گوستاو مالر (III)

گوستاو مالر (1911-1860)
گوستاو مالر (1911-1860)
همسر مالر، آلما از او نقل کرده که گفته است: “من سه بار بی خانمان شدم، به عنوان بوهمیای اصیل در اتریش، به عنوان اتریشی در میان آلمانها و به عنوان یک یهود در دنیا؛ در هیچ کجا به من خوش آمد گفته نشد!” از مالر به عنوان آخرین آهنگساز سمفونیک آلمان یاد می شود. او سمفونی را ارتقای فراوان بخشید که شامل زیباییشناسی و تاثیری بیانگر بود و عقیده داشت: “سمفونی باید به همه دنیا برده شود.”

آهنگهای مالر بیشتر در دو گروه سمفونی و لید می گنجند. او سمفونی شماره یک خود را “پهلوان” (Titan) و پوئم سمفونیک می نامد.

سمفونیهای اولیه او با ایده “فقط موسیقی” در تضاد بودند. سمفونی های دوم تا چهارم مالر شامل صداهای تک خوان و متن بودند.

سمفونی شماره ۸ محدودیتهای سمفونی را کنار گذاشت و به همراه ۸ تک خوان گروه کر و اشعار هم مذهبی و هم غیر مذهبی اثری نوین به شمار می رفت، همچنین روح شعر در آثار او موج می زند.

او راه فرانتس شوبرت و روبرت شومان در پیشرفت لیدها دنبال کرده است. “آوازهای از راه دور” ساخته او، شامل چهار ترانه است درباره عشق مردودی که در زمین حیران و سرگردان است، مالر اشعار آن را خود نوشته که از عشق شکست خورده اش در کسل برآمده. آهنگساز، سمفونی های خود را سرشار از ملودی و هارمونی می کرد که دارای کیفیت بالایی بود. دیگر کارهای نوین او ترکیب سازها بود، استفاده از سازهای کوبه ای به همراه ارکستر و گروه کر و تک خوان.

شیوه کار ارکستری او بر پایه آن بود که دو ملودی همزمان شوع شوند بدون آنکه شفافیت و رسایی یکدیگر را خدشه دار کنند یا از بین ببرند. اغلب موسیقی او الهام گرفته شده از روح اشعار و رقصهای اتریشی است. اصول سه گانه و تاریخی موسیقی محلی رقص اتریشی در سمفونی نهم او وجود دارند.

او رمانتیسیزم را در موسیقی گسترش داد که پیشرفت ارکستر سمفونیک را امکان بخشید. نتیجه آن، ساختار شکنی و پیشرفت در درک از فرم سمفونیک بود، او با دشواری در اجرای آثارش روبرو شد و آنقدر روی سمفونیهایش کار می کرد و تغییر می داد تا کاملا راضیش کند.

او بسیار معنوی بود و در موسیقی خود، از طبیعت نیز الهام می گرفت. در کنار تلاش بی وقفه و خستگی ناپذیر مالر در پیشرفت سمفونی، وی آثار آهنگسازان پیشین را نیز مطالعه می کرد. در اولین سمفونی او به وضوح می توان وجود D ماژور را شنید. در دومین سمفونی از C مینور به E ماژور، سومین سمفونی با D مینور آغاز و با F ماژور پایان مییابد، در سمفونی چهارم G ماژور از بین رفته و به E ماژور می رسد.

سمفونی پنجم این پروسه ها را شدیدتر می کند؛ از C مینور مارچ عزا به A مینور می رسد، از رقص D ماژور به اشعار F ماژور و با D ماژور شاد و پرانرژی خاتمه می یابد. سمفونی ششم شیوه ای خاص دارد و با A مینور آغاز و پایان می پذیرد!

سمفونی هفتم پیشرو است؛ از B مینور آغاز و تا E ماژور پیش می رود و در نهایت با C ماژور خاتمه می پذیرد. سمفونی هشتم به ساختاری می رسد که ابتدا و انتها با D ماژور است. سمفونی نهم که نیمه کاره ماند. سمفونی دهم که با F ماژور ابتدا و پایان می یابد که واپسین سمفونی مالر است.

en.wikipedia.org

یک دیدگاه

  • علیرضا
    ارسال شده در مهر ۱۴, ۱۳۸۸ در ۱۱:۳۶ ب.ظ

    سلام دوستان

    کسی اجرای خوبی از سمفونی ۸ مالر سراغ داره؟ من تا به حال اجرای قابل توجهی ندیدم

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«نیاز به کمالگرایی داریم» (I)

اگر اهل مطالعه نوشته های مربوط به موسیقی باشید حتما نام سجاد پورقناد برای شما آشناست؛ او سردبیر قدیمی ترین مجله اینترنتی روزانه موسیقی به نام گفتگوی هارمونیک است. البته فعالیت در عرصه مطبوعاتی (اینترنتی و کاغذی) تنها بخشی از فعالیت های پورقناد را تشکیل می دهد. او غیر از فعالیت گسترده در زمینه نقد، گزارش و مقاله نویسی، تلاش های قابل توجهی در زمینه تولید و اجرای موسیقی داشته است که شامل آثار مختلفی از نوازندگی، خوانندگی و در این اواخر آهنگسازی می شود.

به‌استقبال «ماراتن پیانو» در پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران (II)

تاجایی که اطلاع دارم در سال‌های اخیر اجراهای مختلف مرتبط با گروه موسیقی، از اجراهای پایان‌نامه‌ها گرفته تا جشنواره‌های مختلف موسیقایی گروه موسیقی در فضاهایی چون تالار شهید آوینی یا کلاس‌های دانشکده‌ی هنرهای نمایشی و موسیقی برگزار شده‌اند. حائلی که مابین فضای این سالن و کلاس‌ها با فضای بیرون –فضایی که متعلق به همه است- وجود دارد، گویی این دو فضای سرپوشیده را تبدیل به فضایی منفک و «تخصصی» کرده است که انگار اگر کسی بخواهد به آن فضا برود و آنچه می‌گذرد را درک کند، لاجرم باید اهلیتی تخصصی با موسیقی داشته باشد. (۳)

از روزهای گذشته…

نوربخش: رسالت استاد، پرورش هنرمند در نوازندگی است

نوربخش: رسالت استاد، پرورش هنرمند در نوازندگی است

من معتقدم هنر در جریان آموزش نوازندگی باید به تدریج در فرد پرورش یابد؛ در صورتی نوازندگی دارای ویژگی ها و شاخصه های هنری می گردد که در طی دوران و سالیان آموزش ساز، در این زمینه برای شخص تلاش شده باشد و در واقع این امر را یک روند تدریجی می دانم و در این راستا فکر می کنم کلاس نوازندگی، صرفا نباید به کلاس تدریس “تکنیک نوازندگی” ساز تبدیل شود.
وام‌گیری موسیقایی به مثابه ارجاع به هویت (V)

وام‌گیری موسیقایی به مثابه ارجاع به هویت (V)

از این دیدگاه؛ از سویی موسیقی‌هایی که او انتخاب کرده است (فرهنگِ دهنده) عمیقا «مونودیک» یا تک صدا درک می‌شود و از سوی دیگر نظریه‌ای وجود دارد که چیرگی یک تک صدای موسیقایی را (بدون هارمونی) و گاه حتا بدون در نظر گرفتن جای آن در یک نردبان موسیقایی می‌پذیرد (فرهنگِ پذیرنده)، برای آن ساختار قائل می‌شود و تاثیر این ساختار بسیار تکین را بر ساختارهای کلان‌تر بررسی می‌کند. علاوه بر این حرکت مصالح موسیقایی به شکل مونودیک، یعنی وقایع موسیقایی منفرد که اگر هم بافت همراهی دارند، به عنوان یک رویداد تکین در لحظه‌ی موسیقایی ظاهر می‌شود و ارتباطی با قبل و بعد از خودش (به مفهوم توالی) نمی‌یابد.
موسیقی و معنا (I)

موسیقی و معنا (I)

مراد از «معنا» چیست؟ وقتی می‌گوییم چیزی دارای «معنا»ست، در حقیقت ادعا می‌کنیم که آن چیز، به چیزِ دیگری ورای خود اشاره دارد، یا با آن همراه است، یا می‌تواند برای پی بردن به وجود آن به کار آید. میان پدیده یا پیشامد نخست با آنچه در ورای آن است، نوعی ارتباط وجود دارد. به بیان دیگر، آن چیز دارای دلالت است و یا به زبان ساده‌تر به امری ورای خود ارجاع می‌دهد. هنگام پرداختن به موسیقی تمایل داریم معنایی برای آن قائل شویم. به نظر می‌رسد موسیقی دارای معناییست، هرچند که این معنا می‌تواند برای ما کاملاً شخصی باشد. بررسی بحث‌ها و پژوهش‌های نظری درباره‌ی موسیقی نشان می‌دهد که «معنای موسیقی» عموماً موضوعی محوری‌ست؛ به ویژه زمانی که موسیقی در بستر اجتماعی آن پژوهش می‌شود (نک. Feld & Fox 1994). هر چند ممکن است موسیقی نیز دلالتی داشته باشد، در مقایسه با زبان نمی‌توان گفت موسیقی به چه چیزی ارجاع می‌دهد، یا از اساس به چیز مشخصی اشاره می‌کند یا نه.
هنر و انقباض ایدوئولوژیک (V)

هنر و انقباض ایدوئولوژیک (V)

در مقابل این وضع، آن بخش از سیاست که به پلورالیسم متکّی ست، در وضع پیچیده یی قرار می گیرد. سیاست که در جریان جدال های درونی خود برای رادیکالیزه شدن قدرت در مقابل نیروهای مدرَسی موضع گرفت و نظامات مدرسی ـ آموزشی را به دلایل گرایش به غرب یا ضدّ دینی بودن از هم پاشاند، ناگهان می بیند که ظرفیّت های بازمانده ناتوان از تدارک قدرت برای اویند.
ارکستر سمفونیک سین سیناتی (CSO)

ارکستر سمفونیک سین سیناتی (CSO)

ارکستر سمفونیک سین سیناتی (Cincinnati Symphony Orchestra) یا CSO پنجمین ارکستر قدیمی آمریکا، به خاطر سفرهای بین المللی، ضبطها و اجراهای تاریخیشان در تالار موسیقی (Music Hall) شهرت دارد. تاریخچه این ارکستر نشان دهنده تکامل تدریجی موسیقی در شهر سین سیناتی در جنوب غربی اوهایو می باشد.
چوب، عاملی ارزشمند برای ساخت سازها (II)

چوب، عاملی ارزشمند برای ساخت سازها (II)

در این میان هنرمندان، صنعتگران و سایر اقشار متقاضی این ماده اولیه، دچار مشکلات عدیده ای هستند.به طور مثال هنرمندان و سازندگان ادوات موسیقی که مشخصا در گروه تولید کنندگان سازهای چوبی هستند، نابسامانی واتلاف این ماده مورد نیاز را بیشتر لمس کرده و متاسفانه در بعضی از مواقع راهی به جز استفاده از همین کیفیت نا مطلوب برایشان فراهم نمی شود،البته تعجب آور است که گاهی همین چوب نامناسب نیز یافت نمی شود.
نطفه معصوم موسیقی در لجنزار کین و جنگ (II)

نطفه معصوم موسیقی در لجنزار کین و جنگ (II)

آن زمان‌ها بر روی پیشخوان صفحه فروشی‌ها دو سه تایی گرام می‌گذاشتند آن هم با گوشی بزرگ که خریداران بتوانند صفحه خود را شنیده و انتخاب کنند. پس من صفحه را از جلدش بیرون آوردن و بر روی گرام گذاشته آن را روشن کرده و گوشی را به گوشم گذاشتم . حالتی داشتم که گویا کسی به زور می‌خواهد مرا وادار به کاری کند و من هم علی‌رغم میل خود به آن تن داده‌ام.
Il Carlo IX di Francia del 1566 (قسمت اول)

Il Carlo IX di Francia del 1566 (قسمت اول)

تاریخ در گذر خود رایحه روشن جاری در لحظه ها را لمس می کند و زمان جریان دیگری را از حضور نگاهی دیگر به ارمغان می برد زمانی که روزها از پی هم می گذشتند و ماه ها پیوند سترگ فصلها را نوید می دادند، در عمق تمدنی زیبا و پر شکوه به آرامی تولدی دیگر بدون آنکه هیچ پیش گویی خبر از حادثه ای شور انگیز را تجسم کند، صدای نفسی آرام آرام از درون عشقی مملو پا به هستی بی همتا گشود و به سادگی تکراری جاوید او را آندرا نامیدند، آندرا آماتی سر سلسله آغاز پدیده ای به نام ویولون.
میشل لگراند

میشل لگراند

میشل لگراند موسیقیدان بزرگ معاصر فرانسوی، از جمله بزرگترین موسیقیدانان غیر آمریکایی موفق است که کارهایش همواره در فهرست بهترینهای آمریکا قرار داشته؛ نکته جالب اینجاست که این موضوع از اولین کارهای او در آمریکا با موسیقی بسیار زیبای “I Love Paris” در سال ۱۹۵۴ آغاز می شود و تا بعد ادامه دارد.
شهرت پس از مرگ

شهرت پس از مرگ

این قطعه را گوش کنید به احتمال زیاد این موسیقی را در یکی از فیلمهای سینمایی یا رادیو و … شنیده اید، نام این قطعه “The Entertainer” است. سبک این قطعه موسیقی رگتایم (Ragtime) نامیده میشود که از جمله سبکهای موسیقی جز است. در موسیقی جز اصطلاح رگتایم عمومآ معادل با نام اسکات جوپلین (Scott Joplin) آهنگساز بزرگ اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ است که زیباترین قطعات رگتایم را آفریده است.