ماریا آندرسون، صدای نژاد سیاه (II)

ماریا آندرسون (1993-1897)
ماریا آندرسون (1993-1897)
ماریان آندرسون در سال ۱۹۳۰ اولین کنسرت اروپای خود را در تالار ویگمور (Wigmore Hall) لندن اجرا کرد که با موفقیت فراوانی روبرو شد. دهه های اولیه ۱۹۳۰ را در سفرهایی به سرتاسر اروپا سپری کرد، جایی که با تبعیض نژادی شدیدی که در آمریکا تجربه کرده بود، مواجه نشد. در تابستان ۱۹۳۰ به اسکاندیناوی رفت و پیانیست فنلاندی کوستی فهانن (Kosti Vehanen) را ملاقات کرد، شخصی که از آن پس همراه همیشگی و استاد خوانندگی وی برای سالهای متمادی شد.

آندرسون همچنین از طریق فهانن، با سیبلیوس (Jean Sibelius) آشنا شد. پس از آنکه سیبلیوس صدای آندرسون را در کنسرتی در هیلسنکی شنید، عمیقا تحت تاثیر اجرای او قرار گرفت و آنان را به منزل خود دعوت کرد و از همسرش خواست در اتاقی که مخصوص نوشیدن قهوه سنتی بود به افتخار حضور آندرسون شامپاین باز کند.

سیبلیوس به آندرسون پیشنهاد داد که با توانایی که او داد می تواند به روح “نوردیک” (سمبلی وابسته به نژاد مردی قدبلند و سر دراز اسکاندیناوی – Nordic) رسوخ کند. دوستی سریع آنان با کار حرفه ایشان شکوفا شد، برای سالهای بسیار، سیبلیوس آهنگهای فراوانی مخصوص آندرسون ساخت تا او اجرا کند، به ویژه آهنگی جدید به نام “تنهایی” (Solitude) را در سال ۱۹۳۹ به آندرسون تقدیم کرد که این قطعه را برای اجرا در ارکستر تنظیم کرد و در اصل از قطعه “دختر یهودی” ساخته خودش در سال ۱۹۰۶ که موسیقی ضمنی (incidental music) بود، اقتباس نمود.

audio file بشنوید قسمتی از “Hard Trials” را با صدای ماریا آندرسون

در سال ۱۹۳۴ سول هاروک (Sol Hurok)؛ مدیر و برنامه ریز کنسرتها، به آندرسون پیشنهاد قرارداد بهتری را داد از آنچه آرتور جادسون با او بسته بود. هاروک از آن پس برنامه ریز دائم کنسرتهای آندرسون شد و تنها او بود که توانست آندرسون برای بازگشت به آمریکا و اجرا در آنجا متقاعد کند. در سال ۱۹۳۵ برای اولین بار در رسیتالی در تالار شهر نیویورک حضور یافت که مورد توجه منتقدین موسیقی قرار گرفت. پس از آن به مدت چهار سال در سرتاسر اروپا و آمریکا به اجرای کنسرت پرداخت.

با آنکه در این زمان بسیاری از اپراها به وی پیشنهاد ایفای نقش را داده بودند اما او به دلیل آنکه اعتقاد داشت تجربه محدودی در اپرا دارد، از قبول آنان امتناع کرد، گرچه وی چندین اپرا اجرا کرده است که ضبط این آثار جز پرفروش ترین آلبومهای اپرا می باشند.

به همراه سرپرستش فهانن، به روسیه و اروپای شرقی سفر کرد و مجدد به اسکاندیناوی بازگشت، جایی که در شهرها و روستاهای کوچک آن، “تب ماریان” همه را در بر گرفته بود و هزاران مشتاق و طرفدار موسیقی آندرسون منتظر بازگشتش بودند. ماریان خیلی زود، به خواننده مورد علاقه بسیاری از رهبران بزرگ ارکسترهای اروپا بدل شد. در سفر سال ۱۹۳۵ به شهر سالزبورگ، رهبر مشهور ارکستر، آرتور توسکانینی (Arturo Toscanini) به آندرسون گفت: “شما دارای صدایی هستید که در طول ۱۰۰ سال تنها یک بار شنیده می شود!” او می دانست صدای غنی آندرسون هیچ راهی برای شکست خوردن ندارد. از اواخر دهه ۱۹۳۰ آندرسون سالانه ۷۰ رسیتال را در آمریکا اجرا می کرد.

audio file بشنوید قسمتی از “If He Change My Name” را با صدای ماریا آندرسون

اگرچه در آن زمان کاملا معروف شده بود با این حال متاسفانه همچنان تبعیضهایی که در گذشته به عنوان یک خواننده سیه چرده با آن روبر شده بود ادامه داشت. در سفرهایش در سرتاسر آمریکا اجازه نداشت در هر هتلی که بخواهد اقامت کند و در بسیاری رستورانها اجازه ورود نداشت. در سال ۱۹۳۹ “انجمن زنان آمریکا” واقع در واشنگتون به آندرسون مجوز اجرا در تالار قاون اساسی–کانستتوشن هال (Constitution Hall) را ندادند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (X)

فرض کنید از این ۴۰۹۶ مجموعه در طی تقریبا چهارصد سال گذشته هر سال تنها از ۲۰ مجموعه مختلف استفاده شده است. این می‌شود ۸۰۰۰ مجموعه (۴۰۰*۲۰)؛ یعنی ۴۰۰۰ تا بالاتر از گنجایش سیستم. حال به‌طور فرضی سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هر سال ۱۵ مجموعه مختلف استفاده شده. این می‌شود ۶۰۰۰ مجموعه یعنی ۲۰۰۰ مجموعه بالا تر از گنجایش سیستم. باز سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هرسال از ۱۴ مجموعه مختلف استفاده شده. این می شود ۵۶۰۰ مجموعه.

نگاهی به غلبه موسیقی پاپ بر موسیقی کلاسیک در کنسرت «ارکستر سازهای ملیِ» جدید

به یاد می آورم پس از اولین کنسرت ارکستر سمفونیک تهران با عنوان جدید «ارکستر سمفونیک ملی ایران»، غوغایی در جامعه موسیقی به پا شده بود و طرفداران طرح علی رهبری (که تعطیلی ارکستر ملی و ادغام آن با ارکستر سمفونیک تهران و تغییر نام این ارکستر بود) و فرهاد فخرالدینی (که خواستار تشکیل ارکستری مجزا از ارکستر سمفونیک تهران به مانند سالهای گذشته با عنوان ارکستر ملی بود) در مقابل هم صف کشی کرده بودند؛ در نهایت برنده این بحث رهبر سابق ارکستر ملی فرهاد فخرالدینی بود و به سرعت طی برگزاری جلسه ای، ارکستر ملی تقریبا با همان ترتیب سابق شکل گرفت البته با این تفاوت که قرار شد با دعوت از رهبران میهمان، وضعیت تک بعدی ارکستر ملی که به شدت تحت تاثیر موسیقی سبک ارکسترال ایرانی بود تعدیل یابد. *

از روزهای گذشته…

جوانا فلاتا

جوانا فلاتا

شاید برای همه دیدن ارکستر با رهبری یک زن امری بسیار عجیب و غیر معمول تلقی شود و چه بسا نیز در دنیای موسیقی رهبری ارکستر را امری مردانه تلقی کرده اند . اما جوانا فلاتا ثابت نمود که نه تنها در عرصه نوازندگی مهارت دارد بلکه در رهبری ارکستر نیز رهبری مقتدرو بسیار معتبر میباشد و ثابت نمود که رهبری فارغ ار تفکرات سنتی امریست که بیشتر بر اساس توانایی های هر فرد قدرت میگیرد نه صرفا نگاهی جنسیتی که در این امر حاکم بود.
“مثل رولینگ استون”

“مثل رولینگ استون”

باب دیلن درژوئن ۱۹۶۵ پس از نوشتن و ضبط بهترین آهنگ زندگی خود می گوید : “بالاخره آنرا نوشتم، موفق شدم، کار چندان مشکلی هم نبود”. درباره ترانه Like a Rolling Stone هیچ توصیفی بهتر از اجرای متحول کننده مرد جوان خالق این آهنگ که بیست و چهار سال بیشتر نداشت، نبوده و نیست.
مشاهدات موسیقی شناس آلمانی از موسیقی ایران (III)

مشاهدات موسیقی شناس آلمانی از موسیقی ایران (III)

با این همه، بستگی شرقیها را به سنت‏ها نمی ‏توان با موازین‏ اروپائی سنجید. امروز دوتار که سازی ایرانی است و در شمال شرقی و منطقه افغانستان نواخته می ‏شود با سیم‏های‏ نایلونی بسته می‏ شود. یک نوازنده فقیر از این تارها استفاده‏ می ‏کند زیرا تارهای زهی اگر چه بیشتر دوام می‏ کند گرانتر است. یک مثال بارز دیگر: در شیراز یک گروه ده نفری‏ از رادیو کابل یعنی «ارکستر رادیو کابل» کنسرت می‏ داد. جالب بود که از یک طرف آنها سنت های ملی خود را در موسیقی ارائه می‏ کردند، اما از جانب دیگر به تقلیدهای‏ نازیبا دست می‏ زدند. افغانستان در زمان قدیم با ایران یک‏ دولت داشت.
گفتگو با علی صمدپور (VII)

گفتگو با علی صمدپور (VII)

بله نشان هم می‌دادم. با چند چیز دیگر هم مشکل داشتم. یکی مخاطب زیاد داشتن بود. اساساً موسیقی ما با این سازگاری ندارد. نقص معماری موسیقی قرار نیست با اسپیکرهای بزرگ رفع شود. ما نه سازهایمان را درست کردیم نه معماری‌مان را. رفته‌ایم سراغ آمپلی‌فایر: این هم مثل همان قوانین ارشاد است، دیگران برای‌مان دانه‌دانه همه‌چیز را می‌سازند: هرآنکس که دندان دهد نان دهد! شما یک کوارتت زهی را می‌شنوید در کلیسا بی هیچ میکروفونی. اما اینجا می‌روید کنسرت تک‌نوازی سه‌تار. سه‌هزار نفر هم شنونده دارد. یکی در بالکن پنجم نشسته گوش می‌کند. و یک انسان ۱ در ۲ سانت می‌بیند که برای شنیدن سازش و هیس هیس کردن برای ساکت کردن شنوندگان بی‌حوصله‌ی اطرافش احتیاج به یک دوربین شکاری و یک عصا از چوب گیلاس هست: خوب برو خانه موسیقی را با خیال راحت گوش کن.
موسیقی یا مُسکِن؟! (I)

موسیقی یا مُسکِن؟! (I)

موسیقی بخش مهمی از ناخودآگاه ذهن ماست. برای هر کدام از ما، بارها پیش آمده که بدون آنکه دقت کنیم یا آگاهانه خواسته باشیم به زمزمه ترانه، آواز یا آهنگی که علاقه داریم پرداخته ایم. گاهی از مرور یا زمزمه موسیقی در ذهن مان واکنش های دفاعی در برابر ترس، دلهره، یا دیگر احساسات منفی ساخته ایم و برای پرت کردن حواسمان از رخدادهای نا مطلوب پیرامون خود به موسیقی روی آورده ایم. مطلب زیر ترجمه ای است از مقاله ای که به طور خلاصه به بررسی نتایج پژوهش های مختلفی که در زمینه نقش موسیقی در تسکین درد انجام شده است می پردازد. (محبوبه خلوتی)
«لحظه های بی زمان» (I)

«لحظه های بی زمان» (I)

«لحظه های بی زمان» نام آلبومی است که به تازگی منتشر شده است با دو نام آشنا و کم آشنا! منوچهر صهبایی رهبر و ابوایست با سابقه که در کارنامه خود ضبط چندین اثر سمفونیک ایرانی از ساخته های بزرگان رشته آهنگسازی ایران را دارد و دیگری روزبه تابنده، آهنگساز. اینکه چطور منوچهر صهبایی با حساسیت هایی که در مورد آهنگسازی دارد، تن به ضبط اثری از آهنگسازی جوان داده سئوالی است که در اولین لحظات شنیدن این آلبوم به پاسخ آن میرسیم.
ویلنسل (VIII)

ویلنسل (VIII)

گلیساندو افکت اجرایی است که بوسیله سراندن انگشت به بالا و پایین گریف، بدون رها کردن سیم اجرا می شود. این حرکت باعث می شود ارتفاع صدا به نرمی و بدون بریدگی و تغییرات پله پله، بالا و پایین برود.
دیزی گیلیسپی و جز مدرن (II)

دیزی گیلیسپی و جز مدرن (II)

در سال ۱۹۴۵ دیزی گروه بزرگ اکستین را به منظور نواختن در گروههای کوچکتر ترک نمود. این نوع گروهها که معمولا بیش از پنج نوازنده نیستند؛ ترومپت، پیانو، ساکسیفون، باس و درام. بی‌باپ به عنوان اولین سبک مدرن موسیقی جاز شناخته شده، اگرچه این نوع موسیقی در ابتدا محبوب نبوده و به اندازه سبک سوئینگ (swing) در موسیقی جاز مورد توجه قرار نگرفت.
چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (XI)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (XI)

مسئله ی دیگر که آدرنو آن را در نظر نگرفته است قابلیت بالقوه ی موسیقی عامه پسند از لحاظ اقتصادی است. با تعداد انگشت شماری از نوازنده و یک خواننده، موسیقی عامه پسند این قابلیت را داشت که در مدت زمان محدودی موسیقی تولید کند. طبیعی است که در وهله ی نخست سرمایه گذارانِ صنعت موسیقی به این گروه ها تمایل داشته باشند تا یک ارکستر سمفونیک که مالر آهنگساز آن است! زیرا آنها بیشتر از هر چیز به نفع تجاری خود فکر می کردند. اگر شوئنبرگ و مالر و وبرن و… تبدیل به موسیقی روز می شدند تمامِ شهر را باید سالن های کنسرت و استدیوهایی با جعبه های صد و چند نفره می ساختند اما یک گرامافون برای شنونده و یک استدیوِ زیرزمینی برای تولید موسیقی جَز کافی بود!
چند کلام در رابطه با مصاحبه احمدرضا احمدی (I)

چند کلام در رابطه با مصاحبه احمدرضا احمدی (I)


مطلبی که در ادامه میخوانید، یادداشتی است در واکنش به برخی صحبت های مطرح شده در مصاحبه ی سایت «سازباز» با احمدرضا احمدی. طبق رسم مالوف، از مسئولان سایت درخواست انتشار یادداشت خود در رابطه با این مصاحبه در خود ِ سایت سازباز شدم و پس از موافقت آنها با ارسال این نوشته، یادداشت نگاشته شد. با این حال، پس از ارسال مطلب به مسئولان سایت و دریافت نکردن پاسخی مبنی بر انتشار یا عدم انتشار این یادداشت در آن وب سایت پس از هشت روز (برخلاف رویه ی پیشین پاسخگویی مسئولان سایت)، آن را به هارمونی تاک سپردم.