اولین موسیقی واگنر

Richard Wagner , 1813-1883
Richard Wagner , 1813-1883
در میان کلیه مصنفان بزرگ، به استثنای چایکوفسکی، واگنر دیرتر از همه به تحصیل موسیقی پرداخت. صحیح است که در ایام کودکی نت خوانی را آموخت و کوبیدن روی کلیدهای پیانو را تاحد فرا گرفت اما هیچیک از آلات موسیقی را با مهارت نمی نواخت.

موقعی ذوق موسیقی در او بیدار شد که اپرای “در فرای شوتز” را که توسط دوست مادرش “وبر” ساخته شده و با کمال توفیق بر روی صحنه آمده بود مشاهده کرد. کمی بعد موسیقی مکتوب این اپرا که برای پیانو تنظیم شده بود کتاب مقدس او شد و با وجود آن هر چیز دیگری را کنار گذاشت.

چنین به نظر می رسید که مادر واگنر وظایف خود را در مورد مراقبت از دخترانش لازمتر از مراقبت از آن کودک سرکش میدانست. زیرا در سال ۱۸۲۶ اسبابهای خود را جمع کرد و نزد دختر بزرگش که به تازگی در آن شهر شغلی در تئاتر پیدا کرده بود رفت. واگنر تحت نظر یک خانواده دوست در آن شهر باقی ماند، تحصیل و در و مدرسه را بکلی فراموش کرد و بیهوده به نواختن پیانو مشغول شد.

او هرچه بدستش می رسید می خواند – بخصوص اگر نتیجه غم انگیزداشت – و در نتیجه این مطالعات دست بکار نوشتن یک تراژدی بزرگ شد که در آن مسئله عشق، انتقام، جنون و مرگ و … بکار برده شده بود. در حقیقت مخلوطی بود از “هملت”، ماجرای خونین بین قبایل کوهستانهای “کنتاکی” و چند اثر دیگر. نام آن تراژدی “لئوبالد” بود و چیزی جز تفاله برداشت عمیق واگنر از آثار شکسپیر، گوته و هوفمن نبود.

در عید سال ۱۸۲۷ به واگنر اطلاع داده شد که مادرش به محل تولد خود بازگشته است. تحت تاثیر شوق و علاقه بسیاری که داشت و با اینکه می دانست در لایپزیک یک محصل گردن کلفت و بی بند و بار خواهد بود، به مدیر و معلمان مدرسه اش گفت که خانواده اش به دنبال او فرستاده اند (که البته صحت نداشت) و باید به او اجازه عزیمت به لایپزیک را دهند.

هنگامی به لایپزیک بازگشت مادرش او را به مدرسه “نیکولای شوله” فرستاد ولی این مدرسه برای او بسیار غم افزا و بی فروغ بود. تنها نکته مثبتی که این مدرسه برای او داشت، آشنا شدن واگنر با کارهای بتهوون بود. سنفونی هایی که از این مصنف به اجرا در می آمد را با وجود آنکه اغلب کسی آنها را درک نمی کرد و بصورت مبتذل اجرا می شد، گوش می کرد و بتدریج دریافت که موسیقی تا چه اندازه می تواند عظیم و عمیق باشد.

بزودی تصمیم گرفت که برای تراژدی که قبلا” نوشته بود – لئوبالد – موسیقی مناسبی تنظیم کند، یک اشکال وجود داشت و آن اینکه چیزی از آهنگسازی نمی دانست. کتابی راجع به آهنگسازی از کتابخانه شهر به امانت گرفت و طی مدت چند ماه نه تنها موسیقی “لئوبالد” را نوشت، بلکه یک سونات برای پیانو و نیز یک قطعه چهار بخشی، یک آوزا و همچنین یک افسانه چوپانی که سرنوشت او را به عنوان یک نویسنده و مصنف نشان می داد تصنیف کرد. از آنجایی که آشنایی زیادی با اصول ارکستراسیون نداشت، نکات اولیه و مهم آنرا از موسیقی اپرای “دون جیووانی” کش رفت.

از کتاب “مردان موسیقی”

ریتم و ترادیسی (VIII)

دو نمونه در شکل ۱۰ نشان داده شده است. در قسمت (الف)، یک موج مربعی دارای دو تغییر در واحد زمان با یک موج مربعی دارای سه تغییر در واحد زمان ترکیب شده است. در حالت برآیند، تعییرات (نت های جدید) در چهار زمان از شش زمان ممکن اتفاق می افتد. ریتم حاصل شده همچنین در نت نویسی موسیقایی استاندارد، و در نت نویسی چرخه ای نیز نشان داده شده است. به طور مشابه، قسمت (ب) یک الگوی چهار-بر-سه را نشان می دهد، که منجر به یک چندریتمی پیچیده تر شده است. نظام شِلینجِر روش مولد چندریتمی ها است که روش ترکیب سلسله ضربان های چندگانه ی پی در پی، هر یک با دوره ی تناوب خاص خود می باشد. وقتی هم زمان نواخته شوند، چندریتمی به صدا درمی آید.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (XIII)

قطعا راه های مختلفی برای آموزش دادن به کودکان وجود دارد. آموزش نکات اخلاقی و مهارتهای زندگی یکی از آموزشهای مهمی است که از طرق مختلف می‌توان به کودکان ارائه داد و یکی از راههایی که می‌توانید به کودکان این آموزشها را بدهید، اشعار و ترانه های کودکانه است.

از روزهای گذشته…

حضور ارکستر ارغنون در چهارمین جشنواره سایت های و وبلاگ های موسیقی

حضور ارکستر ارغنون در چهارمین جشنواره سایت های و وبلاگ های موسیقی

ارکستر ارغنون در چهارمین جشنواره سایت های و وبلاگی های موسیقی به روی صحنه می رود. ابراهیم نظری نوازنده، آهنگساز و رهبر ارکستر رهبری این ارکستر را به عهده دارد. ارکستر ارغنون در اولین کنسرت خود به صورت آنسامبل فلوت به روی صحنه خواهد رفت و آثاری از آهنگسازان ایرانی و غربی را اجرا خواهد کرد. شایان ذکر است که این ارکستر پائیز سال جاری توسط ابراهیم نظری تاسیس شده است و مدیریت آنرا سجاد پورقناد به عهده دارد.
هنوز هم برای یادگیری ساز جدید دیر نیست (II)

هنوز هم برای یادگیری ساز جدید دیر نیست (II)

مندلسون از موتسارت تاثیر پذیرفته و ما نیز بعضی از آثار موتسارت را به طور منظم هر جمعه اجرا می کنیم. موتسارت خود یک ویلنیست بزرگ بوده که در نامه ای پدرش به او گفته: ”تو می توانی یکی از بزرگترین ویلنیست های اروپا باشی” و گمان می کنم او به حقیقت اینطور بود… اما نوازنندگی ویلن را رها کرد. من عاشق نواختن آثار وی هستم اگرچه عقیده دارم نوازنده هر سازی احتمال می رود عقیده داشته باشد که موتسارت بهترین قطعه را برای آن ساز نوشته است. چیزی که درباره آهنگسازی موتسارت برای من حیرت آور است؛ گویی قطعه را برای خوانندگی نوشته است، تمام آثار وی برای ویلن بسیار عالی تنظیم شده اند، محدودیتهای این ساز هیچ مانعی برای آهنگساز نداشته است.
نقدی بر مقاله پیمان سلطانی، «آهنگ شعر معاصر» (II)

نقدی بر مقاله پیمان سلطانی، «آهنگ شعر معاصر» (II)

سلطانی در ادامه می گوید: “وامداران این دو گروه (نیما و شهریار) نیز هرکدام سمت و سویی یافتند، ادامه دهندگان راه نیما مانند احمد شاملو به زبانی اعتراضی روی آوردند و پیروان شهریار مانند هوشنگ ابتهاج زبانی آهنگین پیدا کردند.” اینکه ادامه دهندگان شعر نو در ابتدا پیرو نیما بودند درست است اما اینکه بگوییم پیروان نیما فقط به شعر اعتراضی روی آوردند جای بحث دارد. در صورت پذیرش این مطلب باید سهراب را نادیده گرفت زیرا در بیان سهراب عاشق پیشگی و عشق به طبیعت و زندگی فوران می کند.
یادداشتی بر آلبوم «تاخت»

یادداشتی بر آلبوم «تاخت»

تردیدی نیست که فربه‌گی تجربه‌ی زیسته‌ی یک هنرمند، می‌تواند به خلق او غنا بخشد. اما هنر در نهایت با ابزار و تکنیک سر و کار دارد و قوه‌ی خلاقه-ای اگر باشد- در خاکِ شناختِ هر چه بیشتر و عمیق‌ترِ دانش و فن می‌تواند نمو یابد. فقدانِ چنین اشرافی پشت هر استعدادی را به خاک می‌نشاند. در مسیر آموختن نیز هر سطحی از شناختِ ابزار و تکنیک، قوه‌ی خلاقه را تنها تا سطح مشخصی امکان بروز می‌دهد و بیش از آن راهی پیش روی هنرمند باز نخواهد بود. به زانو درآوردن ابزار، و اشراف هرچه بیشتر بر دانش و فن، تازه آغاز نمودِ تجربه‌ی ‌زیسته است.
هارمونی زوج (II)

هارمونی زوج (II)

همان طور که در آکوردها، هرچقدر بتوانیم نتهای تونال را مضاعف می کنیم، در آکوردهای مدال (زوج) نیز نوتهای مدال که همان ۱ و ۴ هستند می بایست مضاعف گردند (دوبله شوند). این منطق طبیعت اصوات است. با شرایط فوق اگر برای شور کنترمدی بدست بیاوریم چنین اصولی را باید رعایت کنیم:
کارایندرو، بانوی موسیقی لایت (III)

کارایندرو، بانوی موسیقی لایت (III)

در کنار مقالاتی که درباره آنجلوپولُس نوشته شده، کتاب ولفارم ایشوته (Wolfram Schütte) و یاداشتهای ویلیام فائوکنر (Faukner) به ما یاد آوری می کنند که گذشته هیچگاه نمیمیرد و حتی نمی گذرد. بارها بازگشته به گذشته، در فرهنگ یونان بیش از هر جای دیگری دیده می شود و هنرمند یونانی به ندرت می تواند از آن بگذرد. همانند جرج سفریس (George Seferis) شاعر محبوب النی کارایندرو که یکبار گفته است: “یونان فرایندی متداوم است.” تاثیر گذشته یونان در خود کارایندرو بسیار وسیع است.
آیا موسیقی ایرانی علمی نیست؟

آیا موسیقی ایرانی علمی نیست؟

پیمان ناصح پور (کارشناس ارشد ریاضی و نوازنده ی تنبک و دایره ی آذربایجانی) به دعوت دکتر زهرا گویا (استاد آموزش ریاضی در دانشگاه شهید بهشتی و از مولفان کتاب های درسی) درباره ی ارتباط موسیقی و ریاضی سخنرانی خواهد کرد.
اپرای آیدا (I)

اپرای آیدا (I)

آیدا (Aida) اپرایی است در چهار پرده که توسط جوزپه وردی (Giuseppe Verdi) بر لیبرتویی ایتالیایی از آنتونیو گیسلانسونی(Antonio Ghislanzoni) و بر اساس سناریویی از آگوست مریت (Auguste Mariette)، مصر شناس فرانسوی، ساخته شده است. آیدا برای نخستین بار در خانه اپرای خدیوال (Khedivial Opera House) در ۲۴ دسامبر ۱۸۷۱ در قاهره اجرا شد و رهبری آن را جیوانی بوتسینی (Giovanni Bottesini) بر عهده داشت.
منبری: صدیف مطالب زیادی دارد

منبری: صدیف مطالب زیادی دارد

بنده در سه مقطع از کلاسهای آقای شجریان استفاده کردم. دو سال قبل از انقلاب ۵۷، دوره انقلاب و کلاسهای جواب آواز ایشان بعد از انقلاب. نگاه ایشان به مقوله آواز چند وجهی بود. ردیف محض نبود مثل کلاسهای استاد کریمی برای مثال.
ویژگی های یک سنتور خوب (I)

ویژگی های یک سنتور خوب (I)

بیشتر علاقه مندان به ساز سنتور که امیدوارانه تلاش خود را در راستای پیشرفت همه جانبه چه در زمینه ی نوازندگی و چه در کامل کردن معلومات موسیقی خود انجام می دهند، معمولا بعد از گذشت حدود دو، سه یا چهار سال احساس نیاز به یک ساز بهتر، باعث ترغیب آنها برای تهیه ی یک ساز خوب می شود. این عنوان مقاله را با این هدف شروع به نوشتن کردم که راهنمایی باشد برای آنها، جهت شناختن ویژگیهای یک ساز خوب و سعی کردم تا حدی به مسائل حاشیه ای این موضوع نیز بپردازم تا برخی از سوالات بی شماری که هنرجویان سنتور دارند پاسخ داده شود تا بلکه کمی از سردرگمی نجات یابند و البته روشن است بررسیهای ذیل از دیدگاه یک نوازنده می باشد که ممکن است با دید یک سازنده اندکی متفاوت باشد (چرا که اکثر سازندگان بیشتر سازهای خود را در نوع خود خوب می دانند!)