چرا سنتورِ سُل کوک؟ (I)

همانطور که همه ی ما میدانیم اغلب علاقه مندان به هر سازی ترجیح می دهند در اوایل کار، ابتدا با یک ساز مشقی (سازی که از لحاظ کیفیت در حداقل استاندارد قرار دارد) شروع به کار کنند به دو دلیل، یکی اینکه قیمت ساز مشقی نسبت به سازهای با کیفیت به مراتب کمتر است و ریسک هزینه ی آن برای مبتدیان قابل توجه نخواهد بود و دوم اینکه چون مطمئن به ادامه راه بطور حتم نیستند عاقلانه نیست که از ابتدا هزینه ی بالایی برای آن پرداخت کنند تا بعد از مدتی بنا به استعداد، تمرین، میزان افزایش علاقه و پشتکار خود از یک سال تا چند سال اقدام به خرید یک ساز بهتر کنند.

البته تعداد معدودی از کسانی که تعلیم سازی را شروع می کنند از همان اول ترجیح می دهند که یک ساز خوب تهیه کنند نسبت به اینکه یا به مداومت و پشتکار خود اطمینان کامل دارند و عزم را جزم کرده اند که این راه را تا آخر بپیمایند یا برای آندسته از افرادی که مطمئن به ادامه تعلیم نیستند ولی چون مشکل مالی هم ندارند و قیمت سازهای خوب برای آنها مسئله ای نیست تصمیم به خرید یک ساز درجه ۱ یا درجه ۲ می گیرند، سنتور هم از این قائده مستثنا نیست.

استانداردی که برای ساز سنتور تعریف شده اصطلاحا به نام سنتور سل کوک مشهور است. سنتور سل کوک یعنی سنتوری که خرک سوم آن (که به نام نت سل تعریف شده است) دقیقا صدای آن مطابق با نت سل دیاپازون باشد. به عبارتی سلِ سنتور (خرک سوم) برابر با سل دیاپازون و به همین ترتیب تمامی نتهای یک سنتور سل کوک با دیاپازون یکی خواهند بود (به جز نتهایی که صرفا در موسیقی ایرانی استفاده می شوند). البته در مواردی نیز از سنتورهای لا کوک (سنتوری که خرک سوم آن که نت سل است مطابق با صدای نت لا ی دیاپازون باشد) و سی کوک برای مصارف خاص دیگری استفاده می شود (مانند همراهی با خواننده ی خانم، اجرا با گروه در کوکی خاص و… ) و طبیعی است سنتورهای مشقی که ساخته می شوند همگی سنتورهای سل کوک باشند.

حال با توجه به مطالب فوق اغلب سازندگان سنتور وقت خود را بیشتر در ساختن ساز مشقی صرف می کنند، که عاقلانه نیز هم همین است چرا که ساخت ساز مشقی، هم مشتری بیشتری دارد و هم زمان کمتری برای ساخته شدن می گیرد و حتماٌ لازم نیست که از مواد درجه یک برای ساخت آن استفاده کنند، این می شود که تولید سنتور های بی کیفیت و البته ارزان (نسبت به سنتور های خوب ) بصورت سری ساخته می شوند و از آنجائیکه هیچ ممیزی و استانداردی برای تعیین حداقل کیفیت این سازها نه از طرف کارشناس یا سازمان رسمی وجود ندارد بنابراین سنتورهای مشقی شامل:
اول :سنتورهایی با بدترین کیفیت هم از لحاظ ساخت و هم از لحاظ صدا که هنر جویانی که ندانسته این سازها را خریداری می کنند در مدت زمان کوتاهی از صدای سنتور خود بیزار می شوند و بعضی نیز فکر می کنند عدم استعداد خودشان باعث ایجاد این صدای ناهنجار می شود و تقریباٌ بیش از نیمی از آنها تعلیم سنتور را رها می کنند و آنهایی که باز هم تمایل به ادامه نشان می دهند مجبور می شوند به فکر خرید یک سنتور بهتر باشند تا از دست ساز قبلی خود خلاص شوند در این صورت نمی دانند تکلیف ساز اول آنها چه خواهد شد چون نه قیمتی می توانند روی آن بگذارند که فروشش معقول باشد نه دیگر با توجه به خرید ساز بهتر تمایلی دارند که با آن ساز کار کنند. در نتیجه این گونه سازها چه دست آنهایی که تعلیم را رها کرده اند و چه دست سری دوم معمولاٌ به گوشه ای از خانه یا انبار منتقل می شود و به عنوان وسیله جاگیر و اضافه و کمی تا قسمتی سنگین (برای بعضی ها ) در منازل تلقی می شود و بعضی نیز گاهی به فکر بخشش آن به دیگری که او هم تصمیم دارد تعلیم را شروع کند می افتند!

پس تنها چیزی که عاید می شود یک هزینه اضافی بدون بدست آوردن رضایت و لذت کافی است (جدا از مسئله ی اتلاف وقت)

دوم:آن دسته از سازهای مشقی که حداقل می توان نام سنتور به آنها نهاد، درست است که باز هم نه چندان کیفیت ساخت حتی متوسطی دارند و نه صدای جالبی اما بقول معروف کار راه انداز هستند و قابلیت این را دارند که یک مبتدی به فرض ادامه تعلیم تا شش ماه یا یک یا دو سال از آن استفاده کنند و بعدها آن را به عنوان ساز دوم یا سوم خود نگه دارند برای مصارف خاص (مثل تمرین کوک های مختلف، سیم انداختن و تجربه های شخصی دیگر) بدون اینکه بخواهند برای آن دلسوزی کنند و خوب البته با توجه به قیمت این گونه سازها دیگر بیش از این هم نمی توان و نباید از این سازها انتظار داشت.

وسوم : آن دسته از سازهای مشقی که از حد انتظار یک ساز مشقی بالاتر هستند و البته دارای قیمت کمی بالاتر از دو نوع سنتور اول هستند (به شرط منصف بودن فروشنده ) که هنر جویانی که اقدام به خرید اینگونه سازها می کنند چون صدای نسبتاٌ مطلوبی از ساز می شنوند اغلب رغبت بیشتری برای ادامه آموزش نشان می دهند و چه بسا که خود ر اتا مراحل خوبی از سنتور می رسانند (البته بر این فرض که فاکتور علاقه را تقریباٌ یکسان بین مبتدیان فرض کنیم) حال نکته ای که می خواهم از این بحث نتیجه گیری کنم این است که :” آیا بهتر نیست سازندگان سنتور به جای ساختن سازهای مشقی بی کیفیت «سل کوک » اقدام به ساخت سنتورهای لا کوک یا سی کوکِ مشقی بکنند؟”

در شماره ی بعد شرح خواهم داد که چرا سنتور های لا کوک و سی کوک را به جای سل کوک پیشنهاد میکنم.

23 دیدگاه

  • رضا.ن
    ارسال شده در خرداد ۱۲, ۱۳۸۸ در ۱:۴۵ ق.ظ

    سلام.فکر نمی کنید مقاله تون اصلا انسجام نداشت؟
    بیشتر به نظر اظهار نظر دم دستی میومد تا یک مقاله ی علمی.
    حتما می خواین بگید ساز سازها بیان سنتورهای مشقی رو لا کوک بسازند که بعدا به درد نوازنده بخوره.
    ولی مطمئن باشید نوازنده ای که احتیاج به سنتور لا کوک پیدا کنه،قطعا باید ساز با کیفیتی هم تهیه کنه و دیگه اون ساز مشقی به دردش نمیخوره.
    کمااینکه ممکنه هنرآموز به طور ناخودآگاه از تفاوت صدای ساز خودش با ساز استاد و یا بقیه نوازندگان احساس ناخوشایندی پیدا کنه.
    به هر حال باید نظارت درستی در کار باشه تا حداقل شاهد ساخت سازهای معیوب نباشیم.

  • آرش
    ارسال شده در خرداد ۱۷, ۱۳۸۸ در ۸:۱۹ ب.ظ

    سلام اگر براتون مقدوره تحت یک مقاله جداگانه به بررسی ساختار و داخل سنتور ۱۸ خرک بپردازید. و اینکه آیا میشه سنتور ۱۸ خرکه را با توجه به تولید ۵۴ صدا دارای وسعت ۶٫۷۵ دانست؟

  • ارسال شده در خرداد ۱۷, ۱۳۸۸ در ۸:۲۰ ب.ظ

    ببخشید منظورم وسعت صدای ۶٫۷۵(تقریبا ۷) است

  • ارسال شده در خرداد ۱۷, ۱۳۸۸ در ۱۰:۲۲ ب.ظ

    سلام رضا نون
    ۱- فقط نظر شماست که این نوشته انسجام نداشت؟ شاید ذهن شما انسجام کافی را برای خواندن مطالبِ حتا دم دستی هم ندارد، اگر هم نداشت انسجام آن کمتر از نوشته های شما که خیلی سعی می کنید شبیه نقد باشد (که قابل تقدیر است) نیست.
    ۲- اگر این مطلب اظهار نظر دم دستی است چرا برای آن کامنت گذاشتی؟ وقت خود را صرف خواندن مقاله های واقعی کن، یا شاید اینقدر بود که باعث تهییج شما شد! پس چرا دم دستی؟ شاید خودت را قبول نداری.
    ۳- نتیجه گیری که کردی به هیچ عنوان با هدف بیان این مقوله، کوچکترین مطابقتی ندارد!!! پس چگونه اظهار نظر کردی!؟ با خواندن و درک کامل این موضوع یا از روی اطلاعات نا کافی بدون درک هدف این نوشته. قطعا همه ی موضوع را نمیدانی چون قسمتهای بعدی این نوشته هنوز روی سایت نیامده. پس منتظر باش و بخوان تا ببینی چقدر در نتیجه گیری انحراف داشتی.
    ۴- گفتی “اظهار نظر دم دستی” و کامنتی برای آن گذاشتی که نتیجه ای هم که گرفتی اصلا درست نبود (در مقاله های بعدی خواهی دید) و حالا کامنتی که حتا برای یک نوشته ی دم دستی گذاشتی کاملا نادرست است پس معلوم می شود کامنتهایی که برای به قول خودت مقالات واقی میگذاری چه کیفیتی دارد!؟ پس اگر این نوشته دم دستی هم باشد می تواند خوراک و تمرینی برای کسانی چون شما باشد که میخواهید با این کامنتهای دم دستی روزی منتقد شوید.
    ۵- چه بهتر که در این راه کمی مطالعه و کمی صبر هم چاشنی کار شود. ممنون، با آرزوی موفقیت

  • ارسال شده در خرداد ۱۷, ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۳ ب.ظ

    آرش سلام
    هدف بلند مدت من این است که راجع به سنتور هر چه می دانم و تجربه کردم و هر چه یاد می گیرم و تجربه می کنم را به تدریج بنویسم و با دوستان در میان بگذارم تا شاید برای بعضی از ما راه گشا باشد. با کمال میل سعی خودم را خواهم کرد.
    اما به طور خلاصه درباره ی سوالی که کردی: خیر، درست است که ۵۴=۳*۱۸ صدا خواهیم داشت ولی توجه کن که از خرک هشتم(مثلا در سیمهای زرد) به بعد دقیقا همان صداها در اکتاو بعدی (سیمهای سفید) خواهد بود. علت این ماجرا به دلیل ساختار ساز سنتور است کما اینکه اگر سنتور ۲۵ خرک هم داشته باشیم فقط تعداد صداهای تکراری را بیشتر کردیم و باز هم تا هفت اکتاو فاصله ی زیادی است.تنها در صورتی سنتور هفت اکتاوی خواهیم داشت که حداقل سنتور ۴۹=۷*۷ خرک داشته باشد. یعنی به جای اینکه در عرض حرکت کنیم در طول حرکت کرده ایم ولی اساس ساخت سنتور حرکت در طول و عرض در حد معقول با در نظر گرفتن قابلیت اجرایی آن می باشد.

  • ارسال شده در خرداد ۲۳, ۱۳۸۸ در ۳:۰۴ ب.ظ

    جوابتون به کامنت من مثل جواب رئیس جمهور محترم بود به کسایی که ازش انتقاد می کردند.
    من تا وقتی متنی رو نخوندم چه جوری می تونم بفهمم دم دستیه یا اصولی؟
    اگه متنتون رو خوندم به این خاطر بود که به سایتتون احترام میذارم و واقعا مطالب خوبی رو هم اینجا خوندم.
    منظورتون از اینکه شاید خودمو قبول ندارم رو نفهمیدم.یعنی اینکه من مطلب شما رو خوندم و به این نتیجه رسیدم که دم دستی بوده به این معنیه که خودم رو قبول ندارم؟
    بعد شما نوشته های من رو کجا خوندین که میگید اصرار دارم شبیه نقد باشه؟

    ولی توصیه ای که کردید کاملا به جاست.امیدوارم خودتونم بهش عمل کنید و در مقاله های بعدیتون با مطالعه ی بیشتری نقد بفرمایید.
    به جای اینکه این همه فکر کنید و جواب شدید اللحن بدید ،یه کم هم به فکر آبروی سایتتون باشید.

  • ارسال شده در خرداد ۲۳, ۱۳۸۸ در ۴:۱۰ ب.ظ

    اینکه میگویید صداها(مثلا خرک هشتم زرد) دوباره عینا تکرار میشود آیا میشود از نت ر زرد هم کرن داشته باشیم هم بکار؟
    آیا این نوع سنتور مشکل محدودیت فواصل سنتور را حل میکند؟

  • ارسال شده در خرداد ۲۹, ۱۳۸۸ در ۹:۳۴ ب.ظ

    سلام آرش
    نه نمی توان در خرک هشتم زرد هم کرن داشت هم بکار مگر در شرایط خاصی که قطعه ی را میخواهی اجرا کنی مجبوری هر دو را (کرن و بکار) داشته باشی که در این صورت مجبوری مثلا از نت فا ی خرک نهم زرد فاکتور بگیری و خرک هشت را می کرن و خرک نهم را می بکار کوک کنی.
    بله مشکل محدودیت فواصل سنتور را حل خواهد کرد اما توجه داشته باش که نحوه ی معقول و حدالامکان ساده ی اجرا برای هر سازی بسیار پر اهمیت میباشد. اگر سنتور بیشتر از دوازده یا هجده خرک داشته باشد به همان نسبت اجرای آن برای نوازنده سخت تر میشود.

  • ارسال شده در خرداد ۲۹, ۱۳۸۸ در ۹:۵۳ ب.ظ

    رضا ن
    ممنون که به این سایت احترام می ذاری.
    -من لحنی را که شما پیش گرفتید ادامه دادم.(شدیداللحن)
    -حتما اظهار نظرهای شما را جایی خواندم.
    -البته که متنی را بدون خواندن نمی توان ارزیابی کرد ولی سلسله مقالات یک نفر با خواندن یکی از مقالات او تا حد زیادی مشخص می شود.(البته با فرض اینکه حداقل یکی از نوشته های قبلی من را خوانده بودید).
    -پیشنهاد دوباره من کمی صبر و حوصله، قبل از قضاوت زود هنگام و البته همفکری کامل است تا منتج به نتیجه ای به درد بخور برای همه ما باشد.

  • ميثم
    ارسال شده در خرداد ۳۰, ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۵ ق.ظ

    سلام دوستان/
    من معتقدم حتی اگر یک خواننده کامت شدیدالحن !!! هم بگذارد نویسنده مطلب بهتر است با سعه صدر بیشتری برخورد نماید.
    البته مثال اقای رضا ن در مورد برخورد رییس جمهور با منتقدان بسیار گویا بود/
    با سپاس /میثم گیلانی نوازنده گیتار کلاسیک !

  • آرش
    ارسال شده در تیر ۲, ۱۳۸۸ در ۱:۴۶ ق.ظ

    سلام
    در سایتی خواندم که دامنه صوتی سنتور از mi2 تا Fa5 است. اگر ممکن است کمی در این مورد برایم توضیح دهید

  • ارسال شده در تیر ۴, ۱۳۸۸ در ۹:۰۱ ب.ظ

    آرش سلام
    دامنه ی صوتی سنتور از دو۱ تا سی۷ نیز می تواند باشد بستگی دارد سنتور را در چه ابعادی و با چند خرک در نظر بگیری.
    سنتوری را تصور کن با یک متر و نیم طول و سی و پنج خرک. خب بااین ساز محدوده ی صوتی خیلی وسیعی خواهیم داشت اما چه کسی میخواهد آن را بنوازد.
    اگر سنتوری بسازیم با طول دو متر با پنجاه خرک محدوده ی آن از پیانو هم بیشتر میشود اما طریقه ی نواختن چگونه خواهد بود؟
    حال سنتوری را در نظر بگیر با طول سی سانت و با پنج خرک که محدوده ی آن در حد حدود ده نت است.
    همه ی اینها سنتور هستند.
    خوشحال میشوم به من بگویی دنبال چه هستی؟

  • آرش
    ارسال شده در تیر ۱۸, ۱۳۸۸ در ۱:۴۷ ق.ظ

    سلام
    شاید از سوالاتم از شما به نظرتون من دنبال یه پیانو که شکل سنتور باشه هستم .ولی نه من فقط چیزی رو که در سایتی خونده بودم پرسیدم و منظورم این بود که نحوه مقایسه نتهای سنتور رو با پیانو بپرسم همونطور که برای بقیه سازها هم این قضیه صادقه.
    همونطور که میدونید سازهای کلاسیک غربی دارای معیارهای مشخصی چه در سازندگی سازها و چه در نوازندگی سازها هستند و خیلی علمی با قضیه برخورد میکنند .من در واقع دنبال اینم که این معیارها و این علمی بودن قضیه رو در سنتور و بطور کلی در موسیقی ایرانی ببینم.
    اینطور که من فهمیدم بخش اعظم ساختار موسیقی ما از احساس و حس و حال ساخته میشه و شاید دلیل اینکه در همین سنتور شما شاید نتونی ۲ نفر رو پیدا کنی که لا کرن اونه با هم یکی باشه چون هر کسی یه جور کوک میکنه حتی برای بمل و دیز.
    اگر کرن ربع پرده است که باید جاش کاملا مشخص باشه و همه یک لا کرن داشته باشند.اگر هم جاش بستگی به حس و حال نوازنده داره که دیگه واویلا.
    ببخشید از اینکه پرحرفی کردم شاید مطالبم هم خیلی بیربط باشه.

  • ارسال شده در تیر ۲۱, ۱۳۸۸ در ۱۰:۳۲ ب.ظ

    آرش سلام
    در مورد حس و حال و استاندارد کاملا درست گفتی.
    اما این نکته هم در نظر داشته باش که درست است که لا کرن جای صد در صد مشخصی ندارد ولی اگر کسی مثلا بخواهد ابوعطا اجرا کند کاملا مشخص میشود که آیا کرن آن درست است یا خیر.
    شاید اینطور بتوان گفت که این قضیه مشخصه ی موسیقی ایرانیست و در عین این بی قاعدی که گفتی نظمی هم وجود دارد که درست از نادرست قابل تشخیص میشود.

  • ارسال شده در تیر ۲۴, ۱۳۸۸ در ۸:۵۰ ب.ظ

    سلام
    آقای ضرابی چطور میتونم مقاله ای درباره معرفی انواع سنتور ها (سل کوک ، باس ، سی کوک و …) و نحوه ساختشون پیدا کنم؟
    لطفا راهنماییم کنید

  • ارسال شده در شهریور ۱۵, ۱۳۸۸ در ۹:۴۶ ب.ظ

    آرش سلام
    منبع موثقی نمی شناسم(در این زمینه ها خیلی کم کار شده است)

  • ن.م
    ارسال شده در مهر ۱۴, ۱۳۸۸ در ۴:۰۴ ب.ظ

    سلام خسته نباشید و سپاس از اطلاعات خوبی که در سایتتون دارین
    می خواستنم ببنم نظرتون در رابطه با تشکیل گروه موسیقی فععال چیه ؟
    من ۱۰ سال است که سنتور می نوازم و خوشحال می شم که بیشتر گروه نوازی رو تجربه کنم

  • ارسال شده در تیر ۷, ۱۳۹۳ در ۸:۰۸ ب.ظ

    با سلام به همه ی دوستان.
    دیدم که یکی دوتا از یاران درباره ربع پرده صحبت کرده بودند؛ لذا بر آن شدم تا چند خطی درباره ی این نوع از تقسیم بندی بنویسم؛ امیدوارم برای دوستان مفید باشه؛ گرچه چند سالی از انتشار این مطلب می گذره، اما گفتم شاید کسی یا کسانی مثل من در آینده به این سایت سر بزنند. ضمنأ به نویسنده ی سایت هم خسته نباشید می گم اگر هنوز هم به نوشتن ادامه می ده.
    اونچه که درباره ی فواصل ربع پرده در میان نوازنده ها رایجه، اساسأ یک عبارت مبهمه؛ چرا که از نظر علمی، ربع پرده اصلأ نمی تونه وجود داشته باشه.
    در فیزیک صوت، به حداقل توان تشخیص زیر و بمی اصوت توسط گوش انسان، کُما گفته می شود؛
    به این معنی که فواصل کوچکتر از کما برای گوش قابل تفکیک نیستند.
    یک پرده، به طور معمول از ۹ کما تشکیل می شه، واگر بخواهیم یک چهارم آن را بر اساس کما اندازه بگیریم برابر خواهد بود با ۲/۲۵٫ ( دو ممیز بیست و پنج صدم )
    و با توجه به تعریفی که پیش تر عرض شد، گوش نمی تواند ۲۵ صدم کما را تشخیص دهد، لذا یا آن را ۲ کما می شنود و یا ۳ کما.
    علت تفاوت بین کرن ها در بین سازها و نوازندگان مختلف نیز همین نکته است.
    امروزه برای برخی از دستگاه ها ربع پرده را ۲ کما و برای برخی دیگر ۳ کما یا ثلث پرده در نظر می گیریم. ثلث پرده متدی است که عبدالقادر مراغی یا مراغه ای آن را مطرح کرد و در آن اصلأ خبری از فواصل نیم پرده ای نبود.
    یکی از ضرورت ها این است که عده ای از محققان و موسیقیدانان بر اساس روایات مختلف و مستندات موجود از ردیف ها، برای هرکدام از دستگاه ها و گوشه ها، ربع پرده یا ثلث پرده های استاندارد تعریف کنند تا از این پس همه ی هنرمندان به این استاندارد اقتدا کنند و انواع موسیقی و سازها کمی یکدست تر باشند.
    امیدوارم این توضیح برایتان مفید باشد.
    خدا قوت.

  • ارسال شده در تیر ۸, ۱۳۹۳ در ۷:۵۵ ب.ظ

    دوست گرامی برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه می توانید به این مطلب مراجعه فرمایید:
    http://www.harmonytalk.com/id/932

  • ارسال شده در مرداد ۵, ۱۳۹۴ در ۳:۴۱ ب.ظ

    باسلام جالب بود و مفید مخصوصا حرفتان راجع به سنتور های مشقی شماره ی ۱کاملا درست است و من اکنون بعد از ۴ سال کارکردن با ان مشقیه مجبور شدم یک ساز نیمه حرفه ای بخرم و اکنون نمیدانم با مشقیه چه کار کنم نظر شما چیست

  • مرتضی
    ارسال شده در مهر ۲۲, ۱۳۹۵ در ۸:۱۰ ب.ظ

    سلام
    مخواستم نوازدنگی سنتور رو شروع کنم ولی نمخوام به قول شما سازی باشه که صداش باعث بشه ازش بدم بیاد حداکثر تا ۶۰۰ هزار تومان شما چه مدلی و مارکی رو پیشنهاد میدین؟

  • ارسال شده در مهر ۲۲, ۱۳۹۵ در ۸:۵۸ ب.ظ

    دوست گرامی، پاسخ به سئوال شما تبلیغ محسوب می شود و طبق قوانین سایت، در بخش نظرات تبلیغ ممنوع می باشد.

  • ترنم
    ارسال شده در فروردین ۱۸, ۱۳۹۶ در ۱:۳۲ ب.ظ

    سلام برای دختر هشت ساله ام سنتوری را بعد از تحقیقات زیاد تهیه کردم به ضمانت سازنده که تا چند سال کارایی را داره و در حد یک سنتور متوسط خوب هست و برای شروع کفایت میکنه استاد دخترم دیروز آنرا یک ساز مشقی معرفی کرد که حداقل سه ماه بیشتر نمیتونه جوابگو باشه و خودشون هم سارنده هستند و پیشنهاد دادند که یک سنتور متوسط خوب تا قیمت ۲٫۵ میلیون برامون میسازه راستش توانایی هزینه کردن تا این حد را نداریم و اینکه ممکن است دخترم ادامه نده و این هزینه ای اضافی محسوب میشه ایشون میگن از پلی استر استفاده کرده سازنده و صدا را کر کرده ما در یک دو راهی ماندیم و اینکه اعتماد به کدام طرف قضیه کنیم ؟ سنتور دخترم یک سنتور سه مهر درویش خان هست که از نظر قیمت حتی استاد تاییدش کردن . لطفا راهنمایی بفرمایید

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مرور آلبوم «مثنوی صبا»

بازنویسی/تنظیم آثار برای سازهای دیگر در اولین سطح به کار گستراندن کارگان (رپرتوار) می‌آید، حال با هدف آموزش باشد یا دسترسی‌پذیری قطعات برای نوازندگان آموزش دیده. از این رو نفس حضور آلبوم «مثنوی صبا» (و بیش از آن کتاب نغمه‌نگاری‌‌اش) مغتنم است. آنچه در خود آلبوم شنیده می‌شود ۲۱ قطعه و نواخته از «ابوالحسن صبا» موسیقیدان افسانه‌ای و پرجاذبه‌ی تاریخ ماست که اگر از سطح نخست برگذریم ابعادی از مساله‌ی کارهای مشابه را بر ما هویدا می‌کند.

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (I)

تمپرلی در مقاله اش با نام «متر و دسته بندی در موسیقی آفریقایی» این سوالات را مطرح می کند: «چگونه می توان ریتم آفریقایی را با دید رایج تئوریک ریتم مطابقت داد؟»، «چه شباهت ها و تفاوت های بین ریتم آفریقایی و ریتم غربی وجود دارد؟ با توجه به این که ریتم غربی در بر اساس تئوری موسیقی سنجش می شود.» دیدگاه من در این مقاله نیز تفاوت چندانی با سوالات مطرح شده ندارد. مانند تمپرلی من نیز می خواهم مفاهیم تئوری های اخیر ریتم و متر را با توجه به موسیقی غربی مورد بحث قرار دهم. با این حال، من صرفا موسیقی آمریکایی را مد نظر قرار نمی دهم.

از روزهای گذشته…

«موسیقاب» (III)

«موسیقاب» (III)

در اینجا مقصود از واژه‌ی اکسپرسیونیسم، نه یک سبک ویژه‌ی هنری مربوط به دهه‌ی نخست میلادی در غرب، بلکه انگاره‌ ای کلی در تاریخ هنر است. با چنین نگاهی، اکسپرسیونیسم در حکم یک نگرش کلی در زیبایی‌شناسی، مفهومی گسترده پیدا می‌کند و لازم است این واژه را در هنر امروز، از یک جنبش هنر مدرن در قرن بیستم متمایز بدانیم. بنابراین اگرچه این نوع بیان، روزگاری به منزله ی یک سبک غالب، تئوریزه و تدوین شد اما به عنوان رویکردی کلی، همواره می‌تواند در اندیشه‌ی هنری مطرح شود؛ رویکردی که با ساختارهایی گسسته و اپیزودیک در پی فرانمایی است.
نگاهی به اندیشه‌های محمدرضا لطفی، از خلال نوشته‌هایش (I)

نگاهی به اندیشه‌های محمدرضا لطفی، از خلال نوشته‌هایش (I)

“موسیقی کنونی ایران در دایره‌ای مسدود گرفتار آمده است. تجربه‌های نویی که در ابتدای انقلاب شکل گرفته بود به زردی گرایید و خزان بی‌رنگی، افق آن را پوشانید.”۱ این‌ جملات سخنان مردی است از تبار موسیقی‌دانان برجسته‌ی این سرزمین که در دهه‌ی هفتاد زینت بخش آغازین مقاله‌ی کتاب سال شیدا شد.
تاریخچه سازهای الکترونیک (III)

تاریخچه سازهای الکترونیک (III)

اواخر دهه ۱۹۷۰ و اوایل دهه ۱۹۸۰ کمپانی Fender-Rhodes با تولید پیانو های الکتریکی وارد پا به عرصه گذاشت. Harold Rhodes از دهه ۶۰ میلادی ساخت و تولید پیانوهای الکتریکی را شروع کرده بود و یک مدل ۷۳ نتی را در همان دهه وارد بازار کرده بود.
گزارش از نقد آلبوم عطاریه (I)

گزارش از نقد آلبوم عطاریه (I)

همزمان با بزرگداشت روز عطار (شیخ فریدالدین محمدعطار نیشابوری) آلبوم موسیقی «عطاریه» در فرهنگ سرای ارسباران رونمایی شد. در این برنامه، در کنار رونمایی از این آلبوم، بزرگداشتی برای عطار نیشابوری با سخنرانی دکتر محمد بقایی (ماکان) و نقد آلبوم توسط علیرضا میرعلی نقی و سجاد پورقناد به همراه اجرای زنده بخش هایی از آلبوم به اجرا رسید.
گزارشی از یک ضبط میدانی (II)

گزارشی از یک ضبط میدانی (II)

کارص و مناطق اطرافش که در قرن پنج و ششم هجری جزو گرجستان دانسته شده(زارع شاهرمسی۱۳۸۷: ۱۲۰) در سال ۱۰۶۴ میلادی توسط آلپ آرسلانِ سلجوقی فتح می‏شود(Belli2014: 43) و از آن پس ان منطقه بین حکومت‏های ایران، سلجوقیان آناتولی و عثمانی دست به دست می‏شود تا در دوره‏ی فطرت قدرت عثمانی چند دهه‏ای توسط روسیه اشغال شده (Erdener 1987:24 -29) و سپس در قبال بازگرداندن باتومی به روسیه این مناطق تحت قیومیت ترکیه قرار می‏گیرد(هاستلر۱۳۹۳: ۳۳۰ -۳۳۱)؛ از زمان فتح توسط سلجوقیان استقرار ترک‏های مسلمان در آن منطقه آغاز و به مرور از همانجا به داخل آناتولی و سپس با سردمداری عثمانیان تا اروپا ادامه پیدا کرد. طبق ادعایی مشکوک مزار ابوالحسن خرقانی عارف نامی در این شهر قرار دارد (Uzgur 2015 :1 -20).
کیوبیس هفت (I)

کیوبیس هفت (I)

نرم افزار قدرتمند و محبوب “Cubase” که از تولیدات کمپانی “Steinberg” بشمار میرود؛ یکی از بهترین و قدیمیترین نرم افزار حوزه موسیقی و تکنولوژی صدا میباشد که از زمان تولید آن در ۱۹۸۹ تاکنون تحولات زیادی را پشت سر گذارده و هم اکنون در نسخه هفتم خود یکی از پرسرو صدا ترین و بهترین نرم افزارهای این صنعت میباشد. از دیگر محصولات شرکت آلمانی “Steinberg” میتوان به “VST” و سیستم “ASIO” اشاره داشت.
گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

عصر روز چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۲، پانزدهمین جلسه از کارگاه آشنایی با نقد موسیقی در خانه‌ی موسیقی برگزار شد. عنوان این جلسه «نقد فمینیستیِ موسیقی» بود و به بررسی جریان‌هایی در موسیقی‌شناسی و نقد موسیقی می‌پرداخت که متاثر از مطالعات زنان و نظریه‌های فمینیستی هستند.
شنیدن ژرفای سکوت

شنیدن ژرفای سکوت

مجموعه‌ی “گربنگری به سویم” را که در قالب یک لوح فشرده صوتی بوسیله شرکت ماه ریز انتشار یافته است، می‌توان به عنوان تاریخچه‌ی زندگی موسیقایی فوزیه مجد آهنگساز و قوم موسیقی شناس ایرانی درنظر گرفت، چرا که این لوح با آثاری از سن نوجوانی آهنگساز آغاز می‌شود و با آخرین آثار او که در سالهای اخیر ساخته شده پایان می‌یابد.
جلیل شهناز و چهارمضراب (II)

جلیل شهناز و چهارمضراب (II)

بیشتر متخصصان چهارمضراب را قطعه‌ای ضربی (دارای دوره‌های متریک معین) می‌دانند که یک جمله‌ی بازگشت به نام پایه دارد (زونیس ۱۳۷۷: ۱۴۱)(Azadefar 2006: 226) (بهارلو ۱۳۳۹: ۴) (فرهت ۱۳۸۰: ۱۸۹)، همچنین برخی معتقدند که الگوی مضرابی و ماده‌ی اولیه برای بسط و گسترش را نیز همین جمله‌ی کوتاه در اختیار می‌گذارد (دورینگ ۱۳۸۳: ۸۳) که البته بیشتر به نظر می‌رسد اشاره‌ی آن‌ها به گونه‌ای خاص و قدیمی‌تر چهارمضراب است.
نمودی از جهان متن اثر (XIV)

نمودی از جهان متن اثر (XIV)

اولین موضوعی که در برخورد با آنالیز معمولا مطرح می‌شود این است که آیا آنچه در فرآیند تجزیه و تحلیل به‌دست می‌آید، رابطه‌ای با خواست آگاهانه‌ی آهنگساز دارد یا خیر؟ این مسئله حاوی این نگرانی است که آیا دلیلی داریم که ثابت کنیم اگر تحلیل‌گری ویژگی ۱ را در اثری یافت و آن را در تحلیل خود گزارش کرد، این ویژگی‌ بر اساس اراده‌ی آهنگساز در قطعه هست؟ این مسئله را در شکل بسیار ساده‌اش به صورت «آیا آهنگساز هم این موضوع را می‌دانسته؟» بیان می‌شود.