بلا بارتوک و اتنوموزیکولوژی (I)

بلا بارتوک (1881-1945)
بلا بارتوک (1881-1945)
مقاله حاضر نوشته پیتر هاگس (Peter Hughes) است درباره بلا بارتوک (Béla Bartók) آهنگساز بزرگ مجارستان
بلا بارتوک آهنگساز برجسته مجارستانی، یکی از مهمترین موسیقیدانان قرن بیستم می باشد. او به همراه دوست و همکارش زولتان کودالی (Zoltán Kodály) دیگر آهنگساز بزرگ مجار، موسیقی شناسی فرهنگی– اتنوموزیکولوژی (ethnomusicology) را گسترش داد. موسیقی او از ملودیها، مقامها و بافت ریتمهای موسیقی مجار و انواع دیگر موسیقی سنتی نیرو گرفته که او آنرا با تاثیری که از موسیقیدانان معاصرش پذیرفته، ترکیب و سبکی متمایز و منحصر به خویش را خلق کرده است. بارتوک در امپراطوری بزرگ آسترو- مجارستان (Austro-Hungarian) بزرگ شد که بعد از جنگ جهانی اول بر اساس عهدنامه تریونون (Trianon) از مجارستان جدا شد.

بعد از مرگ پدرش در سال ۱۸۸۸ مادر بارتوک، پائولا، فرزندانش را به اوکراین امروزی و بعد به براتیسلاوا برد.

به دلیل بیماری آبله که بارتوک از بدو تولد دچار آن بود، اوایل زندگی خود را اغلب جدا از دیگر فرزندان سپری می کرد، از این رو بیشتر اوقات به پیانو نوازی مادرش گوش می سپرد. بارتوک استعداد و توانایی بالای موسیقی خود را در همان کودکی نشان داد و در سن ۹ سالگی شروع به ساخت قطعه ای برای رقص نمود، حرکات مکرر اعضای خانواده و خواست قلبی پائولا برای ایجاد بهترین فضای موسیقی برای فرزندش، این ایده را در ذهن او پروراند. در پوزونی، بارتوک زیر نظر اساتید نامداری نواختن پیانو را آموخت. او خود آهنگسازی و ترکیب بندی را با خواندن نتها و قطعه ها فرا گرفت.

با تاثیر از آهنگساز؛ ارنو دوهنانی (Ernö Dohnányi)، بارتوک نوجوان قطعه ای برای موسیقی مجلسی کلاسیک با سبک برامس نوشت. در سال ۱۸۹۹ بارتوک، همچنان در آکادمی موسیقی بوداپست، از دوهنانی می آموخت. زمانی که در آکادمی، اجرای اثری از ریچارد استرائوس به نام “چنین گفت زردشت” را شنید آنچان تاثیری بر او گذاشت که بعدها گفت: ” آن قطعه، روشی از آهنگسازی بود که به نظر می رسید برای من دانه های تازه از زندگی را کاشته”.

علاقه او نسبت به آثار اشترائوس آمیخته با طبع ملی مجار وی، در سال ۱۹۰۳ اولین کار اصلیش را تولید کرد؛ پوئم سمفونیک “Kossuth” که به افتخار “لاجوش کوشت” (Lajos Kossuth) قهرمان مجاری انقلاب سال ۱۸۴۸ نام گذاری شد. بعد از پایان تحصیلاتش در آکادمی، بارتوک حرفه خود را به عنوان پیانیست کنسرت آغاز کرد. وی به طور کل در حدود ۶۳۰ کنسرت در ۲۲ کشور دنیا برگزار کرده! در سال ۱۹۰۷ استاد پیانو در آکادمی بوداپست شد، اگرچه آنچنان مشتاق و علاقمند به تدریس در آنجا نبود اما ۲۵ سال در این پست باقی ماند!

فعالیت درخشان او در تدریس شامل؛ چاپ مجموعه آموزش آثار باخ، هایدن، موزار و بتهوون و ساخت آهنگ برای کودکان بود. در سال ۱۹۰۴ در حالی که او در حومه شهر اسلووانی زندگی می کرد برای داشتن فضایی مناسب آهنگسازی و تمرین موسیقی، صدای دیدی دوشا (Lidi Dósa) زنی مجار از ترانسیلوانی را شنید که قطعه “سیب قرمز” را می خواند. بارتوک با او گفتگویی انجام داد تا بداند چه آهنگهای دیگری می خواند.

این اتفاق، آغاز جذب بارتوک به موسیقی فولکلر بود. دو سال بعد بارتوک به زولتان کودالی معرفی شد. کودالی پیش از آن جمع آوری موسیقی قومی و فولکلر مجارستان آغاز کرده بود. بارتوک نیز از همان سال یعنی ۱۹۰۶ شروع به جمع آوری و تحقیق بر روی این نوع موسیقی کرد. بر خلاف کودالی، بارتوک مطالعه خود را به طور جهانی ادامه داد و تنها بر روی موسیقی فولکلر مجار متمرکز نشد؛ رومانی، اسلوانی، ترکیه، الجزایر و آفریقای شمالی در این تحقیقات گسترده جای داشتند.

در سال ۱۹۰۶ در سفری به الجزیره در نظر داشت مقامها و آهنگهای قدیمی پراکنده دنیا را جمع آوری کند. این کار بیشتر از آنکه پروژه ای باشد به بخشی از حرفه وی بدل شد به عنوان؛ “استاد آینده موسیقی اصیل سالن” (the future master of the most charming salon music). وظیفه اصلی او در زندگی جمع آوری، تحلیل، نگارش و ثبت بخش اصلی موسیقی فولکلور دنیا بود. این علاقه چند ملیتی او برایش مشکل آفرین شد، بخصوص زمانی که بعد از جنگ جهانی اول اسلوانی و رومانی دیگر بخشی از کشور مجارستان نبودند. مناطقی که تا پیش از آن می توانست آزادانه به آنجا رود و روی تحقیقاتش کار کند، دیگر برای او آزاد نبود.

به علاوه او در وطن به دلیل علاقه اش به ملیتهایی که حال دشمن کشورشان محسوب می شدند با آنکه پیش از آن هم وطنانشان بودند، او را غیر وطن پرست می نامیدند و مورد انتقاد قرار می دادند! این مشکل باعث دلتنگی و نوستالژی بارتوک برای مجارستان سابق بود! در سال ۱۹۰۷ بارتوک برای اولین بار به ترنسیلوانی سفر کرد، به منظور مطالعه بر روی مردمی که از دیگر ملیتهای مجار جدا شده و شاید موسیقی اصیل بیشتری را حفظ کرده بودند. زمانی که بارتوک در میان این مردم بود با کلیسای واحد آنجا آشنا شد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بیابانگرد: تقلید باعث بوجود آمدن آسیب های جسمی و هنری می شود

چون متدهای مدونی برای آموزش تکنیک آوازی نداشته ایم و فقط از طریق گوش هست که جوانان به شنیدن صدایی که استایل نادرست و تکنیک ناقص هستند عادت می کنند و آنها را الگو خودشان می کنند و این جریان باعث می شود، تکنیک و استایل افت کند و متاسفانه تقلید تا آنجاست که علاوه بر تقلید جنس صدا، از فیگور ظاهری هم و نوع آرایش مو خوانندگان دیگر هم تقلید می کنند!

گزارش از نقد آلبوم عطاریه (II)

پورقناد در پایان گفت: به نظر من آلبوم عطاریه به جز در قطعه «سرچشمه» به صورت خودخواسته سعی کرده پا را فراتر از فرم های شناخته شده نگذارد. در این اثر قطعات «سرچشمه» و دو تصنیف در آواز بیات ترک که از قدرت ملودیک قابل قبولی برخوردار است، بهترین آثار این آلبوم محسوب می شوند. وی همچنین با انتقاد از اجرای بعضی از بخش های متر آزاد این اثر به صورت بداهه گفت: بخشی از آواز های این آلبوم خوشبختانه به صورت طراحی شده ارائه شده بود که کیفیت قابل قبولی داشت ولی ظاهرا در بخش هایی از آلبوم بداهه نوازی انجام شده که بهتر است امروز از این کار اجتناب شود چراکه به خاطر تکرار مکررات، دچار کلیشه و اشباع شده ایم.

از روزهای گذشته…

چرا صدای پیانو ها با هم فرق دارند؟

چرا صدای پیانو ها با هم فرق دارند؟

اگر ساز شما پیانو باشد بدون شک همواره این سئوال برای شما مطرح بوده که چرا صدای برخی از پیانوهای حرفه ای ها زیبا تر از صدای ساز شما است. بخصوص اگر هزینه زیادی هم صرف خرید ساز کرده باشید این موضوع برای شما اهمیت بیشتری خواهد داشت.
راه سوم!

راه سوم!

با گران تر شدن قیمت محصولات فرهنگی، مثل کتاب و سی دی، مسئله کپی رایت از همیشه سخت تر شده است. وقتی قیمت یک سی دی نصف یک پیتزا بود (!) کمتر کسی به خود زحمت خرید اثر ارجینال را می داد، حتی اگر قلبا” راضی به متضرر شدن هنرمند مورد علاقه اش نباشد. اینکه مسئله نقض کپی رایت در آثار فرهنگی از کجا شروع شده و چرا بیشتر ایرانیان، کوچکترین توجهی به زیر پا گذاشتن حقوق صاحب اثر ندارند، موضوع این نوشتار نیست؛ با این نوشته می خواهیم مروری کنیم، وضعیت کنونی هنرمندان جوانی که از طریق هیچ نهاد و سازمان دولتی، حمایت نشده و فقط فعالیت آنها وابسته به سازمان های خصوصی است.
رسیتال پیانو کریستوف بوکودجیان در تالار رودکى

رسیتال پیانو کریستوف بوکودجیان در تالار رودکى

کریستوف بوکودجیان، پیانیست فرانسوى و استاد کنسرواتوار پاریس، ١٧ دى در تالار رودکى آثارى از برامس، شوپن و راخمانینوف را براى مخاطبینى که اغلب آنها پیانیست ها و مدرسین شناخته شده پیانو، آهنگسازان و هنرجویان پیشرفته موسیقى بودند اجرا کرد.
راک کلاسیک-قسمت دوم

راک کلاسیک-قسمت دوم

وجود ترانه های متفاوتی از گروههای مذکور در فهرست ترانه های راک کلاسیک حتمی است. تعدادی از هنرمندان راک آمریکا نیز از مهره های اصلی راک کلاسیک به شمار میروند، از جمله Jimi Hendrix، Aerosmith، The Doors، the Eagles، Lynyrd Skynyrd، The Allman Brothers Band، Alice Cooper، Tom Petty، Creedence Clearwater Revival و Joe Walsh. گروههای ارینا راک Arena rock مانند Styx، Boston ، Journey، Foreigner و Supertramp نیز در ایستگاههای راک کلاسیک پخش میشوند.
ادیت در ویولن (III)

ادیت در ویولن (III)

ر-۳: گاهی برای پرش از پوزیسیون اول به پوزیسیون های بالاتر و یا برعکس، از نواختن نت های مذکور به شکل سیم آزاد استفاده می کنیم. در این حالت استفاده از سیم آزاد، امکان رهایی و پرش دست چپ از پوزیسیونی که نوازنده مشغول نواختن در آن است را به او می دهد. (نمونه-۷: بتهوون- کنسرتو ویلن اپوس۶۱)
نگاهی به موسیقی قوالی در هند و پاکستان (II)

نگاهی به موسیقی قوالی در هند و پاکستان (II)

از صدر اسلام بیشتر محافل عمومی مختص مردان بود. زنان در شرایط خاص می توانستند در جنگ ها شرکت کنند، اما ترجیح داده می شد که کمتر در این محافل عمومی حضور یابند. مجالس موسیقی قوالی هم چون گردهمایی موسیقی مذهبی به شمار می رفت تنها به مردان اختصاص داشت.این سنت تقریبا به همان شکل تا به امروز حفظ شده است.
شوپن، نگاهی به موسیقی (I)

شوپن، نگاهی به موسیقی (I)

با وجود آنکه شوپن در قرن نوزدهم زندگی می کرد اما او از سنت فراگیری موسیقی همچون بتهوون، هایدن، موتسارت و کلمنتی بهره برده برد و حتی در آموزش موسیقی به شاگردان خود از روشهای کلمنتی استفاده نمود و در تربیت شاگردان نوازندگی پیانو تاثیر بسیاری از هومل برد.
نگاهی به زندگی هنری گرشوین (II)

نگاهی به زندگی هنری گرشوین (II)

در سال ۱۹۱۵ شروع به مطالعه هارمونی، کنترپوآن و ارکستراسیون نمود. مطالعات او تا سال ۱۹۲۱ ادامه داشت و اولین قطعه کلاسیک او، Lullaby (لالایی) برای یک کوارتت زهی بود که در سال ۱۹۱۹ نوشته شد این قطعه در واقع جزو تمرین های هارمونی او بود. پس از آن او اپرای کوتاهی بنام Blue Monday را به رشته تحریر درآورد، او این اپرا را برای برادوی تهیه کرد اما پس از اولین اجرا دیگر هرگز اجرا نشد. سوانی (Swanee) در سال ۱۹۲۰ هنگامی که در Broadway بود نوشته شد. این ترانه زیبا توسط خواننده محبوب آن سالها یعنی ال جولسون (Al Jolson) خوانده شد و برای جورج مبلغی حدود ۱۰ هزار دلار! بعنوان آهنگساز درآمد به ارمغان آورد. پس از آن جورج برای تهیه موسیقی مراسم سالانه Broadway قراردادی به مدت ۵ سال با آنها به امضا رسانید. او همچنین برای سه برنامه بزرگ موسیقی در Broadway و دو برنامه در لندن قرارداد تهیه موسیقی به امضا کرد. به قسمتهای زیبایی از لالایی گرشوین گوش کنید:
گفتگو با هوشنگ ظریف (I)

گفتگو با هوشنگ ظریف (I)

هوشنگ ظریف جزو آخرین بازمانده‌های نسلی از موسیقیدانان ایرانی است که هرگز اهل جنجال‌های رسانه‌ای نبودند؛ نسلی در عمل موسیقایی درجه یک و در آموزش خستگی‌ناپذیر. ظریف، تربیت‌شده‌ی مکتب معلمانی چون موسی معروفی، حسین دهلوی، روح‌الله خالقی، فرامرز پایور است که خود نیز تا امروز بر همان مسیر بوده و هست. بی‌تردید حاصل چند دهه کوشش پایه‌گذارانه‌ی آن نسل بود که قطار موسیقی کلاسیک ایرانی را شتاب بخشید. سالی که در آنیم اولین سالی است که هوشنگ ظریف بر خلاف خواست قلبی خود، پس از بیش از نیم قرن تدریس تار، دیگر در هنرستان موسیقی درس نمی‌دهد. سالروز تولد این استاد کهن‌سال ولی هنوز پر شور و بذله‌گو، بهانه‌ای بود تا او را در این گرد و غبار هیاهوهای رسانه‌ای بازیابیم و هوایی تازه کنیم.
بالاد – قسمت دوم

بالاد – قسمت دوم

سنت سرودن ترانه های داستانی درباره وقایع و شخصیتهای روز، هنوز هم ادامه دارد و کمتر پیش می آید که یک واقعه با جذابیت عمومی از چشم تیزبین سرایندگان تصنیف دور بماند.