کارایندرو، بانوی موسیقی لایت (II)

النی کارایندرو
النی کارایندرو
خانم النی کارایندرو در بازگشت به آتن، لابراتورای از سازهای سنتی در مرکز فرهنگی ORA کشف کرد و کشفیاتش را در برنامه رادیویی اتنوموزیکولوژی بیان کرد. همچنین در سال ۱۹۷۶ با مرکز ECM آشنا شد، او درباره این مرکز می گوید: “من دنیای خود را کشف کردم. بداهه نوازی و آهنگسازی بر اساس احساسات و بدون هیچ گونه قید و بند سبکی و فرمی.” در این دوره بود که او به نوشتن آغاز کرد (به خصوص برای فیلم و تئاتر).

کارایندرو معتقد است اثر ۱۹۷۹ او برای فیلم “شگفت زده” (Wandering) ساخته کریستوفورو کریستوفیس (Chistoforo Christofis)، نقطه حرکت او برای نوشتن موسیقی در سینما بود. او به طور ذاتی و غریزی در مقابل موضوع و حرکات دوربین از خود عکس العمل نشان می داد و در ابتدا اطمینان نداشت که آهنگسازی او مکمل خوبی برای یک فیلم باشد!

در انتها او روشی بسیار شخصی برای ساختن موسیقی یک فیلم یافت: “این یک آغاز تازه برای من بود. این فیلم (Wandering) دنیای جدیدی را به روی من گشود. کارگردانانی که با آنان کار کرده ام آزادی فراوانی به من داده اند و تصاویر آنان به من مجال داد تا بتوانم احساسات عمیق خود را بیان کنم”. جیمز آژه (James Agee) میگوید: “پرده سینما نیاز به ماندن تنها در واقعیت را ندارد. تصویر متحرک می تواند زیبایی ترکیبات نور و سایه را دریافت کند و با اضافه کردن حرکت، به نوعی ریتم مشخص در شعر و موسیقی می رسد.” 

کریستوفورو کریستوفیس و لفتریس اکسانتوپولُس (Lefteris Xanthopoulos) کارگردانانی بودند که قبل از ورود به سینما اشعار خود را چاپ می کردند و نحوه استفاده آنان از دوربین به نوعی موزون و آهنگین است. کریستوفیس، برای اولین فیلم خود Wandering نوشته است: ” فیلم سازی من بر اساس ریتمی آهسته می باشد.” حرکت آرام دوربین همانند امواج ملایم دریا همچنین در فیلم Happy Homecoming ساخته اکسانتوپولُس و در بعضی از ساخته های آنجلوپولُس دیده می شود.

ریتم فیلم رُزا (Rosa) – ساخته کریستوفورو – سخت و پریشان کننده است و با حالتهای متافیزیکی همخوانی دارد، در حالی که در موسیقی فیلمی که توسط کارایندرو ساخته شده، تا حدی بر خلاف برداشتهای کلوز آپ دوربین از رنگ صورتی رز می باشد. شعرهای کریستوفورو در این کار استثنا هستند: اسم من رُزا است و من صدای روح خود هستم، در بلندیها در پس ابرها.

النی کارایندرو می گوید: “من سعی کردم که دنیا را تغییر دهم و به موسیقی تبدیل کنم تا رویاها را نجات دهد. رابطه من با حرکات دوربین بسیار مهمتر از رابطه من با فیلم نامه است البته که موسیقی باید بر اساس داستان فیلم جلو رود اما معنای یک فیلم همیشه در فیلمنامه آن خلاصه نشده. تصویر و موسیقی باید طوری با هم ترکیب شوند تا بتوانند آنچه را که با کلام بیان نمی شود، بیان کنند.”

گاه یک فیلمنامه هیچ چیزی در خود ندارد، همانطور که هارولد پینتر میگوید: “معنای اصلی در پس کلمات نهفته است.” کارایندرو می گوید:”به وسیله موسیقی سعی می کنم ملودی را به داستان بیفزایم که تاثیر گرفته شده از اجزای خود فیلم است: سناریو، مکانها، بازیگران و تدوین. من به دنبال ریتم در خود فیلم می گردم، باید بگویم که از آن تاثیر گرفته ام، نمی توانم بیان کنم چگونه، اما توسط فضاهای داخلی صحنه های آنجلوپولُس و به خصوص در مرحله تدوین، نشان می دهد که من به نوشتن قطعه ای برای یک ارکستر نیاز دارم.”

تئو آنجلوپولُس به عنوان مدیر هیات داوران جشنواره فیلم تسالونیکی (Thessaloniki) در سال ۱۹۸۲ جایزه بهترین آهنگسازی فیلم را به کاریندرو برای فیلم رُزا تقدیم کرد و از او درخواست کرد تا با وی همکاری کند. ۹ سال بعد از آن همکاری، آنان همچنان آثار برجسته ای را در کنار هم می سازند و کارایندرو موسیقی فیلم meteoro vima tou pelargou آنجلوپولُس را نیز ساخته است.

کارایندرو همیشه اولین نفری بود که در کار فیلم در کنار آنجلوپولُس قرار می گرفت و آخرین فردی بود که کار را ترک می کرد چرا که موسیقی خود را در کنار تدوین فیلم نیز تغییر می داد. او میگوید: “در بیشتر موارد، ابتدا قبل از اینکه فیلمنامه ای وجود داشته باشد، بر روی مضمون اصلی فیلم کار می کنیم. آنجلوپولُس فردی است که زیاد حس می کند اما کم می گوید بنابراین برای من بسیار مهم است که عقیده او را در ریشه های کارهایش پیدا کنم و بتوانم در موسیقی خود آنچه را که در تصویر آشکارا بیان نشده، بیان کنم. البته گاه موضوع اصلی را از طریق سناریو دریافت می کنم.”

بسیار محزون در کنار آبها عزاداری می کرد به همراه سرودی ملیخولیایی و اشعاری دردناک. شیون دلفینها در کنار ساحل تاثیر زیادی برایش نداشت، حتی موجهای خاکستری دریا که مرغ دریایی بر فراز آن می خواند نیز دردی از او نکاست
موسچاس (Moschus) شاعر یونانی قرن دوم قبل از میلاد مسیح

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «بازشنودی از نی دوره قاجار؛ صفدرخان و نائب اسدالله»

غیر از موسیقی کلاسیک غربی که تنوع در عینِ تناسب را درآن به غایت رسانده‌اند در دیگر موسیقی‌های کلاسیک، سازهای بادی در اقلیت‌اند. در موسیقی ایران این قلت به نهایت رسیده و امروز تنها ساز بادیِ حاضر، نیِ موسوم به هفت‌بند است. نه تنها دیگر سازهای بادیِ ممکن و آزموده مانند کلارینت بلکه سازهایی را که برای خود جایگاهی یافته بودند نیز انگ‌های توتالیتری دهه‌های گذشته از میدان راندند.

جنبه‌هایی از فرم مقدمه‌ بیداد پرویز مشکاتیان (IX)

گردش الگوی مضرابی در این بخش نیز مانند بخش قبل عمل می‌کند و تا لا بمل اوج گرفته و به شاهد بیداد باز می‌گردد. در این بین اما، ظاهر شدن نقش‌مایه‌هایی مشابه با آنچه در بخش اول نقش اصلی را برعهده داشت خبر از آمادگی سیر موسیقی برای بازگشت می‌دهد. درست از همین بخش است (شاید با کمی چشم‌پوشی از مشابهت‌های کم‌رنگ‌تری که در قسمت اول بخش دوم دیدیم) که یادآوری از طریق اشاره‌ی ضمنی (برپایه‌ی مشابهت) یا تکرار عینی، نقش خود را علاوه بر افزایش طول قطعه، به مثابه حافظه‌ در ساختار بزرگ مقیاس هم به نمایش می‌گذارند.

از روزهای گذشته…

حنانه: پسر حنانه بودن سخت بود

حنانه: پسر حنانه بودن سخت بود

دوست عزیز، شما نمی دانید که در سال ۱۳۴۳ چه کسی توجهی به ارکستر فارابی داشته یا هر شب در رادیو به اجرای پولیفونیک این ارکستر گوش می داده است. پس بهتر است احساسی برخورد نکنیم. حتما آنجا نیز ناراحتی هایی برای موسیقی دانهای آن زمان پیش آمده که احساسشان را آزرده است.
تنها میزگرد تخصصی موسیقی ایران (II)

تنها میزگرد تخصصی موسیقی ایران (II)

به هر حال بخش موسیقی ایرانی در ترکیب برنامه های فستیوال ضعیف عمل کرد. نمونه های خوب و بدی که باهم ارائه شدند، نتوانست موقعیت ممتازی را برای خودش بوجود آورد. این میزگرد پیرامون موسیقی ایران بالاخره برگزار گردید و آقایان “هوشنگ استوار”، “هرمز فرهت”، “مرتضی حنانه” و از طرفی آقای “فرهاد مشکوه” نیز که رهبر ارکستر سمفونیک وقت تهران بود، در این بحث حضور داشتند.
جایگاه موسیقی در عهد ساسانیان (III)

جایگاه موسیقی در عهد ساسانیان (III)

گویند گنج هایی را امپراطور روم از ترس خسرو پرویز سوار بر کشتی کرد و به آب انداخت تا به دست خسرو پرویز نیفتد اما طوفان و باد آنها را به ساحل مصر برد از قضا آنجا جایگاه سربازان خسرو بود که آن سواحل را فتح کرده بودند به این ترتیب این گنجها ازآن ایرانیان شد و این چنین بود که باربد آهنگی را به نام «گنج باد آورده» ساخت چنان که اشاره شد هر یک از الحان باربد بر اساس داستانی شکل گرفته است.
چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (III)

چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (III)

پیرو مطالبى که در شماره ى دوم در رابطه با شیوه هاى آموزشى ذکر شد در این شماره سعى مى کنم نسبت به هر شیوه ى آموزشى مقدار تمرینى را پیشنهاد دهم که مناسب با کلاسِ موردِ نظر باشد.
یک تم و چند تنظیم (La Campanella)

یک تم و چند تنظیم (La Campanella)

در موسیقی کلاسیک، گاهی با قطعاتی برخورد میکنیم که با وجود اینکه قبلا توسط آهنگسازی برای ارکستر و ساز خواصی تصنیف شده اند، به گونه ای دیگر بازنوازی و بازسازی میشوند. اینگونه قطعات اکثرا از ایده های بکری در ملودی سازی یا فرم برخوردارند که به آهنگسازان این امکان را میدهند که چند گونه تنظیم و اجرا شوند. در این مطلب و چند مقاله ای که در آینده روی سایت قرار خواهد گرفت به بعضی از این آثار میپردازیم.
تحلیلی بر کتاب‌شناسی‌های موسیقی در ایران (VI)

تحلیلی بر کتاب‌شناسی‌های موسیقی در ایران (VI)

روش‌های حفظ و نگهداری و استفادۀ صحیح از وسایل صوتی» [۳] «مجموعه حاضر گزارشی است درباره شیوه‌ها و تمهیدات و ضبط و پخش صدا که در آن سیر تکاملی ضبط موسیقی در ایران به تدریج از زمان ساخت فوندگراف آغاز می‌شود، سپس با اولین ضبط آثار تاریخ موسیقی ایران، سیر تحول صفحه گرامافون و صداگذاری فیلم ناطق ادامه می‌یابد. مباحث دیگر کتاب درباره ضبط موسیقی، مربوط به اختراع رادیو و تلویزیون، صفحه ریز شیار، ضبط استریو، نوار کاست و سرانجام آخرین ابتکار در کار ضبط صدا و ساخته شدن دیسک فشرده (CD) است. در این اثر همچنین شرح حال بعضی از چهره‌های برجسته موسیقی ایران و نحوه حفظ نگهداری از وسایل صوتی به تفصیل بیان شده است.» از مقایسه‌ی این دو نوشته کاملا مشخص است که [۳] بیانی عمومی‌تر، نزدیک‌تر به روایت و کم دقت (به واژه‌ی فوندگراف که به جای فونوگراف آمده توجه کنید) دارد و [۵] بیشتر برای استفاده‌ی اهل پژوهش فراهم شده است.
منتشری: به برنامه گلهای پیرنیا نرسیدم

منتشری: به برنامه گلهای پیرنیا نرسیدم

ما ۵-۶ آواز خوان و ۱۰۰ تصنیف خوان داشتیم. شما خودتان ردیف آوازی کار کردید و می دانید آواز مشکلات خاص خودش را دارد و حنجره و توانایی مخصوص خود را می طلبد. تصنیف به گونه ای دیگر است: اولا آهنگ تصنیف توسط آواز خوان ساخته می شود و به خواننده یاد می دهند ولی آواز به این صورت نیست و خود خواننده روی شعر آهنگسازی می کند و برای آن قالب مخصوص اش را می سازد پس آواز خوان هم سازنده و هم خواننده اثر است.
اپرای سان فرانسیسکو (III)

اپرای سان فرانسیسکو (III)

ترنس مک اووین (Terence McEwen) از سال ۱۹۸۲ تا سال ۱۹۸۸ کارگردان اصلی اپرای سان فرانسیسکو بود. به دنبال خبر بازنشستگی آدلر در ژوئن ۱۹۷۹، ترنس جانشین با صلاحیت آدلر شد. او در مونتریال کانادا بزرگ شد، از سن بسیار کم عاشق اپرا بود، به رادیو گوش می داد و در سن ۱۴ سالگی در تعطیلات زمستان به منظور شنیدن اپراهای محبوبش، به نیویورک سفر کرد. سایو (Sayão) خواننده محبوب ابدی ترنس بود که او برای دیدن سایو در اجرای مانون (Manon) در مونریال اصرار فراوان داشت.
مقدمه‌ای بر تجربۀ شنیداری معماری (III)

مقدمه‌ای بر تجربۀ شنیداری معماری (III)

مطالعاتی که دربارۀ هرم‌های اقوام مایا صورت گرفته‌است، حضور مفاهیم معماری شنیداری را در این فرهنگ نمایش می‌دهد. بررسی‌ها مشخص کردند که بازدیدکننده‌هایی که در پله‌های پایینی هرم مایا ایستاده‌اند، به‌جای شنیدن صدای پاهای سایر بازدید‌کنندگانی که از پله‌ها بالا می‌روند، صدای افتادن قطره‌های باران در دلو آب را می‌شنوند.
لورین مازل درگذشت!

لورین مازل درگذشت!

لورین مازل (که در واقع ماهزل تلفظ می شود) در ۸۴ سالگی بر اثر مشکلاتی که ناشی از نارسایی ریوی بود در محل زندگیش در مزرعه کسلتن درگذشت. مازل، رهبر ارکستر و ویولنیست، روزهای آخر عمر خود را مشغول تمرین برای جشنواره کسلتن بود که خود راه اندازی کرده بود.