نوربخش: آموزش را امری انعطاف پذیر میدانم

علی نوربخش
علی نوربخش
رابطه معلم شاگرد را با توجه به موارد گفته شده چگونه پیشنهاد میکنید؟
به نظر من برای رسیدن به موفقیت در زمینه آموزش نوازندگی ویولون و یا هر ساز دیگری ما نیازمند به یک نوع نگاه انسانی به این مسئله هستیم؛ هر فرد مجموعه ای است از یک سری قابلیتها و استعدادها و توانایی ها و در عین حال کاستی ها و ضعفها و مشکلات. طبیعی است، وقتی که فردی در سیستم آموزشی خاصی مشغول میشود، استادش باید در همان ابتدا با دقت مسائل آن فرد را مورد بررسی قرار داده و توانایی ها و ضعفهای آن فرد را از همان مراحل ابتدایی آموزش شروع به شناختن کند تا بفهمد این فرد چه نوع توانایی ها و چه نوع مشکلاتی دارد. هر فردی توانایی ها و مشکلاتش با افراد دیگر متفاوت است و هر فرد یک نمونه خاص است و در زمینه آموزش نمیشود ما بیاییم و همه افراد را مثل هم ببینیم.

پس به عقیده من باید از همان ابتدا مسئله آموزش را یک مسئله شراکتی بدانیم، حالا چه شراکتی؟ شراکتی که منجر میشود- یک شراکت دو نفره بین هنرجو و هنر آموز – به تعالی و رشد آن انسان و در واقع هدف را باید تعالی فرد هنرجو بدانیم و این حرکتی است به سمت کمال.

در این شراکت هیچ طرف نباید دچار خودخواهی بشوند و برای پیمودن صحیح این مسیر هر دو طرف باید از خودخواهی دوری کنند. حالا اگر بخواهیم این مسئله را تشریح کنیم، همانطور که گفتم یک معلم باید بین افراد و هنرجوهای مختلفی که دارد تفاوت قائل بشود و آموزش خود را بصورت مورد به مورد، با توجه به توانایی ها و مشکلات آن افراد، قابلیتها و ضعفهایشان انجام دهد و طبعا نباید همه را به یک شکل دید.

من گاهی دیده ام بعضی از معلمها وقتی هنرجوهایی در کلاس دارند، وقتی کار را از همان ابتدا شروع می کنند هیچ نگاه خاصی به هنرجوهای مختلف خود ندارند و مثل یک ماشین، تدریس میکنند و یکسری کتابها و درسها را میزنند و جلو میروند.

در اینجا به نظر من معلم دچار خود خواهی شده و هیچ هدف و آینده خاصی را با توجه به قابلیت ها و ضعفهای هنرجویش در ذهن خود و در ذهن هنر جویش ترسیم نکرده است. البته این مثالی که زدم، مثالی نیست برای همه معلمین زحمت کش و سخت کوشی که در این مملکت یا جاهای دیگر دنیا، مشغول تدریس هستند و طبیعی است که همه را نمیشود به یک حکم کلی ارجاع داد، اما به هر حال این مسئله ایست که من شاهد بوده ام.

در واقع در اینجا به علت دچار شدن معلم به خودخواهی، به شراکتی که هدف تعالی هنرجو را در نظر دارد، لطمه وارد می شود. زیرا از طرفی، تعالی یک هنرجو در آینده در گرو درک صحیح موقعیت کنونی او و شناخت موارد ضعف و قوت وی توسط هنرآموز امکان پذیر است.

اما از طرف دیگر خود هنرجو هم نباید دچار خودخواهی شود و این هم بسیار پیش می آید که در مسیر رشد هنرجو، ما شاهد هستیم که بعضی از هنرجویان متوجه زحماتی که برایشان کشیده میشود و یا حداقل زحماتی که خودشان در جهت یادگیری خودشان انجام میدهند، نیستند. مثلا من خودم خیلی شاهد این مسئله بوده ام که یک هنرجوی با استعداد به دلیل عدم نتیجه گیری از روش آموزش هنر آموزش، میرود پیش هنر آموز دیگری و نتیجه آموزش معلم اول این شده است که این هنرجو در حال حاضر در وضعیت اسفناکی است از لحاظ نوازندگی و او می آید و کارش را با معلم جدید آغاز میکند.

فایل صوتی از مصاحبه :

Audio File قسمتی از گفتگو
حال اینکه چرا این هنرجو در وضعیت مناسبی از نظر نوازندگی نیست، میتواند به دلایل مختلفی باشد، مثل اینکه هنرآموز قبلی او در زمینه آموزش دچار خودخواهی بوده یا اطلاعات کافی از کارش نداشته و یا …؛ حالا این هنرجوی با استعداد می آید و با هنرآموز دیگری کار میکند.

من بسیار دیده ام وقتی چند سال میگذرد از زحماتی که هنرآموز دوم در جهت ارتقای سطح هنرجو می کشد، هنرجو به یکباره به دلیل بوجود آمدن بعضی مشکلات خصوصی و داخلی برایش، درست در مقطعی که نزدیک است به مراحل خوبی در زمینه نوازندگی برسد، آموزش خود را با معلم دوم نیز، قطع میکند. خوب در اینجا هم میبینیم که هنرجو مسبب مشکل و خودخواهی شده است.

بنابراین رابطه معلم شاگرد که از اشتراک بین این دو فرد به طور کاملا مساوی، پیموده میشود بایدبه شکل اشتراکی باشد که منجر به رشد و تعالی هنرجو شود و از اینجاست که من میگویم این مسئله را باید انسانی دید.

ولی کتابهای آموزشی محدود است و معلم جای مانور زیادی ندارد!
آموزش یک مسئله حساس است و باید نکات و موارد مختلفی را در آن مورد توجه قرار داد، مثلا در زمینه آموزش کتب نوازندگی سازها، اساتید مختلف با توجه به نگرش شخصی خودشان می آیند و یکسری از کتب را انتخاب می کنند و به تدریج به هنرجویان می آموزند.

اما نکته ای که در همین زمینه باید به آن توجه داشت این است که خوب این کتابها، دارای دروس مختلفی برای آموزش تکنیکهای نوازندگی ساز هستند، اما این مجموعه کتبی که برای تدریس این ساز استفاده میشوند، یک سری کتب و دروس ثابت هستند؛ حالا اینجا سئوال این است که نقش فرد در این میان کجاست؟ در واقع در اینجا ما باید به بحث قبلی برگردیم که عرض کردم، هر فرد دارای یکسری خصوصیات شخصی از ضعفها و توانایی ها و مشکلات است، طبیعی است که یکسری از این دروس برای بعضی از هنرجویان میتواند کاربرد چندانی نداشته باشد و فرد برای نواختن آنها، دارای مشکلی نباشد ولی از طرفی دیگر هم، بعضی از دروس می توانند تبدیل شوند به یک مشکل عمده، برای فردی که تجصیل نوازندگی می کند و آن فرد نتواند در آن مقطع زمانی و تکنیکی خاص از آنها بگزرد.

پس ما باید در اینجا نقش فرد را با توجه با قابلیت هایش در مواجه با کتابهای ثابت در نظر بگیریم. در واقع این کتاب ها نباید تبدیل به یک چهارچوب صلب و تغییر ناپذیر که وقتی هنرجویان آموزش سازی را شروع می کنند، به هر شکل باید با این کتابها و دروس ثابتشان برخورد کنند و در واقع با یک چهار چوب تغییر ناپذیری که تمام هنرجویان باید مواجه بشوند.

با این روش ما نمیتوانیم نقش فرد را ببینیم و در واقع تاثیر فرد اینجا مشهود نیست. در صورتی که اگر براساس قابلیت افراد ما کار کنیم و تمرکز در مورد ویژگی های شخصی افراد داشته باشیم، ما میتوانیم به یک آموزش مفید تر و سریعتر برسیم. بنابراین من تبدیل کردن کتب منتخب آموزشی اساتید را به شکل یک چهارچوب صلب تغییر ناپذیر که تمام هنرجویان با ویژگی های مختلف، باید با آن برخورد کنند و در آن هضم بشوند را صحیح نمی بینم و آموزش را امری انعطاف پذیر میدانم.

3 دیدگاه

  • baran1361
    ارسال شده در شهریور ۸, ۱۳۸۸ در ۴:۳۰ ب.ظ

    سلام
    ببخشید این کل مصاحبه بود؟!
    در جایی از مصاحبه اشاره شده که برخی از اساتید مثل ماشین با هنرجوهایشان برخورد می کنند اشاره به استاد خاصی است؟

  • ارسال شده در شهریور ۹, ۱۳۸۸ در ۵:۱۹ ب.ظ

    در گفتگو به این موضوع که برخی ازاساتید مثل ماشین با هنرجویان برخورد می کنند اشاره نشده است، با مراجعه مجدد به آن پاراگراف نظر من روشن می شود.

  • ارسال شده در آبان ۱۵, ۱۳۸۸ در ۱۲:۳۹ ب.ظ

    salam aghay noor bakhsh ba arz tabrik be in mabhashaye ke dar saitetoon gharar dadid ye enteghad daram az shoma inke namidoonam chera va baray chi enghdr violon navazio dar EDIT mibini be onvan ye hamkar behtoon ye pishnahad daram ino az zehnetoon pak konid ke violon zadan be edit bale bakhshi az navazandegio angoshtgozary sahih ast ke TAVASOT KHODE SHAGERD DELBEKHAHIE VA MOALEM TA YEHADEYLAZEM AGAR KESI AKADEMYK KAR KONE MOTMANAN KHODESH BERAHATI GAY ANGOSHRO PEIDA MIKONE MASALAN HAMIN OSTADE SHOMA KEMORABI MANAM YE ZAMANI BOODE HANOOZ ARSHE GEREFTAN VA VA KHEILIAZ MASAEEL MUSICALITARO BEHONARJO NAGOFTE MIRE MENDELSSOHN BE HONARJO DARS MIDE KE EDITESHRO BEROKH HONARJO BEKESHE KE CHI? MAGE NIKRAY KOWSAR NABOOD KE RAFT ARMANESTAN BEHESH GOFTAN AZ AVAL CHERA? BARAY IN BOOD KE GOOL EDITO IN CHARANDHARO KHORDE BOOD VA RAFTE BOOD MASALAN CHACCON BACHO ZADE BOOD MAN NAMIKHAM KESIO KHARAB KONAM VALI BAYAD IN FARZIEIE GHALAT KE DAR ZEHN HONARJO MIOFTE RO BAYAD PAK KONI VA KHODETOON KE VIOLONRO BE EDIT MIDOONID BALE MANAM MOVAFEGHAM VALI KHEILI CHIZE PISHEPA OFTADEIE VA MALOOME CHIZAY DIGE VA MOHEMTAR KHEILI KHEILI BISHTAR AZ IN EDIT HAST MESL OSOOLE ARSHE KESHI OSOOLE RELAX GEREFTAN SAZ VA CHEKAR BAYAD KARD KE SEDAY SAZ KHOB VA CONCERTI DAR BIYAD VALI BAZI ASATID TOSHIRAZ KARESHOON BADBAKHT KARDAN BACHEHAY MARDOME KE HAME HAR KATESHON RO OSTADESHOON RAFTE KE BE edit HAMECHIO MIBINAM DAR AKHAR TASHAKOR MIKONAM AZ IN HAME MASAEL KHOOB VA BEDARD BEKHOR KE BEHONARGOYAN AZIZ KOMAKE ZIYADY MIKONE OMIDVARAM KE GESARAT NAKARDE BASHAM MOVAFAGH BASHID.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«داستان وست ساید» با همراهی نوازندگان ایرانی اجرا شد

هنرآموزان موسسه “Bridge of Art” (پل هنر) که از از ۲۴ اگوست وارد کشور اتریش و استان فورالبرگ شده بودند، با رهبری ایوو وارنیتش (رهبر و نوازنده کلارینت اتریشی و مدیر مدرسه موسیقی درنبیرن) آثاری از موسیقی کلاسیک از جمله اثر مشهور لئونارد برنشتاین به نام «داستان وست ساید» را اجرا کردند. در کنار این گروه، هنرجویان دیگری به آموزش نزد استادان کنسرواتوار دولتی فورارل برگ پرداختند.

الیاس: تکنیک های هارمونیکا قابل اجرا روی آکاردئون نیست

جنبه مهم دیگری که شاید موسیقی کلاسیک برای نوازنده‌ها خیلی جالب بوده و خیلی به آن پرداختند این بوده که نوع برخورد با قطعات کلاسیک توسط هارمونیکا می‌تواند خیلی منحصر به‌‌فرد و خاص باشد و می شود از توانایی‌های این ساز در انواع صدادهی‌ها یا افکت‌های مخصوصی که این ساز می‌تواند تولید می کند بهره برد. این تکنیک ها منجر به اجراهای متفاوتی از همان قطعات کلاسیک می شود. ما در هارمونیکا دو مکتب اصلی داریم که گرایش آنها به سمت کلاسیک بوده است. مثلا در آمریکا می‌توانیم مکتب لری ادلر و برادرش و یا جانی پوله و تامی رایل و خیلی‌ کسانی دیگر که می‌توان نام برد… آنها موزیک کلاسیک را از فیلتر‌ هارمونیکا عبور می‌دادند و اجرا می‌کردند.

از روزهای گذشته…

زنان و موسیقی (V)

زنان و موسیقی (V)

در قرن هجدهم نقش زنان در موسیقی پر رنگ تر شد و حتی زنان به آهنگ سازی نیز پرداختند. اما موفقیت آن ها بیشتر در نوازندگی بود تا آهنگ سازی. از بین آهنگ سازان زن این دوره می توان به نام های زیر اشاره کرد:
خبر شوکه کننده برای ویولنیست ها؟! (I)

خبر شوکه کننده برای ویولنیست ها؟! (I)

دو سال پیش مطلبی با عنوان «عدم تشخیص صدای استراد توسط سولیست ها!» در سایت منتشر شد که در آن به نتیجه آزمایشی پرداخته شد که طی آن ویولنیست های شرکت کننده در آزمایش، طی شرایط خاصی به نوازندگی با ویولن های مختلف می پرداختند و پس از آن به پرسش هایی در باره سازی که با آن نواختند پاسخ می دادند که مطلب یاد شده به این پاسخ ها پرداخت. مطلب زیر علاوه بر مرور نتایج این آزمایش، نظرات مخالف و موافق با آن را نیز مرور می کند:
نی و قابلیت های آن (XIII)

نی و قابلیت های آن (XIII)

در چند قسمت در مورد محدوده های صوتی و شیوۀ انگشت گذاری ساز نی صحبت کردیم و در ادامه به بررسی برخی ویژگی های اجرایی ساز نی در تکنوازی، همنوازی و گروهنوازی می پردازیم. همانطور که ذکر شد نی از لحاظ تنوع صدایی و تولید صداهای متفاوت دارای قابلیت های بسیار برای یک آهنگساز بوده و آهنگسازانی که از فواصل اجرایی ساز نی و قابلیت های آن آگاهی کامل داشته باشند میتوانند از آنها به بهترین نحو و در حالات متفاوت استفاده نمایند برای مثال صداهای بم نرم و بم معمولی نی دارای دو شخصیت کاملا متضاد هستند، به نحوی که حتی می توان چنین تصور نمود که این دو نوع صوت از دو ساز متفاوت تولید می شوند.
کنسرت ارکستر مجلسی تهران سینفونیا

کنسرت ارکستر مجلسی تهران سینفونیا

ارکستر مجلسی تهران سینفونیا به شکل ارکستری زهی به رهبری مهدی قاسمی در روزهای ۳۰ و ۳۱ تیرماه ۱۳۹۰ در فرهنگسرای نیاوران به روی صحنه میرود. مهدی قاسمی که بیشتر به عنوان رهبر گروه کر به اجرای برنامه میپرداخته، در این کنسرت بعد از سالها اجرا به همراه کر، با رهبری ارکستر زهی بدون کر به روی سن میرود. پیش از این قاسمی در اوایل ده هشتاد با اجرای چهارفصل ویوالدی با ارکستر زهی در فرهنگسرای ارسباران به اجرا پرداخته بود.
قانون، سازی زنانه؟!

قانون، سازی زنانه؟!

در فرهنگ موسیقی جهانی سازهایی هستند که به صورت سنتی متعلق به جنسیتی خاص تلقی می شده است؛ در این باره مقالاتی نیز در سایت زنان موسیقی به انتشار رسیده ولی اینکه تا چه حد دلایل این انتخاب ها منطقی و علمی بوده، جای بحث مفصل وجود دارد. مجموعه ای از سازهای بادی به دلیل این که گمان می رود، -به اصطلاح- نیاز به نفس زیاد دارند و تصور عامه چنین است که نوازندگان مرد، از نظر تنفس به بانوان برتری دارند، بیشتر در انحصار مردان درآمده ولی ساز هارپ زنانه تلقی می شود، چراکه گمان عامه چنین است که بانوان از اجرای نوانس ها و تکنیک های ظریف آن به دلیل برخورداری از انگشتانی ظریف تر، بهتر بر می آیند.
هنر و انقباض ایدوئولوژیک (V)

هنر و انقباض ایدوئولوژیک (V)

در مقابل این وضع، آن بخش از سیاست که به پلورالیسم متکّی ست، در وضع پیچیده یی قرار می گیرد. سیاست که در جریان جدال های درونی خود برای رادیکالیزه شدن قدرت در مقابل نیروهای مدرَسی موضع گرفت و نظامات مدرسی ـ آموزشی را به دلایل گرایش به غرب یا ضدّ دینی بودن از هم پاشاند، ناگهان می بیند که ظرفیّت های بازمانده ناتوان از تدارک قدرت برای اویند.
رضا ضیائی

رضا ضیائی

متولد ۱۳۵۴ Maestro liutaio (master violinmaker) Approved by professional master violinmaker in Italy-Cremona Making: violin-viola-cello-bass Classic & baroque instruments Copy of original instruments Repair and restoration of fine instruments Workshop for violinmaking (training) نماینده اختصاصی “Cremona books & violins” از ایتالیا نمایندگی فروش و عرضه کلیه محصولات اورجینال از کمپانی آلمان GEWA music (CERTIFICATE OF…
ادامهٔ مطلب »
بهترین نقطه برای قرار دادن پیانو در خانه کجاست؟

بهترین نقطه برای قرار دادن پیانو در خانه کجاست؟

برای اینکه بهترن نقطه برای قرار دادن پیانو را در خانه پیدا کنید، لازم است بدانید که کجا نباید این ساز را بگذارید. در این مطلب شما را راهنمایی می کنیم تا یک جای کاملاً مناسب برای پیانو خود پیدا کنید.
با هم به راه افتادیم، بی او برگشتیم (II)

با هم به راه افتادیم، بی او برگشتیم (II)

وقتی از گورستان ظهیرالدوله بیرون می‌آمدیم، ساعت نزدیک به دو ساعت از ظهر گذشته بود. بازگشت ما دو تفاوت عمده با رهسپاری‌مان به‌سوی گورستان داشت. اول اینکه، بازگشت‌مان برخلاف رفتن که جماعت در جمع بودند، بسیار پراکنده بود. دوم اینکه، در رهسپاری‌مان از خانه‌اش با او بودیم و اینک در بازگشت، بدون او. همه‌ی ما به او فکر می‌کردیم و به هنر و دانشش که در لابلای خاک، پیچیده ماند.
گفتگو با گیل شاهام (III)

گفتگو با گیل شاهام (III)

صحبتهایی که با افراد Deutsche Grammophon پیش میومد اینگونه بود: “اینها ایده های ماست، ما یک فهرست داریم که باید اجرا بشه، این کاریه که می خواهیم انجام بدیم”. و این واقعاُ خلاف چیزی بود که من می خواستم. الان نزدیک ۱۰ سال من با اونها کار میکنم و واقعا فکر میکنم میتونم پیشنهاد بدم و راجب پروژه صحبت کنم.