گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (III)

صداقت‌کیش ادامه داد: مثالی می‌زنم؛ شما اگر در مورد شنا کردن هم بنویسید همین اتفاق می‌افتد. یعنی از خواندن متنی در مورد شنا کردن، نه خیس می‌شوید، نه فشار آب را بر شش‌هایتان احساس می‌کنید و نه اگر شنا کردن بلد نباشید آبی وارد ریه‌هایتان می‌شود و الی آخر! این اتفاق نه در مورد خواننده می‌افتد و نه در مورد نویسنده که ممکن است زمانی این رویداد را تجربه کرده باشد و ممکن هم هست تجربه نکرده باشد. بنابراین درباره چیزی نوشتن، حداقل به گمان من، فاصله‌اش با خود آن چیز، در هر ساحتی زیاد است؛ حتی درباره ادبیات نوشتن در قیاس با خود ادبیات، منتها در این مورد دو چیزی که مورد استفاده قرار می‌گیرند هم سرشتند و در مورد موسیقی، نه.

او افزود: نکته بسیار مهم این که موسیقی یکی از معدود جاهایی است که «درباره‌اش کار کردن» با «خودش»، جنسی متفاوت دارد. شما وقتی درباره ادبیات کار می‌کنید، چه حرف بزنید و چه بنویسید جنس جفت‌شان زبان است اما در این جا سرشت هر دو یکی نیست و این البته نکته مهمی است. با این ‌حال دست‌کم من گمان نمی‌کنم که ما در نقد به دنبال این هستیم که تجربه خودمان را منتقل کنیم، البته شاید بتوانیم به طریقی در مورد تجربه خودمان حرف بزنیم ولی بعید می‌دانم که بشود تجربه موزیکال را بازسازی کرد.

صداقت‌کیش با اشاره به آن‌چه فیاض در مورد نقد شفاهی و نقد مکتوب گفت، تصریح کرد: آن‌چه که به گمان من با خواندن یکی، دو مقاله مهم جناب فیاض در مورد تاریخ نقد در ایران به عنوان تفاوت اصلی نقد شفاهی با نقد مکتوب به ذهن می‌رسد، سطوحی از شکل‌یافتگی و ساختار است که در یکی می‌تواند رخ دهد و در دیگری به دلایل مختلف نمی‌توانسته است رخ دهد. البته من مانند آقای فیاض بخش بزرگ‌تر عمرم را در دوره نقد شفاهی نگذرانده‌ام و شاهد بخش کوچک‌تری بوده‌ام. آن‌چه که نقد خوانده می‌شد یا نقد بود ولی به نامی خوانده نمی‌شد اظهارنظرهایی نسبتا کوتاه در قالب گزاره‌هایی بود که نه تلاش استدلالی آن چنانی برای متقاعدکننده‌شدنشان صورت می‌گرفت و نه کارهایی از این قبیل. این فرایند تکیه‌اش بیشتر بر اعتبار بود. اما به نظر من، اگر کسی چون من، در مورد اثری صحبت کند و عده‌ای آن صحبت را به شکل مکتوب منتشر کنند که اتفاق هم افتاده است، آن‌چه این جا اتفاق می‌افتد با آن نقد شفاهی که ایشان می‌گویند فرق می‌کند. او افزود: ما چون وارد مرحله کتبی شده‌ایم و آن را گذرانده‌ایم، وقتی این جا حرف هم می‌زنیم تقریبا از همان جنس است و فقط الزامات زبان محاوره‌ای است که کمی آن‌چه را می‌گوییم با آن‌چه می‌نویسیم متفاوت می‌کند و اگر کمی وقت داشته باشیم و روی آن‌چه می‌خواهیم در موردش حرف بزنیم، کار کنیم بهتر می‌توانیم پرداختش کنیم و به جنس نقد مکتوب نزدیک‌ترش سازیم.

چون ساختار ذهن‌مان این گونه شده است و آن مرحله را رد کرده‌ایم؛ نه یک شخص، نه دو شخص بلکه همه‌مان و در نتیجه وقتی صحبت می‌کنیم با همان ساخت‌یافته‌گی است و اگر همین چیزهایی را که ایشان گفتند بنویسید می‌بینید که فقط نحوه گفتارشان، نحوه محاوره است و باقی ماجرا کم و بیش شبیه مقالاتی است که می‌نویسند. صرفا در آن جا به دلیل این که وقت بیشتری برای پرداختن و دیدن منابع و واکنش نشان دادن و این‌ها هست ممکن است وضعیت کمی استوارتر باشد نه این که سرشتش به شکل عجیب و غریبی تغییر کند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ریتم و ترادیسی (IX)

با این حال، حتی مفیدتر از فهرست های رویدادها، تجسم داده های MIDI به صورت پیانو-رُل مطابق شکل ۱۲ است. در این نوع ارائه، محور عمودی نشان گر شماره های نت MIDI است (مانند F2=53) و نت های متناظرِ شستی های پیانو به صورت گرافیکی بر هر دو طرف شکل نشان داده شده اند. زمان در طول محور افقی حرکت می کند، و با ضرب ها و میزان ها مشخص شده است. هنگام نمایش سازهای کوبه ای، هر سطرْ متناظر با یک ساز متفاوت (به جای یک نت متفاوت) است. برای مثال، در مشخصات کلی MIDI برای طبل، سطر متناظر با C1 طبل بزرگ با شماره ی نت MIDI برابر ۳۶ است، D1=38 طبل کوچک است و ۴۲=۱♯F و ۴۴=۱♯G و ۴۶=۱♯A انواع مختلف سِنج پایی هستند. این موارد در شکل همراه با شماره ی نت MIDI متناظرْ برچسب گذاری شده اند.

همه حق اظهارنظر دارند

با این جمله لابد بارها برخورد کرده‌ایم. وقتی از آن استفاده می‌کنیم که کسی به نظر کس دیگری اعتراض کرده باشد. مثلاً وقتی‌که کسی بگوید «این چه مطلب بیراهی است که فلانی نوشته». جمله‌ی لیبرال‌منشانه‌ای است که این روزها طرفدارهایش از گذشته هم خیلی خیلی بیشتر شده و به‌سختی ممکن است بتوانیم با آن مخالفت کنیم.

از روزهای گذشته…

ای نهال آرزو خوش زی که بار آورده ای

ای نهال آرزو خوش زی که بار آورده ای

طبق رسم معهود به تاریخ ۲۵/۲/۸۸ که اولین جشنواره هنرمندان خود آموخته تعریف شده بود، در دریکنده بابل زادگاه مکرمه قنبری به گرد هم در آمدیم. دامنه این حرکت فرهنگی و هنری آنچنان وسیع و گسترده بود که به کاتالوگی تاریخمند مبدل شد که در قالب ورک شاب شکل گرفت. مرتبه و جایگاه وجودی این مراسم به لحاظ معنویتی که در ذات و جوهره آن بود، تحسین ملی را برانگیخت که محل اقبال تجربه ای تاریخمند و ماندگار شد.
منبری: علاقه زیادی به خلق موسیقی داشتم

منبری: علاقه زیادی به خلق موسیقی داشتم

با یکی از دوستانم آقای افشار که شاگرد ارشد آقای جعفری استاد هنرستان موسیقی بودند در آن سالها که نوازنده حرفه ای کلارینت هم بودند. ابتدا با متد رودولف و بعدها پوزولی را کار کردم. سلفژ ریتم هم شروع کردم و به موازاتش کلاس تنبک رفتم. سال بعدش توسط خود آقای شجریان به استاد پایور معرفی شدم که ایشان علاقه من را دیدند و با روی باز و مشفقانه بنده را پذیرفتند؛ بطوریکه من سازی هم نداشتم، یکی از سازهای خودشان را به من دادند و گفتند تا زمانیکه سازی تهیه کنی با این ساز تمرین کن. بعدها من با پس اندازم و با کمک و حمایت مادر بالاخره به قیمت ۲۵۰۰ تومان، یک ساز دم دستی و بازاری خریدم.
کنسرت اروپایی گروه بین المللی رومی و علیرضا قربانی

کنسرت اروپایی گروه بین المللی رومی و علیرضا قربانی

تور اروپایی “گروه رومی و علیرضا قربانی” از روز ۳۰ سپتامبر برای اجرای هشت کنسرت در سوئد، نروژ، سوییس و اسپانیا آغاز می شود. شماری از نوازندگان برجسته ایرانی و اروپایی در این گروه بین المللی گردهم آمده اند تا در ترکیبی ویژه آثار جاوید افسری راد آهنگساز ایرانی مقیم نروژ را اجرا کنند. تعداد نوازندگان در نخستین تور اروپایی “گروه رومی” بین ۱۲ تا ۱۶ نفر متغییر است.
راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (VII)

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (VII)

پیانو کنسرتوی شماره ۲ راخمانینوف، رومانتیسم دوران گذشته را به یاد می آورد و از آثار مشهوری است که پیانو در آن هنر خود را به خوبی نشان می دهد.
ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (VIII)

ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (VIII)

گذشته از همسنجیِ کیفیت و رسیدن به تفاوت‌های سه‌گانه، به آستانه‌ای رسیده‌ایم که دیواربه‌دیوار شگفتی است. دقیق‌تر اگر ببینیم به تناقض رسیده‌ایم؛ چنان که برآمدن دولت-ملت مدرن و پدیدارشدن ملی‌گرایی نوین به گرایش به دیگری انجامیده یا با آن همراه شده است. و این از آن روست که به هنگام برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران ملی‌گرایی (و بنا به دلایلی که شمردم نه ملت‌سازی) با تجدد پیوندی تنگاتنگ و نگسستنی یافته بود.
روش سوزوکی (قسمت چهاردهم)

روش سوزوکی (قسمت چهاردهم)

چنانچه که قبلا یادآور شدم رابطه خواهر من هینا با کوجی مثل یک مادر بود و از او خیلی مراقبت می کرد. در ماتسوموتو کوجی با یک روحانی کاتولیک آشنا شد و هر یکشنبه به کلیسا میرفت، در مدت کوتاه او یک کاتولیک شد. خواهرم که کوجی برایش خیلی اهمیت داشت هر یکشنبه او را تا کلیسا همراهی می کرد. بعد از نیمی از سال او هم کاتولیک شد! خواهرم به کارهای کلیسا هم کمک میکرد. به همان شکلی که در کنار من برای متد تربیت استعدادها کمکم میکرد.
آلفرد اشنیتکه و سبک پلی استایلیسم (II)

آلفرد اشنیتکه و سبک پلی استایلیسم (II)

اشنیتکه کنسرتو گروسوی شماره یک خود را در سال ۱۹۹۷ به پایان رساند، این اثر در تاریخ ۲۱ مارس همان سال توسط ارکستر مجلسی لنینگراد (Leningrad Chamber) اجرا شد. در ارکستر فوق گیدون کرمر (Gidon Kremer) و تاتیانا گریدنکو (Tatiana Gridenko) تک نوازی ویولن و یوری اسمیرنوف (Yuri Smirnov) نوازندگی پیانو را بر عهده داشتند.
کنترباس (II)

کنترباس (II)

اگر بخواهیم یکی از بزرگترین نوازندگان دوبل باس کلاسیک را نام ببریم بدون شک باید از جیووانی بوتسینی نوازنده مشهور ایتالیایی (۱۸۲۱-۱۸۸۹) نام برد. او که نزد بسیاری از منتقدین موسیقی به پاگانینی کنترباس مشهور است قطعات بسیار زیبایی را از جمله چندین کنسرتو برای این ساز نوشته است. زیبایی کارهای او به قدری است که به هیچوجه نمی توان آنها را با سایر کارهای سولو برای این ساز مقایسه کرد.
ریکاردو موتی، رهبر مشهور اپرا

ریکاردو موتی، رهبر مشهور اپرا

ریکاردو موتی (Riccardo Muti) یکی از رهبران ارکستر شناخته شده ایتالیا میباشد که میتوان نام او را در بسیاری از فستیوال های معتبر موسیقی در اروپا و به عنوان رهبر ارکستر مشاهده نمود. ریکاردو موتی در ۲۸ ژوئن سال ۱۹۴۱ در ناپل ایتالیا در خانواده ای که پدرش مشغول به طبابت بود متولد شد، هر چند در زمینه موسیقی به عنوان یک خواننده آماتور موسیقی نیز فعالیت مینمود اما در سوی دیگر مادرش خواننده ای حرفه ای بشمار می رفت. موتی نوازندگی پیانو را در کنسرواتوار San Pietro a Majella و زیر نظر Vincenzo Vitale فرا گرفت.
موسیقى رنگ ها (III)

موسیقى رنگ ها (III)

حال با یک پرومناد دیگر به قصه قدیمى هدایت مى شویم – قصرى قدیمى در ایتالیا – این قسمت احساس قرون وسطایى دارد و با نت هاى باس اجرا مى شود و این نت ها کم کم بالا مى روند. به نظر مى رسد موسورگسکى هنگام دیدن این تابلو بیشترین درنگ را کرده است و آن را در تمپوى آندانته (کند معتدل، با ضرباهنگ گام زدن) نوشته.