هفزیباه منوهین، نابغه پیانو (II)

یهودی و هفزیباه منوهین
یهودی و هفزیباه منوهین
در سال ۱۹۶۲ او و یهودی، سفرهای شان را برای دادن کنسرت در استرالیا ادامه دادند و جشنواره ارکسترای منوهین: در آمریکا و کانادا در سال ۱۹۶۷ و استرالیا در سال ۱۹۷۰ و ۱۹۷۵٫ در ۱۹۷۷ او عضو شورای داوری اولین مسابقه بین المللی پیانو در سیدنی بود. همان سال در ملبورن، در کنسرتی که او می نواخت، پسرش دکتر مارستون نیکولاس اولین اجرای خود را به عنوان، چلیست (cellist)، داشت.

در ۱۹۷۹ آخرین کنسرت او در استرالیا بود که به همراه برادرش و کوراتت زهی سیدنی (Sydney String Quartet)، نواخت. آخرین اجرای او در نوامبر همان سال همراه با برادرش در تالار جشنواره رویال در لندن بود.

هفزیباه منوهین حائوسر، در اول ژانویه ۱۹۸۱ در لندن، بعد از بیماری طولانی، ما را وداع گفت. یهودی منوهین، کنسرت تالار کارنگی (Carnegie Hall concert) خود را در ۲۲ فووریه ۱۹۸۱ به یاد او نواخت و به او تقدیم کرد.

آثار ضبط شده اش عبارتند از: “تروت” (Trout) از شوبرت (Schubert)، کوئینتت (Quintet) به همراه اعضای آمادئوس کوارتت (Amadeus Quartet)، کنسرتو های مووزارت همراه برادرش، گروه نوازی (trios) با برادرش و ماورسی گندرون (Maurice Gendron) و سوناتهایی با یهودی. حقوق سالیانه ۸۰۰۰ دولاری هفزیباه منوهین، به عنوان بوورس عضویت برای پیانیستهای استرالیایی جوان، توسط دانشگاه ملبورن و کنسرواتوریم موسیقی سیدنی، در سال ۱۹۸۰ مقرر شد. رخکن اصلی نوازندگان ویولن سل در مرکز هنر ملبورن (-Melbourne Arts Centre’s Hamer Hall ) به ادعای احترام به او، هفزیباه نام گذاری شد.

Audio File قسمتی از مهارت درخشان هفزیباه منوهین را ببینید

در سال ۱۹۹۸ کورتیس لووی (Curtis Levy)، مستندی در باره زندگی این زن فوق العاده تولید وکارگردانی کرد. این فیلم با کیفیتی خوب، همراه با مصاحبه هایی از اعضای خانواده اش، مجموعه ارزشمندی از فیلمهای خانوادگی آنها و نامه های هفزیباه که با صدای کری آرمسترانگ (Kerry Armstrong) خوانده شده است. موسیقی متن این فیلم برگزیده ای از نواخته های خود او اغلب به همراه برادرش یهودی، بوده است. بیوگرافی از او به نام قلب جانگداز (An Exacting Heart)، در سال ۲۰۰۷ توسط ژاکلین کنت (Jacqueline Kent) به چاپ رسید.

مبارز کیبورد!
یهودی منوهین برای ادای احترام به خواهرش نوشت: «قدیسه ای که از جانب خدایان آمده بود.»

نامش هفزیباه، به معنی، کسی که منتظر شادی است. «از همان زمان نشانه خاص بودن او در چهره اش نمایان بود زمانی که من به عنوان برادر چهار ساله او همراه پدر و مادرم تولد او را با شادمانی به خانه خوش آمد گفتیم، آن شعف هیچ گاه مرا ترک نکرد.

او از نادرینی بود که مدافع حقوق زنان بود و عاشقانه و با تمام وجودش در این راه خدمت کرد. او خود را در عمیق ترین درد ها و شدیدترین ترسهای انسانی شریک می دانست.» همچنین نوشته است: «احساسات هفزیبا آنچنان زیاد بود که برای بیانشان به کلامی نیازمند نبود. او خود یک ساز فوق العاده بود، تغریبا بخشی وسیع از وجود خود من.»

هفزیبا فرزند دوم خانواده خارق العاده منوهین بود که تمام آنها موسیقی دان بودند. بزرگترین آنها یهودی، بزرگترین ویولنیست زمان خود بود، هفزیباه پیانیست مشهوری بود و جوانترین آنها یالتاه نیز پیانیستی معروف بود. دختر نا تنی او، استرالیایی فمنیست ایوا کوکس در باره او گفته است: «این پدر من ریچادر حائوسر بوده است که مرا نسبت به جهان مسئول تربیت کرد، اما این مادر ناتنی من، هفزیباه منوهین بود که به من آموخت تا نسبت به دیگران احساس مسئولیت و توجه کنم. او و مادرم بودند که به من آموختند، زنان نباید ساکت و مطیع در برابر بی عدالتی باشند، نه در خانه نه در دنیای بیرون. اینها انگیزه های من برای فمنیسم بودن، شدند.»

هفزیباه به عنوان یک موسیقی دان، به اجرای کارهای موتسارت بیشترین علاقه را داشت، اگرچه رپرتوار فراوانی را نیز نواخته است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مکتب و مکتب داری (IV)

نمونه ای دیگر، کنسرت گروه اساتید (به کوشش فرامرز پایور) در مایه دشتی به سال ۱۳۵۸ همراه صدای محمدرضا شجریان است. در آلبوم «پیغام اهل راز» استاد فرامرز پایور، روایتی دیگر و برداشتی خاص از تصنیف «خون جوانان وطن» اثر عارف را ارائه داده و یکی از زیبا ترین اجراهای استاد اسماعیلی در همین آلبوم است. ارتباط شنونده این آثار باصدای ضرب (تنبک) استاد، ارتباطی ناخودآگاه است. مانند ارتباط شنونده ارکستر سمفونیک با صدای کنترباس ها و ویولونسل ها و دست چپ پیانو.

یادداشتی بر آلبوم «گلعذار»

گوش‌ها را به شنیدن و چشم‌ها را به خواندن رنجه نساختن، در تنه‌ی موسیقی خلأ اندیشه و خِرد را با ایدئولوژی پر کردن‌، از هنر جز ژست گرفتنش را نداشتن، از جعل و شید تاریخ ساختن، کندذهنی و بی‌دقتی و درجا زدن در بنیان‌های سستِ آموزش‌های علیلِ آمیخته با انواع توهمات و خرافات، همه و همه ثمرِ آفت‌زده‌ای جز همان «انبساط خاطر» و زبان‌آوری‌های مجانی و بی‌باج در دورهمی‌های موسیقایی‌ای که حال به لطفِ بسترِ مهیا‌ی خانه‌ی عفافِ نشر در ایران رسمیت یافته‌اند نخواهد داشت.

از روزهای گذشته…

مرگ باخ

مرگ باخ

باخ در سال ۱۶۸۵ بدنیا آمد و در سن ۶۴ سالگی به دلیل آنکه قدرت بینایی اش بتدریج رو به کاهش می گذاشت تصمیم گرفت که چشمان خود را جراحی کند. پزشکی بنام John Taylor مسئولیت جراحی چشمان او را بعهده گرفت. او که در اصل چشم پزشکی اهل انگلیس بود در طول مدت فعالیت پزشکی خود چشم دو تن دیگر از بزرگان عصر خود یعنی هندل موسیقیدان و ادوارد گیبون مورخ را نیز جراحی کرد.
نگاهی به اپرای مولوی (III)

نگاهی به اپرای مولوی (III)

در تاریکی مطلق سالن، ناگهان فریادی شنوندگان را شوکه میکند… پرده باز میشود و نمایی از شهری سوخته و حمله مغولها دیده میشود؛ در همین صحنه مانند پرده اول اپرای عاشورا غریب پور با نهایت تکنیکهای تئاتر عروسکی بیننده را میخکوب میکند، البته تکنیک نور بسیار قوی تر از اپرای عاشورا خودنمایی میکند. ارکستر سمفونیک با تمام حجم در حال نواختن در چهارگاه است و طنین صدای “گانگ” فضا را پر استرس تر میکند.
معرفی یک هنرمند: سرپاس مختاری‌ (V)

معرفی یک هنرمند: سرپاس مختاری‌ (V)

«سرپاس مختاری» با تمام قوا در برابر نیروهایی که مقابل شاه ایستاده بودند، قرار گرفته و حاضر به کوچکترین انعطافی نبود و همین موضوع دستان هنرمند او را آلودهء خون کسانی کرد که بسیاری از آنها برای پیشرفت ایران مبارزه می‌کردند.
اوه لین گلنی

اوه لین گلنی

در تاریخ موسیقی، اوه لین گلنی Evelyn Glennie اولین شخصی است که توانسته به عنوان یک نوازنده سولوی سازهای کوبه ای، پرونده حرفه ای بسیار موفق و مداوم داشته باشد. او به عنوان یکی از گزیده کارترین و مبتکرترین موسیقی دانان در صحنه موسیقی امروز به شمار میرود و همواره تعریفی جدید از تواناییها و کاربردهای سازهای کوبه ای ایجاد میکند. برنامه های اوه لین از چنان نیرو و زندگیی برخوردارند که میتوان گفت نوع جدیدی از اجرا را به وجود آورده اند.
جعفر صالحی: محدودیتی در فیناله وجود ندارد

جعفر صالحی: محدودیتی در فیناله وجود ندارد

من نرم‌افزار سیبلیوس را بلد نیستم و به این دلیل نمی‌توانم مقایسه‌ای بین این دو از لحاظ قابلیت داشته باشم. اما چیزی که می‌توانم بگویم این است که چه برای موسیقی ایرانی و چه برای موسیقی غیرایرانی و همه نوع موسیقی (که البته به من برای نوشتن ارجاع شده است) هیچ محدودیتی در فیناله وجود ندارد و به قول یکی از دوستان (به طنز)، فیناله فقط چایی برای آدم دم نمی کند!
از یافتن نسبت موسیقی با امر دراماتیک تا بررسی گرایشات موسیقی در قرن بیستم

از یافتن نسبت موسیقی با امر دراماتیک تا بررسی گرایشات موسیقی در قرن بیستم

«موسیقی و امر دراماتیک» و «گرایش‌های موسیقی قرن بیستم با نگاهی به تاریخ هنر» عناوین سخنرانی‌های آروین صداقت‌کیش و نیما عطرکار روشن هستند که دوشنبه، نهم اردیبهشت در قالب سمیناری در شانزدهمین هفته بزرگداشت تئاتر برگزار می‌شوند.
گفتگو با ویولونیست هلندی، جانین جانسون (III)

گفتگو با ویولونیست هلندی، جانین جانسون (III)

بله همیشه، حتی اگر یک قطعه ای را بارها اجرا کنید اما حس و لحظه حضور، هیچ گاه مثل هم نخواهد بود، به عقیده من موسیقی باید خود جوش باشد. احساسات شما در لحظه اجرا از پیش تعیین شده نخواهد بود و این متفاوت بودن نکته ای فوق العاده در عالم موسیقی است. برای مثال “چهار فصل” ویوالدی را بارها اجرا کرده ام و همه این سوال برایشان پیش می آید که چرا؟ زیرا هر شخصی متفاوت است! بنابراین هر بار برداشت و اجراهای متفاوتی از یک قطعه ارائه خواهد شد.
نقدی بر مقاله پیمان سلطانی، «آهنگ شعر معاصر» (III)

نقدی بر مقاله پیمان سلطانی، «آهنگ شعر معاصر» (III)

باید گفت ابتهاج در زمره ی شاعرانی است که پیوند میان اندیشه و تخیل را با مهارتی وصف ناپذیر به وجود آورده و این گونه به شاعری ماندگار تبدیل شده است. سلطانی در ادامه می نویسد: “موسیقی در غزل کلاسیک به استثنای بخشی از غزلیات مولوی غالبا با تکیه بر عنصر درونی شعر که همان ضرباهنگ و انگاره های ریتمیک عروض است پیش می رود اما در شعر ابتهاج بر عنصری بیرونی و تقارن کلمات و آهنگ حروف و تعدد حروف مشابه است که ساخته می شود” اول باید گفت ضرباهنگ شعر جزء موسیقی بیرونی شعر محسوب می شود و نمی دانم تحت چه استدلالی پیمان سلطانی آن را عنصر درون شعر معرفی کرده است. دوم اینکه موسیقی در تمام غزلهای کلاسیک که استثنایی هم ندارند در چهار حوزه ی موسیقی بیرونی، موسیقی درونی، موسیقی کناری و موسیقی معنوی روی داده است.
گفتگو با تیبو (VI)

گفتگو با تیبو (VI)

یکی از عالی ترین و زیباترین خاطره های من در زمینه موسیقی به جلسه کوارتت و کوئینتت زهی (با پیانو) در خانه ام در پاریس بر می گردد. در این جلسه ما ۴ اثر از دوست داشتنی ترین آثار موسیقی مجلسی را به ترتیب زیر اجرا کردیم: کوارتت هفتم بتهوون (ایزایی ویولون یک، من ویولون دو، کرایسلر ویولا که خیلی هم خوب می نواخت و کاسالز ویولون سل)؛ کوراتت شومان (کرایسلر ویولون یک، ایزایی ویولون دو، من ویولا و کاسالز ویولون سل) و کوارتت سل ماژور موتسارت (من ویولون یک، کرایسلر ویولون دو، ایزایی ویولا و کاسالز ویولون سل). سپس ما به پونیو (Pugno) تلفن زدیم و او هم به ما پیوست.
تحلیلی بر «چنگ رودکی» (V)

تحلیلی بر «چنگ رودکی» (V)

این آرامش، به دلیل به کارگیری برخی عناصر مشابه با ملودی مصرع اوّل بیت قبل، احساسی از «بازگشت» (و آرامشی حاصل از این بازگشت) را نیز با خود در بردارد که در هماهنگی با مضمون معنایی بیت (سرو سوی بوستان آید همی) است. تعلیق و تنش ملودی مصرع قبل نیز دارای رابطه ای مشابه با مضمون آن مصرع (میر سرو است و بخارا بوستان) است.