آروین صداقت کیش، کارگاهی با عنوان «آموزش نقد موسیقی» برگزار می‌کند

آروین صداقت‌کیش (منتقد و پژوهشگر موسیقى) از هفته اول آبان در خانه موسیقی، کارگاهی با عنوان «آموزش نقد موسیقی» برگزار می‌کند. او پیش‌تر در سال ۹۱-۹۲ کارگاه دیگری با عنوان تقریبا مشابه (آشنایی با نقد موسیقی) برگزار کرده بود که گزارشی از جلسات آن بر روی همین وب سایت به طور کامل به انتشار رسیده است و این بار ضمن به‌روز کردن محتوای آن‌چه می‌آموزد بر مسائل ملموس و عملی نقد موسیقی بیشتر تمرکز کرده است. در ادامه مصاحبه ای از نرگس کیانی خبرنگار سایت خبری ایلنا را که در این خبرگزاری هم منتشر شده است می خوانید:
ضرورت یا لزوم برگزاری دور دوم کارگاه آموزش نقد موسیقی را در چه می‌بینید؟
اولین پاسخ به این که چرا دوره دوم «مورد نیاز» است؛ ضرورت تداوم آموزش است. شما هیچ گاه از خود نمی‌پرسید چرا مدرسان تار به صورت مداوم هنرجو می‌گیرند؟! تا به حال چنین سوالی از خود پرسیده‌اید؟! نه! چرا؟! چون آن را یک آموزش مداوم تلقی می‌کنید و معتقدید لازم است که مدام آموزش داده شود و جامعه‌ای داریم که موسیقی درش وجود دارد پس نوازنده تار هم برایش لازم است. بنابراین طبیعی است که عده‌ای مدام به آموزش نواختن تار بپردازند.

اما در مورد کارگاه آموزش نقد موسیقی به دلیل این که عنوان، خاص است و چندان شنیده نشده است این سوال پیش می‌آید که چرا مجددا لازم است آموزش داده شود؟! اولین پاسخ همان است که اشاره کردم؛ چون ما نیازمند تداوم آموزش هستیم. چرا ما نیازمند تداوم آموزش هستیم؟! چون این حوزه رو به گسترش است. اگر شما نگاهی تاریخی به حدفاصلِ ۱۰ سال پیش تاکنون بیندازید و تعداد افرادی را که امروز در این حوزه می‌نویسند بشمارید، فارغ از کیفیت، می‌بینید که گسترش بسیار زیادی پیدا کرده است. برخلاف تصور، از ۱۰ سال پیش تاکنون، فرضا تعداد نوازندگان سازها دچار تغییری انفجاری نشده اما این حوزه از لحاظ تعداد، دچار تغییراتی اساسی شده است. بنابراین این جا به دلیل گسترشی که پیدا کرده است نیازمند آموزش به افراد جدیدی است که یا آرام آرام وارد شده‌اند یا هنوز وارد نشده‌اند و باید برای ورود به این دنیا آماده شوند و به شکل باکیفتی هم آماده شوند.

وقتی کاری در حال گسترش است مفهومش این است که نیازش در بده بستان میان انگیزه‌های شخصی و جامعه احساس شده است و جایی برای آن وجود دارد. اگر این نیاز وجود دارد، چه ما آموزش بدهیم و چه آموزش ندهیم، افرادش پیدا می‌شود. به این معنا که اگر تعدادی روزنامه وجود دارد که باید صفحاتش پر شود و تعدادی سایت هست که مدام باید به‌روز شود، نویسندگان خود را پیدا می‌کند. نویسنده خود را از کجا پیدا می‌کند؟ از میان علاقه‌مندان. این علاقه‌مندان، ممکن است به قدر کافی در این کار ماهر نباشند اما چون نیاز است به میدان می‌آیند.

آن ضرورتی که شما می‌پرسید این جا احساس می‌شود. پس اگر ما امکانی داریم که این علاقه‌مندان را آموزش دهیم و مهارت اولیه‌‌شان را تقویت کنیم تا کار بهتری ارائه دهند، باید از انجام این کار دریغ نکنیم و دلیل برگزاری این کارگاه آموزشی همین است.

به علاوه این که من، بعد از انتشار کتاب اول؛ «درس‌گفتارهای نقد موسیقی»، به این نکته فکر کردم که دوره اول چگونه گذشت و چطور می‌شود دوره دیگری برگزار کرد و آیا اصلا می‌شود این کار را کرد و لازم است یا خیر و اگر برگزارش کنیم چه کارهایی می‌شود کرد که بهره بیشتری داشته باشد. در این سال‌ها علاوه بر تفکر، مطالعاتی در مورد این موضوع کردم و با دوره‌هایی جهانی مواجه شدم، البته نه با همین عنوان که این جا می‌بینید اما مرتبط با آن، و امیدوارم مجموع این فکرها، مطالعات و آشنایی‌ها به شکل درستی در این دوره ارائه شود.

آیا پیش‌نیاز شرکت در این دوره، حضور در دوره اول است؟
نه. گرایش دوره دوم نسبت به دوره اول عملی‌تر است ولی به این معنا نیست که آن دوره، پیش‌نیاز حضور در دوره جدید است. پیش‌نیاز حضور در این دوره دانستن مقداری موسیقی است و مقداری علاقه و انگیزه و کمی هم توانایی نوشتن که جزو توانایی‌های عمومی به شمار می‌آید و هر کسی دوران دبیرستان را سپری کرده باشد قاعدتا از عهده انجام آن‌ برمی‌آید. بحث این نیست که من در دوره اول بنیان‌هایی نظری را گفته‌ام و در این جا می‌خواهم همان بنیان‌ها را عملی درس بدهم. افرادی که در آن کلاس بوده‌اند، اگر اسامی‌شان را در کتاب ببینید، به خصوص آن‌هایی که دل‌شان خواسته است کار نقد را دنبال کنند، همین الان جزو کسانی هستند که به شکل حرفه‌ای یا نیمه‌حرفه‌ای در حال قلم زدنند و از نظر من دیگر نیازی به این دوره‌ جدید ندارند. من اعلام کردم که این کارگاه نسبت به کارگاه قبلی گرایش عملی‌تری دارد و علت این که از عبارتِ «نسبت به آن» استفاده کردم این است که همه افراد می‌توانند از طریق کتاب «درس‌گفتارهای نقد موسیقی» به آن‌چه در کارگاه قبلی گذشت دست پیدا کنند. البته من در این کارگاه جدید، کتاب «درس‌گفتارهای نقد موسیقی» را درس نخواهم داد. بااین‌حال پیش‌نیاز حضور در این گارگاه چیزی جز آشنایی نسبی با موسیقی و آشنایی با نگارش فارسی نیست.

با توجه به اینکه بعضی معتقدند نقد و منتقد باید به شکلی راهنمای هنرمندان باشد آیا هدفی که از برگزاری کارگاه نقد دنبال می‌کنید تربیت منتقدانی همپای اهالی موسیقی است تا بتوانند با نقدشان راه‌گشای هنرمندان این حوزه شوند؟!
نه دقیقا در یک دوره ۱۷ جلسه‌ای نمی‌شود توانی به شرکت‌کننده داد که از یک موسیقی‌دان تعلیم دیده با چندین دهه آموزش و تجربه، فراتر برود. اساسا در این دوره و دوره‌های مشابه، مدرسان روی دانش موسیقایی افراد کار نمی‌کنند و به عنوان مثال مدرسی، در این دوره‌ها تئوری موسیقی یا اصول آهنگسازی درس نمی‌دهد. بلکه به جای آن در این مورد صحبت می‌کندکه اگر بخواهید اثر یک آهنگساز را نقد کنید دانستن تئوری موسیقی چه نقشی در کارتان خواهد داشت. من هم همین طور.

حال دانشجویی که سر این کلاس‌ها آمده است یا آن پایه قوی تئوریک را دارد و این جا می‌فهمد که از آن پایه قوی چه استفاده‌ای باید کرد یا ندارد و متوجه می‌شود لازمش دارد و بعدها در جای دیگری تکمیلش می‌کند. در هر دو حالت، این کار من در آن کلاس‌ها نیست؛ این که توانایی موسیقایی افراد را به جایی برسانیم که بتوانند از یک موسیقی‌دان حرفه‌ای بهتر باشند! این اساسا نه، شدنی است و نه، جزو اهداف کلاس و به نظر من نه حتی برای منتقد خوب شدن لازم.

می‌توان از پاسخ‌تان این گونه برداشت کرد که در این دوره آموزشی، چه کاری «قرار نیست» انجام شود. سوال بعدی‌ام این است که چه کاری «قرار است» انجام شود.

من الان دقیقا نمی‌دانم چه جمعی در این کلاس شرکت خواهند کرد. آیا کسانی هستند که از قبل تجربه نوشتن انتقادی در مورد موسیقی را دارند یا نه. پیش‌فرض این است که افرادی شرکت می‌کنند که یا این تجربه را ندارند یا تجربه‌شان کم است و دلشان می‌خواهد چیزهای بیشتری بیاموزند. بنابراین من در قدم اول سعی می‌کنم به دانشجویان بگویم نقد چیست و چه جنبه‌های مختلفی دارد.

عموما افراد با یک پیش زمینه ذهنی از این که کار نقد چیست به آن جا می‌آیند اما طبق آن‌چه که من تجربه کرده‌ام، این پیش زمینه‌های ذهنی بخش کوچکی از دنیای نقد را به آن‌ها نشان می‌داده. من سعی می‌کنم در آن کلاس چشم‌انداز این دنیا را بزرگ‌تر کنم. دانشجو باید بداند که تفسیر تا چه اندازه می‌تواند نقد باشد و چه جایگاه مهمی دارد، جایگاه تجزیه و تحلیل کجاست، جایگاه مقایسه کجاست و چیزهایی از این قبیل.

در قدم اول سعی می‌کنیم تصورمان را از نقد گسترش دهیم. بعد روی نحوه برخورد افراد با موسیقی کار می‌کنیم. وقتی شما شنونده‌ای عادی هستید و حتی شنونده‌ای که موسیقیدان است، و می‌خواهید با آثار موسیقی برخورد کنید، نوعی از برخورد را انجام می‌دهید و وقتی وارد تفکر انتقادی می‌شوید نوعی دیگر را.

توجه کنید که نقد کردن به علاوه چند نوع کار دیگر درباره موسیقی از جمله موسیقی‌شناسی و غیره، از جنس تفکر است و کلام. یعنی شما به موسیقی فکر می‌کنید و می‌خواهید فکرتان را با کلام بیان کنید، متفاوت از کار آهنگسازان، نوازندگان و… هر چند آن‌ها هم به موسیقی فکر می‌کنند، ولی نتیجه فکرشان را با همان موسیقی بیان می‌کنند. آن‌ها موسیقی تولید می‌کنند ولی ما نمی‌خواهیم موسیقی تولید کنیم. ما می‌خواهیم در مورد موسیقی فکر کنیم و راجع به آن حرف بزنیم یا بنویسیم.

بنابراین در این فرآیند علاوه بر این که جنبه‌های مختلف نقد را که حدس می‌زنم بعضی از آن‌ها در خودآگاه ما نیست و پنهان مانده است، برای افراد توضیح می‌دهم به آن ها می‌گویم که چگونه می‌توان در مورد این جنبه‌ها حرف زد یا نوشت.

از این گذشته، در جهان هم روی این موضوع کار شده، یعنی هم نقد نوشته شده و هم در زمینه نظریه نقد کار شده است و لازم است که دانشجویان این‌ها را بشناسند. یعنی لازم است که بدانند اگر من می‌گویم این «تحلیل» است و می‌تواند بخشی از نقد شما باشد، نمونه‌های خوبش چطور است.

پس اصلا بحث بر سر این نیست که ما بنشینیم بگوییم تئوری موسیقی این است و این نت را اگر شنیدید بد است و باید یقه هنرمند را گرفت! چنین چیزهایی نشدنی است. اما می‌شود به افراد نشان داد که چگونه بشنوند و چگونه شنیده‌هایشان را در ذهن‌شان سامان دهند و چگونه بعد از سامان دادنش، به مردم منتقلش کنند. می‌شود یاد داد چطور استدلال بیاورند و مخاطبان را قانع کنند.

علاوه بر این، نقد میان رشته‌ای را هم بررسی خواهیم کرد، چیزهایی مانند نقد نشانه‌شناسانه که البته دسترسی به آن‌ها در یک کلاس کوتاه مدت اندکی سخت‌تر است. چون به عنوان مثال در مورد همین نقد نشانه‌شناسانه به یک بستر یا زمینه نشانه‌شناسی نیازمندید که با دانش موسیقی‌تان مخلوطش کنید و با نگاه کردن به آثار از آن زاویه چیزی بگویید. طبیعی است که من در آن کارگاه اگر بخواهم این را به عنوان درس به دانشجویان بیاموزم جز کمی مقدمات و معرفی و تجزیه و تحلیل برخی نمونه‌ها کار دیگری از دستم برنمی‌آید و از آن جا به بعدش بر عهده خود افراد است که بروند و در این زمینه کار کنند و اگر تسلطی دارند متوجه شوند که این شاخه هم هست. پس این تنها گشایش موضوع است.

و سوال آخر این که در خبر برگزاری دور دوم کارگاه آموزش نقد موسیقی اشاره شده بود که بخشی از کارتان به «نقد اجرا» و «نقد نماهنگ» اختصاص دارد. در این مورد هم توضیح دهید.
این‌ها مسائلی هستند که احساس نیازی برای حضورشان در دوره گذشته نشد و در این دوره می‌شود و برای همین اضافه‌شان کرده‌ام. الان، به خصوص در حوزه موسیقی مردم‌پسند؛ بخش بسیار بزرگی از ارائه موسیقی همراه با تصویر است و شما مداوم موسیقی را در جاهای مختلف همراه با کلیپ می‌بینید و تقریبا غیرممکن است که منتقدان موسیقی با آن مواجه نشوند. برای همین احساس نیاز کردم که با توجه به تغییراتی که رخ داده است زمان جداگانه‌ای به آن اختصاص دهم و با تغییرات روز، پیش بیاییم. تغییراتی که در این مدت در این حوزه اتفاق افتاده است و باید به دوستانی که در این کارگاه شرکت می‌کنند ارائه شود تا درس به روزتری داشته باشند. چون حوزه نقد، حوزه‌ای بسیار تاریخمند است و با زمان تغییر می‌پذیرد و حتما باید تغییرات را جزویی از این درس در نظر گرفت. شش، هفت سال پیش یک چیزهایی باید به افراد گفته می‌شد و الان به نظر من، بعضی چیزهای دیگر هم باید گفته شود، نه این که آن چیزها را نباید بگوییم، بلکه چیزهای دیگری هم هست که باید اضافه شود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ریتم و ترادیسی (VI)

برخی از نویسندگان از دگره ای استفاده می کنند که در آن اعداد مختلفی، بسته به برخی از ویژگی های ساز یا رویداد، ممکن است در فواصل زمانی ظاهر شوند: حجم صدای آن، نوع زخمه زنی، یا دیرش آن. برای مثال، برآون دامنه ی رویداد های نت را به وسیله ی دیرش زمانی سنجش می کند (Brown 1993)، که ممکن است هنگام تلاش برای کشف خودکار وزن مفید باشد. در این طرح، ریتم ایو عبارتست از:

موسیقی شناسی فمنیستی (I)

در دوران معاصر بحث حقوق زنان در جوامع و پرداختن به ارزشهای زنان از جایگاه ویژه ای در می ان صاحب نظران و انسان شناسان برخوردار است. در طول تاریخ در راستای برابر سازی حقوق زنان و مردان تلاشهای بسیاری شده است. این تلاشها صرفا در زمینه حقوق اجتماعی و شغل و پوشش و… نبوده بلکه یکی از این شاخه ها برابری در زمینه هنر است. چیزی که امروزه در غرب همچنان با آن مواجه هستیم و آن استفاده ابزاری از زن برای جذب مخاطب در آثار هنریست، از نقاشی و مجسمه سازی تا سینما و موسیقی. بر خلاف تبلیغ سیستم های غربی در زمینه برابری جنسیتی زن و مرد در عمل مشاهده می کنیم که هیچ برابری حتی در صحبت های برخی فیلسوفان تاریخ غرب برای زن و مرد در نظر گرفته نشده و گاها حتی زن را عاری از نبوغ و شعور آفرینش اثر هنری می دانستند. بحث بسیار گسترده و طولانیست اما در این مقاله با استفاده از چند نوشتار مشهور در زمینه موسیقی شناسی سعی کردیم تا حدودی به این موضوع مهم در زمینه هنر و مخصوصا موسیقی بپردازیم.

از روزهای گذشته…

کریستوفر هاگوود: رهبر، موسیقی شناس و نوازنده کیبورد (II)

کریستوفر هاگوود: رهبر، موسیقی شناس و نوازنده کیبورد (II)

او همچنین در سال ۲۰۰۹ “The Rake’s Progress” از استراوینسکی را در سالن تیترو ریل مادرید به کارگردانی رابرت لپاژ رهبری کرد. او در اواخر سال ۲۰۱۰ و اوایل سال ۲۰۱۱ رهبری مجموعه ای از اجراهای عروسی فیگاروی موتسارت در خانه اپرای زوریخ را به عهده داشت. در تاریخ یک سپتامبر ۲۰۰۶، ریچار اگار (Richard Egarr) نوازنده هارپسیکورد به عنوان مدیر موسیقی آکادمی موسیقی باستانی جایگزین هاگوود شد و هاگوود به عنوان مدیر افتخاری آکادمی معرفی شد.
دختر بچه ای با آوای یک ستاره کهنه کار

دختر بچه ای با آوای یک ستاره کهنه کار

در مطلب قبل به تاریخچه آموزش موسیقی به کودک در دنیا پرداختیم که در این قسمت توجه شما را به ادامه این مطلب جلب می کنیم.
گفتگوی هارمونیک پنج ساله شد

گفتگوی هارمونیک پنج ساله شد

با لطف و همیاری شما دوستان “گفتگوی هارمونیک” به پنجمین سال فعالیت خود رسید. “گفتگوی هارمونیک” در این پنج سال با به روز شدن بدون توقف توانست، بیش از ۱۸۲۵ صفحه مطلب تولید کند. همچنین در تالار گفتگوی سایت بیش از ۲۵۰۰۰ صفحه توسط دوستداران موسیقی به ثبت رسید. در مدت فعالیت ژورنال گفتگوی هارمونیک، ۵۱۳ صفحه به شاخه “موسیقی کلاسیک ایرانی”، ۴۷۱ صفحه به شاخه “موسیقی کلاسیک غربی”، ۱۷۷ صفحه به شاخه “موسیقی جز و بلوز”، ۹۷ صفحه به شاخه “موسیقی راک”، ۷۰ صفحه به شاخه ” فیزیک و مهندسی موسیقی”، ۵۴ صفحه به شاخه “موسیقی فیلم”، ۵۳ صفحه به شاخه “موسیقی ملل”، ۱۵۳ صفحه به شاخه “موسیقی معاصر”، ۶۱ صفحه به شاخه “مبانی نظری موسیقی کلاسیک”، ۷۵ صفحه به شاخه “مبانی نظری موسیقی جز”، ۷۶ صفحه به شاخه “مصاحبه و گفتگو”، ۳۰۲ صفحه به شاخه “مطالب عمومی”، ۱۲۸ صفحه به شاخه “اخبار موسیقی جهان”، ۱۹۶ صفحه به شاخه “دانستنی های موسیقی” و ۲۲۸ صفحه به شاخه “ساز و نوازندگی” تعلق داشت.
بررسی جنبش احیای موسیقی دستگاهی در نیمه سده‌ حاضر (V)

بررسی جنبش احیای موسیقی دستگاهی در نیمه سده‌ حاضر (V)

اما در مورد آوانگاری تقریبا بیشترشان معتقدند که روش مناسبی نیست (بخصوص برای آموزش) و فقط گاهی برای مقاصد پژوهشی و تحلیلی و گاهی نیز برای جلوگیری از فراموشی توصیه شده‌ است (البته با پیشرفت امکانات ضبط صدا، این مورد به غیر از مصارف پژوهشی کمتر مورد استفاده است). بنابراین نظام عقیدتی و نحوه‌ی عمل جنبش احیا در ایران تطابق نسبتا خوبی با یکدیگر دارند.
سلطانی: ارتباط زیادی بین مینی مال موسیقایی و هنر مفهومی می بینم

سلطانی: ارتباط زیادی بین مینی مال موسیقایی و هنر مفهومی می بینم

هیچ کدامشان غوطه ور نشدند، اما حرکت از مدرنیسم به پست مدرنیسم کمک خواهد کرد تا موضوعات مطرح شده در سطحی گسترده و وسیع به صورت شفاف تر بیان شوند. که یکی از این راه های بیان، خودِ مینی مالیسم است. برای همین مینی مالیسم به یک جریان شبیه می شود تا مکتب یا یک جنبش. موسیقی مینی مال در واقع نقش یک پل ارتباطی را هم بازی می کند.
تدارک ارکستر (VII)

تدارک ارکستر (VII)

موسیقیدانهای در هر کشوری عضو اتحادیه موسیقی آن کشور محسوب شده و طبق قوانین خاص و مقرر شده در اتحادیه کار میکنند. این قوانین شامل حقوق مالی و معنوی موسیقیدانها و کمپانی های ضبط میباشد. بعضی از این قوانین که در مورد ضبط قطعات وجود دارند و در بیشتر کشورها بکار میروند، از این قرارند:
گفتگو با فیلیپ میرس (II)

گفتگو با فیلیپ میرس (II)

فیلیپ میِرس (Philip Myers) به مدت ۳۰ سال نوازنده فرنچ هورن (هورن فرانسوی) اصلی ۴ ارکستر بوده است. می توان گفت که خصوصیات مایرس و کم و بیش شبیه سازی است که می نوازد: گستاخ، پیچیده و ممتاز. صدای او آرام و خنده هایش طنین انداز است که کلمه طنین انداز برای توصیف خنده های او ناکافیست! او از ترس از دست دادن «توانایی نوازندگی» و قوه شنواییش، عشقش به گروه موسیقی و زندگی مرفه برایمان می گوید.
کارمینا بورانا

کارمینا بورانا

کارمینا بورانا مجموعه ای از آوازهای قرن سیزدهم میلادی است که پایه و اساس کارهای موسیقی کارل ارف ، آهنگساز و مدرس موسیقی آلمانی برای ساخت آوازهای کرال قرار گرفت.
بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (V)

بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (V)

معنی این نوع نگارش – هرچند کشش‌ها در نغمه‌نگاری ردیف نسبی و بسته به شرایط زمان اجرا است – این است که از دیدگاه بهجت (دست‌کم در نغمه‌نگاری) ریزهای با کشش نت سیاه باید پرتر اجرا شوند. به‌علاوه در مورد تک ریزها هم کتاب منا طیف گسترده‌تری از امکانات را در اختیار قرار می‌دهد. از نظر کشش تک‌های پیش از ریز هم این نوشته‌ها با یکدیگر یکسان نیستند؛ بهجت در بیشتر ریزهای سیاه، تک را دولاچنگ و ریز را مجموعه‌ی سه‌لاچنگ‌های سکستوله می‌آورد (به جز – بهجت: ۱۳۷۹: ۱۳ شماره‌ی ۲۴)، ندیمی هم با این که از سکستوله استفاده نمی‌کند تک ریز را به همین گونه تفسیر کرده در حالی که منا در همین ریزها همه جا تک را چنگ و ریزها را سه‌لاچنگ می‌گیرد که نتیجه‌اش ایجاد تضاد بیشتر میان تک‌ها و بدنه‌ی ریز است.

تاسیس آزمایشگاه آندرو – هموند

لورنس هموند به دانشگاه کرانل (Cronell University) رفت تا در رشته مهندسی مکانیک به تحصیل بپردازد. پس از فراغت از تحصیل، جنگ جهانی اول آغاز شد و او برای مدت دو سال به سمت مهندس ارشد در یک کارخانه تولید موتورهای کشتی مشغول بکار شد.