آنتونیو استرادیواری

آنتونیو استرادیواری
آنتونیو استرادیواری
آنتونیو استرادیواری لوتیه‌ای بود از اهالی ایتالیا. لوتیه واژه‌ای است مشتق از نام ساز لوت و به سازنده سازهای زهی گفته می‌شود. استرادیواری تقریبا همه نوع ساز زهی می‌ساخت و از او تعدادی ویولن، ویولا، ویولنسل، گیتار و حتی یک هارپ به یادگار مانده که همه از نفیس‌ترینهای نوع خود به شمارند. بی‌دلیل نیست که او را باارزش‌ترین سازساز دانسته‌اند.

توجه باید داشت، این آنتونیو استرادیواری را گاهی با تلفظ لاتینی شده‌اش استرادیواریوس می‌گویند. گاهی هم نام خلاصه شده استراد بر سازهای او می‌نهند. پس استرادیواری و استرادیواریوس یک نفر است و استراد نام سازهای اوست.

زایچه نامه‌ای از او در دست نیست، ولی باور بر این است که آنتونیو استرادیواری در سال ۱۶۴۴ در کرمونا متولد شد، شهری کوچک در ایتالیا. پدرش آلساندرو استرادیواری بود و مادرش آنا مورونی. محتمل است که آنتونیو در فاصله سالهای ۱۶۵۸ تا ۱۶۶۴ شاگردی نیکولو آماتی کرده باشد در کارگاهش، ولی شواهدی هم برخلاف این قصه در دست است.

آنتونیو در ژوئیه ۱۶۶۷ با فرانچسکا که بیوه‌ای جوان بود ازدواج کرد، شش فرزند حاصلش. سی ویک سال بعد که فرانچسکا فوت کرد، دیگر بار آنتونیا زامبلی را به زوجی گرفت، پنج فرزند هم از این وصلت نصیبش شد.

شهرت استرادیواری از حوالی ۱۶۸۰ فراگیر شد، و به تدریج از کپی برداری از مدلهای آماتی به شکلها و متدهای اختصاصی خودش مایل شد. قوسهای بدنه را به کلی تغییر داد، ضخامت چوب را در قسمتهای مختلف دگرگون کرد، و حتی رنگ لاک الکلی که به کار می‌برد عوض کرد(۱). برچسبهای سازهایش همه به لاتینی نوشته شده‌اند، به معنی ساخته شده بر دست آنتونیوس استرادیواریوس به سال فلان.

توافق نظر بر آن است که بهترین استرادها در فاصله ۱۶۹۸ تا ۱۷۲۵ ساخته شده‌اند و اوج مهارت استرادیواری را در سازهای حوالی ۱۷۱۵ می‌دانند. سازهای ۱۷۲۵ تا ۱۷۳۰ قابل قیاس با سازهای دوره قبل نیستند، برچسبهای آنها هم تفاوت دارد، لذاست که تصور می‌شود بیشتر آنها را دو پسرش اوموبونو و فرانچسکو ساخته‌اند. سازهای ساخته شده بر دست خود آنتونیو بالغ بر ۱۱۰۱ تخمین زده شده، حدود ۶۵۰ تای آنها باقی مانده به یادگار.

آنتونیو استرادیواری در دسامبر ۱۷۳۷ در زادگاهش کرمونا وفات یافت و همان جا در کلیسای کاتولیکی سن دومینیکو مدفون است، هر چند که این کلیسا در سال ۱۸۶۸ تخریب شد و جای دقیق آرامگاه معلوم نیست.

سازهای استرادیواری ساخته را بهترینهای جهان در رده سازهای زهی آرشه‌ای می‌دانند. فقط تعدادی از سازهای ساخت گوارنری دل جزو به استرادها نزدیک شده‌اند. بعضی نوازندگان، به ندرت، گوارنری را به استراد ترجیح داده‌اند. رکورد فروش سازهای استرادیواری که همانا رکورد فروش همه سازها هم هست، در اختیار ویولن استراد ۱۷۰۷ به نام همر است (به فتح ها بخوانید) که در حراج شانزدهم مه ۲۰۰۶ کریستی به مبلغ سه و نیم میلیون دلار امریکا فروخته شد.

توضیح:
۱- یکی دو سال پیش مقاله‌ای دیدم در مجله‌ای، ادعا داشت تازه کشف شده، یکی از علتهای صدای بی‌نظیر سازهای استراد داروی ضد موریانه‌ای است که استرادیواری در مخلوط لاک الکل استفاده می‌کرده است. اگر پیدا کنم این مقاله را، خالی از لطف نخواهد بود ترجمه و انتشارش.

17 دیدگاه

  • مطلبی
    ارسال شده در دی ۲۴, ۱۳۸۷ در ۱۲:۵۰ ق.ظ

    با تشکر از شما، فکر می کنم اگر نمونه ی برچسب های بکار رفته روی سازها به عکس های این مقاله اضافه بشه، مفید باشه ودیگر بیان آنکه چرا نام لوتیه که واژه‌ای است مشتق از نام ساز لوت، به سازنده سازهای زهی گفته می‌شود؟ در ضمن هر چند که جای هیچ شک در میزان نبوغ و کیفیت سازهای استراد نیست اما نباید چنین پنداشت که بعضی نوازندگان و به ندرت، گوارنری را به استراد ترجیح داده‌اند زیرا نیم نگاهی به سازهای نوازندگان شاخص سده گذشته و کیفیت صدا و ساخت و هم چنین قیمت فروش سازهای گوارنری نشان از جایگاه این سازنده دارد.نکته ی دیگر در باب قیمت استراداست، که گران ترین آنرا “همر” ذکر کرده اید، با مراجعه به آدرس:http://www.stradivariinvest.com/index.html می توان از قیمت بعضی از سازهای معتبر استراد و گوارنری با خبر شد، که ظاهرا خلاف آن موضوع در آنجا آمده است.

  • ارسال شده در دی ۲۴, ۱۳۸۷ در ۶:۲۱ ق.ظ

    زنده باد به شما خواننده دقیق، مطلبی ارجمند، خانم یا آقا. اول، از شما و همه خوانندگان عذرخواهی کنم، ذکر مرجع را فراموش کردم… شاید درست بگویید، چون مطلب را از ویکیپدیا برداشته‌ام که می‌دانم چندان معتبر و دقیق نیست. ولی در صحت سایتی که معرفی کرده‌اید هم درنگی باید، وبسایتی آکادمیک یا دولتی نیست که بی‌تردید معتبر باشد. در معرفی سایت (درباره ما) تجاری به نظر می‌رسد. علی ای حال، قیمت نجومی این سازها را می‌خواستم نشان دهم که همان سه ونیم میلیون کافی است، پنج شش میلیون طلب من! از خوانندگان تقاضا دارم این وبسایت مطلبی گرامی را ببینند به هر حال. در این فهرست رکورد فروش ساز شش میلیون آمده است. سایت دیگری (فوربس) دیدم که رکورد را دو میلیون نوشته، باز هم از آن استراد، ولی لیدی تنانت، وبسایت گران‌ترینها هم همین را تایید کرده، ولی تاریخ فروش را ۲۰۰۵ آورده، قبل از فروش همر. اما در مورد واژه لوتیه، پیدا کردم در دیکسیونرهای معتبر که کلمه‌ای فرانسوی است و ریشه در قرن نوزدهم دارد، ولی چرایش را نفهمیدم. چه خوب است خواننده‌ای که محرر را هل دهد به یاد گرفتن دو کلمه بیشتر. باز هم ممنونم، صمیمانه.
    http://www.stradivariinvest.com/index.html
    http://most-expensive.net/violin-world
    http://www.forbes.com/2006/04/10/expensive-musical-instruments_cx_mr_0411musicinst.html

  • پروانه
    ارسال شده در دی ۲۴, ۱۳۸۷ در ۷:۳۶ ق.ظ

    سلام!
    چرا از آقای پیر بازاری کم مقاله می گذارید ؟ به ندرت دیدم مقالات ایشان را بگذارید ؟

  • ارسال شده در دی ۲۴, ۱۳۸۷ در ۷:۴۷ ق.ظ

    از این بابت خیالتان راحت باشد ایشان به به ندرت به ما مطلب میدهند ما هم به سرعت میگذاریم!

  • پارسا
    ارسال شده در دی ۲۴, ۱۳۸۷ در ۹:۵۰ ق.ظ

    چگونه استرادیواری معرفی می کنین اما حتی یک نمونه تصویری از میان سازهایش، یا یک نمونه صدا و یا لیبل ساز … رو در این نوشته نمی آرین؟

  • عرفان
    ارسال شده در دی ۲۴, ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۷ ب.ظ

    جناب فاریا تشکر صمیمانه ما را هم بپذیرید.از قلم شما خیلی لذت می برم.چه در اینجا چه در “دنیایی بهتر”.

  • ارسال شده در دی ۲۹, ۱۳۸۷ در ۸:۳۳ ق.ظ

    پارسای گرامی، چندین تصویر از استرادها و برچسبهای استرادیواری در کتابخانه‌ها پیدا کردم، برای شما در وبلاگم گذاشتم. فقط مایلم در برابر، (باور کنید برای این کار خیلی وقت صرف کردم) تقاضا کنم، دفعه بعد قدری به لحن کامنت توجه فرمایید، با حفظ معنی. به جای آن چه فرموده‌اید می‌شد گفت “بهتر بود تصویری از سازهای استراد و نمونه صدا یا لیبل آنها هم در متن گنجانده می‌شد.” قشنگ‌تر نشد؟ بیایید دنیای بهتری بسازیم، کسی را وظیفه بگیر خود فرض نکنیم.
    http://farya.blogspot.com/2009/01/blog-post_8656.html

  • پارسا
    ارسال شده در دی ۳۰, ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۳ ق.ظ

    ۱-زمانی که هدف از یک نوشته معرفی، اطلاع رسانی یا امثالهم درباره فردی یا چیزی هست، آن نوشته باید با قراین مربوطه همراه شده تا زمینه فهم کامل خواننده از مطلب برآورده شودو گرنه شاید معرفی نکردن موضوعی از ناقص مطرح کردنش مفید تر باشه. اینکه شما فردی با جایگاه استرادیواری رو بدون آوردن تصاویر سازهای دست سازش یا لیبل هاش یا ابزارهای ساخت سازش که در موزه ها موجودند یا نمونه صوتی از سازهاش یا برخی از الگوهای ابعادی سازهاش معرفی می کنین می تونه ناشی از عواملی مثل بی دقتی، یا بی حوصلگی در ارائه دقیق مطلب یا کم اطلاعی در موضوع باشه و در هر حال ارائه صحیح مطلب، خدشه دار میشه.۲- هر چند به قول شما، کسی وظیفه بگیر دیگری نیست اما در این مورد خاص( آموزش عمومی افراد، یا بالا بردن سطح عمومی سواد توسط “”رسانه””)، شما رسالت بالاتری از روابط عادی اجتماعی ما بین افراد، نسبت به دیگران دارید و اگر ظرفیت آموزش یا ارائه صحیح مطلبی در نویسنده وجود نداشته باشد، نباید در آن مورد دست به قلم برد و یا نسبت به اعتراض مخاطب جبهه گیری کرده و یا بدتر از آن، به مخاطب با لحنی این چنین روش حرف زدن رو یاد دهد( و در حالی که اشکال از جانب نویسنده بوده). ۳-البته شما زحمت کشیدین که تصاویری رو بعد از چند روز در وبلاگ شخصی خوتون قرار دادین ولی برای من خواننده چندین ساله این سایت، این هم یک بدعت جدید و عجیبی است که چرا و چگونه مقاله ای در این سایت قرار می دین و عکس هاش رو در سایت دیگری میگزارین و واقعا جای تعجب داره آیا این سایت توانایی اصلاح مقاله رو نداره یا…؟و آیا خواننده باید سرگردان در سایت ها به دنبال تکمیل نوشته شما باشد؟۴-موضوع دیگر روش ارائه عکس های پر زحمت ای است که وبلاگتان قرار داده اید و آن کیفیت بسیار پایین و غیر قابل استفاده فنی این عکس هاست که مضاف بر آن نام حک شده وبلاگتان بر آثار هنری استراد شدیدا بر زیبایی بصری این تصاویر لطمه زده است.در واقع هدف از گذاشتن این تصاویر با این ابعاد و کیفیت چه بوده؟ اینکه به مخاطب بگوییم ویولن چه شکلی است؟ یا مثلا ویولن های استراد قرمز رنگ است؟! و خواننده بعد از دیدن این تصاویر نازل الاحوال چه چیزی بر سطح معلومات و گستره دانشش اضافه می گردد؟ پیشتر در مقاله ای در همین سایت شاهد ارائه زیباترین تصاویر با بالاترین کیفیت و بدون منت (نام بردن سایت) بوده ام، ای کاش این رفتار سرمشقی باشد برای کسانی که به دنبال ساختن دنیای بهتری هستند!۵- اصولا داشتن تخصص در موضوع، حلقه مفقوده تمامی کارهای ماست، شاید اگر به این مسئله بیشتر اهمیت داده شود دیگر شاهد چنین مشکلاتی نباشیم و السلام.

  • پارسا
    ارسال شده در بهمن ۱, ۱۳۸۷ در ۱۰:۳۶ ب.ظ

    نظر به اینکه مترجم مقاله فوق، به جای ارائه پاسخ های فنی به موارد مطروحه اینجانب در کامنت های اول و دوم اقدام به توهین در “وبلاگ شخصی” خود نسبت به بنده نموده و از کلماتی نظیر: کامنتهای بی‌معنی ولی رنج دهنده، مرض اشکال کردن،گریبان گیری، کامنت یخی،کامنت نویس بی تعمق، حرکت خارج از حوزه دید و بینش خواننده و طفلک، در پاسخ به من استفاده نموده، مطالبی را بیان می کنم:۱-” رفتار خارج از عرف”: آنچه که تا امروز در این سایت وزین دیده ام، بکار بردن ادبیات مودبانه نویسندگان و مترجمان و مسولین سایت در ارتباط به خوانندگان بوده است که نشان از کاردانی و سطح بالای شعور کاری آنان دارد زیرا یکی از اساسی ترین پارامترهای اعتبار یک نشریه تعداد مخاطبان و خوانندگان آن است و به واقع، خوانندگان مهمانان و ولی نعمت سایت و مسئولانش هستند نه مسئولین ولی نعمت خوانندگان و اتخاذ چنین رویکردی و احترام به مراجعین باعث بروز موفقیت برای نشریات است طبیعی است روش پاسخوگی مترجم حکایت از عدم دخول او بر این امر است. از طرف دیگر بنده نیز در هیچیک از دو کامنت توهین و فحاشی نسبت به مترجم مقاله نداشته ام، بکار بردن چنین الفاظی که دقیقا نشانه “ادبیات ذاتی” مترجم است ۲-“عدم نقد پذیری”: تا زمانی که اندیشه در بوته تفکر شخصی است نشانی از نقد دیگران ظاهر نمی گردد. اما اگر فردی خود را در جایگاه بیان نظرات شخصی یا دیدگاههای مورد تاییدش قرار داد، آنگاه نقد آغاز می شود و اصولا اگر کسی از نقد افکارش دچار تشویش می شود بهتر است نظراتش را بیان نکند.تشویش که با توهین به دیگران به اوج خود می رسد نشان از ضعف و کم اطلاعی سخنور می دهد، اما همین نقد برای افراد با هوش چون چراغی است که در ذهنشان روشن شده و به افکارشان اعتلا می بخشد.۳-“فرار از جمع”: اینکه به جای پاسخگویی به نظرات خواننده در همین مقاله، مترجم پاسخش را در گوشه ای ( وبلاگ شخصی) خود و در جمع کوچک خود بیان کرده حاکی از آن است که او خود بهتر از همه می داند که اینگونه پاسخگویی و اینچنین ادبیاتی در جایی چون این سایت با تعداد بالای بینندگان، به ‍‍ژست هنری اش لطمه شدیدی می زند.
    اما اصل مطلب: ۴-در پاسخ به کامنت من گفته اید: این باید را که گفته؟ تا چه حد باید وارد جزئیات شد؟. باید را کسی نگفته، اما اینکه شما تا کنون متوجه نشده اید جای تعجب دارد. نگاهی به سطح علمی مقالات ارائه شده نویسندگان این سایت مثل آقایان مهاجری، ضیایی، نوربخش، پورقناد، جواهری و… نشان از چارچوب علمی و سطح بالایی دارد که حدود سطح بندی مقالات سایت رو تعیین می کند. و همینطور سطح دانش و درک خوانندگان از مطالبی را که از آن لذت می برند و همینطور حدی از جزئیاتی که باید در آن وارد شد. ۵- تعجب می کنم که شما در سال ۲۰۰۹ چگونه هنوز فکر می کنید برای تهیه عکس چیزی لازم است تا از کانادا به موزه های اروپا بروید؟؟! مگر تا به حال از سایت های سرچ انجینی مثل گوگل استفاده نکرده اید!!؟ و لابد فکر می کنید من چنین انتظاری از شما دارم که این مطلب را نوشته اید؟ حتما مزاح فرموده اید قربان.۶- بنده خود دانشجوی سازگری هستم و داکیومنت سازهای معتبر و غیره را دارم و نیازی هم ندارم که شما اینگونه بر سرم منت گذاشته اید. اگر به کامنت اول هم دقت کنید متوجه خواهید شد. هدف من از ابتدا ارائه مقاله بصورتی موزون و کم نقص در سایت بود تا سایر خواننگان و علاقه مندان مراجعه کننده به این نوشته از آن لذت برند و بر اطلاعاتشان بیفزایند، اما از آنجا که شما از نقد بشدت مشوش می شوید، از همان ابتدا درک نکردید موضوع را. ۷-در پایان لزوم یادگیری بهرمندی از امکانت مولتی مدیای اینترنت رو یادآوری می کنم. اینکه شما برای بهتر عرضه کردن این مطلب در سایت می تونید از امکانات پخش صدای ساز، تصاویر رنگی و… استفاده کنید و تصورتان را از نشریه الکترونیکی نسبت به نشریه کاغذی دگرگون فرمایید، هر چند که شاید هنوز رویای نشریه کاغذی را در سر می پرورانید و درک کاملی از اهمیت موضوع ندارید و السلام.

  • ارسال شده در اردیبهشت ۱۶, ۱۳۸۸ در ۲:۰۸ ب.ظ

    mamnoon

  • ارسال شده در مهر ۲۶, ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۵ ب.ظ

    عالی بود بسیار متشکرم

  • hasaan
    ارسال شده در تیر ۲۱, ۱۳۸۹ در ۷:۱۴ ب.ظ

    واقعا جای تاسف است که ما مردم حتی یک مقاله نمیتوانیم بخوانیم بدون اینکه خودمان را مطرح کنیم. خودپسندی همه ما را غرق کرده.

  • پارسا
    ارسال شده در تیر ۲۱, ۱۳۸۹ در ۸:۲۲ ب.ظ

    حاج حسن آقا، اگر منظور شما بنده بوده است می تونین به اولین کامنت من، شماره ۵ مراجعه کرده و متوجه موضوع مورد اشاره بنده شوید و سپس به روند گفتگوی بین من و جناب فاریا توجه کنید تا ببینید چه نوع برخوردی از طرف ایشان باعث شد تا کار از یک نظر ارتقا دهنده به این درجه از مجادله برسد و سپس خودتون رو در اینجا مطرح کنید!

  • کامل آغاز
    ارسال شده در آبان ۱۴, ۱۳۹۲ در ۱۰:۴۳ ب.ظ

    سلام قیمت ساز استراد الان چند است

  • خشایار
    ارسال شده در آذر ۷, ۱۳۹۲ در ۹:۲۸ ب.ظ

    باسلام وتشکرازشمامیخواستم بگویم درسایتی خواندم که علت متفاوت بودن صدای استراداستفاده ازگیاهان منطقه ای است که درآنجارشدکرده اند .بعلت سردبودن منطقه درتمام فصول سال رشدگیاه ودرنتیجه تراکم سلولی درتمام فصول یکسان بوده است.تاچه باشدنظرخوانندگان.

  • مسرحسین
    ارسال شده در دی ۲۷, ۱۳۹۴ در ۷:۲۱ ب.ظ

    سلام بر همگی سروران.میخواستم بدونم چطور ممکنه به اصالت ویولون ساخت آنتونیو پی برد…ویولونی دیدم که داخلش روی برگی از کاغذ که زرد شده اسم ایشون و سال ساخت نوشته شده …چطور میشه سن این ساز معلوم بشه

  • ارسال شده در دی ۲۷, ۱۳۹۴ در ۱۰:۲۳ ب.ظ

    دوست گرامی شناسایی یک ویولون با دقت بالا فقط در آزمایشگاه هایی که در کشور های پیشرفته اروپایی و آمریکا وجود دارد امکان پذیر است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«توانایی یا دانایی»

از روزگار سرودن مولانا تا امروز این مصرع از دفتر چهارم مثنوی گزین‌گویه‌ای مشهور شده است. آن را همراه ضرب‌المثل دیگر، «کنار گود نشسته می‌گوید لنگش کن»، برای رد نقد به کار می‌برند (گرچه تنها کاربردشان این نیست). با آوردن این مصرع تلویحا از منتقد می‌خواهند تنها به شرطی نقد کند که بتواند کاری بهتر یا همسنگ اثری که نقدش می‌کند، انجام دهد (و اینجا هم مقصود از «نقد» اغلب داوری منفی است). در حقیقت گوینده‌ی این جمله می‌خواهد «مرجعیت» نقد و منتقد را برای خرده‌گرفتن بر این یا آن اثر زیر سوال ببرد.

اجرا و تحلیل سه اثر پیانویی در دانشگاه هنرهای زیبا

روز یکشنبه ساعت ۱۲ روز سی ام اردیبهشت ماه سال جاری دانشکده موسیقی پردیس هنرهای زیبا دانشگاه تهران میزبان آروین صداقت کیش و سینا صدقی از نویسندگان و منتقدین موسیقی اکادمیک در ایران است. در این برنامه کارن سلاجقه، مطهر حسینی و افشین مطلق فرد به ترتیب آثار پیانوییِ شروین عباسی، فرنود حقانی پور و نیما عطرکار روشن را خواهند نواخت. شایان ذکر است این برنامه با محوریت موسیقی معاصر از نگاه تکنیک آهنگسازی و ساختارهای زیبایی شناسانه معاصر به تحلیل آثار فوق خواهند پرداخت.

از روزهای گذشته…

همگون و ناهمگون (VIII)

همگون و ناهمگون (VIII)

نقشها بر روی جدولی با تقسیم‌بندیهای بسیار منظم کشیده شده‌اند. هر جدول دارای خانه‌های کوچک‌تر و هر خانه دارای پنجره‌های کوچک‌تر است. تعداد خانه‌ها بر اساس نوع نقش افزایش وکاهش می‌یابد. هر خانه دارای دو پنجره عمودی و ده پنجره افقی است، که روی هم صد پنجره را تشکیل می‌دهند.
درباره‌ی نقد نماهنگ (XI)

درباره‌ی نقد نماهنگ (XI)

نخستین نامزد «برآوردن» غنا و ژرفای معنایی یک نماهنگ است (مقصود اهمیت یا ارجمندی داستانی که بازگو می‌شود یا به عبارتی سطحی‌ترین معنای برداشت شده از آن نیست). ژرفا و غنایی که از برخورد سه زبان موسیقایی، کلامی و تصویری برمی‌آید. هر چه زیباشناسی پیوند برآورده‌شده‌تر باشد تنیدگی منسجم‌تری در میان آن زبان‌ها برقرار است و در نتیجه ارزش بیشتری هم می‌توان به آن داد. این اندیشه به‌راستی ما را به پرسش از وضوح معنا می‌کشاند. ژرفا و غنایی که می‌گوییم یک سوی روشنشی هم دارد. اما آیا خود این روشنش ارزش ذاتی دارد؟ اگر در سوی جهان موسیقی ایستاده باشیم شاید نه (و البته چنین جایگاهی ممکن است از نو مستلزم نقض رابطه‌ی جزء و کل نماهنگ باشد). اما اگر جز این باشد چنان که دیدیم فرآیند روشنش در دل خود همان ارزش زیباشناختی‌ را حمل می‌کند که ورزیدن هر زبان دیگری. پس مساله می‌شود میزان کشف و عینیت‌بخشیدن به امکانات زبانی فروخفته.
ریچارد اشتراوس (I)

ریچارد اشتراوس (I)

ریچارد جورج اشتروس ( ۱۱ ژوئن ۱۸۶۴- ۸ سپتامبر ۱۹۴۹) آهنگسازی آلمانی از اواخر دوره رمانتیک و اوایل دوره مدرن بود که به ویژه اپراها و موسیقی با کلامش برجسته بود، معروفترین آنها Also sprach Zarathustra ( بخش آغاز فیلم ادیسه فضایی :۲۰۰۱ از استنلی کوبریک). او همچنین به دلیل رهبریش نیز مشهور بود.
پاتینیان: در ایران به اجراکننده متفکر توجه نشده است

پاتینیان: در ایران به اجراکننده متفکر توجه نشده است

نکته ای را راجع به فرشید پاتینیان بگویم. او از آن دسته نوازنده های ارکستری هست که وقتی در ارکستر شما می خواهید در مورد موسیقی معاصر صحبت کنید احساس می کنید که شما را به ادامه صحبتتان ترغیب می کند و من واقعا از این مسئله خوشحالم. همان طور که وقتی به چشمهای تک تک بچه های ارکستر نگاه می کنید چیزی جز همراهی و ارتباط عمیق بین آنها رد و بدل نمی شود و این مهمترین نکته ایست که من واقعا از آن خوشحالم. اول این را مدیون مایسرهایی می دانم که با دقت تمام احساس مسئولیت کردند و دوم اینکه در این کنسرت فیلارمونیک نوازنده هایی به غیر از مایسرها حضور دارند که بسیار توانا و خلاق هستند و باید آنها را در صحنه دید و به عنوان یک منتقد آنها در ارکستر احساس می کنم که در صحنه خواهند درخشید. آنها نسل جدیدی از نوازنده ها هستند که شاید کسی آنها را نشناسد ولی با بهترین کیفیت ممکن آمده اند و بیشترین تلاش را می کنند تا همپای مایسترها جلو بیایند و این موفقیت محصول تلاش مایسرها بود که با وسواس تمام سعی می کنند این ارتباطات را در ارکستر ایجاد کنند. صادقانه بگویم جای پدرام فریوسفی در این کنسرت خالی است ولی این تیم یکی از بهترین تیم هایی است که تا به حال داشته ام. بیشتر راجع به مایسرها می گویم و بعد خود ارکستر چون واقعا احساس می کنم وقتی از این تمرین بیرون می روم و قرار است استراحت کنم و یک یا دو دقیقه به تمرین فکر نکنم، با باور اینکه با این مایسرها در کنار هم هستیم، آرام می شوم و خیلی از این خوشحال هستم و امیدوارم که این همکاری بتواند ادامه داشته باشد.
جان مک لافلین، موسیقی جهانی روی گیتار!

جان مک لافلین، موسیقی جهانی روی گیتار!

جان مک لافلین (John McLaughlin)در ۴ ژانویه سال ۱۹۴۲ یورکشایر انگلستان متولد شد. بسیاری وی را با خواننده و نوازنده پاپ/راک با عنوان Jon McLaughlin اشتباه میگیرند! اما جایگاه جان مک لافلین گیتاریست جز همواره در تاریخ موسیقی جز بعنوان یکی از برترین ها جاودان شده است.
کوک و کاربرد آن در سنتور لاکوک (II)

کوک و کاربرد آن در سنتور لاکوک (II)

سوال متداولى که همیشه از طرف هنرجویان مطرح است این است که آیا اختلاف یک پرده در کوک ساز براى هماهنگى با خواننده اینقدر حائز اهمیت است که نوازنده مجبور به استفاده از مثلاً سنتور لا کوک بشود؟ در جواب این سوال شما باید اطلاعاتى راجع به خوانندگى و صدا سازى داشته باشید تا موضوع کاملاً برایتان روشن شود؛ اما اجالتاً اگر بخوایم به صورت مختصر توضیح دهیم اینگونه می توان موضوع را تشریح کرده که:
ریموند کورزوایل

ریموند کورزوایل

… استیو واندر از ریموند کورزوایل خواست تا در صورت امکان سینتی سایزری تهیه کند که تا آنجا که ممکن است بتواند صدایی نزدیک به سازهای آکوستیک داشته باشد. نتیجه این جلسه و پیگیری های آن تاسیس شرکتی با نام Kurzweil Music Systems بود.
مقدمه‌ای بر تجربۀ شنیداری معماری (IV)

مقدمه‌ای بر تجربۀ شنیداری معماری (IV)

بررّسی‌های انجام شده دربارۀ ساختار کالبدی آمفی تئاترها و آکوستیک آن نشان می‌دهد که در طراحی آن‌ها حجم جمعیّت استفاده کننده از بنا مؤثر است. حجم و تعداد جمعیّت شنونده مشخص می‌کند که معماری شنیداری بنا به چه شکل باید کالبد یابد. مسئله صرفاً فراهم‌کردن تجربۀ شنیداری خوب برای گروه کوچکی از شنونده‌هایی که در بهترین نقطۀ آکوستیکی قرار دارند نیست؛ بلکه، رضایت تمامی افراد حاضر در فضا مورد نظر است و بنابراین، در مصداق بعدی معماری آمفی تئاتر است.
سلطانی: غالب آثار مدرن در ایران کلاف سردرگم است

سلطانی: غالب آثار مدرن در ایران کلاف سردرگم است

من تصور می کنم که جسارت و پیشروی در هنر مدرن حدی دارد. این که اثر هنری که ساختار و شالوده اش شکسته شود، به یک اثر مدرن بدل می گردد، من باور ندارم خیلی از هنرمندان مدرن قرن بیستم بیشتر از آن که قصد داشته باشند تا یک اثر واژگون شده و یا ساختارشکن را به وجود آورند، قصد دارند تا نمای جامعه ای تهی شده از تصاویر انسانی خودشان را بیان کنند.
منتشری: اجازه دهید سیاست‌گذاری موسیقی به دست موسیقیدان باشد

منتشری: اجازه دهید سیاست‌گذاری موسیقی به دست موسیقیدان باشد

آقای شریف زاده مسئول شبکه فرهنگ رادیو گفت: مداحان قم تماس گرفتند که از طرف ما از منتشری تشکر کنید. چون آن ها نیز ردیف ها را گوش می دهند و از آن استفاده می کنند چون می دانند که اگر این ردیف ها را بشناسند، -بدانند “دشتی” چند گوشه دارد و… دارد، گیلکی و دیلمانی و چوپانی دارد- کارشان پر رونق تر می شود. اگر این ها را بدانند می توانند در جایگاه بالاتری در مجالس خودش قرار بگیرند و خودش را بیشتر مطرح کنند. من گفتم که ردیف ها را ما ضبط ‌کردیم و در بازار است. سی دی هایش را هم بگیرند –ممکن است کسی به رادیو گوش نکند- و از آن استفاده کنند. دغدغه من، این آشفته بازار موسیقی است؛ هر زمان تلویزیون را روشن می کنیم می بینیم که هر کسی با هر صدایی در حال خواندن است. مثلا می گویند سلطان آواز ایران! این موسیقی وارداتی است. در ثانی این تصنیف است که فرق تصنیف با آواز را نمی دانند.