آنتونیو استرادیواری

آنتونیو استرادیواری
آنتونیو استرادیواری
آنتونیو استرادیواری لوتیه‌ای بود از اهالی ایتالیا. لوتیه واژه‌ای است مشتق از نام ساز لوت و به سازنده سازهای زهی گفته می‌شود. استرادیواری تقریبا همه نوع ساز زهی می‌ساخت و از او تعدادی ویولن، ویولا، ویولنسل، گیتار و حتی یک هارپ به یادگار مانده که همه از نفیس‌ترینهای نوع خود به شمارند. بی‌دلیل نیست که او را باارزش‌ترین سازساز دانسته‌اند.

توجه باید داشت، این آنتونیو استرادیواری را گاهی با تلفظ لاتینی شده‌اش استرادیواریوس می‌گویند. گاهی هم نام خلاصه شده استراد بر سازهای او می‌نهند. پس استرادیواری و استرادیواریوس یک نفر است و استراد نام سازهای اوست.

زایچه نامه‌ای از او در دست نیست، ولی باور بر این است که آنتونیو استرادیواری در سال ۱۶۴۴ در کرمونا متولد شد، شهری کوچک در ایتالیا. پدرش آلساندرو استرادیواری بود و مادرش آنا مورونی. محتمل است که آنتونیو در فاصله سالهای ۱۶۵۸ تا ۱۶۶۴ شاگردی نیکولو آماتی کرده باشد در کارگاهش، ولی شواهدی هم برخلاف این قصه در دست است.

آنتونیو در ژوئیه ۱۶۶۷ با فرانچسکا که بیوه‌ای جوان بود ازدواج کرد، شش فرزند حاصلش. سی ویک سال بعد که فرانچسکا فوت کرد، دیگر بار آنتونیا زامبلی را به زوجی گرفت، پنج فرزند هم از این وصلت نصیبش شد.

شهرت استرادیواری از حوالی ۱۶۸۰ فراگیر شد، و به تدریج از کپی برداری از مدلهای آماتی به شکلها و متدهای اختصاصی خودش مایل شد. قوسهای بدنه را به کلی تغییر داد، ضخامت چوب را در قسمتهای مختلف دگرگون کرد، و حتی رنگ لاک الکلی که به کار می‌برد عوض کرد(۱). برچسبهای سازهایش همه به لاتینی نوشته شده‌اند، به معنی ساخته شده بر دست آنتونیوس استرادیواریوس به سال فلان.

توافق نظر بر آن است که بهترین استرادها در فاصله ۱۶۹۸ تا ۱۷۲۵ ساخته شده‌اند و اوج مهارت استرادیواری را در سازهای حوالی ۱۷۱۵ می‌دانند. سازهای ۱۷۲۵ تا ۱۷۳۰ قابل قیاس با سازهای دوره قبل نیستند، برچسبهای آنها هم تفاوت دارد، لذاست که تصور می‌شود بیشتر آنها را دو پسرش اوموبونو و فرانچسکو ساخته‌اند. سازهای ساخته شده بر دست خود آنتونیو بالغ بر ۱۱۰۱ تخمین زده شده، حدود ۶۵۰ تای آنها باقی مانده به یادگار.

آنتونیو استرادیواری در دسامبر ۱۷۳۷ در زادگاهش کرمونا وفات یافت و همان جا در کلیسای کاتولیکی سن دومینیکو مدفون است، هر چند که این کلیسا در سال ۱۸۶۸ تخریب شد و جای دقیق آرامگاه معلوم نیست.

سازهای استرادیواری ساخته را بهترینهای جهان در رده سازهای زهی آرشه‌ای می‌دانند. فقط تعدادی از سازهای ساخت گوارنری دل جزو به استرادها نزدیک شده‌اند. بعضی نوازندگان، به ندرت، گوارنری را به استراد ترجیح داده‌اند. رکورد فروش سازهای استرادیواری که همانا رکورد فروش همه سازها هم هست، در اختیار ویولن استراد ۱۷۰۷ به نام همر است (به فتح ها بخوانید) که در حراج شانزدهم مه ۲۰۰۶ کریستی به مبلغ سه و نیم میلیون دلار امریکا فروخته شد.

توضیح:
۱- یکی دو سال پیش مقاله‌ای دیدم در مجله‌ای، ادعا داشت تازه کشف شده، یکی از علتهای صدای بی‌نظیر سازهای استراد داروی ضد موریانه‌ای است که استرادیواری در مخلوط لاک الکل استفاده می‌کرده است. اگر پیدا کنم این مقاله را، خالی از لطف نخواهد بود ترجمه و انتشارش.

17 دیدگاه

  • مطلبی
    ارسال شده در دی ۲۴, ۱۳۸۷ در ۱۲:۵۰ ق.ظ

    با تشکر از شما، فکر می کنم اگر نمونه ی برچسب های بکار رفته روی سازها به عکس های این مقاله اضافه بشه، مفید باشه ودیگر بیان آنکه چرا نام لوتیه که واژه‌ای است مشتق از نام ساز لوت، به سازنده سازهای زهی گفته می‌شود؟ در ضمن هر چند که جای هیچ شک در میزان نبوغ و کیفیت سازهای استراد نیست اما نباید چنین پنداشت که بعضی نوازندگان و به ندرت، گوارنری را به استراد ترجیح داده‌اند زیرا نیم نگاهی به سازهای نوازندگان شاخص سده گذشته و کیفیت صدا و ساخت و هم چنین قیمت فروش سازهای گوارنری نشان از جایگاه این سازنده دارد.نکته ی دیگر در باب قیمت استراداست، که گران ترین آنرا “همر” ذکر کرده اید، با مراجعه به آدرس:http://www.stradivariinvest.com/index.html می توان از قیمت بعضی از سازهای معتبر استراد و گوارنری با خبر شد، که ظاهرا خلاف آن موضوع در آنجا آمده است.

  • ارسال شده در دی ۲۴, ۱۳۸۷ در ۶:۲۱ ق.ظ

    زنده باد به شما خواننده دقیق، مطلبی ارجمند، خانم یا آقا. اول، از شما و همه خوانندگان عذرخواهی کنم، ذکر مرجع را فراموش کردم… شاید درست بگویید، چون مطلب را از ویکیپدیا برداشته‌ام که می‌دانم چندان معتبر و دقیق نیست. ولی در صحت سایتی که معرفی کرده‌اید هم درنگی باید، وبسایتی آکادمیک یا دولتی نیست که بی‌تردید معتبر باشد. در معرفی سایت (درباره ما) تجاری به نظر می‌رسد. علی ای حال، قیمت نجومی این سازها را می‌خواستم نشان دهم که همان سه ونیم میلیون کافی است، پنج شش میلیون طلب من! از خوانندگان تقاضا دارم این وبسایت مطلبی گرامی را ببینند به هر حال. در این فهرست رکورد فروش ساز شش میلیون آمده است. سایت دیگری (فوربس) دیدم که رکورد را دو میلیون نوشته، باز هم از آن استراد، ولی لیدی تنانت، وبسایت گران‌ترینها هم همین را تایید کرده، ولی تاریخ فروش را ۲۰۰۵ آورده، قبل از فروش همر. اما در مورد واژه لوتیه، پیدا کردم در دیکسیونرهای معتبر که کلمه‌ای فرانسوی است و ریشه در قرن نوزدهم دارد، ولی چرایش را نفهمیدم. چه خوب است خواننده‌ای که محرر را هل دهد به یاد گرفتن دو کلمه بیشتر. باز هم ممنونم، صمیمانه.
    http://www.stradivariinvest.com/index.html
    http://most-expensive.net/violin-world
    http://www.forbes.com/2006/04/10/expensive-musical-instruments_cx_mr_0411musicinst.html

  • پروانه
    ارسال شده در دی ۲۴, ۱۳۸۷ در ۷:۳۶ ق.ظ

    سلام!
    چرا از آقای پیر بازاری کم مقاله می گذارید ؟ به ندرت دیدم مقالات ایشان را بگذارید ؟

  • ارسال شده در دی ۲۴, ۱۳۸۷ در ۷:۴۷ ق.ظ

    از این بابت خیالتان راحت باشد ایشان به به ندرت به ما مطلب میدهند ما هم به سرعت میگذاریم!

  • پارسا
    ارسال شده در دی ۲۴, ۱۳۸۷ در ۹:۵۰ ق.ظ

    چگونه استرادیواری معرفی می کنین اما حتی یک نمونه تصویری از میان سازهایش، یا یک نمونه صدا و یا لیبل ساز … رو در این نوشته نمی آرین؟

  • عرفان
    ارسال شده در دی ۲۴, ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۷ ب.ظ

    جناب فاریا تشکر صمیمانه ما را هم بپذیرید.از قلم شما خیلی لذت می برم.چه در اینجا چه در “دنیایی بهتر”.

  • ارسال شده در دی ۲۹, ۱۳۸۷ در ۸:۳۳ ق.ظ

    پارسای گرامی، چندین تصویر از استرادها و برچسبهای استرادیواری در کتابخانه‌ها پیدا کردم، برای شما در وبلاگم گذاشتم. فقط مایلم در برابر، (باور کنید برای این کار خیلی وقت صرف کردم) تقاضا کنم، دفعه بعد قدری به لحن کامنت توجه فرمایید، با حفظ معنی. به جای آن چه فرموده‌اید می‌شد گفت “بهتر بود تصویری از سازهای استراد و نمونه صدا یا لیبل آنها هم در متن گنجانده می‌شد.” قشنگ‌تر نشد؟ بیایید دنیای بهتری بسازیم، کسی را وظیفه بگیر خود فرض نکنیم.
    http://farya.blogspot.com/2009/01/blog-post_8656.html

  • پارسا
    ارسال شده در دی ۳۰, ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۳ ق.ظ

    ۱-زمانی که هدف از یک نوشته معرفی، اطلاع رسانی یا امثالهم درباره فردی یا چیزی هست، آن نوشته باید با قراین مربوطه همراه شده تا زمینه فهم کامل خواننده از مطلب برآورده شودو گرنه شاید معرفی نکردن موضوعی از ناقص مطرح کردنش مفید تر باشه. اینکه شما فردی با جایگاه استرادیواری رو بدون آوردن تصاویر سازهای دست سازش یا لیبل هاش یا ابزارهای ساخت سازش که در موزه ها موجودند یا نمونه صوتی از سازهاش یا برخی از الگوهای ابعادی سازهاش معرفی می کنین می تونه ناشی از عواملی مثل بی دقتی، یا بی حوصلگی در ارائه دقیق مطلب یا کم اطلاعی در موضوع باشه و در هر حال ارائه صحیح مطلب، خدشه دار میشه.۲- هر چند به قول شما، کسی وظیفه بگیر دیگری نیست اما در این مورد خاص( آموزش عمومی افراد، یا بالا بردن سطح عمومی سواد توسط “”رسانه””)، شما رسالت بالاتری از روابط عادی اجتماعی ما بین افراد، نسبت به دیگران دارید و اگر ظرفیت آموزش یا ارائه صحیح مطلبی در نویسنده وجود نداشته باشد، نباید در آن مورد دست به قلم برد و یا نسبت به اعتراض مخاطب جبهه گیری کرده و یا بدتر از آن، به مخاطب با لحنی این چنین روش حرف زدن رو یاد دهد( و در حالی که اشکال از جانب نویسنده بوده). ۳-البته شما زحمت کشیدین که تصاویری رو بعد از چند روز در وبلاگ شخصی خوتون قرار دادین ولی برای من خواننده چندین ساله این سایت، این هم یک بدعت جدید و عجیبی است که چرا و چگونه مقاله ای در این سایت قرار می دین و عکس هاش رو در سایت دیگری میگزارین و واقعا جای تعجب داره آیا این سایت توانایی اصلاح مقاله رو نداره یا…؟و آیا خواننده باید سرگردان در سایت ها به دنبال تکمیل نوشته شما باشد؟۴-موضوع دیگر روش ارائه عکس های پر زحمت ای است که وبلاگتان قرار داده اید و آن کیفیت بسیار پایین و غیر قابل استفاده فنی این عکس هاست که مضاف بر آن نام حک شده وبلاگتان بر آثار هنری استراد شدیدا بر زیبایی بصری این تصاویر لطمه زده است.در واقع هدف از گذاشتن این تصاویر با این ابعاد و کیفیت چه بوده؟ اینکه به مخاطب بگوییم ویولن چه شکلی است؟ یا مثلا ویولن های استراد قرمز رنگ است؟! و خواننده بعد از دیدن این تصاویر نازل الاحوال چه چیزی بر سطح معلومات و گستره دانشش اضافه می گردد؟ پیشتر در مقاله ای در همین سایت شاهد ارائه زیباترین تصاویر با بالاترین کیفیت و بدون منت (نام بردن سایت) بوده ام، ای کاش این رفتار سرمشقی باشد برای کسانی که به دنبال ساختن دنیای بهتری هستند!۵- اصولا داشتن تخصص در موضوع، حلقه مفقوده تمامی کارهای ماست، شاید اگر به این مسئله بیشتر اهمیت داده شود دیگر شاهد چنین مشکلاتی نباشیم و السلام.

  • پارسا
    ارسال شده در بهمن ۱, ۱۳۸۷ در ۱۰:۳۶ ب.ظ

    نظر به اینکه مترجم مقاله فوق، به جای ارائه پاسخ های فنی به موارد مطروحه اینجانب در کامنت های اول و دوم اقدام به توهین در “وبلاگ شخصی” خود نسبت به بنده نموده و از کلماتی نظیر: کامنتهای بی‌معنی ولی رنج دهنده، مرض اشکال کردن،گریبان گیری، کامنت یخی،کامنت نویس بی تعمق، حرکت خارج از حوزه دید و بینش خواننده و طفلک، در پاسخ به من استفاده نموده، مطالبی را بیان می کنم:۱-” رفتار خارج از عرف”: آنچه که تا امروز در این سایت وزین دیده ام، بکار بردن ادبیات مودبانه نویسندگان و مترجمان و مسولین سایت در ارتباط به خوانندگان بوده است که نشان از کاردانی و سطح بالای شعور کاری آنان دارد زیرا یکی از اساسی ترین پارامترهای اعتبار یک نشریه تعداد مخاطبان و خوانندگان آن است و به واقع، خوانندگان مهمانان و ولی نعمت سایت و مسئولانش هستند نه مسئولین ولی نعمت خوانندگان و اتخاذ چنین رویکردی و احترام به مراجعین باعث بروز موفقیت برای نشریات است طبیعی است روش پاسخوگی مترجم حکایت از عدم دخول او بر این امر است. از طرف دیگر بنده نیز در هیچیک از دو کامنت توهین و فحاشی نسبت به مترجم مقاله نداشته ام، بکار بردن چنین الفاظی که دقیقا نشانه “ادبیات ذاتی” مترجم است ۲-“عدم نقد پذیری”: تا زمانی که اندیشه در بوته تفکر شخصی است نشانی از نقد دیگران ظاهر نمی گردد. اما اگر فردی خود را در جایگاه بیان نظرات شخصی یا دیدگاههای مورد تاییدش قرار داد، آنگاه نقد آغاز می شود و اصولا اگر کسی از نقد افکارش دچار تشویش می شود بهتر است نظراتش را بیان نکند.تشویش که با توهین به دیگران به اوج خود می رسد نشان از ضعف و کم اطلاعی سخنور می دهد، اما همین نقد برای افراد با هوش چون چراغی است که در ذهنشان روشن شده و به افکارشان اعتلا می بخشد.۳-“فرار از جمع”: اینکه به جای پاسخگویی به نظرات خواننده در همین مقاله، مترجم پاسخش را در گوشه ای ( وبلاگ شخصی) خود و در جمع کوچک خود بیان کرده حاکی از آن است که او خود بهتر از همه می داند که اینگونه پاسخگویی و اینچنین ادبیاتی در جایی چون این سایت با تعداد بالای بینندگان، به ‍‍ژست هنری اش لطمه شدیدی می زند.
    اما اصل مطلب: ۴-در پاسخ به کامنت من گفته اید: این باید را که گفته؟ تا چه حد باید وارد جزئیات شد؟. باید را کسی نگفته، اما اینکه شما تا کنون متوجه نشده اید جای تعجب دارد. نگاهی به سطح علمی مقالات ارائه شده نویسندگان این سایت مثل آقایان مهاجری، ضیایی، نوربخش، پورقناد، جواهری و… نشان از چارچوب علمی و سطح بالایی دارد که حدود سطح بندی مقالات سایت رو تعیین می کند. و همینطور سطح دانش و درک خوانندگان از مطالبی را که از آن لذت می برند و همینطور حدی از جزئیاتی که باید در آن وارد شد. ۵- تعجب می کنم که شما در سال ۲۰۰۹ چگونه هنوز فکر می کنید برای تهیه عکس چیزی لازم است تا از کانادا به موزه های اروپا بروید؟؟! مگر تا به حال از سایت های سرچ انجینی مثل گوگل استفاده نکرده اید!!؟ و لابد فکر می کنید من چنین انتظاری از شما دارم که این مطلب را نوشته اید؟ حتما مزاح فرموده اید قربان.۶- بنده خود دانشجوی سازگری هستم و داکیومنت سازهای معتبر و غیره را دارم و نیازی هم ندارم که شما اینگونه بر سرم منت گذاشته اید. اگر به کامنت اول هم دقت کنید متوجه خواهید شد. هدف من از ابتدا ارائه مقاله بصورتی موزون و کم نقص در سایت بود تا سایر خواننگان و علاقه مندان مراجعه کننده به این نوشته از آن لذت برند و بر اطلاعاتشان بیفزایند، اما از آنجا که شما از نقد بشدت مشوش می شوید، از همان ابتدا درک نکردید موضوع را. ۷-در پایان لزوم یادگیری بهرمندی از امکانت مولتی مدیای اینترنت رو یادآوری می کنم. اینکه شما برای بهتر عرضه کردن این مطلب در سایت می تونید از امکانات پخش صدای ساز، تصاویر رنگی و… استفاده کنید و تصورتان را از نشریه الکترونیکی نسبت به نشریه کاغذی دگرگون فرمایید، هر چند که شاید هنوز رویای نشریه کاغذی را در سر می پرورانید و درک کاملی از اهمیت موضوع ندارید و السلام.

  • ارسال شده در اردیبهشت ۱۶, ۱۳۸۸ در ۲:۰۸ ب.ظ

    mamnoon

  • ارسال شده در مهر ۲۶, ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۵ ب.ظ

    عالی بود بسیار متشکرم

  • hasaan
    ارسال شده در تیر ۲۱, ۱۳۸۹ در ۷:۱۴ ب.ظ

    واقعا جای تاسف است که ما مردم حتی یک مقاله نمیتوانیم بخوانیم بدون اینکه خودمان را مطرح کنیم. خودپسندی همه ما را غرق کرده.

  • پارسا
    ارسال شده در تیر ۲۱, ۱۳۸۹ در ۸:۲۲ ب.ظ

    حاج حسن آقا، اگر منظور شما بنده بوده است می تونین به اولین کامنت من، شماره ۵ مراجعه کرده و متوجه موضوع مورد اشاره بنده شوید و سپس به روند گفتگوی بین من و جناب فاریا توجه کنید تا ببینید چه نوع برخوردی از طرف ایشان باعث شد تا کار از یک نظر ارتقا دهنده به این درجه از مجادله برسد و سپس خودتون رو در اینجا مطرح کنید!

  • کامل آغاز
    ارسال شده در آبان ۱۴, ۱۳۹۲ در ۱۰:۴۳ ب.ظ

    سلام قیمت ساز استراد الان چند است

  • خشایار
    ارسال شده در آذر ۷, ۱۳۹۲ در ۹:۲۸ ب.ظ

    باسلام وتشکرازشمامیخواستم بگویم درسایتی خواندم که علت متفاوت بودن صدای استراداستفاده ازگیاهان منطقه ای است که درآنجارشدکرده اند .بعلت سردبودن منطقه درتمام فصول سال رشدگیاه ودرنتیجه تراکم سلولی درتمام فصول یکسان بوده است.تاچه باشدنظرخوانندگان.

  • مسرحسین
    ارسال شده در دی ۲۷, ۱۳۹۴ در ۷:۲۱ ب.ظ

    سلام بر همگی سروران.میخواستم بدونم چطور ممکنه به اصالت ویولون ساخت آنتونیو پی برد…ویولونی دیدم که داخلش روی برگی از کاغذ که زرد شده اسم ایشون و سال ساخت نوشته شده …چطور میشه سن این ساز معلوم بشه

  • ارسال شده در دی ۲۷, ۱۳۹۴ در ۱۰:۲۳ ب.ظ

    دوست گرامی شناسایی یک ویولون با دقت بالا فقط در آزمایشگاه هایی که در کشور های پیشرفته اروپایی و آمریکا وجود دارد امکان پذیر است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر «کنسرت کوارتت کلنکه» سی و سومین جشنواره‌ی موسیقی فجر

از همان هنگام که لا-ر، دو نت کشیده‌ی سوژه‌ی اصلی مجموعه‌ی «هنر فوگ» باخ را ویلن نواخت مشخص بود که قرار است «کوارتت کلنکه» چه ردای متفاوتی (نسبت به اجرای مشهورتر کوارتت‌های اِمِرسون، جولیارد و کِلِر) بر تن این فوگ‌های به‌غایت هنرمندانه‌ی در معما رهاشده بپوشاند، و از آن بیشتر تا چه اندازه قرار است موسیقی با همان سوژه‌ی گشاینده همچون نوشدارو به یک کرشمه دیگر اجراهای جشنواره را (چهار اجرا که پیش از آن دیده بودم) از خاطر بزداید و به رویدادی در دل فرهنگسرای نیاوران تبدیل شود.

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (X)

فرض کنید از این ۴۰۹۶ مجموعه در طی تقریبا چهارصد سال گذشته هر سال تنها از ۲۰ مجموعه مختلف استفاده شده است. این می‌شود ۸۰۰۰ مجموعه (۴۰۰*۲۰)؛ یعنی ۴۰۰۰ تا بالاتر از گنجایش سیستم. حال به‌طور فرضی سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هر سال ۱۵ مجموعه مختلف استفاده شده. این می‌شود ۶۰۰۰ مجموعه یعنی ۲۰۰۰ مجموعه بالا تر از گنجایش سیستم. باز سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هرسال از ۱۴ مجموعه مختلف استفاده شده. این می شود ۵۶۰۰ مجموعه.

از روزهای گذشته…

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (I)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (I)

از آنجا که نمی توان آرای آدرنو پیرامون موسیقی عامه پسند را بدون در نظر گرفتن نوشته های او و هورکهایمر زیر عنوان “صنعت فرهنگ سازی: روشنگری به مثابه فریب توده ای” در کتاب ” دیالکتیک روشنگری “، به دقت مورد بررسی قرار داد، سعی شده است تا متن اصلی مقاله (مقاله ی:درباره ی موسیقی عامه پسند) با نوشته هایی از کتاب “دیالکتیک روشنگری” همراه شود تا نظرات آدرنو روشن تر شود.
نگاهی به نقش ارکستر سمفونیک تهران در جشنواره بیست و دوم فجر (I)

نگاهی به نقش ارکستر سمفونیک تهران در جشنواره بیست و دوم فجر (I)

بیست و دومین جشنواره موسیقی فجر هم به پایان رسید و با اتمام این جشنواره اهالی و علاقمندان موسیقی مطمئن شدند که برگزار کنندگان این جشنواره ها کوچکترین درسی از ۲۲ سال برگزاری این مراسم نگرفته اند.
مرور آلبوم «باغ بی برگی»

مرور آلبوم «باغ بی برگی»

زبان اصالت برای مدرنیست‌ها یا آهنگسازان «موسیقی معاصر» ما معادل منطق زبانی است. عمدتاً گنجینه‌ی از پیش موجود دستگاهی را می‌کاوند تا بخشی از منطقش را در بستری آشنازدایی‌شده به‌کارگیرند و موسیقی به‌راستی پیشرو بیافرینند. برای بعضی (که بیشتر در خارج از ایران کار و زندگی می‌کنند) همین برداشت ماده‌ی اولیه کافی است. ماده‌ای که برداشته‌اند یا منطقی که ترکیب کرده‌اند به‌قدر کافی ناآشنا هست که «مدرن» بنماید. اما برخی دیگر از این پله فراتر می‌روند. درک و جذب منطق زبانی و توان تکلم با آن ولو با کلماتی که از آنِ همان زبان نیست، هدفشان می‌شود (گرچه گاه ناخودآگاه). آنها در پی چیرگی نوآورانه بر منطق کهن و تصعید آن به جهانی نو هستند.
دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (III)

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (III)

من همچنین به توضیح او در مورد ریتم پایبندم که می گفت: “ریتم یعنی یک الگوی زمانی آراسته و مرتبط” و اضافه می کنم که چنین الگوهایی معمولا در ارتباط با متر درک می شوند همچنان که لاندن در مشاهده ی خود می گوید که ” متر از نظر بیشتر تئورسین های موسیقی و روان شناسان در حوزه ی الگوی طول مدت (به طور دقیق تر، فواصل بین وقایع موسیقیایی یا IOI) و تاکید دینامیک با ریتم تفاوت دارد.
باکت هد

باکت هد

موسیقی این گیتاریست همانقدر شگفت و تازه است که کاراکتر وی… در این نوشته بیشتر سعی بر این است که به جای بیوگرافی و شرح احوال به خصوصیات مهم و جالب توجه موسیقی این گیتاریست معروف پرداخته شود لذا فقط مختصری جهت آشنایی نوشته می شود. باکت هد (Buckethead) در سال ۱۹۶۹ در امریکا متولد شد و در ۱۷ سالگی شروع به نواختن گیتار نمود و در ابتدا به صورت خود آموز و بعدا با استفاده از نوازندگانی چون شاون لین و پل گیلبرت به یادگیری ادامه داد و تقریبا همزمان با شروع کار هنری از یک ماسک بر روی صورت و پاکت های زباله ی معروف کنتاکی به جای کلاه بر سر استفاده میکند و این ظاهر به علاوه ی حرکات روبوتیک، رقص های ترنس و بریک و بعضا اجرای نمایش های رزمی بر روی استیج از وی شخصیتی کاریزماتیک ساخته است.
نقدی بر مصاحبه رابعه زند درباره ساز ارجان

نقدی بر مصاحبه رابعه زند درباره ساز ارجان

مدتی پیش رابعه زند در فضای مجازی اعلام نمود که قرار است در سمینار جهانی تدکس (۳۰ فروردین ۹۷) درباره ساز بازسازی شده ارجان سخنرانی نمایند و ظاهرا «لیر ارجان» کماکان موضوع بحث او و وسیله ای برای مانورهای تبلیغاتی اش می باشد.
خواهران خلاق کره ای

خواهران خلاق کره ای

خلاق و خلاقیت واژگانی جذاب برای همه ما هستند اما آیا تلفیق فرمهای مختلف هنری همچون موسیقی کلاسیک با موسیقی دی جی و یا الهام گرفتن از علم اکولوژی برای خلق یک تریو را میتوان خلاقیت نامید؟ پاسخ این سوال و اینکه هنرمندان و نوازندگان تا چه حد مجاز به قالب شکنی هستند خود مقاله ای جدا میطلبد.
نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی <br>متنشر شده در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت پنجم

نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی
متنشر شده در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت پنجم

نکته‌ی دیگری که در این چند کتاب به وضوح دیده می‌شود این است که به غیر از [۱] و [۹] که کاملا بر اساس یک نظم تاریخی مشخص و هویدا مباحث هارمونی را چیده‌اند و خواننده را علاوه بر آشنایی با فنون و دستورات با روند تحول و تکامل آن‌ها آشنا می‌سازد، دیگر کتاب‌ها کم و بیش پیچیده‌تر شدن آکوردها و حل‌ها را مبنای چیدمان مباحث قرار داده‌اند. طبیعی است که در این بین گاهی روند پیچیده‌تر شدن با روند تحول تاریخی هم جهت است و گاه خیر. همچنین به غیر از [۱] و [۹] در کمتر کتابی اشاره‌ای واضح به نحوه‌ی استفاده‌ی یک دستور یا روش در دوره‌ یا آثار یک آهنگساز خاص شده.
بوشو ای شو …

بوشو ای شو …

تیتراژ سریال ” کوچک جنگلی” تنظیمی بود از یکی از لالایی های گیلانی که توسط سید محمد میرزمانی به شکل زیبایی با ارکستر و با آواز نمناک ناصر مسعوی همراه شده بود. استفاده بجا از فلوت، ارکستر زهی، تیمپانی و کر که در تنظیم این قطعه بکار رفته بود، نشان ازجو قوی و بیان محکم میرزمانی می داد.
سان را و فلسفه کیهانی (IX)

سان را و فلسفه کیهانی (IX)

آرکسترا در اواسط دهه هفتاد، بعد از ظهر روزهای شنبه در پارک جرمن تاون در نزدیکی خانه فیلادلفیایشان به اجرای کنسرت های رایگان می پرداخت. گاهی در اجراهای اواسط دهه ۷۰ آرکسترا در کلوپ های شبانه فیلادلفیا، کسی پشت محل اجرا می ایستاد و دسته دسته ال پی های بدون مارک در جعبه های سفید را از ضبط اجراهای زنده گروه می فروخت (که یکی از آن ها ضبط اجرای هالوین بود که برای فروش آن مرد فروشنده لباس یک آدم فضایی طلایی رنگ را پوشیده بود و ال پی هم تنظیم کاوری بود از “Somewhere Over the Rainbow”.)