان کرده و متاسفانه این هواپیما به زمین خورده و همه سرنشینان آن از بین رفته اند… حالا بنده از سازنده هواپیما سئوال میکنم آیا مسئول این سقوط نادانی شما در استفاده از تکنولوژی روز نیست و او میگوید: “مگر برادران رایت پشتوانه علمی در این زمینه داشتند؟ مگر همه هواپیما های آزمایشی سالم به زمین نشستند؟ مگر چند نفر در ایران بر اساس اصول و علم طراحی هواپیما ساخته اند؟ نفر عالم و آدم آکادمیک در این زمینه داریم؟ از این هم بگذریم اصلاً آیا در این مورد چقدر تحقیق و کار علمی میشه؟”
    جواب پاسخ اول: اولا شما تجربه قدما را در این زمینه دارید و نیازی نیست از اول چرخ را اختراع کنید. دوم شما چرا هنوز در مرحله آزمایش هستید؟! ما از دانش گذشتگان استفاده میکنیم که تجربه ها را از صفر شروع نکنیم، آنها تجربه ای گذشتگان را نداشتند و ناچار بودند ولی آیا ما هم هیچ منبعی نداریم؟! سوم اگر در ایران سازندگان ماهری داشته ایم در زمینه ساز آنها سازهایشان را اختراع نکرده اند بلکه چند درصد نسبت به نسل قبل پیش برده اند، طراحی با اصلاح بسیار متفاوت است، اگر کسی بخواهد سازی را از صفر طراحی کند و هیچ استفاده ای از دانش گذشتگان نکند، احتمال بسیار قوی طرحش با شکست مواجه میشود یا اگر هم نشود در چندین نسل تکامل ممکن است چیزی از آن در بیاید ولی آنا” هرگز
    چهارم، چند نفر داریم مهم نیست، مهم این است که ما این علم را داریم یا خیر! ممکن است هزاران نفر داشته باشیم یا یک نفر هم نداشته باشیم وقتی مشغول به کاری میشویم باید به فن آن تسلط داشته باشیم.
    پنجم، در کجا کار علمی شده؟ منظورتان ایران است؟ باید از آکوستیسین هایی که کار سازگری در ایران میکنند سئوال کنید ولی باز اگر فرض بگیریم که این پشتوانه هم در حد صفر است یا باید خودمان مشغول شویم به پیاده کردن مبانی علمی جهانی آن (چون آکوستیک علمی جهانشمول است و مخصوص سازهای منطقه خاصی نیست) یا دست از کار بکشیم چون دانش و صلاحیت لازم را نداریم.

  • احسان
    ارسال شده در خرداد ۱۰, ۱۳۸۹ در ۹:۰۴ ق.ظ

    جناب سجاد عزیز
    ممنونم از این که پاسخ دادید و من هم از توضیحات شما استفاده کردم. مسلماً نقد در هر مقوله ای می تونه باعث پیشرفت و حرکت باشه ولی اگر سرکوب گرانه باشه ممکنه باعث رکود و سکون بشه. امثال شما باید نقد کنید و وظیفه دارید که این کار رو بکنید. اینکه شجریان تا چه حد در ساخت سازش از قدما بهره گرفته و تا چه حد اصول علمی رو رعایت کرده همانطور که باید نقد شما رو شنید باید جواب های ایشان رو هم شنید و نهایتاً اهل این فن باید قضاوت کنند. من حرفم اینکه که باید از یه جایی شروع کرد و این فکر رو جا انداخت که اگر قدما این حق رو داشتن که ساز طراحی کنند و اصلاح کنند ما هم این حق رو داریم. مسلماً کار شجریان یه کار بی نقص نیست و حتی شاید خیلی هم ضعیف باشه (من قضاوتی نمی کنم). نگران سقوط هواپیما هم نباشید چون اگر سازی ضعیف باشه بعد از مدتی کنار گذاشته خواهد شد و اگر اینطور نباشه کم کم می تونه تکامل پیدا کنه (و انشاالله کسی این وسط تلف نمی شه!). ولی شما هم مستحضرید بسیاری از اساتید و پیشکسوتانی که بنده احترام زیادی هم براشون قائلم تصور می کنن این سازها از آسمون نازل شده اند. حرکت شجریان شاید حداقل خاصیتی که داره این باشه که این تابو رو بشکنه و از این جهت به نظر من مثبته. حالا اگه ایشون از موقعیت خاصی که داره برای این کار استفاده کرده دستش درد نکنه. ای کاش حرکتی ایجاد می شد و یه فکری هم به حال سازهای فعلی مون می کردیم. شما ببینید همه گیتارها شکل دسته شون یه جوره ولی برای مثال تو هر کارگاهی تار رو با یک اندازه و شکل خاصی می سازن. نوازنده ها به سازهای خودشون عادت دارن.
    همین بحثی که توی این صفحه راه افتاده (البته غیر از اون نظرات متاصبانه و کورکورانه که در دفاع یا تخریب شجریان نوشته شدند) نشون میده که پتانسیلی بوجود اومده که بشه راجع به این مباحث حرف زد.

  • ارسال شده در خرداد ۱۰, ۱۳۸۹ در ۷:۴۳ ب.ظ

    سلام
    به آقای احسان
    بله درست است که ساز بد کسی را نمیکشد ولی میتواند تاثیر بسیار بدی در ضبطها داشته باشد، شما فرض کنید رباب صدا دهی مطلوبی مثل تار داشت، چقدر امروز ما در داشتن صدایی ایده آل از گروه های موسیقی ایرانی جلو بودیم؛ این همه آثاری که امروز با رباب های غیر ایده آل ضبط شده و باید دوباره تکرار شود وقتی کسانی مثل مشکاتیان و بسیاری دیگر در حیات نیستند، چه ضربه ای به گروه نوازی موسیقی ایرانی زده… در موسیقی کسی نمیمیرد ولی در زندگی چرا! البته مرگ هم در موسیقی بد ضبط شدن و کیفیت پایین میتواند باشد.
    همانطور که در مطلب نوشتم این گفته ها به معنی نا امید کردن طراحان از اجرای ایده های جدید نیست فقط گوشزدی است برای جدی گرفتن این فن که همچون فنون دیگر از تمام پتانسیلها استفاده کنند، اگر اوس حاج آقا در یک قرن پیش سازی بد طراحی میکرد میگفتیم خوب ناچار بوده و هیچ زمینه علمی وجود نداشته ولی امروز چطور؟

  • ناشناس
    ارسال شده در خرداد ۲۱, ۱۳۸۹ در ۱:۰۹ ق.ظ

    راستی به این نکته فکر کرده اید که چرا بیش از صد نوع ساز ایرانی امروز دیگر نه ساخته می شوند و نه طبعا!!! نواخته

  • arman
    ارسال شده در آبان ۴, ۱۳۸۹ در ۱۰:۳۱ ب.ظ

    salam

    dar maghaleyi az ostad shajarian khondasm ke in saz haro baraye khodesh sakhte hala inke chera dar jashne khaneye mosighi ro namayi shode shayad ye harekate taze dar bargozarie maraseme
    dar zemn ostad khodesh sdaz haro sakhte nabayad entezare ziadi az reaayate estandarha dar tarahie saz dasht

  • آرش
    ارسال شده در دی ۲۷, ۱۳۸۹ در ۱:۰۸ ب.ظ

    سلام

    این نظر شخصی منه بدور از هر گرایش سیاسی

    به نظر من دلیل اینکه موسیقی ایران پیشرفت و تکاملی نداشته همین هست که شما و یکسری امثال شما یعنی اساتیدی که سالها قبل در زمینه موسیقی سنتی دستی داشتند مخالف ایده های نو وتفیر و تحول در زمینه موسیقی ایرانی بودند و هستند و یکنوع تحجر نشون داده و خواهند داد .
    مثلا اینه کسانی که از فولک و کانتری بلوز جز و راک و متال با انواع شاخه ها رو گرفتند نه تنها باعث نشد خود کانتری و بلوز از بین بره بلکه زنده تر هم شدند .
    در صورتی که ما از هر ایده جدیدی نه تنها استقبال نمیکنیم بلکه محکوم هم میکنیم .
    اینکه استاد شجریان یه ساز ساخته خیلی خوبه حالا هرچند هم علمی نباشه بلاخره از یک سری قوانین پیروی کرده و فقط چنتا سیم رو به یه تیکه چوب نچسبونده . توی موسیقی غربی و مثلا صد سال پیش یا بیشتر کی ساز جدید رو علمی میساخت ؟؟؟؟
    شاید صدها هزار گیتار غیر علمی توسط افراد مختلف ساخته شد تا آخرش رسید به گیتار الکتریک . همین تجربه و تحقیق هست که علم رو تولید میکنه .
    از اول که کنتر باس و ویولا و ویولن سل نبودن همون ویولن هم از کمونچه غیر علمی و تجربی ما ساخته شد فقط اونها از ایده های جدید استقبال کردند و ما نه اونا کمونچه رو بصورت اول تجربی و بعد با علم بدست اومده از تجربه و تحقیق به سازهای جدید تبدیل کردند و ما همون کمونچه رو داریم .

  • ارسال شده در دی ۲۷, ۱۳۸۹ در ۳:۴۴ ب.ظ

    آقای آرش
    مطمئنم شما از فعالیت و گرایشات بنده اطلاعی ندارید که این نوشته را زیر مقاله ام نوشتید،حداقل اگر حوصله نگاه انداختن به نوشته های قدیم بنده ندارید به همین نظرات زیر این مطلب نگاهی می انداختید که عرض کرده بودم: “در مورد تنبک کوکی (…) این ساز تا حد زیادی قدم در پیشرفت تنبک گذاشته و ما هم جزو همیاران ایشان در ترویج بیشتر این ساز بوده ایم، پس صرف اینکه یک ساز جدید باشد دلیل بر بدتر بودن آن نسبت به الگوهای پیشین نیست.”
    پس غیر از اینکه بنده یا حداقل نویسندگان این سایت با تکامل سازها مخالف باشند برعکس کاملا موافق هستند و از ارتقا آنها استقبال میکنند.
    در مورد بقیه فرمایشات شما پیشنهاد میکنم نگاهی بیاندازید به نظر شماره ۵۳ بنده تا پاسختان را بگیرید.

  • امیر
    ارسال شده در مهر ۷, ۱۳۹۰ در ۱۲:۰۱ ب.ظ

    با سلام
    نقد کردن نتنها مشکلی ندارد بلکه باعث پیشرفت هم میشود در هر زمینه
    اما کسی که در باره چیزه نقد میکند باید صلاحیت این کار را داشته باش ، منظورم این است که اگر برای مثال شما ساز سازی استاد شجریان را نقد میکنید باید از ایشان در ساخت ساز علم و آگاهی بیشتری داشته باشید وگرنه هر کسی میتواند به هر دلیلی حالا غرض ورزی یا هر چیز دیگری حرف هایی را بر ضد کسی بزند اما اسم این را نقد نمی گذارند
    حالا اگر هم نقد کننده از لحاظ علم از کسی که مورد انتقاد قرار گرفته بالا تر باشد
    باید از ادبیات درستی استفاده کنند که جنبه نقد داشته باشه نه جنبه توهین و تمسخر
    من از جناب سجاد شکایت دارم که ایا شجریان کم به موسیقی ما خدمت کرده و همیشه با مردم زندگی کرده ، حالا اگر هم کار غیر حرفه ای انجام داده(که نداده) باید به این استاد توهین کرد؟
    شما دوست ندارید موسیقی ما پیشرفت کند؟
    به حر حال اگر بخواهیم پیشرفت کنیم ممکن است در کارهایی که تانجام میدهیم مشکل وجود داشت باشد اما باید همگی متحد شویم تا به پیشرفت برسیم.

  • ارسال شده در مهر ۷, ۱۳۹۰ در ۴:۱۳ ب.ظ

    در پاسخ آقای امیر
    خروجی هر پدیدآورنده ای معرف سواد اوست. وقتی کسی ماشین را به صورت غیر آیرودینامیک طراحی میکند با چرخ های مربع یا دارد با ما شوخی میکند یا واقعا سواد این کار را ندارد.
    شما به اطلاعاتی که در زمینه سازگیری در این سایت آورده شده نگاهی اندازید متوجه میشوید مثالهایی که زدم چقدر با سازهای استاد نزدیک است. استاد شجریان در آواز استاد هستند، ممکن هست در نجاری هم استاد باشند ولی سازگری شاخه ای عمیقا علمی است و وارد شدن به آن پیش زمینه های خاصی را میطلبد که قبلا عرض کردم.
    خیالتان هم راحت باشد با یک ساز معیوب موسیقی اگر پسرفت نکند پیشرفت نخواهد کرد.
    طراحی یک ساز جدید یا به نوعی تکامل یافته سازهای کنونی یک تیم آکوستیسین و سازگر همراه با تکنولوژی بالا می خواهد دوست گرامی… با دوره هم جمع شدن خواننده و نوازنده و نجار همین میشود که شده

  • بوستانی سازنده تار
    ارسال شده در بهمن ۲۷, ۱۳۹۰ در ۸:۲۷ ب.ظ

    بنده به خلیی از این بحثهای دقت کردم و این نکته مهم را دیدم که بحث کنندگان همیشه از اصل بجث خارج میشوند و ان را فراموش میکنند که این باعث تاسف است اگر میخاهید بحث کنید اول موضوع بحث را اعلام کنید تا در مورد ان وارد بحث بشویم به غیر از این بحث بی نتیجه خواهد بود . بنده چند موضوع را پیشنهاد میکنم ۱- ایا هر کسی میتواند ساز بشازد ۲-ایاساز جدید در روز اول ساخت کامل است ۳- ایا اقای شجریان سازنده ساز هستند ۴- ایا اقای شجریان خواننده هستند میتواند سازنده نیز باشند ۵-ایا طراحی سازهای اقای شجریان طراحی زیبایی دارد ۶- ایا خصوصیات صدایی سازهای ساخته اقای شجریان چگونه است .این چند نمونه و نموهای زیاد میشود طرح کرد و با مشخص شدن موضوع بحث می توان وارد بحث شد و از ان نتیجه گرفت در غیر این صورت وارد بحث به نتجه ای شدایم . باشد ان روز همین امروز باشد با تشکر

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگاهی به آثار و توانی های حسین خواجه امیری (V)

یکی از زیباترین آثار ایرج در سه گاه که متفاوت از آوازهای سه گاه دیگر اوست به همراه نوای تار مرحوم استاد جلیل شهناز در برنامه گلهای تازه 163 است که از آخرین شماره های برنامه گلها و همچنین آخرین اثر ایرج در برنامه گلها می باشد. البته آوازهای ایرج در همه دستگاهها و آوازها، اکثرا متفاوت از یکدیگر است و علیرغم اینکه گوشه ها اغلب یکسان هستند ولی بیان آنها در اجراهای مختلف/ف اکثرا با تفاوتهایی شنیده می شود و این نکته را نیز باید خاطر نشان کرد که او تغییراتی را نیز در برخی گوشه ها ایجاد و یا از خود ابداع می کند که مختص خود او و سبک اوست.

نگاهی به آلبوم و کنسرت «به زمین و آفتاب» (II)

در قطعه کوارتت زهی، آهنگساز این بار توان خود را در بکار بردن کمترین ایده برای آهنگسازی آزموده است. جایی که تنها با استفاده از فاصله دوم و سوم کوچک، فضایی بسیار دراماتیک را آفریده است. او با کنترپوانی استادانه و بهره گیری از وسعت سازها بنظر بدنبال حل مسئله است که او را از یک جا ماندن باز می دارد و سعی دارد تا با ساختن تضاد، باعث حرکت شود. تضاد بافت ها، تضاد هارمونیک، تضادهای ریتمیک و تضادهای نوانس.

از روزهای گذشته…

گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

عصر روز چهارشنبه ۲۰ فروردین ماه ۱۳۹۲، کارگاه «آشنایی با نقد موسیقی» پس از وقفه‌‌ای چند هفته‌ای به مناسبت تعطیلات نوروزی، با برگزاری دهمین جلسه، کار خود را پی‌گرفت. این جلسه که همچون جلسه‌ی پیش از آن (نهم)، از دوره‌ی دوم کارگاه (متمرکز بر «سبک‌ها و مکتب‌های نقد موسیقی») محسوب می‌شد، عنوان «نقد تفسیری» را بر خود داشت.
Reggae

Reggae

Reggae سبک خاصی از موسیقی منحصر به کشور جامائیکا است که در سایر نقاط آمریکای لاتین و شمالی طرفداران زیادی دارد.
پابلو پیکاسو

پابلو پیکاسو

پیکاسو تنها یک نقاش حرفه ای نبود او کسی بود که از تکنیک های مختلف برای خلق آثار هنری استفاده میکرد. تکنیک هایی که تا آن روزگار هیچکس جرات استفاده از آنها را نداشت.
ارکستر سمفونیک ونکوور و تالار ارفیوم

ارکستر سمفونیک ونکوور و تالار ارفیوم

ارکستر سمفونیک ونکوور (Vancouver Symphony Orchestra) یک ارکستر کانادایی است که در شهر ونکوور از سال 1919 تا کنون فعالیت دارد. برنامه های این ارکستر سالانه بیشتر از 240000 نفر بیننده دارد، ارکستر سمفونیک ونکوور (VSO) در 12 سالن اجرا دارد ولی محل اصلی این ارکستر در سالن ارفیوم (Orpheum theatre) است. با بودجه سالانه نه و نیم میلیون دلار و 140 اجرا در سال، این ارکستر سومین ارکستر سمفونیک کانادا میباشد.
گفتگو با زیگمونتوویچ

گفتگو با زیگمونتوویچ

کتاب ویلون ساز نوشته جان مارکیز که اوایل آوریل سال 2007 منتشر شد زندگی زیگمونتوویچ را در حال ساخت ویولون یوجین دراکر ویولونست Emerson String Quartet به تصویر می کشد. این کتاب که حول دیدگاه مارکیز به عنوان یک نوازنده ترومپت، انتظارات دراکر از یک ویولون و فرایند ساخت پیچیده زیگمونتوویچ می چرخد کتاب بسیار جالبی است. نویسنده یک سال تمام زیگمونتوویچ را زیر نظر داشت و من کنجکاو بودم که نظر زیگمونتوویچ را درباره این کتاب بدانم. متن مصاحبه با او از این قرار است:
نامه سرگشاده یک تنبک نواز به اهالی موسیقی

نامه سرگشاده یک تنبک نواز به اهالی موسیقی

از آنجایی که سازهای کوبه ای پوستی اصلی ترین سازها برای اجرای دورهای ایقاعی (یا به تعبیری همان میزانهای گوناگون موسیقایی) است، بررسی سازهای کوبه ای پوستی ایران از اهمیت ویژه ای برخوردار می شود.
آرت تاتوم

آرت تاتوم

آرت تاتوم (Art Tatum) در 13 اکتبر 1909 در تولدو (Toledo) اوها یو متولد شد و علی رغم آنکه از یک چشم نا بینا بود نواختن جاز پیانو را آغاز کرد و آنرا تا زمانی که زنده بود ادامه داد. از یک خانواده علاقه مند و اهل موسیقی برخاسته بود و هنگامی که جوانترهای فامیل در مدرسه موسیقی تولدو تمرینات فرمال موسیقی انجام میدادند، او به تنهایی تمرین می کرد. معلمش به سرعت متوجه استعداد و توانایی خارق العاده وی در موسیقی شد و تلاش کرد تا او را به جلو هدایت کند و موجبات پیشرفت او را فراهم آورد. تا شاید بتواند آرت را در جمع نوازندگان پیانوی کلاسیک جای دهد!
فواصل زمانی (II)

فواصل زمانی (II)

از فواصل تبدیلی می توان به عنوان ابزاری درتغییرات متریک موسیقی ٬ مثلا تبدیل اوزان ساده و ترکیبی به یکدیگر استفاده نمود:
آلبوم جاودانگی به صدای حامد تمدن و آهنگسازی سلمان حسینی منتشر می شود

آلبوم جاودانگی به صدای حامد تمدن و آهنگسازی سلمان حسینی منتشر می شود

این مجموعه شامل 8 قطعه است که دارای تنوع ملودیک و ریتمیک بوده و الهام گرفته شده از فضای موسیقی مقامی تنبور است. اشعار این اثر از مولانا، حافظ و یغما جندقی انتخاب شده است.
مصاحبه با کیاوش صاحب نسق – ۱

مصاحبه با کیاوش صاحب نسق – ۱

بدنبال تهیه مطلب جشنواره موسیقی آهنگسازان معاصر ایران با کیاوش صاحب نسق آهنگساز معاصر و طراح جشنواره آهنگسازان معاصر ایران مصاحبه ای انجام دادیم که در این مطلب قسمت اول آنرا میخوانید.