گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

سبک مقوله ای است که در تمام رشته های هنری مطرح است. بطور مختصر می توان به شیوه ای که معمولا هنرمندان برجسته در خلق یا ارائه ی کارهای خود اعمال می کنند و اغلب وجه تمایز مشخصه ای با دیگر شیوه ها دارد را سبک نامید. در موسیقی نیز در چند شاخه سبک جلوه گری می کند مانند نوازندگی، آهنگسازی و تنظیم که در این مقاله سعی بر آن دارم تا پیرامون سبک نوازندگی در سنتور نکاتی را اشاره کنم.


سبک مقوله ای است که در تمام رشته های هنری مطرح است. بطور مختصر می توان به شیوه ای که معمولا هنرمندان برجسته در خلق یا ارائه ی کارهای خود اعمال می کنند و اغلب وجه تمایز مشخصه ای با دیگر شیوه ها دارد را سبک نامید. در موسیقی نیز در چند شاخه سبک جلوه گری می کند مانند نوازندگی، آهنگسازی و تنظیم که در این مقاله سعی بر آن دارم تا پیرامون سبک نوازندگی در سنتور نکاتی را اشاره کنم.

می دانیم که در موسیقی عنصر صدا نسبت به عامل سبک تقدم و برتری دارد پس طبیعی است که طبق قاعده اول باید به مقوله ی صدا (آهنگ یا ملودی) پرداخت سپس به موضوع سبک.

اگر موضوع اول یعنی پرداختن به ملودی را کنار بگذاریم به این نکته ی بدیهی پی می بریم که وجود تنوع در سبکها، باعث ایجاد تنوعی چشمگیر در طریقه ی نوازندگی اساتید فن شده است که با اقرار می توان گفت لطف نوازندگی و شنیدن ساز اساتید وابسته به همین تنوع در سبکهای نوازندگی ایشان است.

در سنتور نوازی قدیم می توان به چند سبک اشاره کرد: سبک حبیب سماعی، منصور صارمی، فضل ا… توکل، مجید نجاهی و حسین ملک. و از نوازندگان بعد از آنها می توان به سبک فرامرز پایور، مجید کیانی، پرویز مشکاتیان و اردوان کامکار اشاره نمود.

هدف این گفتار تعریف دقیق سبک و سبکهای نوازندگی نیست که آیا به طور یقین طریقه ی نوازندگی نوازندگان نام برده شده را اصولاً می توان سبک نامید یا خیر؟ که این مقوله حوصله و بحثی جدا را می طلبد. امروزه آنچه در بین نوازنگان سنتور بحث و گفتگو می شود راجع به نوع نوازندگی و به اصطلاح آنها، سبکهای نوازندگی است.

بدیهی است تمامی این سبکها (با پیش فرض اینکه تمامی آنها را به عنوان سبک بشناسیم) از نقاط مشترک و متفاوتی برخوردار هستند.

اغلب مابین نوازندگان سنتور این جدل حاکم است که کدام نوازنده و کدام سبک بهترین است. طبیعی است نوازندگانی که مثلاً با سبک فلان استاد کار کرده اند رأی را به استاد خودشان و سبک وی می دهند.

شاید به عنوان یک حکم کلی بتوان پذیرفت که هیچ سبکی در هیچ رشته ای بصورت کاملاً بی عیب و نقص وجود ندارد که آنرا بتوان کاملترین سبک دانست. بلکه اینطور استنباط می شود که تمامی سبکها در تمام رشته ها مکمل یکدیگر هستند و هر کدام از آنها از نقاط قوی و ضعیفی برخوردار می باشند.

جدای از این مسئله که انتخاب سبکی خاص به سلیقه ی نوازندگان برمی گردد پا فشاری بر این که سبکی که مورد انتخاب مثلاً فلان نوازنده است بهترین سبک و سبک های دیگر دارای نقصان کم و بیش فراوانی هستند منطقی به نظر نمی رسد.

دور از ذهن نیست که آنقدر که برای ما سبک نوازنده مهم شده است، چیزی که مینوازد مهم نیست بدین معنی که معمولاً عادت شده نوازنده ای که میخواهد بنوازد از او سوال می شود “چه سبکی میزنی؟” بعد به هنرنمایی او گوش می کنیم و این کار چه بسا ذهنیت ما را نسبت به آنچه که اجرا کننده می نوازد تغییر می دهد و اغلب اوقات اگر سبکی که او می نوازد مورد علاقه ی ما نباشد با اکراه آن را می شنویم و ذهن ما بیشتر مشغول این است که نوازنده را قانع کنیم از سبک خود دوری کند و سبکی که ما می پسندیم را (به دلایلی که ما میدانیم) دنبال کند و طبیعی است دیگر تمرکز کافی برای گوش سپردن به اجرای نوازنده وجود نخواهد داشت.

سعی من از نوشتن این مقاله رساندن این موضوع است که: البته که سبک نوازندگی بسیار مهم است و تعیین کننده ی تنالیته ی ساز نوازنده و احتمالاً نوع قطعاتی است که با آن سبک می توان اجرا کرد می باشد ولی موضوع مهمتری که میخواهم به آن اشاره کنم و در ادامه مطلب به آن برسم این است که نوازندگان “چه” می نوازند؟ (حال با هر سبکی)

می توانم این گونه تشبیه کنم که سبکهای نوازندگی مانند اشکال مختلف ظروف می باشند و آنچه که نوازنده می نوازد حکم چیزی را دارد که درون آن ظرف است. از آنجائیکه ما (ایرانیها) تحت شرایط حاکم عادت کرده ایم همیشه بر سر شکل ظروف با هم جدل کنیم تا بر سر آنچه محتوای ظرف است.

بنابر این آنچه در طول زمان حاصل شد این است که با وجود همه جدلها بر سر شکل ظاهری ظروف (سبکها) نه تنها به نتیجه ی متفق القولی در این زمینه نرسیدیم (که دور از انتظار هم نبوده چرا که این مسئله جدا از بحث فنی آن تا حد زیادی تابع سلیقه است) به محتوا هم توجهی نشد، یعنی دست آخر دست خالی از این که نه سبکی را توانسته ایم به عنوان ایده ال ترین سبک برگزینیم نه محتوای موسیقی مان را پربار تر کرده ایم.

سامان ضرابی

دیدگاه ها ۸

  • سلام
    مقوله جالبی هست.البته و صد البته سبک مرحوم ورزنده هم از تاثیر گذارترین سبکها بر نوازندگی سنتور در سالیان اخیر است بطوریکه جناب آقای مشکاتیان در مصاحبه ای که با رادیو فرهنگ داشتند ، خودشان گفتند سبک شان متاثر از استاد ورزنده است و به تبع آن خیلی ها که متاثر از مکتب و سبک جناب مشکاتیان هستند…

  • با سلام
    متاسفانه ان چیزی که شما بعنوان سبک از ان یاد میکنید چیزی جز شیوه های نوازندگی فردی نیست.لطفا مسایل کلان موسیقی را با جزییات نسنجید.

  • سلام آقای شاهرخ
    اولا من هنوز چیزی را نسنجیده ام
    دوما اگر مطلع باشید شیوه های نوازندگی در مملکت ما فعلا بعنوان سبک شناخته میشوند (درست یا غلط)
    ثالثا اگر در کوران بحث و جدلها باشید خواهید دانست چه بحث داغیست بین نوازندگان در مورد همین شیوی های نوازندگی (به قول شما و سبک نوازندگی به قول بعضی دیگر)
    رابعا خوشحال میشوم “سبکهای نوازندگی” را دقیقا تعریف کرده و فرق آن را با “شیویهای نوازندگی” بگویید و بفرمایید سبکهای نوازندگی برای کدام نوازندگان دارای سبک کاملا تعریف شده و مشخصی هستند؟

  • به نظر بنده، که چند سالی است سنتور می نوازم، هنوز در سنتور نوازی مثل تار دارای سبک بخصوصی نمی باشیم (مواردی که نام بردید، اساتید پایور و مشکاتیان). مثلا سبک استاد مشکاتیان ادامه و در جهت تکامل استاد پایور بوده و یا سبک اردوان بنا به جوانتر بودن ایشان در ادامه سبک استاد مشکاتیان است. به طوری که در صورت حضور در کلاس اردوان همان کتابهای دو استاد قبلی تدریس می شود. (موارد ذکر شده ربطی به شیوه نوازندگی استاد/آقای کیانی نداشت)

  • باسلام،اگر کمی واقعیت راقبول داشته باشیم توی این دور و زمانه وآشفته بازار موسیقی که داشتن علاقه به آنرا باداشتن مواد مخدره همطراز میدانند وحتی بدتراز آن، دیگرامکان بوجودآمدن اساتیدی مثل صبا،کلنل وزیری،و…. را حتی در رویاهایمان تصور کرد .حال کسانی که عمر خودرا به شاگردی اینگونه اساتید گذرانده اند وحتی به جرات میتوان گفت دربسیاری ازموارد پا را فراتر از اساتید خود گذاشته ( همانند اساتید بی نظیر و بی بدیل ، فرامرز پایور ، محمد اسماعیلی ، هوشنگ ظریف ، و….)وآثار آموزشی وعلمی خود را به رایگان در اختیار همه قرار داده اند ودیگران هرکاری که بخواهند انجام دهند نمیتواند خارج از اصول و ضوابط تعیین شده آنان باشد ، آیا نمیتوان ناب ترین سبک وشیوه را به آنان منتسب دانست ؟ براستی کسان دیگری که خود را با اینگونه اساتید میسنجند و همطراز میدانند ازخود چه آثاری خارج از اصول اشاره شده اساتید فوق دارند که در دانشگاه ها وکلاسهای موسیقی تدریس میشود و نزد عموم مقبولیت بیشتری دارد ؟ پس بیائید به جای مشغول شدن به شاخ وبرگ باهم فکری به حال ریشه این درخت کهنسال هنر موسیقی ایران عزیز که در حال خشکیدن است بنمائیم.

  • سلام آنونیموس(رویا)
    با گفته های شما کاملا موافقم.البته که بهترین سبکها متعلق به ایشان است اما شاید این نظر من و شما و بعضی دیگر از دوستان باشد بهر حال نظرها و سلیقه ها و سطح اطلاعات و سواد ها متفاوت است که البته طبیعی نیز هست. قصد من از مطرح کردن موضوع سبکهای نوازندگی نگاه کردن به این موضوع از زوایای مختلف است تا دوستانی که یک بعدی به این قضیه فکر میکنند با نگاه جامع تری قضاوت کنند که در شماره های بعدی به آن می پردازم.
    اما در مورد شاخ و برگ و ریشه به نظر من هرکس در هر زمینه ای هرگونه فعالیت کند کمک به از بین نرفتن قطعی موسیقی است و دارای ارزش است بهر حال سعی و هدف من (در حد توانم) نیز همین است.

  • سلام
    به نظرم تعاریف معمولا در جامعه مابا نظر شخصی اشتباه گرفته میشه.به نظر من سبک اون شیوه ای از نوازندگی است که شخصیت مستقلی داره، دارای وجوه تمایز فنی و احساسی از گذشتگانه و چیزی به شیوه های گذشته اضافه کرده و البته عامه پسند هم شده.صاحب سبک به سنت کاملا آشناست و دارای اندیشه است و مولف به شمارمیاد.البته یه ایراد به دسته بندی شما هست و اون هم تقدم پایور بر بعضی دیگره مثل کیانی و توکل.

بیشتر بحث شده است