برنامه ریزی بخش های تمرین (II)

۴- افزایش تدریجی زمان تمرین
معمولا هنرآموزان آکادمی موسیقی ۲ تا ۳ ساعت در هر روز را به تمرین فردی اختصاص می دهند. از طرفی خوانندگان برای آسیب نرسیدن به صدایشان معمولا کمتر تمرین می کنند. بعضی از نوازندگان ۵ ساعت یا حتی بیشتر از آن را در هر روز تمرین می کنند. اگر چه بیشترین حد ممکن تمرین برای اغلب نوازنده ها ۴ تا ۵ ساعت در هر روز است. موزسین هایی که می توانند ساعت ها تمرین مفید و کارآمد داشته باشند استقامت شان روی صحنه بالا می رود. با این حال؛ هنگامی که برای تمرین برنامه ریزی می کنید از افزایش ناگهانی زمان تمرین خودداری کنید. بالا بردن ناگهانی زمان تمرین خوانندگی یا نوازندگی اولین علت آسیب رسیدن به موزسین می باشد.

شما به طور ایمن چه مقدار می توانید زمان تمرین را افزایش دهید؟ پزشک منچستر رالف؛ نویسنده مقاله مشکلات پزشکی در اجرای هنری، پیشنهاد کرده است که زمان تمرین در هر هفته ۱۰ تا ۲۰ درصد نسبت به هفته قبل آن افزایش پیدا کند. پس اگر شما به طور متوسط ۲ ساعت در هر روز تمرین موسیقی می کنید افزایش زمان تمرین در روز های هفته بعد نباید از ۱۲ تا ۲۴ دقیقه برای هر روز بیشتر باشد. با این حال اگر شما برای ۳ هفته پی در پی برنامه ریزی می کنید بهتر است هفته چهارم تمرین را برای جلوگیری از خستگی و ناراحتی کمتر تمرین کنید.

افزایش زمان تمرین در مواقع خاص نیز مناسب نیست. برای نمونه اگر شما تمرینات تکنیکال انجام می دهید یا محتوای تمرین شما دشوار هست و یا می خواهید ساز جدیدی یاد بگیرید، بهتر هست زمان تمرین را کاهش دهید و آن را به تدریج بالا ببرید. در این کار شما به بدنتان فرصت تطبیق یافتن با حرکات جدید را می دهید. اما این محدودیت فقط برای تمرینات فیزیکی توصیه می شود. شما می توانید تمرینات ذهنی بسیاری انجام دهید و پارتیتور مطالعه بکنید تا بدین وسیله بدون از بین بردن توانایی های فیزیکی بازدهی تان در تمرین را بالا ببرید.

۵- داشتن زندگی متعادل
برنامه ریزی کارآمد مستلزم هماهنگ کردن همه جنبه های زندگی شما است. سلامتی شما، روابط اجتماعی، تحصیل و کار به اندازه کار موسیقی اهمیت دارد. هنگامی که شما تمرین موسیقی را از برنامه روزانه خود خارج می کنید، تعادل برنامه روزانه به هم می خورد. تمرین موسیقی بکنید، غذاهای خوب بخورید، با دوستان تان خوش بگذرانید، کار آکادمیک بکنید و کارهای دیگرتان را انجام دهید. یک سبک زندگی متعادل برای داشتن یک حال خوب و در طولانی مدت موفقیت یک موزسین ضروری می باشد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

همه حق اظهارنظر دارند

با این جمله لابد بارها برخورد کرده‌ایم. وقتی از آن استفاده می‌کنیم که کسی به نظر کس دیگری اعتراض کرده باشد. مثلاً وقتی‌که کسی بگوید «این چه مطلب بیراهی است که فلانی نوشته». جمله‌ی لیبرال‌منشانه‌ای است که این روزها طرفدارهایش از گذشته هم خیلی خیلی بیشتر شده و به‌سختی ممکن است بتوانیم با آن مخالفت کنیم.

مروری بر آلبوم «سایه وار»

مسعود شعاری از آن دسته نوازندگان برجسته‌ای است که بخشی از همِّ حرفه‌ای خود را معطوف سبک‌شناسی و اجرای مجدد آثار دیگر استادان بزرگ موسیقی ایرانی برای سه‌تار کرده است. نتیجه‌ی این کندوکاوِ او را پیش‌تر از یک سو در قالب سمینارها و اجراهای زنده‌ی آشنایی با شیوه‌ی نوازندگان قدیم (این که تا چه اندازه موفقیت‌آمیز بوده جایگاهی دیگر می‌خواهد) و از سوی دیگر دست‌کم یک آلبوم با عنوان «کاروان صبا» با تمرکز بر انتقال به سه‌تار و اجرای آثار صبا دیده‌ایم. آلبوم تازه‌ی «سایه‌وار» تداوم همین راه است و از آن رو که اجرای تفسیرمند و هنرمندانه‌ی آثار کارگان کلاسیک موسیقی ایرانی در برهه‌ی حاضر اهمیت فراوان دارد، شایسته‌ی توجه.

از روزهای گذشته…

تئوری اطلاعات، ترمودینامیک و موسیقی (III)

تئوری اطلاعات، ترمودینامیک و موسیقی (III)

بطور خلاصه در دو مطلب قبل دیدیم که بسیاری از موجودیت ها در جهان هستی قابلیت جاری شدن از پتانسیل بیشتر به سمت پتانسیل کمتر را دارا می باشند. همچنین با مفهومی بنام آنتروپی آشنا شدیم که معیاری است برای سنجش بی نظمی در یک سیستم و دیدم که سیستم ها ذاتا” تمایل دارند به سمتی حرکت کنند که آنتروپی زیاد شود و اساسا” برای نگاه داشتن آنتروپی در حد متعادل و کاهش نسبی آن به منظور جلوگیری از افزایش بی رویه آن – که موجب بی نظمی و در نهایت به نوعی انفجار سیستم میشود – باید کار انجام شود.
گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

چهارشنبه ۱۶ اسفندماه ۱۳۹۱ هشتمین جلسه از کارگاه آشنایی با نقد موسیقی و آخرین جلسه از دور نخست با تمرکز بر موضوع «نقد موسیقی در ایران» در خانه‌ی موسیقی برگزار شد.
نگاهی به حاشیه کنسرت علی رهبری

نگاهی به حاشیه کنسرت علی رهبری

۲۴ خرداد ارکستر سمفونیک تهران پس از ۳۰ سال با چوب علی رهبری شروع به نواختن کرد. اگرچه ارکستر قدرت ارکستر های اروپایی را نداشت، ولی نشانه هایی از تمرین منظم زیر نظر رهبری کارکشته در نواختن ارکستر مشخص بود.
جرج سل، رهبر با استعداد مجار (II)

جرج سل، رهبر با استعداد مجار (II)

سل، اشترائوس را اثر گذار اصلی بر شیوه رهبری خود می داند. بیشتر تکنیک چوب رهبری سل که صدای شفاف از اجرای ارکستر کلاولند را تولید می نمود و خواست سل مبنی بر سازنده یک ارکستر بودن، از شیوه اشترائوس می آید. این دو رهبر بزرگ پس از ترک سل در سال ۱۹۱۹ از اپرای رویال همچنان دوست باقی ماندند. حتی پس از جنگ جهانی دوم زمانی که سل در آمریکا مستقر شد، اشترائوس مشتاق بود بداند رفیق وی چگونه پیش می رود.
بارکلی جیمز هاروست – II

بارکلی جیمز هاروست – II

مدتی بعد در سال ۱۹۷۳، گروه قراردادی با کمپانی پولیدور (Polydor) منعقد کرد که نتیجه آن بتدریج از راه رسیدن بخت مساعد بود. اولین آلبوم آنها برای پولیدور Everyone Is Everybody Else نام داشت که به نظر امیدبخش میرسید.
موسیقی در عصر روشنگری

موسیقی در عصر روشنگری

کنسرت هایی که زیاد می شدند و سالن های اپرایی که رونق می گرفتند، در حقیقت برای زعامت سنتی کلیسا و دربار جایگزینی فراهم می کردند. در این زمینه موسیقیدانان ایتالیایی چون آنتونیو ویوالدی (۱۷۴۱-۱۶۷۸) و دومنیکو اسکارلاتی (۱۷۵۷-۱۶۸۵) گام های آغازین را برداشتند. محصولات عظیم ویوالدی در زمینه موسیقی و اپرای مقدس، شامل بیش از ۴۵۰ کنسرت بود. اسکارلاتی که فرزند آلساندرو اسکارلاتی (۱۷۲۵-۱۶۶۰) بنیانگذار مکتب اپرای ناپلیتن بود، بیش از ۵۰۰ سونات برای سازهای شستی دار نوشت.
نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XVIII)

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XVIII)

وزیری و مین باشیان متناوباً هر ۵ تا ۷ سال، ریاست مدرسه را به دست می آوردند و برنامه آن را کلاً تغییر می دادند و به این ترتیب تداومی که لازمه هر پیشرفتی است از میان می رفت. از سوی دیگر، بین وزیری و عارف بر سر نوع موسیقی ایرانی درگیری شدید وجود داشت. نک به مقاله عارف «فتوای من» (روزنامه ناهید، شماره پنجم، سال اول، تیرماه ۱۳۰۴) به نقل از باستانی پاریزی، در کتابِ نای هفت بند، چاپ پنجم، تهران، موسسه مطبوعاتی عطائی، ۱۳۶۹، صص ۲۴۴- ۲۴۹). این مقاله هم درگیری های جبهه های تجدد طلبی را نشان می دهد و هم نشان دهنده طرز برخورد غیر اصولی و احساساتی عارف است، که شایسته نقد نیست. عارف در این مقاله می نویسد:
سخنرانی لئوناردو برنشتاین در مورد موسیقی آوانگارد (II)

سخنرانی لئوناردو برنشتاین در مورد موسیقی آوانگارد (II)

خب اینها جملات منفی و ناراحت کننده ای بود. چیزی که آنرا برایم جذاب میکند واقعیات آن نیست، بلکه چیزهایی در آن است که دیگر واقعیت ندارد. در مدت کوتاهی بعد از آن همه چیز تغییر کرد:
افق‌های مبهم گفت‌وگو (IV)

افق‌های مبهم گفت‌وگو (IV)

از چنین راستایی می‌توانیم گفت‌وگو با دیگری فرهنگی را در موسیقی شدنی‌تر بیابیم زیرا آغاز راهش سهل‌تر می‌نماید ( و تنها می‌نماید وگرنه دلیلی نداریم که حقیقتاً باشد). احساس اولیه از دریافت دیگریِ فرهنگ موسیقایی اگر به خودبزرگ‌بینی منجر نشود، همچون طعمه‌ای فریبنده پنجره‌ی گفت‌وگو را می‌گشاید. نخست به این معنا که بدانیم دیگری موسیقایی نیز وجود دارد. بر وجود او آگاه شویم. و سپس خواست فهمیدن او پدید آید. و این خواست مفاهمه چیزی افزون بر آن دارد که پیش‌تر میان دریافت‌کننده و دیگری مؤلف برشمرده شد. اینجا پای «خود» به مفهوم هویت جمعی نیز در میان است.
گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (IX)

گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (IX)

در گفتمان علمی و غیر عامیانه قبل از شروع هر رساله ای اول از آنچه تا به حال رفته و فکر شده و نوشته شده و وضعیت دقیق پیشرفت در مقطع زمانی نوشتن آن رساله گزارش داده می شود، تا روشن شود که نوشته جدید تا چه اندازه به وضعیت موجود چیزی اضافه یا تغییری پیشنهاد می کند؛ از سوی دیگر مؤلفین در مقدمه مدعی هستند که: «تئورهایی که در قرن حاضر برای موسیقی ایرانی نوشته شده اند بیشتر به مبانی نظری موسیقی اروپایی توجه کرده اند تا به پیشینه طولانی مباحث نظری در موسیقی ایرانی – عربی- ترکی» از این رو مؤلفان «احساس ضرورت» نموده اند به تالیف «یک تئوری موسیقی ایرانی… که از دل همین موسیقی برآمده باشد.»