گوستاو مالر (I)

گوستاو مالر (1911-1860)
گوستاو مالر (1911-1860)
گوستاو مالر (Gustav Mahler) از بهترین رهبران ارکستر و اپرا، همچنین به عنوان مهمترین آهنگساز اواخر رومانتیک-اوایل مدرنیزم شناخته شده است. اگرچه موسیقی او هیچ گاه تا پیش از مرگش از طرف کشور اطریش به طور شایسته ای مورد توجه و قبول واقع نشد. مالر سمفونی ها و اشعار فراوانی تصنیف کرد. او در خانواده یهودی آلمانی زبان در کالیشت به دنیا آمد. دومین فرزند از چهارده فرزند خانواده بود. آنان به جیلوا (جایی که مالر کودکی اش را در آنجا سپری کرد و والدینش به استعداد او در سن ۶ سالگی پی بردند و او را به کلاس پیانو فرستادند) نقل مکان کردند.

در سال ۱۸۷۵ مالر ۱۵ ساله در کنسرواتوری وین پذیرفته شد، جایی که تحت تعلیم جولیوس اسپتین (Julius Epstein) پیانو، از روبرت فوش (Robert Fuchs) هارمونی و آهنگسازی را از فرانز کرن (Franz Krenn) آموخت.

سه سال بعد به دانشگاه وین رفت جایی که آنتون براکنر (Anton Bruckner) در آنجا جلسه و سخنرانی برگزار می کرد.

مالر در آنجا تاریخ و فلسفه را در کنار موسیقی آموخت. در هنگام تحصیل به عنوان معلم موسیقی نیز کار می کرد و اولین اثر رسمی خود را به نام اشعار عزاداری (Das klagende Lied) ساخت.

این اثر در رقابت آهنگسازی راه یافت اما جایزه ای به دست نیاورد! در سال ۱۸۸۰ به عنوان رهبر کار خود را در تئاتر تابستانی در تالار باد (Bad Hall) در اتریش آغاز کرد. او در تالارهای بزرگ اپرا مقام رهبر را برعهده داشت و این نقش را با موفقیت ایفا نمود.

آغاز آن در لجیوبلیجان (Ljubljana) اسلوانی ۱۸۸۱ بود، اولوموک (Olomouc) چک، وین ۱۸۸۳ و کسل (Kassel) آلمان در سال ۱۸۸۳ که در آنجا شکست عشقی با خواننده سوپرانو؛ یوهانا ریشتر (Johanna Richter) داشت که انگیزه نوشتن مجموعه “اشعار از راه دور” را در او به وجود آورد. مالر پست رهبری اپرای پراگ را در سال ۱۸۸۵ و در لیپزیگ در سال ۱۸۸۶ و ۸۷ ادامه داد.

او به دلیل بیماری آرتور نیکیش (Arthur Nikisch) رهبری اجرای “حلقه نیبلانگن” اثر واگنر را بر عهده گرفت که هم مورد توجه حضار و هم منتقدین واقع شد. یک سال بعد اپرای نیمه تمام کارل ماریا فُن ویبر را رهبری کرد که موفقیت مالی و شهرت فراوانی برایش به همراه داشت. از سال ۱۸۸۸ تا ۹۱ رهبر و مدیر موسیقی اپرای رویال مجارستان در بوداپست بود، جایی که سمفونی شماره ۱ او برای اولین بار در سال ۱۸۸۹ اجرا شد. پستهای بعدی او در اپرای هامبورگ از سال ۱۸۹۱ تا ۱۸۹۷ بود.

audio file بشنوید قسمتی از سمفونی شماره یک مالر را

در میان دوستان نزدیکش در هامبورگ میتوان از آهنگساز، روزنامه نگار و استاد، جوزف بوهسلاو فورستر (Josef Bohuslav Foerster) نام برد. مالر همچنین رهبری اپرای وین را بر عهده داشت.

در حالی که او در هامبورگ بود، برادش اُتو که او نیز آهنگساز بود در سن ۲۱ سالگی خودکشی کرد! در سالهای ۱۸۹۳ تا ۹۶ سمفونی شماره ۱ و ۲ و طرح سمفونی شماره ۳ را آماده کرد و بیشتر آهنگهای مجموعه اشعار “شیپور جادوی جوانی” را در این زمان ساخت که بیشتر بر اساس اشعار فولکلور بود.

audio file بشنوید قسمتی از سمفونی شماره هشت مالر را

در سال ۱۸۹۷ مالر در سن ۳۷ سالگی به مدیریت اپرای وین درآمد که یکی از مهمترین پستهای کشور اتریش و پست بسیار با شکوهی که هیچ یهودی قادر به داشتن چنین مقامی بر اساس قانون اتریش-مجارستان نبود.

مالر که هیچ گاه یهودی متعصبی نبود، مذهبش را به کاتولیک تغییر داد و آن تاثیر محسوسی بر موسیقی او گذاشت، برای مثال می توان از استفاده سرود مذهبی روح خالق (Veni Creator Spiritus) در سمفونی هشتمش نام برد. در سالهای ۱۸۹۹ و ۱۹۱۹ سمفونی ۲ و ۴ شومان را رهبری کرد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (XIII)

قطعا راه های مختلفی برای آموزش دادن به کودکان وجود دارد. آموزش نکات اخلاقی و مهارتهای زندگی یکی از آموزشهای مهمی است که از طرق مختلف می‌توان به کودکان ارائه داد و یکی از راههایی که می‌توانید به کودکان این آموزشها را بدهید، اشعار و ترانه های کودکانه است.

رحمت الله بدیعی: تجویدی چیز دیگری بود

آقای شهرام صفارزاده که در امریکا هستند. ایشان ۵ سال پیش من ویولون کار کرده اند، البته بعدها پیش حبیب الله بدیعی رفتند اما در شرح حالی که خود صفارزاده نوشته بود گفته اند که «من ۵ سال شاگرد رحمت اله بدیعی بوده ام»، اگر ایشان نمی گفتند، شاید من هم یادم نبود! در حقیقت گرفتن ویولون از آرشه، انگشت گذاری و کلاً تکنیک ویولون را پیش من بودند. آقای گرگین زاده شاگرد من بودند، پروین پیشه و…

از روزهای گذشته…

نگاهی به فعالیت ها و آثار مزدک خامدا

نگاهی به فعالیت ها و آثار مزدک خامدا

مزدک خامدا، نوازنده پیانو و آهنگساز ایرانی مقیم آمریکا، در سال ۱۳۵۱ در تهران متولد شد و فراگیری موسیقی را از یازده سالگی آغاز کرد. او همراه با خانواده در سال ۱۳۶۳ ایران را ترک گفت و در کالیفرنیا اقامت گزید.
توبا

توبا

این ساز یکی از کشفیات اخیر است که در ارکستر سمفونیک های دنیا موجود می باشد. توبا برای اولین بار در اواسط قرن ۱۹ میلادی بوجود آمد و جایگزین مناسبی برای Ophicleide (نوعی ساز بادی برنجی) بود.
جین گالوی، همسر جیمز گالوی

جین گالوی، همسر جیمز گالوی

نوازنده بسیار توانای فلوت خانم جین گالوی (JEANNE GALWAY) به اجراهای درخشان خود روی سن های بین المللی ادامه می دهد. او یکی از بانوان مشهور تک نواز فلوت می باشد، خانم گالوی هنرمندی است که همواره روش ناب و جذاب خود را بر روی صحنه به تماشاگران عرضه می دارد. مسافرتهایش او را برای تک نوازی به همراه ارکسترهایی همچون شیکاگو، فیلادلفیا، سن پیتزبورگ، ستل، دنور و به بسیاری از شهرهای مهم ایالات متحده آمریکا برده است.
معرفی یک هنرمند: سرپاس مختاری‌ (VII)

معرفی یک هنرمند: سرپاس مختاری‌ (VII)

۷- دکتر تقی ارانی یکی از فرزندان مبارز و دانشمند ایران را به دستور سرهنگ‌ نیرومند رئیس زندان سیصد ضربه شلاق زدند و در اتاق مجرد شماره ۲۸ زندان که گنداب‌ تمام مستراح‌ها به آنجا ختم می‌شد زندانی کردند. وی روی سمنت نمناک و هوای‌ خفقان‌آور مدتی به سر برد. بالش او یک جفت کفش سرپایی و لباس او در ماه آبان و آذر پیراهن تور تابستانی و یک تنکه تور نازک بود.
حنانه: ما از یکسری قوانین فیزیکی لذت میبریم

حنانه: ما از یکسری قوانین فیزیکی لذت میبریم

پس از منتشر شدن نوشته هایی از امیرعلی حنانه، موسیقیدان و نظریه پرداز در زمینه هارمونی و تئوری موسیقی ایران، سئوالاتی مطرح شد که امروز در سایت پاسخ های ایشان را میخوانید. مجموعه سئوالات حاضر توسط امیر آهنگ مطرح شده است. امیر آهنگ متولد سال ۱۳۴۸ در تهران است که پس از اتمام دوره دبستان وارد هنرستان موسیقی متوسطه در رشته ویولون شد و در سال ۱۳۶۶ از هنرستان موسیقی فارغ التحصیل گشت. ایشان مدتی نیز نزد استاد مرتضی حنانه به تحصیل در رشته آهنگسازی پرداخته اند و در حال حاضر رهبر چندین گروه کر مختلف را به عهده دارند و به فعالیتهای هنری فرهنگی نیز میپردازد.
سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (III)

سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (III)

گویی ارتباط هنری ایران و هند از این زمان آغاز شد و ایران از موسیقی هند تأثیر گرفت. این نوازندگان و خوانندگان در کوچه و بازار و روستاهای ایران به راه می‌افتادند و برای مردم ترانه می‌خواندند. این گروه به کولی معروف شدند و به ترانه‌هایی که می‌خواندند “ترنگ” یا “ترانک” می‌گفتند و گمان می‌رود که در زمان ساسانی، ترانک به اشعار هشت‌هجایی عشقی و انتقادی گفته می‌شده است که به تصنیف عامیانه امروز شباهت داشته است. (مستوفی، به نقل از انجمن آرای ناصری، بی‌تا)
سلطانی: مردم عادی درک و فهم موسیقی جدی را ندارند

سلطانی: مردم عادی درک و فهم موسیقی جدی را ندارند

از زمانی که یاد گرفتم دور و برم را به تنهایی نگاه کنم، دوره ی مجله آدینه بود و دنیای سخن و این چیزها که من و امثال من هم با افتخار می خریدیم و پُز روشنفکری می دادیم و سعی می کردیم خودمان را به جلوی صف بکشانیم، ولی آن جلو همیشه پیکر تعدادی از روشنفکران روی هم انباشته شده بود، عین گلادیاتورها پس از مبارزه، مردم از دیدن این صحنه ها، این که یک عده به هم فحش می دهند و یقه ی هم دیگر را می-گیرند ـ تا بالاخره یکی از آن ها از گود بیرون رود ـ اظهار خوشحالی می کردند و لذت می بردند(البته هنوز هم این رویه ادامه دارد). از آن زمان تا حالا هرچه جلوتر می آیم می بینم که این رویه ساحتِ نظامِ روشنفکری است. میدانی است پُر از زور و خون و هر کس می خواهد به زور سایه ی معاصرین و نسل بعدی را مطابق استیل و معیارهای خودش در بیاورد.
در نقد کتاب «مقدمه‌ای بر آنالیز موسیقی آتنال» (IV)

در نقد کتاب «مقدمه‌ای بر آنالیز موسیقی آتنال» (IV)

طرح کلی کتاب دو دسته از دسته‌های موسیقی پساتنال را پوشش می‌دهد؛ آتنال آزاد و دوازده تنی (دودکافونیک). سه فصل نخستین و به ویژه دومی و سومی ضمن آن که مفاهیم تکنیک‌های پایه را -که در فصل چهار هم مورد استفاده‌اند- به خوانندگان آموزش می‌دهد به موسیقی آتنال آزاد می‌پردازد. این گرایش در فصل‌های اولیه در انتخاب مثال‌ها مشهود است؛ آنجا که تمرکز توجه بر آثار پیش از جنگ جهانی اول شوئنبرگ، وبرن و برگ است. انتخاب مثال‌ها که جز در مورد اپوس ۱۱ شوئنبرگ تقریبا به طور کامل با کتاب استراوس تفاوت دارد، همچنان مناسب و درست انجام شده.
نباید نگران بود (III)

نباید نگران بود (III)

تا آنجا که شناخت من از نمونه‌های موجود اجازه‌ی اظهار نظر می‌دهد بیشتر تلاش‌های صورت گرفته در این زمینه به تغییر در عادت‌های مربوط به متن می‌پردازند و با پرسش‌های بنیادینی که گفتم مواجه نمی‌شوند، بلکه بیشتر با پرسش‌هایی از این قبیل سروکار دارند که: «آیا تغییر متن برای ایجاد تغییرات بنیادی در حالت عمومی موسیقی کافی است؟»، «آیا برای تغییر دادن متن لازم است تکنیک‌های موسیقایی دیگری به کار بگیریم؟»، و … از همین جا می‌توانیم ببینیم که اگر این روند در طول زمان گسترش پیدا کند مجموعه‌ای از این پاسخ‌ها و جمعی از آثار موسیقی زیربنای زیباشناختی و تکنیکی لازم را آهسته آهسته تکمیل خواهند کرد.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XIII)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XIII)

جرونتیوس برای تنور، متسوسوپرانو، باس، گروه کر و ارکستر نوشته شده است. این اثر با یک ملودی ظریف در “ر مینور” آغاز می شود. این قسمت از اثر را دوست الگار و ناشر کارهای او، آگوست جاگر، “داستان قضاوت” نام نهاده است. قسمت پرلود این اثر به عنوان یک مقدمه با ارکستر شروع می شود و به معرفی تمام تم های اصلی داستان می پردازد.