لئونارد کوهن و باب دیلان ، شعر و ترانه – ۱

Leonard Cohen
Leonard Cohen
رابطه نزدیک میان شعر و موسیقی، ومقایسه تطبیقی میان آن دو، نیازمند بحثی دقیق و گسترده است. هر دو، هم شعر و هم موسیقی، آواها یا شنیدارهایی هستند که ریتم، قافیه و هم آهنگی، و وزن را به کار می گیرند . به ابزار شعر میتوان آرایه های کلامی و زبانی، مجاز و اشارات تلویحی، و دیگر آرایه های ادبی را اضافه کرد و از طرف دیگر هارمونی، هم آوایی و تکنیک های ساز بندی خصوصیات منحصر به موسیقی است.

از نظر تاریخی، شعر و موسیقی همواره نزدیک به هم جا گرفته و تقسیم بندی شده اند تا آنجا که پیدایش موسیقی پیش از پیدایس آلات آن با کلام انسانی آغاز شده و پیش رفته. ترانه مدرن به عنوان بخشی از ادبیانت مدرن حرکتی است از ادبیات به موسیقی مردمی، که هم غنای آوایی وهارمونی موسیقی را به ادبیات میدهد و هم بار و عمق معنایی ادبیات را به موسیقی.

مهم ترین پیش شرط، هم برای شعری پر معنا و هم ترانه ای مهم، آن است که شاعر هم به بینش و نگاه خود به عنوان خالق، وهم روح و بینش شعری که مینویسد باور داشته باشد به بیان دیگرمتعهد و ملزم به خواستگاه خلق شعر- جه در شاعر و جه در خود شعر- باقی بماند. و البته تمام مهارتها و دانش و فنون ادبی یقینا مورد نیاز شاعر خواهند بود چرا که تنها وسیله ای هستند که شاعر به یاری آن صداقت روح شعر را حفظ کرده و آن را از ناسرگی و چند سویگی نگه می دارد.

شاعر، چه شاعر ترانه ای محبوب باشد که مورد استقبال فراوان قرار گرفته و چه درمجله ای کوچک با مخاطبی اندک بنویسد، متعهد است که از نگاه و بینش شعری که می سراید، جه به دلیل کم دانشی و کم کاری، چه ستایش نابجا و یا جه به دلیل شهرت و ثروت، خارج نشود و به رنج بسنده نه به کل روح شعر و ظرفیت شعری آن، که به گوشه ای از آن یا شاخه ای بر آمده از آن نیفتد. از نظر تاریخی ترانه نویسان آهنگ های مردمی از خلق زبان و نگاه و جنس خاص ترانه خود ناتوان بودند، و همواره میان اصالت ترانه و اخلاق – رسمی جامعه – سرگردان و سر انجام بندگی ذائقه عمومی پذیرفته اند.

باب دیلان (Bob Dylan) و لئونارد کوهن (Leonard Cohen)، هر یک جهتی بسیار متفاوت از تلاش برای حفظ اصالت بینش و سرگی جنس ترانه را ارائه میکنند. باب دیلان یک بچه فراری است که با کار سخت، دانسته به آهنگ سازی حرفه ای بدل میشود ولی ظهور او به عنوان یک شاعر اتفاقی به نظر میرسد، زیرا که او نا آگاهانه پی برد که یک آهنگ خوب باید ترانه خوب و در خوری نیزداشته باشد. لئونارد کوهن یک تحصیلکرده دانشگاه و یک شاعر شناخته شده جهتی معکوس را می پیماید. او دریافت که یک ترانه و شعر خوب می تواند یک آهنگ خوب نیز بشود.

دیلان از موسیقی به ادبیات رسید و کوهن از ادبیات به موسیقی. دیلان به شعرش ریتم و قافیه و غنای تصویری بخشیده که از گذشته نیز در موسیقی فولک آمریکایی مرسوم بوده مانند Huddle Ledbetter یا بت خود دیلان Woody Guthrie و در مقابل کوهن از شعرش، ترانه ای می سازد با زبانی فاضلانه و دقیق و با وسواس پیکر و شکل خارجیی به آن میدهد.

نگاهی سریع به هر دوی آنها، آن دو را شاعرانی با تجربه های شخصی، ایده آلها، تصویر سازیها و واژگان خاص خود می شناساند که همواره، خود، را در موقعیت های شعرهاشان می سرایند و نه بزدلانه یا فریبکارانه به جای خود، شخصیتی را از پسمانده های فرهنگ عام جامعه جعل کنند. شعرهای آن دو، بر آمده از درد و روح خود شاعر است نه روایت گزارشگرانه – و البته عافیت طلبانه – دانای کل از داستان و این، نشانه تعهد و باور آنها به اصالت و صداقت شعر و نگاه آن است.

در اشعار باب دیلان، تصویر سازیهایی هنرمندانه و دقیق شاعر که از ریشه های شعر بر آمده به طور گسترده وجود دارد.

Subterranean Homesick Blues
I saw a new born baby with wild wolves all around it,
نوزادی تازه زاده شده را دیدم، با گرگ هایی وحشی در کنارش
I saw a highway of diamonds with nobody on it,
بزرگراهی را دیدم از الماس که کسی در آ ن قدم نمی گذاشت
I saw a black branch with blood that kept drippin’,
شاخه ای سیاه دیدم که خون از آن میچکید
I saw a roomful of men with their hammers a-bleedin’,
اتاقی دیدم پر از مردانی با چکش های خونین
I saw a white ladder all covered with water,
نردبانی سفید را دیدم که در آب غرق بود – آب از سرش گذشته بود
I saw ten thousand talkers whose tongues were all broken,
ده هزار سخنور را دیدم که همگیشان بی زبان و کور نطق بودند
I saw guns and sharp sword in the hands of young children,
تفنگ و شمشیری تیز دیدم که کودکان در دست داشتند
And it’s a hard, and it’s a hard, it’s a hard, it is a hard,
و این سخت است (می دانی) سخت است، سخت است
And it’s a hard rain’s a gonna fall.
و رگبار تند خواهد بارید

صراحت شاعرانه دیلان در انتهای شعر؛ ازغنای تصویری و پرده آرایی اش شعرش می کاهد اما نگاه دیلان، نگاهیست پیامبرانه و تصویرش، تصویریست از خارج جامعه به جامعه، تصویری که جامعه بشری نمی خواهد آنگونه دیده شود. نکات جذاب زیادی در این نگاه باب دیلان وجود دارد، آگاهی و توجه هم زمان اوهم به تیره بختی و هم به رستگاری بشری، هم به تاریکی و هم روشنایی انسان مغاک نشین. بیزاریش از شرارت و پستی جامعه حال ایالات متحده، نفرتش از جنگ ، نیاز شخصی اش به رهایی از بند های جامعه مصرفی و ایمان او به پایان جهان و آخر الزمان پیش رو.

Frank Davey ، دسامبر سال ۱۹۶۹
شاعر ، نویسنده ، محقق ، پروفسور ادبیات و استاد دانشگاه اونتاریو
ترجمه و اقتباس از فرشاد ملک زاده

تاریخ مختصر موسیقی ایران، پیش از اسلام تا صفویه (IV)

در این دوره وضعیت موسیقیدانان بسیار بهتر شد. خسرو پرویز بزم ها و مجالس بسیاری داشت. در حجاری طاق بستان در کرمانشاه یک شکار به تصویر کشیده شده که تعداد زیادی چنگ، موسیقار، دف های چهارگوش، شیپور، نی، سازهای کوبه ای و یک نفر در حال دست زدن را نشان می دهد. چنگ های مثلث و افقی در این دوره بسیار رایج بوده است.

افق‌های مبهم گفت‌وگو (V)

متن نیز «دیگری» دریافت‌کننده است. نه چون از آنِ دیگری است یا از فرهنگ دیگری است بلکه چون خود «دیگری» است. فارغ از این که از ورای آن مؤلف را ببینیم که در بخش نخست دیدیم، خواه‌ناخواه دیگری است. خود متن امری است جدا از «خود»، ممکن است لحظه‌ای به درون بیاید اما ماندگار نمی‌شود. متن جزئی از هیچ دریافت‌کننده‌ی مثالی‌ای نیست همچنان که حتا جزئی از مؤلفش هم نیست. از این رو متن بیش از هر مؤلفه‌ی دیگری نیازمند مفاهمه و دریافت است. حلقه‌ی آنچه تاکنون گفته شد به یاری درک دیگری متن است که کامل می‌شود.

از روزهای گذشته…

گوستاو هولست، آهنگساز سرشناس انگلیسی (IV)

گوستاو هولست، آهنگساز سرشناس انگلیسی (IV)

این سوئیت ارکستری چندان تصویر کننده سیارات به عنوان اجرام سماوی نیست بلکه بیشتر درباره صفاتی انسانی است که به آنها بر می گردد. این اثر هولست همیشه طرفداران بسیار داشته است.
موسیقی و معنا (X)

موسیقی و معنا (X)

این علوم، طبقه‌بندی پدیدارشناختی مستقلی برای این واکنش‌ها را، نه در مورد موسیقی و نه حتی در مورد دیگر اشکال هنر به رسمیت نمی‌شناسند. بنابراین گونه‌هایی از معنا که از منظر روان‌شناختی، حاصل درگیری حسی با موسیقی هستند به مقدماتی وابسته نیستند که در نظریه‌های فیلسوفانی چون دیویس و اسکراتون برای قدرت بیانگری در موسیقی ارائه شده است.
مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (I)

مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (I)

در تمامی دانشگاه ها و کنسرواتوارهای دنیا درسی به نام پداگوژی (pedagogy) وجود دارد که همان شیوه «آموزش» است اما متاسفانه در ایران چنین رشته ای مورد کم توجهی قرار گرفته و به اندازه کافی به آن پرداخته نشده است. یک فارغ التحصیل موسیقی شاید به تمام علم موسیقی اشراف داشته باشد اما شناسایی نیازهای آموزشی یک مقوله جدا از خود دانش موسیقی است. اینکه بدانیم یک کودک یا فردی که از موسیقی چیز زیادی نمی داند اولین نیازهایش چه چیزی می تواند باشد از ضروریات آموزش می باشد؛ در نتیجه پداگوژی، آموزش شاگرد محور است.
فلسفۀ سازهای ابداعی (I)

فلسفۀ سازهای ابداعی (I)

این روز ها در آشفته بازار موسیقی ایران خبر های گوناگون و متعددی می شنویم. خبر هایی داغ از گروه های “بزرگ”، کنسرت های “بزرگ”، ابداع، اکتشاف، انواع تلفیق، نوآوری و… یکی از ملال آورترین خبر های تکراری این روز ها، خبر ابداع ساز های جدید است. ساز هایی با اشکال گوناگون و در ظاهر متفاوت از لحاظ ساختار و صدا. تنور این آشفته بازار بی صاحب آنقدر داغ است که از هر صنفی در آن می توان یافت. از خواننده و آوازه خوان گرفته تا نجار و بقال و سیرابی فروش…
فرایند خم کردن زه وارها و اتصال آن به ساختمان کلافها در ویولن (I)

فرایند خم کردن زه وارها و اتصال آن به ساختمان کلافها در ویولن (I)

محتوای این مقاله بخشی از دروس ارائه شده در شهریورماه ۱۳۹۷ در کارگاه رضا ضیائی (RZW) توسط رضا ضیائی است که فرشاد شالپوش آن را گردآوری و تدوین کرده و امیر خمسه ویراستاری آن را بر عهده گرفته است. متن کامل و دیگر مقالات مرتبط در آرشیو کارگاه موجود است.
اپرای راک – ۱

اپرای راک – ۱

راک اپرا یا راک موزیکال، به یک محصول موزیکال در فرم اپرا یا فیلم موزیکال گفته میشود که در آن به جای استفاده از انواع موسیقی سنتی و کلاسیک، از موسیقی راک استفاده شده باشد.
بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (VI)

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (VI)

پیروزی (چهارگاه): قطعه ای است در دستگاه چهارگاه با الگوی ساختاری چهارمضراب و با وزنی لنگ و دور ده تایی با ترکیب منظم و دائمی ۳+۴+۳، با اینکه وزن اجرایی این اثر پیچیده است و اجرا و حفظ آن برای نوازندگان کاری مشکل، ولی از لحاظ نغمات و جمله بندی ترکیبی است بسیار شنیدنی و گوش آشنا، این قطعه از مشهور ترین آثار ساخته شدۀ بی کلام در مجموعه آثار چاووش است که برای ترکیب ساز های سنتور، تار، بمتار و کمانچه به عنوان بخش ساز های نغمه پرداز و تنبک به عنوان بخش کوبه ای گروه، طراحی و تنظیم شده است. در قسمتی از اثر نیز شاهد همنوازی دو تنبک بدون همراهی ساز های نغمه پرداز هستیم. در ساخت این قطعه به گوشه هایی چون درآمد، زابل، مخالف چهارگاه، حصار و فرود به چهارگاه اشاره شده است. همانطور که ذکر شد وزن ده تایی این اثر از ابتدا تا انتها ثابت است و در حین اجرای قطعه تغییری نمی کند. ابتدا به پایۀ اثر توجه کنید؛ بعد اجرای هر یک جملات مجددا به این پایه در فواصل مختلف دستگاه چهارگاه می رسیم:
درباره آرشه (I)

درباره آرشه (I)

یک ساز زهی بدون کاربردآرشه عملا به شکلی کامل و در خور توانایی های قطعی ساز قابل استفاده نیست. همچنین،آرشه نیز بدون وجود ساززهی مربوطه بی مفهوم خواهد بود؛ این دو در تعامل کمی و کیفی با یکدیگر بوده و تاثیر گذار بر هم، از سویی دیگر باید به این نکته توجه داشت هیچ مدرکی دال بر این موضوع وجود ندارد که سازهای زهی صرف همواره بر سازهایی که استفاده آرشه در آن اجتناب ناپذیر است، تقدم و برتری داشته اند. سازهای زهی مدتها قبل از خانواده ویلن پدید آمده اند و در طول زمان با توجه به تغییرات متنوع در حیطه موسیقی و توانایی های بشری دچار تحولات و پیشرفتهایی شده اند.
به بهانه کنسرت مرداد ماه ۸۶ ارکستر هنگام درشیراز

به بهانه کنسرت مرداد ماه ۸۶ ارکستر هنگام درشیراز

ارکستر ملی هنگام، از جمله معدود ارکستر های غیردولتی ثابت کشور است که از پنج سال پیش تا کنون به طور پیوسته درشهر شیراز به فعالیت پرداخته است . این ارکستر در سال ۱۳۸۱ دردانشگاه علوم پزشکی شیراز تشکیل و پس از یک سال از دانشگاه جدا شد و به طور مستقل به فعالیت خود ادامه داد.
بلا بارتوک و اتنوموزیکولوژی (I)

بلا بارتوک و اتنوموزیکولوژی (I)

بلا بارتوک آهنگساز برجسته مجارستانی، یکی از مهمترین موسیقیدانان قرن بیستم می باشد. او به همراه دوست و همکارش زولتان کودالی (Zoltán Kodály) دیگر آهنگساز بزرگ مجار، موسیقی شناسی فرهنگی– اتنوموزیکولوژی (ethnomusicology) را گسترش داد. موسیقی او از ملودیها، مقامها و بافت ریتمهای موسیقی مجار و انواع دیگر موسیقی سنتی نیرو گرفته که او آنرا با تاثیری که از موسیقیدانان معاصرش پذیرفته، ترکیب و سبکی متمایز و منحصر به خویش را خلق کرده است. بارتوک در امپراطوری بزرگ آسترو- مجارستان (Austro-Hungarian) بزرگ شد که بعد از جنگ جهانی اول بر اساس عهدنامه تریونون (Trianon) از مجارستان جدا شد.