چرا سنتورِ سُل کوک؟ (I)

همانطور که همه ی ما میدانیم اغلب علاقه مندان به هر سازی ترجیح می دهند در اوایل کار، ابتدا با یک ساز مشقی (سازی که از لحاظ کیفیت در حداقل استاندارد قرار دارد) شروع به کار کنند به دو دلیل، یکی اینکه قیمت ساز مشقی نسبت به سازهای با کیفیت به مراتب کمتر است و ریسک هزینه ی آن برای مبتدیان قابل توجه نخواهد بود و دوم اینکه چون مطمئن به ادامه راه بطور حتم نیستند عاقلانه نیست که از ابتدا هزینه ی بالایی برای آن پرداخت کنند تا بعد از مدتی بنا به استعداد، تمرین، میزان افزایش علاقه و پشتکار خود از یک سال تا چند سال اقدام به خرید یک ساز بهتر کنند.

البته تعداد معدودی از کسانی که تعلیم سازی را شروع می کنند از همان اول ترجیح می دهند که یک ساز خوب تهیه کنند نسبت به اینکه یا به مداومت و پشتکار خود اطمینان کامل دارند و عزم را جزم کرده اند که این راه را تا آخر بپیمایند یا برای آندسته از افرادی که مطمئن به ادامه تعلیم نیستند ولی چون مشکل مالی هم ندارند و قیمت سازهای خوب برای آنها مسئله ای نیست تصمیم به خرید یک ساز درجه ۱ یا درجه ۲ می گیرند، سنتور هم از این قائده مستثنا نیست.

استانداردی که برای ساز سنتور تعریف شده اصطلاحا به نام سنتور سل کوک مشهور است. سنتور سل کوک یعنی سنتوری که خرک سوم آن (که به نام نت سل تعریف شده است) دقیقا صدای آن مطابق با نت سل دیاپازون باشد. به عبارتی سلِ سنتور (خرک سوم) برابر با سل دیاپازون و به همین ترتیب تمامی نتهای یک سنتور سل کوک با دیاپازون یکی خواهند بود (به جز نتهایی که صرفا در موسیقی ایرانی استفاده می شوند). البته در مواردی نیز از سنتورهای لا کوک (سنتوری که خرک سوم آن که نت سل است مطابق با صدای نت لا ی دیاپازون باشد) و سی کوک برای مصارف خاص دیگری استفاده می شود (مانند همراهی با خواننده ی خانم، اجرا با گروه در کوکی خاص و… ) و طبیعی است سنتورهای مشقی که ساخته می شوند همگی سنتورهای سل کوک باشند.

حال با توجه به مطالب فوق اغلب سازندگان سنتور وقت خود را بیشتر در ساختن ساز مشقی صرف می کنند، که عاقلانه نیز هم همین است چرا که ساخت ساز مشقی، هم مشتری بیشتری دارد و هم زمان کمتری برای ساخته شدن می گیرد و حتماٌ لازم نیست که از مواد درجه یک برای ساخت آن استفاده کنند، این می شود که تولید سنتور های بی کیفیت و البته ارزان (نسبت به سنتور های خوب ) بصورت سری ساخته می شوند و از آنجائیکه هیچ ممیزی و استانداردی برای تعیین حداقل کیفیت این سازها نه از طرف کارشناس یا سازمان رسمی وجود ندارد بنابراین سنتورهای مشقی شامل:
اول :سنتورهایی با بدترین کیفیت هم از لحاظ ساخت و هم از لحاظ صدا که هنر جویانی که ندانسته این سازها را خریداری می کنند در مدت زمان کوتاهی از صدای سنتور خود بیزار می شوند و بعضی نیز فکر می کنند عدم استعداد خودشان باعث ایجاد این صدای ناهنجار می شود و تقریباٌ بیش از نیمی از آنها تعلیم سنتور را رها می کنند و آنهایی که باز هم تمایل به ادامه نشان می دهند مجبور می شوند به فکر خرید یک سنتور بهتر باشند تا از دست ساز قبلی خود خلاص شوند در این صورت نمی دانند تکلیف ساز اول آنها چه خواهد شد چون نه قیمتی می توانند روی آن بگذارند که فروشش معقول باشد نه دیگر با توجه به خرید ساز بهتر تمایلی دارند که با آن ساز کار کنند. در نتیجه این گونه سازها چه دست آنهایی که تعلیم را رها کرده اند و چه دست سری دوم معمولاٌ به گوشه ای از خانه یا انبار منتقل می شود و به عنوان وسیله جاگیر و اضافه و کمی تا قسمتی سنگین (برای بعضی ها ) در منازل تلقی می شود و بعضی نیز گاهی به فکر بخشش آن به دیگری که او هم تصمیم دارد تعلیم را شروع کند می افتند!

پس تنها چیزی که عاید می شود یک هزینه اضافی بدون بدست آوردن رضایت و لذت کافی است (جدا از مسئله ی اتلاف وقت)

دوم:آن دسته از سازهای مشقی که حداقل می توان نام سنتور به آنها نهاد، درست است که باز هم نه چندان کیفیت ساخت حتی متوسطی دارند و نه صدای جالبی اما بقول معروف کار راه انداز هستند و قابلیت این را دارند که یک مبتدی به فرض ادامه تعلیم تا شش ماه یا یک یا دو سال از آن استفاده کنند و بعدها آن را به عنوان ساز دوم یا سوم خود نگه دارند برای مصارف خاص (مثل تمرین کوک های مختلف، سیم انداختن و تجربه های شخصی دیگر) بدون اینکه بخواهند برای آن دلسوزی کنند و خوب البته با توجه به قیمت این گونه سازها دیگر بیش از این هم نمی توان و نباید از این سازها انتظار داشت.

وسوم : آن دسته از سازهای مشقی که از حد انتظار یک ساز مشقی بالاتر هستند و البته دارای قیمت کمی بالاتر از دو نوع سنتور اول هستند (به شرط منصف بودن فروشنده ) که هنر جویانی که اقدام به خرید اینگونه سازها می کنند چون صدای نسبتاٌ مطلوبی از ساز می شنوند اغلب رغبت بیشتری برای ادامه آموزش نشان می دهند و چه بسا که خود ر اتا مراحل خوبی از سنتور می رسانند (البته بر این فرض که فاکتور علاقه را تقریباٌ یکسان بین مبتدیان فرض کنیم) حال نکته ای که می خواهم از این بحث نتیجه گیری کنم این است که :” آیا بهتر نیست سازندگان سنتور به جای ساختن سازهای مشقی بی کیفیت «سل کوک » اقدام به ساخت سنتورهای لا کوک یا سی کوکِ مشقی بکنند؟”

در شماره ی بعد شرح خواهم داد که چرا سنتور های لا کوک و سی کوک را به جای سل کوک پیشنهاد میکنم.

23 دیدگاه

  • رضا.ن
    ارسال شده در خرداد ۱۲, ۱۳۸۸ در ۱:۴۵ ق.ظ

    سلام.فکر نمی کنید مقاله تون اصلا انسجام نداشت؟
    بیشتر به نظر اظهار نظر دم دستی میومد تا یک مقاله ی علمی.
    حتما می خواین بگید ساز سازها بیان سنتورهای مشقی رو لا کوک بسازند که بعدا به درد نوازنده بخوره.
    ولی مطمئن باشید نوازنده ای که احتیاج به سنتور لا کوک پیدا کنه،قطعا باید ساز با کیفیتی هم تهیه کنه و دیگه اون ساز مشقی به دردش نمیخوره.
    کمااینکه ممکنه هنرآموز به طور ناخودآگاه از تفاوت صدای ساز خودش با ساز استاد و یا بقیه نوازندگان احساس ناخوشایندی پیدا کنه.
    به هر حال باید نظارت درستی در کار باشه تا حداقل شاهد ساخت سازهای معیوب نباشیم.

  • آرش
    ارسال شده در خرداد ۱۷, ۱۳۸۸ در ۸:۱۹ ب.ظ

    سلام اگر براتون مقدوره تحت یک مقاله جداگانه به بررسی ساختار و داخل سنتور ۱۸ خرک بپردازید. و اینکه آیا میشه سنتور ۱۸ خرکه را با توجه به تولید ۵۴ صدا دارای وسعت ۶٫۷۵ دانست؟

  • ارسال شده در خرداد ۱۷, ۱۳۸۸ در ۸:۲۰ ب.ظ

    ببخشید منظورم وسعت صدای ۶٫۷۵(تقریبا ۷) است

  • ارسال شده در خرداد ۱۷, ۱۳۸۸ در ۱۰:۲۲ ب.ظ

    سلام رضا نون
    ۱- فقط نظر شماست که این نوشته انسجام نداشت؟ شاید ذهن شما انسجام کافی را برای خواندن مطالبِ حتا دم دستی هم ندارد، اگر هم نداشت انسجام آن کمتر از نوشته های شما که خیلی سعی می کنید شبیه نقد باشد (که قابل تقدیر است) نیست.
    ۲- اگر این مطلب اظهار نظر دم دستی است چرا برای آن کامنت گذاشتی؟ وقت خود را صرف خواندن مقاله های واقعی کن، یا شاید اینقدر بود که باعث تهییج شما شد! پس چرا دم دستی؟ شاید خودت را قبول نداری.
    ۳- نتیجه گیری که کردی به هیچ عنوان با هدف بیان این مقوله، کوچکترین مطابقتی ندارد!!! پس چگونه اظهار نظر کردی!؟ با خواندن و درک کامل این موضوع یا از روی اطلاعات نا کافی بدون درک هدف این نوشته. قطعا همه ی موضوع را نمیدانی چون قسمتهای بعدی این نوشته هنوز روی سایت نیامده. پس منتظر باش و بخوان تا ببینی چقدر در نتیجه گیری انحراف داشتی.
    ۴- گفتی “اظهار نظر دم دستی” و کامنتی برای آن گذاشتی که نتیجه ای هم که گرفتی اصلا درست نبود (در مقاله های بعدی خواهی دید) و حالا کامنتی که حتا برای یک نوشته ی دم دستی گذاشتی کاملا نادرست است پس معلوم می شود کامنتهایی که برای به قول خودت مقالات واقی میگذاری چه کیفیتی دارد!؟ پس اگر این نوشته دم دستی هم باشد می تواند خوراک و تمرینی برای کسانی چون شما باشد که میخواهید با این کامنتهای دم دستی روزی منتقد شوید.
    ۵- چه بهتر که در این راه کمی مطالعه و کمی صبر هم چاشنی کار شود. ممنون، با آرزوی موفقیت

  • ارسال شده در خرداد ۱۷, ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۳ ب.ظ

    آرش سلام
    هدف بلند مدت من این است که راجع به سنتور هر چه می دانم و تجربه کردم و هر چه یاد می گیرم و تجربه می کنم را به تدریج بنویسم و با دوستان در میان بگذارم تا شاید برای بعضی از ما راه گشا باشد. با کمال میل سعی خودم را خواهم کرد.
    اما به طور خلاصه درباره ی سوالی که کردی: خیر، درست است که ۵۴=۳*۱۸ صدا خواهیم داشت ولی توجه کن که از خرک هشتم(مثلا در سیمهای زرد) به بعد دقیقا همان صداها در اکتاو بعدی (سیمهای سفید) خواهد بود. علت این ماجرا به دلیل ساختار ساز سنتور است کما اینکه اگر سنتور ۲۵ خرک هم داشته باشیم فقط تعداد صداهای تکراری را بیشتر کردیم و باز هم تا هفت اکتاو فاصله ی زیادی است.تنها در صورتی سنتور هفت اکتاوی خواهیم داشت که حداقل سنتور ۴۹=۷*۷ خرک داشته باشد. یعنی به جای اینکه در عرض حرکت کنیم در طول حرکت کرده ایم ولی اساس ساخت سنتور حرکت در طول و عرض در حد معقول با در نظر گرفتن قابلیت اجرایی آن می باشد.

  • ارسال شده در خرداد ۲۳, ۱۳۸۸ در ۳:۰۴ ب.ظ

    جوابتون به کامنت من مثل جواب رئیس جمهور محترم بود به کسایی که ازش انتقاد می کردند.
    من تا وقتی متنی رو نخوندم چه جوری می تونم بفهمم دم دستیه یا اصولی؟
    اگه متنتون رو خوندم به این خاطر بود که به سایتتون احترام میذارم و واقعا مطالب خوبی رو هم اینجا خوندم.
    منظورتون از اینکه شاید خودمو قبول ندارم رو نفهمیدم.یعنی اینکه من مطلب شما رو خوندم و به این نتیجه رسیدم که دم دستی بوده به این معنیه که خودم رو قبول ندارم؟
    بعد شما نوشته های من رو کجا خوندین که میگید اصرار دارم شبیه نقد باشه؟

    ولی توصیه ای که کردید کاملا به جاست.امیدوارم خودتونم بهش عمل کنید و در مقاله های بعدیتون با مطالعه ی بیشتری نقد بفرمایید.
    به جای اینکه این همه فکر کنید و جواب شدید اللحن بدید ،یه کم هم به فکر آبروی سایتتون باشید.

  • ارسال شده در خرداد ۲۳, ۱۳۸۸ در ۴:۱۰ ب.ظ

    اینکه میگویید صداها(مثلا خرک هشتم زرد) دوباره عینا تکرار میشود آیا میشود از نت ر زرد هم کرن داشته باشیم هم بکار؟
    آیا این نوع سنتور مشکل محدودیت فواصل سنتور را حل میکند؟

  • ارسال شده در خرداد ۲۹, ۱۳۸۸ در ۹:۳۴ ب.ظ

    سلام آرش
    نه نمی توان در خرک هشتم زرد هم کرن داشت هم بکار مگر در شرایط خاصی که قطعه ی را میخواهی اجرا کنی مجبوری هر دو را (کرن و بکار) داشته باشی که در این صورت مجبوری مثلا از نت فا ی خرک نهم زرد فاکتور بگیری و خرک هشت را می کرن و خرک نهم را می بکار کوک کنی.
    بله مشکل محدودیت فواصل سنتور را حل خواهد کرد اما توجه داشته باش که نحوه ی معقول و حدالامکان ساده ی اجرا برای هر سازی بسیار پر اهمیت میباشد. اگر سنتور بیشتر از دوازده یا هجده خرک داشته باشد به همان نسبت اجرای آن برای نوازنده سخت تر میشود.

  • ارسال شده در خرداد ۲۹, ۱۳۸۸ در ۹:۵۳ ب.ظ

    رضا ن
    ممنون که به این سایت احترام می ذاری.
    -من لحنی را که شما پیش گرفتید ادامه دادم.(شدیداللحن)
    -حتما اظهار نظرهای شما را جایی خواندم.
    -البته که متنی را بدون خواندن نمی توان ارزیابی کرد ولی سلسله مقالات یک نفر با خواندن یکی از مقالات او تا حد زیادی مشخص می شود.(البته با فرض اینکه حداقل یکی از نوشته های قبلی من را خوانده بودید).
    -پیشنهاد دوباره من کمی صبر و حوصله، قبل از قضاوت زود هنگام و البته همفکری کامل است تا منتج به نتیجه ای به درد بخور برای همه ما باشد.

  • ميثم
    ارسال شده در خرداد ۳۰, ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۵ ق.ظ

    سلام دوستان/
    من معتقدم حتی اگر یک خواننده کامت شدیدالحن !!! هم بگذارد نویسنده مطلب بهتر است با سعه صدر بیشتری برخورد نماید.
    البته مثال اقای رضا ن در مورد برخورد رییس جمهور با منتقدان بسیار گویا بود/
    با سپاس /میثم گیلانی نوازنده گیتار کلاسیک !

  • آرش
    ارسال شده در تیر ۲, ۱۳۸۸ در ۱:۴۶ ق.ظ

    سلام
    در سایتی خواندم که دامنه صوتی سنتور از mi2 تا Fa5 است. اگر ممکن است کمی در این مورد برایم توضیح دهید

  • ارسال شده در تیر ۴, ۱۳۸۸ در ۹:۰۱ ب.ظ

    آرش سلام
    دامنه ی صوتی سنتور از دو۱ تا سی۷ نیز می تواند باشد بستگی دارد سنتور را در چه ابعادی و با چند خرک در نظر بگیری.
    سنتوری را تصور کن با یک متر و نیم طول و سی و پنج خرک. خب بااین ساز محدوده ی صوتی خیلی وسیعی خواهیم داشت اما چه کسی میخواهد آن را بنوازد.
    اگر سنتوری بسازیم با طول دو متر با پنجاه خرک محدوده ی آن از پیانو هم بیشتر میشود اما طریقه ی نواختن چگونه خواهد بود؟
    حال سنتوری را در نظر بگیر با طول سی سانت و با پنج خرک که محدوده ی آن در حد حدود ده نت است.
    همه ی اینها سنتور هستند.
    خوشحال میشوم به من بگویی دنبال چه هستی؟

  • آرش
    ارسال شده در تیر ۱۸, ۱۳۸۸ در ۱:۴۷ ق.ظ

    سلام
    شاید از سوالاتم از شما به نظرتون من دنبال یه پیانو که شکل سنتور باشه هستم .ولی نه من فقط چیزی رو که در سایتی خونده بودم پرسیدم و منظورم این بود که نحوه مقایسه نتهای سنتور رو با پیانو بپرسم همونطور که برای بقیه سازها هم این قضیه صادقه.
    همونطور که میدونید سازهای کلاسیک غربی دارای معیارهای مشخصی چه در سازندگی سازها و چه در نوازندگی سازها هستند و خیلی علمی با قضیه برخورد میکنند .من در واقع دنبال اینم که این معیارها و این علمی بودن قضیه رو در سنتور و بطور کلی در موسیقی ایرانی ببینم.
    اینطور که من فهمیدم بخش اعظم ساختار موسیقی ما از احساس و حس و حال ساخته میشه و شاید دلیل اینکه در همین سنتور شما شاید نتونی ۲ نفر رو پیدا کنی که لا کرن اونه با هم یکی باشه چون هر کسی یه جور کوک میکنه حتی برای بمل و دیز.
    اگر کرن ربع پرده است که باید جاش کاملا مشخص باشه و همه یک لا کرن داشته باشند.اگر هم جاش بستگی به حس و حال نوازنده داره که دیگه واویلا.
    ببخشید از اینکه پرحرفی کردم شاید مطالبم هم خیلی بیربط باشه.

  • ارسال شده در تیر ۲۱, ۱۳۸۸ در ۱۰:۳۲ ب.ظ

    آرش سلام
    در مورد حس و حال و استاندارد کاملا درست گفتی.
    اما این نکته هم در نظر داشته باش که درست است که لا کرن جای صد در صد مشخصی ندارد ولی اگر کسی مثلا بخواهد ابوعطا اجرا کند کاملا مشخص میشود که آیا کرن آن درست است یا خیر.
    شاید اینطور بتوان گفت که این قضیه مشخصه ی موسیقی ایرانیست و در عین این بی قاعدی که گفتی نظمی هم وجود دارد که درست از نادرست قابل تشخیص میشود.

  • ارسال شده در تیر ۲۴, ۱۳۸۸ در ۸:۵۰ ب.ظ

    سلام
    آقای ضرابی چطور میتونم مقاله ای درباره معرفی انواع سنتور ها (سل کوک ، باس ، سی کوک و …) و نحوه ساختشون پیدا کنم؟
    لطفا راهنماییم کنید

  • ارسال شده در شهریور ۱۵, ۱۳۸۸ در ۹:۴۶ ب.ظ

    آرش سلام
    منبع موثقی نمی شناسم(در این زمینه ها خیلی کم کار شده است)

  • ن.م
    ارسال شده در مهر ۱۴, ۱۳۸۸ در ۴:۰۴ ب.ظ

    سلام خسته نباشید و سپاس از اطلاعات خوبی که در سایتتون دارین
    می خواستنم ببنم نظرتون در رابطه با تشکیل گروه موسیقی فععال چیه ؟
    من ۱۰ سال است که سنتور می نوازم و خوشحال می شم که بیشتر گروه نوازی رو تجربه کنم

  • ارسال شده در تیر ۷, ۱۳۹۳ در ۸:۰۸ ب.ظ

    با سلام به همه ی دوستان.
    دیدم که یکی دوتا از یاران درباره ربع پرده صحبت کرده بودند؛ لذا بر آن شدم تا چند خطی درباره ی این نوع از تقسیم بندی بنویسم؛ امیدوارم برای دوستان مفید باشه؛ گرچه چند سالی از انتشار این مطلب می گذره، اما گفتم شاید کسی یا کسانی مثل من در آینده به این سایت سر بزنند. ضمنأ به نویسنده ی سایت هم خسته نباشید می گم اگر هنوز هم به نوشتن ادامه می ده.
    اونچه که درباره ی فواصل ربع پرده در میان نوازنده ها رایجه، اساسأ یک عبارت مبهمه؛ چرا که از نظر علمی، ربع پرده اصلأ نمی تونه وجود داشته باشه.
    در فیزیک صوت، به حداقل توان تشخیص زیر و بمی اصوت توسط گوش انسان، کُما گفته می شود؛
    به این معنی که فواصل کوچکتر از کما برای گوش قابل تفکیک نیستند.
    یک پرده، به طور معمول از ۹ کما تشکیل می شه، واگر بخواهیم یک چهارم آن را بر اساس کما اندازه بگیریم برابر خواهد بود با ۲/۲۵٫ ( دو ممیز بیست و پنج صدم )
    و با توجه به تعریفی که پیش تر عرض شد، گوش نمی تواند ۲۵ صدم کما را تشخیص دهد، لذا یا آن را ۲ کما می شنود و یا ۳ کما.
    علت تفاوت بین کرن ها در بین سازها و نوازندگان مختلف نیز همین نکته است.
    امروزه برای برخی از دستگاه ها ربع پرده را ۲ کما و برای برخی دیگر ۳ کما یا ثلث پرده در نظر می گیریم. ثلث پرده متدی است که عبدالقادر مراغی یا مراغه ای آن را مطرح کرد و در آن اصلأ خبری از فواصل نیم پرده ای نبود.
    یکی از ضرورت ها این است که عده ای از محققان و موسیقیدانان بر اساس روایات مختلف و مستندات موجود از ردیف ها، برای هرکدام از دستگاه ها و گوشه ها، ربع پرده یا ثلث پرده های استاندارد تعریف کنند تا از این پس همه ی هنرمندان به این استاندارد اقتدا کنند و انواع موسیقی و سازها کمی یکدست تر باشند.
    امیدوارم این توضیح برایتان مفید باشد.
    خدا قوت.

  • ارسال شده در تیر ۸, ۱۳۹۳ در ۷:۵۵ ب.ظ

    دوست گرامی برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه می توانید به این مطلب مراجعه فرمایید:
    http://www.harmonytalk.com/id/932

  • ارسال شده در مرداد ۵, ۱۳۹۴ در ۳:۴۱ ب.ظ

    باسلام جالب بود و مفید مخصوصا حرفتان راجع به سنتور های مشقی شماره ی ۱کاملا درست است و من اکنون بعد از ۴ سال کارکردن با ان مشقیه مجبور شدم یک ساز نیمه حرفه ای بخرم و اکنون نمیدانم با مشقیه چه کار کنم نظر شما چیست

  • مرتضی
    ارسال شده در مهر ۲۲, ۱۳۹۵ در ۸:۱۰ ب.ظ

    سلام
    مخواستم نوازدنگی سنتور رو شروع کنم ولی نمخوام به قول شما سازی باشه که صداش باعث بشه ازش بدم بیاد حداکثر تا ۶۰۰ هزار تومان شما چه مدلی و مارکی رو پیشنهاد میدین؟

  • ارسال شده در مهر ۲۲, ۱۳۹۵ در ۸:۵۸ ب.ظ

    دوست گرامی، پاسخ به سئوال شما تبلیغ محسوب می شود و طبق قوانین سایت، در بخش نظرات تبلیغ ممنوع می باشد.

  • ترنم
    ارسال شده در فروردین ۱۸, ۱۳۹۶ در ۱:۳۲ ب.ظ

    سلام برای دختر هشت ساله ام سنتوری را بعد از تحقیقات زیاد تهیه کردم به ضمانت سازنده که تا چند سال کارایی را داره و در حد یک سنتور متوسط خوب هست و برای شروع کفایت میکنه استاد دخترم دیروز آنرا یک ساز مشقی معرفی کرد که حداقل سه ماه بیشتر نمیتونه جوابگو باشه و خودشون هم سارنده هستند و پیشنهاد دادند که یک سنتور متوسط خوب تا قیمت ۲٫۵ میلیون برامون میسازه راستش توانایی هزینه کردن تا این حد را نداریم و اینکه ممکن است دخترم ادامه نده و این هزینه ای اضافی محسوب میشه ایشون میگن از پلی استر استفاده کرده سازنده و صدا را کر کرده ما در یک دو راهی ماندیم و اینکه اعتماد به کدام طرف قضیه کنیم ؟ سنتور دخترم یک سنتور سه مهر درویش خان هست که از نظر قیمت حتی استاد تاییدش کردن . لطفا راهنمایی بفرمایید

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «ایوارگاه»

وحید طهرانی آزاد با ایوارگاهش نشان می‌دهد که امروز، برخلاف تصور درونی‌شده‌ی عمومی، می‌توان بدون عملیات محیرالعقول و شعبده ساز درخور زد و گوشی یافت. اگر از چهار دونوازی کوتاه سنتور و ویلن (پرنای ۱ تا ۴)، با همه‌ی کمیابیِ خودِ ترکیب و نگاه متفاوت به سبک و سیاق خط ویلن، موقتا چشم بپوشیم هیچ چیز عجیب و غریبی در ایوارگاه نمی‌یابیم. آنچه در ایوارگاه به گوش می‌رسد غریبه که نه، اما شخصی است.

فرایند خم کردن زه وارها و اتصال آن به ساختمان کلافها در ویولن (I)

محتوای این مقاله بخشی از دروس ارائه شده در شهریورماه ۱۳۹۷ در کارگاه رضا ضیائی (RZW) توسط رضا ضیائی است که فرشاد شالپوش آن را گردآوری و تدوین کرده و امیر خمسه ویراستاری آن را بر عهده گرفته است. متن کامل و دیگر مقالات مرتبط در آرشیو کارگاه موجود است.

از روزهای گذشته…

مروری بر آلبوم «در ستایش تونالیته»

مروری بر آلبوم «در ستایش تونالیته»

حکمت بردن یک قطعه که برای سازی نوشته شده به ساز دیگر (یا همان انتقال) چیست؟ چرا می‌خواهیم قطعه‌ای را که برای یک ساز مشخص ساخته شده با سازهای دیگر بنوازیم؟ ترانسکریپسیون سوییت‌های باخ برای دیگر سازها، کار بسیار مرسومی است پس بعید است که پاسخ این دو سوال را برای آنها بتوان به «بازیگوشی»، «ماجراجویی موسیقایی» یا صرفا «تصادف» حواله داد.
گوستاو هولست، آهنگساز سرشناس انگلیسی (III)

گوستاو هولست، آهنگساز سرشناس انگلیسی (III)

هولست و نیز ون ویلیامز در جریان فعالیت خود در جهت ناسیونالیسمی بسیار اصیل تر از ناسیونالیسم الگار و دلیوس، از دستاوردهای دو موسیقیدان فاضل و معاصر خود، سیسیل شارپ (۱۹۲۴-۱۸۵۹) و آرنولد دولمتش (۱۹۴۰-۱۸۵۸) به خوبی کمک گرفته اند. شارپ نخستین جمع آوری کننده بزرگ فولکلورهای انگلیسی، موسس انجمن رقص عامیانه و شخصی است که روح ملی آهنگسازان انگلیسی را بازسازی کرده است. شارپ غنی ترین گنجینه مصالح مورد نیاز خود را در روستایی در ارتفاعات کوه های آپالاش در ایالات متحده یافته بود. دولمتش در سالهای ۱۹۱۶ تا ۱۹۱۸ از این روستا دیدن کرده بود.
رحمتی: روی وزیری و صبا کار می کنم

رحمتی: روی وزیری و صبا کار می کنم

تحصیل در دوره ی کارشناسی ارشد به لحاظ پژوهشی برای من دوره ی پرباری بود. در این دو سال علاوه بر پی ریزی و فراهم نمودن زمینه ی مناسب برای انجام دو پروژه ی مهم، چند پروژه ی تحقیقی، پژوهش میدانی و ترجمه را تقریبا به طور کامل انجام دادم. یکی از مهمترین آنها که دردسرهای فراوانی هم به همراه داشت، یک تحقیق میدانی-کتابخانه ای توامان بود با عنوان: «از کافه تا سفره خانه: بررسی روند تغییرات در بستر سیاست های فرهنگی». بخش گزارش پژوهش میدانی این پروژه، در دوره ی پنجم و در بخش مقالات علمی_پژوهشی جشنواره ی سایت ها و وبلاگ های موسیقی ایران (که محملی برای ارائه ی پژوهش های جدی موسیقایی بوده و در نوع خود دارای اعتبار است)، برگزیده شده و مورد تقدیر قرار گرفت.
«دستچین آثار پیانو» از فرید عمران رونمایی می شود

«دستچین آثار پیانو» از فرید عمران رونمایی می شود

مجموعه‌ای از آثار پیانویی فرید عُمران به نوازندگی هوشیار خیام تحت آلبوم «دستچین آثار پیانو» در شهرکتاب مرکزی روز دوشنبه ۱۲ آذر ماه رونمایی می‌شود. این آلبوم در برگیرنده دو سی‌دی از مجموعه آثار ضبط شده فرید عمران به نوازندگی هوشیار خیام در چند سال اخیر است که به تازگی منتشر شده.
نجفی ملکی: تکنیک هم در واقع بخشی از بدنه هنر است

نجفی ملکی: تکنیک هم در واقع بخشی از بدنه هنر است

خب ببینید استیل نوازندگی نی را باید در دو بخش دید؛ اول استیل نوازنده برای تولید صدا و دوم استیل نوازنده در انگشت گذاری. در حالت اول بطور کلی و خیلی خلاصه به نظر من هرچقدر نوازنده صدای شفاف تر و درخشان تر و به اصطلاح سونوریته با کیفیت تری را تولید کند می تواند به لحاظ تکنیکی تسلط بیشتری در نی داشته باشد. به عبارت دیگه هرچقدر شما در تولید صدای با کیفیت در رجسترهای مختلف نی تسلط داشته باشید، به همان میزان در اجرای قطعات و تکنیک های مختلف می توانید مسلط باشید. در مورد دوم هم چون انگشت گذاری در نی به مانند سایر سازهای بادی تابع قوانین تغییر مکانی و به اصطلاح تغییر پوزیسیون نیست و انگشت ها در مکان ثابتی هستند چنانچه نوازنده نی در انگشت گذاری خود همان قواعد کلی را که در تمامی سازهای بادی بطور استاندارد وجود دارد را رعایت کند می تواند نوازندگی نی را با تسلط و تکنیک بالاتری تجربه کند.
اندر تعریف موسیقی کلاسیک (I)

اندر تعریف موسیقی کلاسیک (I)

سالهاست منتقدان هنری و موسیقی‌دانان قصد در تعریف و تحلیل چیستی “موسیقی کلاسیک” دارند، تعاریف مختلفی از این اصطلاح بیان شده ولی بیشتر آنها یا قسمتی از واقعیت را در بر می‌گیرند یا کلا به بی‌راهه رفته‌اند. با نگاهی به تعاریف ارائه شده، مشاهده میکنیم که نه تنها تعریف جامعی به دست نیامده بلکه راه را برای تحلیل نقاط مشترک، موسیقی‌هایی که زیر این عنوان قرار می‌گیرند را دشوار کرده‌اند؛ این تعاریف گاهی قسمتی از واقعیت را ارائه می‌دهند مانند: “نوعی از موسیقی که مخاطب الیت دارد” یا نوعی ساده‌نگری حیرت‌انگیز از آنها برداشت می‌شود. نظیر؛ “نوعی از موسیقی که از روی نت نواخته می‌شود”.در این نوشته با دیدی کلی‌تر موسیقی و نوع تاثیرگذاری و مخاطب شناسی آن مورد بررسی قرار گرفته و سعی بر آن بوده که به جامع‌ترین تعریف از موسیقی کلاسیک برسیم که گاهی حتی به درستی و به صورت ناخوداگاه، به آثاری اطلاق می‌شود که در سنت این نوع موسیقی هم نبوده‌اند (مثلا اثری از پیاتزولا که با آکاردئون نواخته شده و فرم آن هم تانگو است ولی به درستی “موسیقی کلاسیک” خوانده می‌شود.). این نوشته را می‌خوانیم:
آپوکالیپتیکا؛ یک دهه فعالیت و بدعت در نوازندگی ویولن سل

آپوکالیپتیکا؛ یک دهه فعالیت و بدعت در نوازندگی ویولن سل

آپوکالیپتیکا (Apocalyptica) یک گروه موسیقی فنلاندی متشکل از سه نوازنده کلاسیک ویولن سل است که از سال ۲۰۰۳ یک درامر نیز به جمع آنان پیوسته است. هر چند تخصص اصلی آپوکالیپتیکا اجرای موسیقی متال با ویولن سل است، اما قطعات کلاسیک نیز می نوازند. افراد گروه همگی از دانشجویان آکادمی “Sibelius” بزرگترین مرکز آموزش موسیقی در فنلاند و یکی از برجسته ترین هنرستان های موسیقی اروپا، واقع در شهر “Helsinki” پایتخت فنلاند هستند.
گروه کر شهر تهران با آوای آذری

گروه کر شهر تهران با آوای آذری

نام مهدی قاسمی در پایتخت ایران به عنوان پرکارترین و جدی ترین رهبر کر و همچنین پیگیرترین هنرمند این رشته (چه در تربیت خواننده کر و چه در اجرا) شناخته میشود.
دوسکو گویکویچ از زبان خودش (I)

دوسکو گویکویچ از زبان خودش (I)

چیزی که درباره اجرا در لندن مرا جذب می کند این است که مردم آنجا آداب صحیح نحوه گوش سپردن به موسیقی جاز را می دانند. در بعضی از کشورها هنگامی که به روی سن می روید، حضار از اول تا آخر اجرا شما را می نگرند، احساس می کنید از خشم می خواهید دیواری را فرو آورید! اما زمانی که در کلوب می نوازید، می بینید که همه از موسیقی لذت می برند و هر کس اوقات خوش خود را به همراه موسیقی شما سپری می کند، این چیزی است که موسیقی باید باشد که هم نوازنده و هم شنونده با آن ارتباط برقرار کنند.
کتابی در اقتصاد موسیقی (VI)

کتابی در اقتصاد موسیقی (VI)

توجه کتاب به از قلم نیفتادن هیچ نکته‌ای در فرایند تولید و بازاریابی و فروش محصولات موسیقی در بخش‌هایی چنان پررنگ شده است که برخی فصول (مثلاً فصل پنجم) تا حدودی از بحث اصلی کتاب منحرف شده‌اند. شاید تنها جمله ای که در تمام فصل پنجم به اقتصاد موسیقی ارتباط مستقیم دارد این باشد: