جین گالوی، همسر جیمز گالوی

جیمز و جین گالوی
جیمز و جین گالوی
نوازنده بسیار توانای فلوت خانم جین گالوی (JEANNE GALWAY) به اجراهای درخشان خود روی سن های بین المللی ادامه می دهد. او یکی از بانوان مشهور تک نواز فلوت می باشد، خانم گالوی هنرمندی است که همواره روش ناب و جذاب خود را بر روی صحنه به تماشاگران عرضه می دارد. مسافرتهایش او را برای تک نوازی به همراه ارکسترهایی همچون شیکاگو، فیلادلفیا، سن پیتزبورگ، ستل، دنور و به بسیاری از شهرهای مهم ایالات متحده آمریکا برده است.

مسافرتهای بین المللی او به شهرهای همچون لندن، نیویورک، میلان، رم، وین، سالزبورگ، زوریخ، دابلین، بلفاست، توکیو، پکن و سنگاپور بوده است.

فلوت نوازی او به همراه همسرش سر جیمز گالوی (Sir James Galway) انرژی و تازگی خاصی را به تماشاگران تقدیم می کند که در دنیای موسیقی بی نظیر است. در کنار موفقیت او در حرفه اش به عنوان تک نواز فلوت در ارکستر ها، او همچنین موسیقیدان حرفه ای در زمینه موسیقی مجلسی نیز می باشد که او گروهی سه نفره به نام Zephyr را به همراه پیانیست جاناتان فلدمن (Jonathan Feldman) و نوازنده ویولون سل دارت آدکینس (Darrett Adkins) تشکیل داده است.

در کنار کنسرتهایشان، آنان بسیار مشتاق هستند که تجربیات خود را با گروههای تازه کار تقسیم کنند. اولین کار ضبط گروه Zephyr بادهایی از عشق (Winds of Romance) به همراه آثاری از هایدن (Haydn)، مارتینو(Martinu) و وبر (Weber) می باشد. امسال Zephyr برنامه های گوناگونی را از آثار فرانسیسک (Francaix)، دبوسی (Debussy)، دامس (Damase)، گائوبرت (Gaubert) و لیبرمن (Liebermann) اجرا خواهند کرد. آخرین اجرای آنان برای گروه سر جیمز خواهد بود. خانم گالوی همچنین در دادن کنسرت با فیلیپ مل (Phillip Moll) و گروههای موسیقی دیگر همکاری می کند.

از کارهای اخیر وی میتوان از کنسرتی در Hollywood Bowl یاد کرد به همراه همسرش، ارکستر هالیوود بول و گروهی از فلوت نوازان جوان از فیلارمونیک لوس انجلس. این اجرا همراه بود با فیلم برداری مخصوص و ضبط کنسرتوی دوبل کنسرتوی ویوالدی.

Audio File قسمتی از همنوازی این زوج را ببینید

فصل ۲۰۰۹ آمریکای خانم گالوی در نیویورک، کالیفورنیا و سن آنتونیو آغاز شد (جایی که او به همراه گره سه نفر ه اش Zephyr اجرا کرد.) سپس به همسرش پیوست برای اجرا به همراه آستین، یورک و ارکستر سمفونی اسپوکان (Spokane Symphony Orchestras). او به طور گروهی به همراه همسرش و پیانیست برجسته کریستوفر اوریلی (Christopher O’Riley) در هوستن، آریزونا و نیویورک خواهند نواخت. تابستان امسال او با ارکستر سمفونیک شیکاگو در جشنواره Ravinia به همراه جیمز کولین (James Conlin) رهبر ارکستر، شرکت خواهد کرد. او همچنین اجرایی را برای نخستین بار در جشنواره Tanglewood خواهد داشت. کنسرتهای بین المللی دیگر او شامل مسافرتی به همراه Israel Camerata Jerusalem زیر نظر مائسترو آونر بریون (Maestro Avner Biron) به اورشلیم، تل آویو، مادرید و لوزرن، سوئیس و به همراه ارکستر کن (L’Orchestre de Cannes) زیر نظر مائسترو فیلیپ بندر (Maestro Philippe Bender) در کن، ماربور و براتیسلاوا و اسلوونی است.

او در Théâtre du Châtelet در پاریس، تالار CRP در استانبول به اجراهای گروهی خود ادامه داد. او به همراه ارکستر اتحادیه اروپا در ایتالیا، به همراه ارکستر زوریخ در برن-سوئیس و به همراه RTÉ ارکستر ملی در لیمریک اجرا خواهد داشت. خانم گالوی این فصل را به اجرا در ایتالیا و انگلستان خلاصه کرده است. او عاشق تدریس نیز می باشد، او وقت بسیاری را وقف آموزش به نسل جدید کرده است (با نوشتن مقالات، برگزاری کلاسها و ضبط آثار آموزشی.) او در شبکه اطلاع رسانی جوانان گالوی (Galway Junior Network) مشارکت دارد، وب سایتی با هدف آموزش به جوانان، راهنمایی، درسهایی برای فلوت نوازی، اجرا و چگونگی شکل دادن به حرفه موسیقی راه اندازی کرده اند. خانم گالوی و سر جیمز هر دو مدرسه فلوت بین المللی خود را در وگیز-سوئیس در هر تابستان اداره می کنند که این فرصت را در اختیارشان می گذارد که خود به هنرجویان در تمامی سطوح آموزش دهند.

خانم گالوی به عنوان پشتیبان هنرمندان در خیریه استعدادهای آینده (the charity Future Talent) که توسط دوشس کنت اداره می شود نیز فعالیت دارد. کنسرتهای او اغلب به نفع یونیسف، SOS، FARA و مرکز سرطان درمانی ماری (Marie Curie Cancer Care) برگزار می شوند.

مجله Irish America سر جیمز و خانم گالوی را به خاطر نقششان به عنوان سفیران برجسته موسیقی، به عنوان روح ۲۰۰۸ ایرلند برگزیده است. اصلیت آنان نیویورکی است و از دانشگاه موسیقی مانس در نیویورک فارغ التحصیل شده اند. خانم گالوی به همراه همسرش سر جیمز در سوئیس زندگی می کند.

3 دیدگاه

  • ارسال شده در اسفند ۱۹, ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۰ ق.ظ

    Giving thanks

  • محمد شجاعی
    ارسال شده در فروردین ۲۷, ۱۳۹۰ در ۲:۵۴ ب.ظ

    سلام دستتون درد نکنه واقا خوب بود
    من عاشق فلوت و آقای گالوی هستم اگه میتونین بازم برام بزارین
    تشکر

  • ava
    ارسال شده در اسفند ۱۰, ۱۳۹۰ در ۸:۱۲ ب.ظ

    سلام من خودم فلوت میزنم اما نه به اندازه آقا گالوی خوب بزنم مرسی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «تصنیف‌های عارف قزوینی»

اجرایِ مقبولِ همه‌ی تصنیف‌های عارف در یک مجموعه، درباره‌ی شخصیت او و تصنیف‌سازی‌اش و در مورد تصنیفِ قاجاری به طور عام، فرصتِ تأملی دیگر می‌دهد. ازاین رو هر چند تصریح شده که هدف، گردآوریِ نمونه‌ای آرشیوی یا آموزشی نبوده اما می‌توان چنین کارکردی نیز برای این مجموعه قائل شد وگرنه با تمام تلاشی که در شنیدنی‌شدنِ اجرای همه‌ی بندهای تصانیف شده، هنوز شنیدن سیزده دقیقه تکرارِ تضرعِ عارف برای ماندنِ مورگان شوستر در ایران، در مقامِ یک اثر موسیقی چندان توجیهی ندارد*.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XXIII)

مقارن با این تحولات نوار کاست به عنوان یک وسیله ارتباط جمعی جدید و مستقل از تشکیلات دولتی در ایران رایج شد. دو گروه شیدا و عارف نیز خود نوارهای موسیقی خودشان را با کیفیت بسیار خوب به بازار عرضه کردند. گروه های شیدا و عارف همگام با انقلاب کنسرت هایی با مایه های سیاسی و اجتماعی ترتیب دادند که با استقبال مردم به خصوص گروه های دانشجویی روبرو شد. در این میان کنسرت های گروه شیدا با آهنگ های محمد رضا لطفی (بشارت و سپیده) و پرویز مشکاتیان (ایرانی) همراه با اشعار هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه) و آواز محمد رضا شجریان، خاطره درویش خان، ملک الشعرا بهار و حسین طاهرزاده را زنده می کرد.

از روزهای گذشته…

حفظ کنیم یا نه؟ (II)

حفظ کنیم یا نه؟ (II)

همسر متکاف، امیلی والهوت، نوازنده ویلون سل است و با ارکسترشان برخی از آثار قرون شانزدهم و هفدهم را اجرا می کند. اعضای ارکستر به این نتیجه رسیده اند که واکنش شنوندگان زمانی که آنها از نت استفاده نمی کنند خیلی بیشتر است:“ شنوندگان عاشق دیدن این صحنه هستند.”
روش سوزوکی (قسمت بیست و یکم)

روش سوزوکی (قسمت بیست و یکم)

می خواهم مطلبی را برای حفظ توانایی هایمان اضافه کنم. در یک کتابی خوانده ام که چگونه نینجو تسوها تمرین پرش می کنند؛ یک دانه کنف بردارید و آن را بکارید و هر روز از روی آن گیاه بپرید. یکی از قوانین این است که کنف سریع رشد می کند. اگر کسی آن را هر روز ببیند متوجه تغییر آن نمی شود، اما کنف هر ساعت بدون توقف رشد می کند و این تعجب آور است که کنف در مدت یک یا دو ماه چقدر بطرف بالا رشد می کند. بخصوص اگر انسان آن را برای مدتی طولانی ندیده باشد و بخواهد از روی آن بپرد خواهد دید که توانایی پرش را از دست داده است و پریدن از روی آن اصلا امکانپذیر نیست، اما اگر در مدت رشد کنف هوشمندانه تمرین پرش را انجام داده باشد می تواند با سبکبالی و کاملا طبیعی از روی آن بپرد.
اینک، شناخت دستگاه‌ها (II)

اینک، شناخت دستگاه‌ها (II)

تلاش برای آشنا ساختن فرهنگ‌دوستان، بی آنکه بخواهند دستگاه‌های موسیقی ایرانی را به شکلی عملی بنوازند دست‌کم دوبار دیگر هم در تاریخ معاصر انجام شده که از اولی بیش از پنجاه (برنامه‌ی ساز و سخن رادیو ۱۳۳۷) و دومی حدود سی و پنج (مجموعه‌ای به همت کانون پرورش فکری ۱۳۵۴) سال می‌گذرد. به راستی از انتشار مجموعه‌ی حاضر چه هدفی در نظر داشته‌اند؟ چه چیزی متفاوت از آن دو همتای دیگرش (به ویژه اولی) دارد که وجودش لازم شده؟ اگر بیاندیشیم که دسترسی به همتایان قدیمی دشوار است، سخت در اشتباهیم چون آنها را حتا می‌توان به رایگان در شبکه‌ی جهانگیر اینترنت یافت.
رهبرانی که نخواستند رهبر باشند

رهبرانی که نخواستند رهبر باشند

نگاهی به آثار و آرای فرهاد مشکات : ساموئل هانتیگتون در باب تحلیل فرایند گذار به درستی می گوید که: «هر دگرگونی میانه روانه را نمی توان اصلاحات نامید و برای برخی دگرگونی های میانه روانه ، عنوان «تحکیم» (constellation) بیشتر برازنده است تا اصلاحات»
سلطانی: اسپکترالیست ها ذهنیت و دیدگاهشان را بر کلیت و تداوم کاربردی استوار می کنند

سلطانی: اسپکترالیست ها ذهنیت و دیدگاهشان را بر کلیت و تداوم کاربردی استوار می کنند

بله، می تواند این گونه هم باشد، اما تکرار در موسیقی مینی مال، مرا به شدت یاد موسیقی دستگاهی ایران و موسیقی باخ می اندازد. تصور من این است که ماهیت و جوهره ی این سه نوع موسیقی، شباهت و اشتراکات فراوانی دارند، در عین حال که ساختارشان را هم نمی توان از درون به هم ریخت. البته روند تکراری و ماهیت ذاتی تکرارِ درون گرای این موسیقی ها، امکان گسترش و خلاقیت ها را هم کم می کند و فکر می کنم بیشترین راه رشد، خلاقیت در مورد این ژانرهای موسیقایی، چگونگی اجرا، رنگ های صوتی و ترکیب هاست، نه فرم، ساختار و جوهره ی خود موسیقی.
ارکستر NBC قسمت دوم

ارکستر NBC قسمت دوم

از دیگر حامیان ارکستر سمفونیک NBC می توان از، شرکت آهن رینولز، کارخانه اسکویپ و شرکت استخراج نفت سوکنی نام برد. بعد از منحل شدن ارکستر سمفونیک NBC بعضی از اعضا به ارکسترهای دیگر پیوستند از جمله، فرانک میلر نوازنده وینسل اصلی ارکستر و لئونارد شارو نوازنده اصلی باوسن که به ارکستر سمفونیک شیکاگو پیوستند.

دو خبر

کنسرتهای بزرگ Live 8 که قرار است در دوم جولای در ۵ شهر برگزار شود از گروه Radiohead هم برای شرکت دعوت کرده است که ظاهرا” با جواب منفی سخنگوی این گروه پر طرفدار انگلیسی مواجه شده است.
پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (IV)

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (IV)

دلیل اینکه این کارها را کرده‌ام این است که من اساساً از سال ۲۰۰۰ از سیستم موسیقی اروپا بریده‌ام. از سال ۲۰۰۰ به‌غیراز چند تک قطعه پراکنده که در سیستم موسیقی اروپایی است دیگر از سیستم موسیقی اروپا استفاده نمی‌کنم. و تماماً از سیستم موسیقی ایران در نوشتن قطعات استفاده می‌کنم. اولین کارهایی که در نوشتن آنها از موسیقی ایرانی استفاده کردم همین مجموعه کارهای خوشنویسی بود که اولین سری این مجموعه را برای سازهای زهی نوشتم. چراکه ربع پرده‌ها را به‌خوبی می‌توانند بزنند. بعدها برای سازهای بادی هم شروع به نوشتن کردم. به‌طور مثال «خوشنویسی شماره ۷» برای سه فلوت هست. بعدتر یک نسخه آن را برای فلوت و الکترونیک نوشتم که فلوت ۲ و ۳ را در استودیو ضبط کردیم و فلوت شماره یک زنده اجرا می‌شود و از طریق بلندگوها صدای فلوت ۲ و ۳ پخش می‌گردد. این قطعه در تهران از طریق خانم «فیروزه نوایی» سال گذشته در فستیوال «موسیقی معاصر ایران» اجرا شد. اسم این قطعه هست «کیسمت» یا همان «قسمت».
خروسِ بی محل

خروسِ بی محل

این روزها اغلب اعمال ما از سازوکار هایی ناشی می شوند که رفته رفته در درون ما نهادینه شده اند و گه گداری هم به گونه های مختلف خود را نشان می دهند و ما در این تصور واهی که بانی و صادر کننده ی این افعال بوده ایم. در این میان آنان که آسیب کمتری دیده اند، بی گمان اعمالشان اصیل تر و بی شائبه تر خواهد بود، و آنان که به موانع تکیه می دهند، یا آن را دور می زنند، راه طّراری را در پیش می گیرند و آنان که در رفع شبهات می کوشند، از مظان اتهام و معرض قضاوت به دور خواهند بود.
بیایید موسیقی بسازیم – ۱

بیایید موسیقی بسازیم – ۱

بسیاری از دوستان بارها طی ارسال نامه راجع به روشهای ساده برای آهنگسازی سئوالاتی را مطرح کرده اند، سعی می کنیم طی چند نوشته بدون آنکه خود را درگیر مسائل پیچیده تئوری نماییم، با حداقل معلومات تئوری روشی را برای اینکار ارائه کنیم. در این نوشته با ذکر یک مثال کوچک به بیان ایده کلی می پردازیم و در نوشته های آینده سعی در تهیه قطعات بلند موسیقی خواهیم کرد.