گفتگو با جیمز دپریست (III)

جیمز دپریست
جیمز دپریست
توانایی بالا در تکنیک باعث برتری یک ارکستر می شود. چه چیزی در یک قطعه موسیقی باعث قوت آن است؟
فکر می کنم جواب دادن به این سئوال برای بسیاری سخت باشد. برای من به عنوان رهبر ارکستر، قطعه موسیقی عالی، قطعه ای است که هیچگاه نمیرد و آنقدر توانا باشد که همیشه شما را قانع کند تا باز آن را بارها و بارها اجرا کنید. این همان قطعه ای است که می تواند توسط اجرا کنندگان گوناگونی کار شود. به یاد می آورم زمانی که به همراه فیلارمونیک اسرائیل بودم، روش آنان این است که یک برنامه را حداقل ۹ بار تکرار کنند، ۶ بار در تلاویو و ۳ بار در هایفا و احتمالا ۱ بار در اُرشلیم! خب شما بهتر است که آن کار را دوست داشته باشید، چرا که مجبور هستید چندین روز متوالی آن قطعات را تکرار کنید! به یاد می آورم که سمفونی شش بتهوون را در یک کنسرت اجرا کردم و همچنین کنسرتوی بلا بارتوک (Bela Bartok) و راخمانینوف (Rachmaninoff)! هر چقدر قطعه موسیقی بهتر باشد به دفعات بیشتری می تواند اجرا شود.

نه آنکه در هر شب کنسرت، قطعه ای متفاوت باشد بلکه از لحاظ حسی و اجرایی تنوع و تفاوت داشت. سختی کار در آثار بتهوون در آن بود که آن را ساده نشان دهیم تا برای تماشاچیان قابل درک باشد.

اگر به قطعاتی برگردید که زمان طولانی است که به آنها نگاه نکرده اید و حتی نشنیده اید، آیا متعجب می شوید که آنها همچنان عمیقا قابل درک و قابل اجرا باشند؟
بی شک! در ماه مه به همراه فیلارمونیک هیلسنکی (دانمارک) یازدهمین سمفونی شوستاکوویچ (Shostakovich) را ضبط کردیم. این اولین سمفونی بود که در نیویورک در سال ۱۹۶۷ رهبری کردم و عمیقا عاشق آن قطعه شدم اما هیچ وقت دیگر آن را اجرا نکردم.

آیا این یک اشتباه بود؟
این سئوالی است که بارها از خود پرسیده ام، آنقدر شوق و علاقه داشته ام که آن را برای اولین بار اجرا کنم و به خاطر نیز بسپارم اما نمی دانم چرا دیگر بار آن را اجرا نکردم؟! این فرصت را داشتم به همراه ارکستر سمفونیک کوبک و ارکستر سمفونیک اُرگون و بسیاری دیگر آنرا بنوازم، اما زمانی که فرصت پیشنهاد دادن آن را داشتم هیچ گاه اینکار را نکردم. حقیقاتا قطعه ای مناسب ارکستر فیلارمونیک هیلسنکی بود. ارکستری که بارها آن را رهبری کرده ام و بسیار به آن علاقمندم. در هنگام تمرین، اجرا و ضبط کردن عمیقا درمیافتم که چرا عاشق این قطعه هستم.

آیا می توانید دلیلش را با کلمات بیان کنید یا تنها حسی خالص از موسیقی است؟
وقتی در دنیای موسیقی قرار می گیرم در دنیایی متفاوت هستم. چیزی نیست که در اولین اجرا آن را دریافته باشم. بعد از خواندن کتابی از ولکوو (Volcov) در جایی که شوستاکوویچ نوشته است: “این قطعه را بعد از شورش مجارستان ساخته ام.” اگرچه مربوط به سالهای ۱۹۰۳ است اما مسائل روز را در بر دارد. در طول رهبری این قطعه آگاه شدم که می تواند توصیفی از تمام شورشها علیه دولتهای فاشیست باشد. مردم می توانند حس بی یاوری و بی حامی ماندن را در آن حس دریابند و این حس بیمارگونه موجود در کار در درون من عمیقا جای گرفت و آن حس را با خود به خانه بردم. نمی توانم کاملا توضیح بدهم اما شاید اینها دلایلی بودند که دیگر آن را اجرا نکردم یا باید سپاسگزار باشم که با دوباره کشف کردن آن، شور و شوق خود را کشف کردم. حال می بینم نمی توانم بگذارم هفته ها بگذرد و این قطعه را اجرا نکرده باشم.

آیا این موسیقی سیاسی است؟
فکر می کنم خطرناک باشد که زیاد به آن جنبه بپردازیم، ممکن است که در هدفمان گمراه و نا امید شویم. بهتراست سعی کنیم خود قطعه را از سازنده آن جدا کنیم مگر آنکه قطعه حقیقاتا پیامی سیاسی داشته باشد. می توان به راحتی دلیل آن را درک کرد که چرا ریچارد استرائوس (Richard Strauss) تا حدی در دوران نازی فردی سیاسی بود اما آن را با آثار خود ترکیب نکرد و در دنیای موسیقی یک نابغه است. کارهایی وجود دارند که کاملا سیاسی هستند اما در اجرای آن ما ملایم تر عمل می کنیم. سمفونی یازدهم شوستاکوویچ ما را از شورش کشور مجارستان متاثر می کند اما این بدان معنی نیست که مجارهای بیشتری را تشویق به شورش علیه روسها کنیم. کاری که باید انجام دهیم جهانی کردن این حس خشم و طغیان است که تنها منحصر به یک کشور خاص در یک قاره خاص نمی باشد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«پرورده یِ عشق» (IV)

سخن دیگر اینکه توجّه شهیدی به تنوّع شعر و خواندن شعر شاعران مختلف مثال زدنی است و صرفا به دو یا سه شاعر برجسته اکتفا نکرده است. بنابر سنّت های سینه به سینه در آواز ایرانی بیشتر آواز را با غزل و آن هم غزل سعدی و بعدها غزل حافظ می خوانند و در مرتبه ی پایین تر غزل و مثنوی عطّار و مولانا یا رباعیّات خیّام، در این میان با وجودِ نبوغ شعری بی نظیر و تصاویر بدیع و محتوایِ عاشقانه یِ برجسته یِ سروده های نظامی، شعر حکیم نظامی گنجوی در آواز ایرانی مورد غفلت واقع شده است، عبدالوهّاب شهیدی نظامی خوانی ست بی نظیر که به خوبی از عهده ی بیان احساساتِ عمیق شعر نظامی برآمده و در این زمینه در مجموعه ی برنامه ی گلها آثار ماندگاری از خود به یادگار گذاشته است: هنگامی که در audio file برنامه ی گلهای رنگارنگ ۳۸۸ در مثنویِ ابوعطا، زاری های مجنون را بر درگاهِ کعبه زمزمه می کند:

مروری بر آلبوم «اپرای رستم و سهراب»

رستم و سهراب، این تراژیک‌ترین قله‌ی حماسه‌های فارسی را لوریس چکناوریان به هیات اپرایی درآورده و برای دومین بار منتشر کرده است. اجرای پیشین (ضبط سال ۲۰۰۰) را انتشارات هرمس سالی پس از ضبط منتشر کرده بود. این اجرای تازه با تکخوان‌هایی متفاوت (و به همین دلیل با لهجه‌ی برآمده از آواخوانی و تاکید متفاوت) و البته همان ارکستر و کر و احتمالا رهبری خود آهنگساز، گویا نسبت به اجرای پیشین نسخه‌ای دگرگون شده است (۱).

از روزهای گذشته…

سارا برایتمن

سارا برایتمن

سارا برایتمن (Sarah Brightman) سال ۱۹۶۰ در انگلستان متولد شد و از سن سه سالگی شروع به فراگیری فنون رقص نمود.
فرنگیس علیزاده و موسیقی نو (II)

فرنگیس علیزاده و موسیقی نو (II)

من جوانان را تشویق می کنم که در زندگی خود به دنبال هدفی باشند و سخت در پی رسیدن به آن هدف تلاش کنند.آنها باید زبانهای مختلفی را یاد بگیرند و دید بازی نسبت به پیشرفتهای دنیا و اختراعات جدید داشته باشند. آنها هرگز نباید احساس کنند که در چهارچوبی محدود هستند. دنیا بسیار بزرگ است و اطلاعات و تکنولوژی بسیار سریع جلو می روند. جوانها باید همیشه آماده یادگیری چیزهای جدید باشند.
مطالعه تطبیقی عود و گیتار (II)

مطالعه تطبیقی عود و گیتار (II)

دارای پنج سیم جفت است که با انگشت گذاری بر روی هر جفت سیم آن می توان صداهای زیادی تولید کرد مثل ماندولین این ساز دارای دسته نسبتا” کوتاه است و بدین جهت وسعت آن چندان زیاد نیست.
سلطانی: من اهل ایرانم!

سلطانی: من اهل ایرانم!

من بیشتر از آن که از گذشته آموخته باشم، از روزگار و کشاکش دهر آموخته ام؛ از آموخته های نوجوانی ام و تاوانی که بابتش پرداخته ام. امیر کبیر برای تاریخ شخصیت مهمی است و برای من هم. او می توانست خیلی چیزها را زیر پا بگذارد و خیلی از کارهایی را که نکرد، انجام دهد، اما انجام نداد. او به عهدش با خود و ملت پایبند ماند و برای همین خوشنام است. خوشنامی یک ارثیه ی قابل توجه از دوران دور است که غالباً همه با دل و جان در پی اش می گردند.
دیلان‌ به‌ روایت‌ هندریکس‌ – ۲

دیلان‌ به‌ روایت‌ هندریکس‌ – ۲

تونالیته‌ آهنگ‌ و آکوردهای‌ نواخته‌ شده‌ در آن‌ همانهایی‌ است‌ که‌ دیلان‌ نوشته‌ بود و هندریکس‌توالی‌ آکوردها را به‌ همان صورت‌ که بود حفظ‌ کرد. تنها در یک‌ جا (همراه‌ کلمه‌ joke) به‌ جای‌ آکورد A ازآکورد #F مینور نسبی‌ استفاده‌ کرد.
فراهانی: فرهنگ نقد پذیری را بیاموزیم

فراهانی: فرهنگ نقد پذیری را بیاموزیم

هوشنگ فراهانی، نوازنده تار و سه تار و آهنگساز و از معدود موسیقیدانان وبلاگ نویس است. به بهانه نزدیک شدن به زمان برگزاری جشنواره سایت ها و وبلاگ ها، با او به گفتگو نشسته ایم که می خوانیم.
کنسرت علی اکبر مرادی و اولاش اوزدمیر در مادرید

کنسرت علی اکبر مرادی و اولاش اوزدمیر در مادرید

کنسرت علی اکبر مرادی استاد تنبور و اولاش اوزدمیر نوازنده ارزنده ترک در محل کانون فرهنگی پرسپولیس در مادرید برگزار شد. در بخش اول این برنامه مرادی به تکنوازی تنبور پرداخت و قطعاتی را براساس مقام “الله ولی” و “هجرانی” اجرا کرد و اشعاری به زبان کردی خواند.
کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (II)

کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (II)

در سپیده دم قرن بیستم آرنولد شوئنبرگ روشی را برای آهنگسازی بوجود آورد که از دیدگاه زیباشناسی تقریبا به هیچ چیز پیش از خودش شبیه نبود. روشی نو که بعدا به سریالیسم شهرت یافت. به دلیل همین ساختمان ناآشنا، تعداد زیادی از شنوندگان نحوه آهنگسازی او را تصادفی می‌پنداشتند اما در حقیقت چنین نبود. اگر به جریان موسیقی در قرن بیستم نگاهی کلی بیافکنیم بدرستی متوجه می‌شویم تا پیش از جان کیج هیچ موسیقی دیگری را نمی‌توان به طور جدی دارای ویژگی‌های تصادفی دانست.
موسیقی ایرانی و سرنوشت ارکستر سمفونیک تهران در سالی که گذشت

موسیقی ایرانی و سرنوشت ارکستر سمفونیک تهران در سالی که گذشت

سالی که گذشت سال پرکاری برای موسیقی ایران بود و البته نه پربار! برنامه های استادان موسیقی ای که از شهرت بالایی در میان مردم برخوردار بودند، با استقبال بسیار زیادی روبرو شد ولی آنطور که از نقد های نوشته شده بر این کنسرت ها میشود احساس کرد، چنان که باید از نظر محتوایی باری نداشت.
ویلنسل (V)

ویلنسل (V)

ویولنسل، نمونه ی تکامل یافته ای از باس ویولن است که در سال ۱۵۵۶ توسط Jambe de Fer برای اولین بار عرضه شد که در ابتدا سازی با سه سیم بود. احتمالاً گابریلی نخستین آهنگسازی بود که باس ویولن را در اثر خود به نام Sacrae symphoniae به سال ۱۵۹۷ مورد توجه خاص قرار داد.