بلا بارتوک و اتنوموزیکولوژی (II)

بلا بارتوک (1881-1945)
بلا بارتوک (1881-1945)
بارتوک به عنوان یک رومن-کاتولیک بزرگ شده بود با تربیت مذهبی افراطی معمول در مدارس. خود او می نویسد: “زمانی که ۲۲ سالگی را کامل کردم، مرد جدیدی شدم – یک آتئیست.” در نامه ای در سال ۱۹۰۵ بارتوک بیان داشته که پیرو نیچه است و فلسفه تردید خود را درباره مذهب اینگونه بیان می دارد این باعث حیرت است که کتاب مقدس گفته ’خدا انسان را آفرید’ در حالی چیزی متضاد آن است: “انسان خدا را آفرید” و یا آنکه کتاب مقدس می گوید ’جسم فانی است و روح جاودان’ در حالی که “جسم جاودان است و روح فرمی از جسم و فانی است. بارتوک عقیده داشت معنا بخشیدن به زندگی نیازی به وجود آخرت یا جاودانگی ندارد، شادی بخشیدن به زندگی دیگر افراد و شکوفایی حسی زیبا و ثمر بخش به جهان معاصر و جاری، معنای زندگی است.

اگر زمانی بخواهم برای خودم آرزویی یا به اصطلاح دعایی کنم می گویم به نام طبیعت، هنر و دانش و این نامه را با امضای “با احترام از جانب یک بی اعتقاد که حداقل از بسیاری از آنان که ادعای متدین بودن را دارند، راد ترم.” ثبت میکنم!

audio file بشنوید قسمتی از موومان سوم “کنسرتو پیانوی شماره ۲” اثر بارتوک

در سال ۱۹۰۹ بارتوک با مارتا زیگلر (Márta Ziegler) ازدواج کرد. پسر آنان بلا جی.آر (Béla Jr) در سال ۱۹۱۰ متولد شد. پدر و پسر در کلیسای واحد حضور میافتند زیرا بارتوک برای مدت زمانی کوتاه مسئول اجرای موسیقی آنجا بود که به دلیل سخت گیری فراوان وی مبنی بر تنها اجرای ساز ارگ و نوعی موسیقی غیر از نوع متداول مذهبی آن، آنچنان موفقیتی کسب نکرد. پسرش بعدها نوشته: “پدرم مردی مذهبی نبود اما برای تبدیل کلیسا به مکانی آزاد، اجرای موسیقی را در آنجا بر عهده گرفت.”

audio file بشنوید قسمتی از “کنسرتو پیانوی شماره ۳” اثر بارتوک

پدر همچنین عناصر مختلفی از طبیعت را جمع آوری می کرد: حشرات، سنگها، برگها… فلسفه او آن بود که در این توده خاک زندگی جاری است، “چگونه کرمها و حشرات راه را برای بقای خویش در دل طبیعت باز میکنند، برگهای سبز بار دیگر جوانه خواهند زد و چگونگی رقص دوار مرگ و زندگی را از طبیعت می آموزیم.”

audio file بشنوید قسمتی از “رونده های اسلواک” برای پیانو اثر بارتوک

بدلیل فلسفه خاص بارتوک، با وجود خوشبینی او، به نوعی دچار انزوا شد که آن را در موسیقی خود نیز به شایستگی بیان نموده. اپرای “قلعه ریش آبی افسانه ای” که با زبان موسیقی ویژه خود بیان نموده، نوعی بی وزنی و ساختار شکنی نسبت به آثار اولیه اش که در قطعه باله “ماندریان شگفت آور” نیز آنرا حفظ نموده وجود دارد؛ که در آن داستان قتل و دزدی را بیان می کند.

audio file بشنوید قسمتی دیگر از “رونده های اسلواک” برای پیانو اثر بارتوک

بعد از اولین اجرا در سال ۱۹۲۶ تماشاگران برآشفتند و دیگر اجراهای آن لغو شد. اگرچه در آن زمان بارتوک شهرتی بین المللی داشت، موسسات محافظه کار موسیقی مجارستان که بیشتر تمایل به اجرای آثار برامس و لیست را داشتند، با موسیقی بارتوک مخالفت شدیدی می کردند، همچنین همکاری بارتوک با نویسندگان مردود دولت مجار، عاملی دیگری بر افت بیشتر او بود.

بنی گودمن، بلا بارتوک و جوزپه زیگتی
در حال ضبط در سال ۱۹۴۰
دو سونات ویولون او در سال ۱۹۲۱ و ۲۲ و سوئیت رقص در سال ۱۹۲۳ که آنرا برای پنجمین سالگرد استقلال شهر بوداپست نوشت، به شهرت وی به عنوان آهنگساز بزرگ موسیقی مدرن، کمک کرد. در سال ۱۹۲۶ مجموعه آثاری برای پیانو نوشت؛ اولین کنسرتو از سه کنسرتوی پیانو، سومین و چهارمین کوارتت زهی از سال ۱۹۲۷ تا ۲۸ در انتزاعی ترین و غلیظ ترین نوع از سبکش که در میان دیگر آثار او به عنوان شاهکارهای موسیقی از قلم منتقدین یاد شده اند.

audio file بشنوید قسمتی دیگر از “کنتراست” برای پیانو، ویولون و کلارینت با اجرای، بارتوک، زیگتی و گودمن ساخته بلا بارتوک

در سال ۱۹۲۳ بارتوک و همسر اولش مارتا از یکدیگر جدا شدند. بارتوک بلافاصله با هنرجوی پیانو دیتا پاشتوری (Ditta Pásztory) ازدواج کرد. در سال ۱۹۲۴ صاحب فرزند پسری به نام پتر (Péter) شدند. برای تعلیم موسیقی به فرزندش، بارتوک آغاز به ساخت شش مجموعه میکروکوزموس (Mikrokosmos) برای پیانو کرد. بارتوک از رژیم فاشیست مجارستان متنفر بود. در سال ۱۹۱۹ او و کودای از پستهایشان در آکادمی به دلایل سیاسی به حالت تعلیق درآمدند.

در دهه ۱۹۳۰ بارتوک از اجرا یا پخش آثارش در زمان حکومت نازی در آلمان و فاشیت در ایتالیا مخالفت کرد. او حتی از اجرا در بوداپست نیز امتناع ورزید. در سال ۱۹۳۱ برای دریافت جایزه افتخار لژیون (Légion d’honneur) به سفارت فرانسه رفت اما زمانی که در همان سال مدال کوروین (Corvin) به وی تعلق می گرفت به دلیل آنکه باید آنرا از دستان دیکتاتور مجارستان آدمیرال هورثی (Admiral Horthy) دریافت می کرد مدال را نپذیرفت!

یک دیدگاه

  • دریا
    ارسال شده در مهر ۹, ۱۳۸۸ در ۱۱:۵۱ ب.ظ

    یعنی ما هیچ سایتی برای کاربرد فیزیک در فناوری نداریم!این دیگه ایول داره!

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

روی دانوب زیبای آبی (II)

یوهان اشتراوس این والس را کـه اصـلا بـرای آواز جمعی‌ و ارکستر‌ نوشته بود و به «انجمن خـوانندگان ویـن‌» تقدیم‌ کرد و آنها‌ در‌ ۱۵‌ فوریه ۱۸۶۷ در تالار‌ دیانا (محل امروز دیاناباد) {این اثر را} به‌ اجرا در آوردند. مـتن اشـعار آن را افسر پلیس یوزف وایل‌‌ سـاخته‌ و بـا این مـطلب شـروع مـی‌شد:

عمومی: مردم با نظریه های جدید در ابتدا مخالفت می کنند

من در سال ۱۳۴۲ وارد دانشگاه شدم و سال دوم دانشکده بودم که در اردوها شرکت کردم و همان موقع بود که با اساتید آشنا شدم و به دنبال آن به هنرستان رفتم و به کلاس‌های استاد محمود کریمی برای فراگیری ردیف رفتم و تئوری و سلفژ را با استاد فرهاد فخرالدینی کار کردم؛ در همان موقع بود که من به گروه آقای فرامرز پایور رفتم یعنی من حدود ۵۰ سال پیش، سال ۴۵ یا ۴۶ به گروه سازهای ملی آقای پایور که تأسیس شده بود پیوستم. ایشان کنسرت من را در پایان سال تحصیلی یا هنرستان دیده بودند و از استاد کریمی خواسته بودند که من را دعوت کنند تا به گروه ایشان بپیوندم.

از روزهای گذشته…

تالار جشنواره رویال لندن

تالار جشنواره رویال لندن

تالار جشنواره رویال (Royal Festival Hall) مکانی است با ۲۹۰۰ صندلی برای اجرای کنسرت، رقص و سخنرانی، در مرکز موسیقی Southbank واقع در شهر لندن. این تالار در کناره جنوبی رودخانه تامس که از پل هانگرفورد (Hungerford Bridge) فاصله چندانی ندارد، واقع شده است. ساختمانی درجه اول است و اولین ساختمان بعد از جنگ است که در آوریل ۱۹۸۸از آن حفاظت فراوانی شد. ارکستر فیلارمونیک لندن بیشتر کنسرتهای خود در شهر لندن خود را در این تالار (که بخشی از مرکز موسیقی Southbank است)، برگزار کرده است.

دو خبر

کنسرتهای بزرگ Live 8 که قرار است در دوم جولای در ۵ شهر برگزار شود از گروه Radiohead هم برای شرکت دعوت کرده است که ظاهرا” با جواب منفی سخنگوی این گروه پر طرفدار انگلیسی مواجه شده است.
تار مرد (I)

تار مرد (I)

نوشته ای که پیش رو دارید شش ماه پس از تاسیس روزنامه اطلاعات در تاریخ دوم آذر ماه سال ۱۳۰۵ منتشر شده است. این نوشته درگذشت استاد بزرگ موسیقی ایرانی، غلامحسین درویش را خبر می دهد و در کنار آن به شرحی از ناملایمات زمانه در عصری که درویش خان می زیسته اشاره دارد.*
جعفر صالحی: محدودیتی در فیناله وجود ندارد

جعفر صالحی: محدودیتی در فیناله وجود ندارد

من نرم‌افزار سیبلیوس را بلد نیستم و به این دلیل نمی‌توانم مقایسه‌ای بین این دو از لحاظ قابلیت داشته باشم. اما چیزی که می‌توانم بگویم این است که چه برای موسیقی ایرانی و چه برای موسیقی غیرایرانی و همه نوع موسیقی (که البته به من برای نوشتن ارجاع شده است) هیچ محدودیتی در فیناله وجود ندارد و به قول یکی از دوستان (به طنز)، فیناله فقط چایی برای آدم دم نمی کند!
«خُرده‌روایت‌های صوتی» (III)

«خُرده‌روایت‌های صوتی» (III)

هنر نیز به عنوان «برجسته ترین فرانمود عصر» (گامبریج، ۱۳۸۰: ۶۰۱) در پی ظهور چنین گفتمانی چشم اندازهای دیگری جُست؛ به عقیده‌ی گامبریج مهمترین رخداد تاریخ هنر، تغییر و تحول سترگی بود که در نگرش‌های عمومی رخ داد، نه این یا آن جنبش خاص هنری (همان:۵۹۹). بنابراین نمودِ چنین نگرشی در روند تغییرات زبان موسیقایی نیز، هر چه که باشد، دیگر نمی‌تواند در ادامه‌ی ردیف شدن مجموعه‌های متمایز از هم در نظر گرفته‌شود و آن را باید یک گسست رادیکال دانست.
عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (IV)

عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (IV)

حتی در پهنه ساختاری اثر نمی توان انعکاس آگاهی جمعی واقعی یافت، زیرا گرایش های بالقوه ی آگاهی جمعی را به بالاترین درجه انسجام می رساند و آن را در قالب جهانی تخیلی بیان می کند. تمامی آگاهی و ساختارهای ذهنی یک گروه اجتماعی در دایره جامعه، پرورش می یابد، اما هیچ آگاهی جمعی نمی تواند بیرون از آگاهی فردی وجود داشته باشد.
سمفونی مانفرد؛ یک شاهکار روسی… (III)

سمفونی مانفرد؛ یک شاهکار روسی… (III)

چایکوفسکی در نامه دیگری نیز این بحث را دنبال کرد: «اجازه دهید به بحث خودمان در رابطه با عظمت موسیقی سمفونیک و مجلسی در قیاس با اپرا، این نکته را بیفزایم که در دوران ما تنها موسیقیدان بزرگی که برای تئاتر و اپرا چیزی نمی نویسد “برامس” است. “سزار کوئی” در مقاله ای نوشته است که برامس هم از نظر انسانی و هم از لحاظ هنری یک قهرمان است و همیشه در افکار خود افکار و پندارهای والا را جان می بخشد و شایسته احترام و تحسین است و من، با نظر او موافقم ولی معتقدم که متاسفانه نبوغ او در فضای محدودی او را نشان می دهد و وسعت لازم را ندارد اما با این حال، یک قهرمان محسوب می شود و من در خود این قهرمانی را نمی بینم و نمی توانم خود را در دایره تنگ برامس زندانی کنم. زیرا صحنه نمایش با تمامی زرق و برق هایش به گونه مقاومت ناپذیری مرا به سوی خود می کشد.»
دیمیتری شوستاگویچ (I)

دیمیتری شوستاگویچ (I)

دیمیتری دمیتریویچ شوستاگویچ آهنگساز روسی، یکی از نامدارترین آهنگسازان قرن بیستم است. او با تاثیر از موسیقیدانانی همچون، پروکوفیف و استراوینسکی، شیوه ترکیبی را توسعه بخشید، به عنوان مثال در اپرای “خانم مکبث از ناحیه متسنسک” (Lady Macbeth of the Mtsensk District) در سال ۱۹۳۴، یک اثر مجزا را با دو روش در کنار هم آفرید، هارمونی نئوکلاسیک (با تاثیر از استراوینسکی) و پست رومانتیک (شیوه پس از مالر). دست یابی منحصر به فرد شوستاکویچ به تونالیته شامل تضاد و کنتراستی بی قاعده و جذاب است. شوستاکوویچ به سمفونی های خویش بسیار مفتخر بود، او مهارتش در تکنیک را بیشتر مدیون مالر می دانست. مشهورترین آثارش ۱۵ سمفونی و ۱۵ کوارتت زهی است.
اسماعیلوویچ، منادی صلح (I)

اسماعیلوویچ، منادی صلح (I)

با جستجوی نام “وِدران اِسماعیلوویچ” در صفحات فارسی اینترنت، نمی توان اطلاعات زیادی از این نوازنده ی بوسنیایی ویولنسل، بدست آورد و البته آن چیزی هم که یافت می شود، بیشتر به بعد از انتشار ترجمه کتاب “ویولنسل نواز سارایوو” اثر “استیون گالووی” مربوط است که البته بیش از آنکه مبتنی بر واقعیت ها باشد، بر اساس تخیلات نویسنده شکل گرفته است. اسماعیلوویچ شاید اثر موسیقایی خاصی خلق نکرده باشد و حتی در زمینه ی اجرا و نوازندگی نیز جزء نامداران این عرصه نباشد، ولی اقدام او در جلب افکار عمومی جهانیان به فجایع جنگ بوسنی و جنایات صربها توانست نام او را در تاریخ موسیقی جهان جاودانه سازد. او ثابت کرد موسیقی تنها عامل لذّت و یا حتی تفکر نیست. موسیقی می تواند منادی صلح و آرامش باشد البته نه در پس ژست های روشنفکر مآبانه و سالنهای مجلل کنسرت، بلکه در خرابه های کتابخانه سارایوو و در زیر آتش گلوله و خمپاره.
دیواری به نام شورای شعر (II)

دیواری به نام شورای شعر (II)

نکته مبهم بعدی در مورد شاعران معاصری است که قداست و مرتبه ی معنوی دسته اول را ندارند ولی کتاب های اشعارشان قبلاً چاپ شده است. چاپ یک کتاب شعر بدین معناست که به طریق اولا اشعار فوق از زیر نظر و تیغِ اصلاح وزارت مجترم ارشاد گذشته است و به ناچار باید بپذیریم که اینگونه شعر ها مشکلات خاصی را که قبلاً به آن اشاره کردیم ندارند. حالا چرا باید انرژی مضاعفی را هزینه کنیم و این دوباره کاری را به جان بخریم و یک بار دیگر اشعار مذکور را ممیزی کنیم؟ و مثلاً شعری را که یک سال قبل به عنوان یک شعرِ قابل چاپ، مجوز گرفته، امسال مجوز آلبومش را رد کنیم و سال دیگر احتمالاً به چاپ دوم کتابش مجوز بدهیم.