آرشه کشی در سازهای زهی

جیمز ریل: نخستین باری که معلم، یک ساز زهی را به دست ما می‌دهد، فکر می‌کنیم قسمت سخت [کار] گذاشتن انگشتان دست چپ در حالت درست، برای تشخیص دادن نتهای صحیح خواهد بود. چقدر حرکت آرشه با دست راست می‌تواند سخت باشد؟

خوب، همان گونه که ما به محض آنکه برای اولین بار، آرشه را روی سیم باز گذاشتیم فهمیدیم، این کار آن قدرها هم ساده نیست. سپس، اکثر ما هنگامی که برای به دست آوردن صدای خوب تلاش می‌کنیم، دست راستمان را سفت می‌کنیم؛ از فشارهای غلط در جهت نادرست استفاده می‌کنیم و صداهایی تولید می‌کنیم که به یاد ما می‌اندازد، سیمها از زه ساخته شده‌اند.

برای آنکه بتوانیم صدای تمیز تولید کنیم که ما را به سازهای زهی جذب کند؛ در ابتدا باید بر آن انقباض دست آرشه فائق آییم. ایدن۱ ونینگ روسن، ویولنیست آزاد و معلم فلوریدایی یک کتاب کامل در ارتباط با همین موضوع نوشته است. عنوان کتاب:
The violin Book 6a: Elemens of a tension – Free Bow Hand, with Etudes, هست.۲ او می‌گوید این انقباضها زمانی شروع می‌شود که حرکت طبیعی ماهیچه به شکلی متوقف شود. و الزاماً راجع به فعالیتهای پر تحرکی مانند حرکت آرشه یا بالا رفتن از پله صحبت نمی‌کنیم.

ونینگ ـ روسن، پیشنهاد می‌دهد این کار را تجربه کنید؛ با پاهای صاف روی چوب سخت یا زمین موزاییک شده بنشینید. شصتهایتان را به زمین فشار دهید، و آنها را برای مدت کوتاهی به همین شکل نگه دارید. او خاطر نشان می‌کند: «شما انقباض را تنها در کف پایتان احساس نمی‌کنید، بلکه به زودی عضله‌های ساق پاها و سپس رانهایتان [منقبض می‌شوند.]»

چه اتفاقی می‌افتد؟ شما با فشار دادن ماهیچه به زمین انرژی تولید می‌کنید. انرژی نمی‌تواند آزادانه در زمین سخت حرکت کند؛ پس از طریق ماهیچه‌ها به همان مسیر اولیه باز می‌گردد.

با این کار متوجه شدید که اگر دست آرشه منقبض باشد، دردسر پیدا خواهید کرد.

درست و غلط
پس انقباض دقیقاً چگونه روی دست آرشه ویولن اثر می‌گذارد؟ ونینگ ـ روسن توضیح می‌دهد: «به اولین جلسه درستان فکر کنید، زمانی که آموختید چگونه آرشه را نگه دارید. در آن زمان دستتان روی پاشنه آرشه؛ انگشت شصت در زیر آن و چهار انگشت دیگر در بالای آن، قرار گرفته است. در همین زمان شماـ آگاهانه یا غیر آگاهانه ـ از فشار زیاد روی انگشت کوچکتان مطلع می‌شوید. تصمیم طبیعی که هنرجو در این موقعیت می‌گیرد، این است: «من باید آرشه ویولن را محکم با انگشت کوچکم نگه دارم زیرا این آرشه سنگین است!»

این واضح است؛ اگر شما آرشه را در هوا جلوی خودتان نگه دارید، چوب آرشه مانند بازوی یک اهرم بلند عمل می‌کند و به خاطر کشش جاذبه زمین، هر چه بازوی اهرم بلندتر باشد، احساس سنگینی بیشتری می‌کنیم. شصتتان در انتهای آرشه مانند تکیه‌گاه اهرم یا حمایت‌کننده عمل می‌کند. (انگشت کوچک عملاً قسمت کوتاه انتهای چوب را می‌گیرد. و وزن حقیقی آرشه را مانند افزایش وزن ناشی از طول چوب آرشه، تحمل می‌کند.) به همین دلیل انگشت کوچک، انقباضها را که از طریق مچ به ساعد حرکت می‌کند را توسعه می‌دهد.

اما چه اتفاقی می‌افتد هنگامی که آرشه را پایین روی سیم قرار می‌دهید؟ اکنون سیم به جای شصت [وزن] آرشه را تحمل می‌کند و انگشت کوچکتان می‌تواند آزاد باشد. حتی می‌توانید آن را بالا و پایین ببرید. اکنون کل دستتان آزاد است. (می‌توانید روی قسمت جلوی دست تمرکز کنید، وزن لازم را به چوب آرشه انتقال دهید تا صدایی که می‌خواهید را به دست آورید.)

ونینگ‌ـ روسن می‌گوید: «هنگامی که هنرجو تفاوت احساس دست آرشه روی سیم با احساس آن بالای سیم را درک نمی‌کند، انقباض دست را پس از قرار دادن آرشه روی سیم نیز ادامه خواهد داد. این تداوم انقباض در انگشت کوچک با وزنی که به طرف جلو آرشه انتقال می‌یابد، برابر خواهد بود. بنابراین آرشه با انرژی کم یا بدون انرژی منتقل شده به سیم، روی آن قرار می‌گیرد. و با اصطکاک کم و یا بدون اصطکاک [آرشه] با سیم، نمی‌توان صدای قوی و غنی ساخت. پس هنرجو، باید آگاه باشد که هر کدام از حرکات، آرشه را چگونه شروع می‌کند، و نسبت به انقباض در انگشت کوچک دقت زیادی به خرج دهد.»

ونینگ‌ـ روسن از آگاهانه غلط انجام دادن یک تکنیک، دقیقاً مانند انجام دادن آن در وضعیت صحیح حمایت می‌کند؛ به طوری که بتوانید تفاوتهای [بین آنها را] مشاهده و احساس کنید. او پیشنهاد می‌کند یک خط از اتود فرانتس دلفارت را بنوازید. (مثال ۱)


اولین بار به انگشت کوچکتان اجازه دهید که پس از قرار گرفتن آرشه روی سیم نیز منقبض، باقی بماند. صدای تولید شده را گوش کنید و انقباض را در دستتان احساس کنید.

یک بار دیگر این مثال را بنوازید. اما این بار پس از قرار دادن آرشه روی سیم، لحظه‌ای صبر کنید تا انگشت کوچکتان شل شود. پس وزن را به قسمت جلوی آرشه انتقال دهید. تماس طبیعی (وزن آرشه و دست روی سیم) را حس کنید. نفس عمیقی بکشید و پس از آن آرشه کشیدن را شروع کنید چه تفاوتی در صدای آرشه احساس می‌کنید؟

او می‌گوید: «عملاً حرکتهای آرشه با فعالیتهای طبیعی ماهیچه‌ها هم جهت هستند، ماهیچه‌های بدن بین انقباض و شل شدن در تناوب‌اند تا تمام وظایفی که از آنها خواسته شده را انجام دهند. به همین ترتیب هر کدام از گونه‌های مختلف حرکات آرشه در اثر مجموعه متناوب انقباض و شل شدن هست.»

مثال ۲ را امتحان کنید. این بار با آرشه استکاتو (مقطع) این خط را بنوازید. انقباض در انگشت کوچکتان را حفظ کنید به صدای مصنوعی غیر موسیقایی حرکات مقطع آرشه توجه کنید. (مثال ۲)


اکنون دوباره مثال ۲ را بنوازید. این بار ابتدا تمام فشارها را از روی انگشت کوچکتان بردارید. ونینگ ـ روسن توصیه می‌کند: «انگشت اولتان را روی آرشه، پیش از نواختن نتهای استکاتو فشار دهید (از انقباض استفاده کنید) و به سرعت هنگامی که حرکات آرشه شروع می‌شود آن را آزاد کنید. تا صدای زنگی خوبی بدهد. برای نواختن هر نت استکاتو به این انقباض و شل کردن انگشت، ادامه دهید.»

شناختن و از بین بردن هر گونه انقباض منفی برای استاد شدن در مهارتهای مختلف آرشه، ضروری است. انقباض بیش از حد در دست حتی می‌تواند باعث جهش آرشه هنگام نواختن آرشه‌های لگاتو شود. سعی کنید آرشه تا حد امکان از روی سیم بلند نشود. پس از هر بار بلند شدن لحظه‌ای آرشه، اطمینان پیدا کنید که دستتان را هنگام بازگشت به سیم منقبض نمی‌کنید.

ونینگ ـ روسن ادامه می‌دهد: «پس از اینکه این احساس را یافتید که از انقباضهای ناخواسته پرهیز کنید، مرحله بعد آموزش شامل انجام حرکتهای جهشی آرشه می‌شود. ایوان گالامیان۳ در کتابش [تحت عنوان] «مبانی نوازندگی و آموزش ویولن»۴ کارکرد و عمل دست‌ آرشه را «بر پایه سیستم جهش» توصیف می‌کند. (حرکت جهشی ضرورتاً نیرو را در جسم متمرکز و بعد آن را رها می‌کند.) برای اینکه پرشهای طبیعی بدن مؤثر باشند، مفاصل و ماهیچه‌ها باید انعطاف‌پذیر باشند.»

ونینگ ـ روسن این تمرین ابتدایی را برای انجام دادن حرکت جهشی دست آرشه توصیه می‌کند: «دست آرشه را در هوا جلوی خودتان نگه دارید و آن را مشت کنید و انگشتان و مچتان را به عقب خم کنید (شکل ۱ الف)


سپس دستتان را آزاد و انگشتانتان را صاف کنید. (شکل ۱ ب)

این تمرین حرکت طبیعی جهش گونه دست راست را به شما نشان می‌دهد. در ضمن دست راست شما در حالت آزاد، وضعیت مناسب برای گرفتن آرشه را دارد.

درک این برداشت از انقباض، آزاد بودن و انعطاف‌پذیری قسمت سخت [کار] است. به محض اینکه آن را یاد گرفتید، می‌توانید تمرینات پیشرفته‌تر را شروع کنید. همانهایی که ونینگ ـ‌ روسن در کتابش آورده و نوشته است: «هر هنرجویی می‌تواند در تعویض آرشه نرم و حرکات پیشرفته‌تر آرشه استاد شود.»

او اضافه می‌کند: «هنرمندان بزرگ به نظر می رسد در نواختن تلاش بی‌وقفه می‌کنند تا هنر خود را به پیش ببرند، دستیابی به این تلاش بی‌وقفه با کسب توانایی در کنترل انقباض و آزادی آرشه‌کشی شروع می‌شود که در نتیجه این امکان را می‌دهد تا انرژی طبیعی حرکات بدن در پیشرفت هنر شخص نقش مهمی داشته باشد.»

پانوشت:
۱٫ Eden vaning – Rosen
۲٫ مبانی دست آرشه بدون انقباض؛ با اتودها.
۳٫ Ivan Galamian.
۴٫ The Principles of violin playing.

مقام موسیقایی شماره ۳۳

6 دیدگاه

  • Mohammad
    ارسال شده در آذر ۷, ۱۳۸۷ در ۱۰:۰۰ ب.ظ

    salam aghaye sedaghatkish (age familetun ro dorost gofte basham
    aghalatun ro khundam besyar aali bud
    mamnun az in sedaghatetun dar morede mosighie iran

  • محسن ن
    ارسال شده در آذر ۱۳, ۱۳۸۷ در ۴:۵۳ ب.ظ

    مطالب جاتبی بود امیدوارم تکمیل تر شود

  • mohsen violin
    ارسال شده در آذر ۱۳, ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۶ ب.ظ

    eyval man shagerde ostad homayune khoram budam
    in mataleb vaghean ali bood matlabi bood ke hich navazandei tavajoh nemikard

  • نیما
    ارسال شده در آذر ۱۵, ۱۳۸۷ در ۴:۵۸ ب.ظ

    خانم نقره چی، ساز و سازه با هم متفاوتند! متاسفانه به تازگی مسوولین سایت حتی به عنوان مقالات هم توجهی نمی کنند و مقالات با بی حوصلگی تمام ارائه می گردد.

  • hasti Noghrechi
    ارسال شده در آذر ۲۴, ۱۳۸۷ در ۲:۰۰ ب.ظ

    man ghataan midunam saz va saze ba ham fargh mikonan va in matlab ro bedune inke man bebinam dar site gozashtan va ehtemalan in eshtebahe typie

  • nima
    ارسال شده در بهمن ۹, ۱۳۸۷ در ۸:۱۶ ب.ظ

    متاسفانه با وجود تذکر و بعد از گذشت ۲ ماه هنوز هم عنوان مقاله تصحیح نشده!!! باز هم بی توجهی!!!!!!!!!

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

امیرآهنگ: برای تردد با ساز در خیابان، نیاز به کارتِ مجوزِ حملِ ساز بود!

در آن زمان با خواندن این مطلب در مورد مرتضی حنانه در کتاب تاریخ موسیقی نوشته: سعدی حسنی، برایم این سوال پیش آمد: این آهنگ‌ساز که اعتقاد به هارمونی موسیقی کلاسیک غرب ندارد، چگونه اثرش را هارمونیزه می کند؟ کُنترپوان و ارکستراسیون او چگونه است؟ فرم موسیقی او چگونه است؟ و مهم تر اینکه صدا دهندگی موسیقی و خصوصا هارمونی و پولیفونی او چگونه است؟! توضیح آنکه من در آن زمان با وجود سنِ کم آثار فراوانی از موسیقی دانان دوره های مختلف موسیقی کلاسیک غرب (از دوره رُنسانس و باروک تا قرن بیستم) شنیده بودم؛ چون پدرم و مادرم هر دو از شنوندگان خوب موسیقی کلاسیک و موسیقی اصیل ایرانی بودند و آرشیو بزرگی (شامل بیش از هزار صفحه گرامافون و نوار ریل و کاست) در منزلمان داشتیم.

درباره مجموعۀ دوجلدیِ «رضا محجوبی: افسونگر نغمه‌پرداز»

مجموعۀ دوجلدیِ «رضا محجوبی: افسونگر نغمه‌پرداز»، پژوهش و نگارش محمدرضا شرایلی و شهاب مِنا، در دو مجلد و به‌همراه دو حلقه لوح فشرده توسط نشر خنیاگر منتشر شد.

از روزهای گذشته…

سلطانی: اسپانسر در ایران نزول خور است!

سلطانی: اسپانسر در ایران نزول خور است!

بسیار حیف است که کار کسی مثل کاظم داوودیان بماند و کاش استاد شجریان که انسان توانمندی هستند و الگو هستند ولی در این اواخر کمی کار هایشان نسبت به آثار قبلی ایشان افت داشته، به جای اینکارها کار آقای داودیان را ضبط میکردند.
جان مک لافلین، موسیقی جهانی روی گیتار!

جان مک لافلین، موسیقی جهانی روی گیتار!

جان مک لافلین (John McLaughlin)در ۴ ژانویه سال ۱۹۴۲ یورکشایر انگلستان متولد شد. بسیاری وی را با خواننده و نوازنده پاپ/راک با عنوان Jon McLaughlin اشتباه میگیرند! اما جایگاه جان مک لافلین گیتاریست جز همواره در تاریخ موسیقی جز بعنوان یکی از برترین ها جاودان شده است.
بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (IV)

بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (IV)

بدین‌ترتیب، می‌توان دانگ‌های ماهور را ادامه داد و دانگ سومی را نیز برای آن متصور بود و بسیاری از گوشه‌های ماهور با تأکید بر این دانگ سوم شکل گرفته است. در این میان، برخی این دانگ را دانگ دوم و دانگ سل‌ـ دو روی سیم زرد تار و سه‌تار را پیش‌دانگ می‌دانند (توکلی ۱۳۸۸: ۲۸). نکته‌ای که در این میان مغفول مانده این است که پیش‌دانگِ تعریف‌شده‌ی وی برای ماهور به‌هیچ‌وجه، از نظر نقش و کاربرد، همچون پیش‌دانگ دستگاهی چون همایون نیست، بلکه خود دانگ سلـ دوِ سیم زرد، با تمامی نت‌هایش، در عمل نیز نقش نسبتاً پررنگتری در مقایسه با پیشدانگ دستگاههای دیگر دارد.
سخنرانی صداقت کیش در نقد نغمه  (III)

سخنرانی صداقت کیش در نقد نغمه (III)

حال ببینیم با مساله‌ی انسجام و در هم تنیدگی عناصر داستانی در چنین شعری چه برخوردی می توانست انجام بگیرد. یکی از معمول ترین راه ها که موسیقی کلاسیک غربی آن را مدیون ریشارد واگنر است این است که شما برای هر یک از شخصیت‌های داستانتان یک تم یا موتیف کوتاه در نظر بگیرید و هر گاه که ظاهر می‌شوند آنرا یا یک واریاسیونی از آن را بنوازید و این موضوع را در متن موسیقی‌تان بتنید.
تاریخچه آموزش موسیقی به کودک در دنیا (I)

تاریخچه آموزش موسیقی به کودک در دنیا (I)

بطور کلی چندین روش بعنوان روشهای آموزش موسیقی کودک در دنیا وجود دارد که در حقیقت تدوین این روشها از ابتدای قرن بیستم بنا به ضرورت و نیاز به روشهای موثر و مفید آموزشی و وجود آشفتگی و سردرگمی فراوان در امر آموزش موسیقی کودک بوجود آمده است.
کیونگ- وا چانگ (II)

کیونگ- وا چانگ (II)

سرانجام خانم چانگ ثابت نمود که تشکیل خانواده و موسیقیدانی بزرگ بودن، مغایرتی با یکدیگر ندارد. او همواره آرزو داشت در رقابت چایکوفسکی در روسیه شرکت کند اما به دلیل وقوع جنگ سرد و درگیری بین روسیه و کره جنوبی قادر به این کار نشد. به جای آن در سال ۱۹۶۷ تصمیم گرفت در رقابت ارگار لونتریت شرکت کند؛ مسابقه ای بسیار معتبر که ایزاک پرلمن در آن جایزه اول را کسب نمود.
پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (II)

پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (II)

یافتن دلیل این رویکرد همگانی نویسندگان و تفاوتی که با دیگر متن‌ها وجود دارد چندان ساده نیست زیرا عوامل تبدیل شدن قطعات و اشخاص به مرجع،بسیار پیچیده‌ هستند. اما در تحلیل اولیه چند دلیل به ذهن می‌رسد. نخست این که شاید پای نوعی اغراق ملی‌گرایانه‌ی شورویایی در میان بوده و در حقیقت موسیقی‌شناسان به نفع همکاران آهنگسازشان جهت‌گیری کرده باشند. دوم که درست عکس این است، شاید تاریخ موسیقی آوانگارد که تاکنون می‌شناخته‌ایم بیش از اندازه غرب‌محور (اروپای غربی و آمریکای شمالی) بوده است خواه به دلیل آن که نویسندگان در بیشتر سال‌های قرن بیستم دسترسی اندکی به آثار شوروی‌ها داشتند و درنتیجه این آثار در یک فرآیند ته‌نشینی طولانی مدت در کتاب‌های موسیقی‌شناسی جایگاهی نیافته‌اند و خواه به این علت که نوعی خودبینی و خودمحوری در کار منتقدان و موسیقی‌شناسان وجود داشته است و سوم که از این نقدهای پیچیده‌ی تاریخ علم به‌دور است شاید تنها با کاربردی بودن کتاب مربوط باشد؛ این یک کتاب آموزشی برای دوره‌های تحصیلات تکمیلی در روسیه بوده پس عجیب نیست اگر لااقل بخشی از مثال‌هایش به آثاری اختصاص یابد که دانشجویان با آنها آشناتر هستند.
هارمونیک (III)

هارمونیک (III)

هارمونیک ، هارمونی! هم ریشه بنظر میرسند؛ شاید برای شما هم این سوال پیش آمده که معنی این لغت و ریشه آن چیست؟ در حقیقت برای اینکه درک و شناخت جامع تری از امواج هارمونیک و اصل مطالب مربوط به آن داشته باشید؛ لازم دیدم گوشه ای از تاریخ و فلسفه وجودی هارمونی به صورت اختصار بیان شود. در کتابهای موسیقی و هم ریاضی و هم فلسفه این کلمه “هارمونیک” به چشم میخورد!
درباره‌ی پتریس وسکس (I)

درباره‌ی پتریس وسکس (I)

پتریس ‌وسکس در ۱۶ اپریل سال ۱۹۴۶ در شهر آیزپوت (Aizpute) کشور لتونی متولد ‌شد. او پسر یک تعمید‌دهنده‌ بود و تحصیلات اولیه‌ی خود را در یک مدرسه‌ی موسیقی محلی با نام جوزف ویتولز لتونی میوزیک (Jazeps Vitols Latvian Academy Of Music) گذاراند. همچنین از سال ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۴ به یادگیری کنترباس در مدرسه‌ی موسیقی امیلز دارسینز (Emils Darzins Music School) شهر ریگا (پایتخت لتونی) پرداخت و از سال ۱۹۶۱ به عنوان نوازنده در ارکستر سمفونیک و ارکسترهای مجلسی‌ متعددی از جمله ارکستر فیلارمونیک لتونی، ارکستر فیلارمونیک لیتوانی و ارکستر رادیو لتونی فعالیت کرد.
بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (X)

بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (X)

گذشته از موارد پیشین، مدت زمان تأکید بر این دانگ در گوشه چندان زیاد نیست و می‌توان از نقش دانگِ مورد بحث تاحد زیادی چشم‌پوشی کرد و آن را جزو پیکربندی اصلی گوشه ندانست. بااین‌حال، برای احتیاط بیشتر بهتر است که به نقش آن، هرچند کوتاه، توجه شود.