آرتور روبنشتاین، ویرتوز قرن بیست (I)

اورتور روبنشتاین  (1982–1887)
اورتور روبنشتاین (1982–1887)
آرتور روبنشتاین (Arthur Rubinstein) را یکی از برترین نوازندگان ویرتئوز پیانو در قرن ۲۰ میشناسند. نوازنده آمریکایی – لهستانی که ۲۸ ژانویه سال ۱۸۸۷ و در خانواده ای یهودی بدنیا آمد. وی هیچ نسبتی با نوازنده و پیانیست معاصر آنتون روبنشتاین و یا هلنا روبنشتاین ندارد.

در دوران کودکی همانند دیگر کودکان نتوانست شروع به تکلم نماید و این امر تا سه سالگی ادامه داشت تا اینکه توانست شروع به حرف زدن نماید و این اتفاق را همگان نشانی از کم هوش بودن او میدانستند!

اما جالب است بدانید که از دو سالگی شروع به یادگیری پیانو نمود. در سن ۴ سالگی بود که برای ویولونیست مشهور آلمانی یواخیم‌ (Joseph Joachim) پیانو نواخت و باعث شد تا وی شیفته استعداد و مهارتش بشود. در حقیقت این اتفاق باعث شد تا یواخیم روبنشتاین را که کودکی بیش نبود زیر نظر خود قرار دهد و این اتفاق تاثیر زیادی در پیشرفتهای آتی روبنشتاین داشت.

در سن ده سالگی برای ادامه یادگیری موسیقی به برلین رفت و چند سال بعد اولین حضورش در آلمان و لهستان همراه با ارکستر فیلارمونیک رقم خود.

در سال ۱۹۰۴ به پاریس رفت جایی که با اشتیاق زیاد به ادامه فعالیت هایش در زمینه موسیقی ادامه داد. در پاریس با آهنگسازانی همچون Maurice Ravel, Paul Dukas و نوازنده ویولون Jacques Thibaud ملاقات نمود و این آشناییها تاثیر بسزایی در مطرح شدن وی نیز داشت.

در سال ۱۹۰۶ در تالار کارنگی هال نیویورک اجرا نمود و پس از آن بود که اجراهای متعددی را در کشورهای مختلفی چون استرالیا، ایتالیا و روسیه برگزار نمود.

Audio File قسمتی از اجرای قطعه Liebestraum ساخته فرانتز لیست توسط آرتور روبنشتین را ببینید

اما در امریکا از وی استقبال چندانی نشد و پس از بازگشت به آلمان دچار افسردگی شدیدی شد تا حدی که یکبار سعی نمود خود را بکشد اما پس از ناکامی در این امر دوباره روحیه خود را بدست آورد و با انگیزه بیشتر به تمرین و نوازندگی پرداخت.

در خلال جنگ جهانی اول وی در لندن اقامت نمود و او‍ژن ایرایی (Eugène Ysaÿe) نوازنده مشهور ویولون را همراهی مینمود. در طی سالهای ۱۹۱۶ الی ۱۹۱۷ در کنسرتهایی در اسپانیا و آمریکایی جنوبی اجراهای بدیعی را از قطعات آهنگسازانی چون Enrique Granados Isaac Albéniz, Manuel de Falla, Heitor Villa-Lobos به روی صحنه برد.

ویلالوبوس قطعه Rudepoêma و استراوینسکی Trois mouvements de Petrouchka خود را به او هدیه دادند که نشان از اعتبار بالایش در میان موزیسن ها بود. در طی آن سالها روبنشتاین، قطعات خود را نیز ضبط مینمود که میتوان به انتشار آلبوم هایش توسط کمپانی AMPICO اشاره نمود که در حال حاضر نیز وجود دارند.

audio fileبشنوید اجرایی از مومان سوم کنسرتو پیانوی شماره ۵ بتهوون را با اجرای روبنشتاین

روبنشتاین را یکی از ماهر ترین نوازندگان بر روی صحنه میدانند؛ او کسی است که کنسرتو پیانوهایش بسیار مورد تمجید و تحسین منتقدین قرار گرفته است. وی همچنین در ارکسترهای مجلسی نیز فعالیت چشمگیری داشت که میتوان به همکاری وی با برخی از برترین نوازندگان چون: هایفتز (Jascha Heifetz)، پیاتیگورسکی (Gregor Piatigorsky)، شیرینگ (Henryk Szeryng) و کوارتت گوارنری (Guarneri)اشاره نمود.

روبنشتاین در کنار هایفتز و پیاتیگورسکی


در طی سالها نوازندگی و اجرا توانست جوایز متعددی را بدست آورد که برخی از مهمترین آنها به این شرح اند:
Sonning Award 1971; Denmark
Grammy Award for Best Chamber Music Performance:
Grammy Award for Best Instrumental Soloist Performance without orchestra:
Grammy Lifetime Achievement Award 1994
آرتور روبنشتاین، دارای رپرتوار گسترده ای از قطعات دوره های مختلف بود. تقریبا تمامی آثار شوپن را اجرا و ضبط نموده است. وی اجرای آثار آهنگسازان مدرن آن زمان را چون دبوسی و دوکاس را نیز در کارنامه هنری خود دارد.

اما آهنگساز محبوبش برامس بود که در صحبتی که با اسکریابین (Alexander Scriabin) داشت این نکته را بیان نمود که برامس محبوبترین آهنگساز در نزد او است.

en.wikipedia.org

11 دیدگاه

  • amir
    ارسال شده در آذر ۱۱, ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۶ ق.ظ

    آین جمله یعنی چی ؟ “در دوران کودکی همانند دیگر کودکان نتوانست شروع به تکلم نماید “

  • amir
    ارسال شده در آذر ۱۱, ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۱ ق.ظ

    راستی اون فیلمی که گذاشتین آهنگش ماله شوپن نیست مال لیسته :D

  • amir
    ارسال شده در آذر ۱۱, ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۸ ق.ظ

    و یه چیزه دیگه آنتون روبنشتاین مال قرن ۱۹ هستش کجاش معاصره ؟ شاید منظورتون این بوده که با آرتور معاصر بوده !
    خودمونیم مقالتون سوتی بودا :))

  • amir
    ارسال شده در آذر ۱۱, ۱۳۸۷ در ۱۲:۰۰ ب.ظ

    واییییییییی دیونه شدم ایشون یکی از برترین نوازندگان ویرتئوز پیانو در قرن ۲۰ بوده نه ۲۱ !!!!!!

  • نیما
    ارسال شده در آذر ۱۱, ۱۳۸۷ در ۱۰:۴۰ ب.ظ

    امیدوارم در صورت تایید، ایرادات مقاله برطرف گردد.همینطور مقاله آندریاس شیف مورد بازنگری قرار گیرد نه اینکه با بی تفاوتی از کنار مطالب رد شوید.

  • حامد فتحی
    ارسال شده در آذر ۱۲, ۱۳۸۷ در ۱:۲۱ ق.ظ

    سلام. دوستان کمی دقت بیشتری کنند اول تاریخ تولد سپس فوت ایشان را نگاهی بیندازند! بعد در مورد قرن ۲۰ یا ۲۱ بحث کنند ! ۲ = در ضمن آقای امیر صعی کنند ابتدا مقاله را با دقت بیشتری مطالعه کنند :آنتون روبنشتاین :November 28, 1829 – November 20, 1894

    آرتور روبنشتاین :January 28, 1887 – December 20, 1982)

    شاید تقصیر آرتور روبنشتاین بوده که زیاد عمر کرده و شما رو به تکاپو انداخته است! بجای دیوانه شدن بهتر است بیشتر مطاعه کنید!

  • ارسال شده در آذر ۱۲, ۱۳۸۷ در ۵:۵۰ ب.ظ

    آقای فتحی حق با دوست ما امیر آقا است. دوره درخشش آرتور روبنشتاین در قرن گذشته یعنی قرن بیستم است.

  • هادی
    ارسال شده در دی ۴, ۱۳۸۷ در ۱۲:۰۴ ق.ظ

    سلام – از مطالب جالب و جدیدی که در اختبار ما میگذارید ممنون اگه میشه بعضی از خبرهای جدیدرانیز به ایمیلم بفرستید ممنون

  • ارشیا
    ارسال شده در بهمن ۱۸, ۱۳۸۸ در ۳:۵۴ ب.ظ

    شمابرای اینکه معنی نبوغ و درک موسیقیایی رو بفهمید سوناتهای بتهوون(مخصوصآ مهتاب)رو با اجرای روبینشتاین گوش کنید،بعد مقایسه کنید با غولها یی مثه هوروویتز یاریختر تا بفهمید حس یعنی چی.(البته معلومه دیکه،هایفتز با اونکه کارش درسته کار میکنه دیگه!!)

  • ناشناس
    ارسال شده در فروردین ۲۷, ۱۳۹۱ در ۹:۴۵ ق.ظ

    قسمت بعدی مقاله منتشر نشده؟ این نوشته چند قسمته؟

  • ارسال شده در فروردین ۳۰, ۱۳۹۱ در ۱۰:۲۲ ب.ظ

    قسمت دوم این مطلب به زودی روی سایت قرار می گیرد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مشاهدات موسیقی شناس آلمانی از موسیقی ایران (II)

ممکن نیست درباره موسیقی ایرانی قضاوت کرد بدون‏ آنکه اختصاصات اجتماعی گسترش تاریخی دولت در قرن‏ بیستم، سیاست فرهنگی و حتی سیاست خارجی کشور ایران‏ در نظر گرفته شود. در حقیقت این حاصل سیاست فرهنگی‏ ایران است که جشنواره شیراز هم یکی از مظاهر آن شمرده‏ می‏ شود. پس آنکه در سال ۱۳۰۵ شمسی (۱۹۲۶) حکومت‏ فاسد قاجار برافتاد، کشور ایران با سرعت و شدت بسوی‏ تمدن غربی رو آورد.

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XVI)

هرچند، ایده ی ساختن قطعه ای بر اساس زندگانی حواریون در ذهن او باقی ماند تا اینکه در فستیوال سال ۱۹۰۳ او دوباره به موضوع دلخواه خود بازگشت. وی در ابتدا یک اوراتوریو در سه قسمت تدارک دیده بود که شامل خیانت یهودا، نفی کردن پطرس و به عروج رفتـن عیسی مسیح بود. بیماری دوباره به سراغ او آمد و بدین ترتیب او تنها به قسمت عروج روحانی مسیح پرداخته و آن را “سلطنت” نام نهاد. مدت ها بعد، او قسمت سومی به نام “قضاوت آخر” به این اوراتوریو اضافه کرد اما هیچگاه این قطعه را به پایان نرساند.

از روزهای گذشته…

جوزپه وردی، اپراساز محبوب (I)

جوزپه وردی، اپراساز محبوب (I)

جوزپه فورتونینو فرانچسکو وردی (Giuseppe Fortunino Francesco Verdi) آهنگساز ایتالیای سبک رومانتیک است که بیشتر کارهایش در زمینه اپرا بوده و قطعات او از محبوب ‌ترین آثاری است که در اغلب سالن‌های اپراهای جهان اجرا می‌شوند. وی یکی از تاثیرگذارترین آهنگسازان قرن نوزدهم بود. آثارش بارها در تالارهای اپرا در سرتاسر جهان اجرا شده و بندهای نسلها را نیز در هم شکسته، بسیاری از موضوعات وی در فرهنگ عموم ریشه دوانده اند، در قطعه ها و موضوعاتی همچون: “خانم دمدمی” در اپرای ریگولتو (Rigoletto)، “آوازهای کر از بردگان عبری” در اپرای نابوکا (Nabucco)، “آهنگ مستی” در اپرای لاتراویاتا (La traviata) و “پیروزی” در اپرای آیدا (Aida).
«لحظه های بی زمان» (IV)

«لحظه های بی زمان» (IV)

به طور قطع اگر من بخواهم قطعه ای برای کمانچه و ارکستر از ابتدا بنویسم، اثری یک سر متفاوت خواهد شد. پس این قطعه الزاما نشان دهنده دیدگاه آهنگسازی من نیست بلکه نشان دهنده نحوه نگاه من به تنظیم ارکستری یک ملودی از پیش موجود ایرانی است. ولی دو قطعه “لحظه های بی زمان” و “سه گانه ایرانی” از این لحاظ اوریجینال تر محسوب می شوند. اما حتی اینها هم نشان دهنده دید آهنگسازی من نیستند. چون آثاری که الان می نویسم با آنها کاملا متفاوت است و کارهایی که در سال های بعد خواهم نوشت نیز به همین ترتیب، با آثار امروز متفاوت خواهند بود. این ذات جستجو و تحول دائم است که راه آهنگسازی من را شکل می دهد. به نظر من هر هنرمندی باید یک دوره جستجو را طی کند.
صنعت فرهنگ (قسمت اول)

صنعت فرهنگ (قسمت اول)

صنعت فرهنگ از جمله مفاهیمی است که در قرن بیستم توسط تئودور آدورنو برای توضیح چگونگی عملکرد مراکز تولید محصولات فرهنگی که – آدورنو آنها را تولید کنندگان فرهنگ نیز می‌دانست – در ساختمان فرهنگ توده ای مدرن به کار برده شد.
همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (II)

همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (II)

در چنین وضعیتی کتابی روانه‌ی بازار می‌شود با عنوان «هشت گفتار درباره‌ی فلسفه‌‌ی موسیقی» با این ادعا که اولین کتاب مستقل درباره‌ی این موضوع در زبان فارسی است. ناشر در متنی که در پشت جلد کتاب آورده می‌نویسد: «…دکتر «صفوت» با استفاده‌ی آگاهانه از فرصت‌های مغتنم، به توجیه پاره‌ای از وجوه بنیادین فلسفه‌ی موسیقی پرداخته است.» همان‌طور که از این نوشته پیدا است، خواننده منتظر است که کتابی در مورد بنیادی‌ترین مسایل فلسفه‌ی موسیقی پیش رو ببیند و از منظر آن به دل این عنوان دور از دسترس و جذاب رخنه‌ کند.
آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (V)

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (V)

«ارزشها، وجوه مثبت فرهنگ ها و سنت ها هستند. به نظر من آنچه پیشوند یا پسوند سنت را یدک می-کشد الزاماً حاوی ارزش نیست و نیز آن مرز خطرناک در تفکیک ارزشهای مثبت و منفی را نباید نادیده گرفت. در شرایط امروز، ارزشهایی مثبت اند که ظرفیت تحول داشته باشند و بتوانند با شرایط جدید و زیبایی شناسی جدید منطبق شوند. البته می توان برخلاف جریان آب شنا کرد و کورکورانه عمل کرد و نسبت به واقعیت هایی که رخ داده اند بی اعتنا بود؛ چنان که بارها رخ داده است‌‌» (درویشی/۱۳۸۲، ۲۰). ‌‌
تحقیر ده هزار تومانی (II)

تحقیر ده هزار تومانی (II)

طنز تلخ قضیه آنجا بود که در مدت آنتراکت اعلام شده -به رسم صفهای شیر کوپنی و قبایل بدوی- هیچ کس جرات نداشت از روی صندلی خودش بلند شود تا مبادا همان جایی هم که به خیال خودش با زرنگی(!) به دست آورده بود از دست بدهد. ای کاش اگر منفعت مادی تا این حد برای برگزارکنندگان کنسرت اهمیت داشت، این تمایل را به شیوه‌ای کم‌توهین‌آمیزتری بصورت غیرآشکار بروز می دادند (مثلا می‌توانستند قیمت بلیت‌ها را دو هزار تومان بیشتر کنند).
بررسی اجمالی آثار شادروان <br />روح الله خالقی (قسمت چهارم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت چهارم)

این اثر بگفته خود خالقی در مصاحبه سال ۱۳۴۰ که قبلا از آن سخن رفت، نخستین موسیقی بدون آواز است که او آنرا پسندیده و به دور نینداخته است و آنرا “رنگارنگ۱” نامیده است. این آهنگ بعده ها بوسیله بیژن ترقی ترانه گذاری شده و بر اساس کلام او به نامهای فوق شهرت یافته اما آقای ترخی خود این اثر را “گلریزان” نامیده است.
تئوری اطلاعات، ترمودینامیک و موسیقی (II)

تئوری اطلاعات، ترمودینامیک و موسیقی (II)

در قسمت قبل دیدیم که چگونه اطلاعات، گرما، الکتریسیته (در اصل هر وجودی که توانایی جریان داشتن داشته باشه) همواره از قطبی که پتانسیل بیشتر دارد به سمت قطبی که پتانسیل کمتر دارد جاری میشود، قوانین ریاضی و فیزیکی زیادی وجود دارد که این مطلب را تائید میکند.
گفتگو با آرش محافظ (IV)

گفتگو با آرش محافظ (IV)

برچیده شدن به این معنی که فراموشش کنیم و دیگر استفاده نکنیم درست نیست. ردیف موسیقی یک دوره‌ای از موسیقی کلاسیک ایرانی است. به عنوان موسیقی آن دوره اتفاقا باید اجرا شود و فراموش هم نشود و کسانی که علاقه و تخصص دارند به آموزش آن ادامه دهند.
SRV (بخش اول)

SRV (بخش اول)

استفان ( استیو ) ری واگان (Stephen -“Stevie”- Ray Vaughan)، نوازنده گیتار آمریکایی الاصل سبک بلوز که نقش برجسته ای در موسیقی بلوز دهه هشتاد ایفا نموده ، در سوم اکتبرسال ۱۹۵۴ در شهر دالاس تگزاس متولد شد. او را با نام مخفف SRV می شناسند.