دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (IV)

مفهوم متر ترکیبی را نیز می توان مرتبط به همین مسائل دانست، آن چنان که لاندن می نویسد: ” توصیف یک پاساژ موسیقیایی با نام متریک معمولا نشانگر آن است که شنونده یک سری بیت هم طول می شنود و این بیت ها به صورت سلسله مراتبی ساختار یافته اند. اما در برخی موارد شنونده نمی تواند، یک متریک هم طول از طول مدت بیت های موجود، برداشت کند.

بالاخص، در برخی متریک ها بیت سلسله مراتب متریک، طول مدت های نا مساوی دارد، این گونه موارد مترهای ترکیبی نامیده می شوند. به زبان ساده تر، در متر ترکیبی بیت ها طول مدت مساوی ندارند. این تعریف البته در مورد تجربه ی شنیداری متر حکمی صادر نمی کند به علاوه، مشخص نمی دارد که کدام یک از مفاهیم متر، بیت یا زیرشاخه در مرکزیت تجربه شنیداری قرار دارد. لاندن از قسمتی از ملودی آمریکا ی برنستاین به عنوان مثال استفاده می کند.

او به جای این که متر شنیده شده را متغییر بین ۸/۶ و ۴/۳ بداند، پیشنهاد می کند که شنونده باید بیت ها را نا هم طول بداند و این الگو را این گونه توصیف می کند “ساختار متریک پنج بیتی: دو بیت طولانی و بعد ۳ بیت کوتاه تر (L-L-S-S-S).

اما از منظر لاندن چنین متر های مشکل آفرینند: “بیت های نا هم طول مشکل ایجاد می کنند چراکه من فرض را بر این گذاشته ام که بیت در سلسله مراتب متریک، به عنوان سطح مرجع عمل می کند. چگونه امکان دارد که یک سطح نا هم طول به عنوان سر دسته ی زمانی ساخت دیگر سطوح سلسله مراتب متریک عمل کند؟ جواب این جاست که این کار از طریق حضور تثبیت کننده ی زیرشاخه های هم طول اتفاق می افتد. لاندن ادامه می دهد: “در این زمینه ی موسیقیایی، شنونده تلاش می کند تا سطح زیرشاخه ها را طوری بشنود که به درک او از سطح بیت کمک کند. یا به عبارت دیگر این زیرشاخه ها خط کرسی هم طولی ایجاد می کنند که سطوح غیر هم طول سلسله مراتب متریک بر روی آن ساخته می شود.”

ایده ای مشابه در مباحثات مربوط به ریتم آفریقایی در دهه های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ موجود است. تمرکز اصلی بر این بود که تفاوت بین مفاهیم مولتی متر، پلی ریتم یا مولتی ریتم که در مقاله ی “ریتم آفریقایی-ارزیابی” کافمن آورده شده چگونه قابل ادراکند. “یکی از تئوری های مقبول موسیقی آفریقایی این است که می توان مولتی ریتم ها را با ارتباط دهی به بیت سریع معمول، تطبیق داد.

تحت عنوان “تئوری بیت سریع معمول” او مفاهیم “حس مترونومیک” واترمن و “مرجع تراکم” هود را مد نظر قرار می دهد. ریچارد واترمن معتقد بود که مولتی ریتم آفریقایی “طبق یک چهارچوب تئوریک بیت ها به صورت منظم قرار داده شده اند و چه بیت ها به صورت تون ملودیک و چه به صورت کوبه ای بیان شوند، با پالس الگوی متریک هماهنگی دارند.” کافمن ادامه می دهد: “واترمن معتقد است که این بیت ها یک «حس مترونومیک» ایجاد می کنند که در پس زمینه ی موسیقی جریان دارد.”

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

حنانه: پدرم هارمونی زوج را به هیچ کس تدریس نکرده است

به تازگی شایعه ای منتشر شده است که رساله «هارمونی زوج» مرتضی حنانه در انتظار انتشار است. از طرفی افرادی نیز خود را صاحب صلاحیت در آنالیز و حتی تدریس هارمونی زوج معرفی می کنند. این مسائل باعث شد تا از زبان فرزند مرتضی حنانه، امیرعلی حنانه، موضوع را بررسی کنیم:

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (III)

عصر جدیدی است که خود محصول رنسانس و روشنگری در اروپا است؛ همراه با شکست نیروهای ارتجاعی در جنگ اول جهانی، فرهیختگان و هنرمندان اروپایی به خصوص دربرلین، پاریس و وین، با امیدواری و خوشبینی به آینده ای چشم دوخته بودند که ملت های رها شده از سلطه حکومت های خود کامه با استفاده از دانش و صنعت پیشرفته یک «نظام جدید جهانی»، شکل یافته از ایده های دموکراسی و سوسیالیزم، به وجود آورند. انگیزه و موضوع فعالیت های هنری یکسره دگرگون شده بود. برنامه «جهان نو» و «انسان نو» در دستور کار هنرمندان قرار داشت. درگیری و رویاروئی هنرمندان با ضابطه ها و معیارهای جدید آنها را در پی شیوه های جدید بیان به جستجو وا داشته بود. در تمام رشته های هنری به یک باره مکتب های مختلف و متنوع هنری، با برداشت های جدید و«مدرن» به وجود آمدند. برنامه «هنر مدرن»، پا به پای ایدئولوژی های جدید، آزاد کردن هنر از قیدهای تاریخی، سنتی، بومی، دینی و طبقاتی و قابل استفاده کردن آن برای عموم مردم دنیا یا همگانی کردن آن بدون تفکیک های نژادی، قومی و دینی و طبقاتی بود. به عبارت دیگر دو ویژگی مهم هنر مدرن، یکی «جهانی بودن» هنر در سطح جهان و دیگری «همگانی بودن» آن در عمق جامعه بود. سومین ویژگی هنر را می توان «پیراسته بودن» نامید. در ادبیات آلمانی، شروع ادبیات مدرن به مکتب ناتورالیسم موسوم شد. یعنی تعریف و توصیف هرچیز به خصوص انسان آن طور که «هست».

از روزهای گذشته…

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (VII)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (VII)

مولفان در این باره می‌گویند: «ایده‌ی این کتاب درخلال تجربه‌ی تدریس به دانشجویان موسیقی (کارشناسی و تحصیلات تکمیلی) پدیدار شد.» (Beard &Gloag 2005: VIII)و پی‌آمد آن هدف کتابشان را چنین اعلام می‌کنند: «هدف این کتاب فراهم ساختن سلسله‌ای از ایده‌ها برای بحث و بررسی بیشتر است […] بنابراین تلاش کرده‌ایم تا آنجا که ممکن است نسخه‌های جدید متن‌ها را استفاده کنیم که احتمالا خواننده به آنها دسترسی دارد. […] امیدواریم نقطه‌ی آغاز تماسی را شکل بدهیم که از طریق آن راهی به سوی دیگر متن‌های اصلی و مفاهیم مرتبط در پیش گرفته شود.» (Beard &Gloag 2005: IX) روشن است که وقتی حوزه‌ی استفاده‌کنندگان با این دقت تعیین شده باشد جهت دادن به متن و مسائل بعدی نیز آسان‌تر صورت می‌پذیرد.
مردان حرفه ای آواز ایران (I)

مردان حرفه ای آواز ایران (I)

قاعدتاً باید در اینجا آواهایی را ارائه کنیم و مردانی را معرفی سازیم که هیچ تصمیم خودسرانه و واکنشی دور از مشروعیت در آن حضور نیافته باشد. پس نخستین کلام این که آواز نباید در خدمت امیال خودی باشد و امیال نباید در خدمت روایت های کوتاه ذهنی آواز خوان. ما قرار است در اینجا بحثی مشترک درباره ی نشانه هایی داشته باشیم که آواز خوان هنگام تولید آواها، مهر خود را بر آن می گذارد و این سلسله غالباً بر اساس شواهد موجود یا با پایان هنرمند آواز خوان به پایان می رسد و یا بدون هیچ افزوده ای توسط دیگران تکرار می گردد.
اپرای سان فرانسیسکو (II)

اپرای سان فرانسیسکو (II)

کورت هربرت آدلر (Kurt Herbert Adler) (1905-1988) کارگردان و رهبر اپرا در سال ۱۹۳۸ بعد از تجربه های اولیه و تمارین فراوان در زمینه های مختلف موسیقی و تاتر در اتریش، آلمان و ایتالیا، به آمریکا رفت. به مدت ۵ سال برای تشکیل گروه کر، در کمپانی اپرای شیکاگو (chorus of the Chicago Opera Company) کار کرد. مرولا (Merola) که درباره او شنیده بود، او را به اپرای سن فرنسیسکو (San Francisco opera) در سال ۱۹۴۳ به عنوان گرداننده اجراهای کر، دعوت کرد.
بلبل سرگشته (III)

بلبل سرگشته (III)

آثار ضبط شده ۶۰ روی صفحه که ۳۰ عدد صفحه است. نکته آنکه در این زمان استودیو های صفحه پر کنی مجهز به برق شده اند و روی صفحات گرامافون نوشته شده که با برق پر شده وضعیت صدابرداری تغییر کرده و سطح کار بالارفته است در این سری ضبط مرتضی خان نی داود است که می نوازد و برادرش موسی خان ویلن می نوازد و آثار مشترکی را با صدای قمر به ضبط می رسانند در میان آثار ضبط شده ۴ روی صفحه ۲ عدد صفحه از فلوت یعقوب خان رشتی و صدای قمر می باشد که در نوع خود جالب است به شماره کاتولگ ۳۰۰۵ – بیات زند – قطار و غم انگیز ۱ و ۲ به شماره کاتولگ ۳۰۰۵۲ می باشد هم چنین دو اثر که در چهارگاه – زابل و مخالف و منصوری با ویلن تنهای موسی خان نی داود و آواز قمر به شماره کاتولگ ۲۹ و ۳۰۰۲۸ به ضبط می رسد.
نگاهی به وضعیت خواننده و خواننده سالاری در موسیقی معاصر ایران (II)

نگاهی به وضعیت خواننده و خواننده سالاری در موسیقی معاصر ایران (II)

از زاویه دیگر این سئوال مطرح میشود که چه تفاوتی از لحاظ زحمت و ممارست بین یک خواننده و بطور مثال یک نوازندۀ تنبک وجود دارد که به واسطۀ آن حقوق و جایگاه هنری و اجتماعی این هنرمندان باید اینگونه متفاوت باشد؟ پس می توان دید این مساله تبدیل به نوعی سوء استفاده از تصور غلط اجتماع در قبال موسیقی آوازی شده و جماعت خواننده بطور عمد در تلاشند تا این وضعیت را حفظ نموده و تا می توانند بر نوازنده و آهنگساز و تنظیم کننده و تهیه کننده اجحاف کنند.
سونات مهتاب بتهوون

سونات مهتاب بتهوون

سونات مهتاب در تابستان سال ۱۸۰۱ در مجارستان در املاکی متعلق به خانواده براونشویک (Brunswick) توسط بتهوون ساخته شد و در سال ۱۸۰۲ انتشار یافت. این سونات به کنتسی ۱۷ ساله از شاگردان بتهوون به نام جولیتا گوچیاردی (Giulietta Gucciardi) تقدیم شده است.
آتشی در سینه دارم جاودانی (I)

آتشی در سینه دارم جاودانی (I)

سریال “رسم عاشقی” که از سریالهای مخصوص ماه رمضان بود، بخاطر تصنیف اول سریال که خوانندگی آن را همایون شجریان به عهده داشت؛ اهل موسیقی را به شدت شگفت زده کرد!
واپسین سالهای زندگی بتهوون  – قسمت اول

واپسین سالهای زندگی بتهوون – قسمت اول

در بررسی دوره های مختلف زندگی بتهوون، دوازده سال آخر زندگی بتهوون بسیار مورد توجه است. پس از مرگ برادرش کارل – کاسپر (Karl-Kaspar) در سال ۱۸۱۵، او چندین سال متمادی به منظور بر عهده گرفتن سرپرستی برادر زاده اش کارل در کشمش و نزاع با زن برادرش به سر برد.
مرور آلبوم «مثنوی صبا»

مرور آلبوم «مثنوی صبا»

بازنویسی/تنظیم آثار برای سازهای دیگر در اولین سطح به کار گستراندن کارگان (رپرتوار) می‌آید، حال با هدف آموزش باشد یا دسترسی‌پذیری قطعات برای نوازندگان آموزش دیده. از این رو نفس حضور آلبوم «مثنوی صبا» (و بیش از آن کتاب نغمه‌نگاری‌‌اش) مغتنم است. آنچه در خود آلبوم شنیده می‌شود ۲۱ قطعه و نواخته از «ابوالحسن صبا» موسیقیدان افسانه‌ای و پرجاذبه‌ی تاریخ ماست که اگر از سطح نخست برگذریم ابعادی از مساله‌ی کارهای مشابه را بر ما هویدا می‌کند.
نگاهی به رقابت درجشنواره موسیقی فجر (I)

نگاهی به رقابت درجشنواره موسیقی فجر (I)

جشنواره موسیقی فجر مانند بسیاری دیگر از رویدادهای فرهنگی کشورمان در گذر زمان رویکردی بومی گرا داشته است. “تقویت فرهنگ ملی” و “حفظ فرهنگ خودی در برابر فرهنگ بیگانه”، رویکرد مشترک اکثر جشنواره های فرهنگی-هنری این سالها بوده است. در میان این تقابلهای فرهنگی و بعضا سیاسی، وضعیت موسیقی وضعیتی مبهم تر از سایر هنرهاست؛ چه از نظر نوع و میزان حمایت دولت و چه از نظر مشخص نبودن مرز موسیقی ملی، قومی و مردمی. اصطلاح هایی مانند موسیقی فاخر، موسیقی والا و موسیقی عرفانی هم هنوز معنای مشخص و دقیقی پیدا نکرده اند؛ نه در کلام آنها که از این عبارات برای ممیزی و ارزش گذاری موسیقی استفاده می کنند و نه در سیاستهای کلان جشنواره ای.