گفتگو با مائوریزو پُلینی (III)

شما بسیاری از آثارتان را ضبط کرده اید، آیا روش شما برای نواختن برای ضبط با نواختن در کنسرت متفاوت است؟
ارتباط برقرار کردن با موسیقی در هر دو یکی است. در کار ضبط در استودیو، تماشاگر غایب است و این باعث مصنوعی شدن کار می شود. اما شما باید در نظر بگیرید که تماشاگران به آن گوش خواهند داد، تنها در زمانی متفاوت از آن لحظه…

پس شما به وجود تماشاگران که بعدا آن را گوش خواهند داد، آگاه هستید؟

باید این گونه اندیشید، در غیر این صورت هیچ معنی نخواهد داشت. بسیار خسته کننده است که ساز بنوازید بدون داشتن هیچ شنونده ای، چرا که می توانید آنچه را خود می نوازید، به خوبی درک کنید و کاملا راضی باشید، پس به هیچ گونه تلاش و زحمت بیشتر احتیاج نخواهید داشت.

شما تا حدی با موسیقی معاصر نیز آشنایی دارید، توصیه شما برای آهنگسازانی که می خواهند برای پیانو آهنگ بسازند، چیست؟

چه توصیه ای؟ همیشه امکان کشفیات جدید در نحوه نگارش موسیقی برای پیانو وجود دارد، بنابراین تنها چیزی که می توانم بگویم: “ساز را بارها و بارها کنکاش کنید، شاید امکانات جدیدی به شما دهد.” گفته شده است پیانو هر چیزی را که ما به آن احتیاج داشته ایم، داده است. بعد از پیشرفت فوق العاده در قرن نوزدهم، بارتوک، استراوینسکی، شوئنبرگ و وبرن بودند و امروزه بولز و اشتوکهائوزن، آنان در پیانو آنچه را کشف کردند که پیش از آن وجود نداشت. امیدوارم که این راه ادامه یابد.

آیا کشف تازه ها وظیفه آهنگساز است؟

فکر می کنم، بله.

و بعد مسئولیت پیانیست است که تمام کشفیات را در موسیقی پیاده کند؟

هر کسی باید نقش خود را در این زمینه ایفا کند. (خنده)

برای پیانیستهای جوان چه توصیه ای دارید؟

مهمترین توصیه این است که جا نزندند و به خود و تولیدات مدرن در موسیقی زمان دهند. حتی اگر کار سختی است، حتی اگر گاه دست اندر کاران و برگزار کنندگان کنسرت با اشتیاق نباشند، اما برای یک هنرمند بسیار اهمیت دارد که هنرش را به عموم نشان دهد و هرگز دست نکشد. این توصیه من است، حال شاید توصیه های بیشتری نیز باشد. (خنده)

به نظر می رسد که بسیاری از پیانیستها در سطح حرفه ای هستند، آیا آنها باید در تمام قطعات این تسلط و مهارت را داشته باشند؟

(برای لحظه ای فکر می کند) باید در موسیقی ای که با آهنگساز آن همیشه کار می کنند و آن نوع قطعات را همواره خواهند نواخت مسلط باشند. در غیر این صورت هیچ گونه مسئولیتی در نواختن هر نوع موسیقی ندارند، چرا که می دانید قطعات یا رپرتوار برای ساز پیانو بسیار زیاد است، بنابراین ضرورتی ندارد که بخواهند خود را با همه آن درگیر کنند.

(متعجب) منظور شما این است که هیچ کس نمی تواند همه آن قطعات را بنوازد؟

خیر (خنده)

آیا کسی باید امتحان کند؟

خیر (خنده)

چه توصیه ای برای تماشاگران دارید؟

(مجدد برای لحظه ای فکر می کند) بله توصیه دارم. گاه تماشاگران هیچ تلاشی برای گوش دادن به موسیقی نمی کنند به خصوص موسیقی معاصر. در حالی که فکر می کنم برای موسیقی جدید تلاش معینی برای درک آن لازم است و همچنین درک عمیق شاهکارهای گذشته بسیار اهمیت دارد. بنابراین در گوش دادن به موسیقی، به آنان توصیه می کنم که به درک آنچه بدان گوش می سپارند تلاش کنند.

پس شما از آنان می خواهید که در موسیقی که می شنوند شرکت کنند.

بله. فکر می کنم لذت بیشتری نیز از آن ببرند تا اینکه فقط آن را بشنوند.

موسیقی برای شاد کردن آنان؟

بله. قطعا (هر دو خنده)

به عنوان آخرین سئوال، آیا نواختن پیانو جالب و لذت بخش است؟

بله. فکر می کنم لذت عمیقی که در آن وجود دارد بیش از خوشی لحظه ای آن است. البته رسیدن به آن لذت عمیق، مستلزم تلاشی خستگی ناپذیر است، در غیر این صورت هیچ معنایی نخواهد داشت.
“این مصاحبه در ۲۳ اُکتبر ۱۹۹۷ در رختکن تالار ارکستر در شیکاگو با پُلینی انجام شد. مصاحبه هایی که بورووس دُفی انجام داده در بسیاری از شبکه های رادیویی پخش شده و از مصاحبه های برگزیده آنان می باشد، همچنین در بسیاری از مجلات از سال ۱۹۸۰ به بعد به چاپ رسیده.”

bruceduffie.com

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

فراخوان چهارمین جشنواره و جایزه«نوای خرّم» منتشر شد

با اعلام شرایط ثبت نام شرکت کنندگان فراخوان چهارمین جشنواره و جایزه«نوای خرّم» منتشر شد دبیرخانه چهارمین جشنواره و جایزه همایون خرم (نوای خرّم) فراخوان نحوه حضور هنرمندان و گروه های متقاضی شرکت در این رویداد موسیقایی را منتشر کرد. به گزارش امور رسانه ای چهارمین جشنواره و جایزه همایون خرم (نوای خرّم)، دبیرخانه چهارمین…
ادامهٔ مطلب »

«نیاز به کمالگرایی داریم» (VII)

تقریبا همیشه! ولی متخصص ها هم سطح بندی دارند، اینطور نیست که کسی که متخصص شد در تمام زمینه ها سرآمد باشد، غیر از این مورد، در عرصه هنر ممکن است یک هنرمند خلاق بعد از مدتی افت کند، نمونه هایش را در موسیقی ایرانی زیاد دیده اید. پس نمی توانیم بگوییم متخصصان همیشه در کمال هستند، هر چند کمتر از غیر متخصصی اثر قابل توجهی می بینیم یا می شنویم.

از روزهای گذشته…

باغلاما در قرن بیستم، حالتی بین تکامل و استانداردسازی (II)

باغلاما در قرن بیستم، حالتی بین تکامل و استانداردسازی (II)

در تصویر پائین از کتابِ «توصیف تاریخی، تکنیکی و ادبی آلات موسیقی شرقی» نوشته ی گیوم آندره ویّوتو در ۱۸۳۲م. از چپ به راست تنبورِ بُلغاری، تنبور باغلاما، تنبورِ بوزوک و تنبورِ شرقی را مشاهده می کنید [با توجه منابع مختلف از جمله موسیقی الکبیر نوشته ی فارابی به نظر می رسد عنوان تنبور یک اصطلاح عمومی برای انواع لوت دسته بلند بوده است]
گروه ریمونز (II)

گروه ریمونز (II)

در فوریه ۱۹۷۶ ریمونز اولین آلبوم خود را ضبط کردند که شامل چهارده آهنگ بود که بلندترین آن از دو دقیقه و نیم بیشتر به طول نمی انجامید. در حالی که تمام اعضای گروه در ساختن آهنگ و نوشتن اشعار سهیم بودند، دی دی شاعر اصلی آنان بود. این ضبط با مشارکت تومی و کریگ لئون (Tommy and Craig Leon) با بودجه بسیار اندکی نزدیک شش هزار و چهارصد دلار در آپریل آن سال تولید شد.
بوطیقای ریتم (I)

بوطیقای ریتم (I)

پیش از این اگر جایی صحبت از ویژگی آثار پرویز مشکاتیان به میان می‌آمد یکی از مهم‌ترین نکاتی که بر زبان اهل فن جاری می‌گشت توانایی او در آفرینش ریتم‌های بدیع بود. آن‌ها که زبانی و حالی داشتند گاه حتا به وجود «نوعی شعور خدادادی ریتمیک» -که می‌توان آن را معادل نوعی وحی در ساحت ریتم گرفت- شهادت می‌دادند. این ویژگی چنان با نام وی گره خورده و خصلتی اسطوره‌ای پیدا کرده است که کمتر کسی نیاز می‌بیند در این مورد توصیف عمیق‌تری به‌دست دهد؛ چون و چرا که البته جای خود دارد. اما به راستی چرا «ریتم» آثار مشکاتیان تا این حد شهره‌ است؟
محبوبیت Chansons در اروپا

محبوبیت Chansons در اروپا

شانسون ها در بیشتر نواحی اروپا خوانده میشدند و هم برای اجرای سولو و هم چند صدایی نوشته شده و بیشتر اوقات سازبندی هم میشدند.
پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (II)

پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (II)

یافتن دلیل این رویکرد همگانی نویسندگان و تفاوتی که با دیگر متن‌ها وجود دارد چندان ساده نیست زیرا عوامل تبدیل شدن قطعات و اشخاص به مرجع،بسیار پیچیده‌ هستند. اما در تحلیل اولیه چند دلیل به ذهن می‌رسد. نخست این که شاید پای نوعی اغراق ملی‌گرایانه‌ی شورویایی در میان بوده و در حقیقت موسیقی‌شناسان به نفع همکاران آهنگسازشان جهت‌گیری کرده باشند. دوم که درست عکس این است، شاید تاریخ موسیقی آوانگارد که تاکنون می‌شناخته‌ایم بیش از اندازه غرب‌محور (اروپای غربی و آمریکای شمالی) بوده است خواه به دلیل آن که نویسندگان در بیشتر سال‌های قرن بیستم دسترسی اندکی به آثار شوروی‌ها داشتند و درنتیجه این آثار در یک فرآیند ته‌نشینی طولانی مدت در کتاب‌های موسیقی‌شناسی جایگاهی نیافته‌اند و خواه به این علت که نوعی خودبینی و خودمحوری در کار منتقدان و موسیقی‌شناسان وجود داشته است و سوم که از این نقدهای پیچیده‌ی تاریخ علم به‌دور است شاید تنها با کاربردی بودن کتاب مربوط باشد؛ این یک کتاب آموزشی برای دوره‌های تحصیلات تکمیلی در روسیه بوده پس عجیب نیست اگر لااقل بخشی از مثال‌هایش به آثاری اختصاص یابد که دانشجویان با آنها آشناتر هستند.
موسیقی آفریقای جنوبی (V)

موسیقی آفریقای جنوبی (V)

همکار قدیمی ابراهیم، یعنی هیوگ مسکلا که نوازنده ترومپت بود، نیز در خارج از آفریقای جنوبی کسب و کار موفقی به راه انداخته بود. مسکلا در آغاز رشد موسیقیایی خود تحت تأثیر ترِور هادلستون (Trevor Huddleston) قرار داشت که یک کشیش بریتانیایی بود که در محله های شهر کار می کرد و نخستین ترومپت مسکلا را برایش خرید. مسکلا وارد صحنه های پرهیجان سوفیاتاون شد و سپس با کینگ کانگ به بریتانیا راه یافت و در اوایل دهه ۶۰ قرن بیستم به نیویورک راه پیدا کرد. قطعات جزِ پاپْ مانندی، مثل: “Up, Up and Away” و “Grazin’ in the Grass” به پر فروش ترین ها تبدیل شدند.
شارل کوشلین: «ساعت های ایرانی» برای پیانو

شارل کوشلین: «ساعت های ایرانی» برای پیانو

شارل کوشلین (۱۸۶۷-۱۹۵۰) در یک خانواده مرفه در پاریس تولد یافت و فعالیت های خود را در نظام آغاز کرد. پس از یک دوره بیماری، از سال ۱۸۸۹ به موسیقی پرداخت و چندی بعد در کنسرواتوار پاریس نزد گابریت فوره (Gabriel Fauré) ژول ماسن (Jules Massenet) و آندره گدالگ (André Gédalge) به تحصیل پرداخت. کوشلین در ۱۹۰۹ انجمن موسیقی مستقل Societe Musicale Independante را تشکیل داد. از آثار او می توان به پنج سمفونی، چهار پوئم سمفونیک، سه آواز برای ارکستر و سه کوارتت زهی اشاره کرد. وی کتابی نیز در زمینه ارکستراسیون نگاشته است.
نگاهی به اپرای عاشورا (V)

نگاهی به اپرای عاشورا (V)

صدای خوف انگیز بادی چوبی ها با فاصله چند اکتاو از باسها، خبر از ورود ما به دربار یزید میدهد. یزید به عمر ابن سعد، دستور حمله به کاروان حسین میدهد و سلطنت بعد از این پیروزی… عمر هم میخواند “چه کردی ای امیر از مرحمت این لحظه سر دارم، ز اولاد علی یک تن به عالم زنده نگذارم…”
تحلیلی بر «چنگ رودکی» (III)

تحلیلی بر «چنگ رودکی» (III)

با ورود «بنان» و تغییر نیم درجه ای کروماتیک درجه ی هفتم (فا دیز به فا بکار)، مدولاسیون بسیار نرم و محتاطانه ای به شور انجام می شود. مدولاسیون رایج در سنت دستگاهی از همایون یا اصفهان به شور، معمولاَ با تغییر درجه ی سوم بالای شاهد (در اینجا سی بمل) به ربع پرده بالاتر انجام می شود که اگر در نواحی پایین دسته ی ساز انجام شود، اوج نام می گیرد، که –با فرض انجام آن در تنالیته ی مورد بحث- شاید بتوان آن را اشاره به ابوعطای «ر» یا شور «لا» دانست. اما در مدولاسیون استفاده شده در «چنگ رودکی»، با تغییر «فا»، قطعه به شورِ «ر» مدولاسیون می کند.
گفتگو با عمر زیاد قانون‌نواز عراقی (III)

گفتگو با عمر زیاد قانون‌نواز عراقی (III)

گوگسل باکتاگیر (Baktagir Göksel) هم نوازنده ی بسیار عالی و نیز آهنگساز فوق العاده خوبی است. همچنین افرادی مثل آیتاچ دوگان (Doğan Aytaç) (که شیوه و سبک متفاوت خود را در نوازندگی آرپژ ها و نحوه ی بازی کردن با مضراب دارد( از دیگر قانون نوازان برجسته‌ی ترک می توان از هلیل کارادومان (Halil Karaduman)، طاهیر آیدوغدو (TahirAydoğdu) و هاکان گنگور (hakangüngör) نام برد.