هایدن و مراسمی برای سالگردش (I)

جوزف هايدن (1732-1809)
جوزف هايدن (1732-1809)
شهر وین در کشور اتریش، امسال مانند بیشتر شهرهای بزرگ اروپایی شاهد برگزاری مراسم سالگرد تولد هایدن آهنگساز بزرگ اتریشی بود. هایدن آهنگسازی است که غیر از تاثیرات بسیار زیاد در تکامل موسیقی کلاسیک، دو شاگرد مهم را هم به موسیقی کلاسیک تقدیم کرده است، موزار و بتهوون! در برنامه قبلی این فستیوال که به مدت دو روز پنجم می از ساعت ۱۱ تا ۱۷ و ۲۷ می از ساعت ۱۴ تا ۲۱ برگزار شد، نوازندگان در محوطه قصر با شکوه “BELVEDERE” به اجرای برنامه پرداختند. این برنامه با همکاری دانشگاه موسیقی وین برگزار شده بود و در آن هنرآموزان و هنرجویان برگزیده دانشگاه به اجرای آثاری از هایدن و یا در ارتباط با او، پرداختند.

در این برنامه که ۱۲۰ دانشجو و استاد دانشگاه موسیقی وین در آن حضور داشتند، بیش از ۲۰۰ قطعه از ژوزف هایدن به اجرا در آمد.

در میان استادان دانشگاه موسیقی وین، پروفسور فروع کریمی، نوازنده نامدار ایرانی نیز حضور داشت. فروغ کریمی که از سرشناس ترین موسیقیدانان ایرانی مقیم اروپاست، از سال ۱۹۹۰ تا کنون به عنوان استاد فلوت و موزیک کینزولوژی مشغول فعالیت در دانشگاه موسیقی وین است.

پروفسور کریمی در اجرای چهار قطعه شرکت داشت که سه قطعه از هایدن (تریوی سل ماژور برای ۲ فلوت و پیانو با همکاری یکی از هنرجویان فلوت ایشان میخائیل لیند اجرا شد، سمفونی سل ماژور که برای ۶ ساز زهی و فلوت و پیانو تنظیم شده بود؛ تریو ر ماژور شماره ۲۸ فلوت،‌ ویولنسل و پیانو) و یک قطعه به نام “کاپریس روی تم هایدن” که توسط آهنگساز اتریشی Meinhard Rüdenauer ساخته و به فروغ کریمی تقدیم شده بود، به اجرا در آمد.

جوزف هایدن یکی از مهمترین، برجسته ترین و مشهورترین آهنگسازان دوران کلاسیک است. او را اغلب پدر سمفونی و کوارتت زهی خوانده اند و آن به دلیل تلاش های بی وقفه اش در بهبود این نوع قالبهای موسیقی بوده است. او همچنین در پیشرفت پیانو تریو و فرم بندیهای سونات نقش مهمی دارد.

هایدن بیشتر دوران حرفه ای خود را در خدمت موسیقی به خانواده اشرافی استرازی (Esterházy) گذراند و این کار، او و سبک موسیقی اش را از دیگر موسیقیدانان، تا اواخر دوران زندگیش جدا ساخت. هایدن در زمان مرگش از نامدارترین موسیقیدانان اروپا بود.

جوزف هایدن برادر میکائل هایدن آهنگسازی بزرگ و برادر جوهان هایدن خواننده با صدای تنور بود. همچنین دوست صمیمی و معلم موزار و معلم بتهوون نیز بود. او در روهارو روستایی در اتریش نزدیک مرز مجارستان به دنیا آمد. پدرش ماتیاس هایدن چرخ ساز و وابسته به شهردار بود.

مادر هایدن ماریا کولر به عنوان آشپز در قصر کنت هاراچ خدمت می کرد. والدین او نمی توانستند موسیقی بخوانند، اگرچه پدرش موسیقیدان فولکلور بود و خودش نواختن چنگ را آموخته بود. با توجه به خاطرات هایدن، دوران کودکی به شدت پر موسیقی داشت و با همسایگان نیز در کنار هم آواز می خواندند.

والدینش به استعداد موسیقی او پی بردند و می دانستند که در آن روستای کوچک فرزندشان جای هیچ گونه پیشرفتی ندارد. به همین دلیل با پیشنهاد یکی از بستگانشان، پذیرفتند هایدن به هاینبورگ برود، بدین ترتیب هایدن ۶ ساله به همراه فرانک به خانه او در هاینبورگ هفت مایل دورتر از والدینش نقل مکان کرد و دیگر هیچ گاه با والدینش زندگی نکرد.

زندگی در خانه فرانک برای هایدن کار ساده ای نبود او در آنجا بارها گرسنگی کشیده بود و به دلیل لباس مندرسش مورد تحقیر دیگران واقع می شد. اگرچه تحصیلات موسیقی اش را در همانجا پی گرفت و بسیار سریع قادر به نواختن چنگ و ویلن شد. ساکنین شهر هاینبورگ صدای او را در گروه کر کلیسا می شنیدند.

دلیلی وجود دارد که بتوان گفت هایدن همه را با صدایش متاثر میکرد چراکه در همان ابتدا مورد توجه جرج فُن ریئوتر (Georg von Reutter) مدیر کلیسای جامع استیفان وین، واقع شد، کسی که به شهرهای مختلف کشور سفر می کرد تا افراد با استعداد را بیابد. هایدن در امتحانی که ریئوتر از او گرفت پذیرفته شد و در سال ۱۷۴۰ به وین رفت جایی که برای نه سال در گروه کر ریوتر خواند.

هایدن در خانه ریئوتر به همراه پنج پسر دیگر گروه کر زندگی می کرد. گروه ریئوتر یکی از مراکز پیشروی موسیقی بود، هایدن در آنجا بسیار آموخت. همانند فرانک، ریئوتر همواره اطمینان حاصل نمی کرد که هایدن به درستی آموخته باشد و در بیوگرافیش آمده که گفته است: “هایدن، مشتاق یادگیری و خوب خواندن بود و آرزوی دریافت تقاضاهای بیشتر و خواندن برای تماشاچیان اشرافی را در سر می پروراند.” در سال ۱۷۴۹ به سنی رسید که دیگر قادر به خواندن قسمتهای بالای کر نبود.

یک هفته بعد از آن کار اخراج و بی خانمان در خیابانها رها شد، اگرچه آنقدر خوش شانس بود که یکی از دوستانش جوهان مایکل اسپانگلر (Johann Michael Spangler) به او در خانه کوچک و پرجمعیت خود پناه داد. هایدن موفق شد کارش را دنبال کند و به عنوان موسیقیدان ساعتی حرفه اش را از سر گیرد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

روشی برای کمک به هنرجویان در انتخاب کوک درست (II)

الف- مطمئن شوید دست چپ روی انگشت دوم و سوم متعادل شود و انگشتان، بالای نت هایشان شناور باشند و به راحتی روی آن‌ها فرود آیند.

«پرورده یِ عشق» (IV)

سخن دیگر اینکه توجّه شهیدی به تنوّع شعر و خواندن شعر شاعران مختلف مثال زدنی است و صرفا به دو یا سه شاعر برجسته اکتفا نکرده است. بنابر سنّت های سینه به سینه در آواز ایرانی بیشتر آواز را با غزل و آن هم غزل سعدی و بعدها غزل حافظ می خوانند و در مرتبه ی پایین تر غزل و مثنوی عطّار و مولانا یا رباعیّات خیّام، در این میان با وجودِ نبوغ شعری بی نظیر و تصاویر بدیع و محتوایِ عاشقانه یِ برجسته یِ سروده های نظامی، شعر حکیم نظامی گنجوی در آواز ایرانی مورد غفلت واقع شده است، عبدالوهّاب شهیدی نظامی خوانی ست بی نظیر که به خوبی از عهده ی بیان احساساتِ عمیق شعر نظامی برآمده و در این زمینه در مجموعه ی برنامه ی گلها آثار ماندگاری از خود به یادگار گذاشته است: هنگامی که در audio file برنامه ی گلهای رنگارنگ ۳۸۸ در مثنویِ ابوعطا، زاری های مجنون را بر درگاهِ کعبه زمزمه می کند:

از روزهای گذشته…

خروسِ بی محل

خروسِ بی محل

این روزها اغلب اعمال ما از سازوکار هایی ناشی می شوند که رفته رفته در درون ما نهادینه شده اند و گه گداری هم به گونه های مختلف خود را نشان می دهند و ما در این تصور واهی که بانی و صادر کننده ی این افعال بوده ایم. در این میان آنان که آسیب کمتری دیده اند، بی گمان اعمالشان اصیل تر و بی شائبه تر خواهد بود و آنان که به موانع تکیه می دهند، یا آن را دور می زنند، راه طّراری را در پیش می گیرند و آنان که در رفع شبهات می کوشند، از مظان اتهام و معرض قضاوت به دور خواهند بود.
نگاهی به آثار و توانی های حسین خواجه امیری (V)

نگاهی به آثار و توانی های حسین خواجه امیری (V)

یکی از زیباترین آثار ایرج در سه گاه که متفاوت از آوازهای سه گاه دیگر اوست به همراه نوای تار مرحوم استاد جلیل شهناز در برنامه گلهای تازه ۱۶۳ است که از آخرین شماره های برنامه گلها و همچنین آخرین اثر ایرج در برنامه گلها می باشد. البته آوازهای ایرج در همه دستگاهها و آوازها، اکثرا متفاوت از یکدیگر است و علیرغم اینکه گوشه ها اغلب یکسان هستند ولی بیان آنها در اجراهای مختلف اکثرا با تفاوتهایی شنیده می شود و این نکته را نیز باید خاطر نشان کرد که او تغییراتی را نیز در برخی گوشه ها ایجاد و یا از خود ابداع می کند که مختص خود او و سبک اوست.
نکاتی درباره امپراتوری جاذبه (IV)

نکاتی درباره امپراتوری جاذبه (IV)

نغمه های پویا معمولاً گرایشی برای وصل یا حل شدن به نغمه های ایستا دارند. در گام­های ماژور و مینور درجه های اول، سوم، پنجم و هشتم است که از اجرای همزمانِ آنها، آکورد ایستا یا آکورد تونیک به وجود می آید که در آخرِ تمام قطعات موسیقی به عنوان پایان­ دهنده قطعه شنیده می شود. به طوری که تمام شنوندگان حالت خاتمه اثر را احساس می کنند.
هنینگ کراگرود، موسیقیدان اسکاندیناوی (II)

هنینگ کراگرود، موسیقیدان اسکاندیناوی (II)

از رویدادهای مهم این فصل می توان به دعوت مجدد از هنینگ برای همکاری با ارکستر سمفونیک بورنماوث و ارکستر هاله نام برد. هنینگ نوازنده مورد علاقه این ارکسترها است. او هم چنین با ارکستر فیلارمونیک SWD و ارکسترهای سمفونیک غرب استرالیا و تاسمانی نیز همکاری داشته است. در ادامه فعالیت هایش در آمریکای شمالی، هنینگ به ارکستر سفونیک تورنتو سری می زند و در رسیتالی در مرکز لینکلن در نیویورک به اجرا می پردازد.
روش سوزوکی (قسمت سی هفتم)

روش سوزوکی (قسمت سی هفتم)

طبق معمول درهای کارخانه ویولون سازی ساعت هفت صبح باز می شد، اما از نظر کارکنان توقعی نبود که پدر من و ما بچه‌ها که به مدیریت کارخانه تعلق داشتیم زودتر از ۹ صبح در آنجا دیده بشویم. از همان روز اول کار با خودم فکر کردم که در حقیقت من هم مانند بقیه یکی از کارکنان این کارگاه هستم؛ چرا باید برتری طلبی رئیس مآبانه داشته باشم؟ از نگاه انسانی به نظرم غیرعادلانه بود که اگر دیگران ساعت هفت صبح شروع به کار می‌کنند و من دو ساعت بعد از آن ساعت شروع به کار ‌کنم و تصمیم بر این کار گرفتم. گمان می‌کنم این دید و برخورد را هم از تولستوی آموخته بودم!
بیژن کامکار: هرگز برای پول کار نکرده‌ام

بیژن کامکار: هرگز برای پول کار نکرده‌ام

… اما خرسندی‌هایی هم هست. گروه های جوانی هم هستند که انصافن خوب کار می‌کنند اگر بی‌پولی و بی‌حمایتی کارشان را خراب نکند. بیشتر گروه هایی که تشکیل می‌شوند به دلیل مشکلات و مسائل مالی و اینکه کارشان بازدهی اقتصادی منطقی ندارد از هم می‌پاشند. خیال‌تان را راحت کنم وضعیت اقتصادی موسیقی ما فاجعه است. چرا باید هنرمند از هنرمند پول بگیرد؟ من چرا باید دستمزدم را از پشنگ بگیرم؟ چرا گروه باید با مرحوم مشکاتیان طرف می‌شد و چرا او باید دستمزد می‌داد؟ بگذارید مثالی بزنم. فقط شش گروهان، از استادیوم آزادی حراست می‌کنند. صد تا مسئول گیشه دارد. یک اکیپ کار نور می‌کند. یک لشکر برای اصلاح چمن وجود دارد.
هنر موسیقی و مولانا

هنر موسیقی و مولانا

شعر و موسیقی چنان در هم تنیده اند که هیچ یک بدون دیگری کمال خود را نمی یابد. مولانا مصداقی بارز از این نمونه است. شعرش تجسم پایکوبی، رقص و ریتم است؛ معنایی بس شگرف و عرفانی، تمام مصادیق لازم برای یک پیوند عمیق با موسیقی را فراهم کرده است. در نوشته ای که پیش رو دارید، نوشته ای پیش رو دارید، گرآوری نظریات اندیشمندان علوم انسانی است در اینباره.
گفتگو با ویلالوبوس

گفتگو با ویلالوبوس

قطعاتی که امروز از ویلا لوبوس دررپرتوار گیتار موجود است از ارزش و اعتبار خاصی برخوردار است و از نظر بسیاری از منتقدین و نوازندگان سطح بالای این ساز، ویلالوبوس بزرگترین آهنگساز گیتار در قرن بیستم می باشد. محدوده کاری ویلا لوبوس بسیار متنوع و وسیع است. او بیش از ۱۶۰۰ قطعه برای پیانو، قطعات زیادی برای ارکستر و کنسرتو های مختلفی برای سازهای گوناگون نوشته و امروز نزدیک به ۲۰۰۰ قطعه از او باقی مانده است.
دویچه گرامافون (II)

دویچه گرامافون (II)

در ۱۹۴۱ سهام دویچه گرامافون (Deutsche Grammophon) توسط کمپانی بزرگ “Siemens & Halske” خریداری شد. در آن زمان مدیر عامل زیمنس (Ernst von Siemens)٬ بدلیل دانش موسیقایی و علاقه وافرش به موسیقی کلاسیک مشهور بود و همین علاقه شخصی باعث شد تا توجه وی جلب این کمپانی شود.
“موسیقی همه زندگی من است” (VII)

“موسیقی همه زندگی من است” (VII)

در بولونا هنگامی که سارا آغاز به خواندن کرد تعداد کمی از تماشاچیان شروع به تشویق کردند اما دیگر حضار با صدای “ششش” سعی در برقراری سکوت داشتند. پس از آن سکوتی بسیار سنگین تا پایان آخرین آهنگ در فضا مستولی شد و پس از آن بود که تشویق آنان که تا آن لحظه نگهداشته شده بود مثل بمبی صدا کرد، بسیار فوق العاده بود.