گفتگو با سارا چانگ (V)

سارا چانگ
سارا چانگ
شما هیچ وقت مجبور نشده اید برای نواختن این آثار، خودتان را در حالتی از افسردگی قرار دهید؟
به اندازه کافی افسرده کننده هستند، چرا خودم را با قرار دادن در آن حالت آزار بدهم؟ اما به هر حال موسیقی می تواند شما را غمگین کند، مسلما بسیار زیبا خواهد بود اگر تمام آنچه را که می نواختید شاد و روشن می بودند، اما اینگونه نیست. بعضی از قطعات و پاساژها بسیار ریتم پایین و افسرده کننده ای دارند و این به درون شما نیز رخنه می کند به خصوص زمانی که یک ارکستر نیز در پشت شما بنوازد و اگر هم یک رهبر فوق العاده مثل استاد ماسور(Masur) داشته باشید که او تمام آن حس را به شما منتقل می کند، شما به او نگاه می کنید و او اینجا است وقتی شما در حال نواختنید، او نیازی ندارد حرفی به شما بزند چون شما می دانید او چه می خواهد.

شما از آموختن آثار سیبلیوس صحبت می کنید، در حالی که ۶ ساله بوده اید، آیا این واقعیت است؟ منظورم این است که واقعا آن را در آن سن یاد گرفته اید؟
فکر می کنم که کاملا واقع بینانه است. زمانی بود که {کنسرتو ویولون} چایکوفسکی را به عنوان قطعه ای اعلام کردند که از نظر نوازندگی قابل اجرا نیست، حتی برای بزرگسالان؛ اما در حال حاضر همه آثار او را می نوازند. من وقتی ۷ ساله بودم اینکار را می کردم و حتی این روزها کودکان کوچکتر نیز آن آثار را می نوازند. مسلم است که همه می توانند نت را بنوازند.

فکر می کنم آنچه بعد از اجرای موسیقی و حس پشت آن می آید زمانی است که این دو، همراه با ارکستر در کنار هم گذاشته می شوند، تماشاچیان تشخیص می دهند که چه کسی فقط نتها را می نوازد و چه کسی همه وجودش را می گذارد و تعبیر خالصانه اش را در موسیقی اجرا می کند.

اما بعضی ها با خود نتها نیز مشکل دارند، اینطور نیست؟
حدس می زنم که نت ها برای خیلی ها مشکل است، فکر نمی کنم که مسئله فقط توانایی تکنیکی باشد. زیرا اگر کسی اصول را بیاموزد، توانایی انجام آن را داشته باشد، با تمرین کافی و راهنمای خوب، می تواند.

بعضی ها اصلا نمی توانند! مثلا شما چرا یک تنیس باز حرفه ای نیستید؟
زیرا رویش کار نکرده ام. قطعا! منظورم این است که تنیس را برای تفریح شروع کردم و چون برادرم خیلی خوب بازی می کند و تنها ۱۰ سالش است، با هم به کلاس رفتیم و تدریجا من شروع به انجام مسافرتهای بیشتری کردم و برای ماهها از تنیس دور بودم و وقتی باز می گشتم برادرم واقعا خوب شده بود و دیگر با من بازی نمی کرد! این درست است، چون او عاشق آن است، هفته ای ۴ بار به زمین میرود و این همانند رابطه من با ویولن است، هر روز تمرین می کنم.

اگر شما عشق خالصانه ای برای چیزی داشته باشید و همه ذهن خود را به کار بگیرید، فکر می کنم تا مقدار زیادی به آن برسید. نمی گویم که همیشه ۱۰۰ درصد مشغول تمرین بوده ام اما همیشه عاشق ساز زدن بوده ام، حتی وقتی ۵ ساله بودم، وقتی یک بار روی سن رفتم، عاشق آن شدم و هیچ وقت عشقم تغییر نکرد، اما به هر حال من هم بشر هستم، روزهایی هستند که دلم نمی خواهد تمرین کنم، زمانی که می خواهم به سینما بروم یا برای خرید با دوستانم…

یکی از چیزهایی که یاد گرفته ام این است که اگر می خواهید زمان بگذارید و تمرین کنید، نیازی نیست که زمان طولانی باشد، فقط باید روی آن تمرکز کنید. گاه پیش می آید که در هنگام تمرین گامها ها کاملا تمرکز ندارم، ویولون رو کنار می گذارم و کار دیگری انجام میدهم، دیدن تلویزیون یا کار با اینترنت و یا هر چیزه دیگر و احتمالا شب اش یک ساعت کامل را به تمرین خوب اختصاص می دهم.

شما میتوانید بگوئید برادر ۱۰ ساله شما شانس خیلی خوبی داشته که تنیس باز باشد به دلیل نامش؟
خب این خیلی بامزه است که او هم نام مایکل چانگ تنیس باز معروف است. زمانی که برای مصاحبه می روم یا با مردم صحبت می کنم، می گویند: “برادرت چه کاره است؟” می گویم تنیس باز است و آنها اتوماتیک فکر می کنند که آن تنیس باز برادر من است و من چیزی نمی گویم، چرا تصور آنها را خراب کنم با گفتن اینکه برادر تنیس باز من فقط ۱۰ سال دارد. اما برادرم کلاس چهارم و بسیار خوب است. ما با هم خوب کنار می آئیم، شاید به خاطر تفاوت سنی ما می باشد که حدود ۷ سال است و اینکه او را هر روز نمی بینم که البته این غم انگیز است اما از طرفی رابطه ما را خوب نگه می دارد!

یک دیدگاه

  • نازنین
    ارسال شده در دی ۱۵, ۱۳۸۷ در ۱۱:۰۴ ب.ظ

    سلام دوست عزیز وبلاگ قشنگیه گفتم ازشما که اطلاعاتتون در زمینه موسیقی کلاسیک زیاده کمک بگیرم قدیم در برنامه کودک کارتونی پخش میشد که یک قاصدک اینور و اونور میرفت که موسیقی متنش خیلی خیلی زیبا بود که من تونستم اطلاعاتی دربارش بدست بیارم
    اسم کارتون Den kato gluharche
    و یا Day Like a Dandelion
    سال ساخت ۱۹۸۱
    آهنگسازRaicho Liubenov
    کشور سازنده بلغارستان
    اطلاعات بیشتر در
    http://www.imdb.com/title/tt0356519/
    شما میتونید کمک کنید پیداش کنیم؟

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «در آتش آوازها»

بعد از دوره‌ای طولانی، جای خرسندی است که نواخته‌هایی دیگر از ویرتوئوز کم‌کار «بهداد بابایی» در این آلبوم ثبت شده است؛ هرچند نه در سطح تکنوازی‌های قدیم. ریزهای رعدآسا، مضراب‌های تیزِ آشنا، جست و خیزهای جذابِ دست چپ، و پاساژهای سریع در اینجا نیز شنیده می‌شوند اما ابزارِ ارائه‌ی تحریرها و جمله‌هایی اغلب کم‌رمق شده‌اند و نوانس‌ها دیگر دامنه‌ی چشمگیرِ گذشته را ندارند.

مغالطات ایرانی – مکتب وزیری (II)

با مطالعه آثار مکتوب نویسندگان و منتقدان موسیقی ایران در مجلات فارسی زبان، به روشنی می توان نوشته هایی از پیروان وزیری یافت که به بعضی از موارد مطرح شده معتقد نباشند ولی همگی در موردِ اولین و به واقع، مهمترین اصل مکتب وزیری اعتقاد دارند و عدم اعتقاد آنها به مورد اول، می تواند…
ادامهٔ مطلب »

از روزهای گذشته…

مصاحبه با ایگور ایستراخ (III)

مصاحبه با ایگور ایستراخ (III)

سالهاست که گیدون کرمر (Gidon Kremer) را می شناسم، و رافائل الگ (Rafael Oleg) را از زمانیکه جایزه مسابقات مسکو را برنده شد می ستایم. من و او اکنون از اعضای هیئت داوران هستیم. من همیشه مشغول نواختن و تدریس هستم. اکنون، در حالت کلی با نوازندگان با استعداد چینی، ژاپنی و کره ای در ارتباطم مانند جولیا کرانک (Julia Krank)، نوازنده کانادایی متولد کره که جایزه مسابقات ایندیانا پولیس را برد… تعدادشان زیاد است!
خود آموختگان و نقشگذاران افزایش ظرفیت آنها (I)

خود آموختگان و نقشگذاران افزایش ظرفیت آنها (I)

برای درک مفهوم خود آموختگی در قلمرو هنر در آغاز لازم است روند تحرک و زایش اثر هنری را مورد توجه قرار دهیم. در قلمرو هر شناختی، هر پدیداری را می توان از دو زاویه نگاه کرد. اولین نوع نگاه عقلانی و کاربردی است. این نگاه رو به منطق ها یا همان عقولی دارد که تابحال یافته شده اند یعنی از جنس گذشته است. این عقول را می توان به سهولت از مدرسین فراگرفت و بکار برد.
گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

در این هنگام «قاسم آفرین» در نقد گرایش فمینیستی ابتدا خاطره‌ای تعریف کرد از اینکه سال‌های پیش متوجه شده است که بعضی کارهایی که انسان انجام می‌دهد با وجود ظاهر متفاوت، در خواست جذب جنس مخالف ریشه دارد و سپس پرسید آیا استنباط وی با گرایشی که امروز در کلاس مورد بحث است همسان است؟ مدرس پاسخ داد که موضوع جذابیت و جذب ارتباط چندانی با بحث حاضر ندارد. سپس قاسم آفرین نقد دیگری را مطرح کرد و آن هم اینکه پیشروی فمینیست‌ها (یا به‌طور کلی فمینیسم) منجر به توقف ادامه‌ی حیات نسل انسان خواهد شد. این نقدی است که در سال‌های اولیه‌ی نظریه‌ی فمینیستی در هنر نیز زیاد سخن از آن به میان آمده و حاوی فروکاهش کل جریان فمینیسم به حق فرزندآوری است، مانند این فراز که «شوارتز» تلقی مِیلر (Mailer) (منتقدی که نقد او بر کتاب «سیاست جنسی» «کیت میلت» (Kate Millett) بر وَن دِر تورن تاثیرگذار بود) و ون در تورن را از تعریف فمینیسم توضیح می‌دهد:
گزارش از نقد آلبوم عطاریه (II)

گزارش از نقد آلبوم عطاریه (II)

پورقناد در پایان گفت: به نظر من آلبوم عطاریه به جز در قطعه «سرچشمه» به صورت خودخواسته سعی کرده پا را فراتر از فرم های شناخته شده نگذارد. در این اثر قطعات «سرچشمه» و دو تصنیف در آواز بیات ترک که از قدرت ملودیک قابل قبولی برخوردار است، بهترین آثار این آلبوم محسوب می شوند. وی همچنین با انتقاد از اجرای بعضی از بخش های متر آزاد این اثر به صورت بداهه گفت: بخشی از آواز های این آلبوم خوشبختانه به صورت طراحی شده ارائه شده بود که کیفیت قابل قبولی داشت ولی ظاهرا در بخش هایی از آلبوم بداهه نوازی انجام شده که بهتر است امروز از این کار اجتناب شود چراکه به خاطر تکرار مکررات، دچار کلیشه و اشباع شده ایم.
گفتگو با ریچی (I)

گفتگو با ریچی (I)

هر آنچه که بزرگترین نوازندگان ویولون انجام داده اند را وی نیز به تنهایی به انجام رسانده است. نقد مجله نیویورک در (سال ۱۹۲۹ در زمینه اجراهای ریچی). از سن ۱۱ سالگی در دنیای موسیقی به عنوان کودک و اعجوبه نوازندگی ویولون مطرح شد! خودش اینگونه بیان میدارد که : وقتی که نه – ده سال سن داشتم به من میگفتند نابغه! او هم اکنون (هنگام مصاحبه ۲۰۰۷ ) ۸۹ سال سن دارد و بر روی صندلی آشپزخانه به همراه همسرش جولیا که کنار او نشسته است با ما آغاز به گفتگو میکند.
از گیتار تا زندگی

از گیتار تا زندگی

سالهای ۱۹۹۶ و ۹۷ شاید به یاد ماندنی ترین سالهای زندگی کاری فابیو زانون (Fabio Zanon) باشد؛ وقتی به فاصله چند هفته در دو مسابقه گیتار کلاسیک معتبر دنیا جایزه اول را می برد و در ادامه ۵۶ کنسرت در آمریکا و کانادا برگزار می کند و بالاخره ۲ آلبوم تکنوازی خود را پس از پایان همین تور بزرگ به بازار می فرستد.

در نظر اکثر مردم، یک نوازنده حرفه ای کسی است که بیشتر ساعات شبانه روز را با تمرین ساز می گذراند و چندان فرصتی برای پرداختن به دیگر هنرها و امور زندگی ندارد؛ اما زانون مثال جالبی برای رد این فرض است. او یک کتابخوان حرفه ای و البته مجموعه دار کتب هنری و فیلم است. درباره موسیقی می گوید: “موسیقی تنها بخش کوچکی از آن چیزی است که زندگی نام دارد.” زانون از علاقه اش به فلسفه می گوید و اینکه تمام آثار سارتر و دانته را چندبار خوانده!
نامه تازه کشف شده بتهوون

نامه تازه کشف شده بتهوون

به تازگی نامه ای دست نویس و نایاب از آهنگساز آلمانی، لودویک فون بتهوون به دست آمده است که در آن از بیماری و بی پولی خود گلایه می کند. این میراث که در موسسه ای در شمال آلمان رونمایی شده است، هیجان زیادی را بین دوستداران این نابغه موسیقی برانگیخته است. به گفته موسسه برامس، این نامه شش صفحه ای که امضا و مهر آهنگساز را در بر دارد، در واقع، در تلاش برای فروش اثر معروفش، “مسا سولمنیس” که در سال ۱۸۲۳ ساخته شده بود و خطاب به فرانتز آنتون اشتوکهاوزن، هارپیست و آهنگساز نوشته شده بود. بتهوون از اشتوکهاوزن کمک خواسته تا بتواند خریداران کلانی برای این اثرش بیابد.
اسکار پیترسون

اسکار پیترسون

اوایل قرن بیستم یعنی هنگامی که موسیقی کلاسیک (رمانتیک و مدرن) از یکسو و موسیقی Jazz از سوی دیگر شنوندگان موسیقی در اروپا، آمریکا و سراسر جهان رامتوجه خود کرده بود، در شهر مونترئال کانادا یکی دیگر از نوابغ موسیقی Jazz متولد شد، کسی که توانست کارهای بسیاری را با افرادی چون چارلی پارکر، دیزی گیلسپی، لوییس آرمسترانگ، الا فیتسجرالد، دوک الینگتون ۱ و … تهیه کند، کسی که هنوز در سن ۸۰ سالگی تمام وقت و زندگی خود را وقف موسیقی می کند.
اشتوکهاوزن، عقل گرا و عارف (II)

اشتوکهاوزن، عقل گرا و عارف (II)

به گفته اشتوکهاوزن «در اواسط قرن … تمایلی برای کناره گیری از بشریت شکل گرفت. انسان بار دیگر به ستاره ها چشم دوخت و به حساب کتاب های جدیدی پرداخت.» در عکس های مدرسه تابستانی موسیقی در دارمشتات (Darmstadt)، اشتوکهاوزن را در کسوت یکی از آهنگسازان جوان، لاغر، بینوا و ایده آلیست در می یابیم که عمیقا تحت تأثیر جنگ قرار گرفته است و مصمم است تا دوباره و از ابتدا، بر زبان موسیقی کار کند.
آکوستیک اتاق – ۲

آکوستیک اتاق – ۲

در نوشته قبل ملاحظه کردیم که امواج صوتی منتشر شده از یک منبع صوتی در یک اتاق علاوه بر آنکه بصورت مستقیم به گوش ما می رسند، بصورت غیر مستقیم و از طریق دیواره ها نیز می توانند انعکاسهایی داشته باشند که مستقیمآ به همان محلی که ما ایستاده ایم هدایت شوند.