جادوی نام زیبا (I)

به بهانه‌ی انتشار آلبوم «منظومه‌های سمفونیک» هوشنگ کامکار
پشت چهره‌ی این آلبوم مسئله‌ی نام نهفته است و رابطه‌ای سبک‌شناسانه و زیباشناسی این هر دو و نسبت‌اش با فرم. نام کلی آلبوم را آهنگساز به فارسی منظومه‌های سمفونیک نهاده، عنوانی که بیشتر با ترجمه‌ی (Poematic Symphony) (1) نزدیک است (۲). اما آن‌چه در مورد نام این اثر اهمیت دارد عنوان فارسی آن نیست -چرا که می‌توان آن را با اغماض اطلاقی شاعرانه دانست که آهنگسازی علاقه‌مند به ادبیات برگزیده تا موسیقی‌اش را شعرگونه‌ای با ابزار سمفونیک بنمایاند- بلکه ترجمه‌ی انگلیسی آن است که روی جلد حک شده است؛ Poem Symphonies به معنای پوئم سمفونی‌(ک)ها (۳) و از همین جا است که مسئله‌ای که من آن را «جادوی نام زیبا» نهاده‌ام آغاز می‌شود. برای این که بتوانیم راهی به شرح دقیق این اصطلاح بپوییم بهتر است کمی در سه قطعه‌ای که در این آلبوم جمع آمده‌ است تعمق و خصوصیاتشان را بررسی کنیم.

خود آهنگساز یکی از ویژگی‌های آثارش را در کتابچه‌ی سی‌دی چنین شرح می‌دهد: «آثار ارائه شده در این آلبوم به سبک «موسیقی ملی ایران» تصنیف شده است.

منظور از موسیقی ملی ایران استفاده از عناصر و ویژگی‌های موسیقی سنتی و فولکلور ایران –به عنوان هسته‌ی اصلی- و تلفیق آن با تکنیک‌ها و فنون موسیقی علمی جهان از جمله کنترپوان، هارمونی، ارکستراسیون و به کارگیری ترکیبی از سازهای بومی ایرانی و غربی است: به گونه‌ای که همه‌ی این تکنیک‌ها و عوامل در خدمت بیان موسیقایی آهنگساز و نمایانگر حالات و زیبایی‌های ملودی‌های بومی و ملی او باشند.» گذشته از این که این تعریف تا چه اندازه در مورد این اصطلاح موسیقایی صدق می‌کند و یا شامل چه موسیقی‌های دیگری می‌شود که ادعایشان جزئی از موسیقی ملی بودن از لحاظ سبک‌شناختی نیست، به هر حال در شناسنامه‌ی اثر آمده و می‌توان آن را بخشی از ادعای اثر دانست.

این اصطلاح موسیقایی که نتیجه‌ی یکی از واکنش‌های حاصل میان برخورد دنیای موسیقایی ایرانی و غرب است، بعضی احکام، ویژگی‌ها و شاید سایه‌ای کمرنگ از چیزی که بتوان آن را زیباشناسی مخصوص به خودش نام نهاد، دارد (۴) و به گمان من ایده‌ی اصلی آن نوعی گزیده-خواری است. یعنی از هر یک از فرهنگ‌های موسیقایی دو طرف این برخورد آن چه را که پایه‌گذاران این شیوه عنصر مهم‌تر می‌پنداشتند، انتخاب کرده و در هم آمیزند تا موسیقی‌ای منحصر به فرد و شناسنامه‌دار پدید آید.

نگاهی سریع به وقایع تاریخ موسیقی معاصر نشان می‌دهد آن چه اینان دُر پرورده‌ی موسیقی ایرانی می‌دانستند ملودی‌ها و آن چه را که گل سر سبد موسیقی غرب ظن می‌بردند چندصدایی یا به شکلی عام‌تر مسئله‌ی ابعاد بالاتر بافت است، که آن را به سادگی در نوشته‌ی کوتاهی که از کتابچه نقل شد در هیات هارمونی، کنترپوان و ارکستراسیون دیدیم (۵). بنابراین به شکل خلاصه فشرده‌ای از یک بخش از زیباشناخت این دسته از آثار را می‌توان تحت عنوان گزینش و آمیزش بهترین عناصر یا اثر انگشت دو فرهنگ موسیقایی دانست.

جنبه‌ی دیگری از این آثار فرم آن‌ها است. همان که جایگشتی از نام‌اش عنوان کل سی‌دی را شکل داده است. از هوشنگ کامکار می‌خوانیم: «[پوئم سمفونی] یکی از گونه‌های موسیقی سمفونیک است [و] تنها یک موومان را در بر می‌گیرد. این موومان که که حالات مختلفی را بازتاب می‌دهد معمولا یک داستان و موضوع خاص را دنبال کرده و تا پایان اثر کلیت و انسجام مضمونی آن را حفظ می‌کند.» این‌ها حقایقی است که در مورد یک فرم موسیقی قرن نوزدهمی برآمده از ایده‌های رومانتیک نوشته شده. پوئم سمفونیک در نیمه‌های قرن نوزدهم بر پایه‌ی تصور زیباشناسانه‌ی عصر پدید آمد و بی‌دلیل نیست که مهم‌ترین محرک گسترش‌اش ایده‌های موسیقی برنامه‌ای بود.

پوئم سمفونیک را تمرکز بر مفهوم ارتباط موسیقی با جهان فراموسیقایی شکل می‌دهد. مفهوم ارتباط در دوره‌های مختلف شکل‌های گونه‌گونی یافته است؛ گاه روایت‌گری (۶)، گاه بیان (۷)، گاه بیانگری (۸)و گاه بازنمایی (۹) امر غیر موسیقایی. این تمرکز تا زمان به وجود آمدن این گونه‌ی موسیقایی در گسترده‌ترین شکل قابل تصورش در اپراها خود را نشان می‌داد، جایی که موسیقی نقش همراه نارسا و الکن متن و نمایش را بازی می‌کرد. با این پیش‌زمینه‌ها پوئم سمفونیک حرکتی برای تعالی بیان موسیقایی امر غیر موسیقایی بود.

پی نوشت:
۱- این ترکیب را برای آثاری مانند سمفونی نهم بتهوون که سمفونی‌هایی همراه شعراند به کار برده‌اند.
۲- سمفونی منظوم شاید نزدیک‌ترین چیزی باشد که در لحظه‌ی اول به فکر می‌رسد.
۳- این اصطلاح را اکثرا به شکل Poem Symphonic به کار می‌برند و این گونه که در این آلبوم به کار رفته است تنها بر ابهام موجود در زیباشناسی این گونه‌ی موسیقایی می‌افزاید.
۴- بحث درباره‌ی این اصطلاح موسیقایی یکی از حوزه‌های کار انتقادی و فکری در حوزه‌ی موسیقی نیم قرن گذشته است و تا آن جا که می‌دانم هنوز فرجامی تمام نیافته است.
۵- در اکثر نوشته‌های دیگر نیز آن را به همین شکل (مسئله‌ی هارمونی) مطرح می‌کنند.
۶- Narration
۷- Expression
۸- Expressive
۹- Representation

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مقدمه ای بر نحوۀ ترسیم و برش خطوط کانال سه زه صفحات ویولن

کانال سه زه جایگاه استقرار سه زه بر روی باند محیطی صفحه می باشد و دور تا دور محیط صفحه را در بر می گیرد. این کانال نه تنها نقش اساسی در زیبایی سه زه ها دارد بلکه عملکرد مکانیکی بسیار مهمی را نیز ایفا می نماید. اجرای دقیق کانال سه زه مستلزم داشتن مهارت بوده و همچنین صفحه ای که دارای لبه های کاملا صاف و باند محیطی مسطح باشد، تا بتوان با ترسیم خطوط راهنما مراحل اجرا و برش کانال سه زه را کاملاً تحت کنترل قرار داد.

درباره‌ی حالِ نزارِ موزه‌ی صبا

ابوالحسن صبا ورایِ نبوغ‌اش در موسیقی، به خوشرویی و مطایبه و لبخندِ همیشگی‌اش نیز شهره بود. سال‌های سال، آنها که درِ خانه‌اش در خیابان ظهیرالاسلام تهران را زده بودند، خاطرات شیرینی را از مصاحبت‌شان با صبا نقل کرده‌اند؛ چه شاگردان و چه دوستان و همکاران و آشنایان. تصاویری که از او باقیمانده و خاطرات پرشمار اهالی موسیقی، خود گویای این واقعیت است.

از روزهای گذشته…

نگاهی به آثار و توانایی های حسین خواجه امیری (IV)

نگاهی به آثار و توانایی های حسین خواجه امیری (IV)

آهنگسازان به نامی که ایرج قطعات آنها را اجرا کرده، در ذیل نام برده شده اند، همچنین آهنگسازان دیگری نیز با ایرج همکاری داشته اند که بدلیل نداشتن اطلاعات کافی فعلا” نام آنها را نمی بریم، البته از هر آهنگساز تعداد محدودی تصنیف که منابع و اطلاعات موجود اجازه میداده ذکر شده است و مسلما” کل آثار بسیار بیشتر از موارد ذکر شده میباشد.
روایت ملودیک سفرهای استراوینسکی

روایت ملودیک سفرهای استراوینسکی

به دلیل دور بودن استراوینسکی از کشورش روسیه، بحث های زیادی درباره ماهیت روسی او صورت گرفته است. جمعه، بیست و دوم ژانویه ۲۰۱۲، در برنامه ای به نام “استراوینسکی بیرون از روسیه” لئون بتشتاین (Leon Botstein)، ارکستر سمفونیک آمریکا (American Symphony Orchestra) را برای اجرای گلچینی از آثار استراوینسکی رهبری کرد. این آثار به گونه ای انتخاب شده بودند که هم میراث روسی استراوینسکی و هم زیبایی شناسی کشور دومش را به خوبی نشان می داد.
ملوترون

ملوترون

Sampler دستگاهی است الکترونیکی که می تواند صداهای مختلف را ضبط کرده، ذخیره کند و سپس با توجه به نیاز آهنگساز آنها را در رنجهای مختلف فرکانسی پخش نماید. ملوترون سازی بود که در اوایل دهه ۶۰ ساخته شد و پایه گذار دستگاههای دیجیتال پیشرفته امروزی است که ما آنها را بنام Sampler می شناسیم.
۸۵ سالگی اسطوره جاز (I)

۸۵ سالگی اسطوره جاز (I)

دیو بروبک (Dave Brubeck)، تصمیم گرفت که به جای یک جشن تولد کوچک در خانه، همسر، فرزندان و نوه های خود را در باربیکن هال (Barbican Hall) لندن ملاقات کند. او در این روز کنسرت مفصلی اجرا کرد که تمام ۲۰۰۰ بلیط آن توسط هوادارانش خریداری شده بود و همه هنگام اجرای ترانه Happy Birthday که توسط کوارتت جاز او و ارکستر سمفونیک لندن همراهی میشد، با یکدیگر دم گرفته بودند.
نگاهی به فعالیتهای موسسه فرهنگی هنری آوای مهربانی (I)

نگاهی به فعالیتهای موسسه فرهنگی هنری آوای مهربانی (I)

مؤسسه فرهنگی هنری آوای مهربانی فعالیت رسمی خود را از بهار سال ۱۳۸۰با انگیزه مشارکت در شناخت، حفظ و پژوهش میراث فرهنگی هنری ایران زمین با گرایش آموزش و پژوهش موسیقی آغاز کرد.
سلطانی: ارتباط زیادی بین مینی مال موسیقایی و هنر مفهومی می بینم

سلطانی: ارتباط زیادی بین مینی مال موسیقایی و هنر مفهومی می بینم

هیچ کدامشان غوطه ور نشدند، اما حرکت از مدرنیسم به پست مدرنیسم کمک خواهد کرد تا موضوعات مطرح شده در سطحی گسترده و وسیع به صورت شفاف تر بیان شوند. که یکی از این راه های بیان، خودِ مینی مالیسم است. برای همین مینی مالیسم به یک جریان شبیه می شود تا مکتب یا یک جنبش. موسیقی مینی مال در واقع نقش یک پل ارتباطی را هم بازی می کند.
گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (III)

گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (III)

ترادف: دستگاه = مقام = آواز= گام چراکه مقصود از «مقام بزرگ» گام ماژور فرنگی است. «حالت مخصوص» و «فرود خاص» معنی دقیق تعریف شده ای ندارند، از سوی دیگر بجای تعریف، دلیل یا توضیحِ «شباهت عینی»، آمده است که «باید دانست». چرا باید دانست معلوم نیست. (حجیت ظن)
گفتگو با علی صمدپور (III)

گفتگو با علی صمدپور (III)

بعدها همکاری من با ماهور کمتر شد. از بحث اصلی خارج نشویم… به هر حال این نسلی که امروز می‌بینید ماها را دیگر نمی‌شناسند از آن فضایی که درواقع یک بخشی از آن‌را خود من ایجاد کردم به‌وجود آمدند. بعد از دوره‌ی ما هم دیگر آرامش پس از جنگ به وجود آمده بود و نسل بعد زندگی‌شان خوشبختانه به‌هم ریخته نشد. آنموقع ترس از سربازی رفتن هم وجود داشت که می‌روی و دیگر برنمی‌گردی. همه‌ی اینها جزء جزء مهم‌اند. به هرحال نشد که آن نسل موسیقی خودش را درست بکند و به‌نظر من بخشیش هم طبیعیبود. نسل بعد از ما هم، روی به نسل قبل از ما داشتند چون قطعه و موسیقی قابل توجهی قبل از خودشان ندیدند، دیدند که آنها هم دارند کارهای نسل‌های قبل‌شان را می‌زنند و آموزش می‌دهند. این وضعیت تا «راز نو» ادامه داشت و تقریباً بعد از «راز نو» بود که دیگران هم شروع به کار کردند.
ناظری نمودار یک فرهنگ ملی (I)

ناظری نمودار یک فرهنگ ملی (I)

قاعدتاً باید در اینجا آواهایی را ارائه کنیم و مردانی را معرفی سازیم که هیچ تصمیم خودسرانه و واکنشی دور از مشروعیت در آن حضور نیافته باشد. پس نخستین کلام این که آواز نباید در خدمت امیال خودی باشد و امیال نباید در خدمت روایت های کوتاه ذهنی آواز خوان. ما قرار است در اینجا بحثی مشترک درباره ی نشانه هایی داشته باشیم که آواز خوان هنگام تولید آواها، مهر خود را بر آن می گذارد و این سلسله غالباً بر اساس شواهد موجود یا با پایان هنرمند آواز خوان به پایان می رسد و یا بدون هیچ افزوده ای توسط دیگران تکرار می گردد.
ژرف‌اندیشی درباره‌ موسیقی مردم‌پسند (II)

ژرف‌اندیشی درباره‌ موسیقی مردم‌پسند (II)

کتاب «پیدایش موسیقی مردم‌پسند در ایران» تالیف ساسان فاطمی که چند ماهی است توسط انتشارات ماهور چاپ شده گویی در پی برطرف کردن همین کمبودها و ابهامات است. نخستین نکته‌ی جالب ‌توجه در کتاب مسلم فرض نگرفتن موضوعات ظاهرا معلوم (از قبیل وجود از پیش پذیرفته شده ی گونه‌های مردم‌پسند) و ارائه‌ی پژوهشی تاریخی-موسیقایی با کمک مدارک باقی‌مانده از دوران قاجار (و گاه قدیم‌تر) برای پاسخ به این پرسش است که؛ آیا موسیقی ایرانی گونه‌ای «سبک» هم‌سنخ با خودش داشته است یا خیر؟ از دیدگاه فاطمی پاسخ به این پرسش مثبت است. از همین رو تعریف و کاربرد اصطلاحاتی مانند مردم‌پسند، مردمی و کلاسیک برای مطالعات موسیقی در ایران نیاز به تامل بیشتر و شفاف‌سازی نظری دارد.