تعریف تمرین و تعیین عادت های تمرین

مقاله ای که پیش رو دارید، ترجمه ای است از نوشته جرالد کیکشتاین (Gerald Klickstein) با عنوان «تعریف تمرین و تعیین عادت های تمرین» (Practice definition, assessing your practice habits) که توسط امین عبدلی ترجمه شده است. این مقاله گزیده ای از نوشته ای با عنوان «راه موسیقیدان» از دانشگاه آکسفورد (excerpted from The musician Way, oxford university press, 2009) است.

تعریف تمرین (Practice definition)

«تمرین موسیقی یک فعالیت اجباری نیست، بلکه یک هنر سازنده است. تمرین موسیقی باعث ایجاد فهم عمیق، الهام بخشی، صبر، ظرافت، زیبایی، نظم و آرامش می شود؛ و فراتر از این ها، دستیابی به خوشبختی پایدار و همیشگی در لحظه های زندگی یک موزیسین را هموار می کند.»
(یهودی منوهین)

تمرین بخشی از زندگی یک موزسین هست. پس موزیسین چگونه آن را انجام بدهد وقتی که یک فعالیت اجباری باشد! آرتور ادیف همیلتون (Author Edith Hamilton) اینگونه جواب داده است: «تمرین یک کار سخت و خسته کننده نیست، بلکه یک کار آسان و راحت هست.» برای اینکه تمرین ما پر شور و هیجان باشد باید هم ماهرانه و هم معنی دار باشد. برای اینکه دریابیم چگونه عادت های تمرین را به دست بیاوریم؛ بیایید با این موضوع شروع کنیم که معنی تمرین چیست!

هنگامی که شما تصمیم می گیرید یک تمرین جدی انجام دهید؛ در مقابل زمانی که می خواهید برای سرگرمی بخوانید یا بنوازید، شما اساساً تلاش می کنید که قطعات جدیدی یاد بگیرید یا با کار بر روی چیزهایی مثل تمرینات تکنیکال توانایی ها و مهارت های ضروری تان را بهبود ببخشید و از طریق آماده کردن قطعات جدید و بالا بردن مهارت هایتان هنرمند بهتری شوید. شما «صبر، ظرافت، نظم و ترتیب و آرامش» را به دست می آورید و به سمت پیشرفت هنری بی پایانی حرکت می کنید.

فراتر از یک فعالیت فردی، هدف قطعی تمرین موسیقی آمادگی برای اجرای موسیقی هست. چون وقتی هنر شکل می گیرد و آماده می شود، کانونی برای تاثیر متقابل بین اجرا کننده و شنونده‌ خواهد بود. با عبارت دیگر، تمرین روندی برای بهبود توانایی موزیکال و آماده کردن موسیقی برای اجرا می باشد.

از نگاه دقیق تر به تعریف نگاه کنید؛ خواهید دید که برای این که یک تمرین کننده توانا شوید، شما هر دو تخصص در حوزه های تمرینی و هنری را لازم دارید. شما هم به کسب مهارت های تکنیکال و هم به توانایی بیان موزیکال نیاز دارید. با این وجود شما باید برای تمرین موثر با دیگر موزسین ها شناخت اجتماعی کافی داشته باشید‌.

ارزیابی عادت های تمرین شما
۱- تمرین من عمیقاً برایم معنی دار است؛ من هرگز احساس خستگی نمی کنم.
۲- من پیوسته یک برنامه زمانی منظم را حفظ می کنم.
۳- فضای تمرین من با چیزهایی که من نیاز دارم پر شده است.
۴- من قبل از شروع تمرین اهداف جزئی قابل دستیابی را مشخص می کنم.
۵- من همیشه بعد از تمرین احساس پیشرفت و تغییر می کنم.
۶- من می توانم تمرکزم را هنگام تمرین حفظ کنم.
۷- من معمولا بخش های تمرینم را ضبط می کنم و سپس ضبط ها را بررسی می کنم.
۸- من تمرینم را هدفمند می کنم و معمولا مشکلات را برطرف می کنم.
۹- من از مترونم استفاده می کنم.
۱۰- من همیشه قبل از تمرین خودم را گرم می کنم.
۱۱- من قسمت های تمرینم را با وقت های استراحت منظم از همدیگر جدا می کنم.
۱۲- من می توانم قطعات موسیقی قابل اجرا را ایمن و کارآمد یاد بگیرم.
۱۳- من در رپرتوارم قطعات موسیقی قابل اجرا زیبا دارم.
۱۴- قبل از یادگیری یک قطعه؛ من طرح های بیان موزیکال قبل از طرح های تکنیکال مشخص می کنم.
۱۵- من می توانم بیانی موزیکال و احساسی را ارائه کنم که بر شنونده ها تاثیر بگذارد.
۱۶- هنگامی که می خواهم یک قطعه جدید را یاد بگیرم؛ ابتدا ریتم آن را می خوانم.
۱۷- من برای حل مشکلات تکنیکال و موزیکال از راهکارهای خاص استفاده می کنم.
۱۸- من تکرار ها را مدیریت می کنم؛ طوری که نه تکرار خطاها و نه تکرار قسمت های مختلف تمرین، من را خسته کنند.
۱۹- من از تصویر ذهنی ام برای یادآوری آموخته ها و موسیقی های حفظ شده استفاده می کنم.
۲۰- من همواره هنگام نوازندگی یا خوانندگی رو به جلو تصور می کنم.
۲۱- من از تکینک های افزایش سرعت قطعه موسیقی استفاده می کنم.
۲۲- من به توانایی هایم برای حفظ کردن موسیقی و اجرای از حفظ قطعات موسیقی اعتماد دارم.
۲۳- من یک برنامه جامع برای بهبود تکنیک نوازندگی خود دارم و تمرینات تکنیکال را روزانه انجام می دهم.
۲۴- من همواره تمرین سلفژ را انجام می دهم.
۲۵- من می توانم به صورت بداهه ملودی ها و حتی زنجیره ای از آکورد ها را بنوازم.
۲۶- من قطعات مورد علاقه ام را با جزئیات بازبینی می کنم تا نکات تکنیکال و موزیکال آن ها برایم پایدار بماند.
۲۷- من به موسیقی های ضبط شده گوش می کنم و به طور پیوسته به اجراهای زنده موسیقی می روم.
۲۸- من همواره دانش تئوری موسیقی، تربیت شنوایی و دیگر موضوعات موسیقی را بهبود می بخشم.
۲۹- من برای ایجاد انگیزه تمرین و جلوگیری از به تاخیر افتادن تمریناتم راهکارهایی را به کار می برم.
۳۰- من هنگامی که به مشکلاتی برخورد می کنم، به آن ها به عنوان آموخته نگاه می کنم نه شکست.
۳۱- من می دانم که چگونه تمرین کنم که اجرای جسورانه و هنرمندانه ای داشته باشم.
۳۲- من وقتی که تمرین می کنم، این عادت های خوب را همراه خود دارم: آسانی، نظم، دقت، تحرک ریتمیک، زیبایی صدا، تمرکز و خود انگاری مثبت.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پنج دوره ضبط قاجاریه و نقش هنرمندان استان مرکزی (I)

قرن نوزدهم ظهـور فنـاوری جدیـد تمـدن بشـری اسـت تلگـراف، تلفـن، عکاسـی، سـینما، لامـپ الکتریـک و بسـیاری از اختراعـات دیگـر حاصـل ایـن قـرن اسـت که مهمتـرین ایـن اختراعات ضبط و پخش صوت بود که تحول بزرگی را در ماندگار بودن صدا ایجاد کرد. نخسـتین اختـراع تومـاس آلـوا ادیسـون دسـتگاه ضـبط و پخـش صـدا بـر روی ورق قلـع بـود که در سـال ۱۸۷۸ مـیلادی انجـام داد؛ چنـد سـال بعـد دسـتگاه فنـوگراف را اختـراع و تولیـد کرد. در فنـوگراف ضـبط و پخـش بـه روی اسـتوانه هـای مـومی انجـام مـی شـد که پیشـرفت خـوبی در کیفیـت صـدا بـود.

مروری بر آلبوم «عشیران»

عشیران سومین محصول ایده‌های موسیقایی زوج کردمافی-کاظمی (پس از آلبوم‌های «بداهه‌سازی» و «بزمِ دُور») در طول حدود ده سال گذشته است؛ سه اثری که در دور کردنِ «گفتمان احیا» از چندرگگی کامیاب‌تر از تجربه‌های دیگر بوده‌اند چرا که هم از اجرا و نواختن، و از عمل موسیقایی برآمده‌اند و هم وصل‌های جاندارتری به موسیقیِ دستگاهی داشته‌اند.

از روزهای گذشته…

نقد تئوری «دودانگی» در مقام شناسی موسیقی ایرانی (IV)

نقد تئوری «دودانگی» در مقام شناسی موسیقی ایرانی (IV)

در ردیف دوره عالی شهنازی (در شور لا) هم به شور بم اشاره می شود و هم به صدای «می» که اشاره به پرده های سلمک یا دشتی است:
جواهری: یک موسیقی می تواند بارها اجرای زنده داشته باشد (قسمت پایانی)

جواهری: یک موسیقی می تواند بارها اجرای زنده داشته باشد (قسمت پایانی)

من معتقدم بچه ها باید بیشتر زحمت بکشن و در کنار نوازندگی و اجرای قطعات، روی مکتوب کردن قطعات کار کنیم، چه از بچه های نسل خودمون، کار بسازیم و ارائه بدیم یا کارهای (همونطور که گفتم) نوازنده های نسل قبل از خودمون را منتشر کنیم به صورت جمعی؛ حالا نه کتابی که فقط برای تار یا سنتور یا کمانچه … باشه،
ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (III)

ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (III)

آبرئو پس از اتمام تحصیل به عنوان اقتصاددان برای دولت کار می کرد. سپس در سال های ۱۹۶۰ به عنوان نماینده پارلمان در انتخابات برگزیده شد؛ اما موسیقی هیچ گاه از ذهن او جدا نشد.
درباره موسیقی رایانه ای و سمپل (I)

درباره موسیقی رایانه ای و سمپل (I)

«موسیقی رایانه ای» موسیقی است که بالطبع ابزاری به نام رایانه و نرم افزارهای رایانه ای ساخته می شود. با مراجعه به تاریخچه شکل گیری این موسیقی متوجه می شویم که این ابزارها سالهاست به اجرایی شدن بسیاری از ایده های آهنگسازان کمک قابل توجهی کرده و توانسته اند در تولید اصوات مورد نظر آهنگساز و همچنین اجرای ایده ها و ترکیبات صوتی و همچنین فواصلی که در عمل قابل اجرا نیستند و در خلق آثاری زیبا و قابل دفاع سهیم شوند.
تاثیر موسیقی درخلاقیت کودکان (I)

تاثیر موسیقی درخلاقیت کودکان (I)

درباره تاثیر موسیقی در خلقیات کودکان، پژوهش های متعددی در اقصی نقاط جهان صورت گرفته است که متاسفانه این پژوهش ها کمتر در ایران مورد توجه قرار گرفته است. اکثر کودکان از همان آغاز زندگی با لالایی مادرانشان با موسیقی آشنا می‌شود و به صورت ناخودآگاه این آوا در ذهنشان تاثیر می‌گذارد؛ کودک تمایل به آهنگ‌ها و ریتم‌ها نشان می‌دهد و از آنها تاثیر می‌پذیرد. در خارج از این فضا، موسیقی مناسب در کودکستان‌ها محیط جذابی را برای کودکان به ارمغان می‌آورد.
علوانی فقط یک آواز نیست (VIII)

علوانی فقط یک آواز نیست (VIII)

ولی استاد به دلیل سن بالا این مسئولیت را به استاد حسان شاگرد خود داد. استاد حسان می گوید: زمانی که من به مسابقه رفتم و شروع به خواندن طور علوانی کردم. آنها همه از این آواز زیبا خوششان آمد و نفر اول شدم و پادشاه وقت یک اتومبیل به من هدیه داد که من هم این هدیه را به برادر خود در بصره دادم و به خوزستان برگشتم. (۲۹)
نگاهی به اپرای مولوی (XX)

نگاهی به اپرای مولوی (XX)

«خون شده ست اندر بر آن خوش درخت شمس را کشته ست آن منحوس بخت» همسر مولوی در گوشه بختیاری می خواند؛ همان گوشه ای که بارها لالایی های مادرانه را در آن شنیده ایم، شاید این گوشه زنانه ترین گوشه در ردیف باشد که به عنوان زمزمه همسر مولوی در سوگ شمس خوانده می شود. البته نباید از نظر دور داشت که آنچنان که تاریخ روایت می کند، سرنوشت شمس تبریزی هیچگاه به طور دقیق مشخص نشده است و کشته شدن شمس به دست متعصبین مذهبی، تنها یک نظریه است و به همین دلیل است که غریب پور در لیبرتو مرگ شمس را در رویای مولوی به تصویر کشیده است.
سپنتا؛ نقطه پایان یک مکتب (III)

سپنتا؛ نقطه پایان یک مکتب (III)

بدین ترتیب موسیقی‌شناس مکتب وزیری کار بر روی آثار باقی‌مانده از عهد قاجار را برمی‌گزیند و در تحلیل‌هایش اگر چه گاه و بیگاه نقدی هم نثار ناکوکی و … آنها می‌کند اما نتیجه‌ی کار نه تنها نفی نیست بلکه اغلب همراه با دلبستگی زیباشناختی به آثار آنان است. او به ویژه به خوانندگان مشهور آن عصر علاقه داشت و ضبط‌های بعضی‌شان را واجد ارزش‌های هنری می‌دانست.
کتاب‌شناسی: کتابی درباره‌ی کتاب‌ها (III)

کتاب‌شناسی: کتابی درباره‌ی کتاب‌ها (III)

تا کنون ۵ عنوان کتاب کتاب‌شناسی موسیقی به زبان فارسی چاپ شده، که به ترتیب سال انتشار عبارت است از: [۱] «کتاب‌شناسی موسیقی» تالیف ویدا مشایخی ۱۳۵۵ «مرکز اسناد فرهنگی آسیا»، [۲] «کتاب‌شناسی موسیقی» تالیف «محمدحسین درافشان»۱۳۸۲ «مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما»، [۳] «کتاب‌شناسی موسیقی (۱۳۸۱-۱۲۸۱)» تالیف «مهتاب خرمشاهی» ۱۳۸۳ «سرود»، [۴] «کتاب‌شناسی موسیقی در ایران» تالیف «سیمین حلالی» ۱۳۸۴ «ماهور» و [۵] «کتاب‌شناسی و مقاله‌شناسی موسیقی ایران به طریق توصیفی» تالیف «سید علی‌رضا میرعلی‌نقی» ۱۳۸۶ «مرکز موسیقی حوزه هنری» (۷). شاید اولین نکته‌ای که در همان نظر اول توجه را جلب می‌کند فاصله‌ی تقریبا سی ساله میان اولی و بقیه‌ی کتاب‌شناسی‌های موجود است.
به دنبال نگاه (II)

به دنبال نگاه (II)

روند رو به رشد شهر نشینی؛ تغییر الگوهای زندگی بشر که در طول این قرن بیش از هر دوره‌ی دیگری در طول تاریخ بود، باعث شد که پدیده‌ی مرگ فرهنگ‌های خرد رخ بنماید. این موضوع به حدی جدی و حیاتی بود که گاه فقط فاصله‌ی چند سال کافی بود تا آخرین بازماندگان یک فرهنگ از دنیا بروند و همه‌ی دانسته‌های خویش را نیز با خود ببرند، بی آن‌ که کسی را یارای دسترسی به آنان باشد. تولد، تحول و مرگ فرهنگ‌ها و مفاهیم فرهنگی همواره در طول تاریخ وجود داشته، و به نظر نمی‌رسد که کسی (جز در دوره‌ی اخیر) نگران این موضوع بوده باشد.