ئونارد کوهن و باب دیلان ، شعر و ترانه – ۲

Bob Dylan
Bob Dylan
به واقع دیدگاه دیلان به طرز اساسی دیدگاهی رستاخیزی است و در ترانه هایش بارها و بارها تکرار میکند که جهان شرور به زودی نابود خواهد شد و از میان برداشته میشود، شاید آن زمان “که کشتی نجات بییاید”!

دنیای دیلان، دنیای Hollis Brown بیکار است به همراه زن و پنج فرزندش که در کابینی کثیف گرسنگی می کشند و”باران کثیف می بارد” (The Ballad Of Hollis Brown).

دنیایی که در آن حقوق شهروندی کارگران نابود شده (Oxford Town).

دنیایی که زندانیان به وسیله زندان بانان سادیستیک مورد آزار قرار میگیرند(The Walls Of Red Wing).

دنیای مهاجران تلخ کام (I Pity The Poor Immigrant) .

دنیای مستاجران فقیر که مورد بهره کشی و ستم قرار گرفته اند (Dear Landroad).

دنیای دخترکان سبک و دلبسته پول و ظاهر(Sad Eyed Lady Of Low Lands).

دنیای آمریکاییان سفید پوست که سازمان یافته سرخپوستان و بومیان را نسل کشی می کنند ، جهانی که هر بخش و ملت آن در نبرد با دیگری، خدا را همراه و هم رزم خویش میداند(With Te God In Our Stand).

دنیایی که “اربابان جنگ” در کاخهای خود پنهان میشوند و “خون جوانان بر بدنهای مدفون در گلشان خشک می شود” (Master Of War).

آمریکا برای دیلان کشوریست که مردمش از کشته شدن بوکسورها به دست یکدیگر لذت میبرند (Who Killed Davey Moore).

کشوری که قاضی آن به دخترک وعده دروغ رهانیدن پدرش از دار را میدهد تا او را وادار به هم آغوشی کند (Seven Curse).

کشوری که ثروتمندان سفید پوست آن، مردم فقیر را بر ضد سیاه ها می شورانند (Only Pawn In Their Games).

برای جوانان به باور دیلان ، آمریکا کشوریست بی مفهوم در جایی خیالی و سورئالیستی. کشوری نه روی زمین که پوشیده درپس پرده های هالیوود و مو زیک راک اند رول.

Subterranean Homesick Blues
Ah get born, keep warmبه دنیا بیا، خوتو گرم کن
Short pants, romance, learn to danceشلوار کوتاه ،عشق وعاشقی ، یاد بگیر برقصی
get dressed, get blessedلباس ها تو بپوش، پسر خوبی باش
try to be a successسعی کن یک موفقیت باشی
Please her, please, him, buy giftsاز اینو اون خواهش کن،براشون هدیه بخر
Don’t steal, don’t lift,دزدی نکن ،چیزی رو بلند نکن
Twenty years of schoolin’بیست سال درس بخون
And they put you on the day shiftتا توی شیفت روزانه بهت کار بدن
Look out kid, they keep it all hidبه بچه نگاه کن اونا همشو قایم میکنن
Better jump down a manholeشاید اصلا بهتره توی سوراخ بپری
Light yourself a candle, don’t wear sandalsپس یه شمع روشن کن،یادت باشه که صندل نبپوشی
Try to avoid scandalsخودت را رسوا نکن
Don’t wanna be a bumنخواه که یه آدم ولگرد شی
You better chew gum.اصلا بهتره یه آدامس بخوری


خود دیلان نه می خواهد بی تفاوت آدامسی بجود و سکوت کند، نه می خواهد با دروغ گفتن کسی را خوشحال کند. او شاعری متعهد است با آرمانهای آزادی وعدالت (هرچند از این آرمانگرایی برای خود ماسکی نساخته) و نه تنها بر ضد استثمار خارجی آمریکا، تبعیض نژادی، بر سندیکای مشت زنی یا بهره کشی از کارگران به مخالفت بر میخیزد، بلکه حتی (حد اقل در آخرین آلبومش Nashville Ski -Line) تملک و بردگیی که عشق رمانتیک به ارمغان می آورد را نیز رد میکند.

در ترانه “Don’t Think Twice Its All Right” خواننده، زنی را ترک میکند که از او بسیار زیاد می خواست، او تمام خواننده را برای خود می خواست “من قلبم را به ا و دادم، ولی او روح مرا می خواست” .

در ترانه “It Aint Me Babe” خواننده از دختری سخن می گوید که “میخواهد چشمانش را برای او ببندد” کسی که او (خواننده) را جایگزین تمام زندگی اش کند و چشم بر هر آنچه غیر او بندد. “کسی که قلبش را برای او بر روی همه چیز ببندد، کسی که برایش بمیرد” (چه کسی برای چه کسی بمیرد یا چم ببندد؟، این ایهام در متن انگلیسی هم وجود دارد ”someone who will die for”) و حتی “بیشتر”.

این چنین توقعی حتی در فرهنگ اجتماعی پذیرفته شده نیست و دیلان نمی پذیرد و به آن تن نمی دهد.

دیلان اعتقاد خودش را درباره رابطه آرمانی میان دو انسان در ترانه “All I Really Want To Do” بیان میکند و آن را نه تنها درباره رابطه میان زن و مرد، بلکه به رابطه میان کارگر و کارفرما، شهروند و قانون، دانشجو و استاد تعمیم می دهد. شاید بتوان گفت دیلان از مفهوم راز آمیز و اسطوره ای عشق رمانتیک افسون زدایی می کند و آن رانه تنها مقدس یا آسمانی نمی داند بلکه آن را فرو نشاندن میل دیوانه وار به مالکیت و آزمندی بی اندازه آدمی میداند.

I ain’t lookin, to compete with you،نمی خام باهات رقابت کنم
Beat or cheat or mistreat you,. بهت خیانت کنم یا آزارت بدم
Simplify you, classify you,تورو ساده کنم یا تورو طبقه بندی کنم
Deny, defy, or crucify you.انکارت کنم، از تو دفاع کنم یا تو رو قربانی کنم
All I really want to doتمام چیزی که ازت میخام اینه که
Is Baby, be friends with you.عزیزم میخوام باهات دوست باشم

Frank Davey ، دسامبر سال ۱۹۶۹
شاعر ، نویسنده ، محقق ، پروفسور ادبیات و استاد دانشگاه اونتاریو

ترجمه و اقتباس از فرشاد ملک زاده

مروری بر کتاب «ردیف آسان است؛ قدم به قدم با ردیف موسیقی ایران، دستگاه شور»

روژا پیتِر –ریاضیدان مجار- در کتاب «بازی با بینهایت» بدون اینکه نام کتابش را «ریاضی آسان است» بگذارد، هنرمندانه پیچیده‌ترین موضوعاتِ ریاضی را دست‌یافتنی کرده است. اگر فرمانروای مطلقِ همه‌ی دانش‌ها می‌تواند آسان شود پس ردیفِ ما هم علی‌القاعده باید بتواند. کتابِ حاضر با وجود تلاش‌هایی که شده نه تنها در این کار توفیقی نیافته بلکه به جای زدودنِ ملال و پیچ و خم‌های زاید از پیکره‌ی موضوع (بر طریقِ یک متدلوژیِ منسجم و به پشتوانه‌ی یک ساختمانِ نظری مستحکم و واحد) به خوبی توانسته است نشان دهد که ردیف چقدر می‌تواند غامض و گیج‌کننده باشد.

تکروی بااستقامت! (II)

نتیجه همان که در سال ۱۳۴۹ براثر «مشکلات سیاسی» از بانک کشاورزی اخراج شد. مخالفت با رژیم شاه در آن زمان بین روشنفکران عادی بود اما بین موسیقیدانان که عموما به جماعتی محافظه کار و خطرگریز و «صلح کل» نامیده شده اند، چنین مخالفت هایی اصلا رایج نبود بلکه سازش با وضع موجود و تلاش درجهت جلب منافع مادی بود که ارجح شمرده می شد. نتیجه هرچه بود، رجبی دیگر به کاردولتی برنگشت و زندگی «بهمن گونه و رجبی وار» او از آن زمان شکل گرفت. او هنرمندی بود برخلاف جریان آب. به شب نشینی و مطربی نمی رفت، از ارباب قدرت بیزار بود، از تعارف و حفظ ظاهر به قیمت ریاکاری نفرت داشت و صراحت تلخش دشمن تراش بود، اهل مطالعه بود، ورزش حرفه ای را برگزیده و کوهنوردی همیشگی بود.

از روزهای گذشته…

غلامرضا مین باشیان، مرد اولین ها (II)

غلامرضا مین باشیان، مرد اولین ها (II)

غلامرضا خان از روی کتابهایی که با کمک مزین الدوله از فرانسه به فارسی ترجمه شده بود به هنرجویان سازشناسی و ارکستراسیون موسیقی نظامی و هارمونی درس می داد. جزوه هایی نیز از او نوشته شد در باب سلفژ و تعلیم سازهای بادی که منتشر نشده است.
“پیانو اپتوفوتیک” تلفیق موسیقی و نقاشی

“پیانو اپتوفوتیک” تلفیق موسیقی و نقاشی

حتماً تابه‌حال با (جلوه‌های تصویری)visualization های نرم‌افزارهای پخش موسیقی مثل WinAmp و Media Player کار کرده‌اید. در نرم‌افزارهایی مثل Win Amp، این جلوه‌های تصویری حاصل الگوریتم‌های پیچیده ریاضی است. تابع‌هایی که با متغیرهای صوتی مثل شدت و یا فرکانس کار می‌کنند. پیشینه این جلوه‌های تصویری برای موسیقی به سال ۱۹۱۶ باز می‌گردد.
توالی آکوردهای کروماتیک

توالی آکوردهای کروماتیک

توالی آکورد (Progression) معمولی ii-V-I را در نظر بگیرید. این توالی آکورد در تمامی سبکهای موسیقی کاربرد فراوان دارد و به همین دلیل استفاده ساده یا تکراری از آن در موسیقی اغلب باعث یکنواختی موسیقی می شود، اما شما می توانید با دادن تغییراتی در این توالی آکورد از آن بهره بیشتری ببرید.
یادداشتی بر موسیقی فیلم آرایش غلیظ (II)

یادداشتی بر موسیقی فیلم آرایش غلیظ (II)

تلقی دنیا به عنوان دهکده ی جهانی مرزهای سرزمینهای مختلف را از بین برده تا رویدادهای تاریخی، فرهنگی، هنری و حتی سیاسی یک جامعه در کمتر از چشم به هم زدنی به سایر مناطق جغرافیایی انتقال پیدا کند چنان که در گذشته این نقل و انتقال به این سرعت امکان پذیر نبود. وقتی پای را از سنت فراتر می گذاریم به نوآوری می رسیم که همان بدعت است و موافقان و مخالفان خود را دارد. به نظر من که بدون شک نظر جامعی هم نیست به طور کل بدعت در سنت در دو زمان اتفاق می افتد: ۱- وقتی که سنت یک جامعه بر اثر گذشت زمان دچار رکود می شود و ظرفیت های بالقوه ی سنت شکوفا نمی شود و جامعه عامل اصلی ارضا نشدن ذائقه اش را سنت می داند ۲- وقتی تمام ظرفیت های بالقوه ی سنت شکوفا و شناخته شده و رویدادی به نام بدعت اتفاق می افتد که در آگاهی کامل است.
درباره موسسه فرهنگی هنری «پل هنر»

درباره موسسه فرهنگی هنری «پل هنر»

یکی از این راه های ارتباطی بین ایران و کشور اتریش برقرار گردیده؛ با توجه به فعالیت هنرمندان ایرانی مستعد در زمینه موسیقی و خلا امکانات مناسب در امور آموزش و اجرایی و از سوی دیگر مطرح بودن و بالا بودن سطح کیفی این رشته در کشور اتریش، این موسسه فرهنگی هنری «پل هنر» در نظر دارد جهت ارتقای سطح کیفی و هنری در حوزه موسیقی و مبادلات علمی و تکنیکی در این زمینه و حمایت از هنرمندان ایرانی، فرصتی مناسب برای آنان فراهم آورد.
طرّاحی دیتیل برای نی و تنبک (II)

طرّاحی دیتیل برای نی و تنبک (II)

هم‌دوره‌های ما که الان خیلی پیر هستند امّا از شاگردهای ما آقای کامبیز نوایی و کامبیز حاج‌قاسمی بودند که دوستانِ هم نیز بودند که کتابی هم راجع به معماری ایران نوشتند. هنوز هم با هم هستند و با هم دفتر دارند و فکر می‌کنم هنوز هم درس می‌دهند. آقای [علی‌اکبر] زرگر و آقای هادی ندیمی هم جزو شاگردان من بودند و آقای هادی ندیمی رئیس دانشگاه ملّی شد. من در این سال‌ها می‌آیم و می‌روم؛ امّا بیشتر ارتباط من با اهالی موسیقی است تا معماری. از سال ۱۹۸۴ که از ایران خارج شدم هم برای گذران زندگی کار معماری می‌کردم و هم موسیقی درس می‌دادم. بخشی وابسته به دانشگاه سوربن وجود داشت که مرکز مطالعات موسیقی شرقی نام داشت و من را برای تدریس ب