ارکستر فیلارمونیک چک (II)

واکلاو نئومان (Václav Neumann) در دوره طولانی حضور خود در ارکستر از سال ۱۹۶۸ تا ۱۹۹۰ توانست برای ارکستر شهرت و محبوبیت بین المللی بیآفریند که دلیل آن ایجاد صدای متفاوت و سبکی ناب و به خصوص اجراهای غیر قابل مقایسه این ارکستر از موسیقی چک در قیاس با دیگر ارکسترها است. در دوره دشوار جنگ جهانی اول زمانی که چک اسلواکی به یک کشور مستقل تبدیل شد و همزمان با خدشه دار شدن امپراطوری مجارستان، رهبرانی همچون؛ اُسکار ندبال ۱۸۹۶ تا ۱۹۰۶ و ویلم زمانک ۱۹۰۲ تا ۱۹۰۶ ارکستر را به شایستگی اداره کردند.

در دوره واکلاو تالیچ از سال ۱۹۱۹ تا ۱۹۴۱ بود که ارکستر فیلارمونیک چک به درجه شایسته ترین و بهترین ارکسترهای اروپا رسید و اولین ضبط ارکستر در دوره تالیچ انجام شد.

رافائل کوبلیک جانشین تالیچ، اولین بار رهبری ارکستر را تنها زمانی که ۲۸ سال داشت بر عهده گرفت که توانست اجرای بسیار درخشانی را روی سن ارائه دهد.

شایان ذکر است که نام “ارکستر فیلارمونیک چک” اولین بار در سال ۱۸۹۴ به عنوان نام اصلی ارکستر ملی پراگ نهاده شد و چنانکه گفته شد، اولین رهبر آن آنتونین دورژاک بود.

به مناسبت بزرگداشت موسیقی چک در سال ۲۰۰۴ دعوتهای بین المللی از ارکستر افزایش یافت، برای مثال؛ در وین، لندن، لینز، بوداپست و سالزبورگ (جایی که CPO در سال ۱۹۶۳ در این فستیوال مهم برای اولین بار شرکت کرد). در سال ۲۰۰۴ رکوئیم (Requiem) اثر دورژاک را به رهبری ژرد آلبرشت (Gerd Albrecht) اجرا نمود که هنوز شهرت زیادی دارد.

در همان سال، CPO اجراهای غنی خود را در آلمان ادامه داد (جایی که در آگوست همان سال در جشنواره موسیقی اسشلزویخ-هولشتین شرکت کرد) اولین ضبط ارکستر روی گرامافون در سال ۱۹۲۹ بود، واکلاو تالیچ (Václav Talich) آلبوم “وطن من” اثر اسمتانا (Smetana) را ضبط کرد.

CPO بعد از مجموعه گسترده ضبط آثارش، با شروع جنگ، ضبط آثارش را با شرکت سوپرافون ادامه داد. ابتدا ضبطهای ناب واکلاو تالیچ و پس از آن آثار ضبط های طلایی به رهبری کارل آنچرل؛ شخصی که با ضبطهای بی نظیر خود در دهه های ۵۰ و ۶۰، پیشرفت و موفقیت گسترده ارکستر را تثبیت بخشید و چهل و دو دیسکت کامل با عنوان نسخه طلایی کارل آنچرل با فرمی دیجیتالی و با برچسب سوپرافون در سال ۲۰۰۲ عرضه کرد.

در سال ۱۹۶۰ ارکستر جایزه آکادمی چالرز کروس (Charles Cros) را برای ضبط آنچرل (Ančerl’s) از سمفونی مارتینو (Martinů’s Fantasies symphoniques) دریافت کرد که این جایزه اولین بین ده رویدادی است که برای یک ارکستر افتخاری بزرگ محسوب می شود. ارکستر برای ضبطهای خود جوایز بین المللی فراوانی کسب کرد، با هدایت رهبران خود و چه به همراه رهبران میهمان. ارکستر پنج بار برنده جایزه آکادمی گرند پریکس فرانسه و بارها دارنده جایزه کلاسیک کن (Cannes Classical Award) بوده، مانند سال ۲۰۰۳ برای ضبط اثر دورژاک با رهبری چارلز ماکراس (Charles Mackerras) و با مارک شرکت سوپرفون.

در دوره رهبری واکلاو نئومان، ارکستر فیلارمونیک چک، سموفونی های دورژاک، مالر را به طور کامل ضبط و عرضه کرد. ولادیمیر اشکنازی (Vladimir Ashkenazy) در طول رهبری در ارکستر، سیزده دیسکت جامع از آثار ریچارد استرائوس، مالر، راخمانینوف و دیگر بزرگان موسیقی را به جا گذاشت. چاندو، رهبر دیگر ارکستر، اثری از زملینسکی (Zemlinsky) را بر روی سه دیسکت به همراه آنتونی بئومونت (Antony Beaumont) ضبط و ارائه کرد.

موسیقی مارتینو (Bohuslav Martinů) از دوره تالیچ یکی از موارد ویژه ای بود که CPO روی آن تمرکز داشت و اجراهای مهمی را با آثار وی به روی صحنه آمده است؛ تمام رهبران ارکسترهای چک، موسیقی مارتینو را به عنوان مهمترین بخش اجراهای خود قرار می دهند. نسخه جدیدی از مجموعه سمفونیهای مارتینو به همراه امضای بین المللی خود آهنگساز؛ “مارتینو ژیری بلوهلاوک” توسط ارکستر فیلارمونیک چک و با برچسب سوپرفون عرضه شد. ژنیک ماکال بار دیگر در سال ۲۰۰۳ رهبری ارکستر را بر عهده گرفت.

وی در سال ۲۰۰۷ با آنکه برنامه کامل و جامعی را برای دوره رهبری خود در ارکستر تنظیم کرده بود، بسیار ناگهانی از مقام خود به عنوان رهبر CPO کناره گرفت. در فوریه ۲۰۰۸ ارکستر، الیاهو اینبال (Eliahu Inbal) را به عنوان رهبر جدید معرفی کرد که تا فصل ۲۰۰۹ – ۲۰۱۰ ارکستر را هدایت خواهد کرد.

bach-cantatas.com

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (I)

اکنون مدتی است که سخن گفتن از و اندیشیدن به «ایران»، خواه به مفهوم فرهنگی و خواه به مفهوم یک واحد سیاسی-اجتماعی، مساله‌ی روز است و دغدغه‌ی بسیاری از اندیشوران. تحت تاثیر قوم‌گرایی فزاینده‌ی برآمده از جهانی‌شدن (۱) و بازپخش گفتمان‌های پسااستعماری و پسامدرن در حوزه‌های جغرافیایی-فرهنگیِ کوچک‌تر، بازاندیشیدن به مفهوم ملیت، ملت و دولت-ملت (به گسترده‌ترین یا باریک‌ترین مفهوم‌ها) اجتناب‌ناپذیر شده است (۲). از این رو هر پرسش از چنان واحدهایی امروزه پرسشی بااهمیت و آگاهی‌بخش است و ما را در دیدن تهدید ترسناک فاشیسم‌های ریز و درشتی که از هر سو به زشتی سرک می‌کشد، یاری می‌دهد.

حنانه: پدرم هارمونی زوج را به هیچ کس تدریس نکرده است

به تازگی شایعه ای منتشر شده است که رساله «هارمونی زوج» مرتضی حنانه در انتظار انتشار است. از طرفی افرادی نیز خود را صاحب صلاحیت در آنالیز و حتی تدریس هارمونی زوج معرفی می کنند. این مسائل باعث شد تا از زبان فرزند مرتضی حنانه، امیرعلی حنانه، موضوع را بررسی کنیم:

از روزهای گذشته…

داوودیان: دو سال است در رکود هستم

داوودیان: دو سال است در رکود هستم

اصلا روش آهنگسازی همین است! در واقع آموختن مبانی آهنگسازی به این درد میخورد که آنها را یادبگیریم و بتوانیم آثار گذشتگان را درک کنیم و آنالیز کنیم، نه اینکه مثل آنها بسازیم! من هم همین اعتقاد را دارم. از آثار آهنگسازان ایرانی کدام را میپسندید و تحت تاثیر چه کسانی بودید؟
گفتگو با جیمز دپریست (III)

گفتگو با جیمز دپریست (III)

فکر می کنم جواب دادن به این سئوال برای بسیاری سخت باشد. برای من به عنوان رهبر ارکستر، قطعه موسیقی عالی، قطعه ای است که هیچگاه نمیرد و آنقدر توانا باشد که همیشه شما را قانع کند تا باز آن را بارها و بارها اجرا کنید. این همان قطعه ای است که می تواند توسط اجرا کنندگان گوناگونی کار شود. به یاد می آورم زمانی که به همراه فیلارمونیک اسرائیل بودم، روش آنان این است که یک برنامه را حداقل ۹ بار تکرار کنند، ۶ بار در تلاویو و ۳ بار در هایفا و احتمالا ۱ بار در اُرشلیم! خب شما بهتر است که آن کار را دوست داشته باشید، چرا که مجبور هستید چندین روز متوالی آن قطعات را تکرار کنید! به یاد می آورم که سمفونی شش بتهوون را در یک کنسرت اجرا کردم و همچنین کنسرتوی بلا بارتوک (Bela Bartok) و راخمانینوف (Rachmaninoff)! هر چقدر قطعه موسیقی بهتر باشد به دفعات بیشتری می تواند اجرا شود.
حنانه: برای ضبط آثار پدرم نیاز به اسپانسر داریم

حنانه: برای ضبط آثار پدرم نیاز به اسپانسر داریم

امیرعلی حنانه فرزند زنده یاد مرتضی حنانه، خبری خوش برای اهالی موسیقی کلاسیک ایران داشته است؛ خبری که از موافقت ارکستری اروپایی برای ضبط مهمترین اثر استاد مرتضی حنانه یعنی کاپریس لعنتی برای پیانو و ارکستر می گوید. با امیرعلی حنانه که خود قرار است در نقش سولیست این ارکستر ظاهر شود، به گفتگو پرداخته ایم که می خوانید:
تدارک ارکستر (II)

تدارک ارکستر (II)

در قرن بیستم این احساس بوجود آمد که موسیقی نیازمند یک تحول اساسی و ورود به دورانی جدید است و از طرفی هم این تصور قوت گرفت که میتوان با یک تغییر جدی در حیطه موسیقی کلاسیک، آهنگهای جدیدتری را خلق کرد. لذا با دگرگون شدن سیستم قدیمی که برای گامها و هارمونی بکار گرفته میشد، سیستم جدیدی به نام “دوازده صدایی” (Twelve Tone) وارد موسیقی گردید.
جاوید افسری راد به عنوان آهنگساز سال نروژ برگزیده شد

جاوید افسری راد به عنوان آهنگساز سال نروژ برگزیده شد

رادیوو تلویزیون نروژ ، جاوید افسری راد هنرمند ایرانی را به عنوان آهنگساز سال ۲۰۰۷ در این کشور اروپای شمالی برگزید و در مراسمی به عنوان خلاق ترین هنرمند سال از وی تجلیل کرد. این عنوان به خاطر آهنگهایی که افسری راد برای ارکستر سمفونیک نروژ ساخته و به اجرا درآمده به وی داده شده است.
فرانک سیناترا (II)

فرانک سیناترا (II)

سیناترا در سال ۱۹۵۵ پس از بازی در چند فیلم فرصت همکاری با هنرپیشه های مطرح هالیوود همچون مارلون براندو (Marlon Brando) را در فیلم Guys and Dolls پیدا کرد. همچنین فیلم High Society که در آن Bing Crosby و Grace Kelly بازی میکردند.
نگاهی به اپرای مولوی (VI)

نگاهی به اپرای مولوی (VI)

سبک خوانندگی خاص علیشاپور به حدی در این اپرا به زنده شدن نقش او کمک کرده که گویی تا به حال علیشاپور برای خواندن این نقش روی این سبک کار میکرده است! نوع بیان او، نوع تحریر ها و محبتی که در این صدا وجود دارد، سلطان العلما را با قدرت در ذهن مخاطبان حک کرده است.
فراخوان برای صلح جهانی

فراخوان برای صلح جهانی

به پیشنهاد گروه خیزش صلح (peace wave) در یاهو (Yahoo) طبل نوازان جهان – نوازندگان سازهای کوبه ای – دعوت شده اند تا بصورت هماهنگ در اقدامی نمادین، در روز جهانی زمین که اتفاقا” مصادف با نوروز ایرانیان است، بنوازند.
نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (II)

نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (II)

در این نوشته به دلیل نداشتن اجازه برای انتشار دست‌نوشته زنده یاد فرامرز پایور، تنها به تشریح قسمت‌هایی از آن خواهم پرداخت.
سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (III)

سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (III)

گویی ارتباط هنری ایران و هند از این زمان آغاز شد و ایران از موسیقی هند تأثیر گرفت. این نوازندگان و خوانندگان در کوچه و بازار و روستاهای ایران به راه می‌افتادند و برای مردم ترانه می‌خواندند. این گروه به کولی معروف شدند و به ترانه‌هایی که می‌خواندند “ترنگ” یا “ترانک” می‌گفتند و گمان می‌رود که در زمان ساسانی، ترانک به اشعار هشت‌هجایی عشقی و انتقادی گفته می‌شده است که به تصنیف عامیانه امروز شباهت داشته است. (مستوفی، به نقل از انجمن آرای ناصری، بی‌تا)