ضرورت ایجاد ساختار آموزشی برای سازندگان ساز

<br><BR>


اگر نگاهی به اطراف داشته باشیم آنچنان که در پیرامون ما از گذشته تا به حال وجود داشته است در تمام شاخه ها و زمینه های علوم، قاعده و قانونی وجود دارد که سیستم پیگیری و رشد را برای انتقال و کسب مهارتهای مورد نظر قابل دستیابی و امکان پذیر می سازد. از این رو در تمام جوامع، و به طور اخص، جوامع مدرن و پیشرو در سیستم های آموزشی این نکته مهم در روند توسعه سطح علمی و عملی آن محیط حکم فرما بوده و شرایط بالندگی آن جامعه را در حال و آینده تضمین می نماید.

ضرورت ساختاری پلکانی و محاسبه شده که بر اساس سطح توانمندی های عوامل دست اندر کار آن موضوع می باشد، از مهم ترین برنامه های جاری در ارائه هر چه صحیح تر خدمات مربوط به آن شاخه هنری است.

متاسفانه باید به این موضوع به طور جدی و عملی پرداخته شود، که چه موضوعاتی ما را از رسیدن به سر منزل اصول و قواعد جهانی محروم می سازد، اندوه بار است که به جای تحقیق و به روز کردن ساختارها باید به دنبال حواشی و دلایل کارشکنی ها و نابسامانی ها باشیم. (جای بسی نگرانی) در گذری اجمالی از واقعیات ها و مباحث همیشگی بهتر است به گزارش و توصیف چگونگی ایجاد کیفیت استاندارد و احیای شرایط آن پرداخته شود. همانطور که در گذشته بیان شده بود، ضرورت شرایط استاندارد برای حضور در عرصه ساخت ساز و تداوم و ارتقاءآن احساس می شود، فارغ از آنچه امروز در آن هستیم در یک نگاه علمی و آتیه ساز با قوام صداقت و روراستی، باید گفت که هیچگونه متد و مجموعه آموزشی کارآمد برای علاقه مندان رشته سازگری وجود ندارد، با این وصف که تعداد متقاضیان و یا ثبت شدگان این عرصه رو به فزونی و گسترش است.

سوال اینجاست که این موج زیاد مراجعه و ثبت نفرات در حوزه سازندگان ساز در کدام موقعیت و محیط آموزشی و یا در تعامل با کدام مکتوبات علمی و عملی به این حرفه، اشراف پیدا کرده اند؟ آیادیگر وقت آن نرسیده است که کمی تیز بینانه تر و بی تعارف به این موضوع بپردازیم؟

روزگاری برای تاسیس و رسیدگی و خدمات لازم برای این صنف زحمت کش، فعالیت و تکاپو آغاز شد، که بسیار بسیار جای ارزش و قدردانی، اما آیا بهترو لازم نبود که همگام و در امتداد آن، برنامه ریزی صحیح و دقیق شکل پیدا می کرد؟

و حال که در این دوره از زمان با آماج تغییرات و تحولات جهانی مواجه هستیم و در زیر بمباران اطلاعات چیزی برای پناه بردن به آن از خویش نداریم، نباید نگران عقب ماندگی ها و معضلات پدید آمده ار قصور و کوتاهی های روش هایمان باشیم؟براستی مسیر ما به کام جهت است و آینده این جریان قدرتمند چه خواهد شد؟

در تمام رشته های مختلف و حتی آموزش نواختن انواع سازها در تمامی مراکز مختلف دولتی و خصوصی، قوانین و ضوابطی حاکم است. به طور مثال با طی یک دوره کامل و اتمام کتاب آموزش نوازندگی کلاسیک ویلن شماره ۱ به مرحله بعدی و بعد از موفقیت در آن به شماره های دیگر می پردازیم و حتی همگام با آن به کتب آموزشی اجرای گامها، اتودها و همچنین در بخش تئوری به موزیکولوژی و هارمونی توامان پرداخته می شود. در این سیستم، علاقه مند به رشته نوازندگی در برابر اساتید متفاوت و حتی در تعامل با سایر علاقه مندان و هنر آموزان آزاد، دارای پشتوانه تحصیلی و تجربی است که با سایرین مطابقت داشته و امکان بحث و گفتگو را در عرصه ای دیگر وپیش تر فراهم می سازد، در این زمان است که همان رشد و ترقی نسبی خلق می شود و ریشه های کار علمی در بستر هنر و اندیشه تثبیت می گردد.

به باور من که خود نیز تابع قوانین مشخص این حرفه است، نیاز حیاتی برای دوام و حرکت این صنعت به چشم می خورد که آن به صورت اکید و خاص، استقرار نگاهی تازه و حرفه ای به جهت دهی و قانون مدار کردن حرکت علاقه مندان به این رشته و همچنین سایر سازگران است، جای توضیح است که این ضرورت سن وسال و موقعیت نمی شناسد زیرا که علم و دانش و تجربه عملی، منوط و متوقف به گذشته صرف و یا حال در گذر نیست، بلکه دائما در حال تغییر و بازسازی و احیای بهینه خویش است در این وضعیت به نظر می رسد هر گونه ایستادگی و مقاومت در برابر این جریان و پا فشاری نا محسوس، منجر به حذف و نا بودی موقعیتهای شخص هنرمند است.

ما نمی توانیم هرگز جایگاه تجربه و تاریخ را نادیده بگیریم، نمی توانیم هرگز جایگاه حضور و امکان دسترسی به ساز های موجود از گذشتگانمان را نا دیده بگیریم، اما نکته ای ظریف دراین بحث وجود دارد و آن این است که این موضوعات و از این قبیل، فقط و فقط، بخشی از ساختار لازم و ضروری شرایط مطلوب سازگری است، نه همه آن.

شاید در این موقعیت بهانه های متعددی مطرح شود، از این قبیل که امکان تهیه و دسترسی به دانش و اطلاعات روز فراهم نیست! باید بگویم برای یک سازگر که به طور متوسط از هزینه مناسبی برای فروش ساز برخوردار است امکان تهیه و فراهم ساختن دانش مورد لزوم، دشوار است؟

آیا همان هزینه مصرفی در راستای ارتقاءسطح اطلاعاتی اودر جریان موفقیت آن شخص موثر نمی باشد؟پس چرا باز هم توقف و بدنبال معجزه گشتن؟چرا ستیز با حقایق و در عوض به دنبال احساسات خیالی و توهم گونه؟

موضوع بر سر اثبات لیاقت و کارآمدی واقعی افراد است، گاهی افرادی به شکلی کاملا جدی و مسلم و شاید بدون طی کردن اصول لازم و آموزشی مدون خلاقیت خود را به اثبات برسانند که آن نیز جدای از تلاشهای شخصی و دغدغه های خود آن فرد نمی باشد، قطع یقین به جز ضریب هوش بالا و خلاقیت بارز، موقعیت مناسب برای رشد و فعالیت و تحقیق و پژوهش از ضروریاتی بوده است که شخص مورد بحث، نیاز آن را احساس کرده و در ادامه برای تکمیل آن تلاش و کوشش نموده است.

اما و آیا می توانیم به راحتی بگوییم تمامی سازندگان ساز دارای این ویژگی ها هستند؟آیا می توانیم بگوییم همگی آنها توانایی ایجاد و فراهم سازی امکان مناسب و شخصی رشد و پیشرفت خود را دارند؟ آیا می توان گفت همگی آنها دسترسی به اطلاعات روز و منابع تحقیقاتی را دارند؟ این شرایط و فراهم کردن ضروریات، وظیفه و دستور العمل کدام مرجع پشتیبان حقوق سازندگان سازاست؟

ما می توانیم با مطالعه و تحقیق و بررسی متدها و ساختارهای آموزشی متفاوت و همچنین با در نظر گرفتن شرایط موجود در هسته های سازگری، تعامل و تطبیقی علمی و استاندارد را فراهم کرده و در موازات آن به نخبگان و خلاقان این رشته نیز بپردازیم، این نحوه عملکردی صحیح است، جدای از آنکه چه شخصی آن را مطرح میکند، باید به درستی دید و پیش بینی کرد، زیرا که همه از یک مجموعه هستیم و باورمان این است، که باید واقعیت گرا، هدفمند، علمی، با تجربه ودانش پژوه به حرکت ادامه داد.

5 دیدگاه

  • ارسال شده در دی ۴, ۱۳۸۸ در ۲:۴۸ ق.ظ

    in harfa be goshe ki mirese.8sal zahmat keshidam.onghadr sayo khata kardam.saatha poshte net donbale 1khat maghale gashtam.koli hazine kardam ke emroz be onvane ye sazande harfi vase goftan dashte basham.che sod.to jaiy hastim ke hich chiz makane vagheisho nadare doste aziz

  • نرگس
    ارسال شده در مرداد ۱۷, ۱۳۸۹ در ۲:۵۱ ب.ظ

    ببخشید من چون متوجه نشدم که کامنتم فرستاده شد یا نه مجبور شدم دوباره بفرستم

  • نرگس
    ارسال شده در مرداد ۱۷, ۱۳۸۹ در ۲:۵۴ ب.ظ

    با تشکر، به نظر من چنین سیستم آموزشی رو کسی میتونه اجرا کنه و آموزش بده که خودش دوره دیده و آموزش دیده در مراکز آکادمیک دولتی باشه و هر سازگری نمی تونه این کار رو انجام بده.

  • ضیایی
    ارسال شده در مرداد ۱۸, ۱۳۸۹ در ۴:۴۲ ب.ظ

    با درود
    خانم نرگس
    توانایی هر سازگر در گرو خرد و شعور انسانی توام با علوم و دانش کاربردی شکوفا خواهد شد و همچنین در نیمه دیگر، تجربه و آزمونهای علمی و عملی .
    از نگاه من طی کردن دوره های آموزشی در مراکز دولتی و یا هر مرکز دیگری ،لزوما ملاک صلاحیت حقیقی اشخاص نیست ،چه بسا بسیاری از افراد باداشتن مدارک و مدارج مختلف، کارامد نبوده و بسیاری دیگر که در عرصه تجربه صرف غوطه ورند نیز از همان دسته.

    ما به علوم سازمان یافته در کنار تجربیات حقیقی به جهت رشد و آموزش و پرورش نیازمندیم که در این صورت هنرو علم پهنه وسیعی برای توسعه آن خواهد بود،تاریخ خود گواه این ادعاست.

    با سپاس

  • ارسال شده در شهریور ۱۷, ۱۳۹۱ در ۶:۴۹ ب.ظ

    به قول یکی از بزرگان:
    تفکر وتجربه کردن حتی اگر غلط وهمراه با اشتباه باشد،چون حرکتی به سوی کمال است ،از بی سکونی وخمودی بلاهت حاصل از آن برتری دارد .ترس از اندیشیدن بخاطر اجتناب از اشتباه قطع رابطه انسان با خلاقیت است .
    همین امر موجب گشت تا سازی جدید با احساساتم بیافرینم ، تارینه ،سازیست از ترکیب تنبور ،سه تار ، تارباس برای موسیقی سنتی ایران . به وبسایت http://www.tarineh.com مراجعه شود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

فراخوان سیزدهمین جشنوارۀ ملی موسیقی جوان منتشر شد

در بخش «موسیقی دستگاهی ایرانی تار، تنبک، دف، سنتور، سه‌تار، عود، قانون، کمانچه، نی؛ در بخش «موسیقی کلاسیک» نوازندگان سازهای ابوا، پیانو، ترومبون، ترومپت، فلوت، کلارینت، کنترباس، گیتار، ویلن، ویلنسل، ویولا، هورن؛ و در بخش «موسیقی نواحی ایران» خوانندگان و نوازندگان سازهای زهی، بادی و کوبه‌ای از مناطق مختلف کشور به رقابت خواهند پرداخت.

آمد بهار ِ جان‌ها ای شاخ ِ تر به رقص آ

دهه شصت را می توان سال های اوج تمرکز آهنگسازان ایرانی بر روی اشعار مولوی دانست؛ گویا فضای خاص کشور تحت تاثیر جنگ، موجبات گرایش جامعه به سمت مفاهیم عرفانی اشعار مولوی را دوچندان کرده بود و تصانیفی که برای ارکستر سازهای ایرانی و حتی ارکستر سمفونیک در آن برهه ساخته می شد، از اشعار مولانا بهره زیادی می بردند.

از روزهای گذشته…

جذابیت انکار شده

جذابیت انکار شده

کودکان عاشق داستانند. بیشتر آنها از آواز خواندن هم لذت می برند: پس می توان گفت اپرا رسانه طبیعی آنهاست. اما، مسلما، هیچ اپرایی برای آنها نوشته نشده است. هیچ یک از کودکانی که با داستان های «پری دریایی» و «دیو ودلبر» بزرگ می شوند، با پرنسس های آواز خوان مشکلی ندارند و اپرا بر پایه همین افسانه ها نوشته می شود. سالهاست که من راه های خارج کردن اپرا از زیر سلطه بزرگسالان را توضیح داده ام که این تجربه به خلق چند اپرا هم منتهی شد که مخاطبان آن تنها کودکان بودند. هر کدام از این اپراها یک تجربه بود و هر تجربه بیشتر به من و همکارم آلاسدر میدلتن می آموخت که شنوندگان خردسال ما چگونه به داستان هایی که با آواز بیان می شوند واکنش نشان می دهند.
ارکستر فیلارمونیک برلین (II)

ارکستر فیلارمونیک برلین (II)

در سال ۱۹۲۲ نیکیش (Arthur Nikisch) به طور ناگهانی بر اثر آنفلانزا درگذشت و فورت ونگلر (Wilhelm Furtwängler)، رهبر ارکستر جوان با خلق و خوی متمایز، تعصب، شیوه بیان و رفتار و شگرد غیر عادی موفق شد رهبری ارکستر را به دست گیرد. فورت ونگلر توجه ارکستر را به آهنگ سازان رمانتیک و کلاسیک معطوف کرد.
خوشحالم که روسیه را انتخاب کردم

خوشحالم که روسیه را انتخاب کردم

هنرستان عالی موسیقی یا کنسرواتوار شهر سنت پترزبورگ در روسیه تاکنون پرورش دهندهء رهبران، آهنگسازان و نوازندگان بسیاری بوده است. به تازگی برای نخستین بار، دیپلم عالی آهنگسازی این کنسرواتوار، موسوم به دیپلم قرمز، به یک ایرانی اعطا شده است؛ به محمدرضا تفضلی، آهنگساز ۳۳ سالهء ایرانی.
روش سوزوکی (قسمت دوازدهم)

روش سوزوکی (قسمت دوازدهم)

ادامه جنگ رفته رفته بد و بدتر می شد و تامین مواد غذایی غیر ممکن می شد. شهر کوچک کیسوــ فوکوشیما (kiso-Fukushima) در سرپایینی قسمت بالای رودخانه کیسو (kiso) قرار گرفته است و از آنجائی که این قسمت در بین کوه ها و دره ها محاصره شده است، از لحاظ محصولات غذایی خود کفا نیست. در مراحل آخر جنگ ما مانده بودیم بدون سهمیه مواد غذایی ولی از آنجائیکه کارخانه ما جزو صنعت جنگ به حساب می آمد، این امکان برای ما وجود داشت که از بازار سیاه خرید بکنیم، اما من به هیچ عنوان حاضر به این کار نبودم! خواهر کوچکتر من که در آن زمان همسرش را ازدست داده بود، با دو فرزندش پیش من آمدند که با هم زندگی کنیم.
نه زن، نه گریه

نه زن، نه گریه

بدون شک یکی از موفق ترین کارهای باب مارلی در طول زندگی هنری اش، ترانه No Woman No Cry است که یاد آور خاطرات باب در زمانی است که در “Trench Town” در همسایگی “Kisgston” پایتخت جامائیکا زندگی می کرده است.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XXIV)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XXIV)

او هیچ چیزی جز سودا نمی نوشید. بی نهایت در سیگار کشیدن افراط می کرد و وسایل دود کردن خود را در کیفی زنانه به همراه خود تا خانه ی ما آورده بود. تا می توانست به همراه خود چپق و تنباکو آورده بود. در سال ۱۹۱۶، وقتی که آلیس به دوستان قدیمی خود (خانواده الگار) سر می زد، الگار در خانه ی خواهرش و در شهری دیگر به سر می برد.
“رازهای” استرادیواری (XI)

“رازهای” استرادیواری (XI)

استراد با داشتن یک اندازه واقعی از ساز و تهیه الگو از بخش های لازم با استفاده از چوب یا کاغذ و تعیین ابعاد و ضخامتها، کار خود را شروع می کرد. سازی که طی این روند ساخته می شد اغلب در آینده حتی با فاصله چندین سال دوباره تکرار می شد و به همین علت، وی به عنوان کار نهایی قطعاتی را که در ساخت ساز بکار می رفتند، از جمله کلیه قالبها، طرح ها، الگوها، اندازه ها و الگوهای انحناهای طولی و عرضی را با حروف الفبای مشابه و یکسان علامتگذاری کرده و تمام آنها را بصورت منظم در یک پاکت نامه نگهداری می کرد.
توصیه هایی به حافظ ناظری و بهرام تاج آبادی

توصیه هایی به حافظ ناظری و بهرام تاج آبادی

دیدن یک مصاحبه و یک فیلم از دو دوست اهل هنرم، مرا بر آن داشت تا این یادداشت را به نگارش در آورم. شاید بعضی اعتقاد داشته باشند که رسم دوستی چنین نیست که انتقادهایی که میشود به صورت خصوصی مطرح کرد، در یک مجله الکترونیکی عمومی کنیم اما با توجه به این اصل که هر واقعه ای که از طرف صاحب اثر به انتشار عمومی میرسد، قابل نقد و انتشار عمومی است، به نقد این وقایع می پردازیم.
گفتگو با علی صمدپور (VII)

گفتگو با علی صمدپور (VII)

بله نشان هم می‌دادم. با چند چیز دیگر هم مشکل داشتم. یکی مخاطب زیاد داشتن بود. اساساً موسیقی ما با این سازگاری ندارد. نقص معماری موسیقی قرار نیست با اسپیکرهای بزرگ رفع شود. ما نه سازهایمان را درست کردیم نه معماری‌مان را. رفته‌ایم سراغ آمپلی‌فایر: این هم مثل همان قوانین ارشاد است، دیگران برای‌مان دانه‌دانه همه‌چیز را می‌سازند: هرآنکس که دندان دهد نان دهد! شما یک کوارتت زهی را می‌شنوید در کلیسا بی هیچ میکروفونی. اما اینجا می‌روید کنسرت تک‌نوازی سه‌تار. سه‌هزار نفر هم شنونده دارد. یکی در بالکن پنجم نشسته گوش می‌کند. و یک انسان ۱ در ۲ سانت می‌بیند که برای شنیدن سازش و هیس هیس کردن برای ساکت کردن شنوندگان بی‌حوصله‌ی اطرافش احتیاج به یک دوربین شکاری و یک عصا از چوب گیلاس هست: خوب برو خانه موسیقی را با خیال راحت گوش کن.
مفهوم تنالیته ، قسمت دوم

مفهوم تنالیته ، قسمت دوم

در مطلب قبل (مفهوم تنالیته ، قسمت اول) راجع به تونالیته در نقاشی صحبت کردیم و با آوردن چند مثال و مقایسه موسیقی با نقاشی سعی کردیم احساس تنال بودن یک نقاشی را تعریف کنیم. اینکه نقاشی باید از زوایای مختلف مرکزیت داشته باشد، اینکه در یک کار تنال نمی توان برای کشیدن صورت یک فرد، بینی را از بغل کشید و چشمها را از جلو و … یا در نورپردازی، رنگ و … در این مطلب سعی خواهیم کرد به مفهوم نبود تنالیته در نقاشی اشاره کنیم تا در مطالب بعدی بتوانیم درک بهتری از تنالیته در موسیقی بدست بیاوریم.