مروری بر آلبوم «آثار استاد فرامرز پایور»

«امکانات بالقوه مانده»
مکتب پایور در میان مکتب‌های آموزشی-هنری در موسیقی ما موقعیت خاصی دارد، نه ‌فقط به دلیل این‌که یک دوره‌ی یادگیری طولانی‌مدت منظم (حدوداً ۱۰ ساله) را پیشنهاد می‌دهد بلکه به خاطر نقشی که می‌تواند در یکی از مهم‌ترین نیازهای فعلی موسیقی کلاسیک ما بازی کند. آثار «فرامرز پایور» این پتانسیل را دارد که در کمبود اجرای مجدد قطعات موسیقی و توجه به هنر تفسیر –به‌عنوان مرحله‌ای از روند کلاسیک‌سازی- گشایشی پدید آورد.

همه‌ی پایه‌های لازم برای چنین رویکردی در آنها جمع آمده است. تفکیک میان نوازنده و آهنگساز، از خود پایور آفریننده که بگذریم، در آنها به حد کافی رشد کرده و هنرمندان را به‌سوی تفسیر می‌راند. قطعاتش استعداد این را دارند که به شکل‌های مختلف تفسیر شوند زیرا نقاط نامتعین و ابعاد کافی برای مکشوف کردن از طریق تفسیرهای متفاوت در آنها وجود دارد (اگر خود روش آموزشی با دقت بیش‌ازاندازه بر درست و غلط یا همان «خواستِ پایور» سد راه نشود). درباره‌ی ارزش اغلب این آثار در جامعه‌ی موسیقی توافق نسبی به چشم می‌خورد (گرچه اقبال مخاطبان لزوماً چنین نیست). و درنهایت، آن‌قدر آموزش‌دیده‌ی مکتبی با هدف فراهم آوردن نوازندگان توانا هست که بتوانند انبوه کارها را اجرا کنند.

آلبوم «آثار استاد فرامرز پایور» تنظیم «امیر رحمانیان» بر شالوده‌ی همین پتانسیل‌ها بنا شده است. ترکیبی از آخرین بازماندگان هنوز فعالِ گروه پایور (حسن ناهید) و تربیت‌شدگان مکتب آموزشی، این فرصت را به رحمانیان می‌دهند که از امکانات یادشده بهره ببرد. اما همه‌ی اینها در همان شالوده محبوس می‌شود. افسوس که با تمرکز بر رنگ‌آمیزی و تنظیم‌هایی اغلب بسیار نزدیک به آنچه خود آهنگساز ممکن بود در گذشته انجام داده باشد، بیشترشان دست‌نخورده و بالقوه می‌مانند. به‌ندرت در آلبوم قطعه‌ای می‌بینیم که نیروی نوازندگان برای اجرایش معطوف به تفسیر دوباره و هنرمندانه‌ی آن شده باشد. شاید جز قطعه‌ی «پراکنده»، که در آن اجرای سریع‌تر و سبک‌بال‌تر خود پایور به اجرایی با تندای کمی کم‌تر و جمله‌بندی شمرده‌تر تبدیل شده و کیفیتی تازه به کل قطعه بخشیده، امکانات تفسیری بقیه‌ی قطعات همچنان منتظر تخیل قوی اجراکنندگان بعدی باقی خواهد ماند تا سر برسند و قطعات را از آنِ خودشان کنند، نه این‌که خود از آنِ قطعات شوند.

***

امیر رحمانیان بخشی از ساخته‌های استاد پایور را در قالب دو مجموعه‌ به نام‌های هشت آهنگ و آثار استاد فرامرز پایور منتشر کرده است. بسیاری از آثار موجود در این دو آلبوم تا کنون به صورت گروهی و آنسامبل اجرا نشده بودند. رحمانی که یکی از هنر‌آموختگن مکتب پایور است و در این دو مجموعه به بازآفرینی آثار استاد پایور پرداخته است.
noise.reviews

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (V)

در این مدتی که در دانشگاه این تغییرات را به وجود آوردید و به مدت ۸ سال بود ریس دانشکده موسیقی بودید فکر می‌کنم زمان کافی برای فارغ‌التحصیلی دانشجویان برای حداقل پنج دوره فراهم بود. چه کسانی در آن دوره به‌عنوان موسیقی‌شناس فارغ‌التحصیل شدند. لطفاً نام ببرید. به‌یقین بیش از چند اسم به خاطر نخواهم آورد. موضوع مربوط به چهل‌ و چند سال پیش است. به‌طور مثال آقای لطفی.

گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (VIII)

نوع دیگر از دسته بندی، تقسیم موسیقی به موسیقی هنری و انواع دیگر موسیقی است که از این دیدگاه، فاقد ارزش های هنری هستند، با این ویژگی که اولی محصول خلاقیت و نبوغ است و در درجه اول شامل موسیقی های تصنیف شده توسط آهنگسازان نامدار است که به عنوان هنر غیر وابسته (autonome Kunst) یا هنری که فقط به خلاقیت و نبوغ سازنده اش متکی است، شناسایی می شوند. البته در مورد شناسایی موسیقی های غیر هنری بین ناظرین و منتقدین و تئوری پردازان توافقی وجود ندارد. در این گروه بنا به دیدگاه های متفاوت، انواع مختلف موسیقی ها مانند موسیقی بازاری (Musik Kommerz) برای مصرف در حیطه تجارت و اغلب محصول تقلید و کپی برداری یا موسیقی های محلی و فلکلور های شهری و روستایی و موسیقی های سنتی و آئینی که بدون «خلاقیت هنری» وجود داشته و دارند، شناسایی می شوند که برنامه کاری اتنوموزیکولوژی است.

از روزهای گذشته…

گفتگو با تیبو (VII)

گفتگو با تیبو (VII)

کرایسلر که استعداد زیادی در پیاده کردن نت ها داشت تنظیم های شگفت انگیزی را انجام داده است. همچنین تیوادار ناچز (Tivadar Nachèz) و آرتور هارتمن آثار خوبی را تنظیم کرده اند. این آثار همراه با کارهای کوتاه تر ویوتام و وینیاوسکی، مثل Ballade et Polonaise از ویوتام، آثار خوبی برای اجرا هستند؛ هرچند پیوریست های موسیقی (musical purists) ممکن است این اثر را تأیید نکنند. به نظر من Polonaise در سطح آثار شوپن است یا مثلا از نظر ویرتوز بودن Gypsy Airs از سارازات را در در نظر بگیرید که با هر کدام از راپسودی های لیست برابرند.
هماهنگی در موسیقی ایران (I)

هماهنگی در موسیقی ایران (I)

مقاله ای که پیش رو دارید به قلم روح الله خالقی، آهنگساز و رهبر ارکستر گلها است. وی در این مقاله به تاریخچه چندصدایی در موسیقی ایران پرداخته است و در حاشیه نقطه نظرات خود را نیز در این زمینه مطرح کرده است.
عبدی: سعی میکنم به یک امضای شخصی برسم

عبدی: سعی میکنم به یک امضای شخصی برسم

نوازندگان جوان ارکستر سمفونیک تهران با کار جدی و بدون وقفه ای که در پیش دارند به زودی به بار خواهند نشست و ارکستر صدایی که باید به گوش شنونده برساند را خواهد رسانید. به شرطی که انگیزه ها در این نوازندگان کشته نشود بلکه بارور شوند تا به ثمر برسند. نوازندگان پیش از انقلاب نیز هم اکنون در تربیت این جوانان نقش بسیار مهمی خواهند داشت.
تکنیک های هارمونی در موسیقی های امپرسیونیسم و رومانتیسم (I)

تکنیک های هارمونی در موسیقی های امپرسیونیسم و رومانتیسم (I)

تفکر امپرسیونیسم که ابتدا در نقاشی قرن نوزدهم شکل گرفت پس از مدت کوتاهی در سایر هنرها نیز جایگاه خود را پیدا کرد. هرچند درباره موسیقی به این دلیل که هنری کاملاً غیر مفهومی است به سختی می توان بیان غیر واقعی اندیشه ها را خلق کرد (چرا که موسیقی از بیان واقعی پدیده ها معذور است تا چه رسد به بیان غیر واقعی آنها) با این حال نهضتی را که در موسیقی با آثار کلود دبوسی شکل گرفت به موسیقی امپرسیونیستی تعبیر می کنند. در این سبک آهنگساز با رهایی از تقید قوانین هارمونی و پیوند آکوردها سعی در خلق آثاری دارد که درآنها صدا بر هارمونی و ملودی تقدم اصالت دارد. نوشته زیر از “Reinier Maliepaard” موسیقی دان، مدرس تئوری و تاریخ موسیقی در کنسرواتوار “Artez” هلند، روانشناس و مهندس نرم افزار است که مقاله های زیادی را در مورد جنبه ها و سبک های مختلف موسیقی نوشته است. همچنین نرم افزارهای رایگان ساخت او را که در حوزه نت نویسی و ساخت موسیقی برای ویندوز و مک نوشته شده اند را می توان از سایت www.mcmusiceditor.com دانلود کرد. نوشته رینر مالیپارد را می خوانید:
تشخیص تونالیته و انتخاب آکورد

تشخیص تونالیته و انتخاب آکورد

در ادامه مطلب قبل راجع به نوشتن همراهی برای ملودی، یکبار دیگر به ملودی آماده شده نگاه کنید. فرض را بر این میگذاریم که ملودی ما دارای تونالیته هست لذا باید سعی کنیم تونالیته آن را پیدا کنیم. – البته این فرض غلطی نیست چرا که موسیقی های بدون تونالیته را به این سادگی نمی توان درک کرد! – در بسیاری از موارد سرکلید ها کمک بسیار خوبی برای نزدیک شدن به تونالیته موسیقی هستند (اما نه همیشه). بنابر این از سرکلیدهای قطعه مشخص هست که ملودی یا در Eb ماژور نوشته شده یا در C مینور.
موسیقی و نلسون ماندلا (I)

موسیقی و نلسون ماندلا (I)

زندگی نلسون ماندلا، سال هایی که او در زندان سپری کرد، انگیزه و مبارزه خستگی ناپذیرش با آپارتاید (جدا نژادی)، از او سمبولی ساخته بود که به منبع بزرگ الهام هنرمندان بسیار به ویژه موسیقیدان ها تبدیل شده بود.
روش سنتی تدریس موسیقی در ایران

روش سنتی تدریس موسیقی در ایران

نوشته ای که پیش رو دارید در ۲۱ بهمن ۱۳۴۱ در مجله موزیک ایران به قلم روح‌الله خالقی، آهنگساز و رهبر ارکستر به انتشار رسیده است و در آن روش آموزش قدیمی موسیقی ایران که به روش سینه به سینه معروف است، شرح داده شده است.
بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (IV)

بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (IV)

آریستوگزنوس این کار را در رساله‌ی اصول با محدود کردن دقیق موضوع، تعریف اصطلاحات مخصوص و آشکار ساختن خطاهای پیشینیان، به انجام می‌رساند. هر چند که نمی‌توان در چنین مقاله‌ای کلیه‌ی اصول و اصطلاحاتی را که آریستوگزنوس تاسیس و تعریف کرده گنجاند (۱۰)، اما فهرست مختصری از ساختار کلی آنها در اینجا آمده است:
لیر یا چنگ ارجان؟ (III)

لیر یا چنگ ارجان؟ (III)

محسن شهرنازدار در مقاله “سازشناسی و سازهای اقوام ایرانی” مطالبی را در مورد باستانشناسی و اهمیت آن در شناخت موسیقی قدیم ایران مطرح کرده است. او اعتقاد دارد مهمترین اسناد حضور موسیقی در دوران باستانی ایران، یافته های باستان شناسی است. تاریخ تمدن موسیقی در فلات ایران، صرفا بر اساس اشاراتی که در متون کهن تاریخی در این باره وجود داشته است، از دوره هخامنشی عقب تر نمی رفته است اما امروزه یافته های باستان شناسی گواهی می دهند که تاریخ حضور موسیقی و ساز در تمدن ایرانی به هزاره های قبل تر از تاریخ هخامنشیان و به دوران تمدن عیلامی و حوزه های تمدنی کوچک تر در فلات ایران باز می گردد.
«به صد سو…» منتشر شد

«به صد سو…» منتشر شد

آلبوم «به صد سو…» به آهنگسازی و نوازندگی سپاس صدر نوری از سوی موسسه فرهنگی هنری «راد نو اندیش» در قالب یک اثر تلفیقی منتشر شد. این دومین اثر رسمی سپاس صدرنوری، پیانیست و آهنگساز جوان است که به انتشار می رسد؛ آلبوم قبلی او «در آغوش رنگ ها» نام داشت.