نگاهی به کنسرت گروه «خنیاگران مهر»

گروه خنیاگران مهر
<br>
(تصویر از هنرآنلاین)
گروه خنیاگران مهر
(تصویر از هنرآنلاین)
سالهاست موسیقی ما به دلیل شرایط حاکم بر جامعه شاهد اجرای آواز بانوان نبوده و همین ممنوعیت و محدودیت، باعث شده در ایران عموماً به نقش خوانندگان زن بیش از نقش نوازندگان زن توجه شود. اهالی موسیقی هم که با اهداف و انگیزه های گوناگون اقدام به تشکیل ارکسترها و گروه های موسیقی می کنند، از ترکیب نوازندگان مرد و زن و یا صرفاً از نوازندگان مرد استفاده می کنند.

گروه موسیقی «خنیاگران مهر» همانطورکه بهزاد عبدی آهنگساز و رهبر گروه می گوید با هدف توجه بیشتر به نقش زنان در نوازندگی تشکیل شده و در این راستا اجراها و کنسرت های مختلفی را در ایران و کشورهای دیگربه روی صحنه برده است. نکته ی قابل توجه این است که تمامی نوازندگان این گروه را بانوان تشکیل می دهند. هرچند این امر شاید به دلایل اجتماعی تا حدی قابل توجیه باشد؛ اما ممکن است این هدف محدودیت هایی را نیز برای این قبیل گروه ها ایجاد کند. بطور مثال قانون، سازی است که نوازندگان آن اغلب زنان بوده و نی، سازی است که اغلب نوازندگان آن را مردان تشکیل می دهند. حال در ارکسترهایی که با اینگونه اهداف تشکیل شده با حذف یا عدم امکان استفاده از آن تعداد محدود نوازنده در این سازها، شاهد مشکلات فنی و اجرایی خواهیم بود.

این گروه از جمله معدود گروه های موسیقی بوده که آهنگساز و رهبر آن همزمان نوازنده و یا خواننده گروه نبوده و صرفاً آثار خود و یا آثار دیگران را با تنظیم و آهنگسازی مجدد اجرا می کند.

در سی و چهارمین جشنواره موسیقی فجر، گروه «خنیاگران مهر» با آثاری از بهزاد عبدی، علی تجویدی، حسین علیزاده و به خوانندگی محمد نوید نورزوی اصفهانی به اجرای برنامه پرداخت. رهبری این اجرا را بهزاد عبدی بر عهده داشت. اجرای قطعاتی چون «پرواز»، «سکوت و تو»، «در محاصره»، «عشق است»، «رقصان» و «رسوای دل»، بخشی از قطعات اجرایی گروه در شب چهارم جشنواره بود.

نکته ای که قابل توجه است استفاده حداکثری در این اجرا از فرم های مختلف اجرایی از جمله ارکستر تنها، ساز تنها به همراه ارکستر و همچنین آواز و ارکستر بود که خصوصاً در سال های اخیر کمتر شاهد اجرای قطعاتی برای ساز سلو و ارکستر هستیم. البته عبدی این قطعات سولیستی را قبلا برای ارکستر زهی و ساز ایرانی تنظیم کرده بود که با تنظیم مجدد او با درنظر داشتن امکانات اجرایی و ارکستراسیون سازهای ایرانی، بخش ارکسترال را به نحوی که با خصوصیات ارکستر سازهای ایرانی منطبق باشد، تنظیم و آهنگسازی کرده است.

با اینکه خود آهنگساز تجربه ی حرفه ای در نوازندگی نداشته، ولی قطعات تکنوازی را به گونه ای نگاشته که اجرای آن ضمن توجه به محدودیت های تکنیکی ساز، چالش برانگیز و نیازمند تمرین بسیار است. اجرای این گروه در عین حال نشان دهنده تمرین بسیار نوازندگان آن و هماهنگی مطلوب سازها در حین اجرای قطعات بود.

اینکه چنین ارکستری با این تعداد نوازنده نیاز به رهبر دارد یا ندارد سوالی است که ممکن است به ذهن متبادر گردد؛ قطعا همراهی رهبر با ارکستری با این تعداد ساز به نوع تنظیم قطعات این ارکستر وابسته است، زیرا اگر قطعات بصورت تک صدایی و یا دارای تنظیم ساده و بدون نقش های متفاوت باشد، برای هماهنگی گروه حتی با تعداد سازهای بیشتر از این ارکستر، نیاز به رهبر نبوده و هماهنگی در اجرای قطعات با تمرین حاصل می گردد اما زمانیکه در ارکستر با این تعداد نوازنده، قطعاتی اجرا می شود که تقریباً در بیشتر مواقع، هریک از سازها نقش جداگانه و خط متفاوتی دارند، برای هماهنگی و به اصطلاح بالانس ارکستر می بایست رهبر به عنوان هماهنگ کننده در ارکستر ایفای نقش نماید.

نکته دیگر در اجرای این ارکستر تقسیم شدن مناسب نقش ها در هر یک از سازها با توجه به امکانات تکنیکی و محدودیت های اجرایی سازها بود. به عبارت دیگر هر کدام از پارت ها به گونه ای برای هر ساز نگاشته شده بود که نشان دهنده آگاهی کامل سازنده و تنظیم کننده اثر از قابلیت های هر یک از سازهای ارکستر بود.

در مورد خواننده کنسرت هم این نکته حائز اهمیت است که متاسفانه به دلیل فضای حاکم بر جامعه موسیقی، تاکید بیشتر ارکسترها و حتی حمایت کنندگان مالی کنسرت ها بر استفاده از خوانندگان مطرح و معروف بوده و چه بسا ممکن است خواننده ای مطرح به لحاظ وسعت و یا رنگ و حالات صدا، تناسبی با قطعات اجرایی نداشته و صرفاً به دلیل شهرت خواننده از وی استفاده شود؛ به عبارت دیگر کیفیت اجرا و استانداردهای موسیقی کلاسیک به نحوی در سایه فروش بلیط و درآمدزایی بیشتر قرارمی گیرد.

اما در این اجرا، انتخاب خواننده به گونه ای بوده که توانایی های وی در تناسب و هماهنگی مطلوبی با قطعات اجرایی بود و خواننده نیز با اجرای خود نشان داد علاوه بر اینکه با تکنیک های صحیح آواز ایرانی آشناست، تسلط بالایی نیز در هماهنگ نموده قطعات با توجه به گستره و وسعت صدای خود دارد.

گروه هایی مانند «خنیاگران مهر» که در کنار اهداف موسیقایی، منویاتی غیرموسیقایی و اجتماعی دارند، با استفاده از نوازندگان سطح بالا و رعایت اصول صحیح اجرایی و آهنگسازی و تنظیم مناسب قطعات، می توانند به نحو شایسته ای در اجرای آثار و قطعات موسیقی ایرانی موفق و مورد قبول مخاطبان عام و خاص قرار گیرند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

خودآموختگی؛ از ورطه های تکرار تا هاویه های توهم (II)

به این ترتیب نظام آموزشی دو جزیی با نظام سه جزیی یک اختلاف بنیادین پیدا می کند و آن حضور فرد با توان خودآموزشی است. البته برخی از افراد جامعه خود به خود دارای این استعداد هستند اما در بیشتر موارد این استعداد انسانی باید تحریک شود و استاد نظام سه جزیی چنین می کند. بنابراین روابط او با شاگردانش دیگر نمی تواند نشان روابط استاد در نظامی دو جزیی باشد. در جدول زیر چند تمایز مهم را آورده ایم.

کتاب سازشناسی کاربردی (سازهای موسیقی کلاسیک ایران) از مجید کولیوند منتشر شد

کتاب سازشناسی کاربردی (سازهای موسیقی کلاسیک ایران) با نویسندگی مجید کولیوند، نوازنده سنتور، آهنگساز و مدرس دانشگاه هنر تهران، با همکاری نشر نای و نی منتشر شد. کتاب در سه بخش نگارش شده است. بخش نخست هوا صداها (سازهای بادی) که ساز نی را در بر می گیرد. بخش دوم، زه صداها که خود به دو بخش زهی مضرابی شامل سازهای سنتور، قانون، تار، سه تار و عود و زهی آرشه ای شامل کمانچه، قیچک سوپرانو، قیچک آلتو، قیچک باس می باشد. در نهایت بخش سوم به پوست صداها (سازهای کوبه ای) اختصاص داده شده که شامل ساز تنبک و دف است.

از روزهای گذشته…

فستیوال موسیقی زیر آب

فستیوال موسیقی زیر آب

درحالی که سمفونیهای بسیاری در زیر نور ستارگان اجرا میشوند، تنها یک سمفونی است که در زیر آب اجرا میشود. بهترین محل برای اجرای سمفونی غوطه ور یا Submerged فستیوال موسیقی زیر آب در لوور کی (Lower Keys) است.
جیمز لوین، احیا کننده متروپولیتن (I)

جیمز لوین، احیا کننده متروپولیتن (I)

جیمز لارنس لوین (James Lawrence Levine) متولد ۲۳ ژوئن ۱۹۴۳، رهبر و پیانیست آمریکایی، در حال حاضر مدیر موسیقی اپرای متروپولیتن و ارکستر سمفونیک بوستون می باشد. اولین رهبری وی به همراه اپرای متروپولیتن در ۵ ژوئن ۱۹۷۱ بود و تا جولای ۲۰۰۹ بیش از ۲۴۵۶ اجرای اپرا متروپولتن را رهبری نمود!
زلتان کودای، خادم موسیقی فولک

زلتان کودای، خادم موسیقی فولک

زلتان کودالی (Zoltán Kodály) آهنگساز، محقق موسیقی و فرهنگ فولکلور، اتنوموزیکولوژیست، زبان شناس و فیلسوف مجار، بیشتر کودکیش را در گالانتا (امروزه: ترناوا-اسلواکی) گذراند. پدرش رئیس ایستگاه قطار و موسیقیدانی غیر حرفه ای بود و با حضور وی، کودالی به عنوان یک کودک نواختن ویلن را آموخت. با وجود تحصیلات بسیار کم او در آن زمان در زمینه موسیقی، در گروه کر کلیسا می خواند و قطعاتی نیز برای اجرا می نوشت.
گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

پس از این بحث زمان اندکی نیز به مبحث نقد اسطوره‌شناسانه‌ی موسیقی اختصاص یافت که قاعدتاً باید در جلسه‌ی یازدهم (همراه با نقد نشانه‌شناسانه‌ی موسیقی) مطرح می‌شد اما به دلیل گستردگی مباحث تنها اشاره‌ی کوتاهی به آن شده بود. این‌گونه نقد که برآمده از مطالعات اسطوره‌شناس ساختارگرای فرانسوی است نخستین بار به صورت اشاراتی در فصل اول کتاب «خام و پخته» (Le cru et le cuit) و فصل آخر «انسان برهنه» (L’Homme nu) ظاهر شد و در «اسطوره و معنا» (که به دست «شهرام خسروی» به فارسی هم ترجمه شده)، به صورت مختصر مورد اشاره قرار گرفت. تلاش «لوی استروس» برای پیوند زدن اسطوره‌شناسی و یافتن سرمشق‌های اصلی در حوزه‌ی موسیقی (به‌ویژه تحلیل ساده‌ی فوگ یا فرم سونات) این پیام را داد که می‌توان از راهِ یافتن کهن ‌الگوها به نقد و تفسیر موسیقی پرداخت:
بابی مک فرین، خواننده ای سنت شکن

بابی مک فرین، خواننده ای سنت شکن

بابی مک فرین از عجایب عرصه موسیقی است، خواننده ای خلاق و بدعت گذار، رهبر ارکستری صاحب نام و خالق یکی از معروف ترین آهنگ های قرن بیستم “Don’t Worry, Be Happy”، که ده جایزه Grammy را در کارنامه خود به ثبت رسانده است. بیش از بیست میلیون نسخه از آلبوم هایش به فروش رسیده و همکاری اش با نوازندگانی چون Yo-Yo Ma، Chick Corea، Herbie Hancock و ارکستر فیلارمونیک وین جایگاه ویژه ای چه در عرصه موسیقی جز و چه موسیقی کلاسیک به او اختصاص داده است.
نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (IX)

نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (IX)

جمله‌ی بعدی که بعد از فرود به درآمد ماهور شنیده می‌شود، پاساژهای ساده‌ای است که از روی همان نغمه‌ای که سه‌تار می‌نوازد شروع می‌شود و به جهت تنوع بخشیدن به بخش سه‌تار، موفق عمل می‌کند، هر چند می‌توانست مثل قسمت پیشین، حداقل سه بخشی نوشته شود.
نمودی از جهان متن اثر (II)

نمودی از جهان متن اثر (II)

اصطلاح «آنالیز موسیقی» اشاره به نوعی از مطالعه‌ی موسیقی دارد که به جای آنکه از عواملی بیرون از کار هنری (۲) (اثر موسیقایی) شروع کند، از خود موسیقی می‌آغازد. این تعریفی است که سادگی اولیه‌اش پهلو به پهلوی دشواری نهایی‌اش می‌زند. در همین صورت‌بندی اولیه، سوالات بسیاری نهفته است که پاسخ دادن به آنها چندان هم آسان به نظر نمی‌رسد؛ چه نوع مطالعه‌ی موسیقی مد نظر است؟ منظور از «خود موسیقی» در اینجا دقیقاً چیست؟ برای آنکه این مسایل دقیق‌تر روشن شود بهتر است ابتدا به بعضی از تعاریفی که از این اصطلاح موسیقایی داده شده نظری بیفکنیم:
سلطانی: اسپکترالیست ها ذهنیت و دیدگاهشان را بر کلیت و تداوم کاربردی استوار می کنند

سلطانی: اسپکترالیست ها ذهنیت و دیدگاهشان را بر کلیت و تداوم کاربردی استوار می کنند

بله، می تواند این گونه هم باشد، اما تکرار در موسیقی مینی مال، مرا به شدت یاد موسیقی دستگاهی ایران و موسیقی باخ می اندازد. تصور من این است که ماهیت و جوهره ی این سه نوع موسیقی، شباهت و اشتراکات فراوانی دارند، در عین حال که ساختارشان را هم نمی توان از درون به هم ریخت. البته روند تکراری و ماهیت ذاتی تکرارِ درون گرای این موسیقی ها، امکان گسترش و خلاقیت ها را هم کم می کند و فکر می کنم بیشترین راه رشد، خلاقیت در مورد این ژانرهای موسیقایی، چگونگی اجرا، رنگ های صوتی و ترکیب هاست، نه فرم، ساختار و جوهره ی خود موسیقی.
“ردیف” و “اغراق” به مثابه دو بال عامیانگی (III)

“ردیف” و “اغراق” به مثابه دو بال عامیانگی (III)

پیش از هر چیز اجازه بدهید اشاره کنم که موضوعاتی که در اینجا مطرح میشود، در مورد همۀ قطعات اجرا شده در این کنسرت صدق میکند، به جز آواهای زیگورات که برای پیانوی سولو نوشته شده بود. در مابقی قطعات بدون استثناء، ارکستر یا پیانو یا صداهای الکترونیک پیشتیبان صدای یک یا چند ساز ایرانی تنها شده بود. خوب این به تنهایی هیچ اشکالی ندارد به شرط آنکه نگفته باشیم: “اندیشه نو، یک ضرورت غیر قابل انکار تلقی میشود” (از متن بروشور) و بعد قطعاتی بسازیم که خط ملودیک واضحشان جملات صریحی از ردیف سازی ماست!
محمد رضا درویشی و کلیدر (I)

محمد رضا درویشی و کلیدر (I)

این مطلب در نگاه اول نقد یا توصیف ساختاری اثر کلیدر ساختۀ محمدرضا درویشی نیست و بیشتر تلاش شده به بهانۀ اجرای کلیدر و آثار مشابه نگاهی داشته باشیم به علل و عواملی که به واسطۀ آن اینگونه آثار مورد اقبال عمومی قرار نمی گیرند. چندی پیش، کنسرت مشترک هنرمندان حسین علیزاده و محمدرضا درویشی، در راس خبر های هنری مربوط به موسیقی قرار گرفته بود. کنسرتی که با واکنش های متفاوتی از زوایای گوناگون مواجه شد که یکی از آنها دعوت از بخش زهی ارکستر ملی (ناسیونال اکراین) بود.