گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

مهرداد دلنوازی: آثار استاد پایور را برای تار ترجمه کردم

بنده از سن ۱۰ سالگی وارد هنرستان موسیقی ملی شده ام و به توصیه استاد حسین دهلوی که آن زمان رییس هنرستان بودند و ساز کلارینت برای بنده انتخاب شد ولی من زیاد علاقه ای به ساز کلارینت نشان ندادم؛ البته یک حادثه ای هم برای بنده در حین شیطنت های که در بازی ها برایم رخ داد و موجب شد لبم چند تا بخیه بخورد و یک الی دو ماهی نمی توانستم ساز بزنم و همین موضوع باعث شد سازم را تغییر بدهم و آموزش تار را خدمت استاد هوشنگ ظریف شروع کردم.

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با مهرداد دلنوازی، آهنگساز و نوازنده تار، این گفتگو در برنامه نیستان در شبکه فرهنگ در سال گذشته انجام شده است.

خیلی از شنوندگان برنامه نیستان از علاقمندان به موسیقی کلاسیک ایرانی هستند و بسیاری دیگر از اهالی موسیقی کلاسیک ایران و با آثار و فعالیتهای شما سالهاست که آشنا هستند ولی در میان شنوندگان برنامه نیستان خیلی از جوانانی هستند که به آن صورت با کارها و سابقه هنری شما آشنا نیستند، خواهشمندم برای این گروه درمورد فعالیت های خودتان و اینکه چگونه موسیقی را آغاز کرده اید و از محضر چه استادانی استفاده کرده اید بفرمایید و البته می دانم که آثار زیادی تولید کرده اید ولی آثاری که به نظر خودتان نیاز هست به عنوان کارهای کلیدی شما به علاقه مندان معرفی شود را نام ببرید.

بنده از سن ۱۰ سالگی وارد هنرستان موسیقی ملی شده ام و به توصیه استاد حسین دهلوی که آن زمان رییس هنرستان بودند و ساز کلارینت برای بنده انتخاب شد ولی من زیاد علاقه ای به ساز کلارینت نشان ندادم؛ البته یک حادثه ای هم برای بنده در حین شیطنت های که در بازی ها برایم رخ داد و موجب شد لبم چند تا بخیه بخورد و یک الی دو ماهی نمی توانستم ساز بزنم و همین موضوع باعث شد سازم را تغییر بدهم و آموزش تار را خدمت استاد هوشنگ ظریف شروع کردم.

همینطور خدمت استاد حبیب الله صالحی ردیف های استاد شهنازی را کار کردم. زمانی که همان ردیف تمام شد خدمت استاد علی اکبر شهنازی که خود ایشان آنجا به صورت شبانه روزی درس می دادند حضور داشتم و خدمت ایشان و برای ایشان هم می نواختم و ایشان توصیه های لازم را داشتند تا اینکه بنده در مکتب استاد فرامرز پایور وارد شدم و چون شیوه های نوازندگی را اصولا پیگیری می کردم و آن زمان ها خیلی تمرین ساز داشتم، دیگر قطعاتی که می نواختیم آنقدر نواخته بودم که قطعه ای نمانده بود و به همین دلیل علاقه مند بودم که از قطعاتی که استاد پایور برای ساز سنتور تالیف کرده بودند استفاده کرده و رفته رفته به کمک خود استاد پایور آن قطعات را نواختم البته حضور در مکتب استاد پایور موجب آن شد که بنده برای نوشتن موسیقی ترقیب بشوم و اثراتی که بر من گذاشت موجب ساخت قطعه «سارنگ» شد که برای ساز تار و سنتور نوشته شده بود و تمام تلاشم بر آن بود که آنچه آگاهی دارم، نسبت به ساز تار و سنتور در آن قطعه به نوعی پیاده شود و نوشته بشود.

بعد از سارنگ بنده قطعه ی به زندان استاد صبا را برای تار و سنتور تنظیم کرده و به چاپ رساندم بعد از آن هم مجددا قطعاتی را برای تار جمع آوری کرده بودم که ۱۵ قطعه برای تار به نام «ققنوس» منتشر کردم؛ آثار استاد پایور که مجموعه پیش درآمد و رنگ ها و قطعات مجلسی بود با اجازه استاد فرامرز پایور برای ساز تار تعریف کرده و در واقع ترجمه کردم و برگرداندم برای تار که دوستان علاقه مند کم و بیش از آنها استفاده می کنند و کتاب آخر هم در واقع آن ردیف ابتدایی استاد پایور است که برای ساز سنتور نوشته بودند و به توصیه ایشان من برای ساز تار آن را برگرداندم و متاسفانه هنوز به چاپ نرسیده است. البته من آهنگسازی را بجز آن دروسی که در هنرستان کار کرده بودم، حدود یک سال و چند ماه خدمت استاد حسین دهلوی و در منزل ایشان به شکل خصوصی رفتم و ایشان لطف می کردند و به من آهنگسازی را آموزش می دادند.

سجاد پورقناد

سجاد پورقناد متولد ۱۳۶۰ تهران
نوازنده تار و سه تار، خواننده آواز اپراتیک و سردبیر مجله گفتگوی هارمونیک
لیسانس تار از کنسرواتوار تهران و فوق لیسانس اتنوموزیکولوژی از دانشکده فارابی دانشگاه هنر تهران

۱ نظر

بیشتر بحث شده است