چرا سنتورِ سُل کوک؟ (I)

همانطور که همه ی ما میدانیم اغلب علاقه مندان به هر سازی ترجیح می دهند در اوایل کار، ابتدا با یک ساز مشقی (سازی که از لحاظ کیفیت در حداقل استاندارد قرار دارد) شروع به کار کنند به دو دلیل، یکی اینکه قیمت ساز مشقی نسبت به سازهای با کیفیت به مراتب کمتر است و ریسک هزینه ی آن برای مبتدیان قابل توجه نخواهد بود و دوم اینکه چون مطمئن به ادامه راه بطور حتم نیستند عاقلانه نیست که از ابتدا هزینه ی بالایی برای آن پرداخت کنند تا بعد از مدتی بنا به استعداد، تمرین، میزان افزایش علاقه و پشتکار خود از یک سال تا چند سال اقدام به خرید یک ساز بهتر کنند.

البته تعداد معدودی از کسانی که تعلیم سازی را شروع می کنند از همان اول ترجیح می دهند که یک ساز خوب تهیه کنند نسبت به اینکه یا به مداومت و پشتکار خود اطمینان کامل دارند و عزم را جزم کرده اند که این راه را تا آخر بپیمایند یا برای آندسته از افرادی که مطمئن به ادامه تعلیم نیستند ولی چون مشکل مالی هم ندارند و قیمت سازهای خوب برای آنها مسئله ای نیست تصمیم به خرید یک ساز درجه ۱ یا درجه ۲ می گیرند، سنتور هم از این قائده مستثنا نیست.

استانداردی که برای ساز سنتور تعریف شده اصطلاحا به نام سنتور سل کوک مشهور است. سنتور سل کوک یعنی سنتوری که خرک سوم آن (که به نام نت سل تعریف شده است) دقیقا صدای آن مطابق با نت سل دیاپازون باشد. به عبارتی سلِ سنتور (خرک سوم) برابر با سل دیاپازون و به همین ترتیب تمامی نتهای یک سنتور سل کوک با دیاپازون یکی خواهند بود (به جز نتهایی که صرفا در موسیقی ایرانی استفاده می شوند). البته در مواردی نیز از سنتورهای لا کوک (سنتوری که خرک سوم آن که نت سل است مطابق با صدای نت لا ی دیاپازون باشد) و سی کوک برای مصارف خاص دیگری استفاده می شود (مانند همراهی با خواننده ی خانم، اجرا با گروه در کوکی خاص و… ) و طبیعی است سنتورهای مشقی که ساخته می شوند همگی سنتورهای سل کوک باشند.

حال با توجه به مطالب فوق اغلب سازندگان سنتور وقت خود را بیشتر در ساختن ساز مشقی صرف می کنند، که عاقلانه نیز هم همین است چرا که ساخت ساز مشقی، هم مشتری بیشتری دارد و هم زمان کمتری برای ساخته شدن می گیرد و حتماٌ لازم نیست که از مواد درجه یک برای ساخت آن استفاده کنند، این می شود که تولید سنتور های بی کیفیت و البته ارزان (نسبت به سنتور های خوب ) بصورت سری ساخته می شوند و از آنجائیکه هیچ ممیزی و استانداردی برای تعیین حداقل کیفیت این سازها نه از طرف کارشناس یا سازمان رسمی وجود ندارد بنابراین سنتورهای مشقی شامل:
اول :سنتورهایی با بدترین کیفیت هم از لحاظ ساخت و هم از لحاظ صدا که هنر جویانی که ندانسته این سازها را خریداری می کنند در مدت زمان کوتاهی از صدای سنتور خود بیزار می شوند و بعضی نیز فکر می کنند عدم استعداد خودشان باعث ایجاد این صدای ناهنجار می شود و تقریباٌ بیش از نیمی از آنها تعلیم سنتور را رها می کنند و آنهایی که باز هم تمایل به ادامه نشان می دهند مجبور می شوند به فکر خرید یک سنتور بهتر باشند تا از دست ساز قبلی خود خلاص شوند در این صورت نمی دانند تکلیف ساز اول آنها چه خواهد شد چون نه قیمتی می توانند روی آن بگذارند که فروشش معقول باشد نه دیگر با توجه به خرید ساز بهتر تمایلی دارند که با آن ساز کار کنند. در نتیجه این گونه سازها چه دست آنهایی که تعلیم را رها کرده اند و چه دست سری دوم معمولاٌ به گوشه ای از خانه یا انبار منتقل می شود و به عنوان وسیله جاگیر و اضافه و کمی تا قسمتی سنگین (برای بعضی ها ) در منازل تلقی می شود و بعضی نیز گاهی به فکر بخشش آن به دیگری که او هم تصمیم دارد تعلیم را شروع کند می افتند!

پس تنها چیزی که عاید می شود یک هزینه اضافی بدون بدست آوردن رضایت و لذت کافی است (جدا از مسئله ی اتلاف وقت)

دوم:آن دسته از سازهای مشقی که حداقل می توان نام سنتور به آنها نهاد، درست است که باز هم نه چندان کیفیت ساخت حتی متوسطی دارند و نه صدای جالبی اما بقول معروف کار راه انداز هستند و قابلیت این را دارند که یک مبتدی به فرض ادامه تعلیم تا شش ماه یا یک یا دو سال از آن استفاده کنند و بعدها آن را به عنوان ساز دوم یا سوم خود نگه دارند برای مصارف خاص (مثل تمرین کوک های مختلف، سیم انداختن و تجربه های شخصی دیگر) بدون اینکه بخواهند برای آن دلسوزی کنند و خوب البته با توجه به قیمت این گونه سازها دیگر بیش از این هم نمی توان و نباید از این سازها انتظار داشت.

وسوم : آن دسته از سازهای مشقی که از حد انتظار یک ساز مشقی بالاتر هستند و البته دارای قیمت کمی بالاتر از دو نوع سنتور اول هستند (به شرط منصف بودن فروشنده ) که هنر جویانی که اقدام به خرید اینگونه سازها می کنند چون صدای نسبتاٌ مطلوبی از ساز می شنوند اغلب رغبت بیشتری برای ادامه آموزش نشان می دهند و چه بسا که خود ر اتا مراحل خوبی از سنتور می رسانند (البته بر این فرض که فاکتور علاقه را تقریباٌ یکسان بین مبتدیان فرض کنیم) حال نکته ای که می خواهم از این بحث نتیجه گیری کنم این است که :” آیا بهتر نیست سازندگان سنتور به جای ساختن سازهای مشقی بی کیفیت «سل کوک » اقدام به ساخت سنتورهای لا کوک یا سی کوکِ مشقی بکنند؟”

در شماره ی بعد شرح خواهم داد که چرا سنتور های لا کوک و سی کوک را به جای سل کوک پیشنهاد میکنم.

23 دیدگاه

  • رضا.ن
    ارسال شده در خرداد ۱۲, ۱۳۸۸ در ۱:۴۵ ق.ظ

    سلام.فکر نمی کنید مقاله تون اصلا انسجام نداشت؟
    بیشتر به نظر اظهار نظر دم دستی میومد تا یک مقاله ی علمی.
    حتما می خواین بگید ساز سازها بیان سنتورهای مشقی رو لا کوک بسازند که بعدا به درد نوازنده بخوره.
    ولی مطمئن باشید نوازنده ای که احتیاج به سنتور لا کوک پیدا کنه،قطعا باید ساز با کیفیتی هم تهیه کنه و دیگه اون ساز مشقی به دردش نمیخوره.
    کمااینکه ممکنه هنرآموز به طور ناخودآگاه از تفاوت صدای ساز خودش با ساز استاد و یا بقیه نوازندگان احساس ناخوشایندی پیدا کنه.
    به هر حال باید نظارت درستی در کار باشه تا حداقل شاهد ساخت سازهای معیوب نباشیم.

  • آرش
    ارسال شده در خرداد ۱۷, ۱۳۸۸ در ۸:۱۹ ب.ظ

    سلام اگر براتون مقدوره تحت یک مقاله جداگانه به بررسی ساختار و داخل سنتور ۱۸ خرک بپردازید. و اینکه آیا میشه سنتور ۱۸ خرکه را با توجه به تولید ۵۴ صدا دارای وسعت ۶٫۷۵ دانست؟

  • ارسال شده در خرداد ۱۷, ۱۳۸۸ در ۸:۲۰ ب.ظ

    ببخشید منظورم وسعت صدای ۶٫۷۵(تقریبا ۷) است

  • ارسال شده در خرداد ۱۷, ۱۳۸۸ در ۱۰:۲۲ ب.ظ

    سلام رضا نون
    ۱- فقط نظر شماست که این نوشته انسجام نداشت؟ شاید ذهن شما انسجام کافی را برای خواندن مطالبِ حتا دم دستی هم ندارد، اگر هم نداشت انسجام آن کمتر از نوشته های شما که خیلی سعی می کنید شبیه نقد باشد (که قابل تقدیر است) نیست.
    ۲- اگر این مطلب اظهار نظر دم دستی است چرا برای آن کامنت گذاشتی؟ وقت خود را صرف خواندن مقاله های واقعی کن، یا شاید اینقدر بود که باعث تهییج شما شد! پس چرا دم دستی؟ شاید خودت را قبول نداری.
    ۳- نتیجه گیری که کردی به هیچ عنوان با هدف بیان این مقوله، کوچکترین مطابقتی ندارد!!! پس چگونه اظهار نظر کردی!؟ با خواندن و درک کامل این موضوع یا از روی اطلاعات نا کافی بدون درک هدف این نوشته. قطعا همه ی موضوع را نمیدانی چون قسمتهای بعدی این نوشته هنوز روی سایت نیامده. پس منتظر باش و بخوان تا ببینی چقدر در نتیجه گیری انحراف داشتی.
    ۴- گفتی “اظهار نظر دم دستی” و کامنتی برای آن گذاشتی که نتیجه ای هم که گرفتی اصلا درست نبود (در مقاله های بعدی خواهی دید) و حالا کامنتی که حتا برای یک نوشته ی دم دستی گذاشتی کاملا نادرست است پس معلوم می شود کامنتهایی که برای به قول خودت مقالات واقی میگذاری چه کیفیتی دارد!؟ پس اگر این نوشته دم دستی هم باشد می تواند خوراک و تمرینی برای کسانی چون شما باشد که میخواهید با این کامنتهای دم دستی روزی منتقد شوید.
    ۵- چه بهتر که در این راه کمی مطالعه و کمی صبر هم چاشنی کار شود. ممنون، با آرزوی موفقیت

  • ارسال شده در خرداد ۱۷, ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۳ ب.ظ

    آرش سلام
    هدف بلند مدت من این است که راجع به سنتور هر چه می دانم و تجربه کردم و هر چه یاد می گیرم و تجربه می کنم را به تدریج بنویسم و با دوستان در میان بگذارم تا شاید برای بعضی از ما راه گشا باشد. با کمال میل سعی خودم را خواهم کرد.
    اما به طور خلاصه درباره ی سوالی که کردی: خیر، درست است که ۵۴=۳*۱۸ صدا خواهیم داشت ولی توجه کن که از خرک هشتم(مثلا در سیمهای زرد) به بعد دقیقا همان صداها در اکتاو بعدی (سیمهای سفید) خواهد بود. علت این ماجرا به دلیل ساختار ساز سنتور است کما اینکه اگر سنتور ۲۵ خرک هم داشته باشیم فقط تعداد صداهای تکراری را بیشتر کردیم و باز هم تا هفت اکتاو فاصله ی زیادی است.تنها در صورتی سنتور هفت اکتاوی خواهیم داشت که حداقل سنتور ۴۹=۷*۷ خرک داشته باشد. یعنی به جای اینکه در عرض حرکت کنیم در طول حرکت کرده ایم ولی اساس ساخت سنتور حرکت در طول و عرض در حد معقول با در نظر گرفتن قابلیت اجرایی آن می باشد.

  • ارسال شده در خرداد ۲۳, ۱۳۸۸ در ۳:۰۴ ب.ظ

    جوابتون به کامنت من مثل جواب رئیس جمهور محترم بود به کسایی که ازش انتقاد می کردند.
    من تا وقتی متنی رو نخوندم چه جوری می تونم بفهمم دم دستیه یا اصولی؟
    اگه متنتون رو خوندم به این خاطر بود که به سایتتون احترام میذارم و واقعا مطالب خوبی رو هم اینجا خوندم.
    منظورتون از اینکه شاید خودمو قبول ندارم رو نفهمیدم.یعنی اینکه من مطلب شما رو خوندم و به این نتیجه رسیدم که دم دستی بوده به این معنیه که خودم رو قبول ندارم؟
    بعد شما نوشته های من رو کجا خوندین که میگید اصرار دارم شبیه نقد باشه؟

    ولی توصیه ای که کردید کاملا به جاست.امیدوارم خودتونم بهش عمل کنید و در مقاله های بعدیتون با مطالعه ی بیشتری نقد بفرمایید.
    به جای اینکه این همه فکر کنید و جواب شدید اللحن بدید ،یه کم هم به فکر آبروی سایتتون باشید.

  • ارسال شده در خرداد ۲۳, ۱۳۸۸ در ۴:۱۰ ب.ظ

    اینکه میگویید صداها(مثلا خرک هشتم زرد) دوباره عینا تکرار میشود آیا میشود از نت ر زرد هم کرن داشته باشیم هم بکار؟
    آیا این نوع سنتور مشکل محدودیت فواصل سنتور را حل میکند؟

  • ارسال شده در خرداد ۲۹, ۱۳۸۸ در ۹:۳۴ ب.ظ

    سلام آرش
    نه نمی توان در خرک هشتم زرد هم کرن داشت هم بکار مگر در شرایط خاصی که قطعه ی را میخواهی اجرا کنی مجبوری هر دو را (کرن و بکار) داشته باشی که در این صورت مجبوری مثلا از نت فا ی خرک نهم زرد فاکتور بگیری و خرک هشت را می کرن و خرک نهم را می بکار کوک کنی.
    بله مشکل محدودیت فواصل سنتور را حل خواهد کرد اما توجه داشته باش که نحوه ی معقول و حدالامکان ساده ی اجرا برای هر سازی بسیار پر اهمیت میباشد. اگر سنتور بیشتر از دوازده یا هجده خرک داشته باشد به همان نسبت اجرای آن برای نوازنده سخت تر میشود.

  • ارسال شده در خرداد ۲۹, ۱۳۸۸ در ۹:۵۳ ب.ظ

    رضا ن
    ممنون که به این سایت احترام می ذاری.
    -من لحنی را که شما پیش گرفتید ادامه دادم.(شدیداللحن)
    -حتما اظهار نظرهای شما را جایی خواندم.
    -البته که متنی را بدون خواندن نمی توان ارزیابی کرد ولی سلسله مقالات یک نفر با خواندن یکی از مقالات او تا حد زیادی مشخص می شود.(البته با فرض اینکه حداقل یکی از نوشته های قبلی من را خوانده بودید).
    -پیشنهاد دوباره من کمی صبر و حوصله، قبل از قضاوت زود هنگام و البته همفکری کامل است تا منتج به نتیجه ای به درد بخور برای همه ما باشد.

  • ميثم
    ارسال شده در خرداد ۳۰, ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۵ ق.ظ

    سلام دوستان/
    من معتقدم حتی اگر یک خواننده کامت شدیدالحن !!! هم بگذارد نویسنده مطلب بهتر است با سعه صدر بیشتری برخورد نماید.
    البته مثال اقای رضا ن در مورد برخورد رییس جمهور با منتقدان بسیار گویا بود/
    با سپاس /میثم گیلانی نوازنده گیتار کلاسیک !

  • آرش
    ارسال شده در تیر ۲, ۱۳۸۸ در ۱:۴۶ ق.ظ

    سلام
    در سایتی خواندم که دامنه صوتی سنتور از mi2 تا Fa5 است. اگر ممکن است کمی در این مورد برایم توضیح دهید

  • ارسال شده در تیر ۴, ۱۳۸۸ در ۹:۰۱ ب.ظ

    آرش سلام
    دامنه ی صوتی سنتور از دو۱ تا سی۷ نیز می تواند باشد بستگی دارد سنتور را در چه ابعادی و با چند خرک در نظر بگیری.
    سنتوری را تصور کن با یک متر و نیم طول و سی و پنج خرک. خب بااین ساز محدوده ی صوتی خیلی وسیعی خواهیم داشت اما چه کسی میخواهد آن را بنوازد.
    اگر سنتوری بسازیم با طول دو متر با پنجاه خرک محدوده ی آن از پیانو هم بیشتر میشود اما طریقه ی نواختن چگونه خواهد بود؟
    حال سنتوری را در نظر بگیر با طول سی سانت و با پنج خرک که محدوده ی آن در حد حدود ده نت است.
    همه ی اینها سنتور هستند.
    خوشحال میشوم به من بگویی دنبال چه هستی؟

  • آرش
    ارسال شده در تیر ۱۸, ۱۳۸۸ در ۱:۴۷ ق.ظ

    سلام
    شاید از سوالاتم از شما به نظرتون من دنبال یه پیانو که شکل سنتور باشه هستم .ولی نه من فقط چیزی رو که در سایتی خونده بودم پرسیدم و منظورم این بود که نحوه مقایسه نتهای سنتور رو با پیانو بپرسم همونطور که برای بقیه سازها هم این قضیه صادقه.
    همونطور که میدونید سازهای کلاسیک غربی دارای معیارهای مشخصی چه در سازندگی سازها و چه در نوازندگی سازها هستند و خیلی علمی با قضیه برخورد میکنند .من در واقع دنبال اینم که این معیارها و این علمی بودن قضیه رو در سنتور و بطور کلی در موسیقی ایرانی ببینم.
    اینطور که من فهمیدم بخش اعظم ساختار موسیقی ما از احساس و حس و حال ساخته میشه و شاید دلیل اینکه در همین سنتور شما شاید نتونی ۲ نفر رو پیدا کنی که لا کرن اونه با هم یکی باشه چون هر کسی یه جور کوک میکنه حتی برای بمل و دیز.
    اگر کرن ربع پرده است که باید جاش کاملا مشخص باشه و همه یک لا کرن داشته باشند.اگر هم جاش بستگی به حس و حال نوازنده داره که دیگه واویلا.
    ببخشید از اینکه پرحرفی کردم شاید مطالبم هم خیلی بیربط باشه.

  • ارسال شده در تیر ۲۱, ۱۳۸۸ در ۱۰:۳۲ ب.ظ

    آرش سلام
    در مورد حس و حال و استاندارد کاملا درست گفتی.
    اما این نکته هم در نظر داشته باش که درست است که لا کرن جای صد در صد مشخصی ندارد ولی اگر کسی مثلا بخواهد ابوعطا اجرا کند کاملا مشخص میشود که آیا کرن آن درست است یا خیر.
    شاید اینطور بتوان گفت که این قضیه مشخصه ی موسیقی ایرانیست و در عین این بی قاعدی که گفتی نظمی هم وجود دارد که درست از نادرست قابل تشخیص میشود.

  • ارسال شده در تیر ۲۴, ۱۳۸۸ در ۸:۵۰ ب.ظ

    سلام
    آقای ضرابی چطور میتونم مقاله ای درباره معرفی انواع سنتور ها (سل کوک ، باس ، سی کوک و …) و نحوه ساختشون پیدا کنم؟
    لطفا راهنماییم کنید

  • ارسال شده در شهریور ۱۵, ۱۳۸۸ در ۹:۴۶ ب.ظ

    آرش سلام
    منبع موثقی نمی شناسم(در این زمینه ها خیلی کم کار شده است)

  • ن.م
    ارسال شده در مهر ۱۴, ۱۳۸۸ در ۴:۰۴ ب.ظ

    سلام خسته نباشید و سپاس از اطلاعات خوبی که در سایتتون دارین
    می خواستنم ببنم نظرتون در رابطه با تشکیل گروه موسیقی فععال چیه ؟
    من ۱۰ سال است که سنتور می نوازم و خوشحال می شم که بیشتر گروه نوازی رو تجربه کنم

  • ارسال شده در تیر ۷, ۱۳۹۳ در ۸:۰۸ ب.ظ

    با سلام به همه ی دوستان.
    دیدم که یکی دوتا از یاران درباره ربع پرده صحبت کرده بودند؛ لذا بر آن شدم تا چند خطی درباره ی این نوع از تقسیم بندی بنویسم؛ امیدوارم برای دوستان مفید باشه؛ گرچه چند سالی از انتشار این مطلب می گذره، اما گفتم شاید کسی یا کسانی مثل من در آینده به این سایت سر بزنند. ضمنأ به نویسنده ی سایت هم خسته نباشید می گم اگر هنوز هم به نوشتن ادامه می ده.
    اونچه که درباره ی فواصل ربع پرده در میان نوازنده ها رایجه، اساسأ یک عبارت مبهمه؛ چرا که از نظر علمی، ربع پرده اصلأ نمی تونه وجود داشته باشه.
    در فیزیک صوت، به حداقل توان تشخیص زیر و بمی اصوت توسط گوش انسان، کُما گفته می شود؛
    به این معنی که فواصل کوچکتر از کما برای گوش قابل تفکیک نیستند.
    یک پرده، به طور معمول از ۹ کما تشکیل می شه، واگر بخواهیم یک چهارم آن را بر اساس کما اندازه بگیریم برابر خواهد بود با ۲/۲۵٫ ( دو ممیز بیست و پنج صدم )
    و با توجه به تعریفی که پیش تر عرض شد، گوش نمی تواند ۲۵ صدم کما را تشخیص دهد، لذا یا آن را ۲ کما می شنود و یا ۳ کما.
    علت تفاوت بین کرن ها در بین سازها و نوازندگان مختلف نیز همین نکته است.
    امروزه برای برخی از دستگاه ها ربع پرده را ۲ کما و برای برخی دیگر ۳ کما یا ثلث پرده در نظر می گیریم. ثلث پرده متدی است که عبدالقادر مراغی یا مراغه ای آن را مطرح کرد و در آن اصلأ خبری از فواصل نیم پرده ای نبود.
    یکی از ضرورت ها این است که عده ای از محققان و موسیقیدانان بر اساس روایات مختلف و مستندات موجود از ردیف ها، برای هرکدام از دستگاه ها و گوشه ها، ربع پرده یا ثلث پرده های استاندارد تعریف کنند تا از این پس همه ی هنرمندان به این استاندارد اقتدا کنند و انواع موسیقی و سازها کمی یکدست تر باشند.
    امیدوارم این توضیح برایتان مفید باشد.
    خدا قوت.

  • ارسال شده در تیر ۸, ۱۳۹۳ در ۷:۵۵ ب.ظ

    دوست گرامی برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه می توانید به این مطلب مراجعه فرمایید:
    http://www.harmonytalk.com/id/932

  • ارسال شده در مرداد ۵, ۱۳۹۴ در ۳:۴۱ ب.ظ

    باسلام جالب بود و مفید مخصوصا حرفتان راجع به سنتور های مشقی شماره ی ۱کاملا درست است و من اکنون بعد از ۴ سال کارکردن با ان مشقیه مجبور شدم یک ساز نیمه حرفه ای بخرم و اکنون نمیدانم با مشقیه چه کار کنم نظر شما چیست

  • مرتضی
    ارسال شده در مهر ۲۲, ۱۳۹۵ در ۸:۱۰ ب.ظ

    سلام
    مخواستم نوازدنگی سنتور رو شروع کنم ولی نمخوام به قول شما سازی باشه که صداش باعث بشه ازش بدم بیاد حداکثر تا ۶۰۰ هزار تومان شما چه مدلی و مارکی رو پیشنهاد میدین؟

  • ارسال شده در مهر ۲۲, ۱۳۹۵ در ۸:۵۸ ب.ظ

    دوست گرامی، پاسخ به سئوال شما تبلیغ محسوب می شود و طبق قوانین سایت، در بخش نظرات تبلیغ ممنوع می باشد.

  • ترنم
    ارسال شده در فروردین ۱۸, ۱۳۹۶ در ۱:۳۲ ب.ظ

    سلام برای دختر هشت ساله ام سنتوری را بعد از تحقیقات زیاد تهیه کردم به ضمانت سازنده که تا چند سال کارایی را داره و در حد یک سنتور متوسط خوب هست و برای شروع کفایت میکنه استاد دخترم دیروز آنرا یک ساز مشقی معرفی کرد که حداقل سه ماه بیشتر نمیتونه جوابگو باشه و خودشون هم سارنده هستند و پیشنهاد دادند که یک سنتور متوسط خوب تا قیمت ۲٫۵ میلیون برامون میسازه راستش توانایی هزینه کردن تا این حد را نداریم و اینکه ممکن است دخترم ادامه نده و این هزینه ای اضافی محسوب میشه ایشون میگن از پلی استر استفاده کرده سازنده و صدا را کر کرده ما در یک دو راهی ماندیم و اینکه اعتماد به کدام طرف قضیه کنیم ؟ سنتور دخترم یک سنتور سه مهر درویش خان هست که از نظر قیمت حتی استاد تاییدش کردن . لطفا راهنمایی بفرمایید

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

شروع یک گفتگو «نغمه» یا «صدا»

از دیدگاه علم فیزیک، فرق اصوات موسیقایی با اصوات غیر موسیقایی، در طول موج آنهاست. هنگامی که ارتعاش صوت منظم باشد، دامنۀ موج و بسامد آن ثابت و منظم است و به گوش خوش می آید، اصوات موسیقایی غالباً از این نوعند، این امواج در زبان انگلیسی تن (tone) نامیده می شوند؛ ولی هنگامی که ارتعاش صوت نامنظم باشد و دامنه و بسامد موج دایماً بدون نظم و قاعدۀ خاصی تغییر کند، به گوش ناخوشایند است و اصوات غیرموسیقایی از این نوع هستند، این امواج در زبان انگلیسی نویز (Noise) نامیده می شوند.* فرهنگستان زبان و ادب فارسی در مقابل واژه پیچ (Pitch) و تن (Tone) اصطلاح فارسی نغمه را استفاده کرده که در سال های اخیر تا حد زیادی جای خود را در ادبیات موسیقی شناسی باز کرده است و در کتاب های موسیقی نیز بسیار دیده می شود که به جای صوت موسیقایی از واژه «نغمه» استفاده شده است. نوشته ای که پیش رو دارید، به نقد این واژه مصوب شده توسط فرهنگستان زبان و ادب فارسی می پردازد.

نوائی: ما به دنبال رقابت سالم هستیم

با خانم موحد در این خصوص مشورت کردیم و حتی من پیشنهاد کردم که این کر فلوت از دامان انجمن فلوت بیرون بیاید چون اکثر اعضا مشترک هستند اما خانم دکتر موافقت نکردند گفتند که بهتر است که هرکدام از سازمان ها به طور جداگانه کار کنند ولی بچه ها هم خیلی از این ایده استقبال کردند و همانجا سازهایمان را باز کردیم و دو سه تا قطعه ای که من با خودم داشتم اتفاقی، تمرین کردیم و آن اولین جلسه ای بود که کر فلوت در منزل خانم دکتر موحد تمرین کرد و در آنجا حدود پانزده شانزده نفر بودیم، وقتی که باهم تمرین کردیم من به آنها گفتم که معمولا یک چنین کاری را نمی توان بدون رهبر انجام داد.

از روزهای گذشته…

اولین آلبوم تصویری آکاپلا ایران منتشر می شود

اولین آلبوم تصویری آکاپلا ایران منتشر می شود

این آلبوم بصورت دیجی پک و شامل ۱ آلبوم صوتی + ۱ آلبوم تصویری در ۱۰ قطعه و کلیپ متفاوت منتشر می شود. آلبوم پیش رو اولین آلبوم رسمی گروه آوازی دامور بعد از ۶ سال فعالیتش خواهد بود که در سبک آکاپلا (آواز بدون همراهی ساز) و برای اولین بار در ایران بصورت تصویری منتشر می شود.
ارکستر فیلارمونیک برلین (I)

ارکستر فیلارمونیک برلین (I)

ارکستر فیلارمونیک برلین برای سالیان متمادی به عنوان یکی از پیشگامان اجرای موسیقی سمفونیک در جهان مطرح بود، نام آن با واژگانی چون تکنیک فوق العاده، اجرای گستره وسیعی از سبکهای موسیقی کلاسیک، سونوریته درخشان مترادف است. برلین، به عنوان شهری که برای مدتی نزدیک به ۱۰۰ سال یکی از مراکز بزرگ فرهنگ و هنر در سرتاسر جهان بوده است، همیشه در جذب علاقمندان موسیقی با اجراهای فوق العاده قوی ارکستر فیلارمونیک خود، موفق بوده است.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XII)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XII)

آقای شجریان گفته اند: «ویلن چندصدسال قدمت دارد، روی این ساز افراد مختلف کار کرده اند تا اینکه “آنتونیو استرادیواری” در ایتالیا به شکل و صدای نهایی آن دست پیدا کرده است… اما این سازهای من مثل یک نوزاد تازه متولد شده هستند؛ باید به تدریج روی اینها کار کرد تا به کمال خود نزدیک شود و این حمایتی است که نوازندگان ایران باید انجام دهند.» به این مورد بنده بارها و بارها پاسخ داده ام مخصوصا زیر این مطلب.

تعزیه خوانی (III)

تعزیه خوانی (III)

این که چگونه و از چه راهی مجریان تعزیه در شهر و یا روستای خود توانسته اند، الحان دیگر نواحی را به حافظه ی خود بسپارند، دلایل و زمینه های مختلف را به همراه دارد. بی تردید نقش تعزیه خوانان دوره گرد و همچنین گروه های تعزیه ای که از یک منطقه به منطقه ی دیگر دعوت می شده اند، عامل نعیین کننده ای در این جابجایی بوده است.
جندقی: فراگیری ساز به یادگیری آواز کمک می کند

جندقی: فراگیری ساز به یادگیری آواز کمک می کند

بانوان خواننده در ایران در صد و اندی سال پیش پا به عرصه ضبط آواز گذاشتند که مرهون انقلاب مشروطه بوده و پس از پایان یافتن دوره استبداد صغیر، در سال ۱۲۹۱ ش در تهران اولین ضبط ها از سه بانوی پیشگام زری خانم، افتخار خانم و امجد خانم شکل گرفت و در دولتهای بعدی و تغییر سازه های اجتماعی بانوان آوازه خوان چون قمرالملوک وزیری، ملوک ضرابی، پروانه و خانم ایران الدوله و تنی چند دیگر آرام آرام جایگاه خاصی را برای آواز بانوان ایجاد کردند و شکل گیری شیوه ای به نام آواز بانوان به لحاظ تاریخی انجام یافت و در دوره های بعدی آواز روح انگیز در تداوم تاریخی و آمدن بانوان دیگر در شاخه های مختلف موسیقی هم چون ارکسترال فولکلور تصنیف و ترانه به انسجام بیشتری دست یافت اما در دوره فعلی سه بانوی آواز پریسا، هنگامه اخوان و مهرعلی آرام آرام جایگاه آوازی بانوان را حفظ و به اشاعه آن پرداختند و علیرغم معذورات و مشکلات، همچنان به تربیت شاگردان پرداخته و با تلاش خستگی ناپذیر به کار خود ادامه می دهند.
سخنرانی لئوناردو برنشتاین در مورد موسیقی آوانگارد (I)

سخنرانی لئوناردو برنشتاین در مورد موسیقی آوانگارد (I)

شاید امروز کمتر کسی از دوستداران موسیقی باشد که نام لئونارد برنشتاین، آهنگساز، رهبر ارکستر، نوازنده و نویسنده شهیر آمریکایی را نشنیده باشند. وی در سال ۱۹۷۳ شش سخنرانی در دانشگاه هاروارد برگزار کرد که «سوال پاسخ داده نشده» نام داشت. (نام قطعه ای از چارلز آیوز) و در این سخنرانیها سعی داشت از تئوریهای زبان شناسی نوام چامسکی برای تجزیه و تحلیل موسیقی استفاده کند و سپس به بررسی تاریخی موسیقی، تونالیته و دیگر مسائل از این دیدگاه می پردازد. از این سخنرانی یک فیلم، یک کتاب و یک کتاب گویا منتشر شده اند. در موخره کل این سخنرانیها، برنشتاین نظر خود را راجع به وضعیت موسیقی در دهه ۶۰ و استیل قالب موسیقی کلاسیک در آن دوره (که امروزه بیشتر به نام آوانگارد میشناسیم) و سپس به تغییراتی که در موسیقی کلاسیک بعد از آن پیش آمد اشاره میکند که در زیر ترجمه آنرا مشاهده می نمایید:
هارمونی پویا

هارمونی پویا

در مطلب قبل راجع به هارمونی استاتیک، عملکرد هارمونی استاتیک را مشاهده کردیم و دیدیم که آهنگساز ممکن است برای تاکید روی تنالیته موسیقی هارمونی را همواره میان تونیک و یکی دیگر از درجات به نوسان بیندازد. گوش در این نوع از هارمونی خیلی ساده می تواند موسیقی را پیش گویی کند، در صورتی که یکی از مزیت های موسیقی خوب می تواند آن باشد که آهنگساز در موارد مورد نیاز قدرت پیش داوری را از شنونده بگیرد.
احساسات واگنر

احساسات واگنر

اگر موسیقی دان گمنام قرون وسطی که تنها هدفش ظاهرآ خدمت در راه خدا و تامین امر معاش بود و فقط بر حسب تصادف احساسات شخصی خود را در تصنیفاتش بیان می کرد را استثنا کنیم، واگنر در نقطه مقابل کلیه موسیقیدانهای دیگر ایستاد. همه موسیقیدانها همانند همه مردم عادی احساسات داشتند اما تا پیش از واگنر اغلب قریب به اتفاق آنها مجبور بودند که احساس خود را در لفافه بیان کنند.
بررسی کوتاه در باب سنت و نوآوری در موسیقی ایرانی (II)

بررسی کوتاه در باب سنت و نوآوری در موسیقی ایرانی (II)

این مفاهیم در سایر هنرها از جمله نقاشی معماری، مشترک است. در نگاره های ایرانی مصادق این تفکرات موجود است. تفکر دایره وار و حضور مرکزیت مطلق در آن از ویژگی های یک تفکر سنتی است. در خط نستعلیق انتهای اکثر حروف به طرف بالا است که تداعی کننده یِ وصال است. اینها همگی خود نماد پردازی محسوب می شوند و هم جنبه بصری آن و هم مفاهیم آن قدسی است.
نقش یونان باستان در موسیقی

نقش یونان باستان در موسیقی

واقعیت آن است که هیچکس نسبت به کیفیت و چگونگی موسیقی اولیه انسان آگاهی کامل ندارد. درحقیقت حتی ما بدرستی نمی دانیم که مثلا” ارکستر زمان باخ با چه کیفیتی ساز میزده است. اما بسیاری از محققین موسیقی در این موضوع اشتراک نظر دارند که بشر اولیه ریتم را از حرکات بدن و طبیعت و ملودی را از تغییرات صدای خود و یا محیط کشف کرده است.