گفتگو با جیمز دپریست (IV)

چه توصیه ای برای رهبران جوان دارید؟
از تجارت دوری کنند! مقدار کار زیاد نیست حتی برای ما که سالهاست در آن قرار داریم. واقعا نمی توان به جوانها توصیه ای کرد. اگر بتوانید، آنها دیگر نباید رهبر شوند! من موسیقی دانان فوق العاده با استعدادی را دیده ام که رهبری می کنند اما کار دشوار، پیدا کردن ارکستری است که بتوانند به همراه آن کارهای خوبی ارائه دهند و پایه های حرفه ای خود را بسازند.

حقیقاتا کار به اندازه کافی وجود ندارد؟

چرا وجود دارد، من فقط می خواستم اندیشمندانه پیش بینی کنم!

دلیل پرسیدن این سئوال آن است که دیده ام رهبرانی وجود دارند که نقشهای متفاوتی ایفا میکنند: در جایی رهبر ارکستر، جایی دیگر کارگردان موسیقی، جای دیگر مدیریت…

خب این اتفاق زمانی که ارکستر اجراهای متعددی در طول فصلها دارد می افتد اما هیچ گاه تعداد کاندیدهای مهمان برای اداره ارکستر کم نیست. با این حال، کار بسیار سختی است که شخصی را با قابلیت فراوان برای این کار پیدا کنیم. در ابتدای شروع حرفه خود، با یادگیری قطعات موسیقی در ارکسترهای کوچک اروپایی آغاز کردم، به همراه رهبران با تجربه و تک نوازان. ممکن است در ظاهر به نظر قدم بزرگی نیاید، اما شما مهارت فراوانی به دست خواهید آورد.

آیا عقیده اروپائیان در مقایسه با آمریکائیها در این باره متفاوت است؟

بله، زیرا ارکسترهای اروپایی بر اساس تعداد دفعات تمرین حقوق دریافت می کنند، این باعث می شود در بسیاری موارد آهسته تر کار کنند. زیرا آنها می دانند که این تمرینات بسیار حیاتی هستند!

حتی زمانی که قطعه ای کاملا جدید را باید اجرا کنند؟

بله، حتی در آن زمان به خصوص که تعداد تمرینات نیز بیشتر می شود. در اروپا این امر بسیار فرصت لوکسی است برای نوازندگان و اجرا کنندگان. به یاد می آورم که کار جدیدی را به همراه فیلارمونیک استکهلم انجام می دادم، زمانی که از مدیریت آنجا تقاضای هفت تمرین را کردم (چهار تمرین، تعداد عادی آن است)، او حتی پیشنهاد هشت یا نه تمرین را داد و این فوق العاده بود!

آیا از همه آن نه تمرین استفاده کردید؟

از هفت تای آن استفاده کردیم.

آیا به طور کل رهبری حرفه ای لذت بخش است؟

بله، زمانی که آن را درست انجام دهیم. نمی گویم که هر کسی که علاقه دارد اما شانسی ندارد. به طور کل حرفه ای دشوار است اما جالب نیز هست یا… باید باشد.

آیا رهبری برای ضبط تا در تالار کنسرت متفاوت است؟

در حال حاضر ما در خود تالار کنسرت ضبط می کنیم، اما سئوال را متوجه شدم. من از کار ضبط بسیار لذت می برم. در هنگام ضبط امکان دقیق بودن، زیبا بودن و خودجوش بودن وجود دارد؛ استرس بسیار زیادی نیز وجود دارد، باید بسیار واضح و دقیق بیان کرد. آندره واتز یکبار گفته است: “از دریافت تفاوت این دو در شگفتی ام”.

در اجرای کنسرت هم تماشاگران، هم اجراکنندگان، این شانس را دارند که حرکات فیزیکی را که با رفتن از یک نت به نت دیگر ایجاد می شوند را ببینند، صدا و تصویر در کنار هم قدم بر می دارند اما در کار ضبط اینگونه نیست، همان فضا و حرکات ممکن است در ذهن بیننده طوری دیگر شکل گیرد.

دشوار آن است که چطور کاری را ارائه دهید که همان باشد که می خواستید، از لحاظ سرعت، احساس و طرز بیان و تنظیم آن با زمانی که در استودیو برای ضبط دارید. ما کنسرتوی لوتوسلووسکی برای ارکستر را در جشنواره های رومن در دو بخش چهار ساعته ضبط کردیم. این کار به تمرین و تسلط بسیار بالایی نیاز داشت.

هیچ گاه این حس را نداشتیم که باید طوری آماده بود که می دانیم امکان دوباره ضبط وجود ندارد. شرایط دیگری نیز به همراه ارکسترهای دیگر پیش می آید. مثلا یک تولید کننده ممکن است بگوید ارکستر باید همه کار را اجرا کند، اما در نهایت آن را با قطعه ای دیگر ترکیب می کنند. بله، کار ضبط به همراه تدوین و به دست آوردن بهترین نوع صدا و کیفیت است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ریتم و ترادیسی (XIV)

رایج ترین روش واقع نمای بازنمایی موسیقایی ذخیره سازی مستقیم موج صداست. ساز و کارِ متداول ذخیره-سازی آنالوگْ نوارهای کاست و ضبط های اِل پیْ هستند. فنون متداول ذخیره سازی دیجیتالْ شکل موج را نمونه برداری کرده و سپس بازنمودی از نمونه ها را بر نوار مغناطیسی، در قالب نوریِ آنْ بر سی دی، یا در حافظه ی یک رایانه ذخیره می کند. تمامی این فن آوری ها تغییرات صدا را در یک موجِ فشار صوتی هنگام رسیدن آن به میکروفُن ضبط می کند.

مروری بر آلبوم «روز ششم»

اگر اهمیت یک آلبوم را تنها در انتشار یک قطعه‌ی مهم تاریخی هم بدانیم، باید اهمیتی چشم‌گیر برای «روز ششم» قائل شویم. زیرا بالاخره پس از هفت دهه ضبطی شایسته از قطعه‌ی پروانه (نسخه‌ی ارکستری) امانوئل ملیک اصلانیان به دست می‌دهد. نسخه‌ی پیانویی پروانه را اصلانیان در سال ۱۳۳۳ نوشت. دانستن همین نکته کافی است تا پس از دقیق شنیدن آن دریابیم چه اندازه رویکردش به استفاده از مصالح موسیقی ایرانی نو و جسورانه بوده است.

از روزهای گذشته…

آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (I)

آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (I)

نوشته ای که پیش رو دارید، گفتگوی بیتا یاری با پرفسور هرمز فرهت، موزیسین و استاد دانشگاه موسیقی دابلین و سامان دهنده دانشکده موسیقی دانشگاه تهران است. بخشی از این مصاحبه قبلا در روزنامه به چاپ رسیده است و در این سایت به صورت کامل به انتشار می رسد.
عدم اعتنا به بی اعتنایی! (II)

عدم اعتنا به بی اعتنایی! (II)

آیوز آماتور نبود و در دانشگاه ییل درس خوانده بود و در سالهای واپسین قرن نوزدهم موفق شده بود سمفونی ها، آوازها، موسیقی مجلسی و نیز موسیقی مذهبی کلیسایی تصنیف کند و کنار موسیقیدانانی که در آلمان درس خوانده بودند و به روش متین و محافظه کارانه آهنگسازی می کردند در صلح و صفا به سر برد.
یو-تو (I)

یو-تو (I)

یوتو (U2) گروه موسیقی راک ایرلندی که در سال ۱۹۷۶ در دوبلین شکل گرفت و امروزه به‌عنوان یکی از معروفترین، محبوبترین و پرافتخارترین گروه‌های موسیقی در جهان محسوب می‌شود. اعضای این گروه: پال هیوسن معروف به بونو (Paul Hewson -Bono) خواننده اصلی، دیوید ایوانس معروف به اِج (Dave Evans – The Edge) و برادر بزرگترش دیک (Dik Evans) گیتار، آدام کلایتون (Adam Clayton) از دوستان برادران ایوانس، گیتار بیس و لری مولن جونیور (Larry Mullen, Jr) درام.
گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

در این وقت «قاسم آفرین» پرسید؛ به نظر شما آیا این دگرگونی‌ها در محتوا هم اتفاق افتاده یا تنها در شکل ظاهر آثار است؟ برای پاسخ به این پرسش مدرس از وی خواست دقیقاً توضیح دهد که آیا منظورش از محتوا، محتوای موسیقایی (Musical Content) و قرار دادن آن در برابر فرم است؟ یا موضوع دیگری؟ در هر حال به گفته‌ی مدرس قصد نشان دادن تغییرات در گروه‌نوازی (به‌ویژه رنگ) بود و بحثی از تغییر دیگر مولفه‌های محتوای موسیقایی به میان نیامده است.
موریس ژار

موریس ژار

اگر برای اولین بار نام موریس ژار Maurice Jarre را به عنوان آهنگساز آثار کلاسیک سینمایی اوایل دهه ۶۰- مانند لورنس عربستان و دکتر ژیواگو- شنیده باشید و متوجه شوید که او مدتها قبل از این برای تعداد زیادی فیلم فرانسوی موسیقی ساخته است، از دانستن این نکته که او سازنده موسیقی متن بسیاری از فیلمهای مطرح دهه ۸۰ و ۹۰ –از جمله جاذبه مرگبار (Fatal Attraction ) و روح (Ghost)- هم بوده، متعجب خواهید شد.
والی: در هنرستان عالی به سبک فرانسه درس میدادند

والی: در هنرستان عالی به سبک فرانسه درس میدادند

همانطور که از طریق این سایت اطلاع پیدا کردید، دوشنبه گذشته جلسه نقد نغمه به هارمونی ایرانی پرداخت و نظراتی در این رابطه به نقد گذاشته شد. هارمونی در موسیقی ایرانی و چالش های پیش روی آن در زمینه ساخت آکورد و نیز توالی آکوردها در انواع این هارمونی مورد بررسی قرار گرفت و گرایشات مختلفی مطرح شد؛ اما به دلیل کمبود وقت تنها یک گرایش مطرح نشد و آن گروهی بودند که اصولا با استفاده از هارمونی در موسیقی ایرانی موافق نیستند؛ این طیف شامل افرادی با گرایش های سنتگرا در موسیقی دستگاهی و همینطور موسیقیدانانی تحصیل کرده با در اروپا و آمریکا است که تحت تاثیر این گروه سنتگرا، به تاکید بر موسیقی ایرانی در آثارشان گرایش پیدا کرده اند.
روش سوزوکی (قسمت بیستم)

روش سوزوکی (قسمت بیستم)

ناهمواری ها و ضعف و ناتوانی در کودکان عادی و معمولی تبدیل به عادت می‌شود و جزو خصلت و شخصیتشان می شود و در نهایت طبیعت و کاراکتر شان را تشکیل می دهد، به همین منوال هم می‌ماند. ولی با یک برنامه‌ریزی ده ساله تربیتی پرورشی می توان کودکانی عالی و برجسته به جامعه سپرد اگر کسی طالب و خواستار این روش باشد، من یقین دارم که بعد از ده سال هر کسی می تواند استعداد خود را به شکوه و جلا رساند و به فرهنگی والا دست یابد.
والی: موسیقی چندصدایی غرب به پایان رسیده

والی: موسیقی چندصدایی غرب به پایان رسیده

مسئله ایرانی بودن و غیر ایرانی بودن نیست،‌ مسئله پایه موسیقی است؛ آیا این موسیقی از درون خود سیستم دستگاه آمده است یا پایه غربی دارد و رویش موسیقی ایران کار شده است.
کنسرت گیتار کلاسیک نوید زندآوه

کنسرت گیتار کلاسیک نوید زندآوه

نوید زندآوه گیتاریست تهرانی، همواره از سال ۱۳۸۴ اجراهایی را در سالن های مطرح تهران برگزار کرده که با استقبال خوبی رو برو شده است. وی اولین اجرای خود را در باشگاه دانشجویان دانشگاه تهران اجرا کرد و اولین رسیتال رسمی خود را در سال ۱۳۸۵ در تالار فارابی دانشگاه هنر برگزار کرد که با استقبال بی نظیری روبرو شد.
«بهمن رجبی، اندیشه ای نو نگاهی متفاوت»

«بهمن رجبی، اندیشه ای نو نگاهی متفاوت»

هنر مکاشفه ای است در اعماق روح و کنکاشی است بر حصول جاودانگی. نمودی است بر تجلی روحی که در تلاطم و طغیان است. هنر، حکایت دردهای آشکار و نهان انسانها در گذر از پیچ و خم سالیان است. در بیان عشق و مرگ، بودن و فنا و زبان گویایی است بر تمامی دردهای ازلی و ابدی انسانها. هنری که از آبشخور اندیشه های انسانی سیراب شده باشد، متعالی و پرشکوه بلندای طول تاریخ را درمی نوردد. عشق می آفریند و شوریدگی. هنر مفهوم بی منتهای آزادی است و اینگونه است که در غربت و تنهایی پرشکوه انسان زاده می شود، آغاز میگردد و همچنان در بطن جامعۀ انسانی، تأثیر گذار و همراه به پیش میرود و امّا جاودانه است و هیچگاه میرا نیست و در روح و جان نسلها و نسلها باز نواخته میشود.