کارایندرو، بانوی موسیقی لایت (III)

النی کارایندرو
النی کارایندرو
در کنار مقالاتی که درباره آنجلوپولُس نوشته شده، کتاب ولفارم ایشوته (Wolfram Schütte) و یاداشتهای ویلیام فائوکنر (Faukner) به ما یاد آوری می کنند که گذشته هیچگاه نمیمیرد و حتی نمی گذرد. بارها بازگشته به گذشته، در فرهنگ یونان بیش از هر جای دیگری دیده می شود و هنرمند یونانی به ندرت می تواند از آن بگذرد. همانند جرج سفریس (George Seferis) شاعر محبوب النی کارایندرو که یکبار گفته است: “یونان فرایندی متداوم است.” تاثیر گذشته یونان در خود کارایندرو بسیار وسیع است.

کارایندرو، دارای فوق لیسانس تاریخ و باستان شناسی است. در زمینه تئاتر، با اصول معاصر نمایشنامه نویسی آشنا است و آهنگهایی نیز برای آن ساخته، همانند: آریتوفنس (Aristophanes). دانش اتنوموزیکولوژی او و همکاریش با رادیو، توانایی آن را به او داده تا بتواند سازهای گذشته و فرمهای خوانندگی را دوباره شکوفا کند و سنت یونانی نیز از طریق سازهایی همانند دالسیمر (نوعی سنتور) و کلارینت، تا حدی در موسیقی او وجود دارد، .

در واقع کارایندرو برای موسیقی سنتی یونان آنقدر احترام زیادی قائل است که آن را کاملا رها نمیکند، به همین خاطر از سازهای سنتی استفاده می کند اما به روشی غیر سنتی. او میگوید:”گاهی سنتور نقش پیانو را ایفا می کند یا بلعکس. من موسیقی سنتی را با مفاهیم خود قاطی نمی کنم، بعضی از اصوات این سازها قابلیت استفاده را دارند چراکه همیشه در زندگی من به صدا در آمده اند، من از آنها در جهت به تصویر کشیدن ذهنیات خود استفاده می کنم. علاقه من به موسیقی سنتی و کار من به عنوان آهنگساز دو مقوله متفاوت است.

او می افزاید: “فقط یک بار آنها را با هم ادقام کردم: یک فلوت نواز کولی بداهه نواز فوق العاده ای را می شناختم، سعی کردم او را در کار خود وارد کنم. به مدت ۴ شبانه روز، او خود را در جایی حبس کرد تا بتواند آنچه را که من نوشته بودم بنوازد. این کار بسیار مرا غم زده کرد، احساس کردم پرنده ای زیبا را در قفسی زندانی کرده ام! در موسیقی خود، او نوازنده ای کاملا آزاد و مسلط بود؛ گفتم: بس است! دیگر این کار را نخواهم کرد”.

کار کردن با جان گاربارک (Jan Garbarek) متفاوت بود، النی کارایندرو اثر این ساکسیفون نواز نروژی را در آلبوم ۱۹۷۷ به نام “مکانه”ا (Places) برای اولین بار شنید و توانست ارتباط بسیار قوی با آن برقرار کند. کارایندرو میگوید:”زمانی که قطعه “انعکاسها” (Reflections) را شنیدم احساس کردم که چیزی بسیار نزدیک به حس خودم و کشورم پیدا کرده ام. طعم بسیار قوی از مناطق بالکان و این زمانی بود که قطعه ای برای زنبوردار نوشتم، در این زمان دریافتم که تنها جان گاربارک قادر است آن حس لازم را خلق کند. او میتوانست آهنگی را به راحتی بنوازد، بدون هیچگونه مهارت در موسیقی سنتی می توانست کاملا آنچه را که باید، منتقل کند. نکته ای معروف از گاربارک نقل شده است که گفته: “می توانید بگوئید که من در محله ای معنوی زندگی می کنم که در واقع شامل تمام مناطق جغرافیایی جهان می شود!”

مفاهیم مشخص در آثار کارایندرو با مجموعه ای که مانفرد ایچر (Manfred Eicher) از آثار او جمع آوری کرده، مشخص شده است البته نه آنکه تمام آثار او حاوی موسیقی ملایم و به نوعی عزادار باشد!

audio file بشنوید اثری از کارایندرو را

ایچر (Eicher) می گوید: “آنجلوپولُس به همه چیز در سکوت می نگرد. وجود زمان، صحنه های طولانی از جرج آروانتیتیس (Giorgos Arvantitis) تاثیر گذار بود. من آثار او را دیدم و در شگفت بودم که آیا امکان خلق موسیقی وجود دارد تا قابل مقایسه با فیلمهای این کارگردان باشد؟ زمانی که فیلمهای او را در دهه ۱۹۸۰ دنبال کردم از وجود موسیقی النی کارایندرو مطلع شدم.”

کارایندرو نقش بسیار مهمی در آثار آنجلوپولُس ایفا می کند. منتقدی در روزنامه یونانی آواگی (Avgi) نوشته است: “کارایندرو به ما تغییر در رویا را نشان داده.” در مقاله ای کوتاه در باره موسیقی فیلم نوشته است: “زمانی به خاطر می سپاریم که در خواب و رویا حس مسئولیت داشته باشیم.” تخیل کارایندرو به او کمک کرده تا تصورات آنجلوپولُس، کریستوفیس و اکسانتوپولوس، را در موسیقی بنشاند؛ او ما را از خواب بیدار می کند تا به نمای طبیعت، نمای دریا و نمای جان در این دنیای مدرن یونانی، به او بپیوندیم. برای کارایندرو بهانه ای برای فرار وجود ندارد. جرج سفریس بارها گفته است: ” یونان به من زخم می زند.”

“زمانی که می نویسی
جوهر رو به خشکی می رود
اما دریا اوج می گیرد”
جرج سفریس

نوشته ای از استیو لییک (Steve Lake) در وب سایت elenikaraindrou.com

2 دیدگاه

  • ماریا
    ارسال شده در تیر ۹, ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۳ ب.ظ

    سلام ممنون که به این مطالب و نوشتنشون ادامه میدهید ماهمچنان پی گیر هستیم .راستی میشه در مورد پرایزنر هم بیشتر صحبت کنید .ممنون از سایت مفیدتون

  • shoghad
    ارسال شده در تیر ۱۱, ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۹ ق.ظ

    عالی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

اولین دکتر موسیقی (I)

حســین ناصحی در سال ۱۳۰۴ در خانواده ای هنردوست به دنیا آمد. مادرش از شاگردان استاد درویش خان بود و تار می نواخت. به همین جهت ذوق موسیقی او از اوان کودکی پرورش یافت. وی از ســن ۱۴ سالگی با ورود به هنرستان عالی موسیقی و انتخاب ساز ترومبون زیر نظر اســتاد چک «ژوزف اسالدک» مشغول تحصیل گردیــد و پس از مــدت کوتاهی به همکاری با ارکســتر رادیو به سرپرستی پرویز محمود پرداخت. او جزو شاگردان ممتازی بود که به دعوت دولت ترکیه و با بورســیه هنرستان برای ادامه تحصیل روانــه آنکارا گردید و در آنجا زیر نظر اســتاد «کاظم آکســس» از شاگردان برجســته «بلا بارتوک» آهنگساز شهیر مجارستان به همراه دوست دیرینه اش ثمین باغچه بان به فراگیری آهنگسازی پرداخــت.

دوازدهمین دوره مسابقات گیتار تهران (مگتان ۱۲- بهمن ماه ۹۶) برگزار می شود

دوازدهمین دوره مسابقات گیتار تهران در روز ششم بهمن ماه ۱۳۹۶ به صورت اینترنتی برگزار خواهد شد. ای دومین دوره مسابقات مگتان است که به صورت اینترنتی به صورت ترکیب اجرای زنده و اینترنتی برگزار می شود و طبق معمول به برنده این مسابقه یک گیتار با ارزش اهدا خواهد شد.

از روزهای گذشته…

چهلمین سالروز درگذشت روح الله خالقی

چهلمین سالروز درگذشت روح الله خالقی

بیست و یکم آبان ماه امسال، چهلمین سالروز درگذشت روح الله خالقی، آهنگساز و پژوهشگر نامدار ایرانی است. هنرمندی متعهد که با ساخت آثاری چون سرود «ای ایران»، ترانه های «حالا چرا»، «می ناب» و نگارش کتاب هایی چون «سرگذشت موسیقی ایران» و «نظری به موسیقی» تاثیری عمیق و انکارناپذیر بر موسیقی ایران گذاشت.
شروع یک گفتگو «نغمه» یا «صدا»

شروع یک گفتگو «نغمه» یا «صدا»

از دیدگاه علم فیزیک، فرق اصوات موسیقایی با اصوات غیر موسیقایی، در طول موج آنهاست. هنگامی که ارتعاش صوت منظم باشد، دامنۀ موج و بسامد آن ثابت و منظم است و به گوش خوش می آید، اصوات موسیقایی غالباً از این نوعند، این امواج در زبان انگلیسی تن (tone) نامیده می شوند؛ ولی هنگامی که ارتعاش صوت نامنظم باشد و دامنه و بسامد موج دایماً بدون نظم و قاعدۀ خاصی تغییر کند، به گوش ناخوشایند است و اصوات غیرموسیقایی از این نوع هستند، این امواج در زبان انگلیسی نویز (Noise) نامیده می شوند.* فرهنگستان زبان و ادب فارسی در مقابل واژه پیچ (Pitch) و تن (Tone) اصطلاح فارسی نغمه را استفاده کرده که در سال های اخیر تا حد زیادی جای خود را در ادبیات موسیقی شناسی باز کرده است و در کتاب های موسیقی نیز بسیار دیده می شود که به جای صوت موسیقایی از واژه «نغمه» استفاده شده است. نوشته ای که پیش رو دارید، به نقد این واژه مصوب شده توسط فرهنگستان زبان و ادب فارسی می پردازد.
داوودیان: دو سال است در رکود هستم

داوودیان: دو سال است در رکود هستم

اصلا روش آهنگسازی همین است! در واقع آموختن مبانی آهنگسازی به این درد میخورد که آنها را یادبگیریم و بتوانیم آثار گذشتگان را درک کنیم و آنالیز کنیم، نه اینکه مثل آنها بسازیم! من هم همین اعتقاد را دارم. از آثار آهنگسازان ایرانی کدام را میپسندید و تحت تاثیر چه کسانی بودید؟
گفتگو با پولینی (III)

گفتگو با پولینی (III)

سال ۲۰۱۱ فرصتی است تا بخش بزرگی از فعالیت های پلینی مورد ارزیابی قرار گیرد. زیرا در این سال پلینی ۵ کنسرت را در ۵ ماه در فصل سالن جشنواره سلطنتی بر روی صحنه برد که هم فرصتی بود برای به نمایش گذاشتن تاریخ موسیقی پیانو و هم بیانگر رابطه اش بود با این موسیقی. او با کنسرت آثار باخ در ماه ژانویه برنامه خود را آغاز نمود. سپس آخرین سونات های بتهوون و شوبرت را اجرا میکند. پس از آن نیز در برنامه ای فرانسوی به اجرای شوپن، دبوسی و بولز می پردازد و در پایان نیز در ماه می اجرایی از آثار شومان، لیست و اشتوکهاوزن خواهد داشت.
گزارش جلسه نهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گزارش جلسه نهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

پس از گفتن این نکات اولیه، «نقد تکوینی» به‌عنوان اولین شیوه‌ی مورد اشاره، معرفی شد. نقد تکوینی که یکی از اصلی‌ترین منابع آن در فارسی کتابی با همین نام (نامی است که مترجم فارسی به گزیده‌ی مقالات گلدمن- گلچین شده از چند منبع مختلف- داده است)، نوشته‌ی «لوسین گلدمن» و برگردان «محمدتقی غیاثی» (۱۳۶۹) است، شیوه‌ای است که در جریان اعتراض فضای اندیشه‌ورانه‌ی اروپایی (به ویژه فرانسوی) به ساختارگرایی بسیار افراطی و همزمان با افول آن پدیدار شد.
Tears in Heaven

Tears in Heaven

اریک کلپتون (Eric Clapton) در سال ۱۹۴۵ در انگلیس متولد شده و مسئولیت بزرگ کردن او را مادر بزرگش بعهده می گیرد. او که از کودکی به موسیقی سبک Blues علاقه بسیاری داشته است، از سن ۱۵ سالگی شروع به نواختن گیتار میکند.
هارمونیک (I)

هارمونیک (I)

شاید برای بسیاری از افراد همیشه این سوال وجود داشته که چطور فقط با ۳ کلید(والف)، انواع نتها روی ترومپت قابل اجراست ؟و اینکه چرا وقتی دو ساز مختلف مثل ویلن و پیانو هنگامی که یک نت را مینوازند، با این حال صداهای کاملآ متفاوتی دارند؟ چرا اجرا بعضی نتها با هم خوش صدا ولی برخی دیگر آزار دهنده میشود؟ آیا یک مجموعه سمپل شده قابل پیشبینی است؟ و بسیاری سوالات دیگر که در نگاه اول جواب آنها کاملآ متفاوت بنظر میرسد،اما باید توجه داشت جواب دادن به بسیاری از این سوالات در گرو دانستن این نکته است که”هارمونیک” چیست؟
به قلم یک بانوی رهبر (I)

به قلم یک بانوی رهبر (I)

ماریتا چنگ (Marietta Nien-hwa Cheng) رهبر ارکستر و استاد موسیقی دانشگاه کولگیت (Colgate University) است. چنگ به عنوان عضوی از تنها خانواده چینی که در شهری در اوهایوی جنوبی در آمریکا ساکن بود راه پر فراز و نشیبی را برای دستیابی به جایگاه امروزیش پیموده است. متنی که پیش رو دارید بخشی از این تجربه ها را به تصویر می کشد. گفتنی است که این متن در سال ۱۹۹۸ و در نشریه مؤسسه ارکستر سمفونیک (SOI) منتشر شده است.
درباره‌ی پتریس وسکس (IV)

درباره‌ی پتریس وسکس (IV)

در دهه‌ی ۱۹۸۰ در موسیقی او تغییراتی پدید آمد. او ابتدا روی ساخت قطعات سازی بر اساس ژانرهای متفاوت تمرکز کرد. توجه او به ژانرهای دیگری به غیر از ژانر کلاسیک موجب جذاب‌تر شدن قطعاتش شد. او در این راستا کوارتت زهی خود را با نام آهنگ‌های تابستانی، دو سونات برای سولو کنترباس (Sonata Per Contrabasso Solo 1986) و سونات بهاربرای سیکستت ویولن (Spring Sonata For Sextet 1989) همچنین کنسرتوهای متعددی را مانند کانتوس اِد پیسم (Cantos Ed Pacem)، کنسرتو برای ارگ (Concerto Per Organ 1984) و کنسرتو برای انگلیش هورن و ارکستر نوشت. میل شخصی‌اش در استفاده از موسیقی‌های سازی محلی لتونی سبب به وجود آمدن ژانری آزاد در فرم‌های سونات، سمفونی و کوارتت زهی با بافتی آوازین همراه با تصویر سازی است.
گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

عصر روز چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۲، پانزدهمین جلسه از کارگاه آشنایی با نقد موسیقی در خانه‌ی موسیقی برگزار شد. عنوان این جلسه «نقد فمینیستیِ موسیقی» بود و به بررسی جریان‌هایی در موسیقی‌شناسی و نقد موسیقی می‌پرداخت که متاثر از مطالعات زنان و نظریه‌های فمینیستی هستند.