پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (VIII)

رضا والی
رضا والی
مجموعه ۱ تا ۴ برای آواز است و پیانو. مجموعه شماره ۵ برای کر خانم‌ها و آنسامبل و سولو است. مجموعه شماره ۷ برای آواز و ارکستر است و مجموعه شماره ۸ برای آواز و آنسامبل است و مجموعه شماره ۹ برای فلوت و ویلن‌سل است. یعنی اساساً سازی است.

در ضمن نوشتن این قطعات شروع به مطالعه آوازهای محلی ایران کردم. تا آن زمان فقط آوازهای محلی را جمع کرده بودم چراکه آهنگسازم و موزیکولوگ نیستم. و این‌ها را به‌عنوان ماتریال و مواد خام برای موسیقی خودم استفاده می‌کردم. اما یواش‌یواش کنجکاو شدم این موسیقی‌ها را نیز مطالعه کنم.

هنگامی‌ مطالعه این موسیقی‌ها می‌دیدم که هسته‌ای در موسیقی مناطق ایران وجود دارد که مرتب این‌ موسیقی‌ها به آن هسته بر می‌گردند. همانند اینکه همه این‌ها فرزندان یک مادر هستند. کنجکاو بودم که این مادر کیست؟ و برای من مدام سؤال بود که این‌ها از کجا سرچشمه می‌گیرند؟ و بالاخره به این نتیجه رسیدم که مادر همه موسیقی محلی ایران در واقع سیستم مقام‌دستگاه است و همه فرزندان این سیستم هستند. به این خاطر شروع به مطالعه شبانه‌روزی سیستم مقام‌دستگاه کردم و حتی به علت اینکه ساز ایرانی نمی‌توانم بنوازم یک ساز به نام «ارغنون» اختراع کردم که یک کیبورد ایرانی است. در حقیقت نرم‌افزاری است که همکار محقق همراهم (co-researcher)، آقای «اریک بارن‌دالر»،که همراه من روی این پروژه تحقیق می‌کند برای ارغنون نوشته است. این نرم‌افزار می‌تواند تمام فواصل موسیقی ایران را به‌طور دقیق حساب و پیاده کند.

بعداً از نمونه‌های سازهای ایرانی و غربی استفاده و شروع به یادگرفتن سیستم دستگاه کردم. به علت اینکه دیر شروع به یادگرفتن کردم مجبور شدم میان‌بر بزنم. برای یادگیری موسیقی ایران ۱۵ تا ۲۰ سال زمان می‌خواهد و طول می‌کشد. من در طی ۴ سال ردیف سازی را نواختم و حفظ کردم. حفظ ردیف مشکل است و وقتی همه را بنوازید بازهم برخی یادتان می‌رود، اما من همه این‌ها را حفظ کردم. و در حال یادگرفتن ردیف آوازی، که بسیار ردیف مشکلی است، هستم و مرتب می‌خوانم و حفظ می‌کنم (می‌دانید که چقدر مشکل است و فراموش می‌شود) و اکنون دو سوم ردیف آوازی را حفظ کرده‌ام.

آشنایی با موسیقی ایران، دقیقاً زندگی مرا عوض کرد و اساساً به این نتیجه رسیدم که این سیستم بی‌نهایت وسیع و پیشرفته است و با تمام سیستم‌های جهان رقابت می‌کند. سیستم وسیعی که همانند اقیانوس وسیع و درندشت است. و این اقیانوس ساحل‌های متعدد و فراوانی دارد. ما تنها تعدادی از این ساحل‌ها را می‌شناسیم. یکی از این ساحل‌ها ردیف است که ساحلی است بسیار زیبا و شکننده. این ساحل را همان‌گونه که هست نگه‌داریم و برویم ساحل‌های دیگر این اقیانوس را کشف کنیم. به همین خاطر من همیشه در صحبت‌هایم گفته‌ام که اصلاً قصد دست‌اندازی به‌ردیف موسیقی ایران را ندارم و ردیف را باید یاد گرفت و حفظ کرد. شما می‌توانید از سیستم موسیقی ایران استفاده کنید بدون اینکه به‌ردیف دست انداختنی صورت بگیرد.

در اینجا برمی‌گردم به مثال شعر و شعر معاصر ایران. در قدیم شعر را از ترکیب هجاهای بلند و کوتاه زبان فارسی می‌ساختند. این ترکیبات در سیستم کلاسیک شعر ایران که بسیار سیستم منظمی است و بدان سیستم عروض می‌گویند، منظم شده و اگر می‌خواهید شعر کلاسیک بگویید باید از سیستم عروض پیروی کنید. در قرن بیستم نیما یوشیج هجاها را از سیستم عروض مستقل و از آن استفاده می‌کند. مثل این شعر نیما «هست شب یک شب دم‌کرده و خاک / رنگ رخ باخته است»
که این شعر اساساً در سیستم عروض نمی‌گنجد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

فراخوان نشر موسیقی پتریکور (پروژه‌ی آهنگسازان جوان ١٣٩٩)

نشر موسیقی پتریکور از آهنگسازانِ زیر سی‌و‌پنج سالِ مقیم ایران دعوت می‌کند که آثار خود برای تکنوازی ساز‌های خانواده‌ی فلوت را تا پانزدهم مرداد‌ماه سال ١٣٩٩ به دفتر نشر ارسال نمایند. علاقه‌مندان می‌توانند در دو گروه سنی در این فراخوان شرکت کنند.

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (VIII)

بسیاری از خواننده‌هایی که در دوران حیات واروژان با او کار کرده‌اند، وسعت صدای گسترده‌ای دارند؛ اما واروژان بهترین تکه‌ی دامنه‌ی صوتی این خواننده‌ها را برای آهنگ‌هایی که ساخته یا تنظیم کرده استفاده کرد. مثلاً در آهنگ «بوی خوب گندم»، با اینکه خواننده هم می‌توانسته بم‌تر و هم زیر‌تر از گام اصلی آهنگ بخواند، واروژان متناسب با حال‌و‌هوای ترانه و همچنین متناسب با رجیستر بهینه‌ی خواننده، از استفاده از گام بم‌تر در ساخت آهنگ اجتناب کرد؛ کاری که اصلاً تصادفی نیست و هوش و حسابگری فراوان او را در آهنگ‌سازی نشان می‌دهد؛ زیرا راوی داستان ترانه در حالتی انفعالی قرار دارد و برایش مهم نیست چه‌چیزی را به‌علاوه‌ی آن چیز اصلی از دست بدهد.

از روزهای گذشته…

گفت و گو با جان کیج (III)

گفت و گو با جان کیج (III)

در انتهای طولانی ترین راهروی بین مثلث ها یک فیلم پخش می شد و در راهرو دیگر اسلایدهایی به نمایش درآمدند. من بر یک نردبان رفتم و به سخنرانی پرداختم که سکوت هایی را نیز در بر داشت. نردبان دیگری نیز وجود داشت که ام. سی. ریچاردز (M. C. Richards) و چارلز اسلن (Charles Oslen) در زمان های متفاوتی بر روی آن رفتند. در برهه هایی، که من پرانتزهای زمانی (Time bracket) می نامم، بازیگران با رعایت محدودیت هایی آزاد بودند – فکر می کنم شما به آنها بازه (compartment) می گویید – بازه هایی که آنها مجبور به پر کردنشان نبودند مانند چراغ سبز در ترافیک. تا این بخش آغاز نمی شد آنها اجازه نداشتند اجرا کنند، اما وقتی که شروع می شد می توانتسند تا زمانی که می خواستند در طول آن به اجرا بپردازند. رابرت راشنبرگ (Robert Rauschenberg) گرامافونی قدیمی که شیپور داشت را روشن کرده بود و یک سگ در گوشه ای به آن گوش می داد، دیوید تیودر (David Tudor) پیانو می نواخت و مرس کانینگهام (Merce Cunningham) و رقصنده های دیگر بین و اطراف تماشاچیان حرکت می کردند. عکس های راشنبرگ بالای سر تماشاچیان آویزان شده بود.
“ذوق ما را خشکانده اند ” (II)

“ذوق ما را خشکانده اند ” (II)

خیر، به یاد ندارم ایشان را از نزدیک هم دیده باشم ولی قطعاتی از ایشان شنیده ام؛ در تالار مدرسه البرز «سوئیت های محلی» او اجرا شد. از این موضوع همیشه متاسف بودم که چرا آقای پرویز محمود علاقه ای به موسیقی ایرانی نشان نمی داد حتی استاد خودم آقای ناصحی هم از ساخته شدن قطعه «سبکبال» به سبک ایرانی و با فواصل ایرانی ابراز نارضایتی کرد.
بازخوانی تجلیل آمیز از کول

بازخوانی تجلیل آمیز از کول

هالی کول تریو مدتی بر اساس عناصر موسیقی پاپ دست به آزمایشاتی زدند که حاصل آن آلبوم Don’t Smoke in Bed در سال ۱۹۹۳ بود. این کار بخصوص، نسبت به آثار قبلی کول ملموس تر و جلا یافته تر بود و به کول فرصت داد تا یکی از چهره های محبوب موسیقی کانادا شود.
چند گام… در امتداد راه علی‌نقی وزیری (V)

چند گام… در امتداد راه علی‌نقی وزیری (V)

باید گفت «این قاعده» کاملاً اشتباه است. خودِ استاد وزیری در تعریف آواز ماهور آورده است که این آواز را: «معمولاً در چهار تن می‌زنند «دو»، «فا»، «سی بمل» یا «سل» (همان: ۹۵). به این معنی است که «ماهور فا» ماهور است و راست‌پنجگاه نیست. همان‌گونه که دستگاه راست‌پنجگاه در کوک‌های «دو»، «سی بمل» و «سل» و با ویلن یا کمانچه در کوک «ر» هم قابل اجرا است. خودِ استاد وزیری «گام راست‌پنجگاه متعلق به ماهور» را با تنیک یا کوک «سل» آورده است و می‌گوید «ماهور فا» نیست (همان: ۱۲۴).
رویکردی فلسفی به موسیقی (II)

رویکردی فلسفی به موسیقی (II)

در بیشتر بخش های این نوشتار، توجه خود را بر موسیقی «ناب» یا موسیقی «مطلق» معطوف می نماییم؛ آن موسیقی سازی که هیچ یک از عناصر غیر موسیقایی (شعر، کلام، حرکت، تصویر) را به همراه خود ندارد. بسیاری از فلسفه پژوهان که ذکر فعالیت هایشان در ادامه بحث ما خواهد رفت، تمرکز اصلی خود را بر این شاخه موسیقی قرار داده و برای این منظور نیز غالباً سه دلیل محوری را ارائه می نمایند:
مفهوم تنالیته (I)

مفهوم تنالیته (I)

اگر کمی حرفه ای به موسیقی پرداخته باشیم حتما” برداشت مشخصی از تنالیته داریم و کم و بیش درک مشترکی از آن بدست آورده ایم و میتوانیم درک خود از تنالیته را برای دوستانی که موسیقی می دانند بازگو کنیم. اما اگر بخواهیم تنالیته را برای افرادی که موسیقی را علمی نمی دانند تشریح کنیم موضوع کمی پیچیده میشود. چرا که تعریف کردن تونالیته بدون استفاده از واژه هایی مانند گام، مد، آکورد، نت و … بسیار پیچیده و دشوار است.
بادی گای، سمبل شیکاگو بلوز (III)

بادی گای، سمبل شیکاگو بلوز (III)

تکنیک های بادی گای بر موسیقی راک اند رول نیز بی تاثیر نبود ، او معمولا گیتار را با صدای بلند و خشن می نواخت، تکنیک های تحریفی را به کار می گرفت و تک نوازی های طولانی را با ترکیبی از انگیزه و احساس اجرا می کرد. نوازندگان موج نوی دهه ۶۰ انگلستان مشتاقانه دنباله روی سبک گای بودند، همان سبکی که بعدها تبدیل به ویژگی بنیادین موسیقی راک – بلوز و مشتقات آن هارد راک و متال شد.
ویلنسل (IV)

ویلنسل (IV)

چسب: در ساخت و تعمیر ویولنسل از چسبی به نام چسب پنهان (Hide Glue) بکار می رود که اتصالاتی محکم و ماندگار و با این حال قابل جداسازی در موارد لازم را پدید می آورد. این چسب یکی از انواع چسب های حیوانی است که از جوشاندن بلند مدت بافت پیوندی جانوری تهیه می شود. صفحه رویی ممکن است با چسب رقیق شده چسبانده شود، چرا که برای برخی تعمیرها برداشتن بخش رویی ساز ضرورت پیدا می کند.
«مهر و ناز» منتشر می شود

«مهر و ناز» منتشر می شود

آلبوم «مهر و ناز» بر اساس بداهه نوازی پیانو بردیا صدرنوری شامل پنج آهنگ با نام های «مهر»، «ناز»، «بامداد»، «نیمروز» و «شامگاه» است که توسط مرکز نشر و پخش جوان توزیع و از هفدهم اسفند در مراکز فروش محصولات فرهنگی به علاقه‌مندان عرضه می‌شود. همچنین دانلود اینترنتی و فروش دیجیتالی اثر از طریق سامانه «بیپ تیونز» برای علاقه مندان امکان پذیر است. این آلبوم پیانو نوازی در دستگاه ماهور و بیات اصفهان است.
فریادی میهن پرستانه! (I)

فریادی میهن پرستانه! (I)

در زمان کودکی اش، مردم پراگ، در مدارس و اداره های دولتی به جای زبان چک به زبان آلمانی سخن میگفتند. سرزمینش زیر یوغ فرمانروایی اطریشی ها بود. در دوران انقلاب سال ۱۸۴۸، اصلاح طلبان چک، برای دستیابی به آزادی سیاسی و از میان بردن نظام سرفی به مبارزه پرداختند، اما شورش ملی شکست خورده و میهن پرستان دستگیر شدند. از این رو آهنگسازانی ملی گرا نظیر اسمتانا که یک بوهمی ناسیونالیست مشتاق و جدی بود و پیوسته در آرزوی استقلال و آزادی سرزمین مادریش می سوخت، جهت ایجاد تمایز فرهنگی از امپراطوری هاپسبورگ اطریش که قرن ها بر بوهمیا و موراویا سلطه داشت، به میدان آمدند.