گفتگو با ویولونیست هلندی، جانین جانسون (I)

جانین جانسون
جانین جانسون
جانین جانسون (Janine Jansen) ویولن نوازی هلندی، متولد ۷ ژانویه ۱۹۷۸ در شهر اوترخت است. او در سن ۶ سالگی به یادگیری ویولن پرداخت. جانین همیشه دوست دارد کارها را به شیوه و جهت شخصی خود انجام دهد، بنابراین ما هم مجبور به قبول تاخیر یک ماهه مصاحبه با وی شدیم تا بتوانیم مصاحبه ای از طریق تلفن و نه با ایمیل انجام دهیم. شاید به همین علت است که او آنچنان عاشق ذات صمیمی و صریح موسیقی گروهی است، موسیقی ای که با آن بزرگ شده است. اگرچه همواره تاکید دارد که اجرا در ارکسترهای بزرگ به قلب وی نزدیک است، اما ارتباط سریع و صمیمانه ای که بین موسیقیدانان در گروههای کوچکتر به وجود می آید به طبیعتش بسیار نزدیک به نظر می رسد.

بعد از آنکه حدود هشت سال پیش به برلین دعوت شد، به طور مرتب در فیلارمونیک برلین کنسرت می دهد، جانین هم اجراهای فوق العاده ای را به همراه فیلارمونیک به عنوان یک کار گروهی عرضه می کند و هم به عنوان ویولنیست در جایگاه خود می درخشد.

علاوه به بر حضورش در کنسرتهای فراوان در اواخر امسال، انتظار عرضه سومین CD خود را نیز دارد. در اینجا درباره موسیقی گروهی، روح موجود در آن و عشق و تلاش برای بردن “کنسرتهای اسپکتروم” (Spectrum Concert) به شهر اوترخت هلند صحبت می کنیم.

سفر شما در ماه گذشته چطور بود؟
آیا منظور شما به همراه “فیلارمونیک جوانان آلمان” است؟ خوب بود، تا حدی پر حرارت (با خنده)، کنسرتهای خوبی را طی نه روز به روی سن بردیم. به هر حال سفری طولانی در آلمان و ایتالیا بود، اما بسیار لذت بردم، با آنکه کار سخت و فشرده بود، گروه جوان ما همچنان علاقمند و پرانگیزه به اجرا می پرداخت.

شما با صداهای موجود در سالن های کنسرت چگونه کنار می آیید؟ آیا بیشتر هیجان انگیزند یا آرامش بخش؟
تالار موسیقی فیلارمونیک برلین، سن بسیار خوبی دارد و برای اجرای چنین موسیقی ای کاملا بزرگ است. وقتی برای اولین بار در آنجا می نوازید باید به آن فضا عادت کنید، شما درست در مرکز نشسته اید، زیر نور چراغها و بعد این تماشاگر است که تمام هدف اصلی و مقدس شما می شود. این حس به درستی بر فضا حاکم می شود و شما می بینید که افراد بارها برای دیدن و شنیدن کنسرت شما حضور می یابند.

هنگامی که شما این گروه را یک خانواده می نامید آیا تماشاگران نیز شامل آن می شوند؟
بله. تماشاگران عضو خاصی از این خانواده هستند و وجود جوانترها امیدوار کننده است و پدیده ای نیست که همیشه شاهد آن باشیم.

آیا بعد از اتمام کنسرتتان پیش آمده که با تماشاگران گفتگویی داشته باشید؟
بعد از کنسرت معمولا افراد کمی به روی سن می آیند و اغلب افراد مختلفی هستند که برای سپاسگزاری یا تنها عرض ادب به جلو آمده اند، بسیار نیک است که چنین رابطه ای با تماشاگران داشته باشیم.

اگر به موفقیت اسپکتروم خود بنگرید، آیا می توانید بگویید چه چیزی در این کنسرتها وجود دارد که عاشقان موسیقی را جذب خود نموده؟
اسپکترام برای حدود بیست سال است که وجود دارد، جشن آن در سال ۲۰۰۸ خواهد بود. فرانک داج (Frank Dohg) شخصیتی بسیار خاص است و ایده های فوق العاده ای دارد، زمانی که صحبت از اجرای یک برنامه هیجان انگیز به میان می آید، ما اغلب سعی می کنیم به ایده هایی برسیم که شگفت آور باشند و تا حد کمی از حالت عادی و معمول خارج باشد. برای مثال موسیقی معاصر بسیاری وجود دارد و مسلما موسیقیدانان بسیاری. در واقع من از شروع نواختن اسپکتروم حضور نداشتم اما می دانم چه کسانی آن را می نواختند، در واقع همان اشخاص بوده اند که کنسرتهای اسپکتروم را اینطور خاص کرده اند.

tokafi.com

4 دیدگاه

  • ماریا
    ارسال شده در مرداد ۱۷, ۱۳۸۸ در ۵:۰۰ ب.ظ

    ممنون میشیم اگه یه چند تا قطعه تصویری از ایشون برامون بزارید مرسی منتظریم

  • ماریا
    ارسال شده در مرداد ۱۷, ۱۳۸۸ در ۵:۰۳ ب.ظ

    می شه در مورد این اسپکترم بیشتر توضیح بدید ؟ من متوجه منظور نشدم مرسی ممونم

  • shahram
    ارسال شده در مرداد ۲۰, ۱۳۸۸ در ۷:۱۵ ق.ظ

    سلام باتشکر ازمطالب بالا اگر امکانش هست جواب سوالات خانم ماریا برای من ارسال گردد یادر وبلاگتون درج شود ممنونم

  • گفتگوی هارمونیک
    ارسال شده در مرداد ۲۱, ۱۳۸۸ در ۱۲:۳۵ ق.ظ

    سلام بچه ها می تونید از اینجا جوابتون را در مورد اسپکتروم پیدا کنید:
    http://www.spectrumconcerts.com

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (I)

باربد، موسیقیدان و هنرمند بزرگ ایرانی، مربوط به دوره طلایی ساسانی. کسی که پایه های موسیقی ایرانی و شعر عروضی عرب را بنیان نهاد. شخصیتی جادویی که برای هر روز ماه و سال، جنگ ها، پادشاهان و غیرت و عظمت ایرانی آهنگ و شعر ساخت و سروده های زرتشت را در قلب ایرانیان حک کرد. نوازنده چیره دست بربط و شاه رامشگران ایران. در این مقاله هر چند کوتاه، به دوران زندگی پر افتخار این مرد بزرگ می پردازیم. سفر او از شهری کوچک در خراسان تا تیسفون پایتخت امپراطوری ساسانی و شروع دوران رشد و شوفایی او و هنر ایران. سپس اولین شکست خسرو پرویز از اعراب و شروع دوران افول فرهنگ و عظمت و هنر ایران. در هر مجالی که فرصت داد اشعاری که بزرگان در باب وی سرودند را آوردیم و در سروده های فردوسی که به مدح و ستایش باربد پرداخته به جستجو و بررسی پرداختیم. با وجود بیش از پانصد کتاب در زمینه باربد یا مرتبط با ایشان سعی بر آن نمودیم که با استفاده از منابع دقیقتر و جامع، اصل و چکیده زندگی این اسطوره ایرانی را به تصویر و نگارش بکشیم. باشد که مورد توجه علاقمندان به فرهنگ و هنر ایرانی مخصوصا موسیقی ایرانی قرار گیرد.

مروری بر آلبوم «تصنیف‌های عارف قزوینی»

اجرایِ مقبولِ همه‌ی تصنیف‌های عارف در یک مجموعه، درباره‌ی شخصیت او و تصنیف‌سازی‌اش و در مورد تصنیفِ قاجاری به طور عام، فرصتِ تأملی دیگر می‌دهد. ازاین رو هر چند تصریح شده که هدف، گردآوریِ نمونه‌ای آرشیوی یا آموزشی نبوده اما می‌توان چنین کارکردی نیز برای این مجموعه قائل شد وگرنه با تمام تلاشی که در شنیدنی‌شدنِ اجرای همه‌ی بندهای تصانیف شده، هنوز شنیدن سیزده دقیقه تکرارِ تضرعِ عارف برای ماندنِ مورگان شوستر در ایران، در مقامِ یک اثر موسیقی چندان توجیهی ندارد*.

از روزهای گذشته…

گذشتن از مرز کلمات با «تریو اولریش درِکس‌لِر» (II)

گذشتن از مرز کلمات با «تریو اولریش درِکس‌لِر» (II)

آهنگ سوم حالا تمام شده و نوبت به قطعه‌ی چهارم می‌رسد که اسمش هست «ترانه‌ی شنها» (Song of Sands). اولریش توضیح می‌دهد که این قطعه، ترانه‏‌ای‌ست درباره‏ی انرژی و پویایی. ترانه‏ی شنها شروع می‌شود. ضرباهنگی پُرجنب و جوش و لنگی خاصی که مخصوص جَز است، با ملودی‌های کوتاه و بریده‏بریده‏ی کلارینت‏باس با رَنگی خَش‌دار آغاز می‏شود. آن ضرباهنگ ادامه می‏یابد و این ملودی‏ها، جنب‏وجوش نهفته در نٌتها را به صدا بدل می‏کنند. بازی‌های ظریف و خلوت با ریتم بین درامز و پیانو به آهنگ پایان می‌بخشند.
مشاهدات موسیقی شناس آلمانی از موسیقی ایران (III)

مشاهدات موسیقی شناس آلمانی از موسیقی ایران (III)

با این همه، بستگی شرقیها را به سنت‏ها نمی ‏توان با موازین‏ اروپائی سنجید. امروز دوتار که سازی ایرانی است و در شمال شرقی و منطقه افغانستان نواخته می ‏شود با سیم‏های‏ نایلونی بسته می‏ شود. یک نوازنده فقیر از این تارها استفاده‏ می ‏کند زیرا تارهای زهی اگر چه بیشتر دوام می‏ کند گرانتر است. یک مثال بارز دیگر: در شیراز یک گروه ده نفری‏ از رادیو کابل یعنی «ارکستر رادیو کابل» کنسرت می‏ داد. جالب بود که از یک طرف آنها سنت های ملی خود را در موسیقی ارائه می‏ کردند، اما از جانب دیگر به تقلیدهای‏ نازیبا دست می‏ زدند. افغانستان در زمان قدیم با ایران یک‏ دولت داشت.
گزارش جلسه دوازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه دوازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گذشته از پیوند دادن نتایج پژوهش‌های تجربی روان‌شناسی مدرن با نقد هنری آنچه بیشتر به‌عنوان نقد روان‌شناسانه (به‌ویژه در ادبیات) شهرت دارد برآمده از به‌کارگیری روان‌کاوی و روش‌ها و دست‌آوردهای آن در نقد ادبی سده‌ی گذشته است. اما پیش از پرداختن به نقد روان‌کاوانه‌ی موسیقی ناگزیر باید ببینیم رابطه‌ی روان‌کاوی و موسیقی چگونه است یا می‌تواند باشد. امروزه روان‌کاوی موسیقی حوزه‌های مطالعات مختص خود دارد و دیگر لازم نیست با مشابهت‌یابی زمینه‌هایی در ادبیات، آن را تاسیس کنیم:
نی و حسن ناهید از زبان ناصح پور

نی و حسن ناهید از زبان ناصح پور

در تاریخ ۳۰/۰۴/۱۳۸۴ پنجشنبه ساعت شش بعدازظهر، به همت وزارت ارشاد استان مازندران و خانه موسیقی نکوداشتی برای استاد حسن ناهید نوازنده چیره دست نی در دانشگاه مازندران واقع در بابلسر برگزار شد.در این جلسه صمیمی نصرالله ناصح پور رئیس هیات مدیره خانه موسیقی و هادی منتظری نوازنده کمانچه و عضو هیات مدیره کانون مدرسان خانه موسیقی، فاضل جمشیدی معاون اجرایی مدیر عامل خانه موسیقی، جمشید قلی نژاد پژوهشگر موسیقی بومی مازندران، گروه نوا به سرپرستی مجید آقاجانی و علاقمندان موسیقی ایرانی حضور داشتند.
جورج موستکی (I)

جورج موستکی (I)

جورج موستکی (Georges Moustaki) در تاریخ ۳ می ۱۹۳۴ در شهر اسکندریه مصر چشم به جهان گشود. وی نویسنده، شاعر، نوازنده، آهنگ ساز و خواننده ی فرانسوی است که اصلیت یونانی دارد. نام اصلی او گیسِپه موستچی (Giuseppe Mustacchi) است. او همچنین برای فیلم های سینمایی، تئاتر و تلویزیون آهنگ می سازد و علاقه زیادی به نویسندگی، طراحی و نقاشی دارد. او نه تنها فرانسه بلکه تقریبا همه دنیا را برای ملاقات با دوستان و طرفدارانش، کشف ایده های تازه و آواز خواندن، زیر پا گذاشته است.
پنج را بگیر

پنج را بگیر

گاهی اوقات یک قطعه موسیقی به اندازه تمام کارهای یک آهنگ ساز مشهور میشود، یکی از این قطعات موسیقی در Jazz قطعه ای است به نام Take Five، پس از اولین اجرای این قطعه مطبوعات اینگونه نوشتند:

The legendary 5/4 time jazz hit “Take Five”


گفتگو با جیمز دپریست (IV)

گفتگو با جیمز دپریست (IV)

از تجارت دوری کنند! مقدار کار زیاد نیست حتی برای ما که سالهاست در آن قرار داریم. واقعا نمی توان به جوانها توصیه ای کرد. اگر بتوانید، آنها دیگر نباید رهبر شوند! من موسیقی دانان فوق العاده با استعدادی را دیده ام که رهبری می کنند اما کار دشوار، پیدا کردن ارکستری است که بتوانند به همراه آن کارهای خوبی ارائه دهند و پایه های حرفه ای خود را بسازند.
«مسأله‌ی انصاف»

«مسأله‌ی انصاف»

این مصرع حافظ را همه می‌شناسیم. ضرب‌المثل شده است. کاربرد امروزی‌اش درباره‌ی عدل و انصاف در قضاوت‌هاست. مردم آن (یا تعبیرهای مشابه) را در مقابل نقد هنگامی به کار می‌برند که احساس کنند به چیزی بیش از آن که مستحقش بوده خرده گرفته شده. تصور «انصاف» در حافظه‌ی فرهنگی ما این طور است؛ اگر عیب چیزی را می‌گوییم همزمان از حسن‌هایش هم غافل نشویم. معمولا همراه این نوع درخواست یا پند اخلاقی نوعی طلب همدلی نیز وجود دارد. گوینده از نقد می‌خواهد نسبت به او یا آنچه دوست دارد رحم و شفقت داشته باشد، می‌خواهد از آشکار شدن عیب مصون بماند.
پیترو ماسکانی (II)

پیترو ماسکانی (II)

کانتات “In Flinda” به “Pinotta” تغییر یافت و برای شرکت در مسابقه موسیقی کنسرواتوار پیشنهاد شد اما به دلیل ثبت نام دیر هنگام پذیرفته نشد. در سال ۱۸۸۴، ماسکاگنی “Ballata” برای تنور و پیانو، “M’ama non m’ama”، قطعه هزل نشاط انگیزی برای سپرانو و پیانو، “Messagio d’amore” و “Alla luna” را ساخت.
انتظار از تحصیلکرده ها

انتظار از تحصیلکرده ها

در دوره رنسانس یعنی سالهای ۱۴۵۰ تا ۱۶۰۰ موسیقی نیز همانند سایر هنرها شاهد تغییرات، گسترش و پیشرفت چشمگیری بود، بخصوص اختراع دستگاه چاپ توسط گوتنبرگ در سال ۱۴۳۶ کمک شایانی به توسعه و رواج موسیقی کرد.