ریچارد واگنر، خداوندگار اپرا (III)

ریچارد واگنر (1813-1883)
ریچارد واگنر (1813-1883)
همسر دوم واگنر کوزیما بعدها نوشته است: “زمانی که نسل آینده به دنبال نیرویی عظیم در این اثر ناب بگردند، ممکن است قادر باشند، اشکها و خون دلهای آهنگساز را به لبخندهایی تبدیل سازند”. در سال ۱۸۶۲ واگنر به طور رسمی از مینا جدا شد، اگرچه تا مرگ مینا در سال ۱۸۶۶ به حمایت مالی او ادامه داد. بین سالهای ۱۸۶۱ و ۱۸۶۴ واگنر سعی کرد اپرای “تریستان و ایزولده” را در وین اجرا کند.

اگرچه این اپرا ۷۰ بار تمرین شد اما به عنوان “اثر اجرا نشده” باقی ماند و به مشکلات اقتصادی واگنر افزود. در سال ۱۸۶۴ نور امیدی بر واگنر شروع به تابیدن کرد؛ پادشاه لودوویگ دوم در سن ۱۸ سالگی به پادشاهی باواریا رسید.

پادشاه جوان از زمان بچگی عاشق موسیقی واگنر بود، وی آهنگساز را به مونیخ برد و به او کمکهای مالی فراوانی نمود و برای تولید اپراهای جدیدش برنامه ریزی کرد. سرانجام “تریستان و ایزولده” در تئاتر ملی مونیخ در ۱۰ ژوئن ۱۸۶۵ به رهبری هانس فن بولو (Hans von Bülow) اجرا شد که این اولین اثر اجرا شده واگنر، پس از نزدیک به ۱۵ سال می باشد!

کوزیما که در آن زمان همسر هانس فُن بولو بود، دختری به نام ایزولده (Isolde) به دنیا آورد که در اصل فرزند واگنر بود و نه فرزند فُن بولو! کوزیما ۲۴ سال از واگنر کوچکتر بود و خود دختر کنتس ماری د-آگولت (Marie d’Agoult) بود که همسرش را به خاطر فرانتس لیست ترک کرد. لیست با آنکه دوست واگنر بود اما با دیدارهای دخترش و واگنر موافق نبود.

بی احتیاطی ها باعث شد تا مقامات آلمان از پناه دادن پادشاه لودویگ به واگنر مطلع شوند و پادشاه مجبور شد در دسامبر ۱۸۶۵ از واگنر بخواهد مونیخ را ترک کند.

در واقع او در نظر داشت هنرمند محبوب خود را در تبعید دیدار کند اما واگنر به سرعت او را از این تصمیم منصرف کرد. لودویگ، واگنر را به شهر تریبشن (Tribschen) در کنار دریاچه سوئیس فرستاد. واگنر اپرای “استادان خوانندگی” را در آنجا در سال ۱۸۶۷ تکمیل کرد و یک سال بعد در ۲۱ ژوئن در مونیخ اجرا شد.

در اکتبر همان سال، کوزما موفق شد فُن بولو را متقاعد کند تا به طور رسمی از هم جدا شوند. مینا واگنر یک سال پیش از آن از دنیا رفته بود و واگنر و کوزما توانستند در ۲۵ آگوست ۱۸۷۰ ازدواج کنند. واگنر اپرای “چکامه زیگفیرد” (Siegfried Idyll) را به مناسبت روز تولد کوزما نوشت و به او تقدیم کرد. پیوند زناشویی آنان تا پایان زندگی واگنر به طول انجامید.

در سال ۱۸۷۲ واگنر شهر کوچک بایروث (Bayreuth) واقع در شمال باواریا در کشور آلمان را به عنوان بنای عمارت اپرای خود برگزید به نام؛ “عمارت تئاتر بایروث” (Bayreuth Festspielhaus) برای برگزاری جشنواره سالانه اپرا در آن شهر… واگنر سعی داشت در شهرهای مختلف آلمان با رهبری کنسرتهایی، مخارج بنا را تامین کند، اما این امکان میسر نشد تا پادشاه لودویگ بار دیگر با مبلغ فراوانی به او کمکی بزرگ کرد.

در سال ۱۸۷۶ “عمارت تئاتر بایروث” سرانجام بازگشایی شد و چهار اپرای حلقه نیبلانگن واگنر برای اولین بار در این مکان اجرا شد و جشنواره بایروث از آن زمان تا به امروز سالانه به فعالیت خود ادامه می دهد. بعد از اولین اجرا در بایروث، واگنر زمان زیادی از زندگی خود را در ایتالیا گذرانید و در آنجا اپرای آخر خود به نام؛ پارسیفال (Parsifal) را خلق کرد. نوشتن این اپرا چهار سال به طول انجامید و در کنار آن، واگنر به نوشتن مقالاتی درباره مذهب و هنر نیز ادامه داد.

audio file بشنوید قسمتی از پرلود واگنر را

این اپرا ۱۶ بار در دومین دوره جشنواره بایروث اجرا شد و در اجرای پایانی آن در ۲۹ آگوست ۱۸۸۲ با آنکه واگنر به دلیل آنژینهای مختلف بسیار بیمار بود، به طور مخفیانه خود را به روی سن رسانید، چوب رهبری را از هرمان لووی (Hermann Levi) گرفت و خود آن را رهبری کرد و به پایان رسانید! پس از اتمام جشنواره، واگنر به همراه خانواده اش به ونیز سفر کرد و در ۱۳ فوریه ۱۸۸۳ بر اثر حمله قلبی از دنیا رفت! پیکر او به بایروث بازگردانده و در آنجا به خاک سپرده شد. فرانتس لیست در یادبود واگنر “لا-لوگوبر گوندولا” (La lugubre gondola) را ساخته است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بیابیانگرد: تقلید باعث بوجود آمدن آسیب های جسمی و هنری می شود

چون متدهای مدونی برای آموزش تکنیک آوازی نداشته ایم و فقط از طریق گوش هست که جوانان به شنیدن صدایی که استایل نادرست و تکنیک ناقص هستند عادت می کنند و آنها را الگو خودشان می کنند و این جریان باعث می شود، تکنیک و استایل افت کند و متاسفانه تقلید تا آنجاست که علاوه بر تقلید جنس صدا، از فیگور ظاهری هم و نوع آرایش مو خوانندگان دیگر هم تقلید می کنند!

گزارش از نقد آلبوم عطاریه (II)

پورقناد در پایان گفت: به نظر من آلبوم عطاریه به جز در قطعه «سرچشمه» به صورت خودخواسته سعی کرده پا را فراتر از فرم های شناخته شده نگذارد. در این اثر قطعات «سرچشمه» و دو تصنیف در آواز بیات ترک که از قدرت ملودیک قابل قبولی برخوردار است، بهترین آثار این آلبوم محسوب می شوند. وی همچنین با انتقاد از اجرای بعضی از بخش های متر آزاد این اثر به صورت بداهه گفت: بخشی از آواز های این آلبوم خوشبختانه به صورت طراحی شده ارائه شده بود که کیفیت قابل قبولی داشت ولی ظاهرا در بخش هایی از آلبوم بداهه نوازی انجام شده که بهتر است امروز از این کار اجتناب شود چراکه به خاطر تکرار مکررات، دچار کلیشه و اشباع شده ایم.

از روزهای گذشته…

تا که فردا همچو شیران بشکنند…

تا که فردا همچو شیران بشکنند…

دکتر علی شریعتی پیش از انقلاب یکی از مهمترین رهبران ایدوئولوژیک طبقه روشنفکران مذهبی محسوب میشد که با مرگ مشکوکش در ۲۹ خرداد ۱۳۵۶ به اسطوره جمعیت نام برده تبدیل شد. شخصیت خستگی ناپذیر و مبارز شریعت همراه با چاشنی ذوق ادبی او، سخنرانی ها و اشعارش را شور خاصی می بخشید که مخصوصا” در حال و هوای اوایل انقلاب مورد توجه انقلابیون بود.
همگون و ناهمگون (VI)

همگون و ناهمگون (VI)

به این نکته بسیار توجه کردم. ظهر که منزل سید احمد علوی بودیم، هنگام نقش‌خوانی، صدای اذان از مسجد محل بلند شد؛ هماهنگی عجیبی بین لحن و مُد، هر دو، وجود داشت و هر دو در «پرده سه‌گاه» می‌خواندند. وقتی از خانه سید احمد به طرف خانه خانم فاطمه پوینده راه افتادیم، نت تُنیک گام را در ذهنم حفظ کردم. به محض رسیدن به خانه خانم پوینده بعد از احوال‌پرسی خواهش کردم که همان لحظه بخواند. او شروع به خواندن کرد و جالب بود که ایشان هم در سه‌گاه و همان تنالیته می‌خواند. در پایان پرسیدم: خانم پوینده! مسجد به خانه شما نزدیک است؟ جواب داد: بله! پرسیدم صدای اذان را امروز ظهر شنیده‌ای؟ گفت: بله…».
به یاد استاد سعید هرمزی

به یاد استاد سعید هرمزی

دی ماه ۱۳۵۵ استاد بزرگ موسیقی و نوازنده نامی تار و سه تار، استاد سعید هرمزی در تهران دیده از جهان فروبست. نوشته زیر توسط یکی از پیگیران جدی آثار مرحوم هرمزی نگاشته شده که در پی می آید.
«کر فلوت تهران» برای اولین کنسرت سال ۹۶ آماده می شود

«کر فلوت تهران» برای اولین کنسرت سال ۹۶ آماده می شود

گروه «کر فلوت تهران» به سرپرستی فیروزه نوایی و رهبری سعید تقدسی؛ ۳۱ فروردین و ۱ اردیبهشت در تالار رودکی روی صحنه می رود تا قطعاتی از رپرتوار موسیقی کلاسیک برای مخاطبانش اجرا کند. در این اجرا دو اثر از موتسارت به نام «موسیقی کوچک شبانه» (eine Kleine nachtmusic) و «کنسرتو فلوت» از موتسارت اجرا می شوند. در دو شب اجرای این کنسرت دو سولیست متفاوت به اجرای این کنسرتو می پردازند: علی چوپانی و میثم قدرتی.
سابین مایر، ستاره ای در کلارینت

سابین مایر، ستاره ای در کلارینت

سابین مایر یکی از برجسته ترین تکنوازان عصر حاضر است، او یکی از مروجین اصلی ساز کلارینت بر روی صحنه های جهانی موسیقی کلاسیک است. وی متولد Crailsheim است که در Stuttgart زیر نظر Otto Hermann و در Hanover زیر نظر Hans Deinzer تحصیل کرده است.
دیوید گیلمور : “ما مردانی یاغی بودیم”

دیوید گیلمور : “ما مردانی یاغی بودیم”

در ادامه مطلب قبل ، “سکوت کامل یا جنگ”توجه شما را به ادامه ترجمه متن مصاحبه با دیوید گیلمور جلب می کنیم.
موسیقی و طنز (قسمت اول)

موسیقی و طنز (قسمت اول)

در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۳۸۴ نشستی به دعوت دفتر پژوهشهای طنز در حوزه هنری، برگزار شد که سخنرانی این برنامه را سید علی رضا میر علینقی عهده دار بود. امروز متن کامل این سخنرانی را می خوانیم:
تار مرد (II)

تار مرد (II)

سرانجام، مقصود را برای دوستی که در سفارت روس کار میکرد، تشریح کرد و به توصیه او، تارش را برداشت و در سفارت روس، نزد دوستش مقیم شد. خودش می گوید:
سرگذشت ارکستر سمفونیک تهران (VI)

سرگذشت ارکستر سمفونیک تهران (VI)

مرتضی حنانه در یادداشت های روزانه اش می نویسد: « با شکست اعتصاب، هنرستان عالی موسیقی، تمام آنچه را که به دست آورده بود از دست داد؛ تمام اساتید اهل چکسلواکی را اخراج کردند و سازهای ملی را با سازهای علمی در یک هنرستان با هم جمع کردند و سبب جنگ ملی و علمی (که می بایست با سازگاری کامل با هم ادامه می دادند) فراهم آوردند.
سیمون راتل، رهبر فعلی ارکستر فیلارمونیک برلین (I)

سیمون راتل، رهبر فعلی ارکستر فیلارمونیک برلین (I)

سیمون راتل ( (Simon Rattle متولد لیورپول، تحصیلات خود را در Liverpool College آغاز کرد. او پیانو و ویولون را آموخت ولی اولین کار او با نواختن آلات ضربی در ارکستر آغاز شد. در سال ۱۹۷۱ واردRoyal Academy of Music لندن شد. از جمله استادان مشهور او می توان از John Carewe نام برد. در سال ۱۹۷۴ فارغ التحصیل شد و در همان سال برنده جایزه مسابقه رهبری ارکستر John Player شد.