جرج انسکو، بزرگترین موسیقیدان رومانی

یهودی منوهین به رهبری جرج انسکو کنسرتو ویولون دورژاک را مینوازد
یهودی منوهین به رهبری جرج انسکو کنسرتو ویولون دورژاک را مینوازد
جرج انسکو (George Enescu) بعنوان آهنگساز، پیانیست، ویولونیست، رهبر ارکستر و همچنین معلمی توانا در دنیای موسیقی مطرح می باشد. او بزرگترین موسیقیدان در زادگاه خویش – رومانی – و یکی از بهترین اجرا کنندگان موسیقی کلاسیک در قرن بیستم در سطح جهانی است.

وی در یکی از روستاهای کشور رومانی بدنیا آمد و استعدادش در زمینه موسیقی از همان دوران کودکی در او وجود داشت.

در سن پنج سالکی اولین اثر خود را خلق کرد تا نبوغ وی در موسیقی بر همگان آشکار شود. در همان زمان بود که پدر وی با دیدن این استعداد، او را نزد آهنگساز برجسته ای به نام کاودلا (Eduard Caudella) برای یادگیری علوم موسیقی سپرد.

انسکو در سن هفت سالگی وارد کنسرواتوار وین شد، جایی که وی تحت تعلیم اساتیدی چون: Joseph Hellmesberger و Robert Fuchs و Sigismond Bachrich قرار گرفت و قبل ار سن سیزده سالگی توانست فارغ التحصیل شود!

او در کنسرت هایی که وی در وین برگزار مینمود، آثاری از برامس – سارازات و مندلسون را اجرا مینمود. در سال ۱۹۸۵ وی برای تکمیل آموخته های خود در زمینه موسیقی به شهر پاریس رفت و دروس ویلن را نزد Martin Marsick و هارمونی را نیز با André Gédalge و آهنگسازی را نزد Jules Massenet و Gabriel Fauré گذراند.

بسیاری از آثار انسکو تحث تاثیر موسیقی زادگاه خوش یعنی رومانی گرفته بود که از محبوبترین آثار وی میتوان به Romanian Rhapsodies، ساخته شده در سالهای ۱۹۰۱ الی ۱۹۰۲ و اپرای Oedipe در سال ۱۹۳۶ و سوئیتهای برای ارکستر اشاره نمود. وی همچنین پنج سمفونی (که دو سمفونی وی ناتمام ماند ) و آثار بسیاری برای موسیقی مجلسی که برخی از این آثار مانند سه سونات برای ویلن و پیانو – دو سونات برای ویلونسل و پیانو، سه نوازی پیانو و یا سمفونی مجلسی برای دوازده ساز و آثار متعدد دیگری دارد که شهرتی جهانی دارند.

audio file بشنوید قسمتی از “راپسودی رومانیایی” ساخته انسکو را با رهبری چیلیبی داکه رهبر بزرگ رومانیایی (ضبط شده از اجرای زنده)

وی در سال ۱۹۳۲ وی کار رهبری را با ارکستر فیلادفیا شهر نیویورک آغاز نمود. در سال ۱۹۳۵ ویلن کنسرتو شماره ۳ موزارت (سل ماژور) را با سولیستی شاگردش یهودی منوهین و با ارکستر سمفونیک پاریس رهبری نمود.

وی همچنین رهبری ارکستر فیلارمونیک نیویورک را در سالهای ۱۹۳۷ الی ۱۹۳۸ بعهده داشت.

او در سال ۱۹۳۹ با Maria Rosetti ازدواج نمود. انسکو سالها در پاریس (فرانسه) و رومانی ( بخارست) مشغول به زندگی و خلق آثار خویش بود اما بعد از جنگ جهانی دوم و بدلیل تغییرات سیاسی در کشورش در پاریس اقامت دائمی نمود.

وی در ویلن استادی بسیار برجسته و متبحر بود و بسیاری از ویولونیست های بزرگ شاگرد او بوده اند، ویولونیست های بزرگی چون: Yehudi Menuhin، Christian Ferras، Ivry Gitlis ،Arthur Grumiaux و Ida Haendel مهمترین آنها هستند.

او همواره آثاری از آهنگسازان کشورش همچون Constantin Silvestri، Mihail Jora، Ionel Perlea و Marţian Negrea را اجرا می نمود و این امر تاثیر بسیاری در ترویج موسیقی معاصر کشورش داشت.

audio file بشنوید قسمتی از سونات کورلی را با ویولون انسکو

جرج انسکو در سال ۱۹۵۵ در پاریس از دنیا رفت. امروزه برای بزرگداشت این موسیقیدان که همواره حامی ارزشها و فرهنگ موسیقی کشورش بود، موزه، ارکستر سمفونیک و همچنین فستیوالی با نام وی وجود دارد تا همواره در یاد و خاطره مردم رومانی بعنوان یک میهن پرست و یک موزیسن برجسته باقی بماند.

en.wikipedia.org

3 دیدگاه

  • Masha
    ارسال شده در آبان ۲۲, ۱۳۸۶ در ۲:۳۷ ق.ظ

    Maghaaleh e khoobi ast .Mokhtasar va mofid.Amma saale tavallodash raa naneveshtehid .saal e 1881 mi baahsd.

  • مهرداد فاروقی
    ارسال شده در دی ۳۰, ۱۳۸۶ در ۱۰:۵۱ ق.ظ

    از زحماتی که برای سایت زیبا و مفیدتان کشیدید نهایت سپاسگذاری را دارم .
    تندرست و همیشه پیروز باشید .

  • farzad
    ارسال شده در دی ۱۵, ۱۳۹۰ در ۱۲:۵۷ ق.ظ

    khoshhalam k hamchin matalebi be zabune farsi vojud dare,motshakkeram azatun

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ریتم و ترادیسی (I)

ریتم و ترادیسی دو روشِ فهم نظم های زمانی در جهان پیرامونِ ما را در تباین با هم قرا می دهد: فهم مستقیم به-واسطه ی قوه ی ادراک، و فهم غیر مستقیم به واسطه ی تجزیه و تحلیل. «ریتم» به دستگاه ادراکی ای که امکان مشاهده و دریافتِ بی دردِسرِ پدیده های ریتمیک را در اختیار افراد قرار می دهد گریز می زند، درحالیکه «ترادیسی» ابزارهای ریاضی ای را که برای کشف نظم ها و مطالعه ی الگوها مورد استفاده قرار می گیرد پیشِ روی می گذارد.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (II)

بیرون‌رفتن مردم از خانه و برگرفتن و دورافکندن کلوخ در آخرین روز ماه شعبان به احتمال فراوان به نشانه ترک عیش و عشرت و باده‌نوشی در ماه مبارک روزه‌گیران و دورکردن دیو گناه باده‌نوشی از خود بوده است و این آیینی بازمانده از دوره پیش از اسلام بوده که با دگرگونی نظم و روال زندگی عادی مردم در تغییر ماه همراه بوده است (۲) و یا جشن «هالووین» در فرهنگ غربی. «هالووین» یک جشن مسیحیت غربی و بیشتر سنتی می‌باشد که مراسم آن سه شبانه‌روز ادامه دارد و در شب «۳۱ اکتبر» (نهم آبان) برگزار می‌شود. بسیاری از افراد و مخصوصا کودکان و نوجوانان در این شب با چهره‌های نقاشی شده، لباس‌های عجیب یا لباس‌های شخصیت‌های معروف، چهره و ظاهری که آن به‌نظرشان ترسناک باشد خود را آماده جشن می‌کنند و برای جمع‌آوری نبات و آجیل به در خانه دیگران می‌روند. این جشن را مهاجران «ایرلندی» و «اسکاتلندی» در سده نوزدهم با خود به قاره آمریکا آوردند. (۳)

از روزهای گذشته…

دخترم، بوی فرار می آید (II)

دخترم، بوی فرار می آید (II)

و اما در ایران پس از گذشت سی سال، زنان آواز ایران، هنوز از رها ساختن آوایشان محروم اند و با آن که بسیاری از آنان در سرزمین خود حضور دارند، به جایی تبعید شده اند که می بایست در آن سکوت اختیار کنند و به همین سبب جامعه بخشی از حافظه خود را رفته رفته از دست داده است چرا که نتوانسته همه آرا و صداها را در متشکل شدن جامعه حضور بدهد. نتیجتاً عده ای اندک اندک در اثر این رانده شدگی و نَفَس بری، چون دیگر به صورت عاطفی و احساسی نتوانسته اند فضای هستی شناسانه ی زبان ناخوداگاهشان را بیان کنند، خود را فراموش شده می پندارد و در این قطع شدن، کل جامعه به تدریج متوجه سرریز شدن احساسات به بن بست رسیده می شود و به سوی بحران و خفقان گام می نهد.
حضور بانوان در جامعه ی موسیقی ایران (III)

حضور بانوان در جامعه ی موسیقی ایران (III)

ارکستر بزرگ رادیو تلویزیون ملی ایران که توسط رهبران مختلفی از جمله فریدون ناصری، مرتضی حنانه و در آخر فرهاد فخرالدینی در سازمان صدا و سیمای آن زمان مشغول به فعالیت بود، حضور تقریبی ۴% از بانوان نوازنده را در دوره ی فعالیتش از سال ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۸ (که رهبری آن به محمد شمس رسید) ثبت می کند.
تار و پودِ نشانه (IV)

تار و پودِ نشانه (IV)

به‌این‌ترتیب هزار جنگ به هزار شکل و صحنه‌آرایی مختلف از آن حیث که جنگ‌اند بارهای عاطفی نسبتا مشابهی را بازمی‌تابانند و موسیقی همراهشان اگر بخواهد آنها را توصیف کند لابد از لحاظ مقام مشابه می‌شود. درنتیجه امر نمایشی اولین قربانی موسیقی خواهد بود و پس‌ازآن خرده داستان‌های شکل‌گرفته در مسیر روایت اصلی. بدین ترتیب شعر/داستان که هنگام خواندن، اگر آماده‌ی درک لذت زیباشناختی‌اش باشیم با همین جزئیات نمایشی ما را جذب می‌کند و ابعاد ناگفته‌ای از جهان داستان را می‌گشاید، به هنگام خوانده شدن با آواز یا دکلمه همراه موسیقی، ابعادش را از دست می‌دهد. به‌جای آن که موسیقی در توافق با شعر باشد و آن را تقویت کند یا حتا تضاد طراحی‌شده به‌قصد اثربخشی زیباشناختی داشته باشد، با آن بی‌ربط می‌نماید و همان لذت نهفته در معنای کلام را هم زایل می‌کند (۵).
گزارش مراسم رونمایی کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی» (V)

گزارش مراسم رونمایی کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی» (V)

اگر به نوشته‌هایی که دربارۀ موسیقی ایرانی در قرن اخیر منتشر شده است نگاهی بیندازیم، از اولین نوشته‌های مهدی‌قلی هدایت تا علینقی وزیری، خالقی و دیگرانی که در سال‌های بعد آثاری منتشر کردند، عمدتاً مسائل تئوریک بحث شده و تئوری گاهی اوقات مسئله‌ای انتزاعی است و تجزیه‌وتحلیل بر آثار خیلی کم انجام شده است. دکتر مسعودیه، دکتر هرمز فرهت، خانم راغب، آقای مرادیان جزو معدود افرادی‌اند که کارهای آنالیتیک انجام داده‌اند و این مسئله خیلی مهم است. وقتی در فرهنگ موسیقی کلاسیک غربی نگاه می‌کنیم، تجزیه‌وتحلیل خیلی زیاد انجام شده است. یک قطعه از زوایای مختلف بارها و بارها موضوع پایان‌نامه و کتاب و مقاله بوده و تئوری‌ها درباره‌اش آزموده و تصحیح شده است.
متنوع و پر شتاب (I)

متنوع و پر شتاب (I)

نوشته ای که پیش رو دارید نقدی است بر آلبوم «آخرین لبخند تو»به آهنگسازی بهداد بهرامی و نوازندگی رضا تاجبخش که به قلم بهرنگ قدرتی در اختیار ژرونال گفتگوی هارمونیک قرار گرفته است. این آلبوم به صورت اینترنتی منتشر شده است و از این لینک قابل دسترس است.
آرنولد شونبرگ و آهنگسازی ددکافونیک (I)

آرنولد شونبرگ و آهنگسازی ددکافونیک (I)

به طوری که در کتاب های مختلف تاریخ موسیقی آمده است: «آرنلد شنبرگ» در سیزدهم سپتامبر ۱۸۷۴ در شهر «وین» پا به عرصه وجود گذاشت ولی متأسفانه در سن هشت سالگی پدرش را از دست داد، با این حال و با توجه به عشقی که در نهادش به ودیعه گذاشته شده بود در دوازده سالگی شروع به آموختن ویولون نمود و با پشتکاری که داشت او را به عنوان نوازنده در ارکستر مجلسی مدرسه پذیرفتند و در مدت کوتاهی توجه اولیای آنجا را به خود جلب نمود. در این مدت آهنگ هایی نیز تصنیف کرد تا این که به یکی از آهنگسازان به نام «زملینسکی» برخورد کرد. به زعم همان تاریخ نویسان، این آهنگساز به محض آن که به استعداد فوق العاده «شنبرگ» پی برد به آموزش کمبودهای او در زمینه مبانی موسیقی مانند کنترپوان پرداخت.
سرگشته در تودرتوی زمان (III)

سرگشته در تودرتوی زمان (III)

قطعه به جزیره‌هایی از نواخته‌های سه‌تار، که خطی منسجم و پیوسته از ملودی‌های ساخته شده بر اساس موسیقی دستگاهی ایرانی را سرسختانه پی ‌می‌گیرد، تقسیم شده است که هر لحظه به خصوص در ایست‌ها به شکل پدیده‌ای ریزغربالی فرومی‌پاشد. این فروپاشی تنها از منظر ماده‌ی خطی نیست بلکه در بعد طیفی نیز روی می‌دهد. یعنی طرح ملودی نواخته شده توسط نوازنده‌ی سه‌تار مصالحی را به دنبال می‌آورد که میان یک «ایمیتاسیون کانونیک» در هم شکسته و پاره‌هایی از طیف خط مرکزی سرگردان‌اند. از سوی دیگر به نظر می‌رسد مواد جدا شده از جزیره‌ی قبلی نوعی گسترش غربال تکاملی برای بعدی فراهم می‌کند، البته با همان مقیاس خُرد.
درگذشت پوریا حاجی زاده

درگذشت پوریا حاجی زاده

پوریا حاجی زاده نوازنده و نویسنده موسیقی، سوم آبان ماه ۹۲ پس از چند ماه مبارزه با بیماری از میان ما رفت. حاجی زاده با ورود به هنرستان موسیقی و سپس دانشکده ی هنر و معماری دانشگاه آزاد اسلامی تهران، رشته ی نوازندگی را ادامه داد و پا به عرصه ی هنر گذاشت. خانواده پدریش (محمد، حمید و فرخنده) از شاعران و نویسندگان مطرح هستند. پدر وی محمد حاجی زاده همچنین ساز سازی مطرح است و تارهای تیکه ای او که ترکیبی است از چوب های مختلف، میان نوازندگان برجسته ایرانی از جایگاهی خاص برخودار است.
گفتگو با زوکرمن (I)

گفتگو با زوکرمن (I)

درست است که زوکرمن تازه شصت ساله شده اما این نوازنده بین المللی در اعماق وجودش همچنان همان نوازنده مشتاقِ آتش افروزیست که مخاطبان در تمام نقاط دنیا از سال ۱۹۶۱، پس از اولین اجرایش به عنوان یک ویولونیست نابغه، شناخته اند و تحسین می کنند. او اکنون دارد لندن را نیز از این شور و اشتیاق بهره مند می کند.
سخنرانی لئوناردو برنشتاین در مورد موسیقی آوانگارد (II)

سخنرانی لئوناردو برنشتاین در مورد موسیقی آوانگارد (II)

خب اینها جملات منفی و ناراحت کننده ای بود. چیزی که آنرا برایم جذاب میکند واقعیات آن نیست، بلکه چیزهایی در آن است که دیگر واقعیت ندارد. در مدت کوتاهی بعد از آن همه چیز تغییر کرد: