نگاهی گذرا به زندگی راخمانینوف

Sergei Vasilievich Rachmaninoff  1873-1943
Sergei Vasilievich Rachmaninoff 1873-1943
می توان گفت در موسیقی افکار چایکفسکی (Tchaikovsky) را دنبال می کرد و با وجود اینکه زندگی مرفهی در قرن بیستم بدست آورد، جزو موسیقیدانان محافظه کار و سنت گرا بود. علاقه بسیاری به موسیقی شوئنبرگ (Schoenberg) و استراوینسکی (Stravinsky) داشت، گوش دادن به کارهای آنها وی را از دنیای رومانتیک بیرون می آورد. در اول آوریل ۱۸۷۳ در اسمیونوو (Semyonove) در روسیه متولد شد، دروس موسیقی را در کنسرواتوآرهای مسکو و سنت پترزبورگ طی کرد و در تمام مراحل جزو شاگران ممتاز بود. خیلی زود توانست عنوان آهنگساز، رهبر و یک نوازنده جوان را برای خود تهیه کند.

قد بلند راخمانینوف باعث شده بود تا علاوه بر آوازه موسیقایی اش، زبانزد عام و خاص باشد. فردی سالم بود و آنها که از نزدیک وی را می شناختند معتقد بودند که که همواره شاد و سرحال بود و از غذای خوب و سالم استفاده می کرده.

Audio File راپسودی روی تم پاگانینی

علاقه بسیاری به گشت و گذار در اطراف و حاشیه شهر محل زندگی خود یعنی ایوانوکا (Ivanovka) در جنوب شرقی مسکو داشت. برای مدت زیادی او پدر و همسر فداکار خود را در مسکو رها کرد و با قایقی که تهیه کرده بود در دریاچه نزدیک منزل خود در سوئیس قایق سواری هم می کرد. هرچند همواره مراقب بود که همسرش از این موضوع مطلع نشود، او به دوستان خود سپرده بود که مبادا در این رابطه با همسرش صحبتی بکنند.

باوجود آنکه یک نوازنده تمام عیار پیانو بود اما کارهای موسیقی اش را هم برای پیانو بود و هم برای ارکستر تصنیف می کرد. بخش زیادی از شهرت نوازندگی رخمانینوف مدیون دستهای بزرگ و انگشتان بلند او بود، بگونه ای که توانایی او در کشش انگشتان روی کلاویه های پیانو در کمتر پیانیستی وجود داشت. بسیاری از کارهای پیانویی او مخصوص خودش تنظیم شده است و کمتر نوازنده ای می تواند دقیقآ نسخه های اصل کارهایش را اجرا کند.

آکوردهای پیچیده و سریع رانهای (Run) درخشان و پرشتاب بالا و پایین رونده از خصوصیات بارز کارهای پیانویی اوست که اجرای آنها توانایی های فیزیکی خاصی را می طلبد. همه این خصیصه ها باعث می شود که او در میان مصنفان موسیقی جایگاه خاصی داشته باشد.

شاید بتوان گفت که شهرت یکشبه بدست آورد و آن هنگامی بود که در سن ۱۹ سالگی پرلود در #C مینور را نوشت. این قطعه علاوه بر شهرتی که بدست آورد، خصوصیات روحی موسیقی او را بوضوح به نمایش گذارد. کمی تیره، غم انگیز، مالیخولیایی و حاوی درد و غم نوستالژیک.

Audio File قسمتی از پیانو کنسرت شماره ۳

اولین سمفونی او در سال ۱۸۹۷ اجرا شد که از نظر او یک فاجعه بود و برای مدتها وی را در حالت افسردگی قرار داد. پس از آن نه تنها تا سه سال هیچ موسیقی ای تصنیف نکرد بلکه در مسکو تحت نظر چند روانپزشک به درمان خود پرداخت. درمان موفقیت آمیز بود و او توانست بالآخره اعتماد به نفس خود را پیدا کند. نتیجه آن چیزی نبود جز پیانو کنسرت شماره دو که در ابتدای قرن بیستم آنرا تهیه کرد و آنرا به دکتر روانپزشک خود یعنی داهل (Dahl) تقدیم کرد.

وی از سال ۱۹۰۴ تا ۱۹۰۶ رهبر اپرای بلشوی (Bolshoi) مسکو بود. انقلاب شکست خورده روسیه در سال ژانویه ۱۹۰۵ رخ داد، درست هنگامی که او رهبری اپرای بلشوی را بر عهده داشت و او مجبور بود تا افراد تیم را در حالی که برخی طرفدار انقلاب بودند و برخی موافق رژیم کنونی بعهده داشته باشد. کار بسیار سختی بود و در نهایت تصمیم گرفت که آنجا را ترک کند و در اوایل سال ۱۹۰۶ تمام تعهدات موسیقی خود به روسیه را رها کرد و با خانواده خود به آلمان مهاجرت کرد.

راخمانینوف در سال ۱۹۰۹ سفری به آمریکا داشت و طی آن از اغلب شهرهای آمریکا بازدید کرد. در همین سالها بود که پیانو کنسرت شماره ۳ خود را تهیه کرد. مقامات آمریکا با او برخورد مشابهی همانند اغلب موسیقیدانان و دانشمندان روسی انجام دادند و از او خواستند که در آمریکا بماند. اما او تصمیم گرفت که برای چند سالی دو باره به مسکو بازگردد.

او قسمتی از بهترین کارهای خود را در سن ۴۴ سالگی تهیه کرد اما این دوره موفق زندگانی با وقوع انقلاب سال ۱۹۱۷ بلشویک ها مختل شد. چرا که مجبور شد با همسر و دو دختر خود به خارج از روسیه مهاجرت دائم نماید.

ابتدا به عنوان نوازنده پیانو در اروپا و آمریکا فعالیت می کرد، خوشبختانه توانایی بارز او در نوازندگی برای او شهرت بسیاری کسب کرد. اما از طرف دیگر زندگی در غربت و غم دوری از روسیه برایش قابل تحمل نبود بگونه ای که احساس خاصی در نوازندگی و کارهای بعدی او بوجود آورد.

Audio File دوئت پیانو و ویلن از راخمانینوف با اجرای هایفتز

راخمانینوف در نهایت منزل دائم خود را در تپه های بورلی (Beverly) آمریکا بنا نهاد و در ۲۸ مارچ ۱۹۴۳ از دنیا رفت.

«نغمه های گمشده» به انتشار رسید

«نغمه های گمشده» مجموعه ۱۸ قطعه برای گیتار کلاسیک شامل ۱۴ اثر سولو و چهار قطعه کوارتت است که با همکاری پیمان شیرالی نوازنده و آهنگساز ایرانی و آسونتو جیاسکو نوازنده و آهنگساز ایتالیایی تهیه شده است.

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (IV)

غیر از یک نفر از تنظیم‌کننده‌های جوان که پاسخ برخی از پرسش‌های ذهنی من را داشت و اتفاقاً چون ارتباط خوبی با یکی از آهنگ‌سازان پیشکسوت و هم‌زمان با واروژان دارد، پیشنهاد کرد که برای رسیدن به بهترین اطلاعات باید به آهنگ‌سازان پیشکسوت و هم‌دوره‌ی واروژان مراجعه کنم؛ ولی چون مطمئن بودم در این شماره‌ی ماهنامه‌ی هنر موسیقی حتماً همکاران نویسنده سراغ استادانی چون «ناصر چشم‌آذر» خواهند رفت و ممکن است مطلب من دچار معضل دوباره‌کاری و موازی‌کاری با مطلب نویسنده‌ای دیگر شود، از این کار پرهیز کردم.

از روزهای گذشته…

زبیگنف پرایزنر، آهنگساز افسانه ای فیلم

زبیگنف پرایزنر، آهنگساز افسانه ای فیلم

زبیگنف پرایزنر (Zbigniew Preisner) در ۲۹ مارس ۱۹۵۵ در لهستان بدنیا آمد. شاید مهمترین عامل شهرت وی ساخت موسیقی فیلم برای کارگردان شهیر دنیای سینما کیشلوفسکی بود که توانست وی را به دنیا معرفی نماید هر چند موسیقی جادویی ساخته شده توسط پرایسنر بقدری زیبا بود که یکی از عوامل بسیار تاثیر گذار بر آثاری چون سه گانه های کیشلوفسکی و دیگر آثار این فیلمساز فقید بود.
نگاهی به موسیقی رمانتیک، پیانو

نگاهی به موسیقی رمانتیک، پیانو

قرن نوزدهم قرن پیشرفت در موسیقی پیانو بود. بخصوص که پیانو از لحاظ تکنولوژی ساخت پیشرفت کرده بود و از صدایی غنی و وسعت صوتی گسترده تری برخوردار شده بود.
مرگ کریستف پندرسکی، آهنگساز بزرگ لهستانی (I)

مرگ کریستف پندرسکی، آهنگساز بزرگ لهستانی (I)

کریستف پندرسکی، یکی از مهمترین آهنگسازان جهان، روز یکشنبه ۲۹ مارس ۲۰۲۰ (برابر با ۱۰ فروردین ماه ۱۳۹۹) در سن ۸۶ سالگی در زادگاهش، شهر کراکوف، پس از تحمل یک دوره بیماری طولانی، درگذشت.
یادداشتی بر آلبوم «رخت بنما»

یادداشتی بر آلبوم «رخت بنما»

«صوفی» از دقیق‌ترین نام‌هایی‌ست که تاکنون برای یک آلبوم موسیقی انتخاب شده است. برای شرح این مدعا باید کمی به عقب برگردیم. سال ۱۳۷۹ آلبومی منتشر شد با نام «مستانه» به خوانندگی علیرضا افتخاری و سه‌تار جلال ذوالفنون که تا امروز به لطف رسانه‌ی ملی زیاد شنیده شده است. همه‌ی تصنیف‌های آلبوم -به جز یک مورد- شش‌‌وهشت‌های مستانه‌ای بودند، هر کدام روی غزلی. هر تصنیف از درآمد یک دستگاه شروع و با دم دستی‌ترین ملودی‌ها بالا و پایین می‌شد و با چاشنیِ الحان و اطوار آشنای خواننده‌ی آلبوم نیز همراه بود. چه ایرادی دارد؟
موسیقی وزیری (I)

موسیقی وزیری (I)

مطلبی که پیش رو دارید سندی است مربوط به ۸۶ سال پیش که نظر یکی از بینندگان کنسرت وزیری را در اولین سالهای اجرای موسیقی ارکسترال در ایران نشان می دهد. این نوشته در مجله «آینده» در سال ۱۳۰۴ به قلم شخصی به نام دشتی (نام کوچک قید نشده است) نوشته شده است که خواندن آن برای شناخت اوضاع موسیقی در آن دوره خالی از لطف نیست؛ لازم به یاد آوری است که عده زیادی هم خطابه های تندی در رد موسیقی ونگاه وزیری در همان دوره نوشته اند و حتی با صفت هایی مانند «گوش خراش» از اجرای ارکستری او یاد کرده اند؛ هرچند جدا از کیفیت اثر نوشته شده توسط وزیری، نباید فراموش کرد که بیشتر نوازندگان ارکستر اولین تجربیات اجرای صحنه خود را پشت سر میگذاشته اند. (سردبیر)
بنیان گذار پینک فلوید در گذشت

بنیان گذار پینک فلوید در گذشت

سید برت (Syd Barrett) گیتاریست و بنیانگذار گروه پینک فلوید که بعدها گروه و موسیقی را کنار گذاشته تصمیم گرفت زندگی را در آرامش و انزوا سپری کند در سن شصت سالگی زندگی را بدرود گفت.
نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (IV)

نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (IV)

پیش از انقلاب، زمانی که حسین دهلوی در مسند رهبری ارکستر قرار داشت، «شوشتری برای ویولون و ارکستر» بارها به روی صحنه رفت که بعضی از این کنسرتها با سولیست های معتبر آن زمان مثل رحمت الله بدیعی و شجاع الدین لشکرلو و بعضی دیگر با هنرجویان هنرستان موسیقی ملی که در رشته ویولون تحصیل میکردند به اجرا رسید.
یادداشتی بر موسیقی فیلم آرایش غلیظ (IV)

یادداشتی بر موسیقی فیلم آرایش غلیظ (IV)

باز هم یادآور می شوم سخن من دال بر کژتابی شعر مولانا نیست بلکه مقوله تلفیق شعر و موسیقی مد نظر است. برای چنین فضای جدیدی (جدید از جهت نوع سنخیت با آواز ایرانی) که در ارکستراسیون اثر جاری است، بدون شک شعر بسیار مناسبتری هم می شد یافت. می دانیم که موسیقی و کلام در دو فضای متقاوت سیر می کنند و همچنین می دانیم که وزن شعر “مستفعلتن مستفعلتن” است که با تاکیدهایی که روی واژه “دل” صورت گرفته است، وزن به شدت دچار دگرگونی شده و در واقع رشته کلام هم از وزن گسسته شده است.
برداشتی شاعرانه از کنسرتو ویولون اپوس ۶۱ بتهوون

برداشتی شاعرانه از کنسرتو ویولون اپوس ۶۱ بتهوون

ابدا قصد ندارم که تفسیری فنی بر این اثر بنویسم. چرا که عظمت این اثر بر هیچ کس پوشیده نیست. از آن گذشته نه جسارتش را دارم نه بضاعتش. اما این اثر چنان بر آشفته ام می کند که می خواهم احساس روحی خود را که بسیار شاعرانه است را بیان کنم.
همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (X)

همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (X)

مقایسه‌ی کوتاهی با شرح وی بر موثر؛ «[…] چیزی است که در خمیره و سرشت انسان نفوذ کند و در آن نشانی از خود باقی بگذارد» (ص ۸۲) این سوال را به ذهن می‌آورد که تفاوت موثر و مطبوع چیست. چون گویا در هر دو مورد اثر گذاشتن وجود دارد. شاید تنها تفاوت «نفوذ کردن باشد» که دقیقاً معلوم نیست به چه معنی به کار رفته.