روش سوزوکی (قسمت پانزدهم)

بدون بارتیتور برای اجرا به رادیو رفتند
من هر دو را تنها گذاشتم که تمرین کنند و رفتم که کارهایم راا نجام بدهم. تا وقت شام که همدیگر را ملاقات کردیم من پرسیدم از آنها که بگویید ببینم آیا از عهده کار برمی آیید؟ گفتند که اوه آقای پروفسور شما امروز ما را حسابی ترساندید! این موسیقی فوق العاده است اینطور نیست؟ با اینکه من ترس به جانشان انداخته بودم ولی به نظر خیلی خوب و خوشحال می آمدند و درشان ترس و حالتی از این قبیل دیده نمی شد! روز بعد می خواستم که یکبار دیگر اجرایشان را ببینم. هردویشان نتهایشان رابه من دادند.

من نتها را بر روی میز گذاشتم و اجرایشان را به خودم هدیه کردم ،این کار را رسم کرده بودیم که قبل از اجرا باید نتهایشان را به معلم ها تحویل میدادند.

بعد از اینکه اثر را نواختند به آنها گفتم که خیلی خوب اجراکردید، نتهایتان و موزیکالیته تان واقعاعالی است. حالا در همان جا هم به همین خوبی اجراکنید و من شما را در خانه گوش خواهم داد و بعد دویدند بطرف اتوموبیلی که منتظرشان بود و رفتند و طبیعتا نتهایشان را روی میز گذاشته بودند. همانطوریکه درگذشته گفته بودم، برای من تمرین به خاطر سپاری بسیار اهمیت دارد؛ شاگردان من باید بتوانند آثارشان را از حفظ اجراکنند، باید به این کار تسلط داشته باشند و وابسته به نت نباشند این دو بسران من هم از خردسالی آموخته اند که اصلا نباید به این فکر بیفتند که نت را باید با خود ببرند.

زمان آن فرارسیده که به دست بهترین معلم سپرده شوند
تمرین قابلیت و توانایی را افزایش می دهد. وقتیکه آنها رفتند، من وضعیت موجود را با خود مرور کردم: من دیروز آثار را به آنها دادم و آنها هنوز اثرهارا نمی شناسند اما با اینحال امروز کل رپرتوار را از حفظ اجرا کردند، بدون هیچ واهمه ترس و نگرانیی، تست من موفق شده بود! اجرا در رادیو عالی شد. تمام فامیل از هیجان و خوشحالی لبریز بودند.

امروز این دو نفر جزو بهترین موزیسین ها به حساب می آیند و من از خودم سوال میکنم که آیا اصلا هر دو این داستان را به یاد می آورند و البته هر دو آنها جزو بچه هایی بودند که بدون امتحان وارد مدرسه رشد و پرورش استعدادها شده بودند و تعلیم و پرورش یافته بودند. همانطور که من قبل ها گفته ام نباید که فقط به یک استعداد خارق العاده امکانات داد اگر هر کسی با این شیوه تعلیم و پرورش یابد، میتواند خودش را نشان بدهد. کوجی و کنجی این دونفر نمونه ای از خیلی ها هستند…

کوجی که عضو خانواده مابود نوزده ساله شد. حالا زمان آن فرارسیده بود که رشد و پرورش موسیقایی اش به دست یک معلم خوب دیگری سپرده می شد ما کوجی را به دست جرج انسکو که ویولونیست و آهنگساز رومانیی بود و یکی از بهترین ویلونیست های قرن بیستم سپردیم.

من مات ومبهوت شده ام و زبانم بند آمده است .
انسکو به سنی رسیده بود و در پاریس زندگی میکرد. من دلم میخواست که کوجی به پاریس برود و تحت حمایت و هدایت این هنرمند عالی و انسان فوق العاده تحصیل کند. در نوامبر ۱۹۵۲ یعنی سه سال قبل از مرگ انسکو، من از کوجی نامه ای با این مضمون دریافت کردم. نوشته بود من در امتحان کنسرواتوار پاریس قبول شدم و معلم من آقای پروفسور بندتتی (Benedetti) است. من از یکی از دوستان شنیدم که پروفسور انسکو (enescu) بیمار است و شاگرد قبول نمی کند.

من نوشتم که زبان من بنده آمده است و نمی دانم که چه باید بگویم آیا من ترا به پاریس نفرستاده ام که بیش انسکو تحصیل کنی؟ فقط از یک دوست بشنوی که انسکو مریض است، بدون آنکه خودت تحقیق کنی؟ یعنی چه؟! تو ژاپن را ترک کردی، چون قرار بر این بود که تو پیش این معلم تحصیل کنی، اگر تو به او بها و ارزش میدادی به گفته ها توجه نمی کردی بلکه خود دنبال میکردی و مطلع می شدی.

بعد ازمدتی کوجی دوباره یک نامه فرستاد، نامه ای خوشحال کننده! نوشته بود من نامه تان را دریافت کردم و فکرمیکنم که این نامه ذهن مرا بیدارتر کرد. من آدرس پروفسورانسکو را پیدا کردم و بلافاصله او را ملاقات کردم. او فوق العاده است و انسانی والا. با وجود سن بالایش که خودش را هم ضعیف احساس میکرد، گفت برای من قدری بنوازید و او اینقدر مهربان بود که شاکن باخ مرا گوش کرد، وقتی که اجرایم به آخررسید استاد گفت، خیلی عالی می شود اگر که شماپیش من درس بگیرید اما شما شاگرد بندتتی هستید و این جالب و مودبانه نیست که من شاگرد او را از او بگیرم. اما اگر که شما کنسرواتوار را تمام کنید به اینجا خوش آمدید.

من گفتم آقای انسکو، من تمام قدرتم را جمع میکنم تااینکه بتوانم زود امتحان بدهم و قبول بشوم. من در جواب نوشتم: کوجی عزیز تشکر از نامه ات! خوب نشد که تو پروفسور انسکو را ملاقات کردی؟ یک روزی متوجه میشوی که یکی از کارهای مهمی که در روی زمین وجود دارد این است که با انسانهایی که بزرگترین حس بشر دوستانه را دارا می باشند در ارتباط باشی، با هنرشان و روح اصیل شریف و ارزنده شان که همه اینها را دارا هستند باید در ارتباط بود. به هر اندازه ای که تو از برجستگی های درخشانی که دارا می باشند دریافت کنی و در درونت منتقل و جایگزین کنی، همان گرفته ها کاراکتر و ارزش تو را به عنوان انسان و انسانیت تو را تقویت خواهد کرد.

به هرحال برای لمس و درک و حس کردن این خصوصیت و ویژگی ها و فهمیدنش تواضع و نیروی قضاوت و قدرت تشخیص لازم است. اینکه تو در نزدیکی پروفسور انسکو بتوانی باشی برای من آرامش اعتماد و خوشبختی به هدیه می آورد. شاید توقع من از تو خیلی زیاد است اما دل من این را از تو میخواهد و آرزوی حضور چنین بزرگوارانی را در نزدیکی تو می کند.

چه عالی می بود اگر دکتر آلبرت شوایتسر (Albert Schweitzer) بود اما اگر حضور دیگری هم باشد عالی است، این فقط بستگی به خود ما دارد که قبول و پذیرش و توانمندی آنرا تا چه اندازه داریم که این عظمت را در درون خودمان پذیرا باشیم. انسان باید خود در اعماق خود، توانمندی این را داشته باشد تا قادر به این باشد که بتواند جهانی را از جانی به جان دیگر برده و در آنجا برایش جایی والا اختیار کند و از آن خوب پاسداری کند. تواضعت را هرگز از دست نده، چون تکبر و غرور و خودبزرگ بینی لطمه به سرمایه ات که استعداد و قابلیتت است میزند، خودبزرگ بینی مانع دیده شدن عظمت و بزرگی ها و حقیقت میشود. هرچه بر سر زندگیت آمد این را فراموش نکن.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ریتم و ترادیسی (XIV)

رایج ترین روش واقع نمای بازنمایی موسیقایی ذخیره سازی مستقیم موج صداست. ساز و کارِ متداول ذخیره-سازی آنالوگْ نوارهای کاست و ضبط های اِل پیْ هستند. فنون متداول ذخیره سازی دیجیتالْ شکل موج را نمونه برداری کرده و سپس بازنمودی از نمونه ها را بر نوار مغناطیسی، در قالب نوریِ آنْ بر سی دی، یا در حافظه ی یک رایانه ذخیره می کند. تمامی این فن آوری ها تغییرات صدا را در یک موجِ فشار صوتی هنگام رسیدن آن به میکروفُن ضبط می کند.

مروری بر آلبوم «روز ششم»

اگر اهمیت یک آلبوم را تنها در انتشار یک قطعه‌ی مهم تاریخی هم بدانیم، باید اهمیتی چشم‌گیر برای «روز ششم» قائل شویم. زیرا بالاخره پس از هفت دهه ضبطی شایسته از قطعه‌ی پروانه (نسخه‌ی ارکستری) امانوئل ملیک اصلانیان به دست می‌دهد. نسخه‌ی پیانویی پروانه را اصلانیان در سال ۱۳۳۳ نوشت. دانستن همین نکته کافی است تا پس از دقیق شنیدن آن دریابیم چه اندازه رویکردش به استفاده از مصالح موسیقی ایرانی نو و جسورانه بوده است.

از روزهای گذشته…

گاه های گمشده (X)

گاه های گمشده (X)

در عرف موسیقی ایران شور می، سه گاه فا سری، چهارگاه سل به عنوان چپ کوک و شور لا، سه گاه سی کرن و چهارگاه دو به عنوان راست کوک شناخته می شوند که در واحد یکپارچه مرتضی حنانه بالعکس ارائه شده است. یعنی با فرض صحیح بودن کلیه عناصر این واحد یکپارچه، گام راست تحتانی وی باید یک پنجم بم تر و از نت سل (شروع دوبل گامی که پیش از این معرفی شد) شروع می شد.
مروری کوتاه بر چهار کتاب از فرهاد فخرالدینی (III)

مروری کوتاه بر چهار کتاب از فرهاد فخرالدینی (III)

اما به غیر از این موضوع در فصلی از کتاب در خصوص ریتم و ارتباطش با افاعیل و اوزان عروضی نکات جالبی مطرح شده است. در متن کتاب، نویسنده به یادداشتی که استاد فقید علی تجویدی در تقدیمیه‌ی کتاب خود «موسیقی ایرانی» به وی نوشته اشاره می‌کند که مرحوم تجویدی کتاب خود را «حاصل یک عمر تلاش عاشقانه» خوانده است. بی‌شک این کتاب فرهاد فخرالدینی نیز اینگونه است و به رشته‌ی تحریر درآمدن این کتاب به جهت اینکه ما و آیندگان بدانند که این استاد چه تلقی‌ای از محتوای موسیقی ایرانی داشته، رخداد مهمی‌ست و بی‌تردید نوشته شدن این کتاب از نوشته‌نشدن‌اش بهتر بوده است.
آواز بنان (IV)

آواز بنان (IV)

او غزلی را اجرا کرده است با ردیف «نشینم» (۲) که غزل‌سرا به جای «ببوسم»، «نشینم» را انتخاب کرده و بنان با چنان مهارتی این غزل را اجرا کرده که زهر و ابتذال کلمه را گرفته و این کاری است که از عهده همه کس برنمی‌آید.
خواهران خلاق کره ای

خواهران خلاق کره ای

خلاق و خلاقیت واژگانی جذاب برای همه ما هستند اما آیا تلفیق فرمهای مختلف هنری همچون موسیقی کلاسیک با موسیقی دی جی و یا الهام گرفتن از علم اکولوژی برای خلق یک تریو را میتوان خلاقیت نامید؟ پاسخ این سوال و اینکه هنرمندان و نوازندگان تا چه حد مجاز به قالب شکنی هستند خود مقاله ای جدا میطلبد.
گزارش از نقد آلبوم عطاریه (I)

گزارش از نقد آلبوم عطاریه (I)

همزمان با بزرگداشت روز عطار (شیخ فریدالدین محمدعطار نیشابوری) آلبوم موسیقی «عطاریه» در فرهنگ سرای ارسباران رونمایی شد. در این برنامه، در کنار رونمایی از این آلبوم، بزرگداشتی برای عطار نیشابوری با سخنرانی دکتر محمد بقایی (ماکان) و نقد آلبوم توسط علیرضا میرعلی نقی و سجاد پورقناد به همراه اجرای زنده بخش هایی از آلبوم به اجرا رسید.
والی: موسیقی دستگاهی یک سیستم وسیع است

والی: موسیقی دستگاهی یک سیستم وسیع است

باید در سیستم آموزش و پرورش به صورت موازی هر دو سیستم را تدریس کرد یعنی ما موسیقی ایرانی را درس می دهیم و در کنارش هارمونی و کنترپوان را هم تدریس می کنیم. مسئله من استتیک و زیبایی شناسی موسیقی ایران است؛ امروز حرکت های مهمی در موسیقی ایران بوجود آمده است، مثلا آقای علیزاده در میان قطعاتشان،‌ آثار بسیار زیبایی دارند که از یک نوع پلی فنی موسیقی ایرانی بهره گرفته است، همینطور آقایان شجریان. این پلی فنی به صورت پنهان در موسیقی قدیم ایران نیز وجود داشته است، منتها چون ما تحت تاثیر موسیقی غربی بوده ایم این پلی فنی را ندیده ایم که به صورت واخوان ها، به صورت فواصلی که به طور موازی حرکت می کنند در موسیقی ترکمن صحرا و خراسان، امروز هم شنیده می شوند.
قدرت برای خواندن و جرأت برای صحنه

قدرت برای خواندن و جرأت برای صحنه

خاطره پروانه، خواننده‌ی ایرانی، ۱۵ آبان در سن ۷۸ سالگی و بر اثر ایست قلبی در تهران درگذشت. خاطره پروانه که نام اصلی‌اش اقدس خاوری بود، فرزند پروانه از خوانندگان دوره‌ی قاجار بود که در جوانی بر اثر بیماری سل درگذشت و عنوان هنری «خاطره‌ پروانه» هم به همین خاطر برای او انتخاب شد.
تاثیر موسیقی بر روی قلب

تاثیر موسیقی بر روی قلب

یادگیری و نواختن ساز میتواند تاثیرات مثبتی را بر روی قلب داشته باشد؛ محققان ایتالیایی و انگلیسی در یک سری از آزمایشات دست به مقایسه میان افراد موزیسین و غیر موزیسن و تاثیر موسیقی در سبکهای مختلف همچون آثار کلاسیک مانند قطعات بتهوون و یا حتی موسیقی تکنو نمودند.
مفهوم تنالیته (II)

مفهوم تنالیته (II)

در مطلب قبل راجع به تونالیته در نقاشی صحبت کردیم و با آوردن چند مثال و مقایسه موسیقی با نقاشی سعی کردیم احساس تنال بودن یک نقاشی را تعریف کنیم. اینکه نقاشی باید از زوایای مختلف مرکزیت داشته باشد، اینکه در یک کار تنال نمی توان برای کشیدن صورت یک فرد، بینی را از بغل کشید و چشمها را از جلو و… یا در نورپردازی، رنگ و … در این مطلب سعی خواهیم کرد به مفهوم نبود تنالیته در نقاشی اشاره کنیم تا در مطالب بعدی بتوانیم درک بهتری از تنالیته در موسیقی بدست بیاوریم.
برگزاری نشست آسیب شناسی ساخت سازهای ایرانی

برگزاری نشست آسیب شناسی ساخت سازهای ایرانی

روز شنبه پنجم دی ماه نشستی با موضوع آسیب‌شناسی ساخت سازهای ایرانی در محل شهر کتاب مرکزی برگزار شد. این نشست در ادامه تحقیقاتی که گروه پژوهشی پویش انجام داده و به همت مجله شهر کتاب در پنجمین شماره آن به طبع رسید برگزار شد. در ابتدای نشست سعید یعقوبیان دبیر بخش موسیقی مجله شهر کتاب درباره چرایی ورود به این موضوع و اهمیت آن در موسیقی ایران، همچنین مشکلات پژوهش و نبود منابع مستند مطالب قابل توجهی را مطرح و با اشاره به وجود منابع بسیار اندک دراین حوزه و مشکلات بر سر راه پژوهش‌های مشابه در این باب به پایان‌نامه‌ای که اطلاعات نادرستی درباره ساخت ساز ارائه کرده بود اشاره و خاطر نشان کرد این یکی از تنها دو منبعی بود که برای پژوهش در اختیار داشتیم.