پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (X)

رضا والی
رضا والی
سوالی که پیش می‌آید اینست که چه تعدادی از این مجموعه ها در طی تقریبا چهار صد سال گذشته استفاده شده است؟ یعنی سطح مصرف سیستم در چه حدی است؟
فرض کنید از این ۴۰۹۶ مجموعه در طی تقریبا چهارصد سال گذشته هر سال تنها از ۲۰ مجموعه مختلف استفاده شده است. این می‌شود ۸۰۰۰ مجموعه (۴۰۰*۲۰)؛ یعنی ۴۰۰۰ تا بالاتر از گنجایش سیستم. حال به‌طور فرضی سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هر سال ۱۵ مجموعه مختلف استفاده شده. این می‌شود ۶۰۰۰ مجموعه یعنی ۲۰۰۰ مجموعه بالا تر از گنجایش سیستم. باز سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هرسال از ۱۴ مجموعه مختلف استفاده شده. این می شود ۵۶۰۰ مجموعه.

توجه کنید هر چه ما سقف مصرف را پایین می آوریم به عدد ۴۰۹۶ نمی‌رسیم. به این نتیجه رسیدم که موسیقی اروپا در یک دوره‌ای که فکر می‌کنم اوایل قرن بیستم بوده تمام ذخایرش را استفاده کرده است یعنی از تمام ۴۰۹۶ مجموعه استفاده‌شده و سیستم تمام ذخایرش را مصرف کرده است.

در اینجا چند راه می‌ماند که از لحاظ تاریخی شاهد آن هستیم. یکی اینکه سیستم «خودمصرفی» کند یعنی “Recycling” «خود دوباره مصرفی» کند.

دوم اینکه به سمت المان‌هایی برود که خارج از نغمه موسیقی “Pitch” است مثل سروصدا (نویز).

خود دوباره مصرفی و رفتن به سمت استفاده از سر و صدا از چه زمانی در موسیقی اروپایی اتفاق افتاده و بروز کرده است؟ و آیا این دلیلی برای بریدن شما از سیستم موسیقی اروپا بوده؟
خود دوباره مصرفی از اوایل قرن بیستم اتفاق می‌افتد. آن زمان که جریان‌هایی در موسیقی اروپا متولد می‌شود که بدان‌ها می‌گویند نئوکلاسیسیزم. نئوکلاسیست‌ها کسانی بودند که عوامل و المان‌های موسیقی کلاسیک و موسیقی باروک را دوباره استفاده می‌کردند. بعد از نئوکلاسیک می‌رسیم به نئورمانتیسیسم که نئورمانتیک‌ها آهنگسازانی هستند که عوامل موسیقی رمانتیک مثل موسیقی مالر و بروکنر را دوباره استفاده می‌کنند. الان در آمریکا موسیقی نئورمانتیک خیلی رواج دارد و بسیاری از آهنگسازان امریکا در این سبک قطعه می‌نویسند. یا در اروپا آهنگسازانی مثل پندرسکی یا گورسکی که آهنگساران مدرن در دهه ۱۹۶۰ میلادی بودند اکنون همگی آثار نئورمانتیک می‌سازند.

بعد می‌رسیم به نئوامپرسیونیست‌ها یا نئواکسپرسیونیست‌ها. یعنی این جریان‌ها مدام دارند خودشان را تکرار می‌کنند. یعنی سیستم خود دوباره مصرفی می‌کند. این یک‌طرف قضیه است و طرف دوم استفاده از المان‌هایی غیر از نغمه‌های موسیقایی مثل سروصدا است که در موسیقی مدرن خیلی زیاد به سروصدا اهمیت می‌دهند و بدان پرداخته می‌شود.

همان‌طور که گفتم من از درون جریان مدرنیسم آمده‌ام و جریان مدرنیسم یک‌چیز خیلی خوب دارد که آن مساله آزمایش است. با آزمایش‌هایی که خودم انجام دادم و بعد هم وقتی موسیقی ایران را تحصیل کرده و موسیقی ایران را فهمیدم به این نتیجه رسیدم که سیستم‌ موسیقی اروپا و غرب یعنی «سیستم گام معتدل» یک سیستم بسته است. یعنی من به‌شخصه دیگر نمی‌توانم این سیستم موسیقی را دنبال کنم و باید خودم را جدا کنم و همین کار را کردم.

سیستم موسیقی ایران سیستمی باز است. یعنی می‌تواند میلیون‌ها دگردیسی داشته باشد و تا بیش از سه هزار سال آینده موسیقی ایرانی می‌تواند به حیات خودش ادامه دهد. موسیقی ایرانی آن‌قدر وسیع است که هر نوع موسیقی بخواهید بسازید می‌توانید از موسیقی ایران استفاده کنید. برای همین پیشنهادم برای موسیقیدان‌های جوان ایرانی این است که برایشان موسیقی ایرانی بسیار مهم باشد و اساساً آن اشتباهاتی که در سیستم آموزشی قبلی موسیقی ما بود نباید دوباره تکرار شود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آرنولد شونبرگ و آهنگسازی ددکافونیک (III)

آنچه شونبرگ دنبالش می گشت، همان بود که باخ می جست: دست یافتن به وحدت کامل در یک ترکیب موسیقی. شونبرگ احساس می کرد که این روش نوین مبتنی بر ادراک کامل و جامع فضای موسیقی است. ولی به هر حال موسیقی نوشته می شد، با تمام شیوه ها، و شونبرگ اصرار داشت شنونده و آهنگساز هر دو باید شیوه ها را فراموش کنند، و موسیقی را به عنوان موسیقی بشنوند و قضاوت کنند. گفته است: «اغلب درست نمی توانم توضیح دهم: کار من ساختن موسیقی ۱۲ صدایی است نه ساختن موسیقی ۱۲ صدایی.»

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VI)

نمونه اولین چکامه در منظومه درخت آسوریک آمده که تا زمان ما حفظ شده است. باربد را بزرگترین شخصیت ناقل فهلویات به شمار آورده اند. یکی از شکلهای معمول شعری و موسیقی زمان باربد پتواژه بوده است. پتواژه از دو واژه پت و واژه یعنی سخن بزرگ تشکیل شده متن آن از اشعار ستایشی و وصفی ترکیب یافته، بیشتر به قصیده های منبعده ی اسلامی شباهت داشت.

از روزهای گذشته…

“MTV و اعتباری که از بین رفت” افول اقتدار موسیقی در جهان (I)

“MTV و اعتباری که از بین رفت” افول اقتدار موسیقی در جهان (I)

بزرگانی چون رابرت موگ (Robert Moog)، برت باکاراک (Burt Bacharach) و جان بری (John Barry) دهه شصت میلادی را پربارترین و شکوفاترین دهه قرن بیستم می‌دانند. دهه شصت دهه‌ای بود که علاوه بر معرفی هنرمندان بزرگی چون بیتلز (Beatles)، باب دیلن (Bob Dylan)، لد زپلین (Led Zeppeline)، اتیس ردینگ (Ottis Redding)، دورز (Doors) و کمپانی آهنگ‌سازی موتاون (Motown)، دهه‌ای پر از ساختارشکنی بود.
نماد‌شناسی عود (II)

نماد‌شناسی عود (II)

او موافق است که معنای اولیه‌ی عود، چوب است اما بیان می‌کند که دو واژه‌نامه‌ی قدیمی عرب، قاموس و جوهری، معنی لاک‌پشت را برای آن ارائه کرده‌اند. این موضوع بسیار جالب توجه است نه فقط به خاطر افسانه‌های شکوهمند یونانی (در افسانه، آپولو، اولین چنگ را از لاک یک لاک‌پشت و رگ و پی آن ساخت) بلکه به این خاطر که سازنده‌ی واقعی لوت از لاکِ لاک‌پشت برای ساخت آن استفاده کرده ‌است. با وجود معناهای افسانه‌ای و واژه‌نامه‌ای عود، خواهیم دید که بی‌تردید معنای اصلی عود، وقتی این کلمه به یک ساز موسیقی اشاره می‌کند، چوب است.
شجریان مهر

شجریان مهر

اول مهر مهرماه ۱۳۸۳، استاد عالیقدر آواز ایران ، محمدرضا شجریان ۶۴ ساله شد. شجریان هنرمندی با هوش و ذکاوتی سرشار که حقیقتا” حق مطلب را درست ادا کرده از دیار قدسیان، یگانه مشهد ایران رهسپار سفری دور و دراز شد و امروز با خود کوله باری لبریز از پاکترین و معصومترین آیه های آریایی بودنمان را بدوش می کشد.
عارف ساق خنیاگری از شرق ترکیه (I)

عارف ساق خنیاگری از شرق ترکیه (I)

در سال ۱۹۴۵ میلادی در شهر آشکاله (Aşkale) از توابع استان ارضروم (muruzrE) که در میان کوه ها واقع شده، به دنیا آمد. از حدود ۳-۴ سالگی که با پدرآسیابانش به آسیاب می رفت، با صداهای موزون آشنا شد. خود عارف ساق (ARIF SAĞ) در این باره چنین می گوید : ” صدای آب، آبی که به پره های آسیاب برخورد می کرد، صدای گردش پره ها و ساییده شدن دو سنگ آسیاب و مخلوطی از این صداها به گوش می رسید و این صدای موزون را یک عنصر دیگر بر هم می زد؛ آن هم چوب کار کرده ای بود که نعل روی آن کوبیده بودند و صدای شق شق می داد. به این ترتیب صداهای موزون با یک ریتم منظم به گوش می رسید. شنیدن مدام این اصوات، انسان را به خیال و رؤیا می برد. درک موسیقی و ریتم از همان سالها شروع شد و من از آنجا سرم را به موسیقی مشغول کردم.”
گذر از کوچه گلستان

گذر از کوچه گلستان

زندگی در عصر ارتباطات هرچند جهان بی انتهای پدران ما را به دهکده ای کوچک، آشفته و به دور از فضیلتهای اخلاقی تبدیل نموده ولی حداقل این حسن را نیز داشته است که در گوشه ای از بازار مکاره این دهکده میتوان اندک شماری را یافت که به دور از هرگونه خودباختگی و وابستگی به زرق و برق دنیا و بی توجه به اطراف و تنها برای دل خود به کاری مشغولند.
نگاهی به موسیقی Jazz در آذربایجان ، قسمت اول

نگاهی به موسیقی Jazz در آذربایجان ، قسمت اول

موسیقی Jazz در آذربایجان شوروی، توسط ارکستر ملی State Popular Orchestra که به نام جز ملی (State Jazz) نیز شهرت دارد پایه گذاری شد.
نخستین دوسالانه آهنگسازی موسیقی نو در تهران

نخستین دوسالانه آهنگسازی موسیقی نو در تهران

در یازدهم و دوازدهم آذرماه ۱۳۸۲، نخستین دوسالانه (بینا ل) آهنگسازی موسیقی نو (برای پیانو) در تالار آوینی دانشگاه تهران برگزار گردید. این برنامه به همت کانون موسیقی دانشگاه تهران، گروه موسیقی تهران و دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، با نظارت علیرضا مشایخی و فریما قوام صدری ترتیب یافته بود.
مصائب اجرای دوباره (I)

مصائب اجرای دوباره (I)

اجرای مجدد، آن چه به گونه‌ای هنجار مسلط در موسیقی دستگاهی به حساب می‌آید (۱) به همین نسبت در موسیقی جمعی ما کمیاب است. رفتار جامعه‌ی موسیقی‌دان و شنونده‌ی ما در مقابل اجرای مجدد آثار آهنگسازی شده نوعی رفتار تناقض‌آمیز است. از یک سو اجرای مجدد الگوها در موسیقی دستگاهی به حدی نهادینه شده، حتا کسانی با اجرای مو به‌ مو (و بدون تفسیر شخصی) ردیف هنوز می‌توانند لااقل در ذهن بخشی از جامعه‌ی موسیقی به عنوان هنرمند مطرح شوند و از سوی دیگر عمل به همین رفتار در مقابل قطعات از پیش ساخته شده کمتر دیده می‌شود.
یوسف گمگشته باز آید به کنعان؟

یوسف گمگشته باز آید به کنعان؟

سالن خیلی خلوت است؛ تعداد زیادی جا خالی است. عده ای از تماشاگران که جای نامناسبی دارند با متصدیان سالن بحث می کنند و می خواهند جایشان را عوض کنند. متصدیان خونسرد جواب می دهند : “ صبر کنید اگر جایی باقی ماند، حتماً. ” البته آن ها مطمئن بودند حتی یک جای خالی هم باقی نمی ماند!
یادداشتی بر موسیقی فیلم آرایش غلیظ (II)

یادداشتی بر موسیقی فیلم آرایش غلیظ (II)

تلقی دنیا به عنوان دهکده ی جهانی مرزهای سرزمینهای مختلف را از بین برده تا رویدادهای تاریخی، فرهنگی، هنری و حتی سیاسی یک جامعه در کمتر از چشم به هم زدنی به سایر مناطق جغرافیایی انتقال پیدا کند چنان که در گذشته این نقل و انتقال به این سرعت امکان پذیر نبود. وقتی پای را از سنت فراتر می گذاریم به نوآوری می رسیم که همان بدعت است و موافقان و مخالفان خود را دارد. به نظر من که بدون شک نظر جامعی هم نیست به طور کل بدعت در سنت در دو زمان اتفاق می افتد: ۱- وقتی که سنت یک جامعه بر اثر گذشت زمان دچار رکود می شود و ظرفیت های بالقوه ی سنت شکوفا نمی شود و جامعه عامل اصلی ارضا نشدن ذائقه اش را سنت می داند ۲- وقتی تمام ظرفیت های بالقوه ی سنت شکوفا و شناخته شده و رویدادی به نام بدعت اتفاق می افتد که در آگاهی کامل است.