کارایندرو، بانوی موسیقی لایت (I)

النی کارایندرو
النی کارایندرو
خانم النی کارایندرو (Eleni Karaindrou) در روستایی کوهستانی تیچیو در مرکز یونان به دنیا آمد و در آتن بزرگ شد، در آنجا او به تحصیل پیانو و تئوری در هلنیکن اُدین (Hellenikon Odion) پرداخت. از سال ۱۹۶۹ تا ۷۴ در رشته اتنوموزیکولوژی (ethnomusicology) در پاریس تحصیل کرد. در بازگشت به یونان در مرکز فرهنگی ORAلابراتواری برای سازهای سنتی یافت، از آن پس به نمایندگی از موسیقی یونان موسیقیدانی فعال بود.

خانم کارایندرو تاریخچه طولانی از نگارش برای فیلم و تئاتر دارد، در حدود ۱۸ فیلمنامه فیلم بلند، ۱۳ نمایشنامه و ۱۰ فیلنامه سریال تلویزیونی، در کنار حرفه موسیقی او قابل ذکر است.

بیشتر نوشته های او توسط کارگردانان یونانی کار شده، علاوه بر آن با کارگردانان بین المللی از جمله: کریس مارکر (Chris Marker)، جولس داسین (Jules Dassin) و مارگارت فُن تروتا (Margarethe von Trotta) نیز کار کرده است. از سال ۱۹۸۲ با تئو آنجلوپولُس (Theo Angelopoulos) – کارگردان برجسته یونانی- همکاری دارد.

منتقدان فیلم یونان و روزنامه نگاران اعتقاد داشتند که ساخته های النی کارایندرو فراتر از عرف موسیقی متن در سینما است. موسیقی او فیلم را همراهی نمی کند یا به آن زیبایی نمی بخشد، با یکدیگر در نزاع هستند.

نویسنده نیکوس تریانتافیلدس (Nikos Triantafillides) نوشته است: “هیچ چیزی به اندازه موسیقی کارایندرو وسیع نیست” و نیز درباره فیلمی ساخته آنجلوپولُس گفته است: “در تمام این صدها نگاتیو فیلم، موسیقی النی؛ جان را به روی صحنه می برد نه پوست را!”

audio file بشنوید قطعه ای از کارایندرو

حضور همیشگی او روحی عمیق را از پهنای کلام موسیقی اش منتقل می کند. جرج مونمواسیتس (George Monemvasites) در باره آثار او می گوید: موسیقی ساخته می شود برای “زخم زدن و آزاد کردن” همانطور که تصویر و ایده ای تازه را می آفریند که در موازات حرکات سینماتیک قرار می گیرد، اما این در حالی است که موسیقی همچنان مستقل شنیده می شود.

آثار او را نمی توانیم موسیقی فیلم بنامیم بلکه موسیقی است که عمیقا سینماتیک و در عین حال فضایی حسی را پایه ریزی می کند. موسیقی با اشاره هایی از مسیر داستان شنونده و تماشاگر را دعوت به پی گیری و پیشرفت می کند و گاه تشویق می کند به کشیدن تصویری در ذهن از آسمان و دریا بصورت گاه گنگ و یا بسیار ساده؛ شنونده در درون خود به آواز در می آید…

audio file بشنوید قطعه ای از کارایندرو

النی کارایندرو در تیچیو، روستایی دورافتاده و کوهستانی در منطقه روملی (Roumeli) در مرکز یونان به دنیا آمد و همچنان خاطره نواهای دوران کودکی خود را حفظ کرده است: “موسیقی باد، باران که روی سقف می بارد، صدای آب، بلبلانی که می خوانند و سکوت برف، گاه صدای فلوت و کلارینت که در جشنواره های میدان روستا نواخته می شدند در کوه می پیچید. من همچنین به یاد می آورم صدای زنانی را که به زیبایی آهنگهایی می خواندند در حالی که ذرت ها را در تمام طول شب درو می کردند… زمانی که ما کودکان به پشت روی چمن زار دراز می کشیدیم و ستاره ها را می شماردیم و من هنوز خاطراتی از آهنگهای دوره بیزانس به یاد می آورم که در کلیسا می شنیدم و مردان با صدایشان آن را تداوم می بخشیدند.” تاثیر این نوع موسیقی در آثار وی اغلب با زیر و بم شدن صدای سازها قابل تشخیص است.

خانواده کارایندرو به آتن نقل مکان کردند، جایی که النی با وسایل نقلیه، الکتریسیته، رادیو و فیلم آشنا شد! خانه جدید او کنار یک سینما واقع شد و او بسیار خوشبخت بود که می توانست از پنجره اتاق خواب خود فیلمهای آن را تماشا کند!

توسط سینما به خصوص سینمای زیر سقف آسمان و پیانو، در سن ۸ سالگی کارایندرو علاقه شدید و اصلی خود را در زندگی پیدا کرد. او در همان ابتدا بر کلیدهای پیانو مسلط شد. ۱۴ سال (۱۹۶۷-۱۹۵۳) در هلنیکن اُدین، کنسرواتوار موسیقی آتن، پیانو و تئوری موسیقی را تحصیل کرد در حالی که او خود آهنگساز مستقلی بود، آهنگسازی در خون او وجود داشت!

در سال ۱۹۶۷ جونتا (Junta) او را مجبور به ترک آتن کرد، او را به پاریس برد (جایی که دولت فرانسه خرج تحصیل او را در رشته اتنوموزیکولوژی بر عهده گرفت)، نکته مهم در زندگی نامه او که توشظ خود نوشته شده این است که “من به تدریج از غنی بودن دنیای موسیقی زمان کودکیم آگاه شدم.”

تحقیقات او در ریشه های موسیقی با مطالعه بر روی رهبری و آهنگسازی برای ارکستر ادامه داشت. در دوره تحصیل، خود اشعاری سروده است. “آهنگ بسیار آسان در وجود من جاری می شود.” بعضی از اشعار او موفقیت زیادی برایش کسب کرد اما هیچ گاه مانع ادامه تحصیل و مطالعات او نشد. در حالی که اشعار او به زبانهای بسیار زیادی ترجمه می شد، به کنکاش بیشتری در تحقیقات اتنوموزیکولوژی خود می پرداخت.

آلبومهای اولیه اش مانند آلبوم I megali agripnia در سال ۱۹۷۳، همچنان مایه افتخارش است، شعرهایش توسط کی.ایکس.میریس (K.X. Miris) ویرایش شده و خواننده آن ماریا فارانتوری (Maria Farantouri) می باشد، شخصی که مشوق کارایندرو در دوره بحران سیاسی کشور بود.

سالهای پاریس کارایندرو (۱۹۶۹-۱۹۷۴) مصادف بود با موج بسیار فعال موسیقی جاز. بعد از دوره طولانی که او این نوع موسیقی و موسیقی کلاسیک را ستایش می کرد، از آنجایی که مطالعات او بر روی موسیقی موجود تمام نقاط دنیا بود، سرانجام به سوی فرمها و سبکهای دیگر موسیقی نیز جلب شد.

9 دیدگاه

  • ارسال شده در اسفند ۲۸, ۱۳۸۷ در ۱۲:۰۲ ق.ظ

    سلام کاش در مورد این همه تمجید یه مقدار هم به صورت رئال در مورد کاراش می نوشتید هر چند این مطلبی هم که این جا اومده خوبه ولی خیلی کم و ضعیفه…

  • ساعی مغیثی
    ارسال شده در اسفند ۲۸, ۱۳۸۷ در ۱۰:۳۴ ب.ظ

    بسیار جالب بود . ایشون سعی می کنند تا از موسیقی لگاتو حس نوستالژیک فراوانی را به مخاطب ارسال کنن. آنجلوپولوس نیز در فیلم های خود این حس را همیشه دنبال می کند. لطفا موسیقی متن فیلم نگاه خیره اولیس را قرار دهید

  • مجتبی آب روشن
    ارسال شده در آبان ۲۶, ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۵ ب.ظ

    من عاشق خودش ودنیای موسقیش هستم

  • حسین
    ارسال شده در آذر ۱۹, ۱۳۸۸ در ۱:۱۶ ق.ظ

    نگاه فلسفی به فیلمهای انجلوپلوس چگونه است که همیشه حرفی برای زدن دارد.

  • ارسال شده در خرداد ۹, ۱۳۸۹ در ۸:۱۹ ق.ظ

    سلام
    به نظر من همه چی عالی بود
    ممنون

  • حامد
    ارسال شده در مهر ۸, ۱۳۸۹ در ۱:۳۴ ب.ظ

    سلام عالی بود البوم هاشو کجا میشه گیر آورد

  • حسن
    ارسال شده در فروردین ۱, ۱۳۹۰ در ۹:۲۲ ق.ظ

    عا لی

  • سامان
    ارسال شده در فروردین ۳, ۱۳۹۰ در ۱۰:۰۲ ق.ظ

    آهنگاش عالیه مخصوصا برای فیلمهای ابدیت و یک روز . دشت گریان

  • زهرا
    ارسال شده در شهریور ۹, ۱۳۹۲ در ۱۱:۱۸ ق.ظ

    من با موسیقس فیلم چمنزار گریان زندگی می کنم. او آهنگساز بی نظیریست

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «تصنیف‌های عارف قزوینی»

اجرایِ مقبولِ همه‌ی تصنیف‌های عارف در یک مجموعه، درباره‌ی شخصیت او و تصنیف‌سازی‌اش و در مورد تصنیفِ قاجاری به طور عام، فرصتِ تأملی دیگر می‌دهد. ازاین رو هر چند تصریح شده که هدف، گردآوریِ نمونه‌ای آرشیوی یا آموزشی نبوده اما می‌توان چنین کارکردی نیز برای این مجموعه قائل شد وگرنه با تمام تلاشی که در شنیدنی‌شدنِ اجرای همه‌ی بندهای تصانیف شده، هنوز شنیدن سیزده دقیقه تکرارِ تضرعِ عارف برای ماندنِ مورگان شوستر در ایران، در مقامِ یک اثر موسیقی چندان توجیهی ندارد*.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XXIII)

مقارن با این تحولات نوار کاست به عنوان یک وسیله ارتباط جمعی جدید و مستقل از تشکیلات دولتی در ایران رایج شد. دو گروه شیدا و عارف نیز خود نوارهای موسیقی خودشان را با کیفیت بسیار خوب به بازار عرضه کردند. گروه های شیدا و عارف همگام با انقلاب کنسرت هایی با مایه های سیاسی و اجتماعی ترتیب دادند که با استقبال مردم به خصوص گروه های دانشجویی روبرو شد. در این میان کنسرت های گروه شیدا با آهنگ های محمد رضا لطفی (بشارت و سپیده) و پرویز مشکاتیان (ایرانی) همراه با اشعار هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه) و آواز محمد رضا شجریان، خاطره درویش خان، ملک الشعرا بهار و حسین طاهرزاده را زنده می کرد.

از روزهای گذشته…

ارسلان کامکار: کار کردن با یک رهبر خسته کننده است

ارسلان کامکار: کار کردن با یک رهبر خسته کننده است


متاسفانه در زمان فریدون ناصری که تا ده سال به عنوان رهبر ارکستر فعالیت می‌کرد، خیلی خسته شده بودیم؛ چرا که کار کردن با یک نفر برای انسان خسته کننده می‌شود. همچنین در آن زمان برنامه‌ریزی سالانه نداشته‌ایم و بدون برنامه‌ریزی کنسرت برگزار می‌کردیم و بی‌هدف تمرین می‌کردیم. همچنین کیفیت نوازنده‌ها و کمیت نوازنده‌ها نیز زیاد جالب نبود؛ به گونه‌ای که در آن زمان پنج نفر ویلن یک داشتیم اما الان ۱۶ نفر ویلن یک!همچنین شاید آن زمان ویلن آلتو سه نفر بودند اما اکنون این روند مانند چشمه جوشان است نوازنده‌ها می‌آیند و می‌روند.
پیتر گابریل

پیتر گابریل

پیتر گابریل به عنوان سرگروه Genesis در اواخر دهه ۶۰ و اوایل ۷۰، موسیقی Rock را با بهره گیری از عنصر Pop به سطوح جدیدی سوق داد. گبریل در تک خوانی های خود نسبت به سایر اعضای گروه مثل Phil Collins زیاد بلند پرواز نبود، اما در شیوه کار خود دقت زیادی به خرج می داد.
موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (IX)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (IX)

به همین ترتیب، درایه‌هایی مانند «امپرسیونیسم» و «اکسپرسیونیسم» سَبک هستند، عناوینی مثل «دوازده‌تنی»یا «لایتموتیف»اصطلاحات فنی مرتبط با یک سبک یا روش یک آهنگساز، و مدخل‌هایی مانند «موسیقی نظامی»، «موسیقی عاشقانه» و «موسیقی سَبُک» گونه‌های موسیقایی (۳۰).
«عاشق می­‌شویم» رونمایی می شود

«عاشق می­‌شویم» رونمایی می شود

«عاشق می­‌شویم» مجموعه‌ای عاشقانه است متشکل از ۱۱ ترَک، که از این میان ۴ ترَک، ۴ تصنیف این آلبوم را تشکیل می‌دهند. «عاشق»، «معشوق»، «آتش دل» و «عاشق مشو» نام این تصنیف­‌هاست که اشعار آنها به ترتیب از غلامرضا سلیمانی، ضیاءالدین ناظم­‌پور، پژمان بختیاری و رضا ثابتی است. دو تصنیف اول به طور کامل متعلق به پیمان سلطانی است و در ساخت دو تصنیف «آتش دل» و «عاشق مشو» از دو ملودی قدیمی استفاده شده است و بر روی آنها آهنگسازی و تنظیم مجدد صورت گرفته است. ملودی اولیه «آتش دل» متعلق به مرتضی نی‌­داوود است و محمود ذوالفنون هم صاحب ملودی دوم «عاشق مشو» است.
ترجیح میداد که یک آهنگساز موسیقی مردمی باشد

ترجیح میداد که یک آهنگساز موسیقی مردمی باشد

پگی لی را به خاطر درک ریتم قوی و شیوه بیان خاصش که با برملا نکردن قدرت کامل صدایش به آن قدرتی باورنکردنی می بخشید، معمولا با بیلی هالیدی (Billie Holiday) مقایسه میکنند. لی با احترام فراوان از هالیدی یاد میکند اما او همواره ماکسین سالیوان (Maxine Sullivan 1987-1911) خواننده جاز بی نظیری که متاسفانه ترانه ضبط شده کمی از او در دست است را به عنوان الگوی اصلی خود میشناسد و گفته است : “من سادگی و مختصر و مفید بودن کار او را دوست دارم. او آنقدر خوب با شنونده ارتباط برقرار میکند که بلافاصله میتوان مقصود ترانه او را درک کرد.”
گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

در این هنگام «قاسم آفرین» در نقد گرایش فمینیستی ابتدا خاطره‌ای تعریف کرد از اینکه سال‌های پیش متوجه شده است که بعضی کارهایی که انسان انجام می‌دهد با وجود ظاهر متفاوت، در خواست جذب جنس مخالف ریشه دارد و سپس پرسید آیا استنباط وی با گرایشی که امروز در کلاس مورد بحث است همسان است؟ مدرس پاسخ داد که موضوع جذابیت و جذب ارتباط چندانی با بحث حاضر ندارد. سپس قاسم آفرین نقد دیگری را مطرح کرد و آن هم اینکه پیشروی فمینیست‌ها (یا به‌طور کلی فمینیسم) منجر به توقف ادامه‌ی حیات نسل انسان خواهد شد. این نقدی است که در سال‌های اولیه‌ی نظریه‌ی فمینیستی در هنر نیز زیاد سخن از آن به میان آمده و حاوی فروکاهش کل جریان فمینیسم به حق فرزندآوری است، مانند این فراز که «شوارتز» تلقی مِیلر (Mailer) (منتقدی که نقد او بر کتاب «سیاست جنسی» «کیت میلت» (Kate Millett) بر وَن دِر تورن تاثیرگذار بود) و ون در تورن را از تعریف فمینیسم توضیح می‌دهد:
بیژن کامکار: از تدریس متنفرم!

بیژن کامکار: از تدریس متنفرم!

توضیح این مسأله خیلی سخت است. همه‌ی بچه ها تک تک سلول‌هاشان پر از فانتزی و ایده است. منتها این ویژگی در مورد هر کدام از ما کاربرد متفاوتی پیدا کرده است. مثلن ارسلان بیست سال است که مایستر ارکستر سمفونیک است و با وجود اینکه به لحاظ تئوری به علم موسیقی اشراف دارد ولی چیزی که به او جرأت خلق می‌دهد حضورش در ارکستر است. ارسلان بیست سال است که هارمونی می شنود. آهنگی که مثلن من چند هفته باید کار کنم تا برایش هارمونی بنویسم و ارکستراسیون اش را تنظیم کنم، ارسلان یک شبه می نویسد.
سه سال از خاموشی برجسته ترین چنگ‌نواز ایرانی گذشت

سه سال از خاموشی برجسته ترین چنگ‌نواز ایرانی گذشت

سه سال پیش در همین روزها بود که فرزانه نوایی، بزرگترین چنگ‌نواز ایرانی، از بین ما رفت. فرزانه نوایی ۴۸ سال داشت و پس از هشت سال پیکار با بیماری سرطان، در اتریش، کشوری که در سال‌های پس از انقلاب در آن زندگی می‌کرد درگذشت.
گفتگو با زوکرمن (III)

گفتگو با زوکرمن (III)

برای خود زوکرمن هم جالب است که علیرغم سابقه تحصیلی لکه دارش، امروز آدم سخت گیری شده که از شاگردانش می خواهد که بسیار منظم باشند و آنها نیز اینگونه اند. «چند سال پیش یکی از معلم هایم، خانم نرینس، را دیدم. او ناگهان در یکی از کنسرت ها ظاهر شد و از من پرسید: من را به خاطر می آوری؟ گفتم: اوه خدای من! خانم نرینس! او گفت: می بینم که بدون کمک من به جای خیلی خوبی رسیده ای».
نقدی بر اجرای استابات ماتر توسط گروه کر فیلارمونیک ایران

نقدی بر اجرای استابات ماتر توسط گروه کر فیلارمونیک ایران

گروه کر فیلارمونیک ایران، در روزهای ۴، ۵ و ۶ شهریور ماه، “استابات ماتر” اثر آنتونین دورژاک را به رهبری علیرضا شفقی نژاد روی صحنه برد. اجرای این اثر فاخر، کاری بسیار سنگین و بزرگ است که گروههای معتبری در جهان اقدام به اجرای آن نموده اند؛ مطمئنا شنیدن اجراهایی نظیر “گروه کر و ارکستر فیلارمونیک لندن” و یا “ارکستر سمفونیک ژنو” از طرفی سطح توقع شنونده خاص را بالا می برد و از جهتی مخاطب را در مواجهه با ورژن وطنی دچار مشکل می نماید.